ویژنامه ایام فاطمیه

علی (ع) و حکومت علوی از نگاه حضرت فاطمه (س)

رضا احمدی

مقدمه :

برای شناخت حضرت علی (ع)  منابع زیادی در دسترس است، یکی از متونی که به شخصیت و جایگاه آن حضرت پرداخته است و نزدیکترین به آن جناب می باشد، خطبه های حضرت فاطمه (س) است.

فاطمه زهرا بنابر راویت مشهور بین شیعیان در سال پنجم بعد از بعثت در شهر مکه به دنیا آمد.[1] ایشان عنوان مادر اهل بیت  و یکی از مهمترین صحابه، همسر، یاور علی(ع)  و دختر پیامبراسلام  و کسی که در محل نزول وحی بزرگ و  تربیت وحیانی  یافته است مورد توجه  ویژه مسلمانان خاصه شیعیان می باشد.  گرچه آن حضرت عمرکوتاهی داشت  اما بسی پر برکت بود.

آنچه در رابطه با حضرت اهمیت ویژه دارد، عمر با بارکت حضرت فاطمه (س) و میراث پربهایی که بعد از خود به جا گذاشت و آن ائمه اطهار(ع) می باشند.  نکته اساسی و قابل اهتمام، توجه به سیره و اندیشه حضرت فاطمه (ع) است. با شناخت سیره و پیروی از آن حضرت ما را در دنیا و آخرت به  رستگاری نایل می شویم. شناخت پایه و زیر بنای هر حرکت می باشد بدون شناخت، حرکت در مسیر حق بسیار دشوارو پر مخاطره است. این مقاله سعی برآن دارد تا علی (ع) از دیدگاه فاطمه (س) مورد ارزیابی قراردهد. حضرت در ادامه از روش برخورد علی(ع) با مخالفین و منتقدین سخن می گوید.

 شناخت حضرت فاطمه (س)

آگاهی گوهره گران­ بهایی است که  خداوند بر ا نسان ارزا نی داشته است تا در تاریکی­ها و سردرگمی ها از آن بهره گیرد و به راه راست رهنمون گردد. اهل بیت مصباح هدایت هستند به شرط اینکه ابتدا آنان را بشناسیم و سپس از آنها پیروی کنیم در این صورت خداوند دنیا و آخرت ما را تضمین کرده است. برای  شناخت حضرت فاطمه(س) منابع بسیار در اختیار ماست که با مراجمه به آن می توانیم با اندیشه ها و سیره عملی آن حضرت آشنا شویم. منابع موجود در این رابطه دو دسته است.  دسته اول، آثاری است  که طی قرون درباره حضرت نگاشته اند که به صورت روایت یا کتاب تدوین شده است. قسم دوم ، آنچه که منسوب به خود حضرت می­باشد و در دست ماست، مانند خطبه­هایی  که  حضرت در مسجد مدینه پس از رحلت پیامبر اسلام در اعتراض به غصب فدک ایراد کرد ه است و خطبه  دیگری که در بستر برای زنان مدینه از انصار و مهاجر ایراد کرد.

این خطبه ها در  کتاب بحارالانوارعلامه مجلسی و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید و  احتجاج طبرسی، با سند عبدالله محض[2] نقل شده است. خطبه اول حضرت فاطمه(س) در مسجدالنبی، خطبه دیگر خطاب به زنان مهاجرین و انصار و نیز خطبه در رابطه با فدک که از آن حضرت نقل شده است. این خطبه­ها از فصاحت و بلاغت فوقالعادهای برخوردار است. مضامین و محتوای اینها در بردارنده معارف دینی و اندیشه­های بلند حضرت فاطمه (س)  می باشد. در این خطبه­ها به بسیاری از مسایل اشاره دارد. یکی از موضوعاتی که  دراین خطبه­ها به آن توجه  شده است، جایگاه مهم و رفیع همسرش، حضرت علی ( ع ) می باشد.

حضرت در لابه لای سخنانش به زوایای خاصی از زندگی همسرش پرداخته است که بسیار آموزنده و قابل استفاده می باشد و می توان بعنوان دیدگاه­های حضرت در رابطه با  علی (ع) مورد توجه قرار داد.

در هر سه خطبه حضرت فاطمه به مطالبی در باره حضرت علی (ع)  اشاره می کند  که  مشتمل بر ویژگی های شخصیتی، نقش اجتماعی و سیاسی،  برتری ایشان نسبت به دیگران و ویژگی  حکومت حضرت علی (ع) اگر مجالی برای وی پیدا می شد ،  بیان بیان می­دارد.

ویژگی های  حضرت علی (ع)

حضرت فاطمه (س) در میان بیانات خود در مسجد مدینه در خلیفه اول و انصار مهاجر به دفاع از حق خود و امام علی پرداخت در بین سخنانش  ویژگی های همسرش بیان کردند.

شخصیت سازمانی است دارای ساخت و پویا، متشکل از تمامی ابعاد و همه شیوه های فکری، رفتاری و بطورکلی هستی انسان .[3] شخصیت اجتماعی علی (ع) دارای ویژگی های منحصر به فرد بود.

تحمل کننده سختی ها در راه خدا:

« مکدود فی ذات الله »[4]، «مکدود» از ماده « کد » به معنای شدت سختی و فشار، حضرت از تحمیل سختی در راه خدا استقبال می کرد. این جمله  به سختی هایی اشاره دارد که علی (ع) که طی  23 دوران بعثت متحمل شده است. سختی های علی (ع) پس از رحلت پیامبر اسلام جانکاه تر شد و طی  25 سال حکومت خلفا  برای مصلخت اسلام خار در چشم و استخوان[5] در گلو داشت.  دوران چند ساله حکومتش این ناگواری های دوچندان گردید. همه سختی ها در این سه دوره حیات حضرت وجود داشت و ایشان در راه خدا تحمل می کرد.

سخت کوش در راه خدا:

«مجتهدا فی امرالله » علی(ع) در راه خدا سخت کوش ودقیق و حساس  بود و حاضر به مداهنه و سستی و بی تفاوت در این مسیر نبود.

خیرخواه مردم:

« مشمراّ ناصحاّّ ، مجداّ کادجاّ »  خیر خواهی در وجود و شخصیت آن حضرت نهادینه شده بود. ایشان به فکرخود نبود، بلکه دائماّ در تلاش و انجام عمل صالح در تکاپوبود.

از سرزنش در راه خدا ابا نداشت:

« لاتاخذه فی الله لومهّ لائم»  هر چه را صالح می دید، در دفاع از آن به خاطر سرزنش و حرف این و آن، کوتاهی نمی کرد، تحت تاثیر جو سازی ها و شرایط جامعه قرار نمی گرفت فقط رضای خدا را طلب می کرد.

اینها دسته ای از صفات شخصیتی حضرت علی (ع) است در خطبه حضرت فاطمه آمده است.

-         پایگاه آجتماعی  :

آلن بیرو در تعریف پایگاه اجتماعی   SociaI Statusمی آورد: جایی است که هرکس در ساخت اجتماعی اشغال می کند، یا اعتبا ر اجتماعی است که معاصران فرد بد و بطور عینی در بطن جامعه­ای که در آن حیات می گذراند، تفویض می دارند.[6]

حضرت فاطمه در این قسمت به جایگاه احتماعی علی (ع) در بین جامعه ایمانی مدینه اشاره می کند.

برادر رسول خدا:

« اخاّ ابن عمی دون رجالکم » اشاره به پیمان برادری دارد که در سال اول هجرت در میان مهاجر و انصار اتفاق افتاد و پیامبر اسلام، مهاجر و انصار را برادر خواند. حضرت محمد (ص) علی بعنوان برادر خود تعیین کرد. در حالیکه علی (ع) از کودکی قبل از اینکه حضرت محمد(ص) به نبوت مبعوث شود بعنوان یکی از اعضای خانواده  وی محسوب می شد.  علی (ع) علاوه بر اینکه پسر عمو من است برادر رسول خداست.

نزدیکترین به رسول خدا:

«قریباّ من رسول الله  » علی (ع ) علاوه بر قرابت نسبی و سببی بلکه مهمتر از آنها نزدیکی فکری و معنوی به  شخص به رسول خدا دارد. او دومین مسلمان در اسلام و با اشراف رسول خدا تربیت شده است.

سید اولیاء خدا:

علی(ع) سر آمد و بزرگ دوستان خداست . زیرا برتری معنوی و فکری که علی (ع) در بین اصحاب داشت او را به چنین جایگاهی رسانده است که به سید اولیایی شهرت یافت .

-         نقش اجتماعی :

آلن بیرو نقش اجتماعی  socai roieرا اینگونه تعریف می کند:شامل رفتار، کردار و یا کار و و ظیفه ای است که شخص در داخل یک گروه به عهده می گیرد. نفش را هم به غنوان نوع رفتار اجتماعی یک فرد که بر طبق الگوی کلی اجتماعی و فرهنگی گروه صورت مگیرد.دراین فراز از خطبه حضرت فاطمه به نقش اجتماعی علی (ع)  در جامعه اسلامی می پردازد

ازنقضت قودمهّ الاجدال وفخانک ریش الاغزل »  تو کسی بودی که بالهای باز شکاری را در هم کوبیدی. حال بی سلاحان به تو خیانت کردند.  علی (ع)  دومین شخصیتی بود که به اسلام ایمان آورد و در این راه سر از پا نمی شناخت .

او در صحنه فداکاری و ایثار پیشتازترین بود . علی(ع) از قوت و زیرکی فوق العاده ای در نبرد بخوردار بود بطوری که در حنگ های مختلف به نمایش در آمده بود. در جنگ بدرائمه کفر را از پا درآورد. در نبرد احد بگونه ظاهر شد که ندای آسمانی در فضای نبرد شنیده شد كه مكرّر مى‎گفت: « لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» [7]ولى گوینده دیده نمى‎شد

از پیامبر سؤال كردند كه: گوینده كیست؟ فرمود: جبرئیل است .

در جنگ خندق با کشتن عمرو بن عدو، جنگ را مغلوبه کرد و پیامبر فرمود : «ضَربَةُ عَلِی یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَةِ الثّقلین؛ ارزش این فداكارى بالاتر از عبادت تمام جنّ و انس ‍ است.[8] و در نبرد خیبر با کندن درب قلعه بن بست نبرد را شکست. [9] در هر فداکاری پیشتاز بودد

کار را تمام می کرد:

« فلاینکفئ حتی یطا صماخهاباخمصه» علی (ع) باز نمی گشت مگر این که گوش آنها را زیر پای خود له می کرد. حضرت وقتی وارد کار زار می شد، تا کاررا  تمام نمی کرد، بازنمی گشت یا فرار نمی کرد. این طور نبود که از صحنه نبرد فرار کند یا کار را نیمه کاره  رها کند. اینها از نشان­های   شخصیت پیگیر و دقیق است.

خاموش کننده توطئه­ها:

« و یخمد لهبها بسیفه »  و شعله شمشیر آنان را با شمشیر خود خاموش می کرد. هرگاه مشکلات برای مسلمانان پیش می آمد علی(ع) به شمشی برنده و تدبر از میان برمی داشت.کارهایی که و او واگذار می شد به پایان می رساند. در کارها ضعف و تردید نشان نمی داد. با جدیت عمل می کرد. توطئه های مشرکین  و منافقین در هم می کوبید.

پس چرا مردم  مدینه به علی (ع)  رونیاوردند؟

حضرت فاطمه(س) در قسمتی از خطبه اش برای زنان مهاجر و انصار در بستر بیماری، عوامل روگردان شدن از حضرت را واکاوی می کند. حضرت فاطمه سخنش را با این نکته آغاز می می کند: « و ما الذی نقموا من ابی الحسن» و چه عاملی باعث شد که اینها با ابی الحسن اینگونه برخورد کردند؟ زیرا علی (ع) اینگونه عمل می کرد:

اهل معامله و مماشات نبود:

« نقموا و الله منه نکیر سقیفه» به خدا قسم از او به خاطر شمشیر براندازش از او انتقام گرفتند.علی(ع) شخصیتی با متعادلی داشت  که بر باورهایش استوار بود،  اهل معامله و مماشات نبود و آنچه ت تشخیص می­داد عمل می کرد. خط قرمز او حریم خدا و ارزش های انسانی و دینی بود بدین خاطر لز او روگرداندند. شمشیر علی (ع) بسیاری از سران شرک را به خاک افکنده بود. وابستگان قومی  آنها گرچه مسلمان شده بودند، از این اقدام حضرت کینه بدل داشتند. این جمله علت روگرانی  از حضرت پس از رحلت پیامبر برمی شمارد.

نترس بودن:

« و قله مبالاته لحتحفه»ا او از مرگ نمی ترسید  و بی باکی بود. این اعتقاد موجب روحیه حق طلبی علی (ع)   شده بود. عناصر  منافع طلب و دنیا پرست، بدین خاطر با حضرت  میانه خوبی نداشتند زیرا حضرت در دفاع از حق از هیچ فداکاری فروگذاری نبود. این روحیه با افراد دنیا خواه  سازگاری نداشت.

ایستادگی در مقابل باطل:

« و شدهّ وطائه » و به علت محکمی قدم هایش برروی باطل از او روگردان شدند. حضرت در مواضع خود با صلابت و قاطعیت در مقابل فرصت طلبان عمل می کرد.

شدت عمل :

« ونکال وقعته»  به خاطر اینکه عقوبت می کرد و باجدیت وارد مسایل می شد و از سستی و مداهنه رو گردان بود از او روگردان شدند

تسلیم ناپذیربودن

« و تنمر فی ذات الله »  او به خاطر پلنگ صفتی و تسلیم ناپذیری در راه مبانی و اصول که باور داشت، مورد بی مهر قرار گرفت. حضرت فاطمه واژه « تنمر»  نمر و پلنگ آورده است که  اشاره به صفت شجاعت دارد و کنایه از تسلیم ناپذیری  حضرت علی (ع) در راه حق می باشد. تسلیم شدن در مقابل باطل از ضعف ایمان است، حال که حضرت تجلی ایمان بود.

-         خط مشی حکومت علی (ع )

حضرت فاطمه ، پس به قدرت رسیدن ابوبکر طی سخنانی خط مشی حکومت علی اگر به خلافت می رسید را این گونه ترسیم می کند.

توجه به حقوق منتقدان ومخالفان:

« و تالله لو مالوا عن المحجهّ الایحهّ و زالو عن قبول الحجهّ الواضحه»

به خدا سوگند اگر او به خلافت می­رسید، هرگاه که مردم از حجج و راهها واضح و آشکار خداوند روی می گرداند، آن حضرت آنگونه برخورد می کرد.

« لردهم الیها و حملهم علیها» همانا حضرت مردم را با دلیل­های آشکار بر آن می خواند. آنها را به  حق و حقیقت دعوت می کرد.

در ادامه به روشهای حضرت در برخورد مخالفان م نتقدان می پردازد.

روش او ملایم بود:

« و لسار بهم سیراّ سجحاّ » مردم را با ملایمت و نرم خویی پیش می برد.  کلمه «سجح »به معنای ملایمت و نرم خویی است . حضرت از خشونت و شدت پرهیز داشت زیرا با زور و شدت عمل نمی شود مردم را هدایت نمود، بلکه مردم را باید با با دلیل های قانع کننده و ایمان به مسیر حق و عدالت راهنمایی می کرد.

مردم نباید آسیب ببینند:

« لایکلم خشاشه » آنانی که می خواهند مردم را به راه حق هدایت کنند، باید بگونه ای عمل کنند که  به مردم  آسیب نرسانند. آسیب ها گوناگون است. آسیب های موجب می­شود که استعدادهای  و سرمایه های اجتماعی تلف گردد  و زیان جبران ناپذیری برجامعه تحمیل گردد.

نباید مردم را خسته کرد:

« لایکل سائر » اگر با بی برنامه گی و فله­ای و خشونت  با مسایل جامعه برخورد شود، جامعه به بحران می رسد. اگر توقع­ها را از افراد بالا ببری،  آنها خسته و زده می شوند و حال اینکه اگر همواره و آهسته و همراه با ملایمت آنان را حرکت دهی، خسته نشده و تا آخر در راه باقی می مانند. توقع­ها باید براساس توانمندی­ها افراد باشد، توقع زیاد  نوعی آسیب برجامعه می باشد که سرمایه های اجتماعی را نابود و تحلیل می برد.

تندی­ مردم را بی تفاوت می کنند:

« و لایمل راکبه»  عاقبت سیاست­های تند و افراطی از دست رفتن سرمایه­های اجتماعی  است.  تندی همه را خسته و بی تفاوت می کند. سیاست های رادیکال همیشه موجب ضربات جبران ناپذیری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بر ملت­ها بوده است و تندی­ها قهرا رابطه مردم و حکومت روز به روز ضعیف تر خواهد کرد.

-  حضرت فاطمه (س) تصویری از سیاست های حاکم و پیش رو می دهد ولی خط مشی های حاکمیت حضرت علی را چگونه تبیین می کنند؟

حضرت  با این فرض وارد بحث می شود اگر حکومت به علی (ع) می رسید، برخلاف روش های بالا  عمل می کرد.  خط مشی حکومت علی  (س) را اینگونه بیان می کند:

نگاه توسعه نگربه جامعه :

« ولاوردهم منهلا نمیراّ صافیا رویاّ »  جامعه را به  محل آب گوارا و صافی که سیرشان می­کنند، هدایت می کرد تا استعدادهای همه در این مسیر شکوفا شود و از تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی پرهیز می شد. جامعه با سیاست­ها و برنامه ریزی­های  واقع بینانه پیش می برد تا همه به حقوقشان دست یابند.

حکومت خیر خواه مردم:

« و نصح لهم سراّ و اعلاناّ » اگر خلافت به دست علی (ع)  می افتاد به صورت آشکار و پنهان خیرخواه مردم بود. چنین نبود که با تبلیغات خیرخواه جامعه باشد و بلکه با برنامه ریزی و سیاست­های واقع بینانه در راه تامین منافع همه ملت بود. همه بندگان خدا را به یک چشم می دید و از تقسیم جامعه پرهیز داشت که این روش تامین کننده منافع مردم می­باشد .

سلامت اقتصادی :

« و لو لم یکن ینتحلی من الغی بطا ئل» علی (ع) از ثروت عمومی برای خود بهره­ای نمی برد و ذخیره نمی کرد. معمولا حکومتگران بیت المال را ابزار برای خود و نزدیکان و خودی­ها می دانند و در راه منافع خود بهره می گیرند.

او « لایحظی من الدنیا بنائل، ری الناهل و شبعه الکامل » او بهره ای برای خود از دنیا نمی برد، اگر علی (ع) حکومت به دست می گرفت، همانند یکی از افراد جامعه، آب و نان مختصری می خورد و به فکر زراندوزی و جمع آوری ثروت جامعه برای خود نبود، و چنین نبود که با بهانه های گوناگون بیت المال و اموال در مسیر تحکیم قدرت خودش به کارگیرد.

بی رغبتی به دنیا :

« و لبان لهم الزاهد من راغب »  اگر  خلافت به علی (ع)  می رسید، برهمگان و مشخص می شد که چه کسی دنیاگرا و چه کسی از دنیا روگرداند. آنهایی که برای رسیدن به قدرت و حفظ آن از هیچ چیز دریغ ندارند.

صداقت و راستگوی :

« و الصادق من الکا ذب » اگرعلی (ع) به خلافت می رسید ، برای مردم  راستگو از دروغگو معلوم می شد. حکومت ها برای قبضه قدرت و حفظ آن به هر وسیله متوصل می شوند تا مشروعیت خود را توجیح  نمایند در این راه به دروغ  و تزویر پناه می بردند تا ماندن خود را توجیح کنند.

اینها گوشه ای ویژگی حضرت از نگاه فاطمه زهراست که در خطبه سه گانه بعد از رحلت رسول خدا ایراد فرمود.



- كامل ابن‏اثير ج 2 ص 40. [1]
[2]  - منتظری ، حسین علی، خطبه خضرت فاطمه زهرا، ناشر دفتر آیت الله منتظری، چاپ دوم 1374، ص 22.
[3] - آلن بیرو،  فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، انتشارات کیهان، چاپ سوم ،1375، ص264.
- ابن منصور احمد بن علی بن ابی طالب طبری، الاحتجاج، تعلیقات سیدمحمد باقرموسوی خراسانی، نشر مرتضی، 1403  -[4]
[5] - ننج البلاغه، خطبه شماره 3.
[6] - فرهنگ علوم اجتماعی، ص 380.
- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج14، 251.[7]
[8] - بحارالانوار، ج20، ص 216.
- ابن واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبی،1ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج1،215.[9]

خوانده شده 2253 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا