پرسش و پاسخ

اختیار در دین و ارتداد

سلام
من شبهاتی دارم در مورد دو آیه زیر. متشکر می شوم اگر توضیح دهید.«لا اکراه فی الدین» و «اقتلو مرتدا و کافرا» آیه اول از اختیار حرف میزنه و دومی از اجبار و خشونت چگونه می توان این دو را تفسیر کرد
با سپاس
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و تشکر از پرسشگری جناب عالی، در خصوص پرسشی که درباره آیه « لا اکراه فی الدین» و مساله ارتداد و تضاد ظاهری میان این دو، در ارتباط با آزادی عقیده باید گفت:
اولا: آیه ای تحت عنوان « اقتلوا مرتدا او کافرا» که جنابعالی یاد آور شده اید نداریم! و هرگز چنین عبارتی در قرآن ذکر نشده و نیامده است! بلکه آنچه از مصدر « ارتداد» در قرآن آمده است به معنای:
1- برگشتن، به حالت اول در آمدن
2- گردیدن، به حالتی در آمدن
3- و عقب گرد کردن و به حالت قبل برگشتن است که در قالب الفاظ:
ارتدّ، ارتدّا، ارتدّوا(ماضی معلوم) یرتدّ، ترتدوا در سوره های یوسف/96، کهف/ 64، محمد/25، مائده/21 و54، ابراهیم/43، نمل/ 40، و در سوره بقره آیه 217 به صورت « یرتدد» آمده است.
وجه مشترک در همه این آیات « برگشت از دینی به دین دیگر» است، ولی در هیچ یک از آنها سخنی از کشتن شخص مرتد به میان نیامده است، و اگر چیزی زاید بر آن در این موضوع آمده، مربوط به « فقه » و برداشت فقیهان از روایات است. یاد آوری این نکته بدان جهت است که چیزی که در قرآن نیامده است نباید به قرآن نسبت داده شود. بلکه همین مقدار قرآن می فرماید: « ان الذین ارتدوا علی ادبارهم من بعد ما تبین لهم الهدی الشیطان سول لهم املی لهم؛ بی گمان، آنان که به پشت بازگشتند ( یعنی به حقیقت پشت کردند) پس از آنکه راه هدایت برایشان روشن شد، شیطان (کفرشان را ) در نظرشان جلوه داده و به آرزوهای درازشان واداشت» (محمد/ 25).
و همچنین در مقام دیگر از قول حضرت موسی علیه السلام می فرماید:
« یا قوم ادخلوا الارض المقدسة التی کتب الله لکم و لا ترتدوا علی ادبارکم فتنقلبوا خاسرین؛ ای قوم من به این سرزمین مقدسی که خدا برایتان مقرر داشته ( فلسطین و بیت المقدس یا اریحا در شام) در آیید و به پشت خود باز نگردید ( به دشمن یا به دین و آیین خود پشت نکنید) که زیانکار خواهید گشت» ( مائده/ 21)
و نیز خطاب به مسلمانان می فرماید:
«... و من یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فاولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا و الاخرة و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون؛ و هر که از شما از دین خود باز گردد و در حال کفر بمیرد، چنین کسانی در دنیا و آخرت، اعمالشان تباه است، و آنان اهل آتش¬اند که در آن جاودان اند» ( بقره / 217).
و باز در مقام دیگری می فرماید:
« یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونهم اذلة علی المومینن اعزة علی الکافرین یجاهدن فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، هر که از شما از دین خود برگردد [ باکی نیست، زیرا] خدا قومی را خواهد آورد که آنان را دوست دارد و آنان هم او را دوست می دارند، با مومنان فروتن و مهربان و بر کافران چیره و سر سخت اند در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای باک ندارند» ( مائده/ 54).
پس روشن شد، در آیات مربوط به ارتداد، سخنی درباره کشتن مرتد نیست، بلکه نتیجه ارتداد، « در افتادن در دام شیطان»، « حبط و نابودی اعمال صالح در دنیا و آخرت» و « محرومیت از رحمت الهی» است.
ثانیا قتل مرتد بر اساس فتاوی فقیهان که برگرفته از احکام روایی است، چنین نیست که کشتن مرتد صرفا به خاطر تغییر عقیده او باشد، بلکه مرتدی به قتل می رسد که عملا بر ضد امنیت مردم و جامعه دست به توطئه و اقدام خرابکارانه زده باشد و نظم و نظام اسلامی را با اخلال و آشوب خود برهم زده باشد، و پا به پای تبلیغات سوء و متزلزل کردن عقائد دیگران عملا بر ضد اسلام و مسلمین با دشمنان همدستی نموده و جامعه را دچار نا امنی فکری، اخلاقی، عقیدتی و عملی نموده باشد و این نکته مهمی است که اخیرا در فتاوی شماری از فقیهان از جمله مرحوم آیت الله العظمی منتظری تصریح شده بود.
ثالثا باید توجه داشت که احکام واقعی اسلام از منبع علم و کمال مطلق سرچشمه گرفته و بر اساس مصالح و مفاسد واقعی تشریع شده است؛ چنانچه انسان در موردی به علتی، فلسفه و علت حکمی را نتواند پی ببرد، نباید اساس آن حکم را انکار یا آن را بر خلاف مصالح بشر تلقی کند و در واقع، هدف از مجازات مرتد ( با شرایطی که گفته شد) جلوگیری از پیامد های مخرب ارتداد، برای مومنان و نظام اسلامی است چون اظهار علنی کفر و تبلیغ آن، به طور قهری، تزلزل عقائد مسلمانان و تضعیف پایه های نظام اسلامی را به دنبال خواهد داشت، و از طرفی معنای « لا اکراه فی الدین » این نیست که کسی بخواهد علنا تبلیغ کفر و بی ایمانی کند و آزاد هم باشد، بلکه معنایش این است که در اصل ایمان و گرویدن، تحمیل و اجبار و زور نباید باشد، بلکه هر کسی آزادانه با اقامه دلیل و برهان، دین را بپذیرد نه با زور و شمشیر و سر نیزه و شکنجه. و بر فرض قبول یک دین، فرضا اگر به هر دلیلی از آن اعراض کند و یا در حال تحقیق و مطالعه بر آید تا دین واقعی را برگزیند، کسی با او سر جنگ و ستیزی ندارد و هیچ کس هم نباید متعرض او شود. اما کسی که بدون هیچ دلیل و برهانی بر روی باطلی اصرار می ورزد و به تبلیغ آن دست می یازد و عملا هم در مقام توطئه و تخریب بر می آید، حسابش با دیگران جداست؛ زیرا یکی از پیامد های چنان ارتدادی، نفوذ دشمنان و معاندان به اردوگاه اسلام و مسلمین است.
بنابراین « لا اکراه فی الدین» بدین معناست که نمی توان دین را با زور و جبر بر کسی تحمیل کرد و نمی توان آن را هم با زور و جبر هم از کسی گرفت. ولی در مورد مرتد، سخن اصلی این است که کیفری که در روایات در فتاوی فقیهان برای آن در نظر گرفته شده، به جهت ارتکاب جرم و خیانت او و همچنین تجاوز او به حقوق دیگران از جمله تبلیغ عملی بر ضد مسلمانان و تخریب عقاید و اخلاق آنان است نه صرفا یک تغییر عقیده پنهانی و درونی. و چه بسا کسانی که در جامعه اسلامی تغییر عقیده داده و حتی آن را هم از دیگران پنهان ننموده اند، اما چون مرتکب کار خلافی نشده اند و عملا هم اقدامی علیه امنیت جامعه برنداشته اند، بدون اینکه کسی متعرض آنها شود، در امن و امان به سر می برند و به جهت تغییر عقیده هم مجازاتی نمی بینند.
والسلام
محمد علی کوشا
10/7/1392

خوانده شده 8196 بار
Share this article
بیشتر در این مجموعه: بازداشت و زندان انفرادی »
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا