گفت‌گوی آیت الله سیدحسین موسوی تبریزی با ویژنامه روزنامه جمهوری اسلامی درباره خدمات سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی (ره)

*با تشکر از حضرتعالی، بفرمایید از ابتدا از کجا با مرحوم آیت‌الله هاشمی آشنا شدید و ایشان را چگونه یافتید؟

من اولین بار در سال 42، در حضور امام ایشان را از نزدیک دیده بودم، بزرگان از جمله آقای هاشمی در حضور امام نشسته بودند، ما هم نشسته بودیم. سوال کردیم این آقا کی است، ‌گفتند این آقای هاشمی است، تا این که ایشان کتاب سرگذشت فلسطین را ترجمه کرده بودند و واقعاً ما به ایشان علاقه بیشتر پیدا کردیم، بعد هم گاهی می‌رفتیم در حضورش صحبت می‌کردیم، گاهی سوالاتی در رابطه با مسائل سیاسی از ایشان می‌پرسیدیم که چه باید کرد، از این جهت ارادتمان روز به روز بیشتر می‌شد.

اما راجع به ویژگی‌های ایشان از اینجا شروع می‌کنم که شخصیت‌هایی که در کنار امام و انقلابی بودند چند قسم بودند. یک قسم نه در تحول فرهنگی جامعه بلکه فقط در مبارزات سیاسی و انقلابی تاثیر داشتند، اینها کسانی هستند که زندان‌های زیادی هم رفتند، ولی با همه احترامی که برای همه آنها قائل هستیم، اگر بخواهیم تاثیرات آنها در انقلاب و جامعه را بررسی کنیم، نمره خوبی نخواهیم داد. یک قسم دیگر افرادی بودند که هم در امور فرهنگی جامعه و هم در امور سیاسی و انقلابی فعال بودند. اینها گاهی از گروه قبل زندان کمتری رفتند ولی تاثیرشان در ادامه انقلاب و فراگیری آن و افکار حضرت امام رضوان‌الله تعالی علیه خیلی خیلی بیشتر از قسم اولی بود، در عین این که در میان حوزه‌های علمیه دینی نبودند. بعضی‌ها هم بودند که هم در ایجاد تحول در عامه جامعه و هم در فرهنگ سازی در عامه مردم و دانشگاه‌ها و هم در میان حوزه بسیار موثر بودند، اینها خیلی کم بودند. مثلاً آقای طالقانی(ره) یکی از آنها بود، کافی بود آدم دو تا سخنرانی آقای طالقانی را برود، جذب ایشان می‌شد.

نمی‌خواهم مبالغه بکنم اما یکی از کسانی که از نظر من مصداق خیلی خیلی روشن گروه اخیر بود و تاثیر جامعی گذاشت، مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی بود. آقای هاشمی چند ویژگی مهم داشت که در اثر‌گذاری جامع ایشان موثر بوده است. یکی اینکه واقعاً طلبه بود، با اینکه پولدار بودند، طلبه بودند، یعنی زیّ طلبگی تا روز آخر عمرش در ایشان وجود داشت، اشرافی‌گری در وجود ایشان نبود. من نمی‌گویم لباده پوشیدن یا خیلی شیک راه رفتن و تمیز راه رفتن بد است، نه خیلی هم خوب است ولی در روحیه آقای هاشمی اشرافی‌گری نبود، وقتی با یک طلبه کوچکی می‌نشست، اگر کسی آنها را از اول نمی‌شناخت، باور نمی‌کرد ایشان هاشمی رفسنجانی است. جوری رفتار می‌کرد که اینها می‌گفتند ایشان مثل ما و از جنس ماست. این ویژگی باعث شده بود که نفوذش در میان طلبه‌ها بسیار بیشتر باشد. مسئله دوم تشکیلات بودن آقای هاشمی بود. از اول خیلی به تشکیلات معتقد بود. معتقد بود کار فردی خوب است به اندازه یک فرد، هر چقدر فرد باسواد باشد به اندازه آن فرد و سوادش فایده دارد ولی اگر جمعی باشد، فایده‌اش بسیار زیاد است. این از اول در ذهنش بود و کار هم کردند. مثلاً اندیشه تشکیل مدرسین حوزه در کنار امام از سال 42 از طرف ایشان و دوستانش مثل آیت‌الله بهشتی پیش آمده بود و آیت‌الله منتظری چون موقعیت حوزویش خیلی خیلی بالا بود، با این‌ها همفکری کرد، این جا افتاد. تشکیلات جامعه مدرسین مال بعد از انقلاب است. آن زمان جمعی از اساتید یا مدرسین حوزه علمیه قم بود که اطلاعیه‌ها را مضاء می‌کردند. این اطلاعیه‌ها را بعضاً من خودم می‌نوشتم و بیشتر خودم از آقایان امضا می‌گرفتم، عده‌ای امضا نمی‌کردند اما جمع خاصی که همان جمعی از اساتید حوزه علمیه قم بودند، آن را امضاء می‌کردند. یکی از کسانی که خیلی خیلی در شکل گرفتن این تشکیلات موثر بود، آقای هاشمی بود. شاید بتوان گفت نمره اول را داشت. البته وجود آیت‌الله العظمی منتظری رحمه‌الله علیه که یک شخصیت حوزوی مقبول بود بی‌تاثیر نبود.‌ آقای منتظری ولو موقعیت مرجعیت نداشت ولی محبوبیتش حتی از بعد از انقلاب در حوزه کمتر نبود، چون همه ایشان را از زمان مرحوم آیت‌الله بروجردی، عالمِ اندیشمندِ محققِ باسواد می‌شناختند. علی‌ای حالٍ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی(ره) هم در حوزه این نفوذ را داشت که تشکیلات ایجاد کند و هم در درون جوان‌های انقلابی تشکیلات درست می‌کرد. مثلاً در رابطه با استان‌ها مثل کرمان و اصفهان یک کاری‌کرد که گروه‌ها جمع بشوند و تشکیلاتی کار کنند. یا مثلاً یک کارگروه فرهنگی داشت و نشریه مکتب تشیع را هم ردیف مکتب اسلام اداره می‌کرد. یک مجله بسیار خوب روشنفکری انقلابی که خیلی هم در آن زمان مفید بود. البته آقای هاشمی در رابطه با آگاه کردن جامعه حتی قم، هم قدم‌های مهمی برداشت. اولین کتابی که ایشان ترجمه کرد با نام کارنامه استعمار و مسئله فلسطین، خیلی خیلی موثر واقع شد. آن موقع خیلی از بزرگان هم نمی‌فهمیدند که اسرائیل چیست، واقعاً نشنیده بودند و نمی‌دانستند اما ایشان این کتاب را منتشر کرد. این کتاب خیلی خیلی با بیان قشنگ و با قلم خوب نوشته شده بود. آقای هاشمی داخل زندان هم تشکیلات درست می‌کرد تا به خانواده زندانی‌ها در بیرون کمک کنند. خلاصه این که آقای هاشمی در حوزه همین‌طور موثر بود که در میان جامعه موثر بود. در میان دانشگاهیان موثر بود، در میان بازاری‌ها هم موثر بود. همین که شما تا آخر عمر دیدید که یک پایش در دانشگاه بود، یک پایش در بازار. روشش این بود که اگر بتواند آدم‌های خوب را داشته باشد، خوب است. اولین دولتی که ایشان تشکیل داد، از راست سنتی تا چپ در آن بودند. از یک طرف آقای عسگراولادی که خدا رحمتش کند، از خوبان آنها بود، حضور داشت، از این طرف هم آقای خاتمی وزیرش بود. در حزب هم که بود با مجموعه دوستان مثل آقایان جاسبی، محمدرضا بهشتی، مسیح مهاجری، مهندس میرحسین موسوی حسابی کار می‌کرد. یک آدمی بود که من ندیدم هیچ وقت در فکر حذف باشد، همیشه در فکر جذب بود.

*به نظر بنده زندگی آیت‌الله هاشمی مقاطع مختلفی داشته که ایشان در تمام این مقاطع خوش درخشید، اما در این میان، مهمترین مقطع آن همین ده سال اخیر است که یک شکاف عمیق بین حکومت و مردم در حال رخ دادن بود که او با از خود گذشتگی نقش تاریخی خود را ایفا کرد و تا حدود زیادی جلوی آن را گرفت و همین هم باعث مظلومیت بیشتر او شد، تحلیل شما در این باره چیست؟

من معتقدم برای آقای هاشمی سه نقش مهم را می‌شود در نظر گرفت. یکی قبل از انقلاب در فعالیت انقلابی و تشکیلاتی عمل کردن که اشاره شد؛ یکی فوت حضرت امام، یکی هم این ده سال اخیر. به نظر من مهمترین نقش ایشان در رحلت حضرت امام بود. ببینید شرایط چگونه بود. هشت سال جنگ بود، هفت هشت ماه قبل از فوت امام قطعنامه قبول شد. آقایان محسن رضایی و میرحسین موسوی آنچه که واقعیت بود را به امام نوشتند که قطعنامه را قبول کرد. در همین حال و با وجود امام، صدام و منافقین مغرور شدند و آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها کمکشان کردند دوباره حمله کردند و تا نزدیک‌ کرمانشاه آمده بودند. خرابی‌های جنگ در جامعه خیلی زیاد شده بود. اگر چه ایثارگری مردم و خانواده زیاد بود اما به مشکلات افتاده بودند، مشکلات اقتصادی فراوان، شایعات و تبلیغات خارجی‌ها زیاد، و نارضایتی‌ها افزایش یافته بود. از آن طرف هم کار اقتصادی خوابیده بود، خزانه خالی شده بود، هیچ چیزی نداشتیم. آن وقت شما فرض کنید در چنین شرایطی اگر امام نباشد ما چه باید بکنیم، یک شخصیت کاریزمایی مورد قبول به مقبولیت امام هم نداشتیم که اوضاع را سامان دهد. کافی بود خود این شخصیت‌های طرفدار امام به هم بپرند و نظام را نابود کنند. خب یک کسی می‌خواست که اوضاع را جمع و جور کند.

من یادم هست یکی دو ساعت قبل از فوت امام ما با آقای کروبی در یکی از اتاق‌های بیمارستان نشسته بودیم، گریه می‌کردیم. یک عده خاصی هم در یک اتاق دیگر بودند، آیت‌الله خامنه‌ای، مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله موسوی اردبیلی و آقای مهندس موسوی نخست وزیر. آنجا تصمیم گرفته شد که رهبری شورایی بشود و آقای خامنه‌ای، آقای مشکینی و آقای موسوی اردبیلی در شورا باشند و آمدند بیرون و به ما هم گفتند. بعد از آن امام هم تمام کرد و گریه‌ها شروع شد. من و آقای کروبی رفتیم منزل ما که نزدیک بود و نگران بودیم که از این شورا چه در می‌آید؟!. فردا ما در مجلس دیگر جلسه رسمی نداشتیم، و خبرگان در آنجا تشکیل شد و قرار هم بود که رهبری شورایی شود. منزل آقای بیات نزدیک همان مجلس بود. با عده‌ای از دوستان مثل آقایان بیات، عبدالله نوری، باریک بین از قزوین، زرندی از کرمانشاه و آقای عبایی، آنجا نشسته بودیم، آنجا گفته شد بهتر است شورای رهبری آن سه نفر به اضافه آقای هاشمی و احمد آقا باشد، قرار شد برویم یک جوری ترویج کنیم که این دو نفر را به شورا اضافه کنیم که البته به آنجا نرسید. اول شورای رهبری رای نیاورد، بعد مرحوم آقای آذری، آیت‌الله العظمی آقای گلپایگانی را مطرح کرد که رای نیاورد‌. بعد آقای هاشمی، آقای خامنه‌ای را مطرح کرد. این جرات را هیچ کس نمی‌کرد جز آقای هاشمی و آقای هاشمی این کار را کرد، یعنی تمام وجودش را نادیده گرفت، تمام سابقه‌اش را نادیده گرفت. فقط یک چیز را دید و آن هم نظام، انقلاب، امت و کشور بود. واقعاً فداکاری کرد و آن روز کشور را نجات داد. ممکن است کسی بگوید همین کارش بد بود اما به نظر من بهترین کارش این بود که آن روز آقای خامنه‌ای را مطرح کرد و کشور را نجات داد. برای اینکه واقعاً از آن طرف صدامی‌ها، از طرف دیگر منافقین، از جای دیگر اسرائیل، صهیونیست‌ها، آمریکایی‌ها و همه منتظر بودند که یک اتفاقی در ایران بیفتد و حتی آقای هاشمی زرنگی خاص خودش را داشت و آن پیام امام در باره رهبری آقای خامنه‌ای را گفت، در کنار آن هم آن مسئله حمله مجدد عراق را مطرح کرد که آقا زود تمام کنید، کشور در خطر است. بالاخره الحمدلله، صد بار می‌گویم الحمدلله این حل شد و کشور ما نجات پیدا کرد. ببینید مشکلات داشتیم و داریم ولی اگر این نبود چه می‌شد. لذا مهمترین موقعیت موثر زندگی آقای هاشمی رفسنجانی، در میان آن همه خدمات قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، همین بود. اگر آن نبود هیچ کدام از اینها و ماها نبودیم، اصلاً وقتی رهبری اعلام شد، دیگر هیچکدام فکر نکردیم که آقای خامنه‌ای شخصیت والایی بوده و ارزش‌هایی هم داشت، اصلاً فکر نکردیم که آقای خامنه‌ای مجتهد است، مجتهد نیست، مرجع است یا مرجع نیست. همه یک دفعه از درون شاد شدیم که الحمدلله کشور و نظام، رهبر پیدا کرد. چون خیلی نگران بودیم، رفتن امام یک چیز بود، نگرانی از آینده نظام یک چیز دیگر بود. این خدمات آقای هاشمی بود، اگرچه یک عده نمک به حرام‌ها این را نمی‌دانند یا نمی‌فهمند، چون روحیه ایثار را نمی‌دانند، باور ندارند که انسان‌های والا، مهمترین والا بودنشان ایثار است. شما صد بار بگویید حضرت امیر(ع) معصوم است، صد بار بگویید آیه ولایت درباره ایشان است، همه اینها درست اما من می‌گویم مهمترین تاثیر و اعمال ولایتش آن ایثاری بود که کرد. واقعاً به خاطر رسالت رسول‌الله (ص) ایثار کرد. به خاطر آن یک کلمه‌ای که به حضرت فاطمه زهرا (س) گفت که اگر می‌خواهی من همان آدم هستم می‌روم، ولی دیگر اسم پیغمبر و اشهد ان محمد رسول‌الله را اینجا نمی‌شنوی. البته این مقایسه ناقص به کامل است. این ایثارهایی است که در افراد خاصی پیدا می‌شود، خیلی از ماها دم از تقوا می‌زنیم ولی این نوع کار از هر کسی بر نمی‌آید و آقای هاشمی بزرگترین ایثار را به خاطر کشور آنجا کرد. می‌خواهم بگویم که آن حادثه مهمترین حادثه‌ای بود که آقای هاشمی مهمترین وظیفه خودش را انجام داد و تاثیر گذار شد.

دومین نقش آیت‌الله هاشمی همان بود که شما فرمودید. این ده سالِ واقعاً زمان پرخطر نظام ما بود که آقای هاشمی آن را مهار کرد. توطئه دشمنان جای خود دارد، هیچ وقت هم توطئه‌شان را از دست ندادند و حالا هم هست، ولی خودخواهی، زیاده‌خواهی و قدرت طلبی با بی‌شعوری برخی داخلی‌ها خیلی خیلی بیشتر از آنها اثر داشتند. من خودم امواج زیاد دیدم، یکی همان مسئله حزب خلق مسلمان بود که پشتوانه‌ آن یک مرجع بزرگ مقبولی بود که ادعا می‌کنم تنها نگرانی که امام پیدا کرد، همان مسئله بود که حتی من به امام گفتم که آقا این جور نیست، آذربایجان و تبریز تمامشان مقلد آقای شریعتمداری نیست. به حول و قوه الهی در عرض چهار پنج ماه همه حل شد. جریان منافقین هم چیز کمی نبود، لااقل صد هزار نیرو در کل ایران داشتند و ده هزار نیروی مسلح در شهرهای بزرگ داشتند، با آن تعلیماتی که دیده بودند و حاضر بودند کشته بشوند و یک کلمه را نگویند و لو ندهند. در برابر اینها الحمدلله مدیریت شد و حل شد. موضوع انتخابات را هم می‌شد به راحتی حل کرد، چه اشکالی داشت یک عده‌ای آن زمان واسطه گری می‌کردند و حل می‌شد و به اینجاها نمی‌رسید که این همه مسائل پیدا کرد. با همه اینها آقای هاشمی باز هم در جمع کردن قضیه فداکاری کرد. واقعاً در حفظ رهبری و بقاء نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه با همه صدمه‌هایی که دید، ایثار کرد.

خودش و حتی‌ بچه‌هایش، مسائلی را دیدند که واقعاً برای افراد عادی مثل ماها تحملش سخت است. ولی خدا شاهد است ایشان حتی پیش ماها هم گلایه نمی‌کرد، که پسر من را گرفتند، دختر من را گرفتند. ولی ناراحتی اصلیش این بود که دارد مشکلاتی ایجاد می‌شود و منتقدین به نظام زیاد می‌شود، لذا در صدد بود این مشکلات اصلی را حل کند. و خوشحال هم بود که لااقل در رابطه با تحریم‌ها و خطر جنگی که ایران را تهدید می‌کرد موثر واقع شده بود. خدا را شکر که کارهای خودش روز به روز هم معلوم می‌شود، تحلیل‌ها بعد از این بهتر خواهد شد.

*با اینکه پولدار بودند، طلبه بودند، یعنی زیّ طلبگی تا روز آخر عمرش در ایشان وجود داشت، اشرافی‌گری در وجود ایشان نبود

*مهمترین موقعیت موثر زندگی آقای هاشمی رفسنجانی، در میان آن همه خدمات قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، طرح آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری بود

*دومین نقش آیت‌الله هاشمی این بود که این ده سالِ واقعاً زمان پرخطر نظام ما بود که آقای هاشمی آن را مهار کرد

منتشر شده در گفتار

آیت الله موسوی تبریزی

پنجمین دوره خبرگان سال 94 برگزار شد و حضور موثر مردم تهران نیز موجب شد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با بیشترین آرای کسب شده از کاندیداهای حاضر در تهران به خبرگان راه یابد. مردم که آمده بودند تا به هر دو لیست کامل خبرگان و مجلس شورای اسلامی رای دهند و این نتیجه برای اصلاحات و البته طیف مقابل یعنی اصولگرایان معنای زیادی داشت. با وجود این با فوت آیت‌الله هاشمی سنگین‌ترین شخصیت خبرگان به لحاظ آرای مردمی حذف شد. البته به نظر می‌رسد خبرگان نیز تصمیم گرفته انتخابات میان دوره‌ای برای جانشینی آیت‌الله برگزار نکند و انتخاب این جانشین را به انتخابات سال 98 موکول کرده است که این موضوع هم ممکن است در آینده اثراتی داشت باشد. بهار در این زمینه با آیت‌الله سید‌حسین موسوی تبریزی به گفت‌وگو نشست تا تصمیم مجلس خبرگان مبنی بر عدم برگزاری انتخابات میان دوره این مجلس تحلیل کند.

***

هیات رئیسه مجلس خبرگان تصمیم گرفته است با فوت یکی از اعضا، انتخابات میان دوره را همزمان با انتخابات ریاست جمهوری که سال آینده برگزار می‌شود برگزار نکند و این انتخابات را موکول به سال 98 کرده و همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار کند. با توجه به اینکه با فوت آیت الله هاشمی یک مسند در مجلس خبرگان خالی است و و اینکه در صورت عدم برگزاری انتخابات میان دوره این جایگاه تا  سه سال آینده خالی خواهد ماند. در صورتی که اصلاحات هم می‌تواند برای این مسند جایگزین مناسبی داشته باشد، نظر شما چیست؟

این تصمیمی است که خبرگان گرفته است. خبرگان می‌تواند انتخابات میان دوره را زودتر برگزار کند و یا بگذارد برای بعد. به طور کلی مجلس خبرگان این حق را دارد و تصمیمی هم که گرفته است خلاف قانون نیست. البته اما آنچه مسلم است این موضوع است که اگر انتخابات میان دوره خبرگان مانند انتخابات میان دوره مجلس همزمان با انتخابات ریاست جمهوری سال 96 انجام شود، ‌هزینه‌های بیشتری به کشور تحمیل نمی‌شود. اینکه بخواهند برای خبرگان و آن هم تعیین یک نفر انتخابات برگزار کنند، همان طور که روند برای مجلس شورای اسلامی هم همین است و این در کشور رسم است که انتخابات میان دوره را با انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس انجام می‌دادند.

* همین که از اصلاحات شخصیتی کاندید شود مسئله مهمی است. در صورت برگزاری انتخابات میان دوره خبرگان در سال 96 و همزمان با انتخابات ریاست جمهوری این کار راحت‌تر بود و این امکان وجود داشت که ائتلافی هم با آقای روحانی انجام شود و اصلاح‌طلبان مسند خالی شده در خبرگان را بگیرند اما بدون برگزاری انتخابات میان‌دوره این امکان تقلیل پیدا می‌کند و به سال 98 که برسد با توجه به تعداد کرسی‌های مجلس از نقشی که ممکن است بخش اصلاحات داشته باشد کاسته می‌شود.

- اینطور که تصور می‌کنید، نیست. همان‌طور که در همین دوره مجلس و خبرگان هم لیست اصلاحات رای آورد، در صورت برگزاری انتخابات خبرگان در سال 98 هم این اتفاق می‌تواند تکرار شود. همچنین باید توجه داشت یک نفر که بخواهد جایگزین آقای هاشمی شود تفاوتی آنچنانی ایجاد نمی‌کند. آیت الله هاشمی جایگاه خود را داشت. معلوم نیست به جای او چه کسی تعیین شود و البته هر کسی هم که بیاید جایگاه آقای هاشمی را نخواهد داشت. البته این موضوع هم ممکن است که اینها فکر کردند اگر انتخابات میان دوره خبرگان همزمان با انتخابات ریاست جمهوری انجام شود ممکن است یک شخصیت اصلاح طلب روی کار بیاید و از این جهت تصمیم گرفتند، میان دوره‌ای برگزار نکنند.

در شرایط کنونی به نظر شما چه جایگزینی می‌توان برای آقای هاشمی در نظر گرفت؟

در حال حاضر نمی‌توان جایگزینی برای ایشان در نظر داشت. به جای آقای هاشمی رفسنجانی همین حالا در کشور هیچ کس را نمی‌توان قرار داد. در خبرگان یا مجمع تشخیص مصلحت نظام و بسیاری از مقام‌ها و فعالیت‌های دیگری که به صلاح کشور بود آقای هاشمی جایگزینی نخواهد داشت اما امید است فردی حداقل با فاصله کمتر به جای ایشان قرار بگیرد. بالاخره باید جانشینی به جای آقای هاشمی تعیین شده و مجلس خبرگان باید تکمیل شود.

 آیت الله هاشمی رفسنجانی با بیانی که داشتند اگر مشکلاتی در جامعه در مسائل جنگ، مسائل اقتصادی، فرهنگی، حتی در نماز جمعه و یا غیر از نماز جمعه خیلی خوب آن را طرح و حل می‌کردند. در حال حاضر نبود آیت الله هاشمی رفسنجانی خلاء بسیار بزرگی در جامعه ما به وجود آورده که به این زودی‌ها هم پر نخواهد شد. درست است که مقام معظم رهبری جایگاه والای خودشان را دارند اما آیت‌الله هاشمی کارهایی را با نفوذش در جامعه در کمک به مقام معظم رهبری انجام می‌داد.

انشاءالله شخصیتی مانند ایشان جایگزین شود اما در حال حاضر خلاء ایشان ضایعه بزرگی برای کشور است.

سید حسن خمینی چطور؟ نمی‌توانستند برای عضویت در خبرگان کاندید شوند؟ البته درست است که در حال حاضر تصمیم گرفتند انتخابات میان دوره‌ای برگزار نشود اما اگر این انتخابات برگزار می‌شد ایشان نمی‌توانستند کاندید شوند و به عنوان یک نماینده از جبهه اصلاحات نقش پررنگ داشته باشند؟

البته که آقای سید‌حسن خمینی می‌توانستند کاندیدا شوند. با وجود اینکه در دوره گذشته اجازه کاندید‌شدن به ایشان ندادند اما شاید این بار این امکان فراهم می‌شد. ضمن اینکه اگر قرار بر انتخابات خبرگان باشد و بگذارند اصلاح طلبان هم کاندیدای مورد تایید خود را معرفی می‌کنند.

مردم تهران سال 94 در پنجمین دوره انتخابات خبرگان نقش مهمی ایفا کردند و آقای هاشمی در صدر  کاندیداهای خبرگان در تهران به این مجلس راه یافت. با فوت آقای هاشمی این وزنه حذف شده است.  مجلس کنونی با عدم حضور آقای هاشمی می‌تواند تاثیراتی داشته و تصمیماتی را بگیرد که در صورت وجود ایشان به نحو دیگری انجام می‌شد. اصلاحات نمی‌تواند شخصیت دیگری را برای ورود به خبرگان کاندید کند؟

بالاخره متاسفانه آقای هاشمی حضور ندارند و عدم حضور ایشان را نمی‌توان با چیزی پر کرد. البته اگر بخواهد انتخابات برگزار شود اصلاحات شخصیت دیگری را پیدا می‌کنند اما هر فردی هم که جایگزین شود نقش آقای هاشمی را نخواهد داشت. در برابر اصلاحات هم طیف اصولگرا می‌تواند یک شخصیت دیگر را کاندید کند.

نمی‌توان برای برگزاری انتخابات  میان‌دوره فشاری به مجلس خبرگان وارد کرد؟

این کار حق قانونی مجلس خبرگان است. آنها می‌توانند تصمیم بگیرند که انتخابات برگزار شود یا نه و به نظر می‌رسد در حال حاضر تصمیم گرفتند که انتخابات میان دوره‌ای برگزار نشود.

منتشر شده در گفتار

محمد تقی فاضل‌میبدی در گفت‌وگو با آرمان: ‌آیت‌ا...هاشمی هیچ‌گاه در دهه قبل نماند/ انتخاب روحانی، نگرانی آیت‌ا...هاشمی را رفع کرد/ آیت‌ا...‌هاشمی پناهگاه انقلابیون بو/د سیاستمداری مانند‌هاشمی نداریم

آرمان - حمید نظری: آیت‌ا...‌هاشمی نقش بی بدیل و غیرقابل انکاری در تمام عرصه‌های مهم کشور دارد؛ از پیروزی انقلاب اسلامی تا آخرین انتخابات‌ها و تحولات سیاسی در سال‌های اخیر! برادر ایشان یعنی محمد‌هاشمی دیروز روایتی از حضور برادر ارائه داد و در آن به نزدیکی آیت‌ا...‌هاشمی به امام‌خمینی اشاره داشت. او همچنین تاکید کرد که مکتب‌هاشمی نباید فراموش شود و راه او باید ادامه داشته باشد. در همین راستا حجت‌الاسلام والمسلمین محمد تقی فاضل میبدی استاد حوزه و دانشگاه با آرمان به گفت وگو پرداخت که درادامه می‌خوانید.

در دهه فجر قرار داریم. نقش مرحوم آيت‌ا...‌هاشمی در تحقق انقلاب اسلامی و آگاهی بخشی به مردم در آن دوران را تشریح کنید.

مرحوم‌هاشمی در دوران پیش از انقلاب، به تبعیت از امام خمینی (ره) مبارزه با طاغوت را شروع کرد. او در این کار بسیار جدی و باصلابت بود. شخصیت‌های محوری پیش از انقلاب در میان روحانیون، آیات منتظری، طالقانی و‌هاشمی بودند. این سه شخصیت به‌ویژه در دوران تبعید امام(ره) نقشی کلیدی در انقلاب داشتند و پناهگاه مبارزان سیاسی مسلمان در ایران بودند. این سه بزرگوار بیشترین زندان و شکنجه پیش از انقلاب تحمل کردند و استقامت کردند. آیت‌ا...‌هاشمی به دلیل اینکه جوان‌تر بود، با انرژی بیشتری مبارزه می‌کرد. بسیاری از مبارزان مسلمانی که گرفتار رژیم سابق می‌شدند، با تدبیر ایشان و کمک‌های مالی او در راه انقلاب، از گرفتاری رهایی می‌یافتند. به همین دلایل ساواک حساسیت بسیار زیادی بر آیت‌ا...‌هاشمی داشت و سختی‌های زیادی را به او تحمیل کرد.

بسیاری از انقلابیون، معتقدند که امام خمینی (ره) اعتماد ویژه‌ای به آیت‌ا...‌هاشمی در دوران پیش و پس از پیروزی انقلاب داشتند و ایشان را مورد وثوق خود می‌دانستند.

همین طور است و این موضوع قابل انکار نیست. مرحوم امام (ره) به جهت فکری، مشی مبارزاتی و ارتباطی، اعتماد بسیاری به ایشان داشت. طبیعی بود که در پیروزی انقلاب، آقای‌هاشمی نقش بسیار مهمی داشت. ایشان شخصیتی نبودند که پس از انقلاب، به این نهضت پیوسته باشد و سر سفره انقلاب نشسته باشد، بلکه آیت‌ا...هاشمی از دهه ۴۰ به بعد، هنگامی که مبارزات شروع شد، در متن این انقلاب حضور داشت. وقتی دهه فجر سال ۵۷ فرارسید، او از زندان آزاد شد و همواره یکی از نزدیک‌ترین افراد به امام (ره) بود. آیت‌ا...‌هاشمی به دلیل جوانی و تجربه بالایی که داشت، در کارهای اجرایی حضور پررنگ‌تری داشت. از شورای انقلاب گرفته تا مسائل و مبارزات بعدی، ایشان مسئولیت‌های سنگینی را بردوش می‌کشید. امام(ره) هم به دلیل اعتماد بالایی که به ایشان داشتند، سمت‌های حساسی را به آیت‌ا...هاشمی می‌سپرد.

بسیاری از شخصیت‌ها که از اوایل انقلاب، در کنار آیت‌ا...‌هاشمی دوران مبارزات را طی کرده‌اند، اعتقاد به هوشمندی و سیاستمداری ایشان دارند.

ایشان برخلاف سن پایینی که داشت، در تمام مسائل صاحبنظر و اندیشه بود. او سیاستمداری واقعی بود و این ویژگی، منحصربه‌فرد بود. ما در نیروهای انقلاب، سیاست‌ورز داریم، اما سیاستمدار مثل آیت‌ا...هاشمی نداریم. ایشان قبل از انقلاب، درباره مسائل سیاسی مطالعات زیادی داشت و دنیادیده بود. همچنین با افراد صاحب اندیشه بحث می‌کرد. همه اینها باعث شد هوش و نبوغ مرحوم‌هاشمی تقویت شود. پس از انقلاب نیز تمام سیاسیون دنیا او را می‌شناختند و بیشترین حساب را به عنوان یک سیاستمدار و سیاست‌فهم، بر آقای‌هاشمی بازمی‌کردند. به همین دلایل بود که سعی در ترور او داشتند که این مغز متفکر و سیاستمدار هوشمند را از کشور بگیرند. امام‌(ره) هم می‌دانست که اگر آیت‌ا...هاشمی را کنار خود نداشته باشد مشکلات بیشتری گریبانگیر این انقلاب و کشور می‌شود. آیت‌ا...هاشمی صاحب یک مکتب سیاسی در کشور بود.

نقش آیت‌ا...‌هاشمی در دوران بعد از انقلاب به چه نحوی بود؟

آیت‌ا...هاشمی در این چهار دهه، شخصیتی بود که همیشه خود را نسبت به مسائل روز سیاسی به روز می‌کرد. هیچ‌گاه در دهه قبل نماند. نگاه او نسبت به ارتباط با دنیا، نسبت به مسائل روز و... همیشه باتوجه به زمان و شرایط، روزآوری می‌شد. نگاه دهه ۹۰ او نسبت به نگاه دهه ۶۰ متفاوت بود. این ویژگی سیاستمداران است. آیت‌ا...‌هاشمی فرزند زمان خود بود. پیروزی حسن روحانی در انتخابات، ارتباط ایران با کشورهای دیگر، برجام و بسیاری دیگر از موارد دهه ۹۰، با تدبیر آقای‌هاشمی رخ داد. او با همفکری‌ای که با روحانی داشت، توانست فکرهای بی‌مبنا و تندی که دولت قبل در کشور به وجود آورده بود و مشکلاتی را پدیدار کرده بود، از بین ببرد و بار دیگر کشور را به مسیر رشد برگرداند. آیت‌ا...هاشمی در دوران احمدی‌نژاد هم سعی کرد که مقابل این اتفاقات بایستد و می‌دانست که این شخص، برای اداره کشور مطلوب نیست. با ورود آقای روحانی، آیت‌ا...‌هاشمی از نگرانی درآمد.

بزرگ‌ترین ویژگی این شخصیت را چه خصوصیتی می‌دانید؟

به عقیده من بزرگ‌ترین ویژگی ایشان، سیاستمداری اوست. با شرایط زمان به روز می‌شد و تحولگرا بود. فکر خود را به روز می‌کرد. ارتباط خود را با متفکران قطع نمی‌کرد. ارتباطی که با افکار و افراد مختلف داشت، آقای‌هاشمی را بسیار رشد داد. از منتقدان حکومت و مخالفان گرفته تا دانشگاهیان، روشنفکران و روحانیون با او دیدار می‌کردند که این نکته، تاثیر بسیاری در روز‌آمدی یک سیاستمدار دارد. آیت‌ا...هاشمی از سال ۴۲ تا سال۹۵ تکیه‌گاه کشور بود. ایشان زود از بین ما رفت و دل مردم داغدار شد. امیدواریم خط و نهضت آیت‌ا...هاشمی ادامه پیدا کند.

منتشر شده در گفتار

فاضل میبدی در گفتگو با «انتخاب: مثل برادر حاتم طایی می مانند و دنبال شهرت هستند / سخیف تر از این حرف های اخیر در مورد پیکر آیت الله در عالم وجود ندارد / این هتاکی ها نباید سنت شود؛ بزرگان تذکر دهند

حجت الاسلام والمسلمین فاضل میبدی، هتاکی های اخیر به مرحوم آیت الله هاشمی را ناشی از استقبال بی سابقه مردم در تشییع پیکر ایشان عنوان کرد و آن را قابل پیش بینی و به نفع رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام دانست.

این چهره حوزوی در گفتگو با خبرنگار سیاسی «انتخاب» اظهار داشت:  باتوجه به حضور گسترده مردم در مراسم تشییع پیکر آیت الله هاشمی و مجلس های ختمی که در سراسر کشور برگزار شد، پیش بینی می شد که انسان هایی که در برابر ایشان خیلی خناس و حسود بودند، بیشتر تحریک خواهند شد و حملات جدیدی شروع کنند.

وی با بیان آنکه هاشمی باعث آگاهی عمیق مردم نسبت به اتفاقات و تحولات شد، گفت: این هتاکی ها خیلی تاثیر گذار نیست، حالا این اقایی که محلی از اعراب ندارد و شاید بیشتر به مانند ادم های فاقد عقل شباهت دارد، با این حرف ها بر محبوبیت هاشمی می افزاید.

این استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: ادم هایی که اینچنین بی پروا با ادبیات سخیف به یک شخص حمله می کنند یا واقعا جاهلند که من البته به حساب جهل شان می گذارم یا ماموریت دارند و اگاهانه رفتار می کنند.

میبدی خاطرنشان کرد: نمی خواهم شباهت سازی کنم، اما در تاریخ ما پس از رحلت پیامبر (ص)، علی (ع) خیلی مظلوم شد، انقدر تبلیغات علیه ایشان تاثیرگذار بود که عده ای از جاهلان می گفتند که امام علی نماز هم نمی خواند.

وی ادامه داد: حتی در دهه 50، برخی نسبت های عجیبی به حضرت امام در قم می دادند یا بعد از انقلاب، به اقای بهشتی تهمت های بسیاری زده شد، فردی که انقدر فکر بلندی داشت و تاثیرگذار بود. انواع و اقسام توهین ها را به او روا داشتند، بدتر این بود که برخی از خودی ها هم این حرف ها را تکرار می کردند.

این استاد حوزه ضمن انتقاد از رفتار برخی مخالفان آیت الله هاشمی گفت:  نقد طبیعی است و هیچ سیاستمداری خالی از نقص نیست اما توهین و هتاکی در ادبیات دینی ملی ما اصلا وجود ندارد، اینها ادم های جاهل و تحریک شده ای هستند و عقده ای دارند و می خواهند برای خود جا باز کنند. این اقایان بیشتر دنبال شهرتند و به مانند برادر حاتم طایی می مانند.

فاضل میبدی با اشاره به داستان سرایی های اخیر یکی از مخالفان آیت الله هاشمی گفت: سخیف تر از این حرف ها واقعا در عالم وجود ندارد. من شخصا در چندین مجلس آیت الله هاشمی در شهرهای مختلف شرکت کردم و به اذعان خود مردم آن نواحی، استقبال بی سابقه بود. بنابراین، این موضوع محبوبیت آیت الله هاشمی را اشکار کرد و برهمگان عیان شد که تبلیغات علیه «آیت الله» به هیچ وجه روی مردم تاثیر نگذاشته است و مردم حساب شان را از این ها جدا کرده اند.

وی با اشاره به استقبال بی سابقه ای که مردم از مراسم تشییع آیت الله هاشمی کردند گفت: اگر بخواهم منصفانه بگویم، جمعیت زیادی که در مراسم آیت الله هاشمی موج می زد را پس از مراسم حضرت امام خمینی و آیت الله طالقابی بی نظیر می دانم.

فاضل میبدی با بیان آنکه نباید از هتاکی ها هراس نشان داد، خاطرنشان کرد: بایستی بزرگان به این افراد تذکر بدهند و با آنها برخورد کنند تا این توهین ها سنت نشود، چرا اگر سنت شود، ادبیات دینی و ملی ما زیر سئوال می رود.

منتشر شده در اخبار

محمد تقی فاضل میبدی

در مورد نقش آیت الله‌هاشمی در بین بدنه اصلاح طلبان در ایران و آینده اصلاحات پس از مرگ ایشان نکات فراوانی وجود دارد. مرگ ناگهانی و غیرمنتظره آیت الله شاید بهانه خوبی باشد برای آن دسته از نیروهایی که این روزها بر طبل تفرقه می‌کوبیدند؛  چه در خود جناح اصلاحات و ذیل عنوان انتخابات و چه در میان سایر جناح‌ها و ذیل عنوان آشتی ملی.

اصلاح طلبان می‌بایست از این فرصت پیش آمده نهایت بهره را در زمینه وحدت درون جناحی ببرند چرا که خواست و نظر آیت الله فقید هم جز این نبود. در واقع با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 96 بیم آن می‌رود که تفرقه و انشقاق در بین جریانات اصلاح طلب مانع از رسیدن به یک گزینه واحد برای انتخابات شود و از این اتفاق جناح مقابل که در طول این 4 سال از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به دولت فروگذار نبوده نهایت استفاده را برده و بر اریکه امور اجرایی کشور تکیه بزند.

اگر چه به سادگی نمی‌توان جانشینی مناسب و درخور به جای آیت الله فقید برای لیدری جریان اصلاحات و اعتدالگرایی , چه از نظر سابقه سیاسی، چه از نظر وجه مردمی و کاریزماتیک و چه از نظر سابقه مدیریتی و تشکیلاتی انتخاب نمود با این حال با گذار از وضعیت فعلی و به سبب وجود تکثر در بین جریان اصلاح طلب، این جریان برای پیش‌برد اهداف اصلاح طلبی و پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو و ضرورت حفظ جایگاه مجموعه نیروهای اصلاح طلب در قدرت نیاز به یک لیدر دارد. هر چند به طور قطع نمی‌توان جانشین مناسبی هم تراز با مرحوم آیت الله‌هاشمی پیدا کرد اما گزینه‌های نزدیک به آن مرحوم که توانایی رهبری جریان اصلاحات را داشته باشند می‌توانند گزینه‌های مناسبی باشند.آیت الله‌هاشمی به عنوان یکی از رهبران جریان اصلاحات و اعتدالی همواره در مسیر پیشرفت وتوسعه کشور توصیه‌هایی به هر دو جناح سیاسی کشور داشتند. بخشی از این توصیه‌ها مربوط به جریان اصلاحات و بخشی مربوط به اصولگراها بود. آنچه که مربوط به اصولگراها می‌شد در این یادداشت نمی‌گنجد اما آن بخش از توصیه‌های ایشان خطاب به اصلاح‌طلبان و ادامه مسیر آنان از جمله مواردی است که عمل به آن باید سرلوحه نیروهای اصلاحات کشور قرار گیرد. از جمله این منویات یکی عدم تندروی جناح‌ها و توصیه به میانه روی است. بی‌شک تندروی نیروهای دوجناح طی سال‌های اخیر سبب بروز مشکلاتی در توازن نیروهای سیاسی کشور و سبب انسداد سیاسی شده است. توصیه دیگر آیت الله به اصلاح طلبان توجه به جوانان و میدان دادن به نسل دومی‌ها در سطوح مدیریتی و سیاسی فرهنگی جامعه است.

منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از2
بازگشت به بالا