درس های دعای مکارم الاخلاق

دکتر محمدرضا بهشتی، استاد فلسفه دانشگاه تهران، حسد را یک بیماری شایع و خطرناک دانست و اظهار کرد: حسد تنها در جامعه ما یا یک جامعه دینی وجود ندارد بلکه یک بیماری است که ما آن را کم می بینیم؛ آنقدر آثار عجیبی در زندگی فردی و بعد هم آثار بزرگتری در زندگی اجتماعی دارد. حسادت در برخی از مواقع ما را با کفر قرین می کند.

به گزارش خبرنگار شفقنا محمدرضا بهشتی در جلسه نهم تفسیر دعای مکارم الاخلاق با قرائت فرازی بعدی« اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَأَبدِلنِی مِن بِغضَهِ أَهلِ الشَّنَئانِ المَحَبَّهَ وَمِن حَسَدِ أَهلِ البَغیِ المَوَدَّهَ، وَمِن ظِنَّهِ أَهلِ الصَّلاَحِ الثِّقَهَ، وَمِن عَدَاوَهِ الأَدنَینَ الوَلایَهَ، وَمِن عُقُوقِ ذَوِی الأَرحَامِ المَبَرَّهَ، ومِن خِـذلانِ الأَقرَبِینَ النُّصـرَهَ، وَمِن حُبِّ المُدَارِینَ تَصحیحَ المِقَهِ، وَمِن رَدِّ المُلاَبِسِینَ کَرَمَ العِشرَهِ، وَمِن مَرَارَهِ خَوفِ الظَّالِمِینَ حَلاَوَهَ الأَمَنَهِ.» اظهار کرد: خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و شدت بغض اهل کینه را با محبت جایگزین کن. در اینجا “ابدال” به معنای جایگزین کردن و ” ِغضَه” به معنی کینه ورزی است؛ البته ” الشَّنَئانِ” هم معنی بغض و کینه ورزی دارد. پس خداوندا به جای کینه شدید اهل کینه ورزی و حسد اهل “البَغیِ” (کینه) مودت را جایگزین کن و به جای بدگمانی اهل صلاح اطمینان را جایگزین کن.

او درباره معنای واژه “ظِنَّهِ ” توضیح داد: ظن، بدگمانی بلکه تهمت است تهمتی که اهل صلاح می زنند. این سوال مطرح می شود که اهل صلاح چطور می توانند بدگمانی و تهمت نسبت به افراد داشته باشند.

بهشتی با بیان روایتی از پیامبر(ص) گفت: کسی که پا در دایره اسلام گذاشته حتی با مراتب ایمان فاصله داشته باشد، خداوند چند چیز را برای مُسلم حرام کرده است، حرمت خون مسلم، بردن آبروی مسلم و گمان بد بردن نسبت به فرد مسلم حرام است.

او با اشاره به حسن ظن نسبت به فرد مومن بیان کرد: پس گفتیم اصل بر این است که نسبت به فرد مومن حسن ظن داشته باشیم ؛ حضرت امیر (ع) می گوید، آنچه که از برادرت سر می زند به احسن وجه ممکن حمل کن مگر اینکه به جایی برسد که نتوان امر او را حسن ظن برداشت کرد. اما ما در برخورد با افراد کاملا به طور عکس رفتار می کنیم و چنین ویژگی تبدیل به یک قاعده شده است.

بهشتی درباره معنای واژه “ظِنَّهِ ” تصریح کرد: در درجه اول باید معنای “ظِنَّهِ ” را عدم اطمینان بدانیم، (خدایا عدم اطمینان دیگران را نسبت به من، به اطمینان تبدیل کن) چون تهمت منافی عدالت است. ممکن است کسی در نظر ما متهم نباشد اما نسبت به عملکرد او وثوق و اطمینان نداریم بنابراین چنین چیزی غیر از اتهام است. اتفاقا باید برای هر میدانی کسب خبر کرد و باید ببینیم که آیا آن فرد اهل این میدان هست یا خیر. در این زمینه حضرت علی (ع) می گوید، کسی که به هر کسی قبل از اینکه بداند که می توان به او اطمینان کرد یا نه اطمینان می کند، ناتوانی و درماندگی است.

این استاد فلسفه دانشگاه تهران درباره واژه “الأَدنَینَ” اظهار کرد: الأَدنَینَ یعنی کسانی که نزدیک هستند؛ خداوندا دشمنی نزدیکان را به دوستی و ولایت تبدیل کن. ولایت هم در اینجا درست مقابل عداوت قرار می گیرد و البته ولایت طیف معانی متفاوتی دارد و در هر جایی یک معنی خاصی از آن برداشت می شود. دشمنی نزدیکان می تواند بسیار آسیب زننده تر نسبت به دشمنی افراد غریبه تر باشد.

او افزود: «وَمِن عُقُوقِ ذَوِی الأَرحَامِ المَبَرَّهَ» منظور از “ذَوِی الأَرحَامِ” در اینجا خویشان است که از یک رَحِم مشترک متولد شده باشند. خداوندا عاق شدن و قطع رَحِم را به نیکی و صله رحم تبدیل کن. “عُقُوقِ” هم به معنای قطع کردن است. الأَرحَامِ نیز در اصل همان محل و ظرفی رشد و بالیدن فرزند است.

بهشتی درباره واژه “عُقُوقِ” توضیح داد: البته عقوق هم دارای درجات متفاوتی است که همان ترک احسان کردن با خویشان یا عدم توجه و اعتنا است البته رفِق هم می توان معنا کرد؛ یا احوال او را مراعات نکنیم. در مورد صله رحم بسیار تاکید شده است چون حالا که پیوند های اجتماعی گسترده تر می شوند در درجه اول پیوندهای طبیعی خویشاوندی قرار می گیرند. البته گاهی افراد به یکدیگر نزدیک نیستند اما پیوند خویشاوندی، آنها را به یکدیگر نزدیک می کند یا اگر یک نوع دشمنی هم پیش بیاید این خویشاوندی سبب می شود که به دوستی تبدیل شود.

او درباره معنای “خِـذلانِ” بیان کرد: خِـذلانِ به معنای یاری ندادن و ترک نصرت است. خدایا خِـذلانِ کسانی که نزدیک هستند را به نصرت و یاری تبدیل کن. در مقابل جایی که صله رحم داریم، مدارا در این نسبت قرار نمی گیرد و البته این مدارا تا درجه مدارای شعر سعدی نمی رسد (با دوستان مروت با دشمنان مدارا). مدارا یک لطف است و لزومی هم ندارد که وجود داشته باشد و مدارا را می توان یک نوع دوستی با فاصله تلقی کرد.

بهشتی با بیان معنای واژه “رد المُلاَبِسِینَ” اظهار کرد: در اینجا می توان از رد دو معنا برداشت کرد؛ یکی رد کردن یا طرد کردن است و دیگری هم رد کردن مانند رد امانت است. البته رد در اینجا طرد کردن معنی می شود؛ پس خداوندا رد و طرد کردن آنها را به نیکی معاشرت تبدیل کن. المُلاَبِسِینَ هم از لباس می آید.

او با قرائت «وَمِن مَرَارَهِ خَوفِ الظَّالِمِینَ حَلاَوَهَ الأَمَنَهِ» ادامه داد: خدایا تلخی و سختی ستم کاران را به حلاوت و شیرینی و ایمنی از آنها تبدیل کن. در این فراز به نوع نسبت ها و روابط بسیار تاکید شده است.

بهشتی با بیان روایتی از امام صادق افزود: پروای خدا را داشته باشید و برادرانی نیکوکار نسبت بهم باشید، حب دوستی نسبت به خداوند داشته باشید، در حالیکه پیوند و صله شما پیوندی قوی است، نسبت به یکدیگر دل رحم باشید و بار همدیگر را سبک کنید و با یکدیگر دیدار کنید. به دنبال آنچه که ما به دنبال آن هستیم باشید، یاد ما را در جمع خودتان زنده بدارید. این آموزه ها درست عکس آن چیزی است که ایمان را جدا کردن افراد از یکدیگر می بیند.

این استاد فلسفه در خصوص ایمان تاکید کرد: ایمان هرگز افراد را از یکدیگر جدا نمی کند؛ این موضوع فراتر از پیوندهای فردی است؛ بنابراین اگر بتوانیم در میدان پیوندهای اجتماعی آن را عملی کنیم کار بزرگی انجام داده ایم. البته در مواقعی همه افراد نیاز به یک غار حرا و خلوتی دارند تا کمی اندیشه کنند اما افرادی هستند که به قدری برون گرا هستند که فرصت اندیشه کردن را پیدا نمی کنند. البته من در آموزه های دینی توصیه به فرو رفتن در خود و فاصله گرفتن از جامعه را ندیدم البته برخی از عرفا چنین کاری را می کنند.

او در خصوص کافر و معنای آن گفت: اگر در مقابل جریان هایی قرار گرفتیم که حق را می بینند و می پوشانند وظیفه ما استقامت و ایستادگی است؛ معنای کافر هم پوشاندن حق است. کسی که جهل دارد و اطلاع ندارد کافر نیست؛ کسی که عمل حق را دریافت و دید اما آن را پوشاند کافر است البته که ما نیز باید در مقابل این کفر ایستادگی کنیم. تمام این آموزه ها در جهت صله قرار می گیرند و البته صلح کلی هم نیست. صلح کل بودن شیوه مناسبی در زندگی نیست. در این بخش از آیه قرآن «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» می بینم که ترکیب بسیار پیچیده ای دارد.

بهشتی حسادت را یک بیماری درونی دانست و افزود: خداوندا حسد اهل بقی را به دوستی تبدیل کن. یکی از مواردی که می توان در روابط ما وجود دارد، حسد است که نباید آن را کم شمرد البته حسد تنها در جامعه ما یا یک جامعه دینی وجود ندارد بلکه یک بیماری است که ما آن را کم می بینیم؛ آنقدر آثار عجیبی در زندگی فردی و بعد هم آثار بزرگتری در زندگی اجتماعی دارد. اگر آشکار هم شود تدابیری هم برای پوشاندن حسد وجود دارد که افراد باهوش تر تدابیر بهتری برای پنهان کردن حسد به کار می گیرد.

او با تاکید بر تفاوت حسد و غبطه توضیح داد: حسد یک بیماری بسیار شایع و البته خطرناک است. اما غبطه خوردن بسیار متفاوت است، اگر یک خصلت خوبی در فرد دیگری وجود داشته باشد دوست داریم که در ما نیز  این خصلت خوب به وجود بیاید. شیخ صدوق در تعریف حسد می گوید، آرزو و تمنای فرد حسود این است که اگر فردی یک نعمتی را در اختیار دارد از او ساقط شود. به جای اینکه غبطه بخوریم و تلاش کنیم تا به آن فضیلت برسیم، می گوییم اگر او هم این نعمت را نمی داشت اتفاقی نمی افتاد. پس فرد حسود نه حاضر است آن فضیلت را خودش داشته باشد نه از اینکه فرد دیگری آن نعمت را داراست خرسند می شود. پس غبطه خوردن برانگیزانده و مثبت است اما حسادت مخرب و منفی است.

بهشتی با بیان روایتی از امام صادق(ع) در مورد افراد حسود تصریح کرد: من کسانی را دوست نمی دارم که هم بدخواه دیگران هستند و هم بدی دیگران را بازگو می کنند، افرادی که نسبت به برادران خودشان حسود هستند من با این افراد میانه ای ندارم، پس مشخص است که در نزدیکان امام صادق(ع) چنین افرادی حضور داشتند. البته امام صادق(ع) بارها تذکر می دهند و در مواقعی مجبور می شوند که حتی اسم افرادی را بیاورند این درحالیست که اسم آوردن غیبت محسوب می شود. امام صادق(ع) در شرایط بسیار حساسی قرار داشتند وقتی ایشان می بیند که رفتار و عملکرد برخی از یارانشان به اصل اسلام ضربه می زند با جدیت در مقابل آنها ایستادگی می کند.

او ادامه داد: حسادت در برخی از مواقع ما را با کفر قرین می کند. امام صادق می گوید، ستون های کفر سه چیز است: کفر، خود بزرگ بینی و حسد؛ حرص حضرت آدم سبب شد از بهشت رانده شود با اینکه نعمت های زیادی در اختیار او بود. خود بزرگ بینی شیطان سبب شد تا از رحمت خداوند طرد شود؛ هابیل قابیل را از بین برد بخاطر حسادتی که نسبت به قابیل داشت. بنابراین باید توجه داشت که حسادت در چه زمانی باعث کفر و پوشاندن حقایق می شود.

این استاد فلسفه دانشگاه تهران درباره عوارض حسادت اظهار کرد: به مدد روایات می بینیم که حسادت نشاط را از فرد می گیرد، انسان حسود غم زده است، او آسایش ندارد.

بهشتی افزود: باتوجه به روایتی از امام صادق (ع) انسانی که دچار بیماری حسادت شده است در چند مورد حسادت خود را بروز می دهد، ابتدا درجایی که حضور ندارد شروع به غیبت کردن از آنجایی در آن حضور ندارد، می کند اما وقتی هم که حضور دارد، تملق گویی می کند. شماتت و سرزنش افرادی که نیاز به دلداری و امیدواری دارند. فرد حاسد مظلوم نمایی هم می کند. البته حسادت فرد حسود نسبت به افرادی که پاک تر هستند هم بیشتر می شود، دقیقا مصداق این بیت از مولاناست «هم چون خدا خواهد که پردهٔ کس درد/ میلش اندر طعنهٔ پاکان برد».

او با اشاره به چند روایت در مورد افراد حسود بیان کرد: حاسد انسان کینه ورزی است و کینه ورزی نسبت به انسان هایی که گناهی ندارد. از خوشی دیگران ناراحت می شود. فرد حسود وقتی می تواند از دیگران تمجید کند سکوت پیشه می کند. البته حضرت امیر(ع) هم می گوید اگر کسی را تمجید و تحسین کنید بیش از  آن مستحق است این تملق و چاپلوسی است یا اگر کمتر از آنچه که شایسته است او را تحسین کردید ظلم یا حسادت می کنید.

خوانده شده 2214 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا