درس های دعای مکارم الاخلاق

دکتر محمدرضا بهشتی استاد فلسفه دانشگاه تهران درباره کرامت انسانی اظهار کرد: کرامت انسانی و اخلاق نباید دستمایه هیچ چیز دیگری قرار بگیرد. تنها کرامت انسانی ایست که امکان گفت و گو با همه مردم جهان را فراهم می سازد. ما همواره باید طوری رفتار کنیم که نه خودمان و نه انسان دیگری وسیله قرار بگیرد، بلکه انسان خودش غایت است بنابراین برای فداکاری کردن نباید منزلت خودمان را نادیده بگیریم.

به گزارش خبرنگار شفقنا دکتر محمدرضا بهشتی در جلسه چهارم از سلسله نشست های «شرح دعای "مکارم الاخلاق" با قرائت بخش دیگری از دعا «وَاَغْنِنى وَ اَوْسِعْ عَلَىَّ فى رِزْقِكَ، وَلاتَفْتِنّى بِالنَّظَرِ، وَاَعِزَّنى وَلاتَبْتَلِيَنّى بِالْكِبْرِ» و با توضیح معنا و نحوه در خواست های امام سجاد (ع) از خداوند را توضیح داد: خدایا من را بی نیاز کن؛ در اینجا هم بی نیازی و هم وسعت در رزق و روزی گشاده از خداوند درخواست شده است.

او ادامه داد: خداوند به حضرت موسی(ع) می فرماید من شش چیز را برای بندگانم قرار دادم اما آنها در جای دیگری به دنبال آن هستند و قطعا آن را پیدا نخواهند کرد. من راحتی را با آسایشی که با هیچ دشواری آمیخته نباشد، در بهشت قرار دادم اما آنها در زمین به دنبال آن هستند بنابراین جز در بهشت به آن نخواهند رسید. من علم را در جوع قرار دادم و مردم اتفاقا آن را در سیری طلب می کنند. من عزت را در شب زنده داری قرار دادم و مردم این عزت را در بارگاه های سلاطین جستجو می کنند. و رفعت و درجه و مقام را در تواضع قرار دادم اما مردم آن را در کبر دنبال می کنند فروتنی برای خداوند به فرد بلندی مرتبه می دهد. و من اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم اما مردم در قیل و قال جستجو می کنند. من غنا را در بی نیازی قرار دادم اما نباید خود را در معرض نمایش این توانمندی قرار بدهیم.

بهشتی با بیان اهمیت غنا و بی نیازی تصریح کرد: اهمیت غنا و احساس بی نیازی آنقدر زیاد است که با ایمان و کفر قرین می شود؛ پیامبر (ص) می فرماید:"كادَ الفَقرُ أن يَكونَ كُفرا" فقر و نیازمندی نزدیک است که انسان فقیر را به کفر برساند. بنابراین فقر مساوی با کفر قرار می گیرد. و اگر زندگی فردی و اجتماعی را مطالعه کنیم اهمیت این جمله بیشتر می شود. افراد به دلیل فقر برخی اتفاقات را توجیه می کنند و ممکن است به هر کاری دست بزنند.

او با اشاره به روایتی از پیامبر(ص) در میزان الحکم درباره فقر بیان کرد: پیامبر(ص) در این روایت به صراحت درمورد فقر می گوید و  اشاره می کند که خداوندا از فقر و کفر به تو پناه می برم، در این قیاس یک تعادلی میان پیام پیامبر(ص) وجود دارد.

این استاد دانشگاه افزود: زهد بی نیازی از آنچه که در دست مردم است معنا می شود؛ گاهی برخی از یک نوع زهد گرایی افراطی پیروی می کنند و برخی هم یک نوع گرایش انتزاعی در اخلاق دارند و در مقابل هم آن یک نوع ماده گرایی خشن قرار می گیرد.

بهشتی درباره بی نیازی اظهار کرد: برای رسیدن به تقوای الهی بی نیازی مددکار ما است؛ البته این راه در برخی مواقع بسیار لغزنده است به این دلیل که احساس بی نیازی گاهی به ما یک نوع سرکشی می دهد و گرچه این احساس بی نیازی از علامات ایمان است اما اگر یک قدم آن طرف تر پا بگذاریم درست نقطه انحراف و استغنا شروع می شود. بسیار جالب است که این فضیلت ها وقتی به کمال می رسند تا یک قدم که آن طرف تر بروی به طور کامل از تمام فضیلت ها سقوط خواهیم کرد. به ویژه زمانی که استغنا نسبت به خداوند داشته باشیم.

او با اشاره به در دیدگاه حضرت علی(ع) در مورد بی نیازی از خداوند تاکید کرد: احساس بی نیازی از خداوند از سرمست کننده ترین بی نیازی ها است؛ اگر کسی دچار چنین سرمستی باشد بسیار بعید است که از این راه برگردد. در این روایات یک درک انسان شناسانه بسیار عظیمی وجود دارد.

بهشتی باتوجه به اینکه در این بخش از دعا « وَ اَوْسِعْ عَلَىَّ فى رِزْقِكَ وَلاتَفْتِنّى بِالنَّظَرِ» می تواند هم بِالنَّظَرِ یا بَتر قرار بگیرد، گفت: ما روزی گشاده از خداوند می خواهیم اما آفت روزی گشاده  "بتر" که همان سرکشی ایست، معنا می شود. پس در مقابل رزق و روزی گشاده، بتر یا سرکشی قرار می گیرد. اما اگر "بِالنَّظَرِ" را در نظر بگیریم چند معنای متفاوت دیگری حاصل می شود.

بهشتی بیان کرد: یکی از معنای نظر انتظار است. خداوندا روزی گشاده به من عطا کن اما من را به نظر مبتلا نکن. به زبان ساده تر یعنی که مگر قرار نیست روزی ما گشاده باشد چرا با انتظار همراه باشد پس بهتر است حجات ما به سرعت برطرف شود.

او معنی دوم "بِالنَّظَرِ" را نظر کردن در دست دیگران دانست و افزود: خدایا روزی گشاده به ما عطا کن اما باید حواسمان باشد که به دست دیگران و دارایی های آنها توجه نکنیم به این دلیل که خداوند رزقی برای ما مقرر کرده که در آن خیر وجود دارد و پایدارتر است.

این استاد فلسفه در ادامه دعا «وَاَعِزَّنى وَلاتَبْتَلِيَنّى بِالْكِبْرِ» توضیح داد: خداوندا به من عزت بده و من را عزیز بگردان اما من را به کبر مبتلا نکن. عزیز کسی ایست که در یک مرتبه بلندی قرار دارد طوری که چیزی بر او غلبه نمی کند و مقهور (سیطره پیدا کردن) جذابیت های دنیا نمی شود.

بهشتی درباره معنای "وَلاتَبْتَلِيَنّى" بیان کرد: خداوندا من را مبتلا نکن یعنی من را امتحان نکن؛ البته بلا به معنای آزمودن و قرار گرفتن در میدان آزمایش بلا معنا می شود. البته بلا هم می تواند خیر یا شر باشد، بلا آزمونی ایست که خیری در زندگی ما وارد می کند. این در حالی ایست که تا نام بلا می آید "شر" در ذهن ما متبادر می شود. در ابتلا به خیر، شکرگزاری و سپاس گزاری انسان ها امتحان می شود اما ابتلا به شر هم است پس در ابتلا به شر صبر ما مورد آزمایش قرار می گیرد.

بهشتی با اشاره به صبر حضرت ایوب(ع) تصریح کرد: حضرت ایوب(ع) از نظر خانواده، فضیلت ها، ثروت و ... بسیار بهره مند بوده اما برای آزمایش صبر به مرور همه بهره مندی ها از او گرفته می شود؛ به طور حتم ایشان بسیار شایسته بودند که با چنین سختی هایی روبرو شدند تا به این درجه دست پیدا کنند. اما ظرفیت انسان با یکدیگر متفاوت است.

او با بیان اینکه کبر در مقابل عزت قرار می گیرد، توضیح داد: احساس برتری نسبت به انسان یا هرچیز دیگری کبر معنا می شود و تکبر هم اظهار کردن این برتری داشتن نسبت به دیگران است. تکبر همراه با جهل می آید.

بهشتی جهل و معرفت را مقایسه کرد و گفت: عزت حاصل معرفت است و در مقابل آن کبر قرار می گیرد که همراه با جهل و نادانی می آید هرچه کرامت انسانی اشخاص بالاتر می رود عزت نفس آنها هم بالاتر می رود. اما هرچقدر میزان جهل ما بیشتر باشد، تکبر ما نیز بیشتر است پس کسب عزت هم از راه شناخت و معرفت حاصل می شود.

او درباره کرامت انسانی اظهار کرد: همه انسان ها به دلیل انسان بودن، عزت دارند. اگر این آموزه های(وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ) قرآنی را نسبت به شناخت انسان در عرصه اخلاق و حقوق جدی بگیریم نوع نگاه ما با آنچه که در عرصه کنونی دینی ما مطرح است، متفاوت می شود. هرکسی حدی و حقوقی نسبت به انسان دیگر دارد اما تا جایی که به کرامت انسانی آسیب نرسد. بنابراین مبنا برای هرگونه تفکر و حقوق شهروندی و حقوق اساسی از منظر دینی ما کرامت انسانی است و تنها کرامت انسانی امکان گفت و گو با همه مردم جهان را فراهم می سازد.

بهشتی با اشاره به نامه 31 امام علی (ع) در نهج البلاغه تاکید کرد: ای انسان مراقب باش؛ از آنچه که مایه خواری و فرومایگی توست بیرون بیا و خودت را اکرام کن حتی اگر خوار شدن تو مساوی با رسیدن به خواسته های قلبی تو باشد. ای انسان هرگز بنده کسی نباش که هم شان خودت است بلکه تنها باید بنده خودت باشی.

این استاد دانشگاه تهران افزود: ما همواره باید طوری رفتار کنیم که نه خودمان و نه انسان دیگری وسیله قرار بگیرد بلکه انسان خودش غایت است. برای فداکاری کردن نباید منزلت خودمان را نادیده بگیریم و نباید هرگز اخلاق را دستمایه چیز دیگری قرار بدهیم. عزت انسان ها در تقابل با بندگی با خداوند است.

 

خوانده شده 2058 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا