درس های دعای مکارم الاخلاق

امام علی(ع) خودرا ایمن نمی دانندکه اصلاح دیگران با زور، نفس ایشان را به فساد نکشاند. امام پرهیزمان میدهنداز مردی که گمان کندپیروی ازاو،پیروی خداست

مبادا با نگاه و تکلیف الزام گرایانه. با تبدیل کردن فعل پر عظمت و پر کرامت اخلاقی به افعالی با نگاه حقوقی و بکن و نکن ها و بعد با عقاب ها و ثوابها نکند ما روح اخلاق را در جامعه مان از بین ببریم/دسته دسته کردن مردم روحیه دیندارانه نیست

دکتر سید محمدرضا بهشتی گفت: مبادا با نگاه الزام گرایانه و تبدیل کردن فعل پر عظمت و پر کرامت اخلاقی به فعلی با نگاه حقوقی، بکن و نکن و عقاب و ثواب، روح اخلاق را در جامعه مان از بین ببریم.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، دکتر سید محمدرضا بهشتی، استادیار گروه فلسفه دانشگاه تهران و پژوهشگر فلسفه اخلاق که در مجمع دینی احیای فضیلت سخن می گفت، سخنان خود را با این فراز دعایِ مکارم الاخلاقِ امام سجاد(ع) آغاز کرد که: خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست و ایمان مرا برسان به بهترین ایمان ها و یقین من را به برترین یقین ها و نیت من را بهترین نیت ها و عمل مرا به بهترین عمل ها.

وی با تأکید بر اهمیت معارف این دعا، مطالعه شرح مرحوم سیدعلی خان بر این دعا را به حاضران توصیه کرد و یادآور شد: اگر به دنبال جستجو در مسائل اخلاقی بوده و با ظرایف اخلاق نظری آشنا باشیم در این دعا و در این شرح به نکاتی بدیع دست خواهیم یافت.

استادیار گروه فلسفه دانشگاه تهران در تفسیر خود از دعای مکارم الاخلاق، ایمان را دارای مراتب دانست و اظهار کرد: در این دعا گفته شده است که خدایا ایمان مرا به برترین ایمان ها برسان. بنابراین ایمان ها مراتب دارند و دعا برای رسیدن به برترین مرتبه است. این ایمان چیست؟  «الأیمان عقیده بالجنان» ایمان باوری با دل ضمیر، «اقرار باللسان» یک گواهی ست با زبان و «عمل بالأرکان» عملی است با ارکان با اندام ها و آن ابزار هایی که در خدمت ماست؛ چه ابزار های جسمی و فیزیکی، چه ابزار های دیگری که این ایمان باید خودش را در آن متجلی کند.

رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی در سال های نخستین پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برترین ایمان ها را ایمان همراه با یقین دانست و تصریح کرد: در دعای مکارم الاخلاق گفته شده که خدایا من را به باوری برسان که ملازم با یقین است. یقین باوری است که در آن شک و تردید راه پیدا نمی کند. ایمانی که در برابر شک و تردید ایمن بماند. چنین ایمانی را در دو سطح بروز می دهیم. یکی در سطح زبان و گفتار و دیگری عمل با ارکان و اندام.

بهشتی درخصوص اقرار زبانی به ایمان اظهار کرد: اقرار به معنای شهادت و گواهی است و گواهی را کسی می تواند بدهد که باور به آن را در عمق وجود خود جا داده باشد. در غیر این صورت نمی تواند به آن باور شهادت بدهد.  عمل به ارکان نیز در فعل و کردار ما خودش را آشکار می کند. کافی نیست که ایمان در باور ما و در اندیشه ما و در ضمیر ما نشسته باشد و کافی نیست که فقط در زبان ما جاری شود؛ بلکه باید در تلاش باشیم ایمان بتواند خود را در عمل ما نیز نشان دهد. البته همه این ها دارای مراتب است.

وی ادامه داد: یکی از لوازم ایمان در عمل، نیت است. زمانی که از درجه بندی ایمان سخن می گوییم منظورمان احسن نیات است. حدیث معروف پیامبر اکرم(ص) که می فرمایند الأعمال بالنیات ما را در راه شناسایی درجات و ارزش یک عمل راهنمایی می کند. ارزش یک عمل به نیت آن بستگی دارد. این نیات هم مراتب مختلفی دارد کما اینکه امام سجاد (ع) می فرمایند خدایا نیت من را به احین نیات منتهی کن. چه بسا نیت ما در مواردی نیت بدی نباشد، اما هر نیت خوبی قطعا منتهی به عمل خوب نمی شود. شناخت این که کدام عمل، عملی متناسب با نیت است، نیازمند بینش، آگاهی و انتخاب است. بنابراین امام سجاد(ع) می فرمایند خدایا نه فقط نیت خوب، بلکه عملی شایسته آن نیت خوب را به من عطا کن که شایسته ترین و بهترین باشد.

بهشتی درباره ویژگی های شایسته ترین و بهترین فعل گفت: افعال مختلفی از ما سر می زند. بعضی از افعال معلوم نیست ما در آن چقدر دخیل هستیم و معلوم نیست از روی آگاهی صورت گرفته باشد. من تنفس می کنم، پلک می زنم، قلبم ضربان دارد، چشمم می بیند و گوشم می شنود، اما در عرصه اخلاق فعل مسلوب فعلی است که دارای دو شرط باشد؛ آگاهانه و آزادانه باشد. بنابر این در میان افعال مختلفی که از ما سر می زند، بعضی اخلاقی هستند و بعضی دیگر مرتبت و ارزش فعل اخلاقی را ندارند. آنچه که بها، قدر و منزلت فعل انسانی را تعیین می کند، درجاتی از آگاهی است که در مسیر تصمیم گرفتن برای انجام یک فعل به آن دست می یابیم.

وی ادامه داد: از میان موجودات مختلف تنها از انسان فعال اخلاقی سر می زند؛ فعلی که در آن آگاهی و انتخاب آزادانه اهمیت دارد. بسیاری از افعالی که از حیوانات و انسان سر می زند در نتیجه میل و غریزه است، یعنی مکانیسمی در درون، ما را وادار به حرکتی می کند. چنین فعلی اخلاقی نیست بلکه فعل آزادانه و آگاهانه درخور شأن و کرامت انسانی است و انسان به واسطه ی آن به مرتبت انسانی که هنوز نرسیده است، می رسد.

این پژوهشگر انسان شناسی فلسفی الزام افراد به انجام اعمال اخلاقی را نادرست دانست و گفت: این روز ها سخن از این می رود که در یک جامعه ای حکومت و حاکمیتی که به هر دلیلی خودش را صالح بداند، وظیفه اش در قبال افراد جامعه چیست؟ آیا وظیفه اش این است که صرفا چهارچوب هایی را فراهم کند که در آن ها انسان هایی که داعیه دینداری دارند فعلی مطابق با صورت و قالب های دینی را انجام بدهند؟ یا حتی فراتر از آن، آیا وظیفه اش این است که از ترغیب افراد فراتر رفته و از طریق ابلاغ، تشویق و در مواردی الزام افراد را به سمت فعل دیندارانه، فعل صالح و فعل اخلاقی راهبری کند؟ آیا نوعی الزام نوعی وادار کردن همراه با نوعی نیرو و نوعی فشار برای جامعه جزو وظایف حکومت و حاکمیت در جامعه دیندار است؟ من معتقدم این سخن اگر با نیت خوبی هم بیان شده باشد، باز هم با مضامین وحیانی و مضامین دینی ما ناسازگار است.

وی افزود: فعل اخلاقی و فراتر از آن عمل صالح با الزام از ناحیه بیرون اساسا سازگار نیست. فعل اخلاقی در عرصه اخلاق و عمل صالح در عرصه ی اخلاق دینی که یک مرتبه بالاتر از اخلاق صرفا عقلی، انسانی و ارزشمند است، هر دو به محض همراه شدن با عنصر الزام درش یک صورت خواهد داشت، ولی محتوای آن می میرد.

بهشتی ادامه داد: فعلی که از روی الزام و ترس ناشی از تلقین های بیرونی، ملامت ها و زخم زبان های این و آن  صورت گیرد، می تواند همه نوع فعلی باشد غیر از فعل اخلاقی و غیر از عمل صالح دیندار. اگر بخواهیم جامعه و به ویژه نسل جوان و فرزندانمان را با بهترین آموزه ها به سمتی برانیم که در نتیجه الزام های بیرونی دست به فعلی ولو بهترین افعال بزنند، یک نقض غرض بزرگ انجام داده ایم. در چنین وضعیتی افراد ممکن است صورت یک فعل را انجام دهند، اما دیگر روح و محتوا نخواهد داشت؛ چرا که ممکن است از روی آگاهی و انتخاب آزادانه نباشد.

وی آگاهی و انتخاب آزاد را دو شرط فعل درخور کرامت انسانی دانست و اظهار کرد: چنین کاری مثل این است که همه چیز به افراد بدهیم، اما انسانیت را از آن ها بگیریم. اگر در نظام های آموزشی و تربیتی مان به نحوی حرکت کرده ایم که امکان انتخاب از روی آگاهی را از افراد سلب کرده ایم، امکان های مختلفی که می تواند پیش روی آن ها باشد را هرگز به آنها نشان نداده ایم و آن ها را به سمتی هدایت کرده ایم که گویی فقط یک امکان برای انتخاب در زندگی وجود دارد، نقض غرض کرده ایم.

استادیار دانشگاه تهران گفت: فرض کنیم جوان ما در شرایط دیگری قرار گرفت که در آن این الزام ها نیست. برای مثال به کشوری مهاجرت کرد که الزام های بیرونی او را وادار به انجام  چنین افعالی نمی کند. یعنی قانون های نوشته و بدتر از آن قوانین نانوشته ای وجود ندارند که به او فشار بیاورند. قانون های نانوشته را کم نگیرید دوستان. شما در یک روستایی وارد می شوید و بعضی از سنن و آداب آن را بلد نیستید و بعد از مدتی احساس می کند که قانونی نیست که شما این طور حرکت کنید یا آن طور، اما اگر آن طور حرکت نکردید این روستا شما را نمی پذیرد. چپ چپ نگاهتان می کنند و با شما دمخور نمی شوند.قانون های نا نوشته گاهی وقت ها سخت تر از قانون های نوشته است. فرض کنیم جوان ما در جامعه ی دیگری قرار گرفت که هیچ کدام از این الزام ها به هر دلیلی نبود. آن وقت معلوم می شود که نوع ارائه و عرضه  آنچه به عنوان اخلاق و به عنوان دین کرده ایم، حقیقتا چه میزان از جهت گیری های زندگی او را شکل می دهد.

وی ضمن طرح این پرسش که آیا در افراد چنان عمقی از آگاهی و شناخت و چنان باوری نسبت به اصل کرامت و شأن انسانی و بالاتر از آن به ایمان دین دارانه ایجاد کرده ایم که حضورشان در کشور خودمان و کشورهای دیگر تفاوتی با هم نداشته باشد، گفت: اگر به گونه ای عمل کرده ایم که تشویقش کنند یا نکنند، مذمت بکنند یا نکنند،‌فعلش در خور منزلت انسانی است، چرا که آگاهانه انتخاب کرده است، درست عمل کرده ایم. در غیر این صورت بدانیم که کار بسیار عجیبی انجام داده ایم، ولو با نیت بسیار خوب و آن کار این است که انسانیت را از او گرفته ایم.

بهشتی ادامه داد: خداوند جل و علا در آیه الکرسی می فرماید لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد و من الغی  و اغلب ما این دعا را حفظ هستیم. خدا می گوید راه راست، راه رشد، راه فلاح و راه رستگاری بیان شده و تبیین شده و از راه ناراست و کج و راهی که ما را به انحطاط انسانی می کشاند یا می تواند افعال ما را دارای ظاهری مود پسند دیگران ولی در درون پوک، پوچ، بی مغز و بی محتوا کند، به خوبی باز شناخته شده است. بنابراین انتخاب با ماست و اینجا میدان آزمون است.

وی افزود: خداوند در قرآن می فرماید: «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا منهم و لیعلمن الکاذبین» به این معنی که آیا مردم گمان می کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؛ ما کسانی را که پیش از آن ها بودند آزمودیم؛ باید علم خداوند درباره ی کسانی که راست و کسانی که دروغ می گویند، تحقق یابد. خب این که از ناحیه خداست. از ناحیه ی انسان های دیگر چطور؟ اجازه دهید یک جمله ای را از زبان امام علی(ع) در خطبه ۶۸ نهج البلاغه نقل کنم. در آنجا مولا علی(ع) از اینکه مردمان زمانه اش با او همراهی نمی کنند، گله می کند و می گوید که چرا عافیت طلبی ها و آسایش جویی ها آنها را از قدم نهادن در مسیر احقاق حق و یا در درجه ای پایین تر در مسیر یک زندگی شرافتنمدانه باز می دارد؟

این پژوهشگر انسان شناسی فلسفی در ادامه به اکراه و خودداری امیر المؤمنین علی (ع) از اجبار دیگران به رویکردهای اخلاق گرایانه اشاره کرد و گفت: ایشان می فرمایند: «و انی عالم بما یصلحکم و یقیم اودکم » من به خوبی می دانم چه چیزی می تواند شما را اصلاح و کژی های شما را راست کند. این جمله دیگر کاری به سیاق و کانتکستی که در آن مطرح شده ندارد و خیلی فراتر از این حرف هاست. البته که این گفته اغراق هم نیست چرا که توانایی ایشان در انسان شناسی را در نهج البلاغه و سایر کلمات ایشان می توان دید. مولا علی (ع) در ادامه می فرمایند «لا اری اصلاحکم بافساد النفس» ایشان در این جمله می فرمایند که اصلاح کردن از طریق وادار کردن، قیمت و بهایی برای من به عنوان زمامدار دارد. چنین وادار کردنی  من را از درون دچار فساد خواهد کرد.

به گزارش جماران رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی در سال های نخستین پس از پیروزی انقلاب اسلامی که در مجمع دینی احیای فضیلت تهران سخن می گفت؛ در ادامه سخنان خود متذکر شد: حضرت علی (ع) می فرمایند من می ترسم بر خودم و چنین اطمینانی به خودم ندارم. چون به محض این که شما رفتید و از موضع قدرت می خواهید اصلاح کنید دیگران را، کدام اعتقاد و ترمزی در درون من و شما ممکن است باشد که بگوید من به مسیری نروم که سر از جای دیگر و سر کشی و خود بزرگبینی و سلطه طلبی دیگران بر نیارد؟ چه کسی چنین اطمینانی می دهد؟

فرزند شهید آیت الله دکتر بهشتی، مطرح شدن چنین سخنی از زبان حضرت علی(ع) را بسیار پراهمیت دانست و گفت: اگر کسی مثل علی خودش را از اصلاح دیگران به مدد الزام  بر حذر می داند چرا که ممکن است نفس او را به فساد بکشاند، ما چه باید بگوییم؟ ما که در مرتبه ی ایمان او نیستیم و در کوران های زندگی آزمون های او را پس نداده ایم. ما که هنوز نتوانسته ایم خلوصمان را به پای خلوص او برسانیم. ما که دچار لغزش ها می شویم. لغزش هایی که بنده چندین هزار ساله ی خداوند، ابلیس دچار آن شده است یعنی به ایمان و بندگیمان مغرور شویم.

این مدرس فلسفه اخلاق یکی از مسائل و مصائبی که دینداران به آن دچار می شوند، عُجب به ایمان خودشان است. این در حالی است که ایمان باید خشوع و فروتنی بیاورد و باید منجر به مراقبت در درون خودمان شود. اما همین ایمان ممکن است عُجب و کِبر بیاورد و !ین گناهی است که چه بسا غیر دینداران در معرض آن قرار نگیرند. این گناه مخصوص دین داران است، به خصوص وقتی صاحب قدرت شوند. امام علی(ع) در این باره می فرمایند: «بپرهیزید بر دینتان از مردی که خداوند عزوجل به او قدرتی عطا کرده باشد و گمان کند که پیروی از او پیروی از خدا و نافرمانی او نافرمانی از خداست.»

بهشتی غرور را آفت دین داری دانست و افزود:  کبر و غرور از دین داری یک کالبد مرده بدون هیچ روحی باقی می گذارد. هیچ کدام از پیامبران، اولیا و اوصیا مردم را به سمت خود دعوت نکرده اند.بهتر است در ماه قرائت قرآن با آیات آن آشنا شویم. خداوند در قرآن عیسی را مورد عتاب قرار می دهد که ای عیسی تو گفتی من و مادرم را مانند خدا بپرستید؟ تو گفتی شما اطاعت و پیروی من را باید بکنید چون عیسی هستم. همه این حدیث معروف را شنیده اید. به موسی گفته شد به میقات خواستی بروی با کسی برو که می دانی از خودت بدتر است. بعد از مدتها موسی تنها آمد و گفتند پس چرا تنها آمدی؟ گفت هر که را که آمدم بگویم این از من بدتر است  با خودم گفتم از کجا معلوم است؟

وی در ادامه با اعتراض به وضع موجود اظهار کرد: چیست این علو!؟ این دسته دسته کردن مردم؟ خط کشی های پی در پی؟این روحیه انسان های دیندار نیست. در قرآن آمده است: ان فرعون علا فی الأرض و جعل اهلها شیعا به این معنی که فرعون و کسانی که روحیه ی فرعونی دارند علو در زمین را دنبال می کنند و اهل زمین را دسته دسته می کنند.بس کنیم گفتن این جملات را که  یکی نزدیک است و دیگری دور. فلانی خودی است و دیگری غیرخودی. ان اکرمکم عند الله اتقیکم یعنی در پیشگاه خداوند، معیاری برای برتری به جز تقوا نیست. چه کسی گفته است که معیار تقوا من و شماییم!؟

بهشتی افزود: درست است که انسان ها غربال می شوند. برای مثال در نهج البلاغه آمده است «به درستی که شما غربال خواهید شد، آری غربال خواهید شد تا این که فرودست ترین شما فرادست ترین شود و فرادست ترین شما فرودست ترین شود.» خوشبختانه این غربال دست من و شما انسان ها نیست. این غربال، غربال آزمون های الهی است. داوری درباره آن هم از آن خدای علام الغیوب است، کسی که نهان های اشخاص را می شناسد. نه من و شمای ظاهر بینی که ممکن است با هر ظاهری نظرمان تغییر کند و نسبت به افرادی خدای ناکرده از روی باور و گمان نا صحیح و غیر منصفانه چنان داوری کنیم که طرد کنیم و از رحمت خدا بدور بدانیم.

وی ایمان را رابطه میان انسان و خدا دانست و گفت: حتی پیامبر هم نمی تواند انسان ها را به اکراه، به ایمان مجبور کند. خداوند می فرماید « أفأنت تکره الناس حتى یکونوا مؤمنین » ای پیامبر تو می خواهی اکراه کنی مردم را تا در زمره ایمان آورندگان باشند؟ گاهی پیامبر از روی دلسوزی تلاش بیشتری برای ایمان آوردن مردم می کرد. در چنین موقعیتی بود که پیام آمد: «طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی» ای پیامبر ما قرآن را بر تو نفرستادیم که به مشقت بیافتی.

بهشتی افزود: آیات قرآن تذکار و تذکره برای کسی است که به خشیت رسیده است و مقام خشیت چیزی نیست که با اکراه و اجبار بتوانیم انسان ها را به آن برسانیم. خداوند خطاب به پیامبر می گوید «لست علیهم به مسیطر» یعنی تو بر آن ها سیطره نداری. بنابراین خداوند به به پیامبر می فرماید فکر نکن چون پیامبر و نشان دهنده راه هستی بر مردم تسلط داری و چنان بر آن ها مسلط باشی که حتی به الحاح و زور بخواهی آنان را به بهشت ببری.

استادیارگروه فلسفه دانشگاه تهران در جمع بندی سخنان خود نگاه الزام گرایانه را در از بین بردن روح اخلاق در جامعه مؤثر دانست و گفت: مبادا با نگاه الزام گرایانه و تبدیل کردن فعل پر عظمت و پر کرامت اخلاقی به افعالی با نگاه حقوقی، بکن و نکن ها و عقاب و ثواب روح اخلاق را در جامعه مان از بین ببریم. ارزش فعل اخلاقی در عرصه اخلاق و عمل صالح در ساحت فعل ارزشمند اخلاقی دین دارانه،  به انتخاب آگاهانه و آزاد و نیتی است که احسن النیات باشد.

وی در پایان سخنان خود گفت: بگذاریم انسان ها کریمانه در مسیر زندگی حرکت کنند. خداوند انسان را ارج نهاده و به او کرامت داده است. مبادا میدان وسیع و بی نهایتی را که پیش روی انسان ها گشوده شده، با کوته بینی و تنگ نظری بر انسان های جامعه مان تنگ کنیم. از خداوند بخواهیم در این شب و شب های عزیزی که پیش رو داریم آگاهی نسبت به دینش را به ما عطا کند.

 

خوانده شده 1869 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا