فاضل میبدی در گفت‌و‌گو با نوآوران تأکید کرد:دکتر حسن روحانی در دو دوره اخیر انتخابات ریاست‌جمهوری مورد حمایت جریان اصلاحات قرار گرفت. اما این به معنای عدم نظارت احزاب اصلاح‌طلب بر عملکرد دولت دوازدهم نیست. چراکه اگر این جریان قصد معرفی کاندیدای مورد نظر خود در انتخابات 1400 را داشته باشد، باید در عمل نشان دهد که همچون مطالبه‌گری حامی دولت است. برکسی پوشیده نیست که رمز موفقیت اصلاح‌طلبان در 1400 از یک سو به عملکرد دولت روحانی و از سوی دیگر نیز به نحوه فعالیت و همچنین نقد دولت بستگی دارد. از این رو ضروری است اگر اصلاح‌طلبان فکر معرفی نامزد مورد حمایت خود در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری را در سر می‌پرورانند، در نقش مطالبه‌گری منتقد ظاهر شوند که خواست‌های مردم را مطالبه کنند.

مشروح گفت‌و‌گوی حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با روزنامه نوآوران تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

 دکتر روحانی در انتخابات مورد حمایت اصلاح‌طلبان بوده و این روزها بسیاری تلاش می‌کنند این‌طور جلوه دهند که میان اصلاح‌طلبان و دکتر روحانی اختلافات عمیقی وجود دارد و از روحانی ناامید شده‌اند. برخی تلاش می‌کنند این تفاوت دیدگاه‌های جزئی را به اختلافات عمیق در جریان اصلاحات تعمیم دهند اما نکته مهمی که اصلاح‌طلبان باید مورد توجه قرار دهند روحیه مطالبه‌گری آن‌هاست که نباید چشم‌شان را بر نواقص ببندند. چراکه در این صورت شانس‌شان را در 1400 از دست می‌دهند. شما تا چه حد ضروری می‌دانید که اصلاح‌طلبان بر مدار مطالبه‌گری از دولت دوازدهم که رمز موفقیت‌شان در انتخابات آتی است حرکت کنند و در عین حال که همچنان از دکتر روحانی حمایت می‌کنند و به او در راستای تحقق وعده‌های انتخاباتی‌شان کمک می‌کنند اما منتقد منصفی باشند که مطالبات مردم را پیگیری نمایند؟

به نظر من دایره نقد نباید محدود باشد اما این به این معنا نیست که نقد دولت به معنای مچ‌گیری باشد بلکه باید بیان کاستی‌ها در راستای رفع مشکلات باشد نه غرض‌ورزی. نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که انتقاد  باید حزبی و مطبوعاتی باشد نه این‌که فردی به تنهایی و با هدف تخریب به نقد دولت بپردازد. نقد سازنده از دل احزاب و مطبوعات آزاد بیرون می‌آید چراکه براساس عقل جمعی صورت می‌گیرد و انگیزه شخصی در آن دخیل نیست.

از این رو می‌توان گفت که انتقاد از دولت‌ها حق هر حزب و گروهی است چه اصولگرا چه اصلاح‌طلب تفاوتی ندارد اما با مشکلی در این خصوص مواجه هستیم و آن این‌که در جامعه ما اصلاح‌طلبی امر تعریف شده‌ای نیست که بگوییم این جریان، مرام‌نامه مشخصی دارند و همه بر اساس آن توافق عمل می‌کنند. احزاب اصلاح‌طلب بسیاری هستند که با روحانی هم‌رأی و هم‌نظر هستند؛ برخی از اصلاح‌طلبان نیز ممکن است منتقد تند روحانی و برخی نیز منتقد میانه‌رو باشند. به نظر من اصلاح‌طلبی با تعریف مشخص و واقعی باید حرکت کند و باید ضمن کمک به دولت به نقد منصفانه نیز بپردازند. ضمن این‌که در میان همه احزاب اختلاف‌نظر و سلیقه وجود دارد و به معنای اختلافات عمیق نیست. دکتر روحانی مورد حمایت اصلاح‌طلبان بوده و خواهد بود. احزاب نیز باید این را در نظر داشته باشند که ضمن انتقاد دلسوزانه و منصفانه نباید به بیان مسائل و انتقادات تند و غیرمنطقی بپردازند. در بسیاری از کشورها احزاب ناظر بر فعالیت دولت هستند و در زمان مناسب به نقد عملکرد آن می‌پردازند اما این‌که در این مسیر با تندروها همراه شویم و هدفی جز تخریب دولت نداشته باشیم، امر قابل قبولی نیست. قضاوت دولت دوازدهم زود است. از این رو اصلاح‌طلبان نباید چنین بیان کنند که دولتی که مردم به آن رأی دادند این نبود و مردم خواهان تشکیل دولتی اصلاح‌طلب‌تر بودند. اکنون زمان کمک به دولت برای تحقق برنامه‌هاست. باید به وزرا فرصت دهیم و نتایج را ببینیم. اگر وزرا هماهنگ با روحانی و با انگیزه عمل کنند، به نظر می‌رسد بسیاری از مشکلات رفع شود.

 طی سال‌های اخیر شاهد چرخش اصولگرایان به سمت دیدگا‌های اصلاح‌طلبان هستیم. این نشان از آن دارد که برخی از اصولگرایان به درستی درک کرده‌اند گفتمان اصلاح‌طلبی بر پایه اعتدال و از مقبولیت برخوردار است. شما علت اصلی این چرخش موضع را در چه می‌دانید؟

متأسفانه اصولگرایان روشی در هشت سال دولت احمدی‌نژاد در پیش گرفتند و حمایت‌های بی‌حساب و کتابی که از عملکرد نامناسب رئیس‌جمهور وقت کردند و همین امر موجب شد تا مفاسدی از دل آن دولت بیرون آید که متاسفانه به حساب اصولگرایان نیز نوشته شد. برخی بر همان تفکر باقی ماندند اما برخی نیز چرخش موضع دادند و متوجه روش اشتباه‌شان شدند و به سمت اصلاح‌طلبان گرایش یافتند. در نتیجه جریان اصلاح‌طلبی و اعتدالی بیشتر به هم نزدیک شدند و به این موضوع پی بردند که اصلاح‌طلبی، گفتمانی است که منافع ملی و مصالح کشور را مورد توجه قرار دارد و عدالت اجتماعی را در نظر دارد و آزادی‌های مدنی را مورد توجه دارد به همین دلیل نیز به این سمت گرایش یافتند. البته اختلافات در میان جریان اصولگرایان وجود دارد و در جریان انتخابات نیز شاهد بودیم که بحث جریان جدیدی به نام نواصولگرایی را مطرح کردند. اما خوشبختانه عقلانیتی که برخی اصولگرایان داشتند موجب شد که با اصلاح‌طلبان و همچنین با دولت دکتر روحانی همکاری کنند.

  تا چه اندازه ضروری می‌دانید که در شرایط کنونی وزرا در راستای تحقق برنامه‌های دکتر روحانی حرکت کنند؟

وزرای دولت دوازدهم باید این نکته را مورد توجه داشته باشند

که به دور از حواشی و متناسب با برنامه‌های دولت حرکت کنند. همچنین وزرا باید این امر را در نظر داشته باشند که به فعالیت تخصصی‌شان بپردازند؛ در غیر این صورت در چهار سال آینده کل جریان اصلاح‌طلبی با مشکل مواجه خواهد شد. اما از این نکته غافل نشویم که هر وزیری علاوه بر شخصیت کاری از شخصیت سیاسی نیز برخوردار است چراکه روحانی با رویکرد سیاسی خاصی پا به عرصه انتخابات 96 گذاشت و مردم نیز در حقیقت به رویکرد و برنامه‌های روحانی رأی دادند و به هر حال وزرای معرفی شده از سوی روحانی باید بر همان اساس فعالیت کنند و همان رویکرد مورد نظر مردم را در چارچوب برنامه‌های دولت دنبال کنند. به‌ویژه تیم اقتصادی دولت باید به خوبی عمل کند و کشور را از مشکلات بسیاری که با آن مواجه هستیم، رهایی بخشد.

منتشر شده در گفتار
چهارشنبه, 08 شهریور 1396 08:23

وضعیت اصلاح طلبان در آینده

فاضل‌میبدی در گفت‌و‌گو با نوآوران تأکید کرد: استقبال مردم از اصلاح‌طلبان در 1400؛ منوط به عملکرد مناسب کابینه دوازدهم

شکست‌های پیاپی اصولگرایان در انتخابات مجلس، شورای شهر و از همه مهم‌تر ریاست‌جمهوری موجب شده تا این جریان از هر فرصتی برای زیر سؤال بردن جریان رقیب یعنی اصلاحات بهره جویند. اکنون نیز نظر منفی نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به بیطرف که برای اداره امور وزارتخانه نیرو از سوی روحانی به خانه‌ملت معرفی شده بود، بهانه جدید تندروهای اصولگرا برای نمایش اختلاف و افتراق میان اصلاح‌طلبان شده است؛ غافل از این‌که اقدامات تخریبی این چنین راه به جایی نخواهد برد. بالاخره در هر جریان و حزب و گروهی اختلاف‌نظرهایی وجود دارد اما به این معنا نیست که این تفاوت در دیدگاه‌ها به معنای اختلافات جدی در جریان اصلاحات است. در همین خصوص به گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققين و مدرسين پرداختیم که مشروح آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

نوآوران آنلاین-  * این روزها برخی سعی دارند اتحاد جریان اصلاحات را زیر سؤال ببرند. این عده همچنین برای ایجاد افتراق و انشقاق میان اصلاح‌طلبان در تلاش هستند و عدم اعتماد مجلس به بیطرف برای تصدی وزارتخانه نیرو را دستاویزی قرار دادند تا از این طریق به اختلاف‌نظرات جزئی دامن بزنند و حاشیه را پررنگ‌تر از متن جلوه دهند. به نظر شما این حاشیه‌ها و بداخلاقی‌ها از کجا نشأت می‌گیرد؟

نمی‌توان منکر وجود برخی تفاوت دیدگاه‌ها در میان افراد یک حزب یا جریان شد بالاخره همه جریان‌های سیاسی در برخی از مسائل دیدگاه‌های متفاوتی دارند و البته نمی‌توان این تفاوت‌ها را به معنای نبود اتحاد تلقی کرد. نباید درخصوص موضوع عدم اعتماد به بیطرف و یا رأی بسیار پایین حجتی با هدف تضعیف اصلاح‌طلبان بزرگنمایی و اغراق شود. اختلاف‌سلیقه‌ها در هر حزب و جریانی وجود دارد اصلاح‌طلبان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. علاوه بر نقاط قوت و عملکرد مناسب فراکسیون امید در همه زمینه‌ها اما از این نکته نیز غافل نشویم که فراکسیون امید مجلس نیز می‌توانست بهتر و منسجم‌تر و قوی‌تر عمل کند. همانطور که از روحانی برای معرفی کابینه دوازدهم انتظاری بیش از این داشتیم، انتظارمان از فراکسیون امید نیز بیش از این بود. تلاش اصولگرایان برای ایجاد افتراق و انشقاق در میان اصلاح‌طلبان نیز ناشی از شکست‌هایشان در انتخابات است.

* علاوه بر جریان‌سازی اصولگرایان شاهد این بودیم که برخی از اصلاح‌طلبان نیز به تخریب فراکسیون امید مجلس پرداختند و اعلام کردند که عدم اعتماد به بیطرف، به‌عنوان شخصیتی اصلاح‌طلب، نهایت ضعف فراکسیون امید بود. در حقیقت طرح انتقادات این‌چنینی از سوی برخی اصلاح‌طلبان، آب به آسیاب جناح رقیب ریختن است. به نظر شما آیا این اقدام حرکت در مسیر اصولگرایان یعنی همان تخریب جریان اصلاحات نیست؟

در شرایط کنونی نکته‌ای که اصلاح‌طلبان باید در نظر داشته باشند این است که نباید به کوچکترین اختلاف سلیقه‌ها از درون دامن زده شود و زمینه مناسب برای اصولگرایان فراهم شود تا به تخریب بیشتر بپردازند. از‌این‌رو ضروری است که اصلاح‌طلبان همچون همیشه متحد و منسجم باشند چراکه چیزی از دست نداده‌اند و اکثریت کابینه پیشنهادی دوازدهم با رأی قاطبه نمایندگان مجلس به قطار تدبیر و امید پیوستند و عدم اعتماد به یک شخص امری طبیعی است.

* به نظر شما وزرای دولت دوازدهم از این پس چه رسالت مهمی در پیش دارند؟

برخی تندروهای جریان رقیب همواره در تلاش هستند تا با ایجاد حواشی، حواس دولتمردان را به‌نحوی پرت کنند که از پرداختن به رفع مشکلات کشور غافل بمانند و بعد از چهار سال بهانه خوبی برای تخریب اصلاح‌طلبان داشته باشند. از این رو ضروری است که وزرای دولت دوازدهم طی چهار سال پیش‌رو با عملکرد خوب خود و همچنین حفظ انسجام درون‌حزبی عملکرد قابل‌قبولی داشته باشند تا در انتخابات 1400 نیز شاهد استقبال مردم از اصلاح‌طلبان باشیم. اما اگر این تفاوت دیدگاه‌ها در عملکردشان تأثیر منفی بگذارد و به جای رفع مشکلات به حواشی توجه کنند، مردم از رأی به آن‌ها دلسرد می‌شوند. وزرا باید تمام انرژی خود را صرف تحقق وعده‌های انتخاباتی روحانی کنند تا در 1400 نیز شاهد تداوم حضور اصلاح‌طلبان در تصمیم‌گیری‌ها و مناصب اجرایی کشور باشیم. اما اگر برخی از اختلافات به نحوی ایجاد و دامن زده شود که دولت، مجلس و اصلاح‌طلبان دلسرد شوند، با مشکلات بسیار جدی مواجه خواهیم شد. ازاین‌رو بزرگان اصلاح‌طلب باید روحیه اتحاد و حفظ انسجام را تقویت کنند تا شاهد حرکت یکپارچه کشور به سوی رشد و شکوفایی و همچنین دستیابی به توسعه پایدار باشیم. کشور اکنون در شرایط اقتصادی نامناسبی به‌سر می‌برد که باید برای رفع همه نواقص و کاستی‌ها تلاش‌های گسترده‌ای صورت گیرد. وزرای دولت دوازدهم باید با انگیزه برای رفع مشکلات تلاش کنند. به‌عنوان نمونه بیکاری مشکلی است که باید در اولویت دولتمردان قرار گیرد و برای رفع این مشکل همه باید بسیج شوند تا در دولت دوازدهم شاهد ریشه‌کنی این معضل باشیم. باوجود مشکلات و محدودیت‌هایی که وجود داشت تیم اقتصادی دولت دوازدهم به خوبی عمل کرد و امیدواریم حرکت رو به جلوی اقتصاد را در دولت دوازدهم نیز شاهد باشیم. اصلاح‌طلبان باید پایبند به وعده‌هایی باشند که به مردم داده‌اند و تلاش کنند که به مطالبات، جامه عمل بپوشانند. توجه به این نکته ضروری است که فراکسیون امید و دولت را می‌توان نقد کرد اما نقدی که باعث کدورت و اختلاف و دوگانگی و از روی غرض‌ورزی نباشد. به اعتقاد من  میان برخی تندروها و جریان اصولگرایی باید تفکیک قائل شد. خوشبختانه اصولگرایان واقعی به این نتیجه رسیده‌اند که باید در گفتار و رفتارشان تجدیدنظر کنند اما برخی افراد تندرو هستند که از دیرباز با جریان اصلاحات مشکل داشته و از هر فرصتی برای ایجاد افتراق میان اصلاح‌طلبان سوء‌استفاده می‌کنند.

* پس شما هم اعتقاد دارید که اصولگرایان اغراق می‌کنند و با بزرگ کردن تفاوت دیدگاه‌های اصلاح‌طلبان قصد دارند شیرینی رأی بالای مجلس به کابینه پیشنهادی را تلخ ‌کنند؟

تفاوت سلیقه و اختلاف‌نظر در هر حزب و جریانی وجود دارد. در اردوگاه اصولگرایی نیز اختلاف‌نظر وجود دارد اما آن‌ها اختلافات در جریان رقیب را بزرگنمایی می‌کنند و بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع ملی فقط براساس منافع خود عمل می‌کنند.

آرزو قادری

روزنامه‌‌نگار

منتشر شده در گفتار

آیت‌الله‌موسوی تبریزی در گفت‌وگو با «آرمان

آرمان- روح‌ا... کرمانی: آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی از جمله شخصیت‌هایی است که می‌توان آنها را تاریخ زنده انقلاب نامید. او از جمله مبارزان شناخته شده قبل از انقلاب بوده و از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب در سطوح مختلف مدیریتی و در جایگاه‌های حساس خدمت کرده‌ است. نکته قابل تامل درباره آیت‌ا... موسوی تبریزی این است که او در تمام مراحل انقلاب هرگز از فضای درس و بحث حوزوی دور نبوده و حضور مداوم در حوزه علمیه قم از او شخصیتی علمی در کنار وجه سیاسی‌اش به‌وجود آورده است. در فرصتی که دست داد پای سخن او نشستیم و درباره مسائل مختلف سیاسی و تشکیل کابینه دوزادهم گفت‌وگو کردیم. آیت‌ا... موسوی تبریزی درباره کابینه اول روحانی اعتقاد دارد: «آقای روحانی در دوره اول ریاست جمهوری خود نتوانست به صورت کامل خواسته‌های مردم را جوابگو باشد و مشکلات آن را حل کند، البته موانع زیادی هم پیش پای رئیس جمهور در راستای تحقق وعده‌هایش وجود داشت.» او این مشکلات را به مدیریت دولت‌های نهم و دهم مربوط می‌داند و می‌گوید: «همگان شاهد بودیم که تمام همت و تلاش دولت یازدهم برای آواربرداری از مشکلات دولت‌های نهم و دهم صرف شد.» در ادامه گفت‌وگوی آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی را با «آرمان» می‌خوانید.

با توجه به اینکه آقای دکتر روحانی در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری به پیروزی رسیدند، توصیه شما به رئیس جمهور منتخب در دوره جدید چیست؟

در ابتدا از مجموعه آقای عبداللهی در تهران و قم که در طول انتخابات به واقع تلاش زیادی برای معرفی خدمات دولت کردند، صمیمانه تقدیر و تشکر دارم. بنده توصیه خاصی به آقای روحانی ندارم و هیچ تقاضایی هم از ایشان نکردم. با اینکه دوستان آقای روحانی در زمان انتخابات به قم آمدند و در منزل بنده جلسات متعددی داشتیم و همکاری‌های زیادی انجام دادیم، بنده حتی از ایشان هم تقاضایی نکردم، معتقدم آقای روحانی مسلما در ابتدا برای خدا و برای مردم و برای خودش هم که شده، می‌خواهد در این 4 سال یک یادگاری خوبی از خود به جای بگذارد. آقای روحانی کاملا می‌داند پایگاه 24 میلیونی رایی که آورده است کجاست. فردی که به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم بر مسند امور می‌نشیند، مسئولیت بسیار بزرگی بر گردن دارد، او باید در روز قیامت پاسخگوی عملکرد خود در برابر پروردگار باشد، ما هم که این فرد را تایید کردیم باید در برابر مردم و پروردگار پاسخگو باشیم. بی‌تعارف عرض می‌کنم 80درصد مردم با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی بسیاری در جامعه وجود دارد، بیکاری غوغا می‌کند، آقای روحانی بیشتر از ما این مطالب را می‌داند و با اطلاع آمده است، اصلاح‌طلبان هم دقیقا توقع رفع همین مشکلات را از رئیس جمهور دارند، پس دیگر من چه توصیه‌ای می‌توانم به رئیس جمهور داشته باشم جز تلاش برای رفع مشکلات مردم. بنده بنا بر تجربه‌ای که از ابتدای پیروزی انقلاب در سمت‌های مختلف دارم، چه به عنوان دادستان کل کشور و چه به عنوان نماینده مجلس و بعد از آن هم حضور در قم و کارهای سیاسی دیگر، از مردم دور نبودم و با مشکلات مردم آشنا هستم، آنچه تجربه چند ساله بنده ثابت کرده این است که مردم عقد اخوت و برادری با کسی نبسته‌اند، هر گروه و جناحی که در جهت رفع مشکلات آنان قدم بردارد، به آن جریان روی خواهند آورد. اصلاح‌طلبان با توجه به عنوانی که دارند، در این زمینه بیشتر مطالبه داشته و دارند. آقای روحانی در دوره اول ریاست جمهوری خود نتوانست به صورت کامل خواسته‌های مردم را جوابگو باشد و مشکلات آن را حل کند، البته موانع زیادی هم پیش پای رئیس جمهور در راستای تحقق وعده‌های خود بود، بالاخره مشکلات انباشته‌ای از دولت‌های نهم و دهم به دولت آقای روحانی به ارث رسیده بود، از جهت مالی هم دولت با مشکلات عدیده‌ای مواجه بود، این مسائل باید یکی پس از دیگری حل شود، همگان شاهد بودیم که تمام همت و تلاش دولت یازدهم برای آواربرداری از مشکلات دولت‌های نهم و دهم صرف شد. هنوز هم مشکلات وجود دارد ولی با توجه به اینکه دولت مقدمات رفع مشکلات را فراهم کرده است، امیدواریم که در دولت دوازدهم وضعیت عمومی جامعه و مردم بهتر شود.

آقای رئیس جمهور در صحبت‌های خود تاکید دارد که رقابت‌های انتخاباتی تمام شده و باید با همدلی نسبت به رفع مشکلات مردم اقدام کنیم، اما برخی هنوز از انتخاب مردم عصبانی هستند، نظر جنابعالی در این رابطه چیست؟

من اصلا رقابت را دشمنی حساب نمی‌کنم، واقعا دشمنی هم نیست، بنده با آقای روحانی رفاقت 50 ساله دارم، با هم آمدیم قم، با آقای رئیسی هم رفیق هستم، البته سن آقای رئیسی خیلی کمتر است. جالب است بدانید بعد از پیروزی انقلاب، اولین حکم را به عنوان دادستان کرج بنده به ایشان دادم. آقای رئیسی قبل از آن حکم دادیاری در همدان داشت. ایشان یکی از اعضای فعال کمیته قضایی بود، در سال 60 به مدت سه سال دادستان کرج بود، بعد آمد تهران، بنده تا سال 63 که این مسئولیت را بر عهده داشتم، چیز بدی از ایشان نشنیدم و ندیدم، هم مودب بود هم معتدل و به هیچ عنوان روحیه خشن و تند نداشت. با دیگر آقایان کاندیدا هم آشنایی دارم. به هر صورت اقتضای دوره انتخابات ایجاب می‌کند که کاندیداها تلاش کنند تا تنور انتخابات داغ شود، شاید کاندیداها سخنانی بگویند که کاملا مخالف یکدیگر باشد، اما این صحبت‌های برای زمان انتخابات است و بعد از آن رقابت باید تبدیل به رفاقت شود و همه باید برای رفع مشکلات مردم تلاش کنند.

این روزها بحث انتخاب کابینه و چینش وزرا داغ است، در این راستا شاهد گمانه‌زنی‌های مختلفی در رسانه‌ها هستیم که بعضا با واقعیت هم منطبق نیست، برخی معتقدند این گمانه‌زنی‌ها شاید برای فشار به رئیس جمهور باشد، نظر شما در این خصوص چیست؟

آقای روحانی برای تعیین وزرا باید دستش باز باشد و باز هم هست. اینکه بعضا در رسانه‌ها مطرح می‌شود که فلان وزیر با نظر رهبری انتخاب می‌شود، حتی اگر از طرف دوستداران رهبری هم مطرح شود، به نوعی ظلم به ایشان است. رئیس جمهور در انتخاب کابینه کاملا آزاد است و مجلس هم در تحقیق و تفحص از وزرا و بررسی سوابق و کارنامه آنان در رای اعتماد به کابینه کاملا آزاد است، معتقدم وقتی نام رهبری در اینجا مطرح می‌شود، به طور حتم در تصمیم مجلس تاثیر دارد، البته دفتر رهبری با هوشیاری در این زمینه اطلاعیه‌ای صادر کرد که بسیار بجا بود و جلوی سوء استفاده‌ها را گرفت. به هر صورت طبق قانون اساسی رهبری به مسائل کلان از جمله سیاست‌های خارجی و دفاعی نظارت دارد، اما اینکه بگوییم فلان وزیر را رهبری معین کرده است، به نظرم کار درستی نیست، چرا که اگر وزیری را به واقع رهبری تعیین کرده باشند، دیگر رای دادن یا ندادن مجلس به این وزیر کمی بی‌معنا می‌شود، در صورتی که به هیچ عنوان چنین نیست، به طور مثال می‌گویند وزیر خارجه را رهبری معین می‌کند، همگان شاهد بودیم که همین وزیر خارجه در خصوص برجام در مجلس مورد هجمه‌های شدیدی قرار گرفت، اگر واقعا رهبری آقای ظریف را تعیین کرده بود، ایشان می‌توانست به مجلس بگوید که مسئولیت بنده با رهبری است و عملکرد من به مجلس ارتباطی ندارد. در صورتی که می‌بینیم دست نماینده‌ها در تحقیق و تفحص از برجام باز است. معتقدم مطرح کردن نام رهبری اصلا به صلاح نبود و از طرف هر کسی که بوده ولو اینکه به عنوان علاقه به رهبری باشد، یک بی‌سلیقگی بود.

پایگاه رای 24 میلیون آقای روحانی اصلاح‌طلبان هستند و طبیعی است که در چینش کابینه خواسته‌هایی را از رئیس جمهور داشته باشند، نحوه بیان این مطالبات چگونه باید باشد؟

اصلاح‌طلبان باید مطالبات و خواسته‌های خود را در خصوص چینش کابینه و انتخاب وزرا، در قالب شرایط وزیر مطلوب به رئیس جمهور پیشنهاد دهند، نه اینکه آن را به عنوان شخص یا فرد خاص به رئیس جمهور تحمیل کنند. البته اصلاح‌طلبان این کار را نمی‌کنند و به صلاح هم نیست که چنین کاری انجام دهند. همان‌طور که عرض کردم آقای روحانی در انتخاب وزرا باید آزاد باشد، در اینکه پایگاه رای آقای روحانی اصلاح‌طلبان هستند، حرفی نیست.

بعد از انتخابات ریاست جمهوری مباحثی مطرح شد مبنی بر اینکه انتخاب و رای مردم در برخی شئون جوامع اسلامی جایگاهی ندارد، نظر شما در این رابطه چیست؟

در تمام دنیا و در مجامعی که پیشرفت کرده‌اند، شاید صدها تجربه را پیش برده‌اند و در آخر رسیده‌اند به این مطلب که جز اطاعت از نظر اکثریت مردم، راهی برای اداره کشور نیست، یعنی هر راهبرد دیگری بجز رای اکثریت مردم در اداره جامعه، به بن بست می‌رسد. در انتخابات هم امکان اجماع صد در صدی وجود ندارد، اجماع در رای اکثریت معنا می‌شود، البته اینکه وقتی اکثریت کسی را انتخاب کردند، معنای آن این نیست که اقلیت حقی ندارد. ممکن است اقلیت اعتراض معقولی داشته باشد و این اعتراض به جایی برسد که بخشی از اکثریت را با خود همراه نماید و در انتخابات بعد آرای مردم به نماینده آن اقلیت داده شود. تا کنون برای اداره جوامع پیشنهادی بهتر از انتخابات داده نشده است. در اوایل سال 68 که قانون اساسی بازبینی می‌شد، آیت‌ا... مشکینی به عنوان رئیس خبرگان و رئیس گروهی که امام تعیین کرده بود برای بازنگری قانون اساسی، نظر امام را در خصوص متمم قانون اساسی و شرط مرجعیت برای رهبری خواسته بود. امام در جواب این نامه می‌نویسد، «ما که نمی‌توانیم نظام اسلامی‌مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی‌مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط «مرجعیت» لازم نیست. مجتهد عادل مورد تایید خبرگان محترم برای سراسر کشور کفایت می‌کند. اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولیّ منتخب مردم می‌شود و حکمش نافذ است. در اصل قانون اساسی من این را می‌گفتم، ولی دوستان در شرط «مرجعیت» پافشاری کردند، من هم قبول کردم. من در آن هنگام می‌دانستم که این در آینده نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست». توجه کنید، امام تاکید می‌کند اگر اکثریت مردم افرادی را برای خبرگان انتخاب کنند و آنان به عنوان نماینده مردم مجتهد عادلی را برای رهبری برگزینند، ایشان رهبر مردم خواهد بود و حکمش نافذ است، یعنی این انتخاب باعث نفوذ حکم رهبری می‌شود، در صورتی که قبل از انتخاب به عنوان رهبری، آن فرد مجتهد عادل بوده، ولی حکمش نافذ نبوده است.

بعد از انتخابات شاهد بودیم گروهی که به نوعی شکست خورده بودند، بحث تشکیل دولت در سایه را مطرح کردند. به طور کلی طرح چنین مباحثی آیا می‌تواند کمکی به حل مشکلات مردم و پیشبرد امور داشته باشد؟

به نظر من اینها شایعاتی است که می‌خواهند بر اساس آن آقای روحانی را تحت فشار قرار دهند. اگر دولت در سایه به این معنا باشد که افراد صاحب فکر و ایده در قالب یک کار کارشناسی، پیشنهادات خود را برای مدیریت کشور به آقای رئیس جمهور بدهند، که این مساله همیشه بوده و هست و اتفاقا ضروری است. اما اگر معنایش این است که دولت آقای روحانی یک دولت ظاهری است و پشت پرده عده‌ای هر چه می‌گویند و تصمیم می‌گیرند باید اجرا شود، غیر قابل قبول و باور است، چرا که آقای روحانی زیر بار چنین مباحثی نمی‌رود.

یکی از نقاط قوت دولت یازدهم، حوزه سیاست خارجی بوده و برجام به عنوان نقطه اوج آن به شمار می‌رود. با توجه به کارشکنی‌های اخیر آمریکا در موضوع برجام و همچنین مساله گروه‌های تروریستی در منطقه، سیاست خارجی دولت آینده باید به چه سمتی باشد؟

در یک کلام به سمت عقلانیت. در این رابطه نظام سرمایه‌گذاری زیادی کرده است، زحمات زیادی کشیده شده تا آن فضای ایران‌هراسی که در دنیا ایجاد شده بود، شکسته شود. امروز نگاه دنیا به ایران عوض شده است و باید تلاش شود که این سرمایه حفظ شود، همه مسئولان باید در این مساله اجماع داشته باشند، چرا که اگر چنین باشد به مردم ایران ظلم کرده‌اند، این مردم از سال‌های دور روحیه فرهنگی و انسانی داشته‌اند، سیاست خارجی ما باید به این سمت باشد که ملت ایران را همان‌طوری که هست به دنیا معرفی کنیم، مبالغه هم نیاز نیست. ایران کشوری بوده است که مغزها را به سراسر دنیا صادر می‌کرده ولی الان فرار می‌دهیم، البته همین فراری‌ها هم موجب تبلیغ ایران در خارج از کشور می‌شوند. امروز مهم‌ترین وظیفه در سیاست خارجی این است که جایگاه مردم ایران را در دنیا بالا ببریم، اقدامات خوبی انجام شده ولی هنوز به صورت کامل غبارزدایی نشده است، ادامه این روند موجب توسعه و پیشرفت ایران اسلامی خواهد شد.

احزاب سیاسی یکی از ارکان دموکراسی به شمار می‌روند و دموکراسی بدون حزب تحقق پیدا نمی‌کند. با توجه به اینکه حزب فراگیری در کشور نداریم و احزاب آن‌چنان که باید و شاید پا نمی‌گیرند، آینده دموکراسی در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سال‌های دراز دیکتاتوری در مملکت ما حاکم بوده است. فرهنگ دیکتاتوری، منیت، خودمحوری، غرور و تکبر باعث غفلت می‌شود، غفلت در درجه اول به خود شخص ضرر می‌زند و بعد به دیگران. در جامعه ما با اینکه از زمان مشروطه دم از رای و انتخاب و مجلس و اینها زده‌ایم، ولی باز هم همین روحیه نگذاشته است که فرهنگ منیت از جامعه ما رخت بربندد. بالاخره حضور احزاب قوی و دموکراسی و مردمسالاری منافع قدرت‌های بزرگ خارجی و وابستگان داخلی آنها را به خطر می‌اندازد، در همان زمان مشروطه هم شاهد بودیم که قدرت‌های بزرگ دنیا به دنبال استعمار کشورهای نفت خیز بودند و همین مساله باعث شد که حرکت‌های مشروطه و بعد از آن در زمان مصدق و آیت‌ا... کاشانی که واقعا آگاهانه بود، با مشکل مواجه شود و همین قدرت ها، کشمکش‌های داخلی بین افراد صاحب نفوذ راه‌انداختند. هنوز هم ملت ایران تاریخ واقعی زمان دکتر مصدق و آیت‌ا... کاشانی را نمی‌دانند، شاید یک وقتی اسنادی به دست بیاید و مشخص شود که بیگانگان و برخی از وابستگان داخلی آنها چه خیانت‌هایی به این کشور و ملت کرده‌اند. بعد از پیروزی انقلاب هم این مسائل پیش آمده است، آنچه مسلم است اینکه متاسفانه در جامعه ما هنوز خودمحوری حاکم است. برای مثال فردی بهترین تخصص‌ها و عالی‌ترین رتبه‌های علمی را کسب می‌کند، ولی هنوز خودخواهی را به همراه خود دارد و می‌گوید هر چه من می‌گویم درست است، این متاسفانه در فرهنگ ما هست، لذا می‌بینیم که احزاب خیلی خوب تشکیل شده ولی نتوانسته‌اند پایدار بمانند. به عنوان مثال حزب جمهوری اسلامی. این حزب با حضور افراد سرشناس و طراز اول تشکیل شد ولی در کمتر از یک‌سال از درون به سه گروه تقسیم شدند. یک گروه که در آن زمان به خط امامی‌ها معروف بودند مثل آقایان بهشتی، موسوی و... یک بخشی هم طیف موتلفه که آن موقع هنوز ثبت نشده بود و در درون حزب جمهوری اسلامی فعالیت می‌کرد و بخش دیگر آقای جاسبی، ولایتی و تحصیلکرده‌های خارج بودند. در زمانی که آقای خامنه‌ای دبیر کل حزب بود خدمت ایشان رسیدم، گفتم این چه حزبی است که دو گروه عضو آن آن‌قدر از هم بد می‌گویند که گویی با هم دشمن هستند؟ در ابتدا آقای موسوی دبیر اجرایی بود، بعد رسید به آقای جاسبی، بعد از آقای جاسبی آقای بادامچیان دبیر شد. اختلافات به جایی رسید که احساس شد دامن این اختلافات شاید به انتخابات هم برسد و تاثیرگذار باشد. لذا امام فرمود که حزب جمهوری اسلامی باید منحل شود. آقای هاشمی خدمت امام رفت و گفت شما دستور انحلال حزب را ندهید، ما خودمان حزب را تعطیل می‌کنیم که تعطیل هم شد. جامعه روحانیت مبارز تهران یک نمونه بارز دیگر همین مساله است. در این جامعه افراد بزرگی بودند، مثل آیت‌ا... مهدوی کنی، شاه آبادی، انواری، موسوی خوئینی‌ها، کروبی و... . یک دفعه اختلافات زیادی در بین آنها ایجاد شد، خدمت امام رفتند و اعلام کردند که دیگر نمی‌توانیم با هم کار کنیم و از هم جدا شدند. یک بخشی شد مجمع روحانیون و یک بخش شد جامعه روحانیت. یک روز آقای کروبی با همین مجمع روحانیون اختلاف پیدا کرد و رفت حزب اعتماد ملی را تاسیس کرد و نمونه‌های زیاد دیگر. این پیشامدها باعث می‌شود که احزاب قدرتمند جلو نروند، به نظر من که 8 سال ریاست خانه احزاب را بر عهده داشتم و تقریبا مورد قبول همه طیف‌های سیاسی بودم، تنها عیب ما خودخواهی است. می‌گوییم حالا که مرا دبیر کل نکردند، پس باید این حزب از بین برود، این روحیه باعث می‌شود که احزاب 5 نفره داشته باشیم. از طرف دیگر، عده‌ای به خاطر منافع خودشان از حزب گسترده و فراگیر می‌ترسند. احزاب قدرتمند، مطبوعات و مردم آزاد می‌توانند جامعه را از این همه مفاسد مصون دارند.

بعد از روی کار آمدن دولت آقای روحانی شاهد شکل‌گیری گفتمان اعتدال، اصلاحات و عقلانیت در عرصه سیاسی ایران هستیم، نظر جنابعالی در خصوص این گفتمان چیست؟

گفتمان اعتدال در جامعه ما یک ضرورت است و باید تلاش کنیم این گفتمان را تبیین و حفظ کنیم. اعتدال یعنی عقلایی عمل کردن، یعنی قبل ازفکر کردن تصمیم نگرفتن، به نظر من فرد معتدل یعنی فرد منطقی. هر گاه بدون عصبانیت، خودخواهی و عجله تصمیم گرفتیم، یک فرد معتدل هستیم. معتدل که شدیم، عقلانیت پیش می‌آید، در این صورت هر اقدامی که انجام می‌دهیم، بر اساس کینه، دشمنی، خودخواهی، تزویر و ریا نیست. با این تعاریف، هیچ کس نمی‌تواند بگوید که اعتدال بد است، بلکه به نظر من اعتدال یک ضرورت است.

بی‌شک خاستگاه جریان احمدی‌نژاد اصولگرایی بود و در دولت‌های نهم و دهم شاهد بودیم که اصولگرایان تمام و کمال از این جریان حمایت کردند، آیا امروز این جریان نباید مسئولیت خسارت‌های سنگینی که در طول 8 سال به کشور وارد کرده‌اند را بپذیرد؟

صد البته همین‌طور است، اما بالاخره هر کسی می‌خواهد خود را تبرئه کند، ذات انسان این گونه است. این مساله نیز ریشه در خودخواهی دارد. همین جریان و آدم‌ها در زمان احمدی‌نژاد تمام و کمال از ایشان و اقداماتی که انجام داد حمایت کردند. اینکه ما بگوییم حالا که احمدی‌نژاد راس کار است، پس هر کاری می‌کند درست است و باید از آن حمایت کنیم، یعنی خودخواهی، یعنی اینکه عقلانیت در این تصمیم‌گیری جای خود را به خودخواهی داده است. اگر در عصبانیت، قدرت و غرور، عقلانیت نباشد، می‌شود شهوت، ولی اگر عقلانیت باشد، انسان از ملائکه هم بهتر می‌شود. متاسفانه جریان احمدی‌نژاد، از آخوند، حوزه و دین هم سوء استفاده کرد. مثلا این آقا آمد و گفت که ساعت‌های رسمی کشور را نباید جلو و عقب بکشیم به نماز مردم ضربه می‌خورد، هیچ کسی هم نگفت که جلو و عقب رفتن ساعت چه ربطی به نماز دارد، اینکه ساعت 12 یا یک اذان بگویند، چه ارتباطی به نماز دارد؟ کدام مرجع تقلید با ساعت نماز می‌خواند؟ اذان با طلوع آفتاب، ظهر و مغرب آقامه می‌شود. این آقا با این اقدام خود می‌خواست بگوید که من مقدس هستم، می‌خواست خود را به مراجع و علما و مقدسین نزدیک کند. وقتی عقلانیت حاکم نباشد، انسان به جایی می‌رسد که از مقدسات هم به خاطر نفسانیات خود استفاده می‌کند، دیگر فکر نمی‌کنیم که این اقدام ما مقدسات را نابود می‌کند. این فرد حتی اگر دروغ هم نگوید، از خودخواهی زیاد توهم پیدا می‌کند، می‌شود جریان هاله نور، در مقابل یک عالم عالیقدری مثل آیت‌ا... جوادی آملی می‌نشیند و آن حرف را می‌زند، چنان مغرورانه که فکر می‌کند آیت‌ا... جوادی قبول کرده است. بعضی افراد خودخواه هستند، اما عقلانیت دارند، اینها بهتر هستند، اگر خودخواهی باشد اما عقلانیت نباشد، کارهایی می‌کنند که یک جامعه را به نابودی می‌کشند. تاریخ ایران درآمد نفتی که دوران احمدی‌نژاد داشتیم را به خاطر ندارد، از سوی دیگر در تاریخ ایران ضربه‌ای که از نظر اقتصادی در این دوره کشور به دلیل بی‌عقلی و بی‌فکری خورده را تجربه نکرده است. به هر صورت جریان اصولگرا هم که احمدی‌نژاد را سرکار آورده، نمی‌خواهد این همه خسارت را بپذیرد. البته بعضی از عقلای اصولگرایی مثل آقای مطهری خیلی زود متوجه شدند خط خودشان را از این جریان جدا کردند. اما بعضی در این مسیر کوتاهی کردند و برخی هنوز هم از این جریان پشتیبانی می‌کنند، این افراد باید در پیشگاه خداوند و مردم پاسخگو باشند، البته کسانی که هنوز بر این اشتباه خود اصرار می‌کنند و عمدا می‌خواهند کشور را به سراشیبی سقوط بکشانند، از سوی مردم طرد خواهند شد.

نظام جمهوری اسلامی راه را برای ورود زنان به عرصه‌های مختلف مدیریتی از جمله وزارت، باز گذاشته است اما این مساله توجه بیشتر دولتمردان را می‌طلبد، تا آغاز به کار و چینش کابینه دوازدهم زمان زیادی باقی نمانده است، نظر شما در خصوص حضور زنان در کابینه دوازدهم چیست؟

حضور زنان در عرصه‌های مختلف از نظر شرعی هیچ منعی ندارد. یعنی زنان حتی می‌توانند رهبر و رئیس جمهور شوند، اگر شرایط لازم را داشته باشند. اگر یک زن متدینی آمد و از لحاظ علمی به درجات بسیار بالایی رسید و از بقیه اعلم شد، ایشان می‌تواند مرجع تقلید باشد. در آیات و روایات هیچ دلیلی بر اینکه زن نمی‌تواند رهبر، رئیس‌جمهور یا قاضی شود، نداریم. یکی دو روایت ضعیف از اهل تسنن نقل شده که چندان معتبر نیست. لذا حضور زنان در عرصه‌های بالای مدیریت از جمله وزارت هیچ منعی ندارد و اگر شرایط لازم را داشته باشند، آقای روحانی حتما باید از آن استفاده کند.

منتشر شده در گفتار

محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با فرارو بررسی کرد

آقای رئیسی فردی است که هیچ سابقه فرهنگی و نگارش مقاله و کتاب خاصی ندارند. ضمن اینکه ایشان حتی تا حالا در میان جوانان و دانشگاهیان هم سخنرانی نداشته اند.ضمن اینکه اگر قرار باشد امثال آقایان علم‌الهدی و مصباح یزدی را به عنوان حامی در کنار خود داشته باشد، شکستش به مراتب شدیدتر خواهد بود.

فرارو- فرهاد کیانفرید؛ بالاخره بعد از گمانه‌زنی‌های متعدد رسانه‌ای که طی ماه‌های اخیر صورت گرفته بود، حجت الاسلام رئیسی تصمیم گرفت در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. حضور وی که بسیار مطلوب جریان اصولگرایی است و معتقدند می تواند حسن روحانی را شکست دهد، روز گذشته با استعفا از شورای نظارت بر انتخابات، قطعی شد. اما اینکه او می تواند در برابر رئیس جمهور مستقر شانس پیروزی داشته باشد یا خیر، مسئله ای است که تا زمان انتخابات بارها و بارها از سوی رسانه‌ها و فعالان سیاسی مطرح خواهد شد. در همین خصوص حجت الاسلام فاضل میبدی از مدرسان حوزه در گفت‌وگو با فرارو به تحلیل نقاط قوت و ضعف این دو روحانی حاضر در انتخابات پرداخته است. وی که تاکید دارد حضور رئیسی از مشهد به معنی حمایت حوزه مشهد نیست، می گوید قرار نیست به واسطه حمایت حوزه قم از روحانی، شاهد تقابل میان حوزه مشهد و قم باشیم. آنچه در ادامه می آید مشروح این گفت‌وگو است:

با توجه به اینکه فضای حوزه علمیه قم تا حدود زیادی تمایل به آقای روحانی دارد و از سوی دیگر آقای رئیسی از مشهد کاندید انتخابات ریاست جمهوری می‌شود، آیا ممکن است همین مسئله باعث شود تقابلی میان حوزه قم و مشهد رخ بدهد؟

فکر نمی کنم که این انتخابات موجب شود که حوزه قم و مشهد دربرابر یکدیگر قرار بگیرند. زیرا آقای رئیسی  به طورکلی در حوزه مشهد شناخته شده نیستند. ایشان پیش از انقلاب یک مدتی در قم تحصیل کردند و رفتند. از طرف دیگر در قم طی صحبت‌هایی که من با برخی مراجع و علمای داشته‌ام همانطور که شما هم اشاره کردید، تمایلشان به آقای روحانی بیشتر است. آنها معتقدند که اگر دولت را بعد از چهارسال به رئیس جمهور جدید تحویل داده شود، کشور دچار خسران می شود.

لذا رای اکثریت آنها به آقای روحانی است. ضمن اینکه آقای رئیسی در قم هم شناخته شده نیست. حالا شاید در فاصله زمانی باقی مانده تا انتخابات جریانی تشکیل شود که از ایشان حمایت کنند ولی فعلا این اتفاق نیافتاده است. بنابراین گمان نمی کنم که تقابلی میان حوزه مشهد و قم صورت بگیرد. البته من خیلی در جریان حوزه مشهد نیستم اما به صرف اینکه یک روحانی در مشهد فعالیت دارد یا عضو شورای مدیریت باشد، دلیل نمی‌شود که حوزه این شهر از او حمایت کند.

با توجه به ارتباط ایشان با حجت الاسلام علم الهدی، آیا می توانند بر حوزه تاثیر بگذارند رای مثبت آنها را با خود همراه کنند؟

متاسفانه آقای علم‌الهدی طی سال‌های اخیر خودشان را بسیار درگیر سیاست کرده‌اند و موضع‌گیری‌های تندی در این مدت داشته است که از طرف مراجع قم هم قابل قبول نیست در مشهد هم قطعا مورد پذیرش قرار نمی گیرد. زیرا به طور کلی چنین مواضعی از سوی روحانیون بزرگ مورد قبول نیست. حالا این روحانیون چه مشهد باشند و چه در قم. بنابراین به نظر من خود ایشان هم در حوزه مشهد تاثیر چندانی ندارند.

شما به این اشاره کردید که هنوز در قم جریان حامی آقای رئیسی شکل نگرفته است. اما مدتی قبل خبرهایی مبنی بر دیدار آقای مصباح یزدی با تولیت آستان قدس منتشر شد که در این دیدار آقای مصباح حمایت خودشان را از ایشان مطرح کرده‌اند.فکر می کنید این جریان حامی آقای رئیسی در حوزه قم می تواند از همینجا شکل بگیرد؟

شرایط آقای مصباح با آقای علم‌الهدی تفاوتی ندارد. ضمن که ایشان هیچ وقت در حوزه قم تاثیرگذار نبودند. به ویژه طی سال‌های اخیر و اظهار نظرهای عجیب ایشان درباره دولت نهم و دهم که همه مسائل را به خدا و امام زمان(عج) مربوط کردند، این عدم تاثیرگذاریشان، به مراتب بیشتر شده است. بنابراین اگر ایشان از آقای رئیسی حمایت کند، کاملا نتیجه عکس می دهد و قطعا به ضرر آقای رئیسی خواهد بود و نمی تواند در حوزه قم مورد توجه قرار بگیرند.

شما گفتید که آقای رئیسی مدتی پیش از انقلاب در حوزه قم تحصیل کرده اند. این نشان می‌دهد که تا حدودی از پیشینه ایشان مطلع هستید. اما عموم مردم اطلاعات خاصی نسبت به ایشان ندارند. آیا این عدم شناخت می‌تواند به نفع ایشان باشد یا به ضررشان؟

ببیینید در شرایط امروزه کشور یک روحانی که صرفا سابقه در قوه قضائیه داشته باشد و کارهای اجرایی به معنای اجرایی کشور انجام نداده باشد و در مراسم سخنرانی علمی و فرهنگی حضور نداشته، نمی تواند خود را به عنوان رئیس جمهور به مردم معرفی کند.

ببینید آقای خاتمی که در سال 76 پا به عرصه انتخابات گذاشتند، یک وجهه فرهنگی داشتند و چند سال وزیر ارشاد بودند و یک تعریف مشخص و مهم از امام داشتند و همین مسائل و موارد دیگر باعث شد مردم به ایشان رای بدهند. اما آقای رئیسی این فاکتورها را ندارند و همین موضوع باعث می‌شود اثبات خودشان به مردم مشکل شود.

 

اما حالا در مقابل ایشان فردی(حسن روحانی) قرار دارد که طی چهار سال اخیر خود را به ملت ایران شناسانده است و از همان ابتدای پیروزی انقلاب در بدنه امنیتی و اجرایی نظام بوده است. البته این به معنی این نیست که می توان از تمامی اقدامات ایشان دفاع کرد اما به هرحال یک چنین عقبه‌ای همراه آقای روحانی است.

حضور آقای رئیسی مدتی است که مطرح است. موضع جریان اصلاحات به عنوان حامیان دولت در این باره چیست؟

موضع اصلاح‌طلبان این است که از حضور آقای رئیسی استقبال می کنند. زیرا معتقدند که با شرکت ایشان در انتخابات حضور مردم پای صندوق‌های رای بیشتر می‌شود و آقای روحانی با رای بیشتری نسبت به سال 92 انتخابات را پیروز می‌شوند.

منتشر شده در گفتار

محمد تقی فاضل میبدی

در مورد نقش آیت الله‌هاشمی در بین بدنه اصلاح طلبان در ایران و آینده اصلاحات پس از مرگ ایشان نکات فراوانی وجود دارد. مرگ ناگهانی و غیرمنتظره آیت الله شاید بهانه خوبی باشد برای آن دسته از نیروهایی که این روزها بر طبل تفرقه می‌کوبیدند؛  چه در خود جناح اصلاحات و ذیل عنوان انتخابات و چه در میان سایر جناح‌ها و ذیل عنوان آشتی ملی.

اصلاح طلبان می‌بایست از این فرصت پیش آمده نهایت بهره را در زمینه وحدت درون جناحی ببرند چرا که خواست و نظر آیت الله فقید هم جز این نبود. در واقع با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 96 بیم آن می‌رود که تفرقه و انشقاق در بین جریانات اصلاح طلب مانع از رسیدن به یک گزینه واحد برای انتخابات شود و از این اتفاق جناح مقابل که در طول این 4 سال از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به دولت فروگذار نبوده نهایت استفاده را برده و بر اریکه امور اجرایی کشور تکیه بزند.

اگر چه به سادگی نمی‌توان جانشینی مناسب و درخور به جای آیت الله فقید برای لیدری جریان اصلاحات و اعتدالگرایی , چه از نظر سابقه سیاسی، چه از نظر وجه مردمی و کاریزماتیک و چه از نظر سابقه مدیریتی و تشکیلاتی انتخاب نمود با این حال با گذار از وضعیت فعلی و به سبب وجود تکثر در بین جریان اصلاح طلب، این جریان برای پیش‌برد اهداف اصلاح طلبی و پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو و ضرورت حفظ جایگاه مجموعه نیروهای اصلاح طلب در قدرت نیاز به یک لیدر دارد. هر چند به طور قطع نمی‌توان جانشین مناسبی هم تراز با مرحوم آیت الله‌هاشمی پیدا کرد اما گزینه‌های نزدیک به آن مرحوم که توانایی رهبری جریان اصلاحات را داشته باشند می‌توانند گزینه‌های مناسبی باشند.آیت الله‌هاشمی به عنوان یکی از رهبران جریان اصلاحات و اعتدالی همواره در مسیر پیشرفت وتوسعه کشور توصیه‌هایی به هر دو جناح سیاسی کشور داشتند. بخشی از این توصیه‌ها مربوط به جریان اصلاحات و بخشی مربوط به اصولگراها بود. آنچه که مربوط به اصولگراها می‌شد در این یادداشت نمی‌گنجد اما آن بخش از توصیه‌های ایشان خطاب به اصلاح‌طلبان و ادامه مسیر آنان از جمله مواردی است که عمل به آن باید سرلوحه نیروهای اصلاحات کشور قرار گیرد. از جمله این منویات یکی عدم تندروی جناح‌ها و توصیه به میانه روی است. بی‌شک تندروی نیروهای دوجناح طی سال‌های اخیر سبب بروز مشکلاتی در توازن نیروهای سیاسی کشور و سبب انسداد سیاسی شده است. توصیه دیگر آیت الله به اصلاح طلبان توجه به جوانان و میدان دادن به نسل دومی‌ها در سطوح مدیریتی و سیاسی فرهنگی جامعه است.

منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از2
بازگشت به بالا