یادداشت

بعد از ضرورت حلالیت طلبی….

حجت الاسلام هادی سروش در نوشتاری با عنوان « بعد از ضرورت حلالیت طلبی…. » آورده است: در زندگی اجتماعی؛برای عدم اختلال درنظام معاش، رعایت مرزبندی های حقوقی دیگران اجتناب ناپذیراست. دین مبین اسلام که در بخش “حقوق و معاملات ” دارای احکام امضایی است و نه تاسیسی، رعایت حقوق دیگران را بسیار پر اهمیت جلوه داده تاحدی که برای مثلِ نشستن در امکنه عمومی مانند مساجد،حق تقدم قائل است و نشستن دیگری در آن مکان را تا فرد اولی اعراض نکرده،غصب اعلام نموده تا چه برسدبه امورملکی وحقوق معنوی افراد!

ازبی تعهدی نسبت به قول و قرارها تا خوردن اموال دیگری و اضرار به املاک غیر و یا عدم استیفای حقوق هرفردی در هر مقطعی با توجه به اینکه مسئولیت خدمت و استیفاء را،شخص بعهده گرفته باشد؛در هر پُست یا موقعیت ولایتی یا وکالتی،انتصابی یا انتخابی باشد، همه و همه ازدیدگاه “فقه اخلاقی” موجب “ضمان وتعهد”می شود و کوچکترین نقطه ضعف و نارسانی ،بیچاره کننده آن شخص در دنیا و آخرت خواهد بود،که درنهج البلاغه(قصار۲۴۰)فرمود:یک خشت غصبی در زندگی، تا از زندگی ، ویرانه ای نسازد، آرام نمی گیرد! در همین راستا؛نه تنها تعدی به مال یک انسان ضمان آور است و باید حلالیت طلبیده شود و جبران شود، بلکه تعدی به یک حیوان هم، چنین است. درنهج البلاغه(خ/۱۶۷)فرمود:دررابطه با حیواناتتان هم مسئول هستید!

ازمسئولیت نسبت به مال مردم مهمتر؛ مسئولیت نسبت به “آبرو” مردم است! ظهور حق الناس دراین بخش به حدی است که با حرمت کعبه مقایسه شده و از حرمت کعبه هم فراتر معرفی شده! آیا آنانکه آتش برخرمن آبروی افراد در این سالهای بعد از انقلاب زدند، برای کار خود توجیه شرعی دارند؟! عمومیت “حرمت ظلم”در هر حدی و به هر انگیزه ای چنان جدی است که به قول فقهاء؛ دارای لسانی”آبی از تخصیص” است . یعنی امکان ندارد که خدا و رسولش حتی در یک مورد  اجازه ظلم دهند! روا نیست برای توجیه شرعی و دینیِ حق کُشی ها،شیطان در توهّم کسی جلوه گری کند و به عناوین ذیل تمسک کند:

۱.مصلحت اسلام ونظام است!

بایدازاین غافلان پرسیدکدام اسلام؟! اگرمقصوداسلام راستین است و نه اسلام زید و عمر، باید گفت کاملا در اشتباهید. به قول استادمطهری:مگر می شود برای دین،بی دینی کرد؟! و نسبت حفظ نظام؛فقط یک سوال رامدافعین تضییع حقوق،پاسخ دهند که اگر حفظ نظام با هر ابزار و روشی و نیز هر رفتاری جایز است، چرا حضرت امیر(ع) استفاده نکرد؟! پس وقتی برای حفظ اصل دین نمی شود بی دینی کرد،برای حفظ نظام اسلامی به طریق اولی کسی حق بی دینی کردن،ندارد.

۲.من خودم جواب خدا را میدهم!

این هم توجیه عجیبی است که کسی تعدی کند و به وضوح گوید من جواب خدا را می دهم! مگر در آیین اسلام که در فقه واخلاق و عقاید، نمایانگر است،خدا با کسی حساب خاص و شریعت اختصاصی که خارج ازمعیارهای مدوّن قرآنی وحدیثی باشد، قرارداده تا شخصی براساس آن حساب اختصاصی بخواهد رفتارکند و فردا جواب دهد؟! این چه حرفی است؟ یک مورد سراغ دارید که امامان ما، گفته باشند: خودمان جواب خدا را می دهیم! یا همه جا براساس دقیق ترین معیارهای شریعت و معرفت حرکت کرده اند ؟ دین و معیارهای دینی دررابطه با همه شئون فردی و اجتماعی و سیاسی ، روشن بوده و قابل فرار و تحریف نیست.

 ۳.حب اهلبیت

 توجیه دیگری که برای کارهای ظالمانه تمسک به آن می کنند! آبرو می ریزند یا حقوق شهروندی را با سدّ معابر و صدای بلندگوها و.. به سُخره میگیرند، و  وقتی اعتراض میکنی میگویند: “امام حسین(ع) است… برو خودت رو جمع کن و بادستگاه امام حسین(ع) درنیوفت”! به ضرس قاطع بشنوید که ذره ای از ظلم بر انسانی، به بهانه حب اهلبیت(ع) روا نبوده و باعث خسارت است. این گروه همانانی اند که امام صادق صریحا از آنان اعلام برائت نموده. اینجاست که”حلالیت طلبی” نه تنهایک وظیفه اخلاقی بلکه یک حکم قطعی شرعی است.احدی ازاین وطیفه ومسئولیت مستثنا نیست. رسول خدا(ص)با آن عظمتش، بنابه نقل مشهور، ازمردم حلالیت طلبید و در مقابل ادعای سواده بن قیس که آدم عادی بود،برای قصاص آماده شد. حضرت علی(ع) به حاکم منصوبش دستور می‌دهد که اگر مردم گمان خطا و اشتباه و ظلم برتو داشتند به ایشان توضیح بده،عذر خود را برای آنان بیان کن. پیامبر و اهلبیت معصومند، پس این سیره آنان،حاکی از درس مهمی به ماست که در برابر مردم چگونه باید باشیم.

گاهی حلالیت هم جبران کننده نیست.

 شخصی در محضر امام کاظم(ع) بدگویی کرد و امام معترض شد و او عرض کرد: حلالیت می طلبم و امام فرمود:کفایت نمی کند. او گفت در ثوابهای تمام اعمالم او را شریک کردم. اینجا بود که امام کاظم تایید نمود.(احتجاج طبرسی) پس صرف حلالیت در برخی ازحق الناس ها،به تنهایی کفایت نمیکند! در حلالیت طلبی،گاه فقط یک شخص مورد تعرض و آسیب نیست تا فقط از او حلالیت طلب شود بلکه مثلااو چون وکیل شهری بوده،آسیب به او،آسیب به موکلین اوهم میباشد مانند نماینده مجلس،در اینجا حلالیت از تک تک مردم هم لازم است! حلالیت طلبیدن ازمردمان و در عین حال ادامه دادنِ به حرکت های ضدحق مردم، این خود تضییع دیگری نسبت به حق الناس است ،چرا که اهانت به شعور مردم محسوب می شود.

خوانده شده 269 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا