پیشوایان

محمد تقی فاضل میبدی
چون به آزادی نبوت هادی است                            مومنان را زانبیاء آزادی است
"حرا" نام کوهی است بلند و خشک و سنگین که در شمال شرقی مکه قرار دارد و فاصله آن تا خانه ی کعبه حدود پنج کیلو متر می باشد. و غالب کسانی که به حج مشرف می شوند، آنجا را برای یکبار هم که شده، بازدید می کنند. غاری که حضرت محمد (ص) هر ازچند گاهی در آن اعتکاف می کرد، برفراز این کوه قرار گرفته و همچنان باقی است. امام علی ( ع ) می فرماید: "و لقد کان یجاور فی کل سنة بحراء فاراه و لا یراه غیری" پیامبر هر سال در کوه حرا اقامت می گزید. من او را می دیدم و جز من کسی او را نمی دید. " ( نهج البلاغه،خ،قاصعه،192 )
این غار یادآور یکی از بزرگترین رخدادهای تاریخ بشریت است. خاستگاه آیینی است که بانگ آن از صخره ها و دره های خشک و طف دیده مکه عبور کرد و کمتر از نیم قرن امپراطوری های بزرگ آن روزگار یعنی ایران و بیزانس را تسلیم خود نمود. بنابر روایت مورخان بزرگ تاریخ اسلام، در غروب یکی از روزهایی که حضرت محمد(ص) در غار در حال اعتکاف و عبادت و ریاضت بود، فرشته ای بر وی ظاهر گشت و این صدا در غار فرو پیچید: "اقرا" بخوان.
حضرت پاسخ داد: "ما انا به بقاری" نمی توانم بخوانم. با تکرار این صدا، فریاد برآمد: "اقرا باسم ربک الذی خلق" بخوان بنام پروردگارت که آفریده است. محمد سراسیمه روانه خانه شد و آنچه را که دیده و شنیده بود برای همسرش بازگو کرد. او نیک دانست که برای رسالت برگزیده شده است. پس از چندی مامورگشت تا آنچه را دریافت می کند، نه تنها برای بستگان خود، که برای همه بشریت ابلاغ نماید.
تاریخ دقیق دریافت وحی بر پیامبر اسلام و دعوت همگان به این آیین توحیدی روشن نیست؛ آیا آغاز نزول آیات در اواخر ماه رجب بوده است یا در لیالی قدر در ماه مبارک رمضان و یا در ماههای دیگر ؟
روایت یعقوبی چنین است: هنگامی رسول خدا مبعوث شد که چهل سال تمام از عمر او سپری گشت و بعثت آن بزرگوار در ماه ربیع الاول به قولی در رمضان و از ماه های عجم در شباط بود. (یعقوبی ، ج 1 ، ص 376 ، ترجمه آیتی)
ابن هشام تاریخ شروع وحی را در ماه رمضان دانسته و آغاز دعوت را در هفدهم این ماه می داند. ( سیره ابن هشام ، ج 1 ، ص 249 )
مسعودی که از مورخان معتبر می باشد مکان آغاز نزول وحی را غار حرا دانسته اما زمان آغاز نزول وحی را ذکر نکرده است. شاید برای او نیز این زمان مبارک روشن نبوده است. قولی که همه مورخان برانند این است که این حادثه بزرگ در سال چهلم عمر مبارک حضرت(ص) اتفاق افتاده است. دکتر محمد ابراهیم آیتی در کتاب گران سنگ تاریخ پیامبر اسلام می گوید: تاریخ بعثت رسول خدا قول مشهور شیعه امامیه بیست و هفتم ماه رجب و قول مشهور فرق دیگر مسلمین ماه رمضان است. ( ص 77 )
اما این ادعا که آغاز نزول وحی در ماه رجب می باشد به آن نپرداخته و روشن نمی سازد که این قول مشهور شیعه از کجا نقل شده است. هاشم معروف الحسنی که از مورخان معاصر شیعی می باشد در مورد آغاز نزول وحی می گوید : " و هو بحرا من شهر رمضان " این رخداد در غار حرا و در ماه رمضان بود "(سیرة المصطفی).
مفسرین بزرگ قرآن از امثال طبرسی تا علامه طباطبایی در تفسیر سوره های "اقرا" و "قدر" آغاز نزول وحی را ماه رمضان دانسته اند و می گویند: قرآن دو نزول داشته است یکی دفعی و دیگر تدریجی و هیچ کدام آن را در ماه رجب ذکر نکرده اند ".
در هر صورت چه آغاز نزول وحی روشن باشد چه نباشد، مهم آن پیام نورانی و گوارایی بود که از آن دره های خشک و لم یزرع به جویبار زندگی سرازیر گشت و آدمیان را به حیاتی دوباره فراخواند.
پیام های نخستین این دعوت خواندن و دانستن وذکر خداوند وبیان آفرینش انسان است؛ یعنی ربوبیت خداوند به آفرینش او بستگی دارد. و آفرینش خداوند در جمال انسان تحقق پیدا می کند، که از کرمهای کوچک«علق» آغاز می شود و با در دست داشتن« قلم» کمال خود را پیدا می کند. چرا در پیامهای نخستین وحی از خدا، انسان، علم و قلم سخن به میان آمده؟ روشن است. انسان منهای خدا، علم و قلم ارزشی ندارد. پیامبران آمدند تا قلم را در درست آدمیان گذارند. و تمام معماها و مشکلات آدمی را با علم و قلم بگشایند. آنان که در مکه زندگی می کردند نه خدا را می دانستند و می شناختند و نه قلم ر . قلم آنها شمشیر و شرابی است که برای آن آخرین سروده های خود را می سا ختند و برای آنها بتهایی است که به پای آنها سجده می کنند و قربانی می دهند. و اگر از بتها هم گذشته باشند، خدای آنها ماه و خورشید و ستارگان است که برای آنها به خاک می افتند.
پیامبر با ابلاغ پیام خود می خواهد انقلابی در جامعه جاهلی به وجود آورد. که مردم بتها را فرو نهند و سر به سوی خدای واحد فرا آورند. اسیران را آزادکنند. فرودستان و یتیمان را نوازش دهند. ربا را ترک نمایند. شمشیرها را فرو گزارند و قلمها فرا گیرند و همگان به علم و دانش روی آورند و ملاک برتری را تقوای الهی بدانند. پیدا ست که این پیامها مالداران وقدرتمندان قریش آن را برنتابند. روشن است که این تحول نخست باید در اعتقاد و اخلاق آدمیان به وجود آید. قومی که پیامبر در میان آنها برگزیده می شود، ادبیاتی جز شمشیر و خون و جنگ ندارد. اشعار برگزیده در بازار عکاظ اشعاری است که عناصر و صور خیالش شمشیر و خون و زن تشکیل می دهد. از اخلاق تقوا و کرامت و گذشت ومهربانی سخنی در میان نیست. اخلاق آنها خشمی است که باید همیشه برافروخته باشد و در دماغ بزرگان آتش خشم و فریاد پخته می شود. لهذا پیامبراسلام ( ص ) یکی از اهدف رسالت خود را «تتمیم مکارم اخلاق» می داند. پیام گوهرین او اخلاقی است که باید به همه بشریت باز گردد. علت این که خشم و شهوت و انتقام در آیین محمد نکوهیده است؛ زیرا این رزایل اخلاقی در جامعه جاهلی بر صدر نشسته است. جامعه ای که به فرموده امام علی (ع) آدمیان از بیم جنگ و نا امنی خواب در چشم ندارند و به جای زیبایی و سرمه کشیدن در دیدگان خود اشکهای غم جای آن نشسته است. جاهلان سرور شده و عالمان لجام بر دهانشان افگنده اند. «نومهم سهود وکحلهم دموع فی زمن عالمها ملجم وجاهلها مکرم»(نهج البلاغه ، خ 2)
سرازیر کردن آب حیات اخلاقی در شریانهای جامعه ای که با خرد کاری ندارد وجز پول چیزی نمی شناسد، کار چندان آسانی نیست به ویژه آنجایی که سران ثروت و قدرت الگوی بی اخلاقی گشته اند. مردم دینشان آیین ملوکشان می باشد. بیداری بخشیدن به این مردم کاری است بس دشوار. رسول خدا فرمود: دو صنف جامعه را به فساد و تباهی می کشاند، یکی عالمان فاسد و دوم حاکمان فاسد. و اگر این دو، به راه اخلاق بازگشتند جامعه اخلاقی خواهد بشد. لهذا پیام وحی تاکید می کند تامردم پیامبر را الگوی اخلاقی خود بدانند، نه صاحبان پول و قدرت را. "لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنه..."
درآیات مکی همه جا سخن از آیین واخلاق واندیشه است. غالب آن آیات به تعقل وتفکر دعوت می نماید. دراین آیات ذکری از احکام وشریعت در میان نیست، چون جامعه بی اخلاق وبی تعقل، شریعت آن نیز ارزشی ندارد. امام علی(ع) بعثت پیامبران را چنین تبیین می نماید: ...ویثیروا لهم دفائن العقول. خداپیامبران را فرستاد تاعقلهای به کار افتاده را بیدار کنند.(نهج البلاغه ،خ1)
زیباترین تعریفی که خداوند در حق پیامبرش دارد این است: "و انک لعلی خلقکم عظیم" تو دارای اخلاقی سترگ هستی. پیامی که پیامبر آورده است و برای آن سخترین مقاومتها را از خود نشان می دهد، پذیرفتنش برای ارباب قریش که ارباب پول و قدرت اند دشوار می نماید. آنان پیامبر را با انواع وعده و وعیدها مواجه می سازند. او از طرف خدا مامور است تا در برابر سختی ها صبر نماید. توحید، عدل، عبادت برای خداوند، حلم و حسن و اخلاق و گذشت و رواداری پیامهایی است که برگوش مردم تازه می نماید. پیامبر چنان در راه خود راسخ است که درپاسخ وعده های سران قریش می گوید: اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهید، از راه رسالتم باز نخواهم گشت. او نیامده است تا ادیان دیگر را کنار نهد، بلکه پیروان راستین آنان را اهل نجات می داند.(بقره/62)درمدینه زیباترین وحقوقی ترین عهدنامه را با یهود ونصاری می بندد. غیر مسلمانان را در پناه خود می نهد.کسانی که او را پیامبر شمشیر می دانند، نمی دانند که هیچگاه شمیرش در برابر دشمن، ابتداء آخته نگردید. آیات قرآن گواه بر این است که پیامبر در برابر قتلهای جاهلی ایستاد. به اولیای خون مقتول گفت: دربرابر قتل عمد یک نفر قصاص می شود و نه بیشتر وآن هم اگر ببخشند بهتر است. گناهی در اسلام بالاتر از ریختن خون کسی و بعد از آن ریختن آبروی کسی نیست. صلح وصفا وصمیمیت دراین آیین درهنگام فتح مکه نمایان گشت. سران قریش که آن همه آزار بر پیامبر وارد ساخته بودند، در انتظار سخت ترین انتقام ها از پیامبرنشسته بودند. او بدون این که کینه ای ازکسی در دل داشته باشد فرمود: الیوم یوم المرحمه، امروز روز رحمت است و تمام شما درپناه اسلام آزادید. شعار این بعثت تا قیامت درقرآن چنین است: والله یدعوا الی دارالسلام.(یونس/25)خدا همگان را به سلامت می خواند.
ازدرمها نام شاهان برکنند نام احمد تاقیامت می زنند
نام احمد نام جمله انبیاست چون که صدآمد نودهم پیش ماست(مولوی)

خوانده شده 1857 بار آخرین اصلاح در تاریخ پنج شنبه, 14 مرداد 1395 08:27
Share this article

About author

Super User
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا