اندیشه

رنج و شادی ما در جامعه تحت مدیریت است.

 سروش محلاتی: توسعه روزهای عزاداری کار علما نیست

یک استاد حوزه علمیه در همایش «دین و شادی» درباره یکی از علت های وضعیت نامطلوب شادی در جامعه امروز ایران گفت: امروز در جامعه خود یک قشر وسیع تأثیرگذار داریم که هدایت جریان دینی را به عهده دارند و اصلا عالم دینی نیستند و آن گروه مداحان هستند. یک عالم دینی در این فضای اجتماعی مقهور است.

به گزارش خبرنگار شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی در همایش دین و شادی اظهار کرد: دین و شادی یک موضوع میان رشته ای است و نیازمند کار جامعه شناسی، روانشناسی و برخی علوم دیگر است. من با بخشی از صحبت های دو استاد محترم که حاصل بررسی علمی و جامعه شناسانه است، مشکلی ندارم اما در بخشی که به علل و عوامل وضع نامطلوب موجود برای شادی در فرهنگ ما می پردازند و سهم دین را مشخص می کنند، حرف های دیگری دارم. دین در تعریف آقای دکتر محدثی یعنی دین موجود و تاریخی و آنچه مردم، امروز به عنوان دین می شناسند، اما عالم دینی با این نگاه به سراغ دین نمی رود. دین در نگاه او یعنی آنچه در منابع معتبر وجود دارد که می توان به خدا نسبت داد، چه بسا بین این دو تعریف از دین، کاملا فاصله وجود داشته باشد و چنان نیست که هر چه را مردم به عنوان دین می شناسند، با معیارهایی که واقعا در دین وجود دارد، انطباق پیدا کرده باشد.

او با بیان اینکه یک عالم دینی با معیارهایی که در قرآن و نهج البلاغه وجود دارد، وضع دینی یک فرد یا جامعه را مورد نقد قرار می دهد و می گوید این جامعه از نظر دینی دچار انحراف شده است، گفت: قطعا این دو نگاه متفاوت است، وقتی به سراغ آیات و روایات می رویم و منشأ وضع نامطلوب موجود را در آموزه های دینی موجود در منابع می دانیم، در اینجا نگاه ما کاملا متفاوت می شود.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به جمله ای از مرحوم آیت الله بروجردی که «وقتی می خواهید مسأله فقهی را مورد مطالعه قرار دهید خود را در عصر شیخ طوسی قرار دهید» خاطرنشان کرد: به همین دلیل نگاه یک عالم دینی به مسایل دینی غیر از نگاه تاریخی است. آن نگاه تاریخی نیز فواید و جایگاه خود را دارد اما عالم دینی بر اساس این نگاه، قضاوت و داوری نمی کند. سبک ارائه بحث به این شکل و بدون حضور حدیث شناسان و… علمی و قابل قبول نیست.

او با اشاره به سخنی از شیخ عباس قمی که در صحبت های دکتر محدثی مطرح شده بود که «ماه صفر شوم است» بیان کرد: در آنجا گفته شده است که «معروف است که ماه صفر شوم است» و درست هم هست زیرا بین مردم چنین معروف است. وقتی ذهنیتی برای شوم بودن یک زمان وجود دارد، ائمه ما برای از بین رفتن آن و اینکه اینگونه افکار و وسوسه ها جلوی اقدامات مثبت مردم را نگیرد، گفته شده است که صدقه ای بدهند. این دستور به این معنا نیست که شیخ عباس قمی، ماه صفر را بازدارنده و شوم تلقی کرده است، بلکه راهی معقول و قابل دفاع برای برون رفت از این وضعیت ارائه می کند.

سروش محلاتی ادامه داد: ما در فرهنگ مان روزهایی داریم که به نحسی شناخته می شوند، اما آیا نحوست امری واقعی است یا توهم است؟ خود شیخ عباس قمی هم اشاره کرده است که ماه صفر ذاتا نحس نیست. وفات پیغمبر (ص) در اینجا اتفاق افتاده یعنی ظرف زمانی یک واقعه نامطلوب و ناگوار است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان درباره نحوست ایام بحث کرده و فرموده است که از نظر دینی اصلا زمان نحس نداریم ما انسان ها هستیم که با رفتارهای خود، برخی زمان ها را آلوده می کنیم و آن زمان، خاطره بدی را برای ما تجدید می کند. اگر سخن از استناد است می توان به این موارد نیز استناد کرد.

او با بیان اینکه اولین کتاب حدیثی که ما بعد از قرآن و نهج البلاغه داریم، کتاب کافی از مرحوم کلینی است، گفت: در جلد دوم کتاب کافی، بابی در حزن و اندوه و گریه نداریم؛ بلکه عنوان بابی که کلینی انتخاب کرده، شوخ طبعی و خندیدن است.

این استاد حوزه با اشاره به روایتی از امام هفتم (ع) اظهار کرد: شوخی عیبی ندارد اما برای آن باید حد و مرز نیز وجود داشته باشد و به نوعی به فحش و هتاکی منجر نشود، حضرت فرموده اند که شوخی نه تنها مانعی ندارد بلکه اصلا خوب است.

او با اشاره به روایتی دیگر از امام صادق (ع) که «هیچ مومنی نیست مگر اینکه در او مزاح و شوخی وجود دارد» اظهار کرد: یعنی این لازمه مومن بودن است و اگر غیر از این بود، شخص مومن نیست.

سروش محلاتی پس از توضیح روایت دیگری از امام صادق (ع) درباره تأکید ایشان به شاگردانش برای بانشاط بودن و مزاح گفت: نشاط و مزاح از حسن خلق است. روایتی دیگر از امام هفتم وجود دارد که حضرت یحیی (ع) بسیار اهل گریه بود و نمی خندید. برعکس وی، حضرت عیسی (ع) هم می خندید و هم گریه می کرد. امام (ع) فرمودند که روش عیسی بن مریم (ع) بهتر از حضرت یحیی بود.

او ادامه داد: به جهت علم روانشناسی برخی افراد بانشاط تر از دیگران هستند و برخی دیگر درون گراتر، این موضوع غیرقابل انکار است و نمی توان این افراد را استحاله کرد و تغییر داد. در میان انبیاء و علما نیز به همین شکل است. در میان بزرگان دینی نیز برخی افراد بوده اند که حزن و نگرانی نسبت به آخرت در وجودشان سیطره داشته است اما این یک الگوی عمومی نیست که دین برای زندگی اجتماعی به همه مردم ارائه کرده باشد در عین حال این راه را هم به روی افراد خاص نبسته است.

سروش محلاتی با اشاره به صحبت های دیگر اساتید حاضر در این نشست بیان کرد: در تعریف تشیع، امام حسین (ع) را محور قرار می دهیم و او هم به اشک متصل و همه چیز در همین خلاصه می شود، در حالی که میراث تشیع اختصاص به عاشورا ندارد البته عاشورا یک جنبه بنیادین در تشیع دارد اما فرهنگ تشیع، بسیار بسیار اعم است. نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و هزاران حدیث امام باقر و امام صادق (ع) نیز جزو فرهنگ تشیع هستند و نمی توان گفت تنها عاشورا تشیع است.

او تصریح کرد: ممکن است سهم نهج البلاغه در جامعه ما رعایت نشده باشد اما فرض بر این است که ما پذیرفته ایم و می پذیریم که همه اینها در مجموعه تشیع قرار دارند. اشکالات، افکار جاهلانه و افراط گرایی در این زمینه، بسیار فراوان بوده و فراوان نیز هست و قابل بحث است.

این استاد حوزه با اشاره به خاطره ای از شهید بهشتی درباره خنده و شادی و یادآوری آیه ای از قرآن مبنی بر اینکه «باید کم بخندند و باید زیاد بگریند» گفت: مرحوم شهید بهشتی در خاطره خود به این آیه اشاره می کند و می گوید که این آیه وجود دارد اما معنای آن درست در مقابل آن چیزی است که برخی افراد فهمیده اند. این آیه درباره کسانی است که از فرمان خدا و پیغمبر تخلف کرده و به دلیل تعلقات دنیایی در جهاد شرکت نکرده اند و این آیه به عنوان یک نفرین و کیفر تخلف از فرمان خدا و رسول می گوید که این گروه نافرمان از این پس کم بخندند و زیاد بگریند و در حقیقت نفرین بر این گروه نافرمان نازل می شود که از این پس خنده در زندگی آنها کم و گریه فراوان باد.

او ادامه داد: آیا از این آیه چنین فهم نمی شود که زندگی بانشاط از دید اسلام، نعمت و رحمت خداست و زندگی همراه با ناله و گریه و زاری خلاف رحمت و نعمت اوست؟ کل این آیات را باید دید. یا آیه ی ۷۶ سوره قصص، قارون هم از قوم حضرت موسی بود اما علیه همین قوم طغیان کرد. ثروت بسیاری داشت، مردم به این فرد ثروتمند و مغرور که سرمست ثروت شده بود گفتند که «این خوشحالی و سرمستی برای چیست؟» این شبیه بازی هایی است که در جامعه ما نیز گاهی دیده می شود و البته این نکته را هم باید مورد توجه قرار داد که این سخن خدا نیست و قوم اش به او گفته اند. در واقع با این جمله می خواهند بگویند شادی ای که تو بروز می دهی کاری غیراخلاقی است.

سروش محلاتی با بیان اینکه در این آیه قوم قارون به او گفتند که لاتفرح؟ ان الله لا یحب الفرحین، تصریح کرد: فرحی که در این بحث مطرح است از موضوع ما که شادی است کاملا متفاوت است و نباید در این بحث به سراغ این آیه رفت. شادی در قرآن واژه های متفاوتی دارد که معنای کاملا متفاوتی نیز دارند. علامه طباطبایی فرح را سرمستی تفسیر می کند یعنی کسی که در شادی، غرور او را می گیرد، اعتنایی به دیگران نمی کند، خود را برتر از دیگران می بیند و اقدامات تحقیرآمیز نسبت به دیگران انجام می دهد. البته که با این تعریف، ان الله لا یحب الفرحین، زیرا این کاری غیراخلاقی است که حقیقت و آخرت را از انسان مورد غفلت قرار می دهد. این موارد را باید از هم تفکیک کرد.

او درباره اینکه چه اتفاقی در جامعه ما رخ داده است که شادی دچار وضعیت نامطلوب فعلی است، اظهار کرد: به اعتقاد من مشکل ما عاشورا نیست و مشکل در جای دیگری است. تحلیلم از این موضوع که ریشه های این قضیه کجاست را بعد خواهم گفت.

در ادامه این نشست پرسش و پاسخی میان حاضران و اساتید مطرح شد.

حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی در پاسخ به این پرسش ها بیان کرد: نکته اولی که در پرسش ها مطرح شد بحث از دین واقعی بود و اینکه دین واقعی اصلا کجاست؟ اعتقاد ما این است که بخشی از مسایل دینی ناظر به مسایل زمانی است، تغییر هم پیدا می کند و بخشی از مسایل دیگر نیز فراتاریخی است. اعتقاد ما همین است که خداوند در قرآن فرموده اند که اقم وجهک لدین حنیفا… . من می خواهم نتیجه اعتقادی این مسأله را بگویم ولو اینکه در حال حاضر فرصت استدلال آن وجود نداشته باشد. من این را نمی پذیرم که همه چیز در دین، تاریخی است زیرا به معنای این است که کلا اصالت دین از بین برود و کلا چیزی از دین باقی نماند.

او با بیان اینکه نکته دیگر کوتاهی در ارائه الگوی شادی از طرف علما بود، گفت: اصلا مسوولیت فقه، ارائه الگوها نیست. مسوولیت فقه این است که قلمروها و مرزهایی را در زمینه این مسایل به عنوان احکام شرعی بیان می کند، اما ارائه الگو احتیاج به عوامل بسیار دیگری هم دارد که آن اطلاعات در اختیار فقیه نیست. فقیه، تنها می تواند پاسخ دهد که در شادی ها به چه نکاتی از نظر شرعی باید توجه داشت.

این استاد حوزه با تأکید بر اینکه تهیه الگوی شادی احتیاج به توجه به عوامل بسیار فرهنگی و اجتماعی دارد، گفت: حکم خدا و احکام فقهی در همه جا یکی است در حالی که این الگوها می تواند به لحاظ فرهنگ ها در مکان های مختلف، متفاوت باشد.

دکتر حسن محدثی در پرسش و پاسخ انتهای جلسه نقدی به حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی وارد کرد مبنی بر اینکه انتظار ما از شما این است که برای نقد دین موجود، پیشگام باشید. در اینجا که گفته اید جناب آقای قمی درباره ماه صفر گفته اند، راه حل دادن است، باید توجه کرد که این راه حل یعنی پذیرش تلویحی نحوست صفر، در حالی که آنجا راه حل این است که با این اعتقاد به طور مستقیم برخورد شود. عالمان، وظیفه پاسداری از دین را به خوبی انجام نمی دهند، در نتیجه با تفکر دینی آمیخته با عناصر اسطوره ای مماشات می کنند. برای اینکه برخورد جدی با آن هزینه دارد. انتظار ما این است که روحانیون و عالمان در به خطر افتادن خود برای دفاع از دین پیشگام باشند، در حالی که مشاهده می شود حوزویان ما در این مسأله کم کار هستند و در مواجهه با پرسش ها ما را به میراث دینی ارجاع می دهند. در حالی که صحبت هایی که مطرح شد احادیث و فرهنگی بود از منابر به توده مردم منتقل شده است.

حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی در پاسخ به این نقد بیان کرد: اینکه آقای دکتر می فرمایند شما باید با این برداشت ها و تفسیرهای غلط برخورد کنید، کاملا معقول و موجه است. وظیفه عالم دینی این است که وقتی چنین مسایلی را می بیند فریاد بزند. اگر قصوری در این زمینه باشد که هست باید بپذیریم اما در عین حال یک متفکر جامعه شناس توجه دارد که این چه کار سخت و دشواری است. وقتی یک مرجع مطلق مثل آیت الله بروجردی، روسای هیأت ها را جمع می کند که در روز عاشورا این کارها را انجام ندهید پاسخ می گیرد که ما همه ۳۶۵ روز سال را مقلد شما هستیم و روز عاشورا به شما کاری نداریم. بر این اساس باید توجه کرد که به این شکل نیست که مقابله کردن با یک فتوا حل شود.

سروش محلاتی تصریح کرد: در سال های اخیر  با مسأله ای به نام قمه زنی در ایام عاشورا مواجه بودیم در حالی که برخی علما فتوای به تحریم قمه زنی دادند، این مسأله موجب شدت عمل بیشتر شد و اصلا اوج گرفت. هم باید در این زمینه ها کار انجام داد و هم باید به اقتضائات آن نوع اقدامات توجه کرد که اگر آن اقتضائات مورد توجه قرار نگیرد نتیجه معکوسی خواهد داشت. به طور مثال آیت الله سیستانی از مسایل بسیاری اغماض می کند تا بتواند جایگاه فعلی خود را داشته باشد که اگر بخواهد با بسیاری مسایل مقابله کند درگیر خواهد شد و نمی تواند به اهدافی که دارد، برسد. ما ناچار هستیم از این راه سخت و دشوار عبور کنیم.

در اینجا وی در پاسخ به پرسش دکتر محدثی که پیامبر در این مواقع چه کاری انجام می دادند؟ اظهار کرد: پیامبر (ص) ارائه کننده اصل شریعت است و اگر او نگوید، شریعت ناقص بیان شده و ناقص می ماند، اما همه جا این کار نمی تواند صورت بگیرد.

سروش محلاتی در بخشی دیگر از سخنان خود درباره اینکه چرا جامعه ما از نظر شادی به این وضعیت نامطلوب درآمده است، ابراز عقیده کرد: اینکه اساسا سخنگوی دین از علمای دین به گروهی دیگر که تحت تأثیر عوامل دیگری اظهارنظرهای دینی می کنند و ارزش و اعتباری برای حرف آنها ندارد، منتقل شده است. امروز در جامعه خود یک قشر وسیع تأثیرگذار داریم که هدایت جریان دینی را به عهده دارند و اصلا عالم دینی نیستند و آن گروه مداحان هستند که در حال حاضر تعیین کننده ترین گروه جامعه ما از نظر دینی به شمار می روند. آنها علمای دینی را به حاشیه رانده اند و برخی مسایل را آنها مشخص می کنند که چه باید مطرح شود و در چه قالبی باید مطرح شود. یک عالم دینی در این فضای اجتماعی، مقهور است.

او تصریح کرد: امام رضوان الله علیه ۱۰ سال در حسینیه جماران روضه خوانی داشتند، روزهای عاشورا پیرمرد سیدی در آنجا می آمد و روضه مختصری در حد یک ربع می خواند که کل عزاداری رسمی جمهوری اسلامی ایران در همان یک ربع و بسیار حساب شده انجام می گرفت، در حالی که امروز همه چیز به طور کامل تغییر پیدا کرده است.

سروش محلاتی ادامه داد: همشهری ما مرحوم آیت الله توسلی، مسوول تنظیم ملاقات های امام (ره) بود، ایشان می گفت در طول این ۱۰ سال بارها مداحان خواستند برای رفتن به خدمت امام وقت بگیرند اما ایشان آنها را نپذیرفت و آنها را چندان به رسمیت نمی شناخت که فضایی در اختیار این گروه قرار بگیرد اما امروز بسیاری مسایل ما دست آنهاست.

او علت دوم را مسأله معیشت مردم و گره خوردن شادی با زندگی انسان دانست و اظهار کرد: تزریق شادی در جامعه ای که دچار مشکل بیکاری، فقر، ازدواج و … است، خیانت به این جامعه و مخدر است و باید اجازه داد مردم درد را حس کنند و شادی برای آنها تنها یک مسکن است. شادی واقعی، از بین رفتن مشکلات معیشت مردم و اصلاح وضعیت فعلی است. در اینجا باید واقعیت های تلخ را به طور عریان مطرح کرد و جایی برای بحث شادی در چنین جامعه ای وجود ندارد.

این استاد حوزه در توضیح عامل سوم بیان کرد: رنج و شادی ما در جامعه تحت مدیریت است و نمی توان خارج از این مدیریت، رنجی احساس کنیم یا شادی داشته باشیم. یکی از شادترین روزهایی که من در زندگی خود یک شادی اجتماعی را تجربه کرده ام روز آزادی خرمشهر بود. آن زمان با وجود شهدای بسیار برای فتح خرمشهر، کسی در برابر شادی ما نگفت که ما شهید داده ایم و هزینه زیادی پرداخته ایم، فقط تأکید این بود که این پیروزی خالص است تا کام مردم ما شیرین باشد. یک روز دیگر حکومت در مذاکرات سیاسی به نتیجه می رسد اما به ما گفته می شود که این پیروزی مطلق نیست و هزینه هایی نیز داده ایم. این شادی باید کاملا در جامعه ما مهار شود تا از کنترل خارج نشود. ما در چنین جامعه ای زندگی می کنیم. به اعتقاد من مشکل ما این نیست که دین گفته است برای امام حسین (ع) عزاداری کنید. عزاداری که در متن دین نسبت به اباعبدالله (ع) وجود دارد اصلا تضادی با شادی شخص ندارد.

او در پایان تصریح کرد: این روزهای عزاداری از جمله دهه محسنیه و… را که توسعه می دهند، اقدامی نیست که علما انجام داده باشند یا از متن دین بیرون آمده باشد. این موارد را علمای دین به گردن نمی گیرند و هیچ عالم دینی هم این مطالب را نگفته و مطرح نکرده است. امروز، دین، عزاداری و شادی ما را برای ما مشخص می کنند و شادی در جامعه ما، یک شادی مدیریت شده است.

خوانده شده 3702 بار
Share this article
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا