اجتماعی

محمدتقی فاضلی میبدی
سخن دیگری که با بزرگان و عالمان دردمند حوزه ها باید در میان گذاشت، رواج خرافات و گسترش بدعتها در میان مردم است. سوگمندانه باید گفت که خرافات و بدعتها روز به روز از راه برخی رسانه های عمومی رو به افزایش است، آن هم به دست افرادی که ردای راهبری دین را بر تن دارند. و این بدعتها و خرافه های مذهبی برای معاندان اسلام سوژه ای گشته تا علیه اسلام، بالاخص تشیع، طنزهای مضحک و موهن بسازند و امروز برخی سایتها و شبکه های ماهواره ای رسالتی جز تمسخر اسلام با استناد به این سخنان بی اساس را ندارند. شایسته است که مراجع محترم گاهی برای دیدن این برنامه ها وقت گذارند و حوصله به خرج دهند، تا به عمق فاجعه بیشتر پی برند. جای تامل است ما پیش از آن که با منشا و مروجان خرافات و بدعتها در این مرز و بوم و در داخل جهان اسلام برخورد نماییم، نخست با کسانی که دین خدا را از آن سوی مرزها، عنادا، به سخره گرفته اند، برخورد می کنیم و احیانا برای قتل آنان وعده درهم و دلارمی دهیم.
باید گفت کسانی که جاهلانه یا عامدانه چهره ی پر مهر پیامبر خدا را در لابلای کاریکاتورها یا طنزها ناجور جلوه می دهند، همانی را ترسیم می کنند که از دست دین ناشناسان خرافه پرور و بدعت گذار از این سو، خوانده، شنیده و یا دیده اند. بنگرید کسانی را که به نام خدا و پیامبر به حقوق آدمیان تجاوزمی کنند، می کشند و به زندان می افکنند و طبیعی ترین حقوق آدمیان را زیر پا می گذارند. آیا بدعتی از این بالاتر؟ چه فجایعی به نام اسلام در افغانستان و عراق و برخی بلاد اسلامی صورت گرفته و می گیرد؟ اگر طراحان طنز و کاریکاتور و فرآورندگان فیلم های وهن و وقیح، شخصیت پیامبر را از متن قرآن می شناختند، چهره ای که از طرف خدا مامور است تا دردهای مردم را کاهش دهد «عزیز علیه ماعنتم»، چهره ای که رسالت دارد تا غل و زنجیر جهالت و جمود را از دست و پای مردم فرو نهد، «ویضع عنهم اصرهم ..»، چهره ای که مامور است تا با مخالفین خود به بهترین وجه برخورد نماید و از بدیهای آنان بگذرد و مهمتر این که با مخالفین خود به مشورت بنشیند «فاعف عنهم واستغفرلهم وشاورهم فی الامر»، و چهره ای که همه را به صلح و صفا و صمیمیت می خواند «و الله یدعوا الی دارالسلام»، چهرهای که مردم را با وعظ و حکمت به سوی خدا می خواند«ادع الی سبیل ربک بالحکمةوالموعظة»، و خلاصه چهره ای که مهمترین رسالت خود را تحقق قسط و عدالت و آزادی در میان مردم می داند «لیقوم الناس بالقسط»، آیا کدام انسان منصفی به خود اجازه مِی دهد به چنین اسوه ای، کمترین جسارتی را روا دارد؟ اما چه باید کرد که برخی کسان در بعضی جاها، در بعضی منابر و خطبه ها و گفته ها اسلام را به گونه ای گفته اند و می گویند، که گویی این دین، جز با عده ای خاص، با همه ی بنی بشر سر جنگ دارد، دستورارعاب و کشتن می دهد، در موارد ضرورتهای سیاسی و مصلحتی تهمت و غیبت و دروغ را روا می شمارد، شعارش همواره مرگ بر فلان و بهمان است، تساهل و تسامح و مدارایی و گذشت پیشگی در این آیین محکوم است. عفو و گذشت که سراسر آیات را فرا گرفته، د رمنطق این دسته از خرافه سازان و بدعت گزاران در این روزگار موردی ندارد. در هرصورت مراجع محترم می دانند که بدآموزیهای خرافی در عرصه های مختلف همواره ظاهر می شود.
پیامبر بزرگ اسلام که تعالیم خود را، از نخست عقلانی نشان داد و لُب و خرد، بنیان بنای آیین او گشت، مواظب بود تا باورهای خرافی که در عصر جاهلیت رواج داشت، دوباره در اسلام راه نیابد. زیرا خرافات دینی در جاهلیت پیش از اسلام ریشه داشت؛ نمونه بارز این مبارزه هنگامی بود که فرزند پیامبر(ص) به نام ابراهیم در کودکی در مدینه از دنیا رفت، همزما ن با مرگ این کودک خورشید گرفت و پدیده کسوف رخ نمود. مردم مرگ مولود پیامبر و گرفتگی خورشید را با هم مرتبط دانستند. پیامبر در مقام مبارزه با این خرافه فرمود: خورشید و ماه از نشانه های خداوندند و آن دو برای مرگ کسی گرفته نمی شود.
امروز بنگرید پاره ای از کسان را که صاحب منبر و منصب اند، فی المثل، درباره فلان عالم یا مرجع تقلیدی که از دنیا رفته، چگونه کرامات می سازند و این کرامات را به گونه ای با سیاست پیوند می دهند تا هر اشتباهی را توجیه نمایند. و برخی به عنوان دین، چنین خرافاتی را باور می کنند. چرا باید از درون حوزه علمیه که جایگاه کنکاش و بررسی و نکته سنجی در مسایل دینی است، سخنانی به زبان آید که نه در ذائقه دین قابل هضم است و نه هیچ خردی آن را باور دارد؟ و سوژه ای برای نا اهلان شود، تا اساس اسلام را به سخره گیرند. چرا در مسایل فرعی فقهی دقت های فراوان صرف می شود، اما در مسایل اعتقادی و یا اجتماعی، که مهمتر است، این همه "لا طائلات بافته می شود"و هیچ فریادی از حلقومی بر نمی آید. گاهی از صدای قم – رادیو – پیرامون مسجد جمکران سخنانی گفته می شود و مصاحبه های پخش می شود که هیچ عالم و مرجعی در گذشته وحال نگفته است. و گاهی در کنار دروس خارج حوزه، در رابطه با فرق و مذاهب و یا پیرامون مسائل اجتماعی، جمله هایی بیان می شود که هیچ توجیه شرعی و منطقی ندارد؛ جز ایجاد تفرقه. شاید استدلال بعضی بر این باشد که برخی روایات گویای این معانی است. باید گفت آیا هر چه در احادیث موجود است در جهان کنونی قابل ذکراست؟ بدبینانه باید گفت که ستاد فرماندهی تولید این خرافات و بدعتها یا باید در آن سوی مرزها جست و جستجو کرد و یا در مراکزی در داخل که منافع و مناصب آنان در ترویج خرافات و جهالت است و از زمینه جهالت برخی عوام بهره می برند. و این زمینه ای خواهد بود تا دشمنان، چهره اسلام را در جهان چنین جلوه گر سازند که به خشونتهای غیر قابل کنترل منجر شود. نگارنده این سطور در سفری در شهر کویته پاکستان در جمع علمای شیعه حضور داشت؛ یکی از مدرسین آن جا اظهار داشت که به مسئولین صدا و سیمای ایران بگویید تا هر سخنی را به عنوان دفاع از تشیع پخش ننمایند که در این جا برای ما موجب دردسرخواهد بود.
به نظر می رسد اگر خورشید عقلانیت در آسمان دیانت افول کند و جای آن ابرهای خرافات و خرد ستیز و تفرقه انگیز و بدعت برکشد، هیچ اصلاحی و هیچ دفاعی در هیچ کشور اسلامی صورت نخواهد گرفت. شاید گفته شود این ها چیزهایی است که در تمام کشورها وجود دارد، باید گفت: اولا هیچ دینی به مانند اسلام به درایت دعوت نکرده است و زندگی پیامبر یک زندگی کاملا عقلایی و همپای عرف درست اجتماعی است. ثانیا اگر در دنیا خرافات وجود دارد، به زند گی عده ای معدود مربوط است؛ اما عرصه سیاست و مدیرت و رسانه های رسمی را نیالوده است. رمل و اسطرلاب و استخاره و فالگیری ممکن است در زندگی خصوصی برخی راه یافته باشد، اما کار ملک و مملکت، تدبیر و تامل بایدش.
در جامه ما گاهی سیاست پیشگان و ملکداران به گونه ای سخن می گویند، توگویی خرافات پیش از اسلام باز گشته است. در تاریخ آمده است عده ای از اعراب بیابانی با آویزه های جادویی وقلاده هایی که بگردن آویخته بودند، خدمت پیامبر رسیدند. حضرت فرمودند: بهتر است هر یک از شما که بیمار می شوید سراغ دارویی روید که خدا آفریده است. یعنی با دعا و جادو نمی توان بیماری را درمان نمود. سایر مسائل کشور نیز چنین است. براساس اخباری که از جراید منتشر می شود، عرفانهای کاذب، مدعیان معنویت و اخلاق، ارتباط های دروغین با امام عصر و امثال آن روز بروز زیادتر می شود. مراجع بزرگوار تقلید در برابر این فجایع چه برنامه ای را باید پیشه گیرند. صریحا می گویم لطمه ای که برخی مبلغان و مدا حان و یا بعضی سیاست پیشگان بر چهره عقلانی اسلام وارد می کنند، کمتر از فیلم موهن آمریکایی و یا کاریکاتور دانمارکی نیست. اضافه می نمایم در جامعه ای که برخی سرخورده و حیرانند، ممکن است برای آرامش دردهای خود به پاره ای مسائل خرافی روی آورند، همچنان که در روزگار پس از حمله مغول چنین شد و مردم برای فرار از ستم، به خانقاها روی می بردند. در این روزگار مسئله به گونه دیگری است. هرسخن نابخردی که بر سرمنابر می رود و هر ستمی که به عنوان دین انجام می گیرد، در کمترین فرصت در جهان منعکس می شود. و همگان آن را در بوته نقد می گذارند. حال وظیفه سنگین و خطیری که برعهده عالمان دین است این که باید سفره خرد را بر پهنه دین بگسترانند و راهی برای جلوگیری برخی گفته ها، که به نام دین پخش می شود، پیدا کنند تا کمترین آسیب بردامن دین نشیند. و از آن سو سوژه ای به دست نا اهلان نیفتد.

خوانده شده 1502 بار آخرین اصلاح در تاریخ چهارشنبه, 20 مرداد 1395 07:27
Share this article

About author

Super User
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا