سیاسی

محمد تقی فاضل میبدی
در پی نامه آقای دکتر علی مطهری به ریاست محترم جمهوری مبنی بر حل مسئله حصر آقایان مهندس میرحسین موسوی، حجةالاسلام و المسلمین کروبی و سرکار خانم زهرا رهنورد از طریق محافل قضایی و قانونی،که در رسانه ها آمده است، یکی از اساتید محترم تاریخ آقای دکتر رجبی در طی یاداشتی در پاسخ به آقای مطهری حصر آقایان را به حصر عایشه توسط امام علی (ع) پس از جنگ جمل شبیه دانسته و بدین طریق آن را صواب دیده و توجیه تاریخی کرده اند. در این جا نکاتی قابل توجه و تامل است .
نگارنده وارد جریان حصر افراد نمی شود و نامه آقای دکتر مطهری را در راستای دلسوزی نظام دانسته و هیچ جهت گیری خاص سیاسی را در آن نمی بینم؛ اما جهت تذکر خدمت جناب رجبی باید گفت که این شباهت سازی های تاریخی برای توجیه وقایع موجود، که می تواند قانونا حل شود، درست نمی نماید زیرا:
1- در دانش اصول آموخته ایم برنامه های حکومتی و کارهایی که به صلاح دید شخص حاکم بر می گردد، نمی تواند برای همیشه و همه جا حجت باشد،هرچند که این کار حکومتی به دست امام معصوم صورت گرفته باشد،چرا که افعال حکومتی اقتضائات زمان خود را دارد و در فقه آن را حکم حکومتی می نامند که برای موارد خاص است.
2- در اصول نیز آموخته ایم که در امور مهمه نمی توان به خبر مظنون واحد تمسک کرد،غالب این اخبار تاریخی که پس از دو قرن تدوین یافته از اخبار واحد و مظنون است و نمی توان با استناد به آن، کسی را از حقوقش محروم ساخت. مگر آن که تواتر آن خبر محرز و از امور حکومتی نبوده و در مقام تشریع باشد که اصطلاحا آن را قضیه حقیقیه می نامند.
اگر بخواهیم بر مبنای استاد رجبی وقایع موجود را در تاریخ شبیه سازی کنیم، باید برخورد امام علی را با اصحاب جمل پیش از جنگ نگاه کنیم. طلحه و زبیر از مخالفان و دشمنان حضرت علی (ع) بودند. اگرچه دشمنی اینان از ابتدا صریح و آشكار نبود، امّا برای امام كاملاً روشن بود كه آن ها برای ایجاد فتنه و اغتشاش عازم مكه و بصره هستند؛ چنان كه پیش بینی خود را نیز صریحا به ابن عباس گفت. حضرت به عنوان حاكم اسلامی و در اوج قدرت می توانست آنان را به ماندن در مدینه وادارد و حتی می توانست آنان را حبس و تبعید كند؛ ولی به آشوب و اغتشاش و تضعیف حكومت خود تن داد فقط به این دلیل كه به اصول اخلاقی و عدالت پای بند بود. مجازات عملی كه اتفاق نیفتاده است و قصاص قبل از جرم، با منطق عدالت سازگار نیست و دلیل امام (ع) هم همین بود. به هر حال امیرمؤمنان (ع) آزادی كسانی را كه می دانست مخالفش هستند محدود نكرد و اندیشه آنان را محترم شمرد.
هم چنین در مورد یكی دیگر از مخالفان و دشمنان امام (ع) كه بعدا دست به شمشیر برد، یكی از یاران امام گفت: سزاوار است اكنون او را دستگیر و زندانی كنیم، حضرت فرمود: اگر قرار باشد هر كسی را به صرف اتهام دستگیر كنیم زندان ها پر از مردم می شود؛ من نمی توانم پیش از این كه مردم مخالفت خود را آشكار كرده باشند آنان را دستگیر، زندانی یا عقوبت نمایم.(الغارات ج1ص335)
3- اگر تاریخ و سیره حضرت علی در حکومت داری را در تمام موارد حجت بدانیم باید تمام موارد آن را حجت بدانیم، فی المثل برخوردی که حضرت با اصحاب نهروان و خوارج داشتند، شاید هیچ حاکمی در تاریخ با مخالفان خود چنین روش دموکراسی مابانه را نداشته است. کسانی که شمشیر فرو گذاشتند و از جنگ با حضرت اعراض کردند، امام تمامی آنها را بخشید و فرمود تا مادامی که دست به شمشیر نبردید شما را از سه چیز محروم نمی کنم؛ از حضور در اجتماعات و مسجد و عبادت خداوند و از بیت المال و برخورداری از حقوق مادی و تا شما بر روی ما شمشیر نکشید ما نیز شمشیر نخواهیم کشید .
4- ما اگر بخواهیم امام علی را الگوی حکومت دار ی بدانیم، که باید بدانیم، باید آموزه های حضرت را که در خطب و نامه های نهج البلاغه آمده است مد نظر قرار دهیم. در موارد متعدد امام علی فرموده است رابطه میان مردم وحاکم بر اساس حقوق طرقینی است و از حقوق مردم، انتقاد از حاکمان و وضع موجود است. در نگاه امام به اندازه ای این حق محترم است که می فرماید:«لن تقدس امة لا یوخذ للضعیف حقه من القوی غیر متعتع»، باید بدون ترس و لرز از حقوق زیر دستان دفاع شود.ضعیفان خق خود را بستانند (نامه مالک).حضرت حق انتقاد را به گونه ای جدی می داند که به مردم می گوید شما به جای تملق بر من، مرا از مشورت دادن باز مدارید. (فلاتکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل) این قانون اگر بخواهد در این روزگار تحقق یابد، باید به روزنامه ها و احزاب استقلال داد تا دلسوزی و انتقادخود را از آنچه که ناروا می دانند اظهار نمایند. ما صدها مورد تاریخی داریم که امام علی با مخالفین فکری و سیاسی خود، تا مادامی که دست به شمشیر نبرده بودند؛ اصل مدارایی را اساس کار خود می د انست و فرمود: «اساس السیاسة الرفق».
5- ما اگر به شباهت سازی تاریخ روی آوریم وآن را یک اصل قرار دهیم، هر گروهی می تواند برای توجیه کار خود به گوشه ای از تاریخ روی آورد. کسانی که انتخابات و رای مردم را زیر سوال می بردند و می برند و نظر امام خمینی را درباره احترام به رای مردم مصلحتی می دانند، آنها هم به گوشه ای از تاریخ یا روایت تمسک می کنند که در اسلام انتخابات و مشروعیت بخشی از سوی مردم وجود نداشته است. کسی مانند بن لادن یا ایمن الظواهری و جریان های افراطی که امروز دنیای اسلام را بابحران مواجه کرده است، آن ها نیز به گوشه ای از تاریخ و یا روایتی از صحابه استناد می کنند. شما اگر به سخن امام علی توجه کنید که فرمود به عقل درایت تمسک کنید ونه به عقل روایت، شاید به جای توجیه برخی مشکلات بهتر به حل آن مشکل دست یابید. مسئله حکومت داری و جزییات آن یک امر عرفی و عقلایی است. مرحوم امام خمینی در برابر کسانی که جمهوریت را برای نظام اسلامی نمی پذیرفتند به این مسله تفطن و توجه داشت که نمی توان دست آوردهای مثبت بشر در امر حکومت داری را زیر پا نهاد. لذا شایسته است که ما به جای طرح مسایل تاریخی برای امر حکومت داری، که میان مذاهب اختلاف افکنده است وممکن است شیعه و سنت را در برابر هم قراردهد، به روح اسلام وعدالت اجتماعی و احیای حقوق مردم وحفظ آزادیهای مصرح در قانون اساسی که بر اساس عقل و تجربه های بشری تدوین یافته و آموزه های امام علی (ع) به ویژه در عهد نامه مالک روی آوریم .
6- و در آخر به سروده مولانا خطاب به امام علی (ع) روی می آورم:
ای علی که جمله عقل و دیده ای شمه ای وا گو از آنچه دیده ای
تیغ حلمت جان مارا چاک کرد آب حلمت خاک ما را پاک کرد.
باید به تیغ حلم روی آورد و حاکمان را به حلم و بردباری و دینداران را به تسامح و تحمل و همزیستی با همگان دعوت کرد تا گره از دشواری های بشر امروز گشوده شود.

 

خوانده شده 3485 بار آخرین اصلاح در تاریخ پنج شنبه, 04 شهریور 1395 09:36
Share this article

About author

Super User
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا