اجتماعی

عبدالرحیم سلیمانی
اين روزها شاهد عمل بسيار زشت و نفرت انگيز جسارت به حريم قدسي رسول خدا(ص) هستيم؛ جسارتي كه احساسات ديني بيش از يك و نيم ميليارد انسان را برانگيخته است. آنچه در اين ميان آزاردهنده است اين است كه اين عمل نفرت انگيز در سايه شعار مقدس و والاي آزادي بيان انجام مي‌گيرد يا براي توجيه آن به اين شعار پناه برده مي شود. آزادي بيان يكي از شعارها و اصول بسيار ارزشمند است اما همه ارزش آن به اين است كه در بردارنده حقي از حقوق انسان است. اما همين آزادي بيان اگر هيچ محدوديتي نداشته باشد خودش تبديل به عاملي براي تضييع حقوق انسان‌ها مي‌شود. اصلي كه همه ارزشش به اين است كه در پي احقاق حق انسان است به عاملي تبديل مي شود كه خود يكي از بزرگ ترين پايمال كننده حقوق انسان است، يعني به ضد خود تبديل مي شود. آزادي بيان تا جايي ارزشمند است و تا جايي حق انسان است كه به حقوق ديگر انسانها تجاوز نكند. بيان انديشه و عقيده آزاد است و بلكه بزرگ ترين نعمت براي بشريت است، اما توهين به انسان‌هاي ديگر و آنچه را كه آنان محترم و مقدس مي شمارند نه تنها آزاد نيست و نه تنها نعمت نيست بلكه بدترين ضد ارش است.
در رابطه با اين نكته و آنچه اين روزها در جريان است توجه به چند نكته مهم به نظر مي رسد:
۱- قرآن مجيد نه تنها آزادي بيان را محترم مي شمارد، بلكه از اين فراتر رفته اين را حق اساسي همه انسان‌ها مي شمرد كه حرف ها و انديشه هاي مختلف را بشنوند و تا بتوانند سخن درست و صحيح را برگزينند(الزمر/38-39) . معناي اين سخن اين است كه هيچ نظام و حكومت و جامعه‌اي حق ندارد جلوي جريان روان انديشه و بيان را بگيرد. پيامبر خدا تنها يك وظيفه دارد و آن اين كه انديشه خود را بيان و تبليغ كند(مائده/ 99؛ النور/54؛ النور/54و...) اما او هرگز حق ندارد جلو بيان انديشه ديگران را بگيرد و حق ندارد تبليغ اديان ديگر را ممانعت كند، چرا كه در اين صورت مردم دين خود را برنگزيده‌اند. گزينش در جايي معنا مي دهد كه انسان‌ها از همه انديشه‌ها و عقايد آگاهي داشته باشند و اين تنها در سايه آزادي بيان ممكن و ميسر مي شود.
از قرآن مجيد بر مي آيد كه مشكل اصلي انبياء الهي، به ويژه شخص حضرت محمد(ص)، همين محدوديت آزادي بيان بوده است. قدرت‌هاي حاكم جوامع مانع اين مي شده اند كه انبياء به راحتي با مردم سخن بگويند و انديشه‌هاي خود را بيان كنند تا مردم قدرت گزينش داشته باشند. همچنين سنت و سيره پيامبر خدا(ص) و بزرگان دين هرگز جلوگيري از بيان انديشه و ممانعت از تبليغ اديان ديگر نبوده است. آن بزرگان در مجالس عمومي با پيروان اديان ديگر و بلكه ملحدان به بحث و مناظره مي‌پرداخته‌اند و صاحبان انديشه‌هاي مختلف آزادانه انديشه‌هاي خود را بيان مي‌كرده‌اند و از اين جهت هيچ محدوديتي نبوده است. پس متون ديني اسلامي نه تنها با آزادي بيان مخالف نيست، بلكه آن را ضروري و لازم و بلكه آن را مهم ترين نعمت مي‌شمارد. در واقع مطابق متون اسلامي تحقق دينداري واقعي تنها و تنها در پرتو آزادي بيان ممكن است.
۲- اما اين آزادي بيان در وقاع آزادي بيان و تبليغ انديشه و عقيده است و نه آزادي توهين و افتراء و فحاشي. اين امور نه تنها آزاد نيست، بلكه بسيار مذموم و ناپسند است. اين امور تجاوز به حقوق ديگران، و در نتيجه جرم است. در واقع آیادي بيان يكي از مصاديق عدالت است، چرا كه آن حق انسان است و تا جايي ارزشمند و مجاز است كه در چارچوب عدالت قرار بگيرد. هرگاه اين آزادي بيان باعث تجاوز به حقوق ديگران شود از مرز عدالت گذشته و به محدوده ظلم وارد شد و در نتيجه ارزشمنديش را از دست داده، به ضد ارزش تبديل مي شود.
يكي از مصاديق اين تجاوز به حقوق ديگران، توهين به مقدسات انسان‌هاست، قرآن مجيد به صورتي خاص و با منطقي خاص به اين موضوع پرداخته است: «و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوالله عدواَ بغير علم؛ و آنهايي را كه جز خدا مي خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روي دشمني نا آگاهانه خدا را دشنام دهند»(انعام/۱۰۸). در واقع در اين آيه به يك اصل كلي اخلاقي اشاره شده كه همه اديان و مكاتب آن را قبول دارند و در متون اسلامي مكرر بر آن تاكيد شده است. اين قاعده و اصل، «قاعده زرين» و صورت منفي آن «قاعده سيمين» است:‌ «با ديگران چنان رفتار كنيد كه دوست داريد با شما رفتار كنند. و با آنان چنان رفتار نكنيد كه دوست نداريد با شما آنگونه رفتار كنند. معناي اين آيه شريفه اين است كه هر كس دوست ندارد كه به مقدسات او توهين شود خود نبايد به مقدسات ديگران توهين كند. و چون مسلمانان از توهين به مقدسات خود ناراحت مي شوند پس نبايد به مقدسات ديگران توهين كنند. پيام مهم اين آيه براي همه جهانيان اين است كه از آنجا كه انسان‌ها مقدساتي دارند كه از بي احترامي به آنها غمگين و آزرده مي شوند، پس هيچ كدام از انسان‌ها نبايد به مقدسات ديگران توهين كنند.
۳- يكي از دستاوردهاي دوران مدرن، آزادي بيان و انديشه است ودر حقوق بشر جديد بر اين اصل مهم، كه بيش تر اديان و به ويژه دين مبين اسلام بر آن تاكيد كرده بود، به حق پافشاري شده است. اما گاهي در جهان متمدن در برخورد با اين اصل ارزشمند شاهد برخوردهايي هستيم كه براي ما قابل فهم نيست. از يك سو وقتي به مقدسات ديگران توهين مي شود شعار آزادي بيان سرداده مي شود. گويا اين آزادي بيان به معناي صرف آزادي بيان عقيده و انديشه نيست، بلكه به معناي آزادي هر چيزي است كه از زبان و قلم و ... بيرون آيد. اما عجيب است كه در همين جهان گاهي براي همين بيان محدوديتهايي گذاشته مي شود كه قابل فهم نيست. در برخي از كشورهاي مترقي تشكيك در حادثه هولوكاست يا قتل عام يهوديان توسط نازي‌ها جرم محسوب مي شود. كاري با صحت و سقم ادعاهايي كه در اين باره شده است،‌نداريم، كما اين كه پيشتر در نوشتاري تحت عنوان «روز قدس و سرزمين مقدس» بيان شد كه اصل وقوع اين جنايت را مسلم مي‌دانيم و آن را محكوم مي كنيم و با بازماندگان آن ابراز همدردي مي نماييم. همچنين سخن ما تاييد سخنان برخي از مسئولان سياسي نيست كه با شعارها و سخنان بي جا و نسنجيده خود بي جهت بر ملت و كشور خود هزينه تحميل مي كنند. سخن ما اين است كه چگونه دنياي متمدن انكار يك حادثه تاريخي يا تشكيك در آن را جرم مي شمارد و حتي به خاطر آن انديشمندان را به دادگاه مي كشاند و مجازات مي كند، اما از توهين به مقدس ترين امر بيش از يك و نيم ميليارد انسان به راحتي مي گذرد و شعار آزادي بيان را سر مي دهد؟ به نظر روشن و ضروري مي رسد كه جهان مدرن بايد در استفاده از اصل بسيار مهم آزادي بيان و كاربرد آن دقت بيشتري بنمايد.
۴- از سوي ديگر حاكمان و زمامداران مسئولان كشورهاي اسلامي و نيز عالمان ديني و مبلغان مذهبي نيز بايد در موضع گيري خود دقت كافي را بنمايند تا مرزهاي قرآني و ديني را در بيان و سخن خود زيرپا نگذارند. ما در زماني زندگي مي كنيم كه چند نفر از اعضاي يك خانواده در محيط بسته خود مي توانند فيلمي توهين آميز تهيه كنند و به وسيله اينترنت در معرض ديد همه جهانيان بگذارند. ساختن فيلم‌هاي اينگونه و جسارت ناشايست اينگونه محدودبه مقدسات اسلامي نيست و حتي در خود ممالك غربي نسبت به مسيحيت، كه دين اكثريت آن ديار است، ديده مي شود. در چنين فضايي هر چند احتمال توطئه و برنامه ريزي منتفي نيست اما بيان‌هاي شتابزده و جنجالي و تحريك بي جاي مردم و ايجاد فضايي كه مردم برداشت كنند كه در واقع يك جنگ حساب شده و عمدي براي از بين بردن اسلام در كار است و تحريك آنان به انجام كارهايي خارج از ضوابط، نه مطابق شرع مقدس است و نه به صلاح اسلام. حتي ممكن است كسي بگويد اگر توطئه‌اي براي لطمه به اسلام در كار است، اين است كه مسلمانان را تحريك كنند تا اعمال خارج از ضوابط انجام دهند و بدين وسيله چهره اسلام و مسلمانان را خشن و بي منطق و غير قابل كنترل و تحمل نشان دهند. افراد مسئول بايد دقت كند كه در عين اين كه موضع درستي در رابطه با اين جسارت مي گيرند، نه تنها اعمال ناشايست و ناروايي را كه در اين رباطه صورت مي گيرد، تاييد نكنند، بلكه از آن جلوگيري نمايند و آن را محوم كنند. پرسش اين است كه اگر فردي در گوشه اي از يك كشور به يكي از مقدسات ما جسارت كرده است، آيا ما حق داريم براي مثال پرچم يك كشور را، كه براي همه افراد آن ملت مقدس و محترم است، آتش بزنيم و آن را زيرپا بگذاريم و ... آيا ما حق داريم كه جان و مال افراد بي گناه را به خطر بيندازيم؟!
به هر حال مسلمانان بايد بدانند كه پيام والاي حضرت محمد(ص) اين است كه هيچ گاه و در هيچ صورتي نبايد عدالت زيرپا گذاشته شود. قرآن مجيد مي فرمايد: « دشمني با يك قوم هرگز نبايد باعث اين شود كه شما عدالت را زير پا بگذاريد. عدالت را هميشه بر پا داريد كه اين به تقوا نزديك تر است» (مائده / ۸). مسلمانان بايد در عين اعتراض و نشان دادن خشم خود، متانت را از دست ندهند و از مرزهاي قرآني و اسلامي عبور نكنند كه در اين صورت به جاي دفاع از اسلام و مقدسات آن، در واقع با آن جنگيده‌اند و خود، آن را زير پا گذاشته اند. حاكماني كه چنين اعمالي را تاييد كنند و چهره اسلامي را خشن و زشت نشان دهند در واقع از اسلام و مقدسات آن دفاع نكرده اند، بلكه از اين حادثه استفاده ابزاري براي اهداف خويش كرده‌اند. هر كس كه درد دين دارد بايد همه دغدغه‌اش اين باشد كه مسلمانان نه تنها با حركات خود لطمه‌اي به دين نزنند، بلكه هر حادثه‌اي را به فرصتي براي بيان دين و دفاع از آن تبديل كنند. ماجراي توهين به مقدسات مشكلي در جهان امروز است و موضع اسلام در اين باره روشن و شفاف است. بايد از هر فرصتي براي بيان موضع روشن دين استفاده كرد.

خوانده شده 1573 بار آخرین اصلاح در تاریخ سه شنبه, 19 مرداد 1395 09:10
Share this article

About author

Super User
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا