گفتار

زندگی ای که بر اساس دروغ، خیانت در امانت، خوردن مال حرام باشد فسادبه وجود می آورد

هر جامعه ای و به دنبال آن هر خانواده ای برای ادامه حیات خود به یکسری اصول ، قاعده و روش برای زندگی نیازمند است. دین، فرهنگ، سنت، مدرنتیه و … هر کدام دستاویزی است تا هر جامعه و خانواده ای سبک زندگی خود را بر این اساس ها بنا کند. اغلب جوامع اسلامی روش مورد پسند، انتخابی و پیشنهادی خود را دین انتخاب کرده و بر اساس یک سبک دینی، زندگی می کنند. سبک زندگی دینی اسلامی نیز در کشور ما مورد توجه است که اگرچه برخی از قواعد و احکام آن ارشادی است و عقل نیز می تواند به آن پی ببرد.

حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن موحدی ساوجی استاد دانشگاه مفید قم در گفتگویی با خبرنگار شفقنا زندگی به سبک زندگی دینی پرداخته و به ویژگی ها، آسیب ها و میزان دینی بودن زندگی ما ایرانی ها و مقایسه آن با زندگی غربی اشاره کرده است که در ادامه می خوانید.

*سبک زندگی دینی چه مشخصه ها و ویژگی هایی دارد؟

شرع شکل زندگی جدیدی ارائه نکرده است بلکه اشکالی را که عقلا به کار می برند اصلاح کرده و اینطور نیست که بخواهد آن را تخطئه کند و بگوید این روشی که آنها تا کنون استفاده کرده اند اشتباه است.

دین یکسری توصیه هایی کرده است از جمله اینکه افراد سعی کنند، زندگی شان بر اساس صداقت باشد، زندگی ای که بر اساس دروغ، خیانت در امانت، خوردن مال حرام و …  باشد می تواند در زندگی فساد بوجود آورد. آموزه هایی که از دین به دست آوردیم این نبوده که بخواهد زندگی دینی را یک زندگی خیلی سخت نشان دهد یا به عبارت دیگر زندگی ای به تصویر کشد که در آن تمام توجه انسان ازدنیا معطوف به آخرت باشد. از امام حسن (ع) نقل شده است که « برای زندگی دنیایی خود به گونه ای عمل کن که گویا هرگز نخواهی مرد و برای آخرت خود هم به گونه ای عمل کن که گویا فردا از دنیا خواهی رفت»، اینگونه نیست که بگوییم زندگی دینی اصلا به دنیا، آباد سازی آن  و مسائل اقتصادی توجهی ندارد.

یکی از آسیب هایی که در این زمینه وجود دارد این است که بعضی از ما فکر می کنیم زندگی دینی یعنی اینکه اصلا به دنیا توجهی نداشته باشیم؛ تصویری که از زهد در ذهن ما وجود دارد این است که فردی که کاملا زندگی فقیرانه داشته باشد زاهد است در صورتی که زهد بر اساس آنچه که در روایات آمده یعنی انسان وابسته به دنیا نباشد نه اینکه مال دنیا نداشته باشد. ممکن است کسی فقیر باشد اما وابسته به مال اندک دنیایی اش باشد اما کسی ثروتمند باشد و تمام اصول شرعی را در زندگی اش رعایت کند و وابسته به مال و ثروتش نیز نباشد. چرا ما چنین تصوری داریم که زهد و تقوا یعنی وارد مسائل اقتصادی و اجتماعی نشدن و گوشه گیری. اینها آسیب های مهمی است که در ذهن عموم مسلمانان وجود دارد و همین باعث می شود که جوامع دینی عقب بمانند.

  *چه مواردی باعث شده که این تصورات در ذهن افراد جا بیفتد؟

عدم توجه به آموزه های دینی و زهد فروشی بعضی از افراد. بعضی از مبلغان دینی اینگونه تصویر را برای مردم ارائه کردند و مردم هم باور کردند در صورتی که اینطور نیست. ائمه ما از نظر مالی افراد فقیری نبودند اما وابسته به مال دنیا هم نبودند و ثروتی را که کسب می کردند در راه خدا صرف می کردند. در روایات آمده که حضرت علی (ع) بر اساس کار و تلاشی که می کردند ثروت زیادی به دست می آوردند اما آنها را خرج فقرا می کردند، البته حضرت بیش از آن مقدار واجبی که خداوند از ما افراد معمولی خواسته است خرج می کردند. همچنین روایت داریم که امام باقر(ع) با اینکه از نظر جسمی فربه بودند در گرمای شدید مدینه مشغول  به کشاورزی بودند که فرد خشک مقدسی به ایشان می گوید اگر خداوند هم اکنون جان تو را بگیرد جوابش را چه می دهی که انقدر مشغول کار دنیایی هستی؟، حضرت نیزمی فرمایند اگر در این حالت جان من گرفته شود در بهترین حالت جان من گرفته شده است چرا که در حال کسب روزی حلال هستم. ما فکر می کنیم اگر کسی ثروت حلال بدست آورد و حتی واجبات مالی اش را هم انجام دهد فرد زاهدی نیست.

آسیب دیگری که می توان به آن اشاره کرد این است که دیده شده که بعضی از ثروتمندان اگرچه فرد متدینی هستند و واجبات مالی خود را هم انجام می دهند اما تصور می کنند مالی که برای خودشان باقی می ماند را مجاز هستند در هر راهی خرج کنند. اینطور نیست که با اموال خود ولو اینکه واجبات مالی اش را هم انجام داده باشیم هرکاری بکنیم. بسیاری از افرادی که ثروت های کلانی دارند اموالشان را بیهوده مصرف می کنند.

اگر فقط به واجبات و نه مستحبات آموزه های دینی در حوزه اقتصاد عمل شود در جامعه اسلامی فقیر نخواهیم داشت. اگر زکات و خمس از طرف ثروتمندان پرداخته شود و متولیان نیز آنها را در جای خودش مصرف کنند بسیاری از مشکلات فقرا از بین می رود.

اگر در حوزه اخلاقی به توصیه های دین در زمینه روابط انسانی عمل شود آیا زمینه ای برای فسادها و اختلافات بین افراد ایجاد می شود؟ نمی گویم تنها عامل اصلاح، دین است ولی عامل بسیار مهمی است. دین اسلام در مورد همه زمینه ها نظر داده است منتهی ما رعایت نمی کنیم. اگر تملق نکنیم، دروغ نگوییم، متکبر نباشیم و … زندگی از این رو به آن رو می شود.آموزه های دین اسلام کامل است و اگر رعایت شود بعید می دانم به مورد دیگری نیاز داشته باشیم. شاید گفته شود که بعضی از آموزه های دینی ارشادی است و عقل بشر نیز به آن می رسد، این درست است و نمی خواهم بگویم که بعضی از آموزه ها را فقط دین اسلام گفته است، خیلی از کشورها که مسلمان هم نیستند به بسیاری از این آموزه ها عمل می کنند.. به تعبیر مرحوم سید جمال الدین اسد آبادی « به غرب رفتم اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم به شرق رفتم مسلمان دیدم ولی اسلام را ندیدم». اما صرف نظر از اینکه منشا این آموزه ها دین و عقل است بالاخره آموزه هایی است که در دین اسلام نیز آمده و اگر به آنها عمل کنیم بسیاری از مشکلات برطرف می شود.

*سبک زندگی دینی را چگونه می توان با سبک زندگی غربی مقایسه کرد؟

من این دو سبک زندگی را مقابل هم قرار نمی دهم. در زندگی غربی نیز  نقاط مثبتی وجود دارد و همانطور که گفتم آنها نیز به بعضی از آموزه های دینی ما عمل می کنند. البته تفاوت وجود دارد بالاخره در زندگی غربی مواردی هست که دین نسبت به آنها نظر منفی دارد مثلا نحوه مراوده انسانها با یکدیگر و بحث محرم و نامحرم که آنها رعایت نمی کنند. بعضی از کشورهای غربی نظام بانکداری شان اسلامی تر است و در قرض دادن و گرفتن کمتر زیر سوال هستند تا اینجا. نگوییم زندگی که جامعه الان ما در آن  به سر می برد زندگی دینی است، در زندگی غربی دروغ، تملق، خیانت در امانت و … بیشتر است یا در زندگی ما؟ وجدان کاری یکی از علل مهمی است که باعث شده بعضی از کشورهای غربی پیشرفت کنند، ساعت کار مفید هر ایرانی چقدر است یاعت کار مفید یک ژاپنی یا آمریکایی چقدر است؟

*شاید ما نمی توانیم در بحث وجدان کاری  فرد را مقصر بدانیم، شاید علتش نبون انگیزه های مالی و روحی و روانی باشد که به مسایل دیگری برمی گردد.

من علت یابی نمی کنم می تواند علت خود کارمند، اداره مورد نظر، حاکمان و مسئولان، نظام اقتصادی و … باشد اما هر علتی هم که داشته باشد این معلول وجود دارد. وجدان کاری در جامعه ما وجود ندارد. ما زندگی غربی را در بحث تجمل گرایی و یا روابط انسانها می بریم در حالی که اسلام فقط به این موارد اشاره نکرده است. چقدر ما در زندگی ای که در آن بسر می بریم اصول اسلامی را رعایت می کنیم و چقدر زندگی غربی دارد رعایت می کند؟ به نظر من در برخی موارد ما و در برخی موارد نیز غربی ها این اصول را رعایت نمی کنند اگر ظواهر شرع را بخواهیم در نظر بگیریم ما بیشتر رعایت می کنیم واگر محتوای شرع را در نظر بگیریم آنها در بسیاری از موارد بیشتر از ما رعایت می کنند.

بعضی از ما کل اسلام را در دو سه مورد ظاهری می بینیم اما آیا واقعا اسلام این است؟ اگر این است پس چرا غربی ها پیشرفته اند، وقتی اسلام را اینگونه معرفی می کنیم و نگاه افراد به اسلام در همین دو سه مورد ظاهری می شود در نتیجه قضاوت جهانی این می شود که کشورهای اسلامی به خاطر دینشان عقب مانده اند.

*فاصله گرفتن از سبک زندگی دینی و رفتن به سمت زندگی مادی چه پیامدهایی می تواند داشته باشد؟

من زندگی دینی و مادی را دو نقطه مقابل هم قرار نمی دهم. می شود زندگی مادی و دنیایی تامین باشد دین هم کنارش باشد، دین با این موضوع مخالفتی ندارد زندگی مادی می تواند دینی هم باشد این دو با هم قابل جمع هستند منتهی باید به این توجه کنیم که اگر در زندگی مادی به توصیه های دینی کمتر عمل کنیم چه نتیجه ای در بردارد و اگر بیشتر عمل کنیم چه نتیجه ای؛ من قبول ندارم که این دو مقابل هم باشند.

خوانده شده 5106 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا