گفتار

حقیقت توبه

خلاصه سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر ادیب شب نوزدهم ماه مبارک رمضان 1437 مطابق با 4 تیر 1395 در مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَ لاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً (النساء/18-17)

شب های قدر فرصتی برای توبه، استغفار، تجدید نظر و اصلاح اشتباهات گذشته است و چون این شب ها مناسب ترین وقت برای آمادگی انسان برای توبه است بحث امشب من درباره حقیقت توبه است.

توبه از اعمال واجب است؛ اگر انسان گناهی یا خطایی از او سر زد واجب فوری است که توبه کند و از اشتباه و عمل بد خود باز گردد اما حقیقت توبه چیست و کجا نافذ است و کجا نافذ نیست؟

در آیه فوق خداوند متعال به این حقیقت اشاره کرده است و می فرماید: « انما التوبة علی الله...» توبه فقط بر عهده خداوند است برای کسانی که اعمال ناصواب را به جهالت انجام داده اند. این لسان، لسان کرامت و فضل و انعام خداوندی بر بندگان خود است. خداوندی که در برابر هیچ کسی مسئول نیست و هیچ موجودی در مقابل او قدرتی ندارد و در بعضی از آیات هم به این موضوع اشاره کرده است «يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لاَ يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْ‌ءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ» (الغافر/16) چنین خود را مسئول و متعهد قرار می دهد.

در چنین مواردی فقط خود خداوند می تواند بر خود مسئولیت و تعهدی ایجاد کند «انما التوبة علی الله...» یا در جایی دیگر می فرماید: «...كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ...» (الانعام/129) و در سوره ای دیگر می فرماید: «...وَ كَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ...» (الروم/47) خداوند در این موارد تعهداتی را بر خود به نفع بندگان خود ایجاد کرده است؛ حال سوالی که مطرح می شود این است که حدود این تعهدات تا کجا است؟

خداوند متعال می فرماید: توبه فقط برای کسانی است که « یعملون السوء بجهالة...»؛ جهل در مقابل علم و عقل است. گاهی انسان از روی بی اطلاعی کار ناشایستی انجام می دهد که احتمالا چنین عملی گناه نخواهد بود (گناهی صورت نگرفته است). نادانی به معنای قلت تدبیر برای اداره زندگی است و انسان به دلیل بی علمی و نبود دانش و ندانستن مصلحت به ابدیت خود لطمه می زند و به عبارتی مصلحت بزرگ را به نفع قلیل می فروشد. در این موارد پیامبران هم نیامده اند که بگویند به دنبال مصلحت نباشید بلکه پیام آنان برای بشر جلب مصلحت غایی و قناعت نکردن به نفع کم است. «...وَ لَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ» (فصلت/ 31)، وقتی انسان از روی جهل دست به خطایی بزند خداوند در این موارد توبه را برای بندگان خود قرار داده است.

حال اگر آدمی از روی بی عقلی و جهل دست به خطا زد و اشتباه کرد، شرط دوم توبه را خداوند چنین بیان می کند: «... ثم یتوبون من قریب...» یعنی انسان بلافاصله بعد از انجام خطا و به محض متوجه شدن از کار خود توبه کند. در زندگی اگر اشتباه کردی باید در اولین فرصت برگشت. از اولین لحظه آگاهی از اشتباه و مسیر غلط باید به اصلاح آن پرداخت.

خداوند در این آیه برای چنین اشخاصی راه توبه را باز گذاشته است و بر خود فرض کرده که توبه آنان را قبول نماید. اولا عمل ناشایست را از روی جهل و بی عقلی انجام داده باشد و ثانیا بعد از اطلاع از کار اشتباه خود سریع به اصلاح آن بپردازد و توبه کند. خداوند برای چنین اشخاصی مسیر را آماده می کند و وقتی این شخص توبه کرد لذت آن را خواهد چشید و دریافت روحی پیدا می کند و به عبارتی حلاوت عفو را حس می کند. « فاولئک یتوب الله علیهم...».

سوال دیگری که در این جا به ذهن می رسد این است که در نقطه مقابل یعملون السوء بجهالة چه کسی قرار می گیرد؟

در جواب این سوال می توان به کسانی اشاره کرد که کار بد را از سر لجاج و عناد انجام می دهند و در دعای ابوحمزه هم امام سجاد علیه السلام به این نکته اشاره کرده است. عمل خلاف از روی جهالت شروع می شود ولی اگر به عناد و لجاج برسد در روح انسان رسوخ کرده، در اعماق وجود او نهادینه می شود و اگر هم انسان توبه کند، توبه او تاکتیکی خواهد بود.

برای رهایی از این وضعیت کنترل دائمی و مراقبه نیاز دارد، اگر هر روز شد که بهترین حالت است ولی اگر نشد هر ماه؛ باز هم اگر نشد سالی یک بار حتما باید به حساب رسی و ارزیابی اعمال خود بپردازد و این سه شب قدر مناسب ترین زمان برای ارزیابی خواهد بود. اگر حساب رسی اعمال و ارزیابی دائما صورت نگیرد بدی در جان انسان رسوخ کرده و به سوء سریره تبدیل می شود و در دل انسان قساوت ایجاد می کند و دیگر انسان متاثر نمی شود و خجالت نمی کشد ولی اگر زود تدارک کند برای او ملکه نمی شود زیرا عمل در انسان اثر می گذارد.

توبه تاکتیکی چیست؟

در وجود انسان صفات با فراز و فرود بسیار زیادی وجود دارد چه منفی و چه مثبت. هر انسانی نقطه ضعف و قوت دارد؛ ممکن است انسان هایی که با خدا زاویه دارند جاهایی به قدرت خدا مقر شده اند و خدا به آنها نظر کرده است. نگاه مطلق به هر انسان اشتباه است هر انسانی دارای نقاط مثبت و منفی است و باید به هر دو وجه نگاه شود مثلا حضرت امیر المومنین در جنگ جمل بر جنازه طلحه گریه کرد و از گذشته درخشان او قبل از جنگ جمل یاد کرد. بنابراین برای هر انسانی راه نجات وجود دارد.

در این اوضاع برخی انسان ها برای باز شدن گره ها و بدیها موقتا دعا و توبه می کند «فَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ» که این توبه تاکتیکی است. ولی اگر توبه حقیقی شد در آن فوریت، مسئولیت و تلاش وجود دارد اما اگر توبه از سر رندی باشد یا مبتلا به تسویف (سوف افعل) شود سر از استکبار درآورده و عذاب الهی را دفع نمی کند. اینها وقتی نشانه های عذاب می آمد باز برنمی گشتند و به فکر اصلاح خود نمی افتادند که این، نشانه قساوت قلب و رسوخ بدی در اعماق وجود انسان است. مثلا قوم ثمود با بروز نشانه های عذاب قبر می کندند و در آن پنهان می شدند ولی توبه نمی کردند.

توبه واقعی

در روایتی از حضرت امیرالمومنین بیانی از توبه واقعی وجود دارد که به جاست در انتهای کلام به آن بپردازیم. در نهج البلاغه حکمت 417 آمده است: «وَ قَالَ ع لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ-...» شخصی نزد حضرت نشسته بود و از روی لقلقه زبان گفت استغفر الله که بلا فاصله حضرت فرمود مادرت به عزایت بنشیند تو میدانی این استغفار یعنی چه؟ که به همین راحتی و از روی بی توجهی و عادت و لقلقه زبان چنین کلمه ای را به زبان می آوری؟ (امروزه دین داری ما تبدیل به مراسم شده است، ما دعا نمی خوانیم بلکه مراسم روحبخش دعا یا احیا و ... می گیریم و جزء آداب ما شده در حالی که از این مراسمات آن چیزی که انتظار است بیرون نمی آید مانند همین شخص که از روی عادت و صرفا جهت رفع تکلیف چنین جمله ای را به زبان آورد)  «...[إِنَّ لِلِاسْتِغْفَارِ دَرَجَةَ الْعِلِّيِّينَ‏] الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ...» استغفار درجه ای است که بندگان خاص خدا به آن می رسند و نه هر کسی «...وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ...» و آن در شش معنا و در سه لایه نشان داده می شود «... أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى...» در اولین گام انسان باید بر گذشته پشیمان باشد و نه مانند کسانی که می گویند رب ارجعون لعلی اعمل صالحا. این افراد اگر بارها به زمین باز گردند باز پشیمان نمی شوند. «... وَ الثَّانِي الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً...» در گام دوم قصد و عزم واقعی بر ترک گناه و خطای صورت گرفته داشته باشد. این دو گام لایه اول است و تحقق اصل توبه این دو گام می باشد. «...وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ [عَزَّ وَ جَلَ‏] أَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ...» شرط سوم این است که حقوق مردم که در اثر خطا بر عهده انسان آمده است را ایفا کند؛ «... وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا...» و در شرط چهارم باید حق اللهی را که از او فوت شده قضا نماید در این جا حضرت اول حق الناس را بیان کرده که باید حساب شود و بعد واجباتی که قضا شده را تدارک کند. این دو گام شرط قبول توبه یا لایه دوم توبه واقعی است. «... وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ‏الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ يَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ...» در مرحله پنجم باید گوشتی که از راه حرام و لذات شهوانی بر بدن انسان روئیده شده با ریاضت و سختی در راه خدا از بدن انسان بیرون رود و به جای آن گوشت جدیدی روئیده شود (کنایه از اینکه لذاتی که در اثر گناه برده است را جبران کند) «...وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِيقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّه‏» و در نهایت باید در راه خدا و طاعت او سختی بکشد همانطور که در راه گناه لذت چشیده است که در این هنگام می توان گفت استغفر الله. این دو شرط آخر شرط کمال توبه یا لایه سوم توبه واقعی است.

در این شبها اگر نمی شود به حقیقت توبه هم دست یافت حداقل با تلاش و کوشش به آماده سازی مقدمات آن بپردازیم تا دست خالی به استقبال سال بعد نرویم و در پیش خدا معذور باشیم.

خوانده شده 3603 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا