گفتار

بین حوزه و حاکمیت تعامل سازنده برقرار نیست

حجت الاسلام احمد واعظی: گروه های فشار در حوزه وجود دارند/ آزاداندیشی در حوزه کمتر شده است

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد واعظی، رییس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم از چهره های فاضل و خوشنام حوزه است. او مسوولیت مهمی در حوزه دارد و با ذکر نکات  مثبت، در این حال واقع بینانه حوزه را نقد می کند و در گفت وگو با شفقنا به آسیب شناسی رابطه حکومت، مردم و نهاد روحانیت پرداخته است. او که با مثال هایی جامعه روحانیت را نسبت به برخی موضع گیری ها در مسایل نازلتر جامعه و سکوت درباره مسایل مهم نقد می کند، معتقد است: منفعل بودن روحانیون در برخی مسایل، پیام منفی برای جامعه دارد.

او در این گفت وگو با تشریح ابعاد مختلف رابطه روحانیت، مردم و حاکمیت بیان می کند: هنوز تعامل سازنده و هوشمندانه مد نظر بین حوزه و حاکمیت برقرار نیست. در شرایط فعلی تعامل سازنده بدین معنا که حوزه نسبت به نهادهای حاکمیتی هم گشوده و هم فعال باشد و همچنین حق، اصالت ها و هویت خود را حفظ کند، مطلوب نیست.

بحث «حوزه و سیاست» را نباید به بررسی نسبت حوزه و نظام فرو بکاهیم

حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد واعظی، رییس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در گفت و گو با شفقنا درباره رابطه حوزه و سیاست بیان کرد: در بحث حوزه و سیاست یک مثلث نظام، مردم و حوزه و روحانیت داریم. حوزه دارای فعالیت های درون زا و برون زاست؛ یکسری کارکردها و وظایفی نسبت به مردم و یکسری کارکردها در درون خود به عنوان یک نهاد علمی دارد. وقتی می خواهیم در مورد نقش ها و وجوه حوزه بحث کنیم، نمی توانیم این نقش ها را به شکل انتزاعی و منهای سایر کارکردها، نقش ها و وظایف حوزه ببینیم لذا وقتی می گوییم “حوزه و سیاست” نباید این دو را به بررسی نسبت حوزه و نظام فرو بکاهیم؛ چرا که حوزویان در میان مردم نیز نقش دارند و وقتی حوزه از وجه سیاسی با مردم مواجه می شود، فرهنگ سیاسی و نقشی که حوزه ایفا کند در بنا و رشد فرهنگ سیاسی جامعه تأثیر می گذارد.

روحانیت باید مشخص کند که در مقوله انتخابات چگونه بروز و ظهور پیدا می کند

او به بحث حوزه و انتخابات اشاره کرد و افزود: در جمهوری اسلامی یکی از نقاط اوج وجه سیاسی در انتخابات بروز و ظهور پیدا می کند و دست بر قضا در بحث حوزه و انتخابات است که خیلی بحث برانگیز می شود؛ این سوال جدی که روحانیت در حوزه سیاست باید چه کار کند، در آنجا بیشتر رخ می کند و احیانا برخی آسیب ها و پیامدها در مساله انتخابات این بحث را جدی تر می کند به همین دلیل لازم است روحانیت در مواضع نظری و بحث های تئوریکی با مبنای روشن تری برای خود تعیین تکلیف کند و همچنین مشخص نماید که در مقوله انتخابات چگونه بروز و ظهور پیدا کند.

او در مورد جایگاه فقه سیاسی و حکومتی در حوزه ها گفت: فقه یکی از علوم اسلامی در حوزه هاست و نسبت به سایر علوم حوزه از جایگاه برجسته و خاصی برخوردار است لذا حوزه های علمیه ما در طول تاریخ عمدتا حوزه فقاهت بوده است. طرح این بحث که فقه حکومتی و سیاسی باید چه جایگاهی در حوزه های ما داشته باشد به بحث کلان نسبت حوزه و روحانیت بسیار کمک می کند.

به روشنی بین نظام و نهادهای حاکمیتی تفکیک قائل می شوم

عملکرد حمایتی و تاییدی حوزه از نهادهای حاکمیتی قابل دفاع نیست

حوزه ها باید عنصر نظارت، نقد، نصیحت و مطالبه را داشته باشند

او در بحث تعامل حوزه با نظام به چندین مفهوم کلیدی پرداخت و اظهار کرد: در این مورد نکته اول، بحث حمایت حوزه از نظام است. من به روشنی بین نظام و نهادهای حاکمیتی تفکیک قائل می شوم. ما یک نظام اسلامی داریم که این نظام از آمال و آرزوهای نسل های زیادی از مصلحین و روحانیون طبقات تحصیلکرده و ترقی خواه کشور تشکیل شده است، در واقع دارای عمق تاریخی است و یک آرزوی دیرینه ای بوده که نظامی مبتنی بر اسلام، به دور از فساد و تباهی و ستمگری، عدالت پرور و عدالت خواه شکل بگیرد، بنابراین حفظ و تایید این نظام یک ضرورت برای حوزه های علمیه است، اما اینکه موضع حوزه در قبال عملکرد نهادهای حاکمیتی از جمله انتظامی، قضایی و اجرایی حمایتی و تاییدی باشد، قابل دفاع نیست، حوزه ها باید عنصر نظارت، نقد، نصیحت و مطالبه را داشته باشند، به عبارت دیگر انتظار این است که نهاد روحانیت نسبت به بخش های مختلف نظام، به طور دقیق عملکردها و روندها را رصد کند و حساس، ناقد، پیشنهاد دهنده و ناصح باشد؛ ناصح بودن وقتی در کنار نقد قرار می گیرد، به نقدی سازنده تبدیل می شود که هم ضعف ها و آسیب ها را می بیند و هم نصیحت و پیشنهاد می کند. پیوند میان روحانیت و نظام و اینکه مرجعیت و روحانیت در شکل دهی و تثبیت این نظام سهیم بوده و در رأس این نظام ولایت فقیه قرار گرفته که شخصیتی حوزوی و از علمای تراز اول حوزه است، شاکله، تعهد، دلبستگی و پیوند حمایتی و تاییدی حوزه نسبت به کلیت نظام را موجب می شود؛ اما حوزه باید نسبت به بخش ها و عملکردهای حاکمیت رویکرد نظارت، نقد و پیشنهاد داشته باشد.

روحانیت باید سخنگویی رسا برای بیان ضعف ها و مطالبات مردم باشد

حوزه ها باید واکنش غیرگزینشی نسبت به مسایل داشته باشند

واعظی مواردی که حوزه باید نسبت به نظام رعایت کند را بیان و تصریح کرد: حوزه ها باید واکنش به موقع، اخلاق مدار و غیرگزینشی نسبت به عملکردهای نظام و جریانات سیاسی داشته باشند، این واژه هایی که به کار بردم، هرکدام مفهوم خود را دارند. به عنوان مثال در مورد واکنش به موقع به نکاتی اشاره می کنم؛ گاهی وقت ها به نظر می رسد که در مواردی مردم زودتر برخی ضعف ها، ناکارآمدی ها یا کاستی ها را مشاهده می کنند و یک انتظار طبیعی دارند؛ در این میان به خاطر پیوند عمیقی که بین توده های مردم و روحانیت وجود دارد، روحانیت باید سخنگویی رسا برای بیان ضعف ها و مطالبات مردم باشد، این واکنش و حساسیت حوزه نسبت به ضعف ها باید به موقع و غیرگزینشی باشد، اما متاسفانه این واقعیت گاهی مشاهده می شود که میزان حساسیت حوزه نسبت به برخی از امور متناسب با آسیب های آنها نیست.

منفعل بودن روحانیون در برخی مسایل پیام منفی برای جامعه دارد

رییس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ادامه داد: مثلا شاید گاهی اقشار روحانیت به برخی از مباحث که از نظر درجه اهمیت، نازل تر هستند، با حرارت ورود و با آنها برخورد کنند، ولی نسبت به مسایلی که به لحاظ سرنوشت کشور و سلامت نظام درجه اهمیت بیشتری دارد، واکنش نشان ندهند یا به نحو تاخیری واکنش نشان دهند. اگر بخواهیم در این زمینه مثال زنده و روشن بزنیم، می توانیم به رابطه حوزه و سیاست ها و عملکردهای دولت گذشته اشاره کنیم، واکنش جدی بخش قابل توجهی از بعضی نهادهای رسمی حوزه ها زمانی بود که رییس جمهور پیشین خانه نشینی ده روزه را انجام داد و در مقابل ولی فقیه ایستاد. در حالی که بسیاری از بداخلاقی ها و عملکردهای نادرست در دولت دهم روشن بود و بخش های وسیعی از روحانیون فعال سیاسی در قبال این مسایل موضع نگرفتند؛ این رویکرد روحانیون پیام منفی برای جامعه دارد و آن اینکه اگر مخاطراتی متوجه خود روحانیت شود، حساس می شوند اما اگر مخاطراتی متوجه کشور شود خیلی حساس نمی شوند، در صورت تداوم چنین رویکردی از سوی حوزه مردم جامعه به این باور می رسند که عملکردهای بسیار غلط اقتصادی، بداخلاقی های سیاسی و ناکارآمدی های بسیاری در عرصه های مختلف، جلب توجه نمی کند اما اگر  روحانیت  با نقد وخطری مواجه شود، مورد توجه قرار می گیرد.

او با بیان اینکه جامعه باید احساس کند که روحانیت منصفانه، غیر گزینشی و اخلاق مدار زبان گویا و مطالبات به حق مردم هستند، گفت: اگر چنین رویکردی پیش گرفته شود، پیوندهای عمیق تاریخی میان روحانیت و مردم را تحکیم می کند چرا که در طول تاریخ تشیع پیوند عمیقی که بین مردم و روحانیت وجود داشته به خاطر جانب داری روحانیت از مطالبات به حق، درست و صحیح مردم بوده است. به عبارت دیگر در برهه های بسیاری از تاریخ، روحانیت پناه و مرجع مردم بودند و مردم به اقتدار، قدرت علمی و معنوی روحانیت تکیه می زدند؛ در گذشته در مناسبات غلط اجتماعی و سیاسی که وجود داشته و مردم قدرتی برای اظهار نظر، بیان مطالباتشان و احقاق حقشان نداشتند، روحانیت به میدان آمده و همین عنصر در کنار اعتقادات دینی و تدینی در طول تاریخ پیوند میان مردم و روحانیت را تعمیق بخشیده است لذا در تعامل روحانیت و نظام، روحانیت باید متوجه این نکته باشد که این تعامل به گونه ای باشد که پیوندهای اجتماعی و سیاسی بین مردم و روحانیت تضعیف نشود.

واعظی در بخش دیگری از سخنانش به بحث استقلال مالی حوزه ها از نظام اشاره و تصریح کرد: در این بحث ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا این ایده که نهاد روحانیت باید کاملا به لحاظ مالی مستقل از نظام باشد، درست است یا خیر. در این مساله مهم است که در پاسخ به این سوال به چه تحلیل و نتیجه ای برسیم.

روحانیت باید مراقب باشد نهادهای حاکمیتی در حوزه یارگیری نکنند 

او به ضرورت استقلال حوزه ها از نهادهای حاکمیتی اشاره و اظهار کرد: حوزه ها باید مراقب باشند نهادهای حاکمیتی بخش هایی از حوزه ها را دولتی نکنند و همچنین یارگیری نکنند چون نهادهای قدرت سیاسی تمایلی به بسط قدرت دارند و نظر به اینکه دولت ها به ویژه جریانات سیاسی که در بستر حاکمیت قرار می گیرند، به لحاظ ذائقه سیاسی، اجتماعی و جهت گیری ها متنوع و متکثر هستند، اگر بخواهند ذائقه و نگاه های حزبی و جریانی خودشان را در حوزه عمق ببخشند و تاثیرگذار باشند و بخش هایی از حوزه را در خدمت منویات خودشان قرار دهند، این یک آسیب جدی است. پس تعامل حوزه با حاکمیت و نظام نباید به گونه ای بی مهار، بدون برنامه ریزی شده و مراقبت باشد تا بخش هایی از حاکمیت که نگاه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خاصی دارند، بتوانند جهت گیری های حزبی، گروهی و جناحی خود را در حوزه و عمق ببخشند؛ این مساله در دراز مدت باعث ایجاد تنش ها و از بین رفتن استقلال بایسته حوزه های علمیه می شود.

جریانات سیاسی و نهادهای حاکمیتی نباید مستقیما در حوزه، تاسیسات داشته باشند و ساماندهی کنند

رییس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم افزود: بر این عقیده هستم که ساماندهی امور حوزوی از گروه های تبلیغی، نهادها و موسسات حوزوی همه باید توسط خود حوزه و نهاد روحانیت ساماندهی و جهت گیری شوند، عناصر بیرون از حوزه به ویژه جریانات سیاسی و نهادهای حاکمیتی نباید مستقیما در حوزه، تاسیسات داشته باشند و ساماندهی کنند.

حوزه ضمن اینکه مولد حکومت است، اما نباید حکومتی شود

او اظهار کرد: حوزه مزیت های نسبی دارد و این مزیت ها را براساس کوشش و تلاش های عمیق، صادقانه و متعهدانه در طول تاریخ به دست آورده است، این مزیت های نسبی باید شناخته و حفظ شوند. حوزه ضمن اینکه باید مردمی باشد، اما نباید به خاطر خوشایند مردم معیارهای خود را تنزل ببخشد. حوزه ضمن اینکه مولد حکومت است، اما نباید حکومتی شود؛ به طور کلی حوزه باید حوزه بماند.

او در پاسخ به اینکه با وجود حضور نهاد روحانیت در منصب های حکومتی آیا به طور واقع حوزه می تواند حوزه بماند؟ گفت: به نظرم نحوه ورود امام خمینی(ره) و پس از ایشان رهبری به حوزه، به گونه است که در عین اینکه به ارتقای سطح کیفی حوزه می افزاید، ولی حوزه را حکومتی نمی کند.

واعظی ادامه داد: یکی از وظایف جدی حاکمیت و نظام اسلامی، وظایف فرهنگی و تلاش در جهت رشد فرهنگ دینی جامعه است که بخشی از این امر از طریق پشتیبانی از کارکرد حوزه و روحانیت حاصل می شود. رهبری در سفرهایی که در سال های مختلف به قم داشتند و با جامعه مدرسین، نهادهای حوزوی و جمع طلاب صحبت کردند، کاملا رویکرد اصلاحی و پیش برندگی را در پیش گرفته بودند، ایشان مطالباتی را از حوزه مطرح می کند، جهت گیری هایی را برای حوزه صلاح می داند و آنها را عنوان می کند؛ بیان اینگونه مطالب از سوی رهبری به عنوان مرجعی از میان مراجع اشکالی ندارد، ولی مباشرت، مدیریت و به کرسی نشاندن این مطالبه باید برعهده مجریان امور حوزه و کسانی که می خواهند حوزه را ساماندهی کنند، باشد. حوزه خود باید به حرکت درآید و با استفاده از قابلیت ها و نیروهای کیفی خود رشد کند و به یک حوزه مطلوب تبدیل شود.

او در پاسخ به اینکه با توجه به شرایط موجود و وجود آسیب های احتمالی در فاصله ایجاد شده میان حکومت و روحانیت چگونه حوزه می تواند حوزه بماند و حامی حقوق مردم باشد؟ گفت: همانطور که از سوی حاکمیت تمایلی نسبت به حوزه وجود دارد، از سوی حوزه نیز تمایلی نسبت به حاکمیت وجود دارد، این سخنم چند نکته محوری دارد و یکی از آن نکات این است که اجازه ندهیم رسوبات نگاه به نظام در قبل از انقلاب اسلامی به زمان حال بیاید چرا که تعامل سازنده میان نظام و حوزه مفید است. حوزه باید به مطالبات رهبری از حیث مرجعیت ایشان نگاه کند؛ اگر در بین آن مطالبات حقی یافتند یا یک افق خوبی گشوده شد باید سعی کنند مطالبات را محقق کنند. باید مراقب باشیم پیش فرض غلطی را مبنای تحلیل خود قرار ندهیم، اینطور نیست که بگوییم بسته بودن راه تعامل بین نظام و حوزه امر مطلوبی است. من به تعامل هوشمندانه معتقدم، حوزه هم باید یک رابطه فعال با نظام در محورهای نظارت، نقد، مطالبه، تایید و حمایت برقرار کند و هم سعی در تحقق مطالبات به حق آن کند.

تعامل سازنده و هوشمندانه بین حوزه و حاکمیت برقرار نیست

واعظی در پاسخ به اینکه با توجه به شرایط فعلی تعامل موجود میان حوزه و حاکمیت مطلوب است؟ گفت: اگر بخواهیم داوری کنیم، مطلوبیت وضع موجود به این اصل برمی گردد که آیا ارکانی که در حوزه ذی نقش و موثر و در مدیریت امور و جریان های مختلف حوزه پیش برنده هستند، کفایت، کارآمدی و برنامه های راهبردی لازم و توانایی واکنش موثر و مثبت نشان دادن نسبت به آن مطالبات را دارند یا خیر. به نظر من تعامل سازنده و هوشمندانه بین حوزه و حاکمیت برقرار نیست. در شرایط فعلی تعامل سازنده بدین معنا که حوزه نسبت به نهادهای حاکمیتی هم گشوده و هم فعال باشد و همچنین حق، اصالت ها و هویت خود را حفظ کند، مطلوب نیست؛ حوزه در کلان خود، از وضع بایسته ای که باید داشته باشد، فاصله دارد و این وضعیت می تواند در آینده آسیب های بیشتری بر ما وارد کند.

آزاداندیشی در حوزه کمتر شده است

در حوزه ها یاد نگرفتیم که یکدیگر را تحمل کنیم

گروه های فشار در حوزه وجود دارند

او در مورد انتقادهای عده ای مبنی بر اینکه حوزه در انتقال انتقادات مردم نسبت به حاکمیت رسایی گذشته را ندارد و دچار لکنت زبان است، اظهار کرد: درست است؛ مساله آزاد اندیشی در حوزه حتی نسبت به قبل مقداری کمتر شده و گروه های فشاری در حوزه وجود دارند که این گروه ها حتی نسبت به افراد کاملا مصلح، نواندیش و بسیار وفادار به نظام هم گاهی اعمال فشار می کنند. ما در فرهنگ سیاسی دچار مشکل هستیم، هنوز نتوانستیم بین کسی که ناصحانه انتقاد می کند با فردی که فعال سیاسی است و می خواهد با نظام مقابله کند، تفاوت قائل شویم. در حوزه هر نگاه متفاوت و ناقدانه ای را نوعی تقابل با حاکمیت تفسیر می کنیم و این درست نیست و ناشی از عدم بلوغ فرهنگ سیاسی است. ما یاد نگرفتیم که یکدیگر را تحمل کنیم، یاد نگرفتیم که انظار مخالف را با یک هاضمه قوی گوش کنیم و به سرعت، اظهارنظرها یا نگاه های انتقادی را حمل به تقابل با نظام تفسیر نکنیم.

برخی به بهانه دفاع از نظام و انقلاب با نگاهی تنگ نظرانه موضع گیری های عده ای را محکوم می کنند

واعظی در پایان اعتقاد حوزه بر اصل آزادی را مورد بررسی قرار داد و گفت: آزادی دست کم باید برای حوزویان باشد. یک فاضل باید بتواند بدون خودسانسوری نگاهش را بگوید. عده زیادی از فضلای به نام و برجسته حوزه تحت فشار قرار گرفتند فقط به خاطر اینکه مدافع دولت قبل نبودند؛ متاسفانه کشور ما شاهد زمانی بود که مدافع نبودن جرم شده بود و این بسیار نادرست است. در فضای حوزه باید یک آزاداندیشی وجود داشته باشد که این متاسفانه نیست و همه آن به دخالت حاکمیت برنمی گردد، بلکه بخشی از آن به خاطر فرهنگ سیاسی غلط یا رشد نایافتگی سیاسی عده ای است. برخی از افراد در حوزه به صورت خودجوش به خودشان اجازه می دهند که تفاسیر محدودی از نظام و انقلاب داشته باشند و با یک نگاه تنگ نظرانه عده ای را به خاطر برخی موضع گیری ها محکوم یا سرکوب کنند.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد واعظی در ادامه گفت‌وگو با شفقنا بیان کرد: در بحث روحانیت و سیاست پاره ای ابهامات و ملاحظات وجود دارد که باید مدنظر قرار گیرد، اهم ابهامات این است که در این بحث از چه منظری می خواهیم وارد شویم، توصیفی یا هنجاری. در رویکرد و منظر توصیفی هدف گزارش آنچیزی است که هست؛ در واقع رویکرد توصیفی یعنی بحث و گزارش در مورد دیدگاه های غالبی که در بین اندیشمندان و بزرگان حوزوی طی دوران معاصر نسبت به حوزه ها با سیاست وجود دارد. ما در رویکرد هنجاری به بحث حوزه و سیاست در واقع به دنبال نسبت حوزه و روحانیت آنگونه که باید باشد، هستیم یعنی در زاویه هنجاری بحث کننده می خواهد داوری و قضاوت کند که نسبت درست و متناسب روحانیت و سیاست چیست. هر بحثی که می خواهد در این مقوله بحث کند باید موضع خود را مشخص کند که می خواهد از جانب هنجاری بحث را مورد توجه قرار دهد یا از جانب توصیفی.

او ادامه داد: ابهام دیگری که وجود دارد، ابهام مفهومی است که مربوط می شود به واژه سیاست در این بحث؛ وقتی می گوییم که حوزه و سیاست در واقع مرادمان از واژه سیاست اینجا چیست، آیا منظورمان نظام سیاسی معاصر ایران است؟ در این صورت بحث حوزه و سیاست برمی گردد به بحث نسبت روحانیت و نظام اسلامی، یا نحوه تعامل روحانیت و حوزه ها با نظام سیاسی. ابهام مفهومی دیگر اینکه آیا مراد از سیاست، کلیت فضای سیاست است نه خصوصا نظام اسلامی؟

اگر بنیاد سیاست، فضای مناسبات سیاسی باشد، آن زمان در بحث حوزه و سیاست در واقع بحث از نسبت میان دین و سیاست است که اصولا بر حسب اینکه چگونه پیوندی را بین دین و سیاست قائل باشیم، روحانیت و سیاست و همچنین قلمروی وظایفی و کارکردی حوزه ها و روحانیت نسبت به سیاست تعریف می شود.

او تصریح کرد: از این دو محور ابهام مفهومی یا ابهام در جهت گیری و رویکرد که بگذریم، لازم است چند ملاحظه نسبت به این بحث داشته باشیم، ملاحظه مهم اول اینکه خواهی، نخواهی نظام اسلامی در عینیت جامعه ایران محقق شده و این واقعیت ریشه در حوزه های علمیه و نهاد روحانیت داشته است، به عبارت دیگر این یک واقعیت غیرقابل انکار است که خاستگاه و رهبری انقلاب اسلامی ایران عالی ترین شخصیت های روحانی حوزه های علمیه در سطح مراجع بوده است، مخصوصا معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران که خود از مراجع تراز اول زمان خود بوده و از سوی دیگر مراجع، علما و فضلای حوزه نیز تا حد زیادی به حسب میزان ورودشان در انقلاب اسلامی سهیم بودند. پس از پیروزی انقلاب نیز ظرفیت قابل توجهی از حوزویان در مراحل تثبیت و شکل گیری ارکان نظام اسلامی سهیم بودند؛ در واقع ما در نقطه صفر یک حرکت نیستیم که بخواهیم تصمیم بگیریم حوزه و روحانیت باید با نظام نسبتی برقرار کند یا نکند چرا که نظام سیاسی موجود در ایران، عملا ولیده حوزه های علمیه و روحانیت است.

او با اشاره به اینکه اکنون در وضعیتی به سر می بریم که حوزه با نظام گره خورده، منتها این گره در مرحله تکوین و تثبیت است، گفت: گره خوردن حوزه با نظام می تواند در آینده دچار قبض و بسط شده و کم و کیف این نسبت دچار تغییراتی شود، ولی اصل این نسبت غیرقابل انکار است و باید آن را به عنوان یک واقعیت بپذیریم و در ملاحظات خود به آن توجه کنیم.

ملاحظه دوم اینکه هر کسی می خواهد راجع به روحانیت و سیاست بحث کند باید به این نکته توجه داشته باشد که وجه سیاسی حوزه ها و جانب سیاسی روحانیت را در درون منظومه کارکردها و جنبه های گوناگون نهاد روحانیت و حوزه ها ببیند و در حقیقت به شکل تک وجهی با این بحث برخورد کند. ما باید کلان نهاد روحانیت و حوزه ها و کارکردهای آنها را تعریف کنیم، سپس با توجه به این مساله وجه سیاسی را مورد بررسی قرار دهیم یا وجه سیاسی حوزه ها را متناسب و متوازن با دیگر کارکردهای روحانیت ببینیم و تعریف کنیم.

واعظی افزود: ملاحظه سوم اینکه وقتی می گوییم روحانیت یا حوزه، یک عنوان کلی است، خود روحانیت دارای اقشار، لایه ها و سطوح مختلفی از مراجع عظام تقلید است که در راس هرم روحانیت و حوزه ها قرار می گیرند و پس از آن علما، فضلا و طلاب در رده های بعدی هستند. از سوی دیگر خود مساله سیاست نیز دارای ابعاد و جهات مختلفی است، وقتی می گوییم حوزه و سیاست یا روحانیت و سیاست باید توجه داشته باشیم که نمی توانیم با یک کل گرایی، زوایای مختلف روحانیت را مورد بحث قرار دهیم بلکه بر حسب زوایای این بحث و میزان و نحوه مواجهه روحانیت با آن، اجزا و بخش های روحانیت تعریف می شود.

او در پایان اظهار کرد: با توجه به ملاحظات و ابهاماتی که بیان شده، به نظر می رسد که ما می توانیم با رویکرد هنجاری راجع به حضور روحانیت در عرصه سیاست بحث کنیم. وقتی می گوییم حوزه و سیاست یا روحانیت و سیاست، این مساله ابعاد مختلفی دارد و بحث نسبت حوزه با نظام یا نحوه تعامل حوزه با نظام در واقع یکی از زوایای این بحث می شود، منتها رویکرد ما توصیفی نیست بلکه  هنجاری است. نکته بعدی اینکه به اعتقاد بنده اگر بخواهیم به یک تصویر جامعی از نسبت حوزه و سیاست یا روحانیت و سیاست برسیم، باید دست کم در مورد پنج یا شش مساله مهم بحث کنیم به تعبیر دیگر پرسش ساده ی نسبت حوزه و سیاست به شش یا هفت مساله تجزیه می شود که لازم است در مورد هرکدام اتخاذ موضع و بحث شود.

خوانده شده 4366 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا