شخصیت ها

محمد تقي فاضل ميبدي
كارواني كه بود بدرقه اش لطف خدا                              به تجمل بنشيند، به جلالت برود
مرحوم آيت الله سيد جلال الدين طاهري از عالمان نامدار و فرهيخته و از مجاهدان پرهيزگار و پر شوري بود كه در عرصه فقاهت و سياست و مجاهدت ستاره ايي پر فروغ داشت .
حدود چهل روز پيش اين عالم نامور، پس ازسالها درد و رنج، سر بر بالين خاك سپرد و روح مواج و پر تلاطمش به آسمان امن ابديت پركشيد. سوگواراني كه در پشت تابوتش اشك غم بر گونه داشتند، بالغ بر يكصد هزارنفر برآورد ه مي شد .
در تاريخ اصفهان پيكر پاكي را كه با چنين ازدحامي تا كنار گورش بر دوش كشيده باشند، ياد ندارد.
جلوه و جايگاه بلندی كه طاهري داشت یک شبه و یکساله به دست نیادرده بود؛ بل از اندوخته هاي بيش از هفتاد سال از عمر عمارت گرش بود که در اثر مبارزه با خصم درون و برون به دست آورده بود.
در كنار سواد و سياست و صولت و صیانت كه او را در جايگاه يك مرجع علي الاطلاق قرار مي داد، اما او اين همه را به پاي مبارزه و كاهش مشكلات و رنج مردم قرباني كرد. چرا که امثا ل او در زمره عالمانی دردمندند که درد افراد جامعه را از یاد نمی برند. داشتن درد و گریز ازعافیت جویی برای این ها از ملک جهان عزیزتر بود.
درد آمد بهتر از ملک جهان                             تا بخوانی مر خدا را در نهان
خوا ندن بی درد از افسردگی است                      خواندن با درد ازدلبردگی است (مولوی)
امثال چنین پاکانی به خاطر دردهای جامعه از حجاب طاق و رواق مدرسه بیرو ن می جهند و در اثر پیوند با جامعه به آنان دیدی دیگر می دهد.
درد خیزد زین چنین دیدن درون                              درد او را از حجاب آرد برون
تا نگیرد مادران را درد زه                             طفل در زادن نیابد هیچ ره (مولوی)
فراگيري فقه و اندوختن اصول و ساير علوم مدرسه هنگامي برايش نور بود و قداست داشت كه به پاي رهايي و رستگاري مردم ريخته شود. و آدميان را از رنجهاي زندگي كه نوعأ زاييده ظلم است، رهايي دهد. ما می دانیم که برخی ازعالمان، با وجود عالم بودن بهره ای ازعلم ندارند. به فرموده پیامبر "«رب حامل فقه لیس بفقیه»
ای بسا عالم زدانش بی نصیب                             حافط علم است آن کس نی حبیب . (مولوی)
در دوران اختناق رژيم پيشين آيت الله طاهري در اصفهان به پيروي از آيت الله منتظري در نجف اباد نماز جمعه را براي آگاهي بخشي به پا داشت و صدها نفر را به پاي خطبه هاي معنا دار خود جذب كرد. شهرت نماز جمعه جلال الدین فراگير شد و سرانجام نماز جمعه اصفهان و نجف آباد به دستور رژيم تعطيل گشت . تعطيلي نماز جمعه، اين انسان شامخ و راسخ را به سكوت و سكون وا نداشت، بلكه هر چه به سالهاي انقلاب نزديكتر مي شد، ايستادگي او در برابر رژيم شاه بيشتر و سختتر مي شد. زحمت و زندان و زیان وعذاب و عقوبت در هيچ دوراني او را از تحرك و پويايي باز نداشت. پس از پيروزي انقلاب اين عالم والا مقدار به دستور امام خميني نمايندگي ولي فقيه و امامت نماز جمعه اصفهان را عهده دار شد. همزمان با جنگ تحميلي حضور اين امام جمعه سالخورده در جبهه های جنگ باعث اعجاب همگان بود و جوانان رزمنده را شرمسارمي ساخت و نیرو می بخشید.
آنگاه كه فرزندش به فوز شهادت نايل گشت، شهادت فرزند حضور اين پدر پير پر طاقت را در عرصه انقلاب و در صحنه جنگ جسورتر كرد.
ضربه ايي که قامت استوار اين مرد را فرو كوفت، ملامت متحجران و عافيت طلباني بود كه پاره ايي از اعتقادات و انتقادات او را تحمل نمي كردند و او همواره از نفوذ تحجر و عافيت جويي در انقلاب احساس خطر مي كرد و گوشزد مي نمود.
طاهري در فهم روزگار خود (العالم بزمانه) گوي سبقت را از خیلی عالمان ديگر ربوده بود و او در ظرف زمان خود مي انديشيد، عالم روزگار خود بود، راه ارتباط با نسل جوان را نيكو مي دانست و نيك مي داشت.
با اين همه، بلنداي روح اين عالم آگاه رباني، براي اصحاب تحجر و ارتجاع قابل تحمل نبود برايش خط و نشان مي كشيدند، رهايش نمي كردند و تهمت و افترا نثارش می نمودند. اگر پيش از انقلاب زخمي از دشمنان داشت، شكايت را به دوستان مي برد، دريغ و درد اينكه چون دوست دشمن مي شد شكايتش را بايد به كجا مي برد؟
نمي خواهم از قدرت اجتهاد و فقاهتش بگويم كتابهايي كه از او در عرصه فقه و اصول به يادگار مانده است، خود حكايت از اين قصه دارد.
پاره ايي از هم درسان و هم بحثانش، که از اساتید حوزه هستند امروز در كرسي مرجعيت نشسته اند و ذكاوت و فقاهت او را باور دارند .
شأن و شخصيت طاهري در اين بود كه بايد در پس فقاهت، آگاهي بخشي وجود داشته باشد و اين آگاهی فراتر از احكام شرعي است.
او می دانست اگر جامعه در ظرف زمان خود آگاه نگردد و مسایل روزگار خود را نداند، بستر استبداد و استحمار برایش پهن تر مي شود، چرا كه حنظل استبداد، ريشه در عرصه جهالت دارد. و عالمی که در پی زدودن جهالت جامعه نباشد، هر چند به اسم عالم است؛ اما رسم عالمیت را ندارد.
صد هزاران فضل داند از علوم                              جان خود را می نداند آن ظلوم
فقدان این عالم عالم نگر ضایعه ای دردناک و زیانی جبران ناپذیر برای ایران اسلامی بود. امیدواریم در جایگاه صدق و نزد ملیک مقتدر آرمیده باشد. «یاایتهاالنفس المطمنه .ارجعی الی ربک راضیة مرضیة».

خوانده شده 1559 بار آخرین اصلاح در تاریخ چهارشنبه, 20 مرداد 1395 08:05
Share this article

About author

Super User
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا