حجت‌الاسلام فاضل‌میبدی در گفت‌و‌گو با نوآوران:

تامین خواست‌ها و انتظارات مردمی که پس از طی صف‌های طویل در 29 اردیبهشت سال جاری رأی دادند، ضرورتی انکارناپذیر است. ضرورتی که شاید بتوان آن را ضامن اعتماد مجدد مردم در 1400 به جریان اصلاحات دانست.

نوآوران آنلاین- مردم با رأی به دکتر روحانی نشان دادند که تمایل دارند اداره امور کشور را برای چهار سال دیگر به اصلاح‌طلبان واگذار کنند. از این رو دولتمردان باید با انگیزه قدم در راه گذارند و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنند. بر کسی پوشیده نیست که بهبود وضعیت اقتصادی جامعه از جمله ضروریاتی است که باید در اولویت قرار گیرد و وعده‌های انتخاباتی داده شده در این خصوص محقق شود.

در همین خصوص به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌میبدی پرداختیم که مشروح آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

* اخیراً نگرانی‌هایی از سوی برخی چهره‌های اصلاح‌طلب درخصوص نارضایتی احتمالی مردم از این جریان مطرح شده است که به نظر می‌رسد جریان اصلاحات باید از فرصت طلایی اعتماد مردم استفاده کند. در این میان به نظر شما تا چه اندازه ضروری است که دکتر روحانی به وعده‌های انتخاباتی جامه عمل بپوشاند و عملکرد قابل قبولی داشته باشند تا کاندیدای ریاست‌جمهوری این جریان در سال 1400 نیز مجدد موفق به کسب رأی مردم شود؟

دکتر روحانی در نطق‌های انتخاباتی مسائلی را مطرح کرد اما اکنون این‌طور به نظر می‌رسد که موضع سیاسی او تا حدودی تغییر کرده است و از آنچه در نطق‌های انتخاباتی مطرح کرده بود، فاصله گرفته است. با وجود مشکلات و محدودیت‌های موجود قطعاً طبیعی است که همه وعده‌های داده شده قابلیت اجرایی شدن نداشته باشند و در این خصوص می‌توان گفت قصوری متوجه رئیس‌جمهور منتخب مردم نیست. اما آنچه اکنون احساس می‌شود این است که دکتر روحانی در این مقطع کنونی نسبت به مسائل داخلی چنان انگیزه بالایی ندارد و این بی‌انگیزگی و دلسردی به وضوح احساس می‌شود که مخالف شعارها وعده‌های اوست و روشن نیست که چقدر تلاش می‌کنند تا به وعده‌ها جامه عمل بپوشانند؛ به‌ویژه درخصوص مسائل اقتصادی و معیشت مردم که اگر مردم احساس کنند تلاش‌هایی در زمینه بهبود وضعیت معیشتی‌شان صورت می‌گیرد نسبت به رأی‌شان دچار یأس و دلسردی نمی‌شوند. به اعتقاد من نقدی که برخی همچون دکتر عارف درخصوص نگرانی‌ها از باب نارضایتی مردم مطرح می‌کنند، نقدی دلسوزانه و وارد است. در شرایط کنونی در سیاست خارجی پیشرفت‌هایی داشتیم که نتیجه درایت تیم دیپلماسی دولت تدبیر و امید است. در روزگاری که هر لحظه در منطقه با مشکل و بحران جدید مواجه‌ هستیم، دستگاه دیپلماسی کشورمان به خوبی از پس مشکلات برآمد و منفعل عمل نکرد اما برخلاف سیاست خارجی در سایر حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی با آسیب‌های بسیاری مواجه هستیم که به نظر می‌رسد دولت بهتر است در این زمینه اقدام کند و انتظاری بیش از این از دولت می‌رفت.

* روحانی گرچه در همان مسیر اصلاحات حرکت اما همچنان بر مشی اعتدالی خود تأکید کرده است. هرچند نمی‌توان مرز بلندی میان اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی متصور شد اما آیا می‌توان گفت او بیشتر به سمت اعتدالگرایی گرایش یافته است؟  

به نظر من دولتمردان باید به دور از مسائل جناحی، انتظارات و خواست‌های مردم را با در نظر داشتن منافع ملی و مصالح عمومی مورد توجه قرار دهند. مردم دنبال الفاظ نیستند و از ناحیه اصلاح‌طلبان وعده‌هایی می‌شنوند و پای صندوق‌ها می‌روند و رأی می‌دهند. روحانی نیز وعده‌هایی داد که مردم در پی تحقق آن هستند؛ اکنون زمانی است که باید در قالب انتقادات سازنده نسبت به نقص‌های احتمالی دولت هشدار دهیم. دولتمردان نیز باید فراتر از اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی به تامین انتظارات و خواست‌های مردم بپردازند.

* اخیراً برخی اصلاح‌طلبان انتقاداتی را از دکتر روحانی درخصوص تغییر موضع سیاسی و گردش او به جریان اصولگرا مطرح ‌کردند که به نظر می‌رسد بهتر است مسائل درون‌جناحی در جلسات خصوصی عنوان شود و به سطح رسانه‌ها و درنهایت جامعه کشیده نشود. چراکه جریان رقیب به دنبال بهره‌برداری سیاسی از اختلافات جریان اصلاح‌طلبان است. به نظر شما این جریان چطور رفتار کنند که این زمینه به‌ویژه از سوی اصلاح‌طلبان ایجاد نشود؟

بر این باورم که اگر اصلاح‌طلبان از خود انتقاد کنند چراکه فرهنگ انتقاد از خود اگر در سطح جامعه مطرح باشد، امری پسندیده است و مردم نباید چنین تصور کنند که اصلاح‌طلبان اعتقاد دارند که خوب مطلق هستند و به هیچ وجه از خود انتقاد نمی‌کنند. گسترش روحیه انتقاد و مطالبه‌گری در جامعه حسن‌هایی دارد. البته انتقادها باید در مسیری شفاف قرار گیرد و به یاد داشته باشیم که میان نقد و تخریب تفاوت‌های بسیاری وجود دارد. نقد از این جهت ضروری است که مطلق‌گرایی آفت سیاست است.

منتشر شده در گفتار

محمدتقی فاضل میبدی

با وجود اینکه فعالان سیاسی معتقدند برای طیف اصلاح‌طلب که بخواهد در راستای بهبود وضعیت موجود گام بردارد و فعالیتی در کشور داشته باشد، تعامل با رهبری و مسئولان نظام جمهوری اسلامی مطابق قانون اساسی از اهمیت بالایی برخوردار است. در همین خصوص محمدتقی فاضل میبدی از اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم  معتقد است «اصلاح‌طلبی در کشور به معنای نفی نظام و مخالفت با مسئولان نظام نیست. اصلاح‌طلبی رسالتی بر دوش دارد که می‌خواهد وضع موجود را در جهت حفظ نظام و حفظ منافع ملی نقد کند و اگر کسی بر این باور است که اصلاح‌طلبی به دنبال سازش و همکاری با دشمن و نفی و براندازی و مخالفت با مسئولان است، این کاملا دروغ و تهمت است.» وی در گفت‌وگو با بهار، نقطه نظرات خود را درباره ارتباط میان اصلاح‌طلبان و مقام معظم رهبری مطرح کرده است.

دیدگاه شما درباره جایگاه اصلاحات در نظام چیست؟

اصلاح‌طلبی در کشور به معنای نفی نظام و مخالفت با مسئولان نظام نیست. اصلاح‌طلبی رسالتی بر دوش دارد که می‌خواهد وضع موجود را در جهت حفظ نظام و حفظ منافع ملی نقد کند. اگر کسی بر این باور است که اصلاح‌طلبی به دنبال سازش و همکاری با دشمن و نفی و براندازی و مخالفت با مسئولان است، این کاملا دروغ و تهمت است. تا جایی که بنده اطلاع دارم و آن‌طور که در جلسات متعدد نیز مطرح می‌شود، رسالت اصلاح‌طلبی نقد وضع موجود در جهت بهتر شدن و تقویت نظام جمهوری اسلامی ایران است.

رابطه با رهبری نظام چه نقشی در این رسالت اصلاح‌طلبان دارد؟

طبیعتا کسی که می‌خواهد این هدف را دنبال کند باید با رهبری نظام نیز تعامل داشته باشد. بدون تعامل با رهبری نظام نمی‌توان رسالت اصلاح‌طلبی را دنبال کرد. به همین خاطر معمولا سران اصلاح‌طلبی ما از آقای خاتمی گرفته و سایر اعضای این جریان، هیچ‌گاه در مقام تقابل با هیچ مسئولی به ویژه رهبر نظام نبودند، بلکه همیشه به دنبال این بودند نظام به نحوی جلو برود که به اهداف مدنظر امام و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی دست پیدا کند. بنابراین تعامل با رهبری و سران نظام جزء ضروریات کار اصلاح‌طلبی است و هرکسی که بخواهد با اصل نظام و قانون اساسی و  رهبری تقابل داشته باشد قطعا از جبهه اصلاح‌طلبی خارج است. در واقع تعامل با رهبری و مسئولان نظام برای هر گروه اصلاح‌طلب که بخواهد در داخل کشور در جهت نظام فعالیتی داشته باشد و وضع موجود را نقد کند از واجبات است.

این اهداف شامل چه موضوعاتی می‌شود؟

 با بازخوانی اهداف امام و انقلاب در می‌یابیم که آزادی، عدالت اجتماعی، حاکمیت عقلانیت بر جامعه و حفظ ارزش‌های دینی از مهم‌ترین اهدافی بوده که مردم از ابتدای انقلاب و پیش از آن، در شعارهای خود دنبال می‌کردند، به ویژه حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان که در قانون اساسی نیز آمده است. اگر یک اصلاح‌طلب احساس کند که در حاکمیت مردم بر سرنوشتشان خللی وارد شده و یا بر آزادی‌های مدنی و اجتماعی که در قانون اساسی ما هم تصریح شده، خدشه‌ای وارد می‌شود، اصلاح‌طلبی وارد می‌شود، موضع می‌گیرد و تلاش می‌کند جلوی این خلل را بگیرد.

به نظر شما آیا می‌توان جریان اصلاح‌طلبی را از جامعه حذف کرد و با یک طیف موجود در جامعه ادامه داد؟

اگر بخواهید بخشی از جامعه ما که اصلاح‌‌طلب و اهل اعتدال است کنار بگذارید اصل نظام و حتی رهبری خدشه‌دار می‌شود. عده‌ای هستند که منافعشان در این است که جریان اصلاح‌طلبی را نفی کنند. این عده تنها به دنبال منافع خود هستند که این موضوع اصلا به نفع نظام جمهوری اسلامی نیست. اصلاح‌طلبان کسانی بودند که از اول انقلاب در کنار امام بودند و در نظام مسئولیت داشتند. آنها چهره‌های علمی و فرهنگی هستند که اگر بخواهیم همه آنها را از قطار انقلاب پیاده کنیم، به انقلاب ضربه بسیار بزرگی وارد می‌شود. به ویژه شخص آقای خاتمی که سخت مدافع نظام است و همواره از نظام و رهبری و کیان جمهوری اسلامی دفاع می‌کند. او شخصیتی دلسوز نظام است. 

البته بحث تقابل بین اصلاح‌طلبان و شخص رهبری مطرح نیست. بیشتر ممکن است خلاهایی در این میان وجود داشته باشد. با توجه به فرمایش شما مبنی بر اینکه لازمه یک شخصیت اصلاح‌طلب همسو بودن با نظام و رهبری است‌، اما ممکن است این ارتباط در سال‌های اخیر کمرنگ شده باشد. چطور می‌توان آن را بهبود داد؟

معتقدم عده‌ای که در این میان شیطنت می‌کنند تا فاصله بین اصلاح‌طلبی و رهبری را زیاد کنند، باید شناسایی شوند. همچنین افرادی امثال آقای لاریجانی رئیس مجلس، آقای ناطق نوری، سید حسن خمینی و آقای روحانی رئیس‌جمهور که هم موررد قبول رهبری هستند و با شخص رهبری ارتباط دارند و هم با گروه‌های اصلاح‌طلب ارتباط و تماس دارند باید واسطه شوند که اگر شکافی هم بین رهبری و جریان اصلاح‌طلبی وجود دارد، توسط آنها برطرف شود. در خیرخواهی این افراد نمی‌توان شک کرد. آنها باید بین جریان اصلاح‌طلبی و رهبری نظام واسطه شوند تا اگر هم فاصله‌ای وجود دارد رفع شود.

این فاصله ممکن است از چه موضوعی ناشی باشد؟

عده‌ای در این میان هستند که می‌خواهند چهره ‌ای  دروغین و خلاف واقع از اصلاح‌طلبان بسازند. این افراد همواره می‌خواهند از راه موضع‌گیری‌ها و مقالاتی که می‌نویسند، فاصله بین اصلاح‌طلبی و رهبر نظام را افزایش دهند و شکاف ایجاد کنند. روزنامه‌هایی هستند که دائما بر ایجاد این فاصله دامن می‌زنند و اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان را به‌گونه‌ای در جامعه جلوه می‌دهند که گویا جریان اصلاح‌طلب با دشمنان نظام و رهبری متحد شده است. در حالی که این دروغ است و گناهی بیش نیست. باید با این افراد برخورد شود زیرا چنین برخوردهایی به نفع نظام نیست. زمانی صدا و سیما و برخی از روزنامه‌ها در برابر آقای هاشمی موضع‌هایی گرفته بودند و قصد داشتند شخصیتی که از ابتدای انقلاب همراه امام بود را حذف کنند. اما زمانی که ایشان مرحوم شد جمعیت استقبال زیادی کرد که نشان می‌دهد این کارها آب در هاون کوبیدن است. در حال حاضر هم همین برخورد با آقای خاتمی هم می‌شود که این نیز به نفع نظام نیست. کسانی که می‌خواستند بین آقای هاشمی و رهبری فاصله بیندازند و این دو شخصیت را از یکدیگر جدا کنند بزرگترین خسران را به نظام وارد می‌‌کردند. باید از این موضوعات درس گرفت و نگذاشت که بین رهبری و اصلاح‌طلبی شکافی ایجاد شود.

با توجه به اینکه آقای هاشمی از قطب‌های اصلی نظام بودند و البته امیدواریم با فوت ایشان خللی به نظام و اصلاح‌طلبی وارد نشود، چه شخصیتی می‌تواند از طرف اصلاح‌طلبان جایگزین رابطه ایشان با رهبری باشد؟

شخص دیگری نمی‌تواند عظمت و شخصیت آقای هاشمی در برابر رهبری را داشته باشد. ایشان سال‌های زیادی با مقام معظم رهبری ارتباط داشتند و این دو از قبل از انقلاب و بعد انقلاب فعالیت‌های بسیاری در کنار هم داشتند. بنابراین در جایگاه آقای هاشمی نمی‌توان شخصیتی را جایگزین کرد اما به هر حال باید تنزل کرد و شخصیت‌هایی مانند آقای ناطق نوری، سید حسن خمینی و شخص آقای روحانی گزینه‌های خوبی هستند. اگرچه شاید نتوانند در همان مقام و موقعیت آقای هاشمی باشند اما چهره‌های ثابت‌حضوری هستند و با رهبری و همچنین اصلاح‌طلبان رابطه خوبی دارند و می‌توانند واسطه‌‌های خوبی باشند که اختلاف‌ها را برطرف کنند.

منتشر شده در گفتار
جمعه, 18 دی 1394 07:28

تعدد و کثرت ضعف نیست

مسعود ادیب

به گفتمان اصلاح‌طلبی باید از چند زاویه نگاه کرد تا بتوان کثرت و تعدد در آن را یک نقطه مثبت یا منفی تلقی کرد؛ نکته اول‌، اصلاح‌طلبی یک جریان ریشه‌دار در کشور است که می‌توان آغاز آن را مقارن با مواجهه شرق با پیشرفت غرب دانست یا به تعبیری دنیای جدید دانست که از این حیث ریشه اصلاح‌طلبی به دوران نهضت مشروطه یا قبل‌تر از آن برمی‌گردد. دو نگرش درباره همین موضوع پدید آمد تا مشخص شود ایران چه روش و منشی را در رویارویی با دنیای جدید به کار گیرد. منش و روش اول برای برون‌رفت از مشکلات صرفا استفاده از امکانات داخلی و بازگشت سنت قدیم و گذشته بود که تفکر اصولگرایی را تشکیل داد. در کنار این منش و روش تفکر دیگری پدید آمد مبنی بر آنکه تعامل با دنیای جدید برای برون‌رفت از مشکلات کشور در نظر گرفته شود که بعدا به اصلاح‌طلبی معروف شد. هر دو جریان فکری با مواضع مشخصی راه خود را دنبال کردند که البته در درون خود با افراط و تفریط‌هایی نیز مواجه شدند. بر اساس این تعاریف و آنچه از گذشته مرور شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که جریان اصلاح‌طلبی به فرد، حزب یا وضعیت یا شرایط خاصی وابسته نیست و هر روز که می‌گذرد گام‌های رو به جلویی در مسیر این جریان برداشته می‌شود. انقلاب اسلامی نیز یک گام مهم و اساسی در این مسیر بود که باعث شد تا تفکر اصلاح‌طلبی به درون مرزهای مردمی، حوزوی و سنت‌ها راه پیدا کند تا مسیر جاری و سیال اصلاح‌طلبی امروز بدون مرز باشد. نکته دوم؛ اصلاح‌طلبی به‌عنوان یک جریان سیاسی از آغاز جمهوری اسلامی به طور جدی فعالیت داشته و در عرصه‌های مختلف و اقدامات متنوع سیاسی خود را پویا نشان داده که در روزگاری چپ و سپس اصلاح‌طلبی نام گرفت و ممکن است در آینده نام دیگری بگیرد. در مقابل نیز جریان اصولگرایی زمانی راست، میانه‌رو یا محافظه‌کار لقب گرفتند که البته به عنوان یک بال قوی و جناح قدرتمند فعالیت پویایی در عرصه‌های مختلف سیاسی داشته و طی آن تفاوت دیدگاه خود با اصلاح‌طلبان را به شکلی ملموس در جامعه به معرض نمایش قرار داده‌اند. هر دو جریان یا هر دو گفتمان طی سالیان گذشته نقاط فراز و فرودی داشتند که دوم خرداد سال 76 از جمله مهم‌ترین این نقاط است؛ جایی که آقای سیدمحمد خاتمی در جامعه مطرح شد. امروز اگر بخواهیم کسی را به عنوان الگو و نمونه کامل اصلاح‌طلبی معرفی کنیم، چهره‌ای چون آقای خاتمی طرح و عنوان می‌شود. لازم است اذعان شود که ایشان به خاطر وجاهت و اقبال عمومی و همچنین افکار و منش مستدل صلاحیت چنین مقام و جایگاهی را داشته تا نمونه کامل اصلاح‌طلبی باشند. جریان اصلاح‌طلبی طیف گسترده‌ای است که نمی‌تواند محدود تلقی شود. اصلاح‌طلبی نه حزب یا جناح که یک جریان عظیم یا طیف گسترده‌ای با منش و روش مشخص است. از طرفی دیگر اعضای هر جریان و طیفی تاحدودی تحت تاثیر عواطف و الزامات انسانی بود تا باعث شود که تمامی اقدامات یک جریان دقیقا بر اساس تئوری‌ها و تعاریف نباشد و احساسات، موقعیت‌ها و انگیزش‌ها تا حدودی تاثیرگذار باشند. بنابراین اگر این نکته در تئوری جریانی ضرب شود آنگاه تعدد و کثرت معنادار شده و تعبیر می‌شود که مشخصا در بدنه اجتماعی یک جریان قابل فهم است. برخلاف آنکه برخی کثرت را یک نقطه ضعف برای جریان تلقی می‌کنند اما تعدد در جریان اصلاح‌طلبی نه ضعف که نشانی از قوت این جریان به‌دلیل ریشه‌های مستحکم تاریخی و مدنی آن است. از آنجا که در جامعه امروز ایران احزاب تاثیرگذار وجود ندارد اقتضا می‌کند که وحدت در جریان سیاسی با محوریت افراد برجسته جریان مشخصا آنانی که سهم و فهم بیشتری در جریان اصلاح‌طلبی دارند و در برهه‌های مهم و سرنوشت‌ساز جریان اصلاح‌طلبی مانند دولت خاتمی و بخشی از دولت‌ هاشمی فعالیت داشتند بهره‌گیری شود. همچنین می‌توان از نهاد‌های سهیم در جریان اصلاح‌طلبی چون مجمع روحانیون مبارز تهران، مجمع مدرسین و محققین قم و شورای هماهنگی اصلاحات نیز به عنوان مرجعیت جریان اصلاح‌طلبی بهره برد.

 

 

منتشر شده در یادداشت
شنبه, 28 آذر 1394 09:27

مساله اصلاح طلبی

مصاحبه تسنیم با آیت‌الله موسوی تبریزی

تسنیم: ضمن تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، به عنوان نخستین سؤال بفرمایید که تعریف شما به عنوان یک فقیه از اصلاح طلبی و اصلاح طلبی مورد تأیید اسلام چیست؟

آیت الله موسوی تبریزی: مسئله اصلاح طلبی، به معنی اصلاحات براساس قانون شرع، اسلام و به نفع مردم انجام دادن است و همان است که امیرالمومنین (س) در جبهه جنگ می فرماید "خدایا، خودت می دانی که من دنبال قدرت و سلطنت نبودم و چیزی از دنیا نمی خواهم، برای آن آمده ایم که حدود معطل شده اسلام و قوانین باقیمانده و عمل نشده اسلام را دوباره احیا کنم. ما آماده ایم تا در شهرها و سرزمین های اسلام، اصلاح انجام بدهیم و در نتیجه این اصلاح و اقامه حدود، بندگان تو (که از نظر علمی، فرهنگی، اقتصادی، تربیتی و...) مظلوم واقع شده اند، را نجات داده و هر چیزی که موجب عقب ماندگی انسان ها شده را از بین ببریم.

امام حسین (ع) نیز فرمایش دیگری را در زمان خروج از مکه داشتند که می فرمایند "قیام من برای کسب قدرت، خوش گذرانی و ظلم و فساد نیست. بلکه به دنبال برگرداندن آثار دین هستم"؛ در آنجا نیز می فرمایند "من برای اصلاح اسلام و امّت جدم خروج کردم و امر به معروف و نهی از منکر کنم و راه پیامبر (ص) و امام علی(ع) را بروم. بنابراین این کار امامان ماست و در گفتار پیامبران ما نیز از اصلاح اینگونه صحبت شده است. خداوند نیز می فرمایند که تمام ادیان و کتب آسمانی برای قیام مردم برای قسط و عدالت نازل شده است.

تعریف من از اصلاح و اصلاح طلبی اینگونه است و به نظر من یک اصلاح طلب کسی است که به خودش فکر نمی کند، بلکه دلسوز و به فکر جامعه است و به مصلحت امت فکر می کند. مصلحت جامعه در برخی مواقع حکم می کند که حرکتی انجام دهیم که حتی به نفع برخی از ما نباشد. امضاء و یا تأییدی کنیم که ولو به نفع شخصی من نباشد. مصلحت جامعه برخی مواقع اقتضاء می کند که در خصوص مسائل اقتصادی برنامه هایی تدوین شود که با منافع شخصی من در تضاد باشد و در آنجا تقدم جامعه بر شخص مطرح است و این امر در همه مسائل اقتصادی، سیاسی و حتی گرفتن پُست و مقام ممکن است رخ دهد.

انسان اصلاح طلب در مرحله اول، اصولگرا است؛ یعنی اصول را می فهمد و براساس آن به اصلاح می پردازند. یعنی کسی که اصول را متوجه نشود، نمی تواند اصلاح طلب باشد و منافع جامعه را به هم می ریزد.

تسنیم: یعنی اصول مقدمه اصلاح طلبی است؟

آیت الله موسوی تبریزی: اصلاحات باید در چارچوب اصولگرایی باشد. اصول مدنظر بنده، اصولی است که از عقل، قرآن، پیامبر(ص)، ائمه اطهار (ع)و احکام اسلامی گرفته شده است؛ نه اصولی که برخی با آن دُکّان باز کرده و براساس آن تابلو درست کرده اند. 

تسنیم: تفاوت اصلاح طلبی و رفُرمیست غربی با یکدیگر چیست؟

آیت الله موسوی تبریزی: تفاوت آنها با یکدیگر بسیار است. اصلاح طلبی در چارچوب خاصی حرکت می کند، اما رفرمیست غربی، چارچوب خودش را دارد. این دو می تواند در جاهایی با یکدیگر تلاقی داشته باشد. چون اصلاح طلبی در چارچوب رفرم جامعه می تواند بگنجد. برای مثال با بررسی مسائل جامعه در برهه ای از زمان مشاهده می کنیم که حضرت امام (ره) به جایی می رسد که می فرمایند، تمام احکام اسلام، تابع مصالح زمان و مکان است و مجمع تشخیص مصلحت نظام شکل می گیرد.

برای مثال برخی از فقهای شورای نگهبان می گفتند، چه بسا ما چیزی را در  شورای نگهبان می گوییم که مسلماً حرام است؛ اما همان امر در مجمع تشخیص مصلحت نظام براساس مصلحت گفته می شود که واجب است.

تسنیم: به نظر شما اصلاح طلبی که اکنون در کشور ما شکل گرفته است به چه میزان با اصلاح طلبی مدنظر شما مطابقت دارد؟

آیت الله موسوی تبریزی: در هر کشور ممکن است این موضوع ضعف و قوت داشته باشد. مگر انقلاب ما، انقلاب اسلامی نبود و مگر بسیاری با انقلاب همراهی نکردند؟ انقلاب از ابتدا نتوانست خود را 100 درصد با تمام احکام اسلامی وفق دهد و به مرور افراد، تربیت و اصلاح شدند و افرادی هم که اصلاح نشدند، خود به خود کنار رفتند. در همه جا همین گونه است. گروه های اصولگرا و اصلاح طلب در همین جهت مشارکت دارند. مثلاً اصولگرایی می تواند باشد که اصول را از روی عدم ادراک و یا تعمداً به خاطر نفع شخصی خود، توجیه و منحرف کند. در مورد اصلاح طلبی نیز همین گونه است و نمی توان برای آن قانون تدوین کرد. قانون و معیار ما برای تشخیص خوب و بد اشخاص این است که ببینیم عمل افراد اولاً چقدر با اسلام تطبیق می کند و دوم، چقدر درد مردم را درک می کند و خودش را با آن وفق می دهد. با این دو معیار می توان فهمید که یک فرد، اصولگرا یا اصلاح طلب واقعی است.

تسنیم: شما به جمله رهبری معتقد هستید که فرمودند "اصلاح طلب اصول گرا و اصول گرای اصلاح طلب"؟

آیت الله موسوی تبریزی: مسلم است، رهبری هم حتماً نظرشان این است.

تسنیم: که اصلاح طلبی اصولگرا و اصولگرای اصلاح طلب؟

آیت الله موسوی تبریزی: بله؛ مسلم است.

تسنیم: در حال حاضر ما با جریان اصولگرا و اصلاح طلب در جامعه رو به رو هستیم، این جریان اصلاحات در چارچوب، بعضاً اشتباهاتی نیز داشته است. به نظر شما ولایت فقیه در جریان اصلاح طلبی اسلامی چقدر حضور دارد و نقش آن چیست؟

آیت الله موسوی تبریزی: ما باید مسائل را از هم تفکیک کنیم. یک مسئله، اعتقادی است. برای مثال ممکن است کسی به ولایت فقیه معتقد باشد و کسی دیگری معتقد نباشد. در حال حاضر در قم و نجف مراجعی را داریم که معتقد به ولایت فقیه نیستند و در گذشته نیز علمایی صاحب کتاب بوده اند که به ولایت فقیه اعتقادی نداشتند و  عده ای از فقها درخصوص وسعت ولایت فقیه مثل حضرت امام در تمامی مسائل اجتماعی و حکومتی معتقد به ولایت فقیه هستند. اما در مورد امور اجتماعی و حکومتی که حقی مانند ائمه اطهار داشته باشند،‌ شاید کمتر از 20 درصد از فقها معتقد به ولی فقیه هستند ؛ البته این در مورد کسانی است که در این زمینه کتاب نوشته اند، در مورد آنهایی که کتاب ننوشته اند ما علم غیب نداریم. در مورد امور حسبیه 100 درصد و در مورد قضاوت هم تقریباً بالای 90 درصد معتقد هستند.

تسنیم: برخی می گویند در امور حسبیه یا اموری که متولی ندارند، وقتی حکومت متولی ندارد، پس این همان است.

آیت الله موسوی تبریزی: جواب این سؤال این است که مردم متولی امور خود هستند و این کار مردمی است.

تسنیم: مگر حکومت از آنِ خدا نیست؟ 

آیت الله موسوی تبریزی: حکومت از آنِ  خداست و خدا حق اداره سرنوشت مردم را به خود مردم داده و از آیات قرآن کریم هم استفاده می شود.

تسنیم: پس اینکه حکومت از آنِ خداست را قبول دارید؟

آیت الله موسوی تبریزی: این اعتقاد همه مسلمانان است. حکومت از آنِ خدا را همه قبول دارند و خداست که قدرت را داده و انسان را خلق کرده است و ولایت انسان را به ولایت خود انسان داده و این تعبیر در اصل 56 قانون اساسی ما نیز آمده است. 

کسی که معتقد به ولایت فقیه باشد، می گوید حاکمیت از آنِ خداست و خدا آن را به پیامبر (ص) داده و بعد از پیامبر، ائمه اطهار و بعد از آن فقها در زمان غیبت.

عقیده امام (ره) این بود که در زمان غیبت فقها از طرف خدا و ائمه اطهار برای حکومت به مردم منصوب شده اند و مردم باید در ارتباط با امور اجتماعی خود از فقیه اطاعت کنند؛ این موضوع در گذشته در میان فقها کمتر بوده است ولی به مرور بین فقها پس از سال47 که امام (ره) این مطلب را مطرح کردند، گسترش یافت.

مطلب دیگر این است که عده ای از فقها معتقدند خداوند حاکم مسلم است؛ پس از آن پیامبر (ص) و اوالامر(ائمه اطهار) و پس از آن، خداوند امور مردم را به خود مردم واگذار کرده است؛ مانند علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و آیت الله خوئی و دیگران.

برخی علما معتقدند که فقط در زمینه قضاوت، خمس و زکات، بچه های بی سرپرست، اموال بلاصاحب یا دیوانه هایی که متولی خاصی ندارد، فقها قیم و ولی هستند و در دیگر امور قیم و ولی نیستند.

این از لحاظ مسئله اعتقادی بود که توضیح دادم؛ اما مسئله بعد بحث قانون اساسی است. واضح است که باید کشور را براساس قانون اساسی اداره کنیم. اصل 56 قانون اساسی می گوید حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آنِ خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند و در جمهوری اسلامی این حق را براساس اصول آینده اجرا می کند.

ما به این قانون اساسی رأی دادیم و آن را پذیرفته ایم. حالا این قانون در دست ما به صورت یک معاهده قرار دارد و باید به آن عمل کنیم و همه کسانی که در کشور زندگی می کنند و از این حکومت شناسنامه گرفته اند، متعهد به اجرای آن هستند و جزو حقوق شهروندی ماست که باید به این پیمان نامه عمل کنیم و براساس آن حقوق پیدا می کنیم.

از این جهت هرکس چه اصولگرا و چه اصلاح طلب، وقتی خود را ملتزم به قانون اساسی دانست، باید تابع آن باشد و کافی است.

تسنیم: یعنی اصلاح طلبان حتماً ملتزم به ولی فقیه نیز هستند؟

آیت الله موسوی تبریزی: معلوم است؛ چراکه در قانون اساسی ما ولی فقیه هست و اکثر قدرت در قانون اساسی در دست ولی فقیه قرار دارد و پذیرش ولایت فقیه، اصل اساسی قانون اساسی ماست؛ یعنی اصولگرا و اصلاح طلبی که قانون اساسی را می پذیرد، به تمام آنچه در آن آمده، ملتزم می شود و باید در چارچوب قانون اساسی از ولایت فقیه تبعیت کند.

این موضوع در جایی مصداق پیدا می کند که فردی بخواهد در جامعه کار سیاسی که التزام در قانون اساسی در آن شرط است، انجام دهد؛ مانند نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری. اما زمانی فردی به این اندازه به قانون اساسی ملتزم است که خلاف قانون اساسی انجام نمی دهم. این فرد یک شهروند است و اگر خلاف قانون اساسی کار انجام نداد، ما قبول می کنیم؛ ولی اگر خلاف قانون اساسی عمل کرد، طبق قانون در صورت وجود مجازات، مجازات می شود یا اگر جرم وی محرومیت از پُست و مقام داشت، محروم می شود.

ممکن است در میان اصلاح طلبان یا اصولگرایان کسانی باشند که مثلاً مقلد آیت الله خویی هستند. مردم عادی که نمی تواند واقعیت اجتهادی ولایت فقیه را بداند. 

تسنیم: سؤال بنده در مورد تبعیت از ولی فقیه بود؛ نظر شما در این خصوص چیست؟

آیت الله موسوی تبریزی: تبعیت از ولی فقیه در چارچوب قانون اساسی است. لذا اصلاح طلب و اصولگرا باید از ولی فقیه تبعیت کند. التزام یعنی من عملاً ملتزم شوم که آنچه ولی فقیه در چارچوب قانون اساسی گفته است، عمل کنیم. اگر ولی فقیه گفت به آن فرد رأی بدهیم، این در چارچوب قانون اساسی نیست؛ البته ولی فقیه این را هیچ وقت نگفته و نمی گوید. نه امام خمینی (ره) گفته نه آیت الله خامنه ای. 

ولی اگر ولی فقیه شورای نگهبان را منصوب کرد، پس باید از حرف شورای نگهبان در چارچوب اختیارات شورای نگهبان اطاعت کنیم، گفت این رئیس قوه قضائیه، فرمانده نیروی انتظامی، فرمانده سپاه یا فرمانده ارتش است، باید از او در چهارچوب قانون اطاعت کنیم.

بنابراین چه اصلاح طلب و اصولگرا اگر ملتزم نباشد و خلاف کند، محاکمه می شود و اگر خلاف نکند، قابل پذیرش در پُست هایی که التزام به قانون اساسی در آن شرط است، نیست. یعنی وقتی فردی به قانون اساسی ملتزم نباشد، نمی تواند پُست هایی مانند مجلس و ریاست جمهوری را به وی سپرد.

تسنیم: نظر شما در مورد برخی که خود را جزو اصلاح طلبان می دانند، معتقد به آزادی مطلق هستند و ولایت فقیه را استبداد می دانند، چیست؟

آیت الله موسوی تبریزی: آنها در چهارچوب قانون اساسی نیستند. من معتقدم مهمترین اصل اصلاح طلبی این است که یک قانون و معاهده ملی را بپذیریم. ما با اصلاح طلبانی کار می کنیم که معاهده ملی را که همان قانون اساسی است، بپذیرند. البته در چارچوب این قانون اساسی، قانون اساسی نیز می تواند تغییر کند و مهمترین اصول این قانون در زمان امام خمینی(ره) عوض و در قانون اساسی اول ما تجدید نظر شد. ولی تا زمانی که قانون اساسی وجود دارد و اصلاح نشده، باید به آن عمل کرد و وقتی اصلاح شد نیز همه باید به آن عمل کنند.

تسنیم: شما اصلاح طلب هستید یا اصولگرا؟

آیت الله موسوی تبریزی: من یک اصلاح طلب با چارچوبی که بیان کردم، هستم، نه بیشتر و معتقدم اصلاح طلبی بدون اصولگرایی و اصولگرایی بدون اصلاح طلبی ممکن نیست.

تسنیم: یکی از مسائلی که در آستانه انتخابات موجب عدم وحدت اصلاح طلبان شده، بحث حوادث 88 و اتفاقات پس از آن است. برخی می گویند باید از آن عبور کرد، برخی هم می گویند اقدام علیه ولی فقیه بود و برخی می گویند باید کوتاه آمد که همین موجب اختلاف شده است، نظر شما چیست؟

آیت الله موسوی تبریزی: این بحث ربطی به اصلاح طلبی ندارد. این مربوط به فکر و اندیشه هر شخص است. من معتقدم هرچه سریعتر باید با یک اندیشه درست و حساب شده، این موضوع حل و فصل شود.

تسنیم: با چه مکانیسمی؟

آیت الله موسوی تبریزی: با آزاد شدن آنها بوسیله پادرمیانی عده ای و با اجازه و گذشت رهبری؛ آنها هم حتماً دل در گرو اسلام،‌ ایران و انقلاب دارند.

تسنیم: به نظر شما آیا آنها ولایت فقیه را قبول دارند؟

آیت الله موسوی تبریزی: مسلماً، زمانی که شما هنوز به دنیا نیامده بودید آنها دنبال ولایت فقیه بودند و اکنون هم قبول دارند.

تسنیم: هم آقای موسوی و هم آقای کروبی؟

آیت الله موسوی تبریزی: هر دو قبول دارند. آنها با اجازه ولی فقیه کاندیدا شدند؛ به ویژه آقای موسوی با اجازه ایشان کاندیدا شد. آقای موسوی با انتصاب ولی فقیه عضو مجلس تشخیص مصلحت نظام بود.

می خواهم بگویم که با تدبیر بسیاری از مشکلات حل می شود و هرچه ادامه پیدا کند، مشکل زا می شودو برای عده ای از جوانان ما قابل هضم نیست. زیرا ما می خواهیم همه جوانان ما دل در گرو ولایت فقیه و انقلاب داشته باشند. باید با پادرمیانی علما، بزرگان و اجازه رهبری مشکل آنها (موسوی و کروبی) حل شود. آنها که از آمریکا و 1+5 بدتر نیستند.

تسنیم: قبول دارید که آنها اشتباه کردند؟

آیت الله موسوی تبریزی: مگر شما اشتباه نمی کنید؟ چون شخصی که در مورد آن صحبت می کنید، اینجا حضور ندارد به این موضوع ورود نمی کنم؛ من صلاح نمی دانم کارهایی که دو طرف کرده اند را بیان کنم، چراکه جز تشدید اختلافات نتیجه دیگری ندارد.

تسنیم: شما ائتلاف دولت با اصلاح طلبان را درست می دانید؟

آیت الله موسوی تبریزی: اصلاً دولت با اصلاح طلبان ائتلاف ندارد. بیشتر اعضای دولت غیر اصلاح طلب هستند، انشاءالله که اصلاح طلب واقعی هستند، منظور من اصلاح طلب اصطلاحی مثلاً این حزب و آن حزب است. دولت، اصلاً جزو جبهه اصلاح طلب نیست. بهترین و نزدیک ترین ها به دولت جزو جبهه اصلاحات نیستند. خودشان یا گروه دارند یا ندارند. در حال حاضر آقای نوبخت به عنوان سخنگوی دولت از گروه اصلاح طلب نیست یا آقای نهاوندیان جزو طیف اصولگرایان محسوب می شود. در میان وزرا نیز در خاطر ندارم وزیری جزو اصلاح طلبان باشد.

من معتقدم دولت باید مافوق این گروهها و احزاب باشد. بدین معنا که با همه گروه ها در کشور کار کند و تعامل داشته باشد و از انتقادات و پیشنهادات را از همه بپذیرد؛ حق را پذیرفته و ناحق را رد کند.

تسنیم: ورود دولت به انتخابات خلاف قانون است؟

آیت الله موسوی تبریزی: مسلماً ورود دولت به انتخابات بدین معنی که در مورد افراد جهت گیری کند و حمایت خاص داشته باشد خلاف قانون است. ورود دولت در انتخابات به عنوان شخصیت حقوقی خلاف قانون است. اگر مقام دولتی بخواهد در انتخابات ورود پیدا کند، باید استعفا بدهد و شخصاً ورود کند.

تسنیم: نظر شما در مورد وحدت اصلاح طلبان با اصولگرایان میانه رو مانند آقایان لاریجانی و ناطق نوری چیست، چراکه برخی می گویند ما چهره های برجسته ای در حوزه اصلاح طلبی داریم و چرا باید به سمت افرادی مانند آقای ناطق یا لاریجانی برویم، اما افراد دیگر موضوع ائتلاف با این دو نفر را مطرح می کنند.

آیت الله موسوی تبریزی: من معتقدم هرچه وحدت انقلابیون اصیل در کشور بیشتر باشد، بهتر است و فرقی نمی کند. هر کس که دل در گرو، ایران، انقلاب، امام و ولایت فقیه داشت، هر چه با هم باشند، بهتر است.

تسنیم: در مورد این دو بزرگوار چی؟

آیت الله موسوی تبریزی: نام نمی برم، هر کسی می خواهد باشد، من کاری به اشخاص ندارم. هر کسی در ائتلاف باشد، عیبی ندارد. 

تسنیم: آیا به صورت کلی ائتلاف با اصولگرایان را صحیح می دانید؟

آیت الله موسوی تبریزی: چه اشکالی دارد؟ اگر قبول کنند یک خط مرز برای خود داشته باشند، مشکلی ندارد. برخی آنقدر خود را دست بالا می گیرند که می ترسند اگر با یک اصلاح طلب حرف بزنند، نجس شوند. اینگونه نمی شود. ولی ائتلاف با کسی که حاضر است حرف بگوید و حرف بشنود، چه اشکالی دارد.

تسنیم: تا چه حد؟ یعنی حتی ممکن است با پایداری ها هم ائتلاف شود؟

آیت الله موسوی تبریزی: گفتم از گروه ها نام نبرید ما با هر اصولگرایی که حاضر باشد در چارچوب نظام گذشت و با همه مشورت و به مصلحت عمل کند، ائتلاف می کنیم. این اصل انسانی و مسلمانی است. هر کسی که می خواهد باشد.

تسنیم: آیا از آن طرف با رادیکال ها و تندروها هم می توان ائتلاف کرد؟

آیت الله موسوی تبریزی: با هر کسی که رادیکال و تندرو باشد و حاضر به هماهنگی با کسی نباشد، نمی توان ائتلاف کرد.

تسنیم: ویژگی یک فرد رادیکال چیست؟

آیت الله موسوی تبریزی: به نظر من فردی که در اصول اجتماعی و قانون اساسی ما، قابل تعدیل نیست و هرآنچه را خودش می خواهد انجام می دهد، رادیکال و تندرو است.

تسنیم: با توجه به جایگاه شما در شورای سیاستگذاری انتخاباتی اصلاح طلبان، برنامه ای برای انتخابات خبرگان دارید؟

آیت الله موسوی تبریزی: اگر برنامه به معنی دنبال کردن انتخابات خبرگان باشد، بله. مسلماً می خواهیم افرادی را در شهرها داشته باشیم و کاندیدا معرفی خواهیم کرد، زیرا وظیفه ماست.

تسنیم: شنیده شده که آقای حسن خمینی برای خبرگان قرار است کاندیدا شوند؟

آیت الله موسوی تبریزی:  گفتم که اسم کسی را نبرید. من شنیده ام ولی اطلاعی ندارم. اسم هم نمی خواهم ببرید.

تسنیم: آقای هاشمی چطور؟

آیت الله موسوی تبریزی:گفتم که اسم نمی برم. اگر آقای هاشمی و آقای خمینی کاندیدا شوند، من در لیست اول به آنها رأی می دهم. ولی نمی دانم کاندیدا می شوند یا نه؟

تسنیم: برخی می گویند که اگر کاندیدا شوند، ممکن است جامعه مدرسین لیست بدهد و ممکن است تشکل دیگری هم لیست بدهد، این امکان وجود دارد؟

آیت الله موسوی تبریزی: جامعه مدرسین لیست بدهد، چه اشکالی دارد؟ رقابت ایجاد می شود.

تسنیم: پس بحث مرجعیت جامعه مدرسین چه می شود؟

آیت الله موسوی تبریزی: جامعه مدرسین اصلاً مرجع نیستند، این را شماها درست کرده اید. هیچ جا مرجع نیستند. ما یک مرجع حکومتی داریم مانند وزیر کشور که یک مرجع حکومتی است. جامعه مدرسین هم ممکن است یک سری اختیارات از طرف ولی فقیه داشته باشند، ولی به عنوان مرجعیت دینی، ما در قم مراجع زیاد داریم و جامعه مدرسین مرجع نیستند.

تسنیم: پس افرادی مانند آقای مکارم شیرازی چطور؟

آیت الله موسوی تبریزی: آنها زمانی عضو جامعه مدرسین بوده اند، اما اکنون خودشان مرجع هستند و به عنوان مرجع صحبت می کنند. غیر از آن، این مراجع در مورد اشخاص ورود نمی کنند و لیست نمی دهند و کسی را معرفی نمی کنند.

تسنیم: برخی می گویند در انتخابات خبرگان رقابت اصلی بین دو نوع نگاه است که در یک طرف آقای مصباح  یزدی و در طرف دیگر آقای هاشمی رفسنجانی است آیا این تحلیل را قبول دارد؟

آیت الله موسوی تبریزی: نه، این را قبول ندارم. اصلاً ربطی ندارد. آقای مصباح آنقدر قدرتی در اجتماع ندارد که بخواهد در برابر آقای هاشمی رفسنجانی یا سایر بزرگان قرار بگیرد. ولی مسئله این است که عده ای طرفدار آقای مصباح هستند. رقابت این گونه نیست. شاید نیمی از جامعه مدرسین با آقای مصباح خوب نیستند و بقیه خوبند؛ این یک مسئله شخصی است. برخی روش آقای مصباح را می پسندند و برخی نمی پسندند. مسئله این است که فردی سلیقه آقای مصباح و فرد دیگری سلیقه آقای هاشمی را نمی پسندد.

تسنیم: شورای سیاستگذاری اصلاحات قرار است در کل کشور برای انتخابات مجلس لیست بدهد؟

آیت الله موسوی تبریزی: خیر، هر استانی برای خود لیست می دهد و هر شهر برای خود کاندیدا معرفی می کند. اگر در استانی، اختلافی رخ دهد، ممکن است شورای سیاست گذاری با "کدخدا منشی" توافق ایجاد کند.

تسنیم: برنامه، ساختار و جلسات شورای سیاست گذاری به چه شکلی است؟

آیت الله موسوی تبریزی: هنوز هیچ خبری در مورد آن مشخص نشده است؛ حتی روز جلسات معلوم نیست.

تسنیم: اینکه گفته می شود شورایی سه نفره متشکل از آقای خاتمی، هاشمی و حسن خمینی در رأس شورای سیاستگذاری است، درست است؟

آیت الله موسوی تبریزی: تا حالا چنین شورایی که می گویید تشکیل نشده است.

تسنیم: اگر به اختلاف بخورید چه می کنید؟

آیت الله موسوی تبریزی: به خدا پناه می بریم.

تسنیم: رهبری این جریان(اصلاحات)  برعهده کیست؟

آیت الله موسوی تبریزی: رهبری به مفهوم کسی که برای انجام کار دستور بدهد، وجود ندارد. شورای سیاست گذاری در بحث برنامه ریزی نقش ایفا می کنند.

تسنیم: در اصول گرایان قرار است شورای فقها اختلافات احتمالی را حل کند، در جریان اصلاح طلبی اختلافات به مرجعی برده خواهد شد؟

آیت الله موسوی تبریزی: در انتخابات مجلس ما دستور از بالا نداریم و آن را قبول نیز نداریم و به حل مشکلات به روش کدخدا منشی و برادروار معتقدیم.

تسنیم: اصلاً مدل شورای فقهایی را قبول ندارید؟

آیت الله موسوی تبریزی: خیر، این مدل را قبول نداریم. این انتخابات برای مردم است. شورای فقها معنی ندارد. فقیه که نباید در امر انتخابات دخالت کند. اصلاً این کار ضایع کردن فقیه است. چهار کاندیدا موضوعی را مطرح می کنند و این وسط آقای مصباح نابود می شودیا آقای یزدی از بین می رود یا به مرحوم مهدوی کنی نسبت می دهند، در حالیکه کاندیدا کار خودش را می کند. در مواقعی که در بین کاندیداها اختلافی به وجود آمد، مثل برادر بزرگتر یا دوست و رفیق می توان با آن ها صحبت کرد و موضوع را حل کرد.

تسنیم: اگر اختلاف حل نشد، آن وقت چه می شود؟

آیت الله موسوی تبریزی: هیچ اتفاقی نمی افتد، یکی هم می رود، مستقلاً کاندیدا می شود. در بین اصولگرایان نیز این اتفاقات افتاده است.

تسنیم: برای مثال حزب مردمی اصلاحات که می گوید اگر فلان اتفاق نیفتد، ما لیست جدا می دهیم.

آیت الله موسوی تبریزی: بروند لیست جدا بدهند. ببینید چند رأی دارد. ایشاالله که رای خوب داشته باشد!!!

تسنیم: برای انتخابات مجلس سرلیستی مشخص کرده اید؟

آیت الله موسوی تبریزی: خیر، مشخص و چیزی مصوب نشده است.

تسنیم: پیشنهاد خودتان چه کسی است؟

آیت الله موسوی تبریزی: هیچ کس.

تسنیم: این که گفته می شود آقای عارف سرلیست هستند، آیا درست است؟

آیت الله موسوی تبریزی: آقای عارف خوب است سرلیست شود، ولی هنوز چیزی در این زمینه مصوب نشده است. حتی اگر چنین اتفاقی نیز  بیفتد و او سرلیست شود، تنها در تهران است. من هم قبول دارم آقای عارف سرلیست شود.

تسنیم: آیا ممکن است اصلاح طلبان برای انتخابات آینده ریاست جمهوری فضا را مطلوب ببینید و برخی از چهره ها مانند آقای دکتر عارف را به صحنه بیاورند؟

آیت الله موسوی تبریزی: بله، چه اشکالی دارد. ممکن است، برعکس آن نیز ممکن است. یعنی مانند انتخابات 92 که آقای عارف به نفع آقای روحانی کنار رفت، نیز ممکن است. باید دید چه موقعیت پیش می آید. این همان مفهوم اصلاح طلبی است که برای مصلحت جامعه تنزل کنیم.

تسنیم: آیا به نظر شما آقای روحانی برای اصلاح طلبان مطلوب بوده است؟

آیت الله موسوی تبریزی: فعلاً که کارهای ایشان مطلوب بوده است و تا دو سال دیگر خبر نداریم. ما خوشحالیم که به آقای روحانی رأی دادیم. چون ایشان را در آن هنگام مناسب دیدیم.

من با آقای ولایتی دشمنی ندارم و از اول انقلاب نیز با ایشان دوست بودم. با آقای قالیباف نیز هیچ گاه آشنا نبودم. آقای جلیلی را نیز هیچگاه آشنا نبودم و ندیده ام. 

من از جوانی با آقای روحانی از 19 سالگی دوست و رفیق بودم و با هم درس خواندیم؛ اما بالاخره ممکن است برخی کارهای ایشان را نپسندم.  من در انتخابات ریاست جمهوری نیز وی را در مقابل گزینه ها مناسب تر دیدم. این یک موضوع نسبی است. ممکن است در انتخابات ریاست جمهوری آینده کسی بیاید که از بقیه(عارف یا روحانی) برای کشور بهتر و مناسب تر باشد. باید شرایط را سنجید و مصلحت اندیش بود. از وقتی که آقای روحانی رئیس جمهور شده من او را ندیدم و با او تلفنی هم حرف نزدم، فقط خودش تمایل دیدار با مجمع مدرسین را داشت. به هر حال ما از آقای روحانی راضی هستیم، چراکه در موضوع هسته ای به نفع مردم کار کرده است و امیدواریم موفق شود، البته رهبری هم خیلی کمک کردند که خدا به ایشان طول عمر بدهد.

تسنیم: یکی از مهمترین دستاوردهای دولت آقای روحانی بحث هسته ای بود. برخی معتقدند اگر حمایت مقام معظم رهبری نبود این امر محقق نمی شد.

آیت الله موسوی تبریزی: مگر امکان دارد که در کشور، بدون نظر رهبری مسئله سیاست خارجی را حل کرد؟  اصول سیاست خارجی، طبق قانون اساسی برعهده ایشان است. رهبری فرمود قبل از این دولت من به دولت قبلی اجازه دادم و اوباما نامه نوشته بود و اجازه دادند که در عمان صحبت کنند.

تسنیم: آیا موضع ایران در سیاست خارجی در برخی مسائل مانند فاجعه منا را ضعیف ارزیابی نمی کنید؟

آیت الله موسوی تبریزی: خیر، عربستان در مسئله برجام در برابر ایران حکم مار گزیده را داشت و این مسئله آنها را آتشی کرده و به حاشیه رانده بود؛ اسرائیل، امارات و قطر و عربستان از خروج ایران از انزوا، وحشت دارند. آنها سال ها جنگ و تحریم را بر ما تحمیل کردند تا ما در انزوا باشیم. در حال حاضر ما مهمترین سد را شکستیم و جلو رفتیم و موجب وحشت آنها شده ایم.

در فاجعه منا، من شخصاً معتقد نیستم، آنها به خاطر ایران این فاجعه را به راه انداخته باشند، بلکه این ناشی از بی عرضه گی خودشان است و ضرری که حکّام عربستان به خاطر رخ دادن فاجعه منا کردند،‌ هیچ کسی نکرد. زیرا مدیریت، لیاقت و شایستگی اش به ویژه در بحث امداد رسانی زیر سؤال رفت.

تسنیم: نقاط ضعف دولت یازدهم را در چه می دانید؟

آیت الله موسوی تبریزی: دولت در برنامه های اقتصادی، هنوز خیلی قوی وارد نشده است. به نظر من باید دولت باید یارانه را از روز اول قطع می کرد و فقط به عده خاص و نیازمند آن هم از طریق بهزیستی یا کمیته امداد که حدود 10 میلیون نفر می شوند، پرداخت می کرد.

به نظر من انتخاب برخی وزرا، نمی تواند اهداف آقای روحانی را به خوبی پیش ببرد و آقای روحانی می توانست افراد بهتری را در جای آنها قرار دهد. البته دولت آقای روحانی با مشکلات زیادی رو به رو است. درآمد دولت به حداقل خود در چند سال اخیر رسیده است و بدهی های بسیاری در وزارتخانه ها و استانداری ها از دولت گذشته باقی مانده و برعهده این دولت گذاشته شده است.

تسنیم: با توجه به توقیف و دادگاهی شدن برخی نشریات در دولت یازدهم، برخورد دولت با منتقدان را چگونه ارزیابی می کنید؟

آیت الله موسوی تبریزی: در این دولت کدام روزنامه توقیف شده است؟

تسنیم: 9 دی.

آیت الله موسوی تبریزی: 9 دی این همه فحاشی می کند، توقیف شد و یک ماه دیگر هم باز شد؛ این موضوع ربطی به آقای روحانی ندارد. این روزنامه از حد گذرانده است. انتقاد عیب ندارد، حداقل هتاکی نکند. در این مجلس کم هتاکی کرد؟ برخی از هتاکی ها حتی از مسیر اسلام خارج است. انتقاد مشکلی ندارد، ولی هتاکی دلیلی ندارد. 

تسنیم: نحوه مواجهه دولت با منتقدین را درست می دانید؟

آیت الله موسوی تبریزی: نحوه مواجهه با منتقدان اگر در چهارچوب قانونی باشد، هیچ اشکالی ندارد، حتی اگر علیه اصلاح طلبان باشد. تهمت و افترا را نباید تحمل کرد. اما انتقاد صحیح را نباید دادگاهی کرد. اگر به عنوان انتقاد دروغ گفته شود، باید با آن برخورد شود

منتشر شده در گفتار

دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه گفت: اصلاح طلبی عین اصولگرایی است و اصولگرایی نیز همان گذشتن از خود برای وطن و هم‌وطن است و نه جمع آوری مال از جیب دیگران و خیانت به آن‌ها.

آیت الله حسین موسوی تبریزی اظهار کرد: شهدای گرانمایه جنگ تحمیلی حق بسیاری بر گردن ما دارند و نباید اجازه دهیم مدعیان خود را مدافع آن‌ها نشان دهند.

وی با بیان اینکه حزب ندای ایرانیان از احزاب اصلاح‌طلبی است که می‌تواند تاثیرگذار ظاهر شود، عنوان کرد: اصلاح طلبی عین اصولگرایی است و اصولگرایی همان از خودگذشتگی و ایثار برای وطن و هم‌وطن است نه جمع آوری مال از جیب دیگران و خیانت به آن‌ها.

موسوی تبریزی با طرح این پرسش که ضرورت ایجاد یک حزب چیست؟ اظهار کرد: تشکیل هر حزبی برای محقق ساختن دموکراسی واقعی در هر جامعه است و ما باید به نقطه‌ای برسیم که مردم به برنامه احزاب رای دهند و نه به اشخاص سیاسی و این برنامه‌ها نیز به شکلی تدوین شود که مورد قبول و حمایت مردم نیز باشد.

وی با اظهار اینکه اگر احزاب با برنامه و آگاه به شرایط سیاسی در سال‌های گذشته در کشور وجود داشت خیلی از اتفاقات رخ نمی‌داد، اظهار کرد: وقتی که موضوع یارانه‌ها در کشور مطرح شد اگر احزاب آگاه و با برنامه‌ای وجود داشتند این نکته را به مردم و مسئولین یادآور می‌شدند که بحث اجرای یارانه‌ها در ظاهر خوب و مفید به نظر می‌رسد اما باطن اثرات بدی دارد اما چنین نشد و هدفمندی یارانه‌ها با همان باطن بدش جامعه را دچار برخی مشکلات کرده است.

موسوی تبریزی همچنین یکی دیگر از سیاست‌های نادرست دولت گذشته را که به اعتقاد او در نبود احزاب آگاه و تاثیرگذار عملی شده بود را مسکن مهر دانست و اظهار کرد: موضوع خانه‌سازی‌هایی که تحت عنوان مسکن مهر انجام شد اگر در دوره‌ای و در شرایطی عنوان می‌شد که احزاب تاثیرگذار حضور داشتند از همان ابتدا بدبختی‌ها و آسیب‌هایی که چنین طرحی به مردم و کشور وارد می‌کرد را یادآور می‌شدند و به جایی نمی‌رسیدیم که امروز دولت یازدهم بگوید طرح مسکن مهر قابلیت اجرای کامل را ندارد و تنها می توان بخشی از آن را محقق کرد.

او تاکید کرد: کار را بی برنامه انجام دادن ضرر دارد چه مسکن مهر باشد چه قانون اراضی شهری و ….

به نوشته ایسنا، موسوی تبریزی با بیان اینکه همیشه در آستانه انتخابات احزابی به شکل خلق الساعه وارد فضای سیاسی می‌شوند، اظهار کرد: امیدوارم حزب ندای ایرانیان حزب بزرگی باشد و با اتحاد و انسجامی که بین نیروهای درون خود ایجاد می‌کند به تدوین برنامه‌های مشخص خود بپردازد و زمینه عملی کردن بزرگترین وظیفه خود را که همان امر به معروف و نهی از منکر به مسوولان است، عملی سازد.

موسوی تبریزی تصریح کرد: اگر از سوی احزاب برای انتخابات برنامه ارائه شود همین برای جلب آرا مردم کافی است و دیگر نیازی به دروغ گفتن و خواب دیدن و پول دادن و … نیست.

او به تجربه اختلافات حزبی در دهه اول انقلاب نیز اشاره کرد و گفت: بهترین حزب‌های ما پس از انقلاب به خاطر انحصارطلبی‌ها بود که منحل شدند.

او همچنین به تجربه ۸ ساله ریاستش بر خانه احزاب اشاره کرد و وجود احزاب را تلاش و تمرینی در راه ایجاد دموکراسی و دموکراسی خواهی دانست و افزود: مساله اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان این است که به تعبیر امیرالمؤمنین (ع) که از نخستین اصلاح طلبان صدر اسلام است برای حاکم کردن قوانین به جا مانده از قرآن و اسلام و نیز رسیدگی به حقوق مردم و تامین امنیت ایشان بکوشیم نه اینکه فساد را دامن بزنیم.

موسوی تبریزی اصولگرایی را از ارکان اصلاح طلبی دانست و یادآور شد: نمی‌شود اصلاح طلب، اصولگرا نباشد. اصولگرایی یعنی عدل الهی را در جامعه حاکم کردن و قانون گرایی، مساوات را در جامعه نشر دادن، بیت المال را ضایع نکردن و ضایع کنندگان بیت المال را حمایت نکردن.

وی ادامه داد: این چه اصولگرایی است که این همه فساد را ببینیم و دم نیاوریم و باز هم بگوییم اصولگراییم. مگر می‌شود این همه فساد که روز به روز پرونده تازه‌ای از آن در قوه قضاییه گشوده می‌شود را در سال‌های گذشته دیده باشیم و از آن صحبتی نکرده باشیم و در نهایت نیز توجیه کنیم ما می‌دانستیم و از مسببین نیز خواستار ارائه توضیحات بودیم ولی آن‌ها جواب نمی‌دادند. مگر چنین توجیهی را از سوی مجلس اصولگرا و چهره‌های مدعی اصولگرایی می‌شود قبول کرد؟

موسوی تبریزی یادآور شد: اینکه خیانت‌ها را ببینیم و از آنها حمایت کنیم حاصلی جز این نخواهد داشت که برخی از مردم دچار تشویش اذهان شوند و گناه چنین وضعیتی به عهده آن‌هایی که خود را مدعی اصولگرایی می‌دانستند ولی ۸ سال سکوت کردند.

وی پایان با بیان اینکه بایستی در برابر حرف حق با کمال میل متواضعانه برخورد کرد، افزود: احزاب اصلاح طلب بایستی حرف حق را بشنوند و در برابر آن متواضع باشند چه این حرف از طرف اصولگرایان باشد چه اصلاح طلبان حتی خیلی خوب است به اصولگرایانی که منطق دارند و فحاشی نمی‌کنند به گفت‌وگو بنشینیم و از نظرات آن‌ها نیز استفاده کنیم.

منتشر شده در گفتار
صفحه1 از2
بازگشت به بالا