رضا احمدی

مقدمه :

ورود به دانشگاه و تحصيل در رشته هاي اسم و رسم دار، نان آور، آرزوي هرجوان ايراني است، اما تحصيلات عاليه فقط يک سوي قضيه است و فاجعه از زماني آغاز مي شود که روزهاي خوش دانشجويي با تمام دغدغه ها و خاطراتش به پايان مي رسد، و با خوش باوري به خدمت سربازي رفته و با حس اداي وظيفه به پايان مي رساند. پس از سربازي و بازگشت، دوره پر اضطراب يافتن کار آغاز مي شود. بازار آشفته کار، کلا ف در سردرگم و پيچيده اي که ابتدا و انتهاي آن ناپيداست. روزهاي تکراري آغاز مي شود تا ظهر خوابيدن، بر باد رفتن همه آرزوها، نگاه هاي نگران پدر و مادر از آينده فرزند با استعدادش، چون کوهي بر پشت جوانان اين مرز بوم سنگيني مي کند. پدران که هميشه بر درس خواند فرزندشان تاکيد داشتند، ديگر به چشمان فرزندان معصوم خود زل نمي زنند. آنها قرباني، شرايط تحميلي بر يک ملت شده اند که از فقدان تدبير و ناکارآمدي کارگزاران، به اين شرايط گرفتار آمده اند.

حميد فوق ليسانس رشته برق دارد. او از دوران دبيرستان در خانه و بين فاميل به مهندس شهرت يافته بود، وقتي فوق ليسانس گرفت، عنوان دهان پر کن مهندس را يدک مي کشيد، پس از پايان تحصيل و خدمت به سراغ کار رفت، اما با درهاي بسته روبرو شد. زيرا بي پارتي، نان فطير است. پس از مدتي به اين فکر افتاد براي بيکار نماندن يکي دو کار غيرتخصصي را امتحان کند تا کمي اوضاع بهتر بشود، اما نشد . در يکي دو جايي که مشغول کار شد، رضايت خاطرش جلب نشد و بالاخره هم بعد از کلي، اين در و آن در زدن، تصميم گرفت از خير کار تخصصي بگذرد، به پدرش که نانوايي داشت، متوسل شود، چند ماهي در نانوايي خمير گير شد. او خمير را آماده کرده و چانه مي زد. بعضي روزها شاطر دير مي آمد، حميد کار او را انجام مي داد، بعد از مدتي پدر پيشنهاد کرد که خود حميد شاطر نانوايي شود. او چند سال است که شاطر نانوايي پدرش شده است. اما هنوز عشق مهندسي برق را دارد. حميد مي گفت: واقعا نمي دانم شش سال از عمرم را صرف تحصيل در رشته اي کردم که حالا کمترين استفاده اي از آن نمي برم، بعضي مواقع احساس تلخ و اندوهباري به سراغم مي آيد و آزارم مي دهد ! آنقدر سرخورده شده ام که ديگر ذوق و شوق ابتکارهايي که در سر داشتم را هم از دست داده ام ! هميشه کار در کارگاه و ابتکار را در خواب مي بينم. از کار تکراري، شاطري، خمير و چانه خسته شده ام.

بزرگترين معضل جامعه

همه انسان ها براي گذراندن زندگي خود نياز به تلاش و فعاليت دارند. نيازهاي امروز و آينده افراد در گرو کار و تلاش است. جامعه نيز براي به حرکت به سوي رشد و توسعه و به حرکت در آوردن چرخ توليد کالا و ثروت نياز به کار دارد. کار، افراد نيز براي رفع ما يحتاج خود نيازمند کارند. منشاء توليد ثروت، آسايش، سعادت و آينده روشن براي هر جامعه است. در مقابل، بيکاري تعادل جامعه را به هم مي ريزد و موجب بحران هاي متعدد در عرصه هاي اجتماعي، اقتصادي، رواني و سياسي براي کشور مي شود. بيکاري ريشه اصلي بسياري معضلات و ناهنجاري هاي اجتماعي است. حل اين بحران در واقع حلاّل آسيب ها و مشکلات اجتماعي، رواني، اقتصادي جامعه مي باشد.

برو کار مي کن، مگو چيست کار                    که سرمايه جاوداني است کار

اسلام و کار

تاکيد اسلام به کار و تلاش و توليد نشان از اهميت مقوله توليد و تاثيرات آن در جامعه است. تلاش و کوشش براي امرار معاش خود و پيشرفت جامعه، امري پسنديده مي باشد. امام صادق(ع) مي فرمايد: « اَلكادُّ لِعيالهِ كَالُمجاهِدِ فى سَبيلِ اللهِ»(1) مردى كه براى زن و بچه اش به دنبال مال حلال است، مانند رزمنده در جبهه است. امام رضا (ع) مى فرمايد: «إنّ الذى يَطلُبُ مِن فَضلٍ يكفّ بهِ عِياَله أَعظمُ أَجراً مِنَ الُمجاهدِ فى سَبيلِ اللهِ»(2) آن مردى كه دنبال مال حلال است كه زن و بچه اش را اداره كند، پيش خدا از رزمنده در جبهه ثوابش بيشتر است. همانگونه که اسلام بر کار و تلاش تاکيد مي کند از بيکار و سستي بيزاري مي جويد. به نقل از پيامبر اسلام آمده است: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقي کَلَّهُ عَلَي النّاسِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ»(3) از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسي که بار زندگي خود را به گردن مردم بيندازد. ملعون است، ملعون است کسي که اعضاي خانواده اش را (در اثر ندادن روزي) تباه کند.

عدم تناسب شغل و رشته تحصيلي

در سال هاي اخير مهمترين دغدغه جامعه بيکاري فرزندان تحصيل کرده است و در ادامهّ نگراني خانواده هاي ايراني، اشتغال فرزندان در غير رشته تحصيلي آنهاست که خود نوعي بيکاري محسوب مي سود.

جوانان با عشق و آرزوي هاي بلند، همراه با مشکلات فراوان به تحصيل مي پردازند. آنها وظيفه خود را انجام داده اند و حال نوبت جامعه و سکانداران آن است که اشتغال مناسب براي آنها فراهم آورند. پس از فارغ التحصيلي، اشتغال مهمترين مشغله او مي شود. در پيچ و خم اقتصاد بيمار دولتي، نفتي، رانتي موجود و در روابط ناسالم اداري، جوان تحصيل کرده آرمانگرا را، گرفتارتر مي کند. اگر شانس با او يار باشد، موفق به دست آوردن شغلي غير مرتبط گردد، کلاهش را به هفت آسمان پرتاب خواهد کرد. همانگونه که حميد تحصيل کرده رشته برق از ناچاري به شاطري در نانوايي رو مي آورد. اين مسئله از آسيب هاي جديد جامعه ما در دههاي اخير است.

چرا اين چنين شد

وضعيت پيشروي جامعه تحصيل کرده معلول عوامل چند است که موجب شده جوان تحصيل کرده در غير رشته مرتبط آن هم با هزار منت به کاري مشغول شوند:

1-گسترش نامتوازن آموزش عالي

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تربيت نيروي متخصص در برنامه قرار گرفت. دانشگاه هاي دولتي گسترش يافت. دانشگاه آزاد، پيام نور، علمي کاربردي، مجازي و..... راه اندازي شد. هزاران دانشجو سر از پانشناخته جذب شدند، بي آنکه بدانند چه وضعيتي در انتظار آنهاست، بدون توجه به نيازها، فارغ التحصيل روانه بازار شد.

2-نظام مدرک گرايي

مدرک گرايي با اشکال مختلف ظهور و بروز يافته است. در نظام آموزشي چند الگوي تحصيلي وجود دارد، اول، الگوي ناپلئوني؛ در اين الگو، وظيفه دانشگاه تربيت لشکر اداري و نيروهاي پشت ميزنشين و تزريق آن به بدنه فربه نظام ديوانسالاري است، در اين الگو بازار کار کاملا دولتي است. اين بازار کار صرفا مدارک دانشگاهي را به رسميت مي شناسد و وقتي هم اشباع شد، پديده بيکاري فارغ التحصيلان شکل مي گيرد. در اين الگوي تحصيلي، مدرک گرايي نبض نظام آموزشي است. در اين وضعيت، مدرک حرف اول را مي زند و مهارت و تخصص در پس آن پنهان است. الگوي دوم، تقاضاي اقتصادي است که در آن نياز بنگاه هاي اقتصادي مبني آموزش و توسعه آن است و مهارت حرفه اي در کنار دانش و توانايي علمي مهم است. ارزشيابي مدارک بر اساس توان اجرايي داوطلبان استخدام توسط بنگاه ها انجام مي شود الگوي سوم، تقاضاي کسب منزلت اجتماعي جوان ها به خاطر کسب منزلت اجتماعي دنبال تحصيلات عالي مي روند، چون مدرک براي آنها شأن مي آورد. در اين الگو هم داشتن مدرک معنا و مفهوم دارد و تا حدودي به پديده مدرک گرايي دامن زده مي شود. پس در دو الگوي ناپلئوني و تقاضاي اجتماعي و منزلت، با رشد پديده مدرک گرايي روبرو هستيم. در جامعه اي که نظام آموزش عالي آن در کنار نظام اجتماعي و اقتصادي، مدرک را جايگزين مهارت و تخصص مي کند و دانشگاه به راحتي و به ازاي گذراندن چند واحد درسي که برگرفته از حفظيات دانشجو و منابع ذهني استاد است به ارائه مدرک مي پردازد و پست هاي مديريتي توسط افراد فاقد تخصص به ازاي ارائه مدارک دانشگاهي مي شود. اين وضعيت در روابط اجتماعي ما حاکم است. افرادي به راحتي مدرک فوق ليسانس و دکتري مي گيرند تا شايد جايگاهشان در مراتب مديريتي تثبيت شده و ارتقاء يابد.

3- اقتصاد نفتي، دولتي و رانتي

اقتصاد ايران در دوره قاجار، کشاورزي و دامداري بود. با کشف نفت در ايران، روند اقتصادي تغيير کرد. در اواسط دهه 40 سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران با هدف بهربرداري از درآمدهاي نفتي بوجود آمد، با سرمايه گذاري هايي که دولت انجام داد، بخش دولتي بزرگ را ايجاد شد، با «توسعه آمرانه» اقتصاد دولتي شکل دادند. بعد از انقلاب اين جريان تشديد شد و سازمان گسترش و نوسازي، در کنار ديگر نهادهاي دولتي گسترش يافت. در مجموع انديشه اقتصاد دولتي در ايران هيچ گاه کنار گذاشته نشد که بزرگترين عامل توسعه نيافتگي ما است. وابستگي بودجه دولت ها به نفت، و مالکيت دولت ها بر درآمدها نفتي موجب شکل گيري دولت هاي غيرپاسخگو، رانتي شده است. در حاليکه نفت مي توانست عامل مثبتي براي توسعه ما باشد ولي عملاً به دليل دولتي بودن اقتصاد، بر بيماري آن افزود. درنتيجه 85 درصد اقتصاد کشور دولتي و يا شبه دولتي و نظامي است. ما به جاي اينکه درآمدهاي نفتي را خارج از بودجه بگذاريم و در کارهاي عمراني و زيربنايي صرف کنيم، به درون بودجه قرارداديم. سال هاي 52 و 53 که قيمت نفت شديداً افزايش يافت، دولت با تزريق اين درآمدها به اقتصاد ملي، باعث تورم و نارضايتي شديد مردم شد. اعتياد دولت ها در ايران به پول نفت، موجب شده است که اجازه ندهند، اقتصاد آزاد رشد کند. نظام بانکي در دنيا حامي توليد و اقتصاد است در حاليکه نظام بانکي ظالمانه ما در اقتصاد رانتي چرخه توليد را به نابودي کشانده و دلالي گري را گسترش داده است. دولتي و غيرقابل نظارت بودن بخش عمده اقتصاد موجب گسترش رانت براي يقه سفيدها، شده است. در 1390 طرح هدفمندسازي يارانه ها به عنوان بزرگترين طرح تاريخ اقتصادي ايران نام برده مي شود. بنابر آمار رسمي وزارت امور اقتصاد و دارايي، فاز اول اين طرح با شکست روبرو شد و موجب ورود خانوارهاي بيشتري به زير خط فقر شد.

4- تاثير پذيري از سياست

اقتصاد در کشور ما زير سايه ي سنگين مديريت دولتي و تنش هاي سياسي قرار دارد و از اين رو، ساز و کارهاي اقتصادي چندان اثري بر اقتصاد بحران زده ندارد. اقتصاد در کشور ما در حال، روز خوبي دارد. نمي توان از تأثيرات سياست هاي غلط اقتصادي دولتها بر اقتصاد در سالهاي گذشته چشم پوشيد.

فشارهاي سياسي و بين اللملي بر اقتصاد معلول رفتارهاي سياسي و نظام ناعادلانه بين المللي است. پس از ااشغال سفارت امريکا در سال 1359 اولين تحريم هاي سخت بر اقتصاد ايران اعمال شد. قوع جنگ تحميلي و خسارت هاي مالي و انساني آن بسيار سنگين بود. تحريم هاي حقوق بشري، حمايت از تروريست و هسته اي موجب شد، ارزش پولي و ثروت شهروندان ايراني يک سوم تقليل يابد.

به گزارش خبرگزاري کار ايران ايلنا، محمد قانعي، رئيس اتحاديه هتل داران مشهد گفته است پيش از قطع روابط ميان تهران و رياض و تيره شدن فضاي سياسي ميان ايران و کشورهاي حوزه خليج فارس، مشهد هر سال ميزبان حدود يک ميليون و 500 هزار گردشگر از کشورهاي عربي بوده و شرکت هاي بحريني و عربستاني بيش از 10 هتل 4 و 5 ستاره را به صورت ساليانه در مشهد اجاره مي کرده اند. وي افزوده است: - از طرف ديگر مدت اقامت اين مسافران همگي بيش از يک هفته بود و همين امر سبب گردش بالاي نقدينگي در شهر مي شد. حمله به کنسولگري عربستان در مشهد و سفارت اين کشور در تهران سبب شد که به فعاليت گردشگري و اقتصادي در مشهد شوک وارد شود. - به گفته آقاي قانعي علاوه بر کاهش 80 درصدي زائران خارجي، در ماه هاي گذشته تعداد زائران ايراني هم 20 درصد کاهش داشته است و در پي اين رکود، اشتغال در مشهد به ميزان 50 درصد کاهش يافته است. در پي حمله و آتش زدن سفارت و کنسولگري عربستان که به قطع روابط ديپلماتيک ميان تهران و رياض انجاميد، چند کشور ديگر حوزه خليج فارس و شمال آفريقا هم در حمايت از عربستان، سفراي خود را از تهران فراخواندند.

پيامدها:

بيکاري تمامي ابعاد فردي و اجتماعي زندگي را تحت تاثير قرار مي دهد. به همين علت، کارشناس ارشد برق، سر از شاطري در مي آورد، يا طلبه پس از سال ها تحصيل به نگهباني مجتمع مسکوني مشغول مي شود. دکتراي شيمي مسئول آزمايشگاه مدرسه مي گردد و... اين مسئله پيامدهاي خاص به خود را به همراه دارد.

1- احساس خسارت

کساني که از روي ناگزيري در رشته غير مرتبط خود مشغول به کار ديگر مي شوند، احساس مي کنند، همه تلاش هاي گذشته در زمينه تحصيل بيهوده بوده است و عمر، استعداد، سرمايه مالي و... در راه بيهوده اتلاف شده و فرد احساس بي ارزشي مي کند. اين ناکامي ها احساس نشاط و شادابي را مي کّشد، و به هنگام کار، شور و شوق و انگيزه ندارند و در زندگي احساس مفيد بودن و سازندگي نمي کنند.

2- اختلات رواني

آنگاه که انسان از زندگي احساس رضايت مندي نداشته باشد، زمينه بروز اختلالات روحي و رواني از جمله افسردگي را تشديد مي کند. و حتي براي اينکه از اينکه نسبت به مسايل اطراف بي خيال شود، به دامن اعتياد رومي آورد. شخصي که نتواسته جايگاه مورد انتظار خود را بدست آورد، تحرک اجتماعي او کاهش مي يابد. چون به منزلت مورد انتظار خود دست نيافته، در اين صورت در جامعه منزوي مي شود و نمي تواند توانايي هاي خود را در عرصه هاي اجتماعي به اثبات رساند و منزلت اجتماعي خود را ارتقا دهد.

افزايش اختلالات رواني، افزايش اختلافات خانوادگي، به وجود آمدن مشکلات مالي عديده، کاهش رضايت مندي از زندگي مشترک، احتمال وجود اختلاف نظر براي اداره زندگي، تنش در روابط زناشويي، افزايش اضطراب و استرس، کاهش عزت نفس و احتمال بروز رفتارهاي پرخاش گرانه، احتمال ارتکاب به جرايم و مشاغل کاذب و واسطه گري، احتمال گرايش به انجام کارهاي غيرقانوني و احساس حقارت از جمله تبعات منفي بيکاري در خانواده هاي افغانستاني است.

3- آسيب علمي

آنگاه که تحصيل در سرنوشت افراد جامعه تاثير گذار نباشد، و فرد! پس از سال ها نتواند از توانمندي هاي خود استفاده کند، اين حس در او خلجان مي يابد که درس خواندن و نخواندن فرقي نمي کند! زيرا فلان کس پس از اين همه تلاش، شاطر نانوايي شده است و اگر اين تلاشها را هم نمي-کردم مي توانست شاطر شود. اين نگرش سرانجام براي علم و تلاش در جامعه زيانبار است.

4- اتلاف سرمايه ملي

تربيت نيرو انساني، از کارهاي هزينه برمي باشد و در اين فرآيند هزينه هاي هنگفتي بر کشور و خانواده ها تحميل مي شود. هزينه هايي که از سوي خانواده ها و دولت صرف مي گردد، سرمايه ملي کشور محسوب مي گردد. اتلاف هزينه هاي ملي آسيب و خسارت جبران ناپذير بر منافع ملي است.

معاون امور طلاب و دانش آموختگان حوزه علميه قم گفت: مشاغلي همچون پستچي، براي روحانيون ممنوعه است. با توجه به هزينه هاي تربيت طلاب نبايد يک روحاني وارد مشاغل ممنوعه شود.(4)

ايران سومين کشور بزرگ تربيت کننده مهندس است.(5) در مجمع جهاني اقتصاد 2015» و «يونسکو» ذکر شد. روسيه با 454436 فارغ التحصيل در رتبه نخست قرار دارد. پس از آن ايالات متحده آمريکا با 237826 فارغ التحصيل قرار دارد و سپس ايران با 233695 نفر در رتبه سوم است. در ايران هزينه زيادي در تربيت نيروي انساني مي شود، ولي به علت فقدان برنامه و مديريت صحيح، زمينه بهربرداري از اين استعدادهاي عظيم بوجود نمي آيد و بلکه بسياري از آنها به هدر مي رود.

5- فرار مغزها

براساس آمارهاي ارائه شده ظاهرا هر سال بيش از 150 هزار تحصيل کرده از ايران خارج مي شوند. برخي براي ادامه تحصيل و بعضي هم به دنبال شغل و تامين آينده خود جلاي وطن مي کنند. گروهي از آنهايي هم که براي ادامه تحصيل مي روند، نيز باز نمي گردند.(6) وقتي که شغل متناسب با رشته تحصيلي براي جوانان، در جامعه وجود نداشته باشد، آنها سرخورده شده و به هر دري مي زنند تا خود را نجات دهند و بدين خاطر است اکثر دانشجويان تحصيل کرده در آرزوي خروج از کشور هستند تا بتوانند از استعداد هاي خود استفاده کنند.

از 880 هزار نفري که، کنکور سال 94 را پشت سر گذاشتند، حدود نيم ميليون نفر، از رشته علوم تجربي بودند. اگر بدين منوال باشد، 10 سال ديگر آمار جهاني بيشترين پزشک و پرستار و کلا تحصيل کرده هاي حوزه علوم پزشکي را از ايران منتشر مي کنند، تا ايران باز هم يکي از کشورهاي اول دنيا باشد که بيکارانش تحصيل کرده اند و مجبورند از ايران مهاجرت نمايند. هرچند که همين حالا آمار مهاجرت کادر درماني به ويژه پرستاران بالاست.

جمع بندي:

مهمترين مسئله تمامي خانواده ها، - حداقل درصد قابل توجهي از آنها - به نوعي مساله اشتغال فرزندان تحصيل کرده آنهاست و مشکل فارغ التحصيلان گذشته از يافتن کار، فعاليت و اشتغال در غير از رشته مرتبط با تحصيلات، مسئله بغرنجي براي بسياري از خانواده ها ي ايراني تبديل شده است. اين وضعيت موجب آسيب هاي جبران ناپذيري بر منافع ملي کشور شده است.

منبع: صفیر حیات

منتشر شده در اندیشه

رضا احمدی

مقدمه

در سالهای اخیر جامعه در تب و تاب همبستگی اجتماعی است . به بهانه­های مختلف سعی در دورهم جمع شدن و پیوند اجتماعی  دارد.  یکی ازجمع­هایی که در ده اخیر روبه گسترش است، جمع  هم کلاسی های دوران دبیرستان است. براساس این طرح، همکلاسی های دوران  دبیرستان که به کار مشغول شده اند ماهانه به نوبت مهمانی می دهند. بعضی از آنها که  به نان و نوای خوبی رسیده اند، دغدغه بیشتر دارند و کمک می کنند.

 این ماه نوبت سعید بود، او متخصص دندان پزشکی  است،  مهمانان را به باغ پدر همسرش  دعوت کرده بود. باغی مجلل با استخر و درختان میوه، قیصی های درشت ، گیلاس رسیده، مهمانان را به خود مشغول کرده بود. جواد یکی بستگان، دوست دوران کودکی و جوانی سعید بود که در دوره دبیرستان نیز همکلاسی بودند. ماه قبل نوبت او بود که مهمانی را در تالاری مجلل برگزار کرد.

جواد در حالیکه سعید به استقبالش آمده بود، وارد باغ شد؛ خود را به جمع رساند، روی صندلی نشست. مهمانان مشغول چای خوردن بودند، جواد چای نباتی برای خود ریخت، منتظر خنک شدن چایش بود. در میان جمع روبه سعید کرد گفت : مرد حسابی اینجا دیگه کجاست که ما را آورده اید، اینقدر چرخیدم تا باغ را پیدا کرده ام. سعید از صحبت های او جا خورد، چیزی نگفت، اما بسیار  ناراحت شده بود و خود خوری می­کرد. وقت نهار هم جواد پارازیت دیگری اندخت که میزبان شنید و بیش از پیش ناراحت تر شد.

جواد به کنار دستیش می گفت: کباب سفتی بود مثل اینک گوشت بز است. پس از مهمانی رابطه جواد و سعید قطع شد، دوسال بعد که نوبت جواد رسید، سعید به مهمانیش نرفت. بعضی از دوستان جمع سعی کردند که روابط آنها را ترمیم کنند ولی موفق نشدند. سعید می گفت هرچه می کنم فراموشم نمی شود. قبل از اینک رابطه آنها به این مرحله برسد، یکی از همان بچه های جمع ، سخنی منسوب  به جواد را به سعید رسانده که او این حرف ها را پشت سر تو زده است . سعید و جواد گذشته از همکلاسی فامیل بودند.

سعید و جواد دوست، فامیل و همکلاسی بودند، بخاطر چند جمله روابطه شان دچار اختلال شد ه بود، در حالیکه نقاط اختلاف بسیار اندک و حتی غیر قابل توجه را بزرگ کرده و جنبه های مثبت دیگر را فراموش نموده و نیمه خالی لیوان را مد نظر داشت، مبنای پیوند با دوستش قرار داده بود. این آسیب رفتاری، جامعه ما از نظر اجتماعی، سیاسی و مذهبی  تهدید می کند، زیرا اختلافت کوچک را بزرگ کرده و موجب جدای ها فراهم می آورد و همه نقاط مشترک به فراموشی سپرده می شود. این  شیوه رفتاری تهدیدی برای پیوند اجتماعی، وحدت ملی جامعه است.

گروه های اجتماعی 

جامعه  ما با رفتار نابهنجاری روبرو  است که  سرمایه اجتماعی را  نابود می کند.  افراد  در مواجهه  با یکدیگر، بیشترعیب­ها و نقص­ها را زودتر دیده و بیشتر به آنها توجه دارند، ضعف­ها را بزرگ  کرده و  به خاطر ‌سپرده و فراموش نمی کنند. این گروه ها به  جنبه‌هایی از رفتار دیگران توجه دارند که مأیوس کننده و ناامید کننده است. وقتی با آنها به گفتگو می نشیند، بیشتر از خاطرات ناراحت کننده و تجارب ناموفق  و تلخ خود از دیگران و محیط  سخن می گویند. این رفتارها در اثر تکرار بصورت عادت در آمده است. آنان ابعاد مثبت دیگران را نمی بینند، قادر به مقایسه ابعاد منفی و مثبت نمی باشند. این گروه  همیشه نیمه پر لیوان را  نیز خالی می‌بینند. شیوه تفکر انسان در برخی موارد،  در چرخه معیوبی به حرکت درمی آید، وقایع زندگی، ارتباط با دیگران و مسایل روزمره اطراف خود را منفی ارزیابی می کند. براین اساس افراد جامعه و تفکرات به منفی گرا و مثبت اندیش تقسیم می شوند.

منفی گرایان در ارتباط با دیگران و اتفاق های پیرامونی، گرفتار منفی بافی و بزرگ نمایی هستند، قادر نیستند یا نمی خواهند آن تجربه های تلخ و منفی را فراموش کنند. آنها  چون  نمی توانند خود را از تجربه های ناخوش آیند، منفی بافی ذهنی رها سازند، در روابط  اجتماعی دچار مشکل هستند، این مسئله  ابعاد خرد و کلان جامعه را دچار گسست، واگرایی می کند، پیوند اجتماعی،  وحدت ملی را  به چالش می کشاند.

افکار- رفتار

انسان موجودی متفکر است و تفکراز ویژگی های بارز و مشخصه اصلی اوست که او را از دیگر موجودات زنده  جدا می سازد. دامنه افکار انسان گسترده است. شیوه تفکر انسان در برخی موارد ممکن است در چرخه معیوبی قرار گیرد، منفی و مثبت تجلی  یابد. هر یک از نگرش ها بر رفتارهای فرد تاثیر است. روان شناسان  این افراد  منفی گرا را مشکل‌دار می دانند که نیازمند کمک و یاری برای اصلاح افکارشان هستند.

افکار منفی، دسته ای از فکرها و باورهای فرد هست که نتایج ناگواری گاه برای فرد و  دیگران دارد و این نوع افکار معمولا انرژی جسمی و روحی فرد  به تحلیل می برد و او را به ضعف و سستی می‌کشانند. روند شکل گیری و گسترش آنها در ذهن نیز خیلی سریع و پیشرونده است. کافی است در مقابل اولین افکار منفی که به ذهن فرد خطور می‌کنند کمی سستی ، ضعف ، عقب نشینی در فرد مشاهده شود و به عبارتی فرد تسلیم این افکار شود به سرعت جای پایی برای خود باز می‌کنند و تکثیر می‌یابند. گسترش آنها از طریق تعبیر و تفسیر وقایع ، زایش مجدد افکار منفی ، گسیل داشتن توجه فرد به خاطرات منفی و تلخ که تأیید کننده این افکار هستند، صورت می‌گیرد.

ممکن است یکی از این عوامل داشتن تجارب بد و ناموفق پی‌در‌پی باشد که فرد را به این باور عمیق می‌کشاند که تمام تجارب آینده آنها نیز به این صورت خواهد بود. گاهی اوقات چنین حالتی خبر از یک بیماری روانی ، سوء ظن شدید می دهد.

در مقابل افکار منفی،  افکار مثبت افکاری سازنده قرار دارد که نیرو بخشند،  نشاط آور، شاد و امیدبخش به فرد و جامعه می‌بخشند، آثار بسیار زیادی به همراه دارد.  مثبت اندیشی  راه­های موفقیت را به فرد نشان می‌دهند و به او کمک می‌کنند. مثبت بینی را نباید با خوش بینی و خوش باوری اشتباه گرفت. افراد مثبت بین، توان خود را برای دیدن زمینه‌های مثبت به موقع بکار می‌برند و اجازه نمی‌دهند مثبت بینی آنها، زمینه‌ای برای از دست دادن حقوق­شان باشد. افکار مثبت نیز مانند منفی قابلیت گسترش یابندگی دارند هر چند برای فردی که در چرخه افکار منفی گرای افتاده است، گسترش افکار مثبت پر زحمت و نیاز به  تلاش زیاد دارد. افراد منفی گرا همواره نیمه خالی لیوان را  می بینند، خلاصی از این آسیب نیازمند تمرین است  تا افکار مثبت خود را تقویت و آنها پرورش دهند.

دوست از دشمن همی نشناخت او                     نرد را کورانه کژ می‌باخت او

دشمن تو جز تو نبود این لعین                          بی‌گناهان را مگو دشمن به کین

پیش تو این حالت بد دولتست                           که دوادو اول و آخر لتست

گر ازین دولت نتازی خز خزان                       این بهارت را همی آید خزان

مشرق و مغرب چو تو بس دیده‌اند                        که سر ایشان ز تن ببریده‌

(مولوی، « مثنوی معنوی » دفتر چهارم)

 پیشینه تاریخی و اجتماعی

گرچه  منفی گرایی ریشه  در برخی از صفات انسانی دارد ولی فعال شدن آن در محیط های مختلف وضعیت متفاوت دارد. فعال شدن این صفات در فرد و جامعه ریشه در عوامل گوناگون دارد. یکی از عوامل موثر، زیست  تاریخی  جوامع می باشد. این دسته از افراد که همیشه در جستجوی نقاط منفی دیگران هستند و براین اساس رفتار خود را تنظیم می کنند، دارای ویژگی های ذیل هستند.

·        انکار تفاوت انسان های

این دسته از افراد، گروه ها قائل به تفاوت بین انسان های نیستند و بلکه بر این باورند که همه باید مثل آنها بیندیشند، عمل کنند. در حالیکه تفاوت امری طبیعی است. همانگونه  که انسان­ها در شکل ظاهری تفاوت دارند، افکار و باورهایشان نیز متفاوت است. این گروه از انسانها  توقع دارند، همه مثل آنها باشند و هرکس برخلاف دیدگاهها و رفتار آنان عمل کند، مرتکب خلاف بزرگی شده است.

·        باورهای قبیله ای

سازمان اجتماعی در گذشته، زیست قبیله ای بود و جوامع  براساس قبایل، عشایر و  تیره های در منطقه ای به سر می بردند و مدیریت جوامع در دست نظام قبیله ای  و خان بود. خان حرف اول و آخر را می گفت. سخن و کلام او  قانون  بود. هر سخن و عملی  خلاف آن تخلف سر پیچی محسوب  و مستوجب  تنبیه می دانستند.  این رویه عمل  به مروز زمان اجتماعی شده است. کسانی که در حیطه فرهنگ ایلی می زیستند به این خلق و خوی در آمدند و هرکس مخالف ایده و خوی و گرایش آنها، سخن گفته یا گامی بردارد، موجب خشم  آنها می شود. زیرا شخص  در فرهنگ ایلی هرچه، مخالف ایده و خواست خود بیابد از آن، زاویه می گیرد. با کوچکترین  مخالفت رای خود خشم ناک می شود و کینه طرف را  به دل می گیرد و همه  نقاط  مشترک و اتفاق را رها و به همان موضوع  مورد اختلاف  توجه دارد و آن را را اصل  و مبنای رفتار و مواضع خود قرار می دهد.

چون غرض آمد هنر پوشیده شد                صد حجاب از دل به سوی دیده شد

 چون دهد قاضی به دل رشوت قرار               کی شناسد ظالم از مظلوم زار

(مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول )

·        پایین بودن آستانه تحمل

 جامعه کنونی ما که با انواع فشارهای روحی و روانی دست و پنجه نرم می کند. هر روز شاهد آنیم که در بین خانواده ها بخاطر موضوعات جزئی،  با هم  قهر و روابطشان را قطع  و تا  پایان عمر با هم آشتی نمی کنند. در برخی موارد به خاطر شرایط از درگیری دوری می کنند ولی  از انتقاد، یا کنایه و رفتار مخالف  خود ناراحت شده و  بدل می گیرند. زیرا او مخالفتی را بر نمی تابد و سعی دارد به هر نحو آن را از میان بردارد. در حالیکه طرف مقابل دارای نقاط مثبت زیادی است ولی  چون نمی توان مخالف خود را تحمل کند او را مستجب عذاب می داند.

 آنگاه که این فرد با همان روحیه منفی گرایی  وارد مسائل اجتماعی، سیاسی  و مذهبی می شود، دو گونه رفتار از او سر می زند، یا  قهر آمیز  با مسایل  پیشرو مقابله می کند و یا با قهر و کناره گیری اعتراض خود نشان می دهد. در جوامع  احساسی که مردم  فقط نیمه خالی لیوان را می بینند و به نقاط مثبت توجهی ندارند، با صندوق رایی که آینده آنها را رقم می زند قهر می کنند. قهر مردم با صندوق­های رای  در جوامع که دمکراسی های نیم بند و مهندسی شده در آنها وجود دارد، راه را برای تمامیت خواهان و غارتگران باز می کنند. این رفتارها از نشانه های پایین بودن آستانه تحمل است.

خشم و شهوت مرد را احول کند                 ز استقامت روح را مبدل کند

شاه از حقد جهودانه چنان                        گشت احول کالامان یا رب امان

صد هزاران مؤمن مظلوم کشت               که پناهم دین موسی را و پشت

( مثنوی معنوی)

برآیند :

هرگاه جامعه ای دچار این آسیب رفتاری شود که  فقط نیمه خالی لیوان را دیده و نیمه پر را هم خالی ببیند و همه نقاط مثبت را فراموش می کند یا کینه را که از شخص یا جریانی به دل گرفته،  دیگر فراموش نمی کند و در هر فرصتی بر طبل همان تجربه تلخ بکوبد، آثار زیانباری فردی و اجتماعی به همراه دارد.

·        اتلاف سرمایه اجتماعی

جوامعی که به این آسیب رفتاری  دچار شوند، محکوم به اتلاف سرمایه های انسانی و مادی و از دست رفتن فرصت ها و تنها ماندن هستند. این روش رفتاری، مصداق  ضرب المثل ، « برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن» هرگاه اشتباه یا عمدی، مبنای نفی همه چیر قرار گیرد، جامعه مجبور است،  بسیاری از نیروهای خود را بدین شیوه از دست بدهدد. این جامعه  محکوم به  اتلاف سرمایه های انسانی و اجتماعی خود است

. سخت‌گیری و تعصب خامی است                        تا جنینی کار خون‌آشامی است

در کف هر کس اگر شمعی بدی                           اختلاف از گفتشان بیرون شدی

همه می دانیم که سلیقه  دو نفر با هم یکسان نیست؛ در جامعه گرایش سیاسی، اجتماعی و مذهبی مختلفی وجود دارد، امری طبیعی است و نباید دست مایه‌ی اختلاف شود. اختلاف  درونی ، منازعه‌،  موجب فشل  شدن جامعه می­شود. اختلاف های کوچک امری طبیعی است موجب نفی همدیگر می گردد.

 در اطراف خودمان شاهد هستیم که  جوانی متخصص و تحصیل کرده بخاطر اینکه دوست دارد، ریش هایش را بترشد، در گزینش حذف می شود، یا جوان دیگری بخاطر نوع پوشش، بخاطراعتقادی یا پدرش که دارای ساقه سیاسی است از گردونه کار و تلاش محروم می سازند، در حالیکه آنها دارای ویژگی های بسیاری هستند که  برای سازمان مفید و موثرند،  در گزینش به جهت ظاهری یا  اعتقاد حذف می شوند و توانمدی های مثبت آنها نادیده گرفته انان را از کار که حق آنهاست محرم می نمایند و سازمان را از داشتن نیروی های کارآمد بی بهره می سازند. براساس همین خصلت رفتاری هرساله  آسیب های کلانی بر سرمایه اجتماعی جامعه تحمیل می شود. هرگاه نیروهای کارآمد از گردونه اجرا و مدیریت حذف شوند، گذشته از اینکه  جامعه دچار ضعف و سستی می شود، زمینه واگرایی اجتماعی جامعه نیز فراهم می آید. قرآن مجید در آیه 46 سوره انفال به این مسئله اشاره می کند. «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» با هم نزاع و ستیزه مکنید که سست و بیمناک می گردید و تسلط و حکومتتان از میان می رود.

·        گسترش واگرایی اجتماعی

 در اثر توجه به  جنبه های اختلاف در روابط اجتماعی و نظر داشتن به ضعف ها، کاستی های  فردی و گروهی در تعامل، موجب تفرقه اجتماعی در جامعه خواهد شد.  در این جامعه دوستی ها ناپیدار و لرزان  می شود، زیرا کوچک ترین اختلاف موجب جدای آنها می گردد، چون آنها  بر نقطه اختلاف متمرکز می شوند. در چنین جامعه ای پیوند ها سست و هر آن احتمال در هم ریختن روابط می رود. زیرا با اندک اختلاف و تکیه و بزرگ کردن آن موجبات جدایی، افراد از هم می شود و هریک در پی تخریب دیگری بر می آیند، این جامعه  چشم انداز امیدوارکننده در پیش روی ندارند، زیرا همه در پی خنثی سازی،   تخریب یکدیگر هستند. این جامعه محکوم به شکست و عقب ماندگی می باشد.

 تفرقه در روح حیوانی بود                                نفس واحد روح انسانی بود

چونک حق رش علیهم نوره                             مفترق هرگز نگردد نور او

·        نهادینه شدن ستیزه جویی

آنگاه که مبنای رفتارها در جامعه توجه به  نقاط افتراق باشد تا جنبه های مشترک، رویاروی امری اجتناب ناپذیر است و درگیری ها  شدید و کینه های شعله وار می شود. همه به جنبه های اختلافی توجه دارند و نقاط مشترک را وا می گذارند.  در این جوامع  ستیزه جویی و پرخاشگری امری طبیعی و بلکه به یک ارزش اجتماعی تبدبل می گردد و اختلافات  سیاسی ، اجتماعی و مذهبی امری دائمی و لاینجل می شود و بالطبع افراد و جریاناتی که منافع شان در اختلافات تامین می گردد بر طبل تفرفه می کوبند.

چو بکاری جو، نروید غیرِ جو               قرض، تو کردی ز که خواهی گرو

جُرم خود را بر کسی دیگر مَنِه                ‏هوش و گوش خود بدین پاداش ده

متهم کن نفس خود را‌ ای فتی                    متهم کم کن جزای عدل را

انعطاف ناپذیری

افراد و گروهایی که  در این محیط  به سر می برند، دارای آستانه تحمل  اندکند. آنها در مقابل دیگران انعطاف ناپذیرند و این را یک ارزش اجتماعی تلقی کرده و اسم آن را استواری در مواضع نام می نهند. انعطاف ناپذیری موجب خواهد شد که  منافع و مصالح شخصی، ملی  به فراموشی سپرده شود. این افراد و گروه ها  معمولا دارای ذهن بسته هستند که  تجربه های جدید و شرایط،  در آنها چندان تاثیر گذار نمی باشد. آنها سعی دارند همیشه دیدگاه های گذشته خود را حفظ کنند و بر پای بفشارند. آنها  با شرایط جدید کنار نمی آیند و مصالح را تشخیص نمی دهند. همچنین تمایل دارند تا وضعیت  موجود اجتماعی و سیاسی را حفظ کنند، آنها به شرایط  و محیط جدید واکنش نشان می دهند و تا زمانی که به این تغییرات جدید خوی پیدا کنند، زمان  می برد.

·        تضعیف وحدت ملی

هرگاه در پیوند اجتماعی، سیاسی و مذهبی،  نیمه خالی لیوان مبانی تعامل قرار گیرد و همه نقاط مشترک،  پیوندها و ریشه­ها به فراموشی سپرده شود، اختلافات تشدید، رویارویی، دویت و تفرقه نهادینه  ، انسجام، وحدت ملی جامعه را به خطر می اندازد. تکیه بر نقاط اختلاف و بزرگ کردن آنها، فاصله ها را بیشتر و اختلافات را عمیق تر خواهد کرد.

گروهایی  در جامعه منافعشان در دمیدن ندای اختلاف و تفرقه است، سود سرشاری از آن می برند. آنها وحدت و انسجام براساس مشترکات را نفی می کنند.  بیگانگان هم از کوتاه بینی ما سوء استفاده کرده و به تامین منافع خود می پردازند.

جمع بندی:

منفی گرایی در افکار موجب واگرایی در رفتار خواهد شد، این آسیب رفتاری، پیامدهای فردی و اجتماعی، سیاسی و مذهبی در جامعه به جای می گذارد. هرگاه در جامعه ای  نقاط مشتترک کمتر دیده شود  و به ابعاد کوچک اختلاف توجه می کنند، از روابط متزلزل اجتماعی برخوردارند. ضروری است  با سیاست های  تربیتی و فرهنگی  این آسیب رفتار ی اصلاح شود تا هزینه های مترتب بر آن کمتر گردد.

 

منتشر شده در اندیشه
یکشنبه, 09 آبان 1395 07:39

پول، پارتی و مشکلات پیش رو

 رضا احمدی

آسیب شناسی رفتاری ایرانیان

مقدمه:

پدر عمرش به شصت سالگی رسیده بود، همیشه آرزوی ماشین دار شدن داشت. با قرض، پرایدی دست و پا کرد. پدر نه رانندگی می دانست و نه گواهینامه داشت. پسر کوچک خانه که ترم سوم پیام نور بود، راننده خانه شد. او در آموزشگاه زبان به کودکان زبان انگلیسی آموزش می داد. روزی در بازگشت به خانه در اثر سرعت زیاد پیر مردی را زیر گرفت، که در دم کشته شد. پسر از سوی پاسگاه بازداشت گردید، خانواده به تکاپو افتادند، با یکی از بستگان که از نیروهای .... بود و صاحب نفوذ در دستگاه بود، تماس گرفتند، خیالشان راحت شد. او خود را به پاسگاه رساند، وقتی ماموران پاسگاه فهمیدند بازداشتی وابسته به حاجی آقا است، رفتارها نسبت به او کاملا تغییر کرد. قول دادند فردا صبح پرونده به دادگاه رسانده و او را آزاد کنند. مقتول هنوز دفن نشده بود که راننده مقصر، آزاد شد. خانواده مقتول دست به دهان مانده بودند. راننده بیمه تکمیلی نداشت مجبور بود مقداری از دیه را از جیب داده و سه ماه هم زندان برود. خانواده مقتول رضایت نمی دادند در این صورت، راننده به سه ماه زندان محکوم می گردید. راننده چند ترم قبل استاد زبان پسر معاون دادستان بود، راننده به همراه پدر به دفتر معاون دادستان مراجعه کرد، او با دلداری به آنها گفت، اگر کار به زندان بکشد، هیچ مسئله ای نداره ، مدتی برایت مرخصی رد می شود، مابقی صبح ها به زندان می آیید، شب ها هم می روی خانه. این یک حکایت بسیار کوچک از وضعیت نظام اداری کشور است. با پارتی می توان هرکاری را انجام داد، مردم وقتی کار ادارای، بانکی، قضایی و.....برایشان پیش می آید، حتی اگر کار پیش پاافتاده باشد، اولین چیزی که به ذهنشان می رسد، این است که کسی در این ادارات دارید؟ زیرا باور عمومی این است کار بی آشنا کاری پیش نمی رود. این وضعیت حکایت از فساد اداری، بی اعتماد عموی و آسیبی فراگیر در جامعه به نام «پارتی بازی» است.

پارتی بازی:

خویشاوندسالاری[۱]، پارتی‌بازی به انگلیسی (Nepotism)، یکی از مصادیق شایع فساد اداری است که به تبعیض و جایگزینی رابطه به جای ضابطه دلالت دارد. واژهٔ «پارتی‌بازی» برگرفته از لغت لاتین «پارتی»∗ به معنای حزب، گروه، طرفداری و جانبداری می‌باشد و در سده اخیر وارد زبان فارسی شده‌است، گرچه در زبان انگلیسی برای این مفهوم از «نپوتیسم»∗ استفاده می‌گردد.

( ویکی پدیی یا )

“پارتی‌بازی” یکی از مصادیق شایع فساد اداری است. براساس نتایج “طرح پیمایش ملی ارزش¬ها و نگرش‌های ایرانیان”، بالغ بر ۸۷ درصد مردم، وجود پارتی‌بازی در جامعه را یک معضل جدی و مهم ارزیابی کرده‌اند. مطابق یافته های این پژوهش ملی، بیش از ۸۱ درصد جامعه آماری معتقدند، نداشتن پول و پارتی‌ باعث ضایع شدن حقوق فردی می‌شود و بالغ بر۶۰ درصد افراد جامعه واقعاً نمی‌دانند بالاخره باید قانون را رعایت کنند یا اینکه پارتی‌بازی کنند تا کارشان پیش برود.

براساس برخی پژوهش¬های دیگر نیز «پارتی‌بازی» پس از «بیکاری» و « تورم» در ردیف سومین معضلات اجتماعی جامعه ایران قرارداده است.

(خبرگزاری ایسنا)

پارتی ‌بازی در ادبیات عامیانه با تعابیری نظیر بند (پ) ( پول و پارتی)، اعمال نفوذ نام برده می‌شود!

اگر کسی باعث شود که حق قانونی، فردی یا عموم زیر پاگذاشته شود و به هر نحوی در اختیار فرد خاصی گذاشته شود، از مصادیق پارتی بازی است.

اعمال نفوذ و پارتی بازی، آسیب آزاردهنده که حکایت از حاکمیت تبیض در جامعه دارد و آن جامعه تبدار است. زیرا در جامعه تبعیضی آشکار، عریان و آزار دهند رایج است. که آثار اجتماعی و روانی فراوانی بر مردم تحمیل می نماید.

گستره پارتی بازی را می توان از کوچکترین امور چون گرفتن، نان بی نونوبت از نانوایی، بی نوبت پیش دکتر رفتن، وام بی نوبت و ضامن و.....تا تایید در کاندیداتوری ریاست جمهوری دیده می شود.

این باور به یک فرهنگ تبدیل شده که بی آشنا نمی توان کاری را پیش برد، اگرهم تصوری نادرست باشد ولی یک باور اجتماعی این است.

عوامل شکل گیری پارتی بازی

چرا پارتی بازی به فرهنگی عادی در جامعه تبدیل شده و زشتی آشکار ندارد و بلکه نشانه زرنگی فرد می باشد ؟ درحالیکه دسته ای از آنها تضییع حق الناس است و حرام می باشد. احساس می شود که پارتی بازی تامین کننده منافع بخشی از جامعه می باشد. زیرا گاهی اگر با اعمال نفوذ عمل نشود، حق مصرح شخص تضییع می گردد. این وضعیت حاکی از آسیب دیگری است.

چه عاملی باعث رواج این آسیب در جامعه شده است؟

متغییرهای مختلف در شکل گیری و گسترش فرهنگ پارتی بازی در جامعه ما ماثر است و انسان ها عمدتا نتیجه ساختارهایی هستند که در آن زندگی می کنند.

( سریع القلم، فرهنگ سیاسی ایران،14)

1- فرهنگ خویشاوندگرایی

بررسی تاریخ سیاسی ایران در واقع مطالعه تاریخ صعود و زوال عشایراست. بافت اجتماعی ایلی- عشیره ای جامعه ایران به تولید فرهنگ عشیره ای منتهی شده است که قرن ها بر ایران سیطره داشته است. در این فرهنگ فرد، خود را ازنظر اقتصادی و امنیتی وابسته به عشیره¬ای می داند. در این نظام فرهنگ همه مناسبات براساس مبانی خویشاوندگرایی سامان یافته است.

هنگامی که حس تعلق ایلی قوی باشد، این تعهدات در مقابل ایل ایفا می شود، از این رو، وقتی گروهی از ایل یا حتی افراد از یک ایل به موقعیت اجتماعی بارزی دست می یابند، نقش ها و مشاغل متعددی را به اعضای ایل و طایفه خود واگذار می کنند. (همان، ص 61.)

در فرهنگ عشیره ای حس خودی و بیگانه معیار واگذاری مناصب ، مشاغل، پیشرفت، و دریافت خدمات و بهره مندی از منافع عمومی است. در این فرهنگ مبنای بهره مندی و دستیابی ها، خویشاوندی است، نه تخصص، کارآمدی و بهره وری، منافع ملی . در این فرهنگ حس انسانی، حقوق عامه و منافع ملی به مراتب ضعیف تر می باشد.

گرچه امروز حاکمیت ایلی و بافت عشیره ای در جامعه ایران کم رنگ شده است ولی تأثیرات فرهنگ انباشته آن همچنان به چشم می خورد، پارتی بازی نمودی از حس خویشاوندگرایی و تامین منافع است.

2- گسترش شهرنشینی

با استقرار دولت قاجار و برقراری امنیت نسبی در قرن 13، جمعیت یکجا نشین رو به ازدیاد گذاشت و شهرنشینی در ایران گسترش یافت . نظام شهر نشینی بستر تعامل و تقسیم اجتماعی کار بود. شهرها همچنان بافت قومی خود را حفظ کرده، زیرا محل استقرار اقوام بود. بافت اجتماعی ، قومی و رعایت ، حفظ مناسبات قومی در امور اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، سعی در تقویت وابستگان خود داشتند. حس تقویت قوم و طایفه خود در مقابل دیگران در مناسبات جدید اجتماعی موجب گردید تا افرادی که به مناصب حکومتی دست می یافتند از وابستگان حمایت و آنها را به کار گمارند. در شهرها نیز این رویه جاری بود. این نوع از تعامل اجتماعی تا به امروز ادامه یافته، گرچه شکل قومی آن فروکاسته شده است و گروه دوستان و آشنایان و هم خطی¬ ها و خودیها در اولویت قرار گرفته اند و یا با دریافت وجوهی به رفع و رجوع کارهای دیگران اقدام می شود.

3- تمرکز قدرت

با استقرار سلسله قاجار و آغاز تمرکز هرچه بیشتر قدرت در دست دولت، روند جدیدی در ایران آغاز گردید. در دوره های بعد همه امور در دست دولت¬ها قرار گرفت ، آنها نیز سعی داشتند وفاداران به خود را در مناصب حساس و نون و آبدار مستقر سازند. در این دوره پارتی بازها رسمیت و قانونی گردید.

این روند در بین مردم امری رایج شد. گستره نفوذ این فرهنگ با وجود شکل گیری قانون در دوره مشروط و بعد از آن تا به امروز متوقف نگردیده است. تازمانی که قدرت اقتصادی و سیاسی در دست دولت هاست و این از هم جدا نشده اند، پارتی بازی و فساد امری عادی می باشد.

پیامدها :

پارتی بازی یکی از مصادیق فساد اداری است که در دنیای امروز به ویژه در کشورهای در حال توسعه، به عنوان یکی از مهم‏ترین عوامل در سر راه پیشرفت جامعه است و این پدیده صدمات جبران ‏ناپذیری را بر روند توسعه جامعه تحمیل می کند. از گذشته های دور با وجود برنامه‏های اصلاحات اداری و قوانینی که برای مبارزه با فساد اداری یا تعدیل آن وضع شده است. مسئله فساد اداری حل نگردیده است. بدون تردید علت آن کمبود قوانین نیست.

1-آسیب به دین مردم

اعمال نفوذ و فساد اداری در جامعه امروز ما، که مدعی اسلام ودین است، آثارسوء و جبران ناپذیری بر دین مردم در پی دارد، زیرا حاکمیت خود را اسلامی می داند.

2- پذیرش نفی قانون و دور زدن آن

3- نفی شایسته سالاری

4- پذیرش تبعیض

5- فرار مغزها

6- فرار سرمایه های اقتصادی

7- ناامیدی اجتماعی

8- بحران ناکارآمدی سیستم

9- بحران مشروعیت

چه باید کرد:

اکنون این سؤال مطرح است، برای جلوگیری از گسترش این پدیده غیراخلاقی، غیرشرعی و قانونی، راه حلی وجود دارد تا جامعه امکان استفاده عادلانه از فرصتها برای همه فراهم گردد؟

راه حل های تک ساحتی کار ساز نیست، باید تغییرات در تمام سطوح سیاسی، اجتماعی، آموزش و پرورش و خانواده صورت گیرد.( ما ایرانیان، ص 27.)

اول گام : اراده الاصلاح:

از میان برداشتن این آسیب زیانبار اجتماعی که به خرده فرهنگی تبدیل شده، نیازمند اراده ملی در ارکان نظام و همه گروهای مرجع است. با کمال تاسف تا بحال اراده¬ای در این رابطه دیده نشده است. رفتارهای فراقانونی برای عده ای بسیار بابرکت، سودآور بوده است. و بدین خاطر از میان رفتن آن نان خیلی ها را آجر خواهد کرد.

گام دوم : اصلاح افکار

در جامعه ای که واژه پارتی، آشنا ، پیش از هر کاری به اذهان متبادر می شود، مبارزه با آن بسیار دشوار است و بلکه نیازمند فرهنگ سازی است. باید افکار جامعه را تغییر داد، که می شود، بدون پارتی به حقوق خود دست یافت و هم کارهایی را انجام داد. گرچه پذیرش عمومی آن بسیار دشوار است.

ابتدا از خودمان شروع کنیم و ذهنیت و فرهنگ پارتی بازی را در خودمان از بین ببریم.

گام سوم:

اصلاح فرهنگی

اصلاح فرهنگی کار زمانبر، دشوار ولی دارای آثار و برکات فراوان می باشد.

اصلاح و آموزش باید از کودکستانها و مدارس آغاز نماییم . باید مفاهیم کلیدی چون رعایت قانون، حقوق مردم، منافع ملی، نظم، احترام به همنوع ، پذیرش تفاوت انسان¬ها را در شهروند آینده نهادینه شود. این اقدام باید در برنامه های توسعه فرهنگی و اجتماعی تدوین و اجرا گردد.

گام چهارم: اصلاح نظام ادارای و قوانین:

اصلاح قوانین ونظام اداری نقش مهمی در این مهم دارد. گرچه در قوانین و مقررات موجود در کشور، واژه “پارتی‌بازی” مشاهده نمی‌شود، اما عبارت “اعمال نفوذ بر خلاف حق” دقیق ترین عبارتی است که هفتاد و یک سال پیش در ۲۹ آذر ۱۳۱۵، قانونی تحت عنوان «قانون‏ مجازات‏ اعمال‏ نفوذ برخلاف‏ حق‏ و مقررات‏ قانونی»‏ مشتمل بر ۴ ماده به تصویب مجلس شورای ملی رسیده است.

تغییر سیستم ادارای از راه اندازی دولت الکترونیک ، و شفاف سازی در این راه کمک شایانی خواهد کرد

گام پنجم: بهره گیری از تجربه ها:

بیش 170 کشور وجود دارد در برخی از کشور های به سبک معجزه آسایی فساد اداری را از میان برداشته اند، این تجربه ها فرارو ما قرار دارد و می توانیم از تجربه های آنها بهره گیری نماییم.

جمع بندی:

پارتی بازی بعنوان یک آسیب اجتماعی، عام البلوا که حیات اجتماعی، اقتصادی و... جامعه را تهدید می کند و موجب بسیاری از مفاسد و مشکلات می باشد، در صورت بی اعتنایی به آن چون موریانه پایه های اعتماد عمومی را سست خواهد کرد و امنیت ملی کشور را دست خوش تهدید خواهد داد.

منتشر شده در اندیشه
بازگشت به بالا