اجتماعی

مسعود ادیب
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار                                    خوش بود دامن صحراء و تماشای بهار
دفتر ایام ورق می خورد و بار دیگر سال شمسی به آغاز یک هزار و سیصد و نود و یکمین بهار از هجرت پیامبر خدا (ص) می رسد. از هوشمندی نیاکان یا بلند اقبالی ما ایرانیان است که گاه شماریمان دو عنصر معنا بخش را در خود جمع کرده است اعتدال نظام طبیعت و هجرت پیام آور حقیقت. این تقارن معنا دار است و درس آموز. پیامبر و بهار از یک جنس اند؛ هر دو خوبی هایی را آشکار می کنند که در درون نهفته بود، سرد و بی حرکت؛ هر دو جنبشی را آغاز می کنند به سوی زیباتر شدن و برخورداری از طراوت و شادابی، از زندگی و بالندگی، از سبز شدن و رویش.
پیامبر خدا (ص) خود را قرین قیامت شمرده است. رستاخیز فرجامین، روز بروز حقیقت مطلق است، روز ظهور ملک ازلی و ابدی پروردگار قهّار، روز آشکار شدن درونها، روز استواری حق و فروریزی باطل، روز مزد، روز عقوبت، روز حساب، روز جداسازی خوب وبد، روز خرّمی و شادمانی، روز حسرت و پشیمانی، روز بازگشت، روز عید.
و پیامبر (ص) سروش رستخیز جان است، آینه دار حقیقت، منادی ملکوت پروردگار، زمینه شاز بروز استعدادهای نهفته، تلاش گر برای استواری حق و فروپاشی باطل، بشارت دهنده به پاداش و هشدار دهنده پادافره، دعوت کننده به حساب، تمییز گر خوب وبد، شادی باورمدان و حسرت انکارگران، قافله سالار بازگشت انسان به دامان خدا، عید انسان.
و بهار رستخیز طبیعت است. «و از آسمان آبی پر برکت فرو ریختیم و بدان باغها رویاندیم و دانه هایی دروکردنی. و خرما بن تناور با خوشه های برهم چیده، برای روزی بندگان. و بدان باران سرزمین مرده ای را زندگانی بخشیدیم و این گونه است رستخیز»(ق: 9،10،11) باد بهاری چون نفخه خداوندی طبیعت مرده را زنده می کند و باران رحمت زمین را طراوت می بخشد و مهر تابان دانه ها را در دل زمین بیدار می سازد.
از بهار بیاموزیم:بخشندگی را و احیاگری را، شادابی را و سر زندگی را، پاکی را و کدورت زدایی را، شب ستیزی را و بیدارگری را، آرامش را و اعتدال را.
در بهار ببینیم: دست قدرت دادار جهان را، جلوه زیبای نهان در باطن هستی را، امید رویش دوباره را، کوتاهی شب و شکست صولت سرما را.
و از خدای بهار آفرین بخواهیم: در آغاز سالی نو با وزش نسیم روحبخش طبیعت از کاستیمان در گذرد و توفیق گذشت از بندگانش را به ما کرامت فرماید، روح زندگی را در کالبد ما بدمد و امید به سرسبزی و بالندگی و رویش و پویش با باردهی و ثمر راسانی را در ما زنده نگه دارد، و پروای رجعت و رستخیز را در ژرفای جانمان جای دهد تا فکر و ذهن و خُلق و کردارمان بهاری شود.
روز عید است و به هر شاخه نم باران است                                  روز بخشیدن تقصیر گنه کاران است.

خوانده شده 1711 بار آخرین اصلاح در تاریخ چهارشنبه, 14 بهمن 1394 17:24
Share this article

About author

Super User
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا