ویژه نامه محرم

تحلیلی بر چرایی دعوت کوفیان از امام حسین(ع)[1]

مقدمه

گرچه روز عاشورا خاطره  شقاوت گروهی که نام انسان بر خود نهاده بودند را در ذهن ها مجسم می کند اما ما هر ساله گرد هم جمع نمی شویم تا یاد آور این جنایت ها باشیم. واقعه عاشورا بیانگر نکات و جهاتی است که یاد و تحلیل آنها در هر سال می تواند جامعه دینی را زنده نگه دارد.

همواره این پرسش مطرح بوده و هست که چرا حادثه کربلا و واقعه عاشورا رخ داده است؟ هر کس از منظری به این پرسش پاسخ داده است. اما می توان دلایل وقوع آن را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد. به عنوان مثال می توان از نقش بنی امیه در وقوع این حادثه سخن گفت. می توان از انگیزه سید الشهداء سخن گفت و همچنین می توان از دلایل دعوت کوفیان از امام حسین بحث نمود. موضوع سخن تحلیل چرایی دعوت کوفیان است. چرا آنان از امام حسین(ع) دعوت کردند که به کوفه آمده و اجازه ندهد حکومت اموی از معاویه به یزید منتقل شود؟ تحلیل این مسئله و درک درست آن می تواند پیام های روشن و مفیدی برای جوامع امروزی داشته باشد و ما را به برخی قانون مندی های اجتماعی آشنا می کند. همان قانون مندی ای که خداوند نظام خلقت را بر آن اساس بنا کرده است.  

سنت های اجتماعی و یا قانون های حاکم بر جوامع

خداوند در آیات متعددی از سنت خداوند و نظام قانونمند سخن می گوید در سوره فاطر می فرماید« فهل ینظرون الا سنه الاولین فلن تجد لسنه الله تبدیلا و لن تجد لسنه الله تحویلا» (فاطر/43)

«پس آیا جز سنت [و سرنوشت‏شوم] پیشینیان را انتظار مى‏برند و هرگز تبدیل و دگرگونى در سنت‏خدا نخواهى یافت»

همان طور که در نظام خلقت و طبیعت با قوانین و قانون مندی هایی مواجه هستیم که تلاش دانشمندان علوم طبیعی برای کشف آن است، در نظام های اجتماعی نیز با قانون مندی هایی مواجهیم.

از موارد استعمال کلمه سنت در قرآن کریم مانند احزاب/38 و 62، فاطر/43، غافر/85، فتح/23، اسراء/77 فهمیده می شود که منظور از سنت قوانین ثابت و قانون مندی های حاکم بر جوامع می باشد که هرگز دگرگونی در آنها روی نمی دهد. این قوانین هم بر اقوام گذشته حاکم بوده است و هم بر اقوام امروز و آینده حکومت خواهند کرد.

مرحوم مطهری در کتاب عدل الهی می فرماید« هيچ مردمى از بدبختى به خوشبختى نمى‏رسند مگر اينكه عوامل بدبختى را از خود دور سازند، و بالعكس، يك ملت خوشبخت را خدا بدبخت نمى‏كند مگر آنكه خودشان موجبات بدبختى را براى خويش فراهم آورند.

ما ناله داريم كه چرا خدا يك مشت يهودى ژاندارم آمريكا را بر هفتصد ميليون مسلمان به صورتهاى مختلف نظامى، سياسى، فكرى، اقتصادى مسلّط مى‏كند؟ چرا صد ميليون عرب در جنگ پنجم ژوئن شكست خوردند؟ چرا خدا مسلمانان را عزّت نمى‏دهد؟ چرا قوانين طبيعت را به نفع مسلمين نمى‏چرخاند؟ عصبانى مى‏شويم، شب از غصه بيخواب مى‏مانيم، رنج مى‏بريم و ناله مى‏كنيم، دعا و استغاثه مى‏كنيم ولى مستجاب نمى‏شود. پاسخى كه قرآن به ما مى‏دهد يك جمله است: «انّ اللّه لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بانفسهم»‏. خدا قانون خود را عوض نمى‏كند. ما بايد خودمان را عوض كنيم».

امیرالمومنین در نامه 31 نهج البلاغه که در آن به فرزندش امام مجتبی مواعظ بسیار ارزشمندی را فرموده است، چنین  بیان می کند « استدل علی ما لم یکن بما قد کان، فان الامور اشباه و لاتکونن ممن لاتنفعه العظه الا اذا بالغت فی ایلامه»

« برای پیش بینی آینده، به آنچه که در گذشته رخ داده است استدلال کن زیرا امور شبیه یکدیگر می باشند و تو مبادا از کسانی باشی که موعظه (تاریخ) در آن ها اثری ندارد تا اینکه خود به آن مبتلا می گردند»

بر این اساس واقعه عاشورا نیز درس گرفتنی است. زیرا می تواند حاوی برخی از سنت ها و قانونمندی ها باشد که برای جوامع امروز مفید است.

تبیین نامه کوفیان

امام حسین به اعتراض و امتناع از بیعت بایزید از مدینه به مکه رفت و در آنجا با بزرگان و مردم ملاقات و با آنان گفتگو نموده، از فضای موجود جهت تبیین مسائل جهان اسلام استفاده می نمود. در این هنگام که مردم  کوفه نیز متوجه حرکت اعتراضی حضرت شده، نامه هایی برای ایشان نوشته وی را دعوت به آمدن به کوفه نمودند. 

نامه های کوفیان را می توان به سه دسته تقسیم نمود. دسته اول، نامه های کسانی مانند سلیمان بن صرد و حبیب بن مظاهر و .. هستند آنان افراد نوعا پاکدامن بوده که از شرایط زمانه ناراضی بودند. آنان دلایل نارضایتی خویش را در این نامه ها منعکس نموده اند. دسته دوم نامه هایی است که هیچگونه استدلالی در آنها  دیده نمی شود لذا نمی توان دلایل دعوت این گروه را به دست آورد. اما دسته سوم نامه هایی است که توسط فرصت طلبانی مانند شبث بن ربعی نوشته شده که با توجه به فضای حاکم بر کوفه برای امام نامه نوشتند و از نحوه بیان این نامه انسان متوجه فرصت طلبی آنان می گردد. قصد من بر آن است تا هدف گروه اول که صادقانه دلایل نارضایتی خویش را از وضع موجود بیان کردند را تبیین کنم.  

در نامه اهل کوفه که گروهی از بزرگان قوم مانند سلیمان بن صرد خزاعی، حبیب بن مظاهر و.. نوشته اند،آمده است: « الحمد الله الذی قصم عدوک الجبار العنید الذی انتزی علی هذه الامه فابتزها امرها و غصبها فیئها و تامر علیها بغیر رضیً منها ثم قتل خیارها و استبقی شرارها و جعل مال الله دولهً بین جبابرتها و اغنیائها فبعداً کما بعدت ثمود» (الارشاد/203)

« ستایش خداوند را که دشمن جبار کینه توز شما را درهم شکست. دشمنی که بر این امت چنگ انداخته و سر رشته کار را ربود و بر آنان مسلط شده، غنائم را غصب کرد و بدون رضایت مردم بر آنان حکمرانی نمود خوبان امت را کشت و افراد پلید را آزاد گذارد و مال خداوند (که به جامعه تعلق داشت) را میان افراد ستمگر و ثروتمندان دست به دست نمود پس او از رحمت خدا دور باد همانگونه که ثمود چنین بودند.»

بر اساس این نامه، زمینه ها و دلایلی که موجب شد تا  مردم کوفه از امام حسین دعوت نمایند را می توان در چند بند ذیل خلاصه نمود:

1.     معاویه بر حکومت چنگ انداخت و بدون رضایت مردم و یا بیعت عمومی، قدرت را به دست گرفت.

2.     اموال عمومی که به کل جامعه تعلق داشته را به خود اختصاص دادند و از این طریق به فساد اقتصادی اقدام کردند.

3.     معاویه نه تنها حکومت را به زور به دست آورد، بلکه در دوران بیست ساله زمامداریش نیز به مردم توجه نداشته و موجب نارضایتی عمومی شد.

4.     افرادی که حاضر نشدند تسلیم وضع موجود شوند و عقیده دیگری داشتند را کشتند. و انسان های شروری که آلوده بودند آزاد و رها بودند تا هر کاری بکنند.

5.     نابرابری در جامعه در این دوره تشدید شد.

در این نامه سخن از نماز، روزه و سایر احکام عبادی نیست. زیرا نمازها و روزه ها به ظاهر انجام می شد. نمازهای جماعت به پا بود. بلکه سخن از غصب اموال عمومی و فساد اقتصادی، تداول ثروت در دست گروهی معدود و فقدان آزادی اجتماعی و مدنی است.

موارد یادشده نشانه جامعه بیمار است. البته تفاوتی که هست این است که دانستن و علایم بیماری یک جامعه برای درمان آن کافی نیست. به ویژه در قرون اخیر، نیاز به تحلیل، علت یابی و چرایی آن می باشد. چرا فساد مالی در یک جامعه شکل می گیرد؟ چرا رشوه خواری در یک جامعه رشد می کند؟ و .... در غیر این صورت اگر کورکورانه با این مسائل برخورد شود، چه بسا انسان به نام عدالت خواهی به گسترش فساد دامن زند. چنانچه در روایتی امام صادق(ع) می فرماید: «العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر طریق فلاتزیده سرعه السیر الا بعداً »(الحیاه/ج اول/ ص 54) یعنی کسی که بدون آگاهی اقدام کند مانند فردی است که از مسیر درست حرکت نکرده است و در نتیجه هرچه بیشتر با سرعت می رود بیشتر از مقصد دور می گردد.

هنگامی که مسلم بن عقیل دستگیر شد و به نزد عبیدالله برده شد، عبیدالله از  علت حرکت حسین(ع) به سمت کوفه پرسید؛ وی به برخی از دلایل دعوت کوفیان اشاره می کند که:

« و لکن اهل مصر زعموا ان اباک قتل خیارهم و سفک دمائهم و عمل فیهم اعمال کسری و قیصر فاتیناهم لنامر بالعدل و ندعوا الی حکم الکتاب»( الارشاد/216)

یعنی مردم کوفه معتقدند که زیاد پدر عبیدالله خوبان مردم را کشته و خون آنان را ریخت و مانند پادشاهان ایران و روم حکومت می کرد. و ما آمدیم تا به عدالت حکم کرده و به سوی کتاب خدا دعوت کنیم. بنابراین مسلم بن عقیل، استبداد و برخورد با منتقدان و دگر اندیشان را دلیل نارضایتی مردم کوفه بیان می کند.

سیدالشهداء نیز در منزل بیضه نیز پس از نماز، خطاب به حر و یاران او، خطبه خوانده و به فساد اقتصادی اشاره می کند. ( سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا/ص 152)

بنابراین سخنان حسین بن علی(ع) و مسلم بن عقیل نیز در تایید مفاد نامه گروه فوق از اهل کوفه می باشد.   

مروری بر دلایل شورش علیه خلیفه سوم:

دوره عثمان نیز دوره فقدان آزادی، گستره بی عدالتی و فساد اقتصادی بوده است که نهایت آن به شورش عمومی کشیده شد. در مورد فقدان آزادی مدنی و استبداد آن دوره می توان به سخن امیرالمومنین (ع) در خطبه 30 نهج البلاغه تمسک کرد که می فرماید « انا جامع لکم امره، استاثر فاساء الاثره و جزعتم فاساتم الجزع .. »(خطبه 30)

« من جریان عثمان را برایتان خلاصه می کنم: عثمان استبداد را به اوج خود را رساند و شما نیز بی تابی کرده و از حد گذراندید...»

برخورد خلیفه سوم با صحابه بزرگ پیامبر که منتقد وی بودند بسیار گویاست. برخوردهای خشن با بزرگانی مانند ابوذر، ابن مسعود، عمار، کعب و ... نمونه ایی از عدم تحمل وی می باشد.

در مورد بی عدالتی حاکم بر آن دوره نیز می توان به فساد گسترده مالی و نابرابری شدید اشاره کرد. توضیح اینکه یکی از مظاهر عدالت، صرف اموال عمومی در مصارف عمومی است. به عنوان مثال قرآن در سوره حشر در مورد مصرف فیئ می فرماید: « ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل کی لایکون دولهً بین الاغنیاء منکم»(حشر/7)

« آنچه را خداوند از اهل آبادی ها به پیامبرش بازگرداند، از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان وی، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا ( این اموال) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد»

فیئ که اموال عمومی است باید در دست مردم و برای منافع عمومی باشد نه اینکه در دست گروهی محدود از اغنیاء قرار گرفته، دست به دست گردد. امری در به شدت در حکومت خلیفه سوم از آن عدول شد. در آن دوره، فساد اقتصادی سکه رایج شد و نابرابری شدت گرفت. امیر المومنین در وصف آن دوره در خطبه سوم مشهور به شقشقیه چنین می فرماید« و قام معه بنو ابیه یخضمون مال الله خضم الابل نبته الربیع الی ان انتکث علیه فتله و اجهز علیه عمله و کبت به بطنته» ( خطبه شقشقیه)

« و خویشاوندان پدری او ( بنی امیه) به پا خاستند و همراه او بیت المال را مانند شتر گرسنه ایی که به جان گیاه بهاری ( که تازه روئیده و با طراوت است) بیفتد را خوردند. آنقدر در این کار افراط کردند تا زمام قدرت را از دست داد و رفتار او موجب شورش مردمی شد و شکم بارگی نابود کرد»

بنابراین فقدان آزادی مدنی و برخورد شدید با مخالفان، بی عدالتی و گستره فساد اقتصادی موجب نارضایتی عمومی را فراهم نمود و در نهایت موجب حرکت اعتراضی گسترده علیه خلیفه شد و متاسفانه به قتل خلیفه سوم منجر شد امری که تاثیرات منفی بر جامعه اسلامی گذارد.

سنت فساد، نابرابری شدید، فقدان آزادی مدنی و بی ثباتی سیاسی

با توجه به مفاد نامه کوفیان و انگیزه مردم کوفه در دعوت از سیدالشهداء(ع) و مراجعه به عوامل شورش مردمی علیه خلیفه سوم می توان به این سنت و قانونمندی اجتماعی دست یافت که هر گاه فساد مالی گسترده و نابرابری شدید که به مفهوم گستره فقر و تبعیض اجتماعی و اقتصادی می باشند به همراه فقدان آزادی های مدنی و اجتماعی در جامعه تحقق پذیرد این جامعه آبستن حوادث است. زیرا گاه شدت فقر، فساد، تبعیض و فقدان آزادی اجتماعی در جامعه به گونه ایی می گردد که مردم تاب تحمل خویش را از دست داده، حاضر به پرداخت هر گونه هزینه ایی شده و اقدام به شورش علیه حاکمیت کرده و حکومت را از طریق روش های خشن ساقط می کنند امری که پیامدهای ناخوشایندی بر جامعه پس از شورش نیز خواهد گذارد و گاه نیز به دلایلی مانند انتقال قدرت چنانچه در سال 60 هجری رخ داد و معاویه که قدرت را کاملا در دست داشت و با اقتدار حکومت می کرد از دنیا رقت و فرد جایگزین از تجربه و توانمندی لازم برخوردار نبوده و در نتیجه مردم از این فرصت استفاده کرده، به اقدام علیه حکومت دست زده و جامعه دچار بی ثباتی می گردد.

این سنت تنها مستند به این دو تجربه تاریخی نیست بلکه شواهد تاریخی بسیاری را می توان به عنوان دلایلی که ما را به این قانون مندی می رساند، تمسک نمود. راه حل آن نیز مبارزه با فقر، فساد و تبعیض همراه با محترم شمردن حقوق اجتماعی مردم و حق آزادی اجتماعی آنان است.    

[1]  تفصیل سخنرانی در مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم عاشورای 1437 قمری مصادف با دوم آبان 1394

خوانده شده 2487 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا