چهارشنبه, 06 دی 1396 08:34

اصلاحات عقیم شده است

محمدتقی فاضل‌میبدی در گفت‌و‌گو با «آرمان»:

آرمان- فاطمه رضایی: شایعات در روزهای اخیر، سوژه‌های هدفمندتری را دنبال می‌کند و به‌طور مشخصی از سوگیری‌های یکجانبه سیاسی برخوردارند کمپین «از رأی به روحانی پشیمانم» که تقریبا از ابتدای کار دولت دوازدهم زمزمه می‌شد و اخیرا جدی‌تر بیان می‌شود که در همین راستا حسام‌الدین آشنا مشاور روحانی که این کمپین را «پویش فرمایشی» نامید، تصریح کرد که این کمپین با پشتیبانی کسانی شکل گرفت که باید در مورد کارهای کرده و نکرده خود به آحاد مردم پاسخگو باشند.از طرفی شایعه خروج جهانگیری از دولت اعتدال هم به‌دلیل عدم تکذیب طرفین همچنان در هاله‌ای از ابهام است. محمود واعظی رئیس دفتر روحانی با اشاره به اینکه اعتدال یک گفتمان سیاسی است و روحانی ادامه‌دهنده راه آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی است، اعلام نمود: هیچ‌اختلافی میان آقای جهانگیری با دولت، وزرا یا شخص آقای روحانی وجود ندارد. ما نه از ایشان و نه از دیگر اعضای دولت چیزی که موید اختلاف باشد، نشنیده‌ایم و به این حرف‌ها هم اعتنا نمی‌کنیم. بحث وجود یا عدم وجود دانشجویان ستاره‌دار نیز به یکی دیگر از سوژه‌های پیرامونی دولت در فضای مجازی بدل شده است. در راستای تحلیل منبع تغذیه شایعات مذکور، «آرمان» با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به گفت‌و‌گو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

به‌نظر شما کمپین پشیمانی از رأی به روحانی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

باید توجه داشت که در تمام انتخابات‌ها، نامزدهای انتخاباتی، موظف هستند تا به تمام آنچه وعده داده بودند، عمل کنند. به‌ویژه در دولت آقای روحانی که ایشان از ابتدا با شعارهای قابل توجه خود و شاید بلندپروازانه در برخی موارد، رقبا را از میدان بیرون راند. ولی به هرحال در یک جامعه یک شخص زمانی می‌تواند به همه شعارهای انتخاباتی خود جامه عمل بپوشاند که تمامی ارگان‌ها مثل قوه قضائیه مجلس و... با او همکاری کنند. ولی در کشوری همچون کشور ما حوزه اختیارات محدود است، به‌ویژه در حل بحران‌ها و در مسائل سیاست خارجی. در کشور ما وزیر امور خارجه آقای ظریف است ولی ما هر ازچندگاهی ممکن است از طرف آقای ولایتی نیز صحبت‌هایی در مورد سیاست خارجه بشنویم و یا یک مقام ارشد نظامی هم ممکن است در این‌باره صحبت‌هایی بکند. تمام این قضایا باعث سردرگمی دولت می‌شود، چراکه متوجه می‌شود ده‌ها سیاست خارجه با ده‌ها رویکرد متفاوت وجود دارد. سیاست خارجه زمانی درست می‌شود که یک متولی داشته باشد و تصمیمات نهایی در موضوعات مربوطه برعهده یک نفر باشد. در مسائل سیاست داخلی هم همین‌طور است. سیاست خارجی و داخلی با هم رابطه مستقیم دارد و اگر یکی از آنها آسیب ببیند دیگری هم از پا در می‌آید. به این صورت که حد مسائل داخلی، اجتماعی و اقتصادی ما مثل حل مسائل سیاسی ماست و مسائل سیاسی زمانی حل می‌شود که دولت اختیارات تام و صد‌درصدی داشته باشد که متاسفانه در این دولت نه سیاست خارجی و نه دولت اختیارات تام ندارند به این دلیل است که معتقدیم نباید از آقای روحانی انتظاراتی بیشتر از حد داشت و البته کسی که ابراز پشیمانی می‌کند سخت در اشتباه است. شاید می‌خواهند به خیال خودشان اختلافاتی میان اصلاح‌طلبان ایجاد کنند و یا انتخابات ۸۴ را تکرار کنند. شاید بهتر است که از روحانی حمایت کرد و در کنار آن انتقاد هم کرد. ولی ابراز پشیمانی در عرصه سیاست مفهومی ندارد. امکان ندارد وارد یک بازی شد و به محض پیچیدگی اندک اوضاع خود را کنار بکشی.

می‌توان این کمپین‌های ساختگی را نتیجه فقدان وجود احزاب درست دانست؟

به هرحال یکی از مشکلات جامعه امروز ما، فقدان وجود احزاب قوی است و روزنامه‌های قدرتمند که البته حزب در کشور ما مساله مهم‌تری محسوب می‌شود و دولت تا جایی که توان دارد باید در کنترل و قدرت‌دهی به احزاب بکوشد. موافقم که اگر ما احزاب قوی داشتیم و یا خود دولت یک حزب قوی یا به عبارتی یک پایگاهی داشت، البته این نحوه ضعیف تبلیغات به دست دولت نیست و چاره‌ای هم وجود ندارد چراکه صداوسیما و رسانه‌ها به‌طور کلی، در دست دولت نیست. گاهی رسانه‌ها مساله‌ای را نشر می‌دهند که شاید خود اصل آن به این اندازه بد و بزرگ نباشد و به واسطه همین اقدامات رسانه‌ای، وخیم شود. دولت برای مقابله با چنین رسانه‌‌هایی نه ابزار دارد و نه نیروی کافی. قاعدتا این تبلیغات به هرنحوی بر روحیه عام مردم تاثیر می‌گذارد که برخی روزنامه‌ها با تیترهای خود به این مورد دامن می‌زنند و همین‌طور در شبکه‌های مجازی مثل تلگرام، واقعیت آن‌گونه که وجود دارد نشان داده نمی‌شود و کدام طرف ماجرا بودن، تفاوت چندانی در اصل موضوع ندارد، امروزه سیستم اطلاع‌رسانی مملکتی یا سیستم‌های رسانه‌ای تبلیغاتی اعم از تلگرام و اینستاگرام و روزنامه‌ها و غیره، که گوش مردم را کر و چشمشان را کور کرده است، هیچ‌کدام واقعیات عینی را نشان نمی‌دهند و همه در جهت اهداف شخصی گام بر می‌دارند. مثلا در جریان زلزله کرمانشاه باید منصفانه و عادلانه بگوییم که دولت بسیار تلاش کرد و همین‌طور ارگان‌هایی مثل هلال اهمر و شاید کار دولت در زلزله کرمانشاه بهتر از تمامی زلزله‌های پیشین بود. اما عده‌ای در شبکه‌های مجازی و در رسانه‌های خارجی با نشر فیلم‌ها و عکس‌های بعضا دروغ، سعی در عوامفریبی دارند و دولت موظف است با آنها مقابله کند اما دولت هم توان مقابله ندارد و ابزاری هم در اختیارش نیست.

 برخی از همین شایعات به خروج آقای جهانگیری از دولت تدبیر و امید می‌پردازند. به‌نظر شما خروج آقای جهانگیری از دولت، اقدام درستی ا‌ست؟

آقای جهانگیری از دولت بیرون نمی‌روند و نباید هم بروند، چراکه ایشان در دولت روحانی یک وزنه هستند و به قول نسل امروز یک برند محسوب می‌شوند و البته که تا کنون خبری مبنی بر تایید این خبر اعلام نشده است. اختیارات افراد ممکن است بر اساس شرایط کم و زیاد شود و این در دولت‌هایی مثل آمریکا که مدعی دموکراسی هست نیز دیده می‌شود، ولی اینکه بگوییم جهانگیری باید صحنه را ترک کند و برود نه مطلوب است و نه او این کار را انجام می‌دهد.

به‌نظر شما، اعتدال واجد کدام صفات از ویژگی‌های یک گفتمان است؟

گفتمان تعریف خاص خودش را دارد و به‌عنوان یک مفهوم و بر اساس آن، رویکرد تازه‌ای در جامعه منتشر می‌شود. وقتی حرف از گفتمان می‌شود لازم است یک پشتوانه و تئوری و فکری هم داشته باشد و حالا اگر بخواهیم به تحلیل کلمه بپردازیم معنا همان است. برای من همچنان روشن نیست که اعتدال یک گفتمان باشد و هنوز در جایی به‌عنوان گفتمان منعکس نشده است. قصد رد کردن این موضوع را ندارم ولی نشنیدم که از اعتدال به‌عنوان یک گفتمان یاد شود. البته که اعتدال یک مفهوم درست است، یعنی نه افراط و نه تفریط و یک خط وسط و جلو رفتن روی همان خط و از این جهت درست است. اعتدال یک مفهوم جدید است و معنای بجایی هم دارد ولی برای تبدیل به گفتمان باید شرایط آن را فراهم کرد. مثلا تئوری و طرح اولیه که بحث آن مجزاست؛ ما یک مفهوم‌سازی داریم و یک گفتمان داریم که گفتمان دامنه وسیع‌تری دارد. اگر اعتدال را به‌عنوان یک مفهوم در نظر بگیرند درست است و سازنده دولت روحانی است و مورد قبول همگان، اما اسم اصلاحات که در سال76 رئیس دولت اصلاحات مطرح کردند یک گفتمان بود و در راستای آن مسائل مدرنی مثل مردمسالاری و دموکراسی وجود داشت که از دل اصلاحات زاییده شد. پس گفتمان چیزی است که از درونش مسائل دیگری زاییده شود و عده‌ای بنا به خواسته‌شان به‌دنبالش رفته و آن را گسترش دهند ولی در مورد اعتدال هنوز درونش مسائل جدیدی دیده نمی‌شود.

ریشه‌های عدم جوانگرایی در بدنه دولت و همچنین احزاب اصلاح‌طلب را در چه می‌بینید؟

امروزه شاید بتوان گفت اصلاحات عقیم شده است. یعنی این جریان، از لحاظ معناسازی چندسالی درجا زده و مفاهیم نوینی نساخته است. بالاخره دردنیایی که ما هستیم در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و در سایر زمینه‌ها، روزبه‌روز تحولات جدید حادث می‌شود و ما باید برای هرکدام از این تحولات، رویکرد مفهومی داشته باشیم. مساله حقوق بشر در مفاهیم امروز یک موضوع مهم است که باید روی آن کار شود و هنوز هم در گفتمان اصلاحات در چنین مسائلی ثبات خود را به‌دست نیاورده است. روحانی حقوق شهروندی را مطرح کرد که کار بسیار مناسبی بود و اگر به امید خدا این منشور در کشور حاکم شود اتفاقات خوبی در انتظارمان خواهد بود. اصلاحات باید یکسری مفاهیم و مسائل نو بسازد که برای نسل جوان جذابیت داشته باشد. به‌همین دلیل است که هنوز جوانگرایی لازم صورت نپذیرفته است و همچنان انسجام و فعالیتی که نسل جوان امروز ما باید داشته باشد، دیده نمی‌شود و از طرفی موانع پیش‌رو نیز، زیاد است و اگر این موانع بر سر راه اصلاحات، کمتر بود و یا حتی نبود، بیشتر از این شاهد جذب نسل جوان بودیم. مانند زمان 8 سال دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد که اصلاح‌طلبان هزینه‌های زیادی دادند که همین مساله به تنهایی ادامه و توسعه مفاهیم در دل اصلاحات را کم می‌کند ولی امیدواریم که ان‌شاءا... بتواند در این دوره جوانان بیشتری را به خود جذب کند.

عملکرد منشور حقوق شهروندی در جامعه و بازخوردهای اجتماعی آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به‌هرحال به همان اندازه که برجام برای ما مهم بود مساله حقوق شهروندی نیز حائز اهمیت است و حقیقتا جزو دستاورد‌های مهم دولت می‌توان از آن نام برد، در صورتی که بتواند جلو موانع نقص آن را بگیرد. ممکن است چه از طرف کسی یا نهادی مواردی از آن نقض شود. اگر دولت بتواند در برابر عواقب نقض این منشور بایستد و کوتاه نیاید بسیار خوب است و الا حقوق شهروندی مطرح شود و همچنان در دانشگاه دانشجوی ستاره‌دار وجود داشته هیچ‌فایده‌ای ندارد. دانشجویی، به‌دلیل عقیده شخصی‌اش از رسیدن به مدارج بالای دانشگاهی محروم می‌شود و خیلی از مشکلات دیگر.

تاکید بر جنبه‌های دیگر حقوقی می‌تواند در این راستا کمک کند؟

حقوق بشر، حقوق بشر است و عده‌ای می‌نشینند و آن را می‌نویسند و قطعا خالی از ابهام و اشکال نیست، درست مثل علومی که در سرتاسر جهان وجود دارد که هرکدام ممکن است ایراد یا اشکال و موردی داشته باشد ولی بیان برخی واژه‌ها برای نقد حقوق بشر، راه درستی نیست چرا که شما ممکن است یک شهروند غیر مسلمان، زرتشتی مسیحی و... باشید. به هرحال حقوق بشر و حقوق شهروندی برای شما اعمال خواهد شد. حقوق بشر به حقوق بشر مربوط است و صرفا باید به حقوق انسان‌ها برسد و اگر در جامعه‌ای قرار باشد حقوق شهروندی مردمی زیر پا گذاشته شود، حقوق بشر مانع از آن خواهد شد. طبیعتا هر انسانی در کشور خود دارای حقوق و قوانینی است، کما آنکه ممکن است در برخی کشورها، بعضی از این قوانین به‌دلایل شرایط جامعه تغییر کند ولی در کلیات تفاوتی با حقوق بشر شناخته شده ندارد.

در راستای تاکید بر حقوق شهروندی، نحوه برخورد با آقای احمدی‌نژاد و جریان حامی ایشان چگونه باید باشد؟ حکمیت یا قانون باید تعیین‌کننده نهایی باشند؟

بالاخره این جریان زاییده قشری از جریانات سیاسی این کشور است و خودشان باید جوابگو باشند. ولی احمدی‌نژاد به‌نظر من مساله مهمی نیست و این گروهی که او را رشد دادند و بزرگ کردند و به شهرداری راه دادند و بعد تا رئیس‌جمهور شدن حمایتش کردند و بعد آن شعارها و آن رفتارهای حمایتی را نسبت به‌ یکسری از افراد، انجام داد. الان وظیفه آن گروه و جریان است که پاسخگو باشد. بالاخره یک گروه قوی در این کشور، برای تخریب اصلاحات، آیت‌ا...هاشمی و یا اشخاص دیگر، کارهایی انجام دادند که باید در این رابطه با خودشان صحبت کرد.

ستاره‌دارشدن دانشجویان با منشور حقوق شهروندی همخوانی دارد؟

زیبنده نیست و امید برآن است که وجود نداشته باشد. وظیفه دولت این است که با متخلفان برخورد کند، باید تذکر داد که به چه حق و حقوقی دانشجویی را از تحصیل محروم می‌شود؟ ممکن است دانشجو تخلفی انجام بدهد که به کمیته انضباطی ارجاع داده می‌شود و مجازاتش شاید تعهد، جریمه و یا هرچیز دیگری، در نظر گرفته می‌شود، ولی محروم کردن دانشجو از ادامه تحصیل در هیچ‌کجای جهان کار پسندیده‌ای نیست. مثل این است که انسانی را از ادامه حیات محروم کنیم چرا که درس هم برای فکر انسان مانند غذا و مایه حیات محسوب می‌شود. نمی‌شود کسی که صاحب یک فکر و عقیده سیاسی متفاوت با ما باشد را از درس محروم کنیم. اصل این موضوع مناسب جامعه اسلامی ما نیست و اگر موردی وجود دارد مسئولان باید توضیح بدهند که چرا هنوز وجود دارد.

منتشر شده در گفتار

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین‌ دانشگاه‌ها گفت: اگر خود ما مردم برای اصلاحات تلاش نکنیم، اصلاح امور از غیب نمی‌آید؛ باید این چارچوب را اصلاح کنیم

به گزارش خبرنگار ایلنا در قم، حجت الاسلام و المسلمین محسن رهامی شب گذشته در مراسم شب قدر که در سالن اجتماعات مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم برگزار شد، با اشاره به فرا رسیدن سالروز شهادت امام علی(ع) اظهار داشت: امام علی(ع)، بعد از پیامبر(ص) و قرآن کریم، نقطه اجماع همه مسلمین است.

رییس کمیته انتخابات شورای هماهنگی اصلاح طلبان با بیان این که امام علی(ع) بهترین مفسر قرآن و شخصیتی است که بهترین قرائت از اسلام مورد نظر پیامبر(ص) را ارائه می دهد، گفت: امام علی(ع) دو میراث بزرگ برای جهان اسلام و چه بسا جهان بشریت به جای گذاشته که باید با بررسی آنها، در زندگی فردی و اجتماعی خود از آن ها استفاده کنیم.

این استاد دانشگاه افزود: یکی از میراث‌هایی که امام علی(ع) برای ما انسان‌ها به جای گذاشته، میراث سیاسی است؛ به این معنی که در زمان حکومت خود، سعی کردند یک مدل الهی از حکومت را تدوین کنند؛ و البته این فرصت حکومت در اختیار امامان دیگر قرار نگرفت.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با بیان این که میراث دیگر امام علی(ع) برای انسان‌ها، میراث علمی است که با مطالعه نهج البلاغه و مطالب مربوط به امیرالمؤمنین(ع) می‌توان به آنها دست یافت، گفت: مخاطب این میراث ماندگار امام علی(ع)، بر خلاف میراث سیاسی ایشان، فقط حکومت‌ها نیستند، بلکه همه بشریت هستند و از این منظر می‌توان گفت که میراث امام علی(ع) یک میراث جهانی است.

رهامی در ادامه سخنان خود با اشاره به مبارزه‌های مردم ایران علیه رژیم پهلوی، گفت: علما در آن زمان بحث می‌کردند که چگونه می‌توان مدلی شبیه به مدل حکومت امام علی(ع) را در ایران پیاده کرد، اما بعد از رحلت مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی، جمع‌بندی علما این بود که با حکومت شاهنشاهی نمی‌توان مدلی شبیه به مدل حکومت امام علی(ع) را پیاده کرد٬ از این رو باید ساختار حکومت به صورت کلی عوض شود.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب افزود: ما می‌خواستیم این محتوا -مدل حکومتی امام علی(ع)- را در قابل یک حکومتی برسیم که در نهایت قالب حکومتی جمهوری اسلامی برگزیده شد و مقصودمان نیز از برگزیدن قالب جمهوری اسلامی این بود که عدالت از دل آن بیرون آید.

این استاد دانشگاه با بیان این که در شرایط امروز جهان اسلام که با بحران شدید روبه‌روست، می‌توان دوباره مدل حکومتی امام علی(ع) را برای همه مسلمانان مطرح کرد، گفت: ما بعد از تحقق حکومت جمهوری اسلامی در ایران، به برخی از آرمان‌ها رسیدیم و به برخی که مدنظرمان بود هم نرسیدیم. متاسفانه در برخی موارد آرمان‌ها به انحراف هم کشیده شد که از جمله آنها فساد اداری و برخی از آمارهایی است که خود بانک مرکزی اعلام می کند.

وی با بیان این که در چند سال قبل به نوعی یکسان‌سازی انجام شد، تصریح کرد: انسان تعجب می‌کند چگونه در انقلابی که با شعار تحقق آرمان‌های بلند شکل گرفت، شاهد چنین رویدادهایی هستیم؛ برخی از فسادهایی که در این سال‌ها انجام شد، بعضا رقمی درشت‌تر از فسادهای پیش از انقلاب داشت؛ هیچوقت در ایران اینطور نبود که مثلا یک رئیس بانک 3هزار میلیارد تومان را بردارد و برود.

رهامی با بیان این که باید بررسی کنیم که چرا در نظامی که بر اساس حرکت در مسیر میراث امام علی(ع) شکل گرفت، باید شاهد چنین رویدادهایی باشیم؟ گفت: البته به برکت لطف خداوند، خون شهدا، معنویت امام راحل و تلاش مسئولان و نیروهای امنیتی و انتظامی، امروز ایران از بهترین مدل‌های امنیت برخوردار است و به نوعی یک جزیره امن در منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود؛ علاوه بر آن بسیاری از تحولات کشور ایران با آرای مردم انجام می‌شود.

وی با بیان این که این تفکر که یک حکومتی را برداریم و حکومتی دیگر را جایگزین آن کنیم، دیگر طرفدار ندارد، گفت: حکومت جمهوری اسلامی در ایران را خودمان درست کردیم و هزینه آن را هم داده‌ایم که از جمله آن شهدا و ... هستند؛ ما ارکان قانون اساسی را قبول داریم و از آن حمایت می‌کنیم؛ قانون اساسی که در وسط آن ستونی به نام ولایت فقیه وجود دارد و مردم هنوز طرفدار این نظام هستند.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: البته هرچیزی برای پیشرفت٬ احتیاج به اصلاح امور دارد٬ والا فساد  مثل موریانه درون آن را می‌خورد و به یک‌باره فرو می‌ریزد؛ البته برای این موضوع باید بررسی کنیم که بشر چه راهکارهایی برای مبارزه با فساد تعیین کرده است.

وی در ادامه سخنان خود با بیان این که اعتماد عمومی یک سرمایه برای حکومت‌هاست، به فواید حضور جدی احزاب در جامعه اشاره کرد و گفت: حزب، آدم ها را برای مسئولیت‌های مختلف رشد می‌دهد و از این رو باید به این مهم توجه کرد.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین‌دانشگاه‌ها با بیان این که ما برای اصلاح حکومت و ساختار کشور وقت نمی‌گذاریم و در این خصوص آدم‌های تنبلی هستیم، در حالی که دنیا برای این کار وقت می‌گذارد، گفت: بخشی از مشکلات کشور را خود ما مردم باید درست کنیم.

رهامی افزود: اگر به حکومت ملتزم باشیم، قطعا به این نتیجه می‌رسیم که قابل اصلاح است؛ مثلا از طریق مجلس و شوراها؛ اگر مردم حواسشان در انتخابات‌ها جمع باشد، و سعی کنند بخشی از وقت خود را برای اصلاح حکومت صرف کنند، قطعا انسان‌های صالح و شایسته‌تر بیشتری می‌توانند وارد مجلس یا شورا شوند.

این استاد دانشگاه گفت: اگر خود ما مردم برای اصلاحات تلاش نکنیم، اصلاح امور از غیب نمی‌آید؛ باید این چارچوب را اصلاح کنیم و به دنیا بگوییم که میراث علوی در ایران جواب داد؛ البته این کار زمان می‌برد.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین‌ دانشگاه‌ها در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که جامعه امروز ما احتیاج به یک نهضت اخلاقی دارد، گفت: بسیاری از مشکلات اجتماعی با گذشت خود مردم از یکدیگر قابل حل است؛ و فراموش نکنیم که زندگی خوب در بسیاری از موارد هیچ ربطی به حکومت‌ها ندارد و این شرایطی است که خودمان باید ایجاد کنیم.

خاطرنشان می شود، مراسم شب قدر 23 ماه رمضان نیز، پنج شنبه شب، با سخنرانی آیت الله سیدحسین موسوی تبریزی دبیرکل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، در سالن اجتماعات این مجمع در شهر قم برگزار خواهد شد.

منتشر شده در گفتار
سه شنبه, 17 تیر 1393 19:42

لزوم اصلاحات در تمام سطوح

محمدتقی فاضل میبدی
در شرایط کنونی جامعه با توجه به تحولاتی که هر روز رخ می‌دهد لزوم اصلاحات در همه زمینه‌ها به وضوح به چشم می‌خورد. بنابراین از آنجا که هیچ تحول و اتفاقی در حوزه مدیریت اجرایی براساس عصمت نیست و همه ساخته دست بشر است و اگر به دقت به مسائل نگاه کنیم به این نتیجه خواهیم رسید از آنجا که بشر نیز جایز الخطاست، یک نوع اصلاحات باید در آن صورت گیرد. در این راستا لازم است به این نکته اشاره شود که حتی نوع تفکری هم که در جامعه ما وجود دارد باید در پاره‌ای بخش‌ها دچار بازاندیشی شود. بنابراین در شرایطی که همه چیز و همه کس نیاز به اصلاحات دارد جریان اصلاح‌طلبی نمی‌تواند جدای از این پروسه قرار گیرد و لازم است اصلاح‌طلبان نیز نگاهی دوباره به خود بیندازند چرا‌که اصلاح‌طلبی زمان آقای خاتمی با اصلاح‌طلبی امروز تفاوت دارد؛ این سخن بدین معنا نیست که در آن اشتباهی وجود داشته است یا خیر بلکه تنها بدین معناست که نظرها و تحولات برخاسته از ذهن بشر به دلیل کامل نبودن همواره نیاز به تدوین، اصلاح و تکامل دارد. در این راستا حتی عقاید و نظراتی که در ابتدای انقلاب وجود داشت نمی‌تواند بعد از 35سال همچنان کارایی داشته باشد چرا که جامعه تغییر کرده و بالطبع نوع تفکر هم در آن تغییر کرده است. درواقع افراد و تفکرات همواره درحال تغییر و تحول هستند و باید همه موارد به موازات یکدیگر تغییر کنند چرا که اگر جامعه تغییر کند اما تفکر سیاسی حاکم بر آن تغییر نکند این مسئله قطعا سیاستی شکست‌خورده خواهد بود که هر کدام به یک طرف می‌روند. یکی از عمده‌ترین مشکلاتی که در جامعه وجود دارد این است که معمولا بین سیاست‌های اولیه و چیزی که امروز می‌خواهند فاصله وجود دارد و همین فاصله دیدگاه موجب می‌شود میان مردم و دولت یک فاصله به وجود بیاید. اگر نگاهی به انتخابات 24خرداد بیندازیم می‌بینیم که این تفاوت دیدگاه کاملا مشهود است و مشاهده شد مردمی که 8 سال پیش پای صندوق‌ها رفتند با مردمی که امروز به آقای روحانی رای دادند خواسته‌هایشان تغییر کرده و به ادامه سیاست‌های 8 سال گذشته رای منفی دادند. بنابراین فارغ از هر گروه و جریان، آنچه مسلم و بدیهی است اینکه همه ما نیاز به یک تحول و نو شدن داریم چرا که در عصری که دنیا به سمت نو شدن در حرکت است اصرار بر تفکرات گذشته که نمی‌تواند خالی از اشتباه باشد کاری عبث و بیهوده است. بنابراین فرقی نمی‌کند اصولگرا باشد یا اصلاح‌طلب؛ آنچه باید به آن توجه شود این است که این جریانات باید درون خود تغییراتی به وجود بیاورند تا در سایه این تغییرات بتوانند به نیازهای امروز جامعه پاسخ دهند.

منتشر شده در سیاسی
جمعه, 21 بهمن 1390 08:15

اصلاحات تمام عیار

مهدی منتظرقایم
اصلاحات تمام عیار (1)
1- اصلاحات مطالبه عموم معترضان است.
حرکت اعتراضی مردم در طول چند سال گذشته، با نگاه های مختلف تفسیر شده است. ضد انقلاب های خارج از کشور، که سال هاست در خواب و خیال تغییر رژیم ایران زندگی می کنند، آن را برای تغییر نظام جمهوری اسلامی معرّفی کردند.(2) حاکمان نیز، همسو با آنان، آن را یک حرکت انقلابی و براندازانه توصیف کردند و با این تحلیل، به قلع و قمع معترضان پرداختند و برای تأیید تفسیر خود به تحلیل ضد انقلاب استناد کردند. در مقابلِ اینان، سران اصلاحات و شخصیت های برجسته ای این حرکت اعتراضی بر اصلاح طلبی و مسالمت آمیز بودن آن تصریح و تأکید کردند. در هیچ یک از بیانیه ها، سخنرانی ها، مصاحبه ها و نامه های آنان کلمه ای نمی توان یافت که بیانگر ضدّیت با جمهوریت یا اسلامیت نظام باشد. مرحوم عزّت الله سحابی نیز، که از نظر حاکمان فعلی سال ها بود که جزء شخصیت های جمهوری اسلامی به حساب نمی آمد و مغضوب آنان بود، در نامه ای به ایرانیان خارج از کشور، تأکید کرد که این حرکت، اصلاحی، تدریجی و مسالمت آمیز است و به دنبال انقلاب نیست. اگر نامه هایی که بعضی از چهره های برجسته این حرکت به سران جمهوری اسلامی نوشته اند اجازه انتشار می یافت معلوم می شد که اینان، شخص رهبر جمهوری اسلامی و منصوبانش را نیز به رسمیت شناخته اند و، با کمال احترام، از آنان و دیگر مدیران کشور خواسته اند که خود به اصلاح مفاسد سیاسی، مدیریتی و اقتصادی بپردازند؛ و آن گاه که از آنان ناامید شده اند دست به دامان مراجع تقلید و حوزه-های علمیه شده و آنان را واسطه قرارداده اند (هر چند که انتظار می رفت حوزه های علمیه در این حرکت اصلاحی گام های بلندتری بردارند).
انبوه معترضان، که گه گاه در خیابان ها قدم زدند و خواسته هایشان را اظهار کردند به دنبال اصلاح جمهوری اسلامی بودند. بنا بر گزارش ها، بیشترین شعار مردم الله اکبر و بالاترین مطالبه شان نفی دیکتاتوری بود. این دو، به روشنی، دلالت دارد بر این که میلیون ها معترضی که جرأت کردند و به خیابان ها آمدند به اسلامیت و جمهوریت نظام پای بنداند؛ ولی مقابله خشونت باری که با آنان شد موجب شد که در ذهن بعضی از آنان این سؤال پدید آید که آیا از جمهوریت و اسلامیت نظام چیزی باقی مانده است؟ آنان از حکومتی که به اسلام منتسب است و در رأس آن ولیّ فقیه است انتظار نداشتند که به معترضان نسبتِ برانداز بدهد و با خشونت کور با آنان رفتار کند؛ رفتاری که نه با جمهوریت سازگار است و نه با اسلامیت؛ و نه به نفع حاکمان است؛ هر چند که موجب می شود چند صباحی بیشتر، با دلهره و اضطراب، بر تخت قدرت باقی بمانند. البته این ذهنیت نیز مانع ادامه حرکت اصلاحی مردم نیست؛ هرچند که، موجب می شود که آنان به اصلاحات سطحی و ناقص راضی نشوند. شاید بعضی ها می خواستند با إعمال خشونت، معترضان و سران آنان را عصبانی کنند تا از شعارهای اصلاحی به شعارهای انقلابی روی آورند و بعد با خیال راحت به قلع و قمع بیشتر بپردازند، ولی خوشبختانه آنان در این دام نیفتادند و از مواضع اصلاحی خود ذرّه ای عدول نکردند؛ نه عقب نشستند و نه به مواضع انقلابی روی آوردند.
نهایتِ سوژه ای که حاکمان برای براندازانه بودن این حرکت ارائه دادند فیلمی بود که، از پشت سر، چند نفری را نشان می داد که راه می رفتند و شعار جمهوری ایرانی و مرگ بر ولایت فقیه نیز شنیده می شد. صَرف نظر از صحت و سقم آن فیلم، استناد به آن برای این که به میلیون ها مردم معترض نسبتِ برانداز بدهند حاکی از این است که چقدر حاکمان برای اثبات این ادعا دستشان خالی است.
قدم دیگری که آنان برداشتند تا این حرکت اصلاحی را از بین ببرند تخریب چهره های اصلاح طلبان بود. آنان، برای این کار، زمین و زمان را به هم دوختند ولی نتوانستند سوء استفاده سیاسی، مالی یا اخلاقی سران و شخصیت های اصلاحات یا وابستگی آنان به خارج را اثبات کنند. دو روحانی، یکی در پُست وزارت اطلاعات و دیگری در مقام امامت جمعه تهران و عضویت شورای نگهبان، آشکارا ادعا کردند که اینان یک میلیارد دلار از آمریکا گرفته اند و پنجاه میلیاردِ دیگر نیز قرار بوده است آمریکا به آنان بدهد؛ ولی هیچ وقت آن ادعا اثبات نشد و به متهمان اجازه داده نشد که در همان تریبون ها به اتهام خود پاسخ دهند. البته، این طرفند نیز جواب نداد و نتوانست معترضان را از سران اصلاح طلب رویگردان کند؛ از طرف دیگر، این ادعای بی دلیل دامان آنان را لکه دار و اعتبار دولت و امامت جمعه را مخدوش کرد. علاوه بر این، در اختلاف اخیر بین سران جمهوری اسلامی و افشاگری های خودشان حقانیت اصلاح طلبان بیش از پیش آشکار شد.
بدون شک در دوران اصلاحات قدم های بزرگی برای برطرف شدن بعضی از اشکال های این جمهوری اسلامی برداشته شد ولی ناتمام ماند. شاید بعضی از اصلاح طلبان به این نتیجه رسیده باشند که با حضور در قلمرو قدرت نمی توان اصلاحات را کامل کرد؛ ولی در این تردید نیست که وقتی که عموم مردم خواهان اصلاحات باشند و همیشه در صحنه اصلاح طلبی بمانند می توانند به مطالباتشان برسند.
2- اصلاحات مقدس نیست.
بسیاری از مشکلات کنونی ایران ناشی از قداستی است که به بعضی از افراد و نهاد ها داده شده و چنان وانمود شده است که آنان مصون از خطا، تالی تِلوِ معصوم و از دسترس نظارت و نقادی مردم دوراند. باید توجه داشت که قداست ملازم با عصمت است و معصومان، به جز انبیا، بیش از سیزده نفر نیستند. هیچ یک از «نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه، دفاع هشت ساله و حوزه های علمیه» مقدس نیست. هیچ کدام از آسمان نیامده و هیچ معصومیت و مصونیتی ندارد و هیچ کس کشور را به اشاره خدا و امام زمان اداره نمی کند. هر وقت برای اینان کشف و کرامتی نقل می شود باید به دیده تردید به آن نگاه کرد؛ زیرا ممکن است کاسه ای زیر نیم کاسه باشد. در جمهوری اسلامی برای برتر نشاندن حاکمان، بسیار از دین هزینه شده و آنان را به قداست الهی وصل کرده است. اگر اصلاحات نیز به این خرافات گرایش پیدا کند به ضد خود تبدیل می شود. نه اصلاحات مقدس است و نه اصلاح طلبان را هاله ای از نور فراگرفته است و نه تافته جدا بافته اند. همگی فرزندان این آب و خاکیم و حکومت 2500 ساله شاهان در گرایش اغلب ما به شاه شدن بی تأثیر نبوده است. از زمانی که حرکت اصلاحی در ایران شروع شده، در همه فراز و فرودهایش با نقص ها و اشکال ها همراه بوده است. اصلاحات همه عیب ها را در دیگران جستجو نمی کند؛ و خود را از هر عیبی بری نمی داند. پیشنهاد آن نجیبِ نجیب زاده به عفو یک¬دیگر ، به همین ویژگی اشاره داشت. اصلاحات نه می تواند ادعای بی عیبی کند و نه می تواند به مدینه فاضله وعده دهد. اصلاح طلبان نه می توانند ادعا کنند که در مواضع و عملکرد خود اشتباه نکرده اند و نه می توانند از آینده بدون اشتباه خود خبر دهند. خطای اصلاحات با تداومِ آن (یعنی نظارت همگانی و فشار قدرت غیر رسمی بر قدرت رسمی برای اصلاح خود) کم می شود. با وجود این، بدون شک اصلاحات بهترین گزینه است.
3- اصلاحات به دنبال حذف نیست.
مخالفان اصلاحات محاسنی دارند و موافقان اصلاحات معایبی. هنر اصلاحات در این است که مخالفان خود را در موقعیتی قرار دهد که، با بازنگری، از محاسن خویش بهره گیرند و به حلّ مشکلات خود بپردازند و به جمع اصلاح طلبان بپیوندند. سوز و گدازهای آن هنرمند دردمند در نامه هایی که می نویسد نشانه همین هنر است. اصلاح از درون، کمال مطلوب اصلاحات است؛ زیرا به هزینه زیادی نیازمند نیست و به حذف کسی منجر نمی شود. لازمه اصلاحات تمام عیار این است که اصلاح طلبان، ابتدا، حتی خواستار برکناری سران جمهوری اسلامی و منصوبان آنان نیز نباشند. اصلاحات تمام عیار یک ایده حذفی نیست، در پی مرگ کسی نیست و مرگ کسی را از خدا طلب نمی کند. اصلاح طلبان می خواهند سران کشور و رؤسای همه نهادها نسبت به حوزه اختیارات و وظایفشان در برابر مردم پاسخ گو باشند. در جمهوری اسلامیِ اصلاح شده هر کسی که به قدرت رسیده است وظیفه خود می داند که در قلمرو قدرتش به پرسش های مردم پاسخ دهد. در این صورت هیچ مقامی، منتخب یا منصوب، نمی تواند خود را از چشم خبرنگاران پنهان دارد و به پرسش های آنان پاسخ ندهد. اصلاح طلبِ تمام عیار نمی خواهد کسی بمیرد تا شرّش به مردم نرسد، بلکه می خواهد زنده باشد و به پرسش های مردم پاسخ دهد. با حذف شدن، فرار کردن یا مردن صورت مسأله پاک می شود نه این که مسأله حل شود؛ و در آن صورت باز کشور به همین گرفتاری و بیماری دچار خواهد شد. اصلاح طلبان دعا می کنند که رؤسا، خودشان، به این شیوه تن دهند، عملکرد گذشته و حال خود را در معرض نقادی مردم قرار دهند و به دفاع از خود بپردازند؛ و اگر نتوانستند مردم را قانع کنند بار این مسؤولیت را از روی شانه های خود بردارند، یا این که مردم را قانع کنند که می توانند به شیوه جدید به کشور خدمت کنند. حذف، بیانگر مرگ اصلاحات است. اخراج یک دانش آموز از کلاس به معنای عجز معلم از اصلاح اوست. قبل از این که معلم، دانش آموز را از کلاس بیرون کند خودش را از کلاس بیرون کرده و در عمل اعلام کرده است که نمی تواند معلمِ او باشد. هیچ کس گزارش نکرده است که پیامبر و امامان در طول زندگی دویست و پنجاه ساله شان یک بار کسی را از حوزه تعلیم خود اخراج یا ممنوع الورود کرده باشند. حضرت علی (ع) هیچ وقت کسی را از مجلس وعظ و خطابه اش بیرون نکرد و نگهبانی درِ مسجد نگذاشت که از ورود بعضی ها (حتی خوارج) جلوگیری کند. به همین علت بود که گاهی وسط سخنرانی اش کسی به او اشکال می کرد و گاهی کسی وقت نماز از نماینده ی او شکایت می کرد. آن حضرت وقتی که به خلافت رسید به معاویه اعلان جنگ نداد، بلکه به او نوشت: گذشته ها گذشته و آینده در پیش است. با اطرافیانت بیعت کن و نزد من آی (3)(نهج البلاغة، نامه 75). و در نامه دیگری از او خواست که به انتخاب مهاجران و انصار احترام بگزارد و حکومت مرکزی را به رسمیت بشناسد، یا جنگ را انتخاب کند(4) (نهج البلاغة، نامه 8). او چقدر تلاش کرد که معاویه جنگ را شروع نکند (5)(نهج، نامه 58) این قدر به او نامه نوشت و نامه هایش را پاسخ داد که احتمال داد که سست رأی و خطاکار شده است (6)(نهج، نامه 73). حضرت موسی (ع) نیز نه در صدد حذف فرعون بود و نه با او اعلان جنگ داد. خدا به او و برادرش دستور داده بود که پیش فرعون طغیانگر بروند و به نرمی با او صحبت کنند، شاید دعوت خدا و فریاد مردم را بشنود یا عظمت آنان او را به کرنش وادارد.(7) حرکت اصلاحی مردم ایران در سال های اخیر اوج گرفته ولی اغلب آرام بوده و عمده بروز و ظهورش در روش حکیمانه و موعظه حسنه و جدال احسن بوده است. البته اصلاحات در این قدم متوقف نمی شود و ناامیدانه از حرکت بازنمی ایستد. اصلاحات به راه خود ادامه می دهد و آن قدر بر حرکت خود پا می فشارد تا حاکمیت به سودِ تن دادن به آن پی ببرد و بالاخره اصلاحات به درون حکومت راه یابد. در وضعیت کنونی، هیچ مسئولی نمی تواند این حرکت اصلاحی را نادیده بگیرد و باید خودش را برای پاسخ گویی به انبوه سؤال های مردم آماده کند و اگر این آمادگی را ندارد هر چه زودتر بار مسئولیت را از دوش خود بردارد وزر و وبالش کمتر است. البته اصلاحات با جابه جایی افراد محقق نمی شود. اگر ساختار نیازمند اصلاح باشد با کنار رفتن یک مسئول و روی کار آمدن فرد دیگر اصلاحات انجام نمی شود؛ زیرا احتمال این که فرد بعدی نیز همان راه مسئول قبلی را برود زیاد است. ما نباید مسئولان را مشأ همه¬ی اشتباهات بدانیم. چه بسا اگر همین مسئولان در یک ساختار اصلاح شده قرار می گرفتند مرتکب اشتباه نمی شدند و چه بسا همینان بتوانند در یک ساختار اصلاح شده به مردم خدمت کنند. هرکس (حتی اصلاح طلب) اگر در رأس هرم قدرت قرار بگیرد و مشاورانش را خودش انتخاب کند و دور از چشم و زبان مردم تصمیم بگیرد و برای حفظ اقتدارش خشونت بورزد در خطاهای بزرگ درافتاده و در مسند مستبدان نشسته است.
4- اصلاحات به دنبال انتقام نیست.
گاهی مستبدان برای اجرای مقاصد خود از گروه فشار استفاده می کنند. اینان با تربیت و تقویت این گروه به مجازات نامرئی مخالفان خود می پردازند و از آنان انتقام می گیرند. اما اصلاحات به دنبال انتقام نیست، گروه فشار ندارد و به کسی اجازه نمی دهد که خودسرانه دیگری را مجازات کند و او را در تنگنا قراردهد. با پیروزی انقلاب، دادگاه انقلاب تشکیل شد ولی با پیروزی اصلاحات دادگاه انقلاب تشکیل نمی شود که در طول چند ماه بسیاری از رؤسای قبل از اصلاحات را به اعدام، مصادره اموال و زندان های بلند مدت محکوم کند. اولین دادگاه اصلاحات دادگاهی است که دادستانش خبرنگاران و قضاتش مردم اند. تمام تلاش اصلاح طلبان، قبل از پیروزی و بعد از آن، این است که حاکمان با تن دادن به نظارت و نقادی مردم اصلاح شوند. اولین خواسته آنان مجازات حاکمان نیست. با مجازات مستبدان مشکل استبداد حل نمی شود؛ زیرا ممکن است مجازات کنندگان نیز به تدریج به صف مستبدان ملحق شوند. اصلاح طلبان عقده مجازات ندارند و اصلاح طلبی عقده گشایی نیست. تجربه به ما نشان داده است که با مجازات محوری جرایم کم نمی شود. دادسراها و دادگاههای شلوغ عمومی و انقلاب، افزایش سالانه جذب قضات و زندان های پر کدام یک از جرایم را توانسته است ریشه کن کند یا کاهش دهد؟ بدون شک مجازات ضامن اجرای قوانین است و هیچ حکومتی بدون داشتن قوانین جزایی و اجرای آن کامل نیست و نمی تواند امنیت را برقرار و از حقوق مردم دفاع کند؛ اما دغدغه اصلی اصلاح طلبان اصلاح مستبدان است نه مجازات آنان. مجازات، با حکم دادگاه صالح، آخرین دواست.(8) اصلاح طلبان با اجرای حکم مجازات شاد نمی شوند و احساس پیروزی نمی کنند، بلکه غصه می خورند و احساس شکست می کنند، که چرا نتوانسته اند انسانی را، به طریقی دیگر، اصلاح کنند. اصلاحات به مردم توصیه می کند که اگر به آینده سالم مستبدی که حق شما را تضییع کرده است اطمینان دارید، از درخواست مجازات او صرف نظر کنید. اصلاحات در ذات خود بدون خشونت است و برای حال و آینده برنامه ریزی می کند. البته مستبدان باید نسبت به گذشته خود پاسخ گو باشند، سهم خود را در رساندن کشور به وضعیت اسف¬بار امروز بپذیرند و برای جبران گذشته همه ی توان خود را به کار گیرند.
5- اصلاحات بعد از پیروزی هم ادامه می یابد.
اصلاحات مثل انقلاب نیست که با پیروزی تمام شود بلکه با پیروزی نیز ادامه پیدا می کند. اشکال انقلاب هایی که فرزندان خود را می خورند این است که با پیروزی، همه قدرت در دست حاکمان متمرکز می شود و مردم، به جای این که به عنوان قدرت غیر رسمی بر آنان نظارت کنند به حمایت از آنان ملزم می شوند. مردم باید مراقب باشند که حاکمان با لطایف الحیل آنان را از نظارت بر حکومت بازندارند. هر وقت که مردم به حاکم به چشم فصل الخطاب نگاه کردند و از عیوبش چشم پوشیدند اصلاحات مرده است. انقلاب، به معنای تغییر رژیم سیاسی، مستمر نیست، ولی اصلاحات دائمی است. همه آنان که در دوران پیروزی اصلاحات به قدرت می رسند باید این آمادگی را داشته باشند که هیچ کاری را دور از چشم مردم انجام ندهند و هیچ سؤالی را بی پاسخ نگذارند. با هیچ بهانه ای، حتی بهانه تمسک به مصلحت دین، نمی توان در برابر حرکت اصلاحی مردم قرار گرفت و آن را از بین برد.
امروز اصلاح طلبان روسفید تر، سربلندتر و امیدوارتر از همیشه به حرکت مسالمت آمیز خود ادامه می دهند و مطالباتشان را بر محور اصلاحات در جمهوری اسلامی پی می گیرند. اینان ایمان دارند که روش استبدادی دوام نمی آورد و دیر یا زود از بین می رود. در این صورت، تنها حرکت اینان است که می تواند جمهوری اسلامی را حفظ کند. اگر حرکتِ اصلاحی نباشد، با از بین رفتن این روش، چه بسا جمهوری اسلامی نیز از بین برود و حکومت غیر دینی جایگزین آن شود. به همین دلیل است که اصلاحات بسیار مهم است و تحمل سختی اش به آثار مطلوبش می ارزد. ای کاش همه شخصیت هایی که در فهم و تشخیص توده مردم تأثیر دارند به این اهمیت بیشتر توجه می کردند.

یادداشت ها:

1.منظور از اصلاحات تمام عیار اصلاحاتی است که مطالبه کنونی بسیاری از مردم ایران است. اصلاحات (در این نوشته) جریانی است که از بعد از دوران سازندگی رونق گرفت و اکنون نیز به شکلی دیگر به حیات خود ادامه می دهد. اصلاحات سیاسی در برابر انقلاب (به معنای تغییر رژیم سیاسی) است و محور مطالبات مردم را تشکیل می دهد؛ هر چند که بعضی از خواسته های بعضی از اصلاح طلبان اصلاحات فرهنگی-اجتماعی, مذهبی و اقتصادی نیز می باشد.
2.درست است که از ابتدای انقلاب ضد انقلاب نیز وجود داشته است و اکنون نیز افرادی هستند که ضد جمهوری اسلامی اند. معترضان معنای عامی دارد و اینان را نیز دربرمی گیرد؛ ولی منظور از عموم معترضان اکثر قریب به اتفاق آنان است. البته این تخمینی بیش نیست و هیچ نهادی در این مورد آماری ارائه نداده است. به نظر می رسد می توان ادعا کرد که اگر اشکال های جمهوری اسلامی برطرف شود و مطالبات اصلاحات داده شود حکومت آن قدر مردمی می شود که ضد انقلاب ها نیز اگر خواهان حکومت مردم باشند آن را خواهند پذیرفت. اما اگر آنان به دنبال قدرت و دیکتاتوری جدید باشند همیشه با اصلاح طلبان مشکل خواهند داشت. اصلاح طلبان در هر شرایطی اصلاح طلب اند نه قدرت طلب و تلاش می کنند که از ظرفیت حکومت و جامعه برای دستیابی به مطالبات اصلاحی استفاده کنند.
3.وَ قَدْ أَدْبَرَ مَا أَدْبَرَ وَ أَقْبَلَ مَا أَقْبَلَ فَبَايِعْ مَنْ قِبَلَكَ وَ أَقْبِلْ إِلَيَّ فِي وَفْدٍ مِنْ أَصْحَابِك‏
4.فَإِذَا أَتَاكَ كِتَابِي فَاحْمِلْ مُعَاوِيَةَ عَلَى الْفَصْلِ وَ خُذْهُ بِالْأَمْرِ الْجَزْمِ ثُمَّ خَيِّرْهُ بَيْنَ حَرْبٍ مُجْلِيَةٍ أَوْ سِلْمٍ مُخْزِيَةٍ فَإِنِ اخْتَارَ الْحَرْبَ فَانْبِذْ إِلَيْهِ وَ إِنِ اخْتَارَ السِّلْمَ فَخُذْ بَيْعَتَه
5.فَقُلْنَا تَعَالَوْا نُدَاوِ مَا لَا يُدْرَكُ الْيَوْمَ بِإِطْفَاءِ النَّائِرَةِ وَ تَسْكِينِ الْعَامَّةِ حَتَّى يَشْتَدَّ الْأَمْرُ وَ يَسْتَجْمِعَ فَنَقْوَى عَلَى وَضْعِ الْحَقِّ مَوَاضِعَهُ فَقَالُوا بَلْ نُدَاوِيهِ بِالْمُكَابَرَةِ فَأَبَوْا حَتَّى جَنَحَتِ الْحَرْب‏.
6.فَإِنِّي عَلَى التَّرَدُّدِ فِي جَوَابِكَ وَ الِاسْتِمَاعِ إِلَى كِتَابِكَ لَمُوَهِّنٌ رَأْيِي وَ مُخَطِّئٌ فِرَاسَتِي.
7.اذهب إلي فرعون إنه طغي (طه 24)... اذهب أنت وأخوك بآياتي ولاتنيا في ذكري (طه 42) اذهبا إلي فرعون إنه طغي (طه 43) فقولا له قولا لينا لعله يتذكر أو يخشي (طه 44).فأتياه فقولا إنا رسولا ربك فأرسل معنا بني إسرائيل ولا تعذبهم قد جئناك بآية من ربك والسلام علي من اتبع الهدي (طه 47) إنا قد أوحي إلينا أن العذاب علي من كذب وتولي (طه 48). اذهب إلي فرعون إنه طغي (نازعات 17) فقل هل لك إلي أن تزكي (نازعات 18) وأهديك إلي ربك فتخشي (نازعات 19)
8.آخر الدواء الکَیّ، آخرین دوا داغ کردن است

منتشر شده در سیاسی

محمد تقي فاضلي ميبدي
شاید در میان فقیهان سده اخیر کمتر فقیهی به مانند آیت الله منتظری تحولات روزگار و تلخیها و شادیهای چند دهه اخیر ایران را از نزدیک دیده و یا درآن نقش داشته باشد . عالمی که در کنار این فراز و نشیبها و در متن این تحولات همواره و دردمندانه حضورداشت و لختی از متن حوادث غایب وعاری ازاحساس مسولیت نگشت

در کنار این مجاهدتها، برای حتی زمانی کوتاه ،مرتبه عشق و اعتقادش رااز تحقیق و تفحّص و تفسیر و فلسفه و تفقه فرو نگذاشت و قدرت فقه و اجتهادش در سختترین لحظات عمرش به کاهلی و سستی سو نکرد. از دوران زندانها و تبعیدهای بلندمدت رژیم پیشین تا ریاست مجلس خبرگان و قائم مقامی و حصر خانگی همیشه و همه جا خود را در معرض سؤلات و شبهات علمی و سیاسی قرار داد و عاشقانه در جستجوی پاسخی علمی در چارچوب اصول اسلامی بود . فقیهی که در چند دهه فلسفه ، فقه ، روایت و رجال را استادانه تحقیق و تدریس کرده بود و غالب تحقیقات و تراوشات فکری خود را به تالیف درآورد و در حوزه ها به عنوان سند فقهی وعلمی تلقی گشت. و در کنار این همه ، آزاداندیشی و عقلگرایی و فرار از جزمیتهای حوزوی را ،علاوه بر این که خصلت ذاتی او بود ، از استادش آیت الله بروجردی وارث گشته بود . این استاد و شاگرد با اینکه در فن اجتهاد و استنباط از اصول شناخته شده و تعریف شده حوزه ها عبور نمی کردند و یک اصولگرای واقعی بودند ، اما در فهم و اجتهاد ، به قول کانت ، جرأت دانستن داشتند وابتکارورزی آنان دراین بود که مسایل فقهی را در بستر تاریخی و در کنار فقه مذاهب دیگر اسلامی ببینند؛ بویژه این که، آیت الله منتظری کاربرد ابعاد اجتماعی فقه را،پس از انقلاب، به مدت سی سال به آزمایش برده وتا حدودی، موانع و مقتضیات زمان را در تحقق احکام اجتماعی اسلام می شناخت.
اصلاحات و بازنگری احکام فقهی در حوزه اجتماعی
فقیهی چون آیت الله منتظری که با اصلاح طلبان در عرصه سیاسی ، تا حدودی دم خور و همسو بود ، اما اصلاح طلبی او بیشتر از خاستگاه فقهی بر می خاست . طبیعی است در جامعه ای دینی، که اکثر آن مسلمان و پای بند به کتاب و سنت هستند ، تا در حوزه فقاهت و اجتهاد ،اصلاحی و تحولی صورت نگیرد ، در حوزه های دیگر نمی توان آرزوی تحولی دیگر را داشت . آرزوی در عرصه فقه واجتهاد چیزی بود که امثال سید جمال اسدآبادی، شیخ محمد عبده،اقبال لاهوری ،آیت الله طالقانی،آیت الله مطهری وکسانی دیگر،آن را پی میگرفتند و مرحوم امام خمینی با دخالت دادن دوعنصرزمان و مکان آن را ضروری میدانست. مرحوم آیت الله منتظری نیز به ضرورت این تحول پی برده بود؛ هرچند بااحتیاط دراین وادی سنگلاخی قدم برداشت،اما توانست با صراحت بیشتر، پاره ای از احکام فقه و اصل ولایت فقیه ،که خودپایه ریز تئوریک آن بود،را در بستر بازنگری قرار دهد و با حوادث امروزی ، در حد امکان آشتی سازد؛ مهمتر اینکه باب فقه را به روی حقوق بشر بازگشاید.وآن دو را تا حدودی نزدیک نماید.
تنقیح مناط و کشف ملاکات
در میان برخی عالمان شیعی ، علل و حکمت احکام از نگاه عقل ، هر چند تیزبین ،مخفی ورازگونه است . چنین مبنایی در میان فقیهان نص محور و مهمتر از آن اخباریون جای چون و چرایی باقی نمی گذارد .به گونه ایکه اخباریون واصولیون درتقابل با هم به اجتهاد پرداختند. در این میان تمایزی بین احکام عبادی و غیر عبادی نیست . وبراساس روایتی حلال و حرام محمد (ص) تا صبح قیامت دگرگونی ناپذیر است . احکام اسلام باید اجراگردد ؛هرچند در تقابل و ناسازگاری با مصلحت عامه باشد.در این راستا بوده اند فقیهانی که نسبت به احکام اجتماعی، با تکیه بر عقل و کشف ملاک و تنقیح مناط، از نص عبور کرده و بر اساس مقتضیات زمان و مصلحت عامه و با حفظ قاعده اهم ومهم فتوی داده اند . به تعبیر دیگر عقل و عرف را در سیره اجتهاد خود دخالت داده اند .دراین راستا آیت الله منتظری در برابر دو اصل مهم قرارداشت ؛ یکی این که اسلام دارای احکام اجتماعی و سیاسی است و دیگر این که زمان همواره در تحول و دگرگونی است . و چالش میان این دو اصل، چیزی نبود که از چشم این فقیه تیزبین پنهان مانده باشد .
بزرگانی چون علامه طباطبایی و در پی او استاد مطهری احکام و قوانین دینی را به ثابت و متغییر تقسیم کرده بودند و با این تقسیم بندی پاره ای از احکام را ، به خاطر تغییر موضوعات با مقتضیات زمان آشتی داده اند . مرحوم شهید صدر برخی از موضوعاتی را که احکام آنها مسکوت عنه است ، در حوزه منطقة الفراغ برده است. در این جا مجال نقد و بررسی گفتار بزرگان یاد شده نیست، اما به نظر می رسد آیت الله منتظری به خاطر حاضر و شاهد بودن بر درگیری میان فقه و وضع موجود به این نوع احکام، نگاه و نقد دیگری داشته که میتوان آن را نگاه کاربردی دانست . نامبرده بر این صدد بود تا میان احکام اجتماعی فقه و مقتضیات زمان تناسب برقرار کند .مهمترین مبنایی که در این راه پی نهاد،عقلانی بودن ویا بهتر است بگوییم عقلایی دیدن این نوع احکام بود.و این که هدف شارع دراین جهان و در زندگی مردم باید تامین شود و اسلام برای سامان دادن زندگی مردم پا به عرصه اجتماع گذاشته است. فی المثل ایشان احکام امر به معروف و نهی از منکر ، که از مهمترین احکام اجتماعی است ، و در تمامی کتب فقهی آمده است ، شکل و شیوه سنتی آن را در این روزگار مفید نمی دانست ، لهذا آن را در چارچوب احزاب مستقل از حکومتها محقق می دانست و مبنای لازم بودن حزب و مطبوعات آزاد را به وجوب امر به معروف و نهی از منکر ارجاع می داد؛ زیرا فلسفه مهم امر به معروف و نهی از منکر در سطح کلان جامعه ، مبارزه با مفاسد سیاسی ، افتصادی و فرهنگی است ؛که منشا آن دولتها و حکومتها هستند.استدلال ایشان دراین بخش سخن امام علی(ع) بود که فرمود : لا تترکوا الامر باالمعروف و نهی عن المنکر فیولی علیکم اشرارکم ؛ منظور از ولایت اشرار حاکمیت دولتهای جایر است ؛ لهذا برای مبارزه با این نوع مفاسد در جهان امروز ، وجود احزاب و مطبوعات آزاد را ضرورت میدانست.
«در جوامع فعلی ایجاد تشکل برای نیل به اهداف اجتماعی از قبیل مقدمه ی منحصره به شمار می آید ؛ چرا که افراد به تنهایی قادر به انجام آن نیستند . در حکومت دینی محدوده فعالیت احزاب و رسانه های مستقل جمعی که نظام اجتماعی مورد پذیرش اکثریت را قبول دارند ، نظارت بر عملکرد حاکمیت و انتقاد منطقی از آن و نیز نقد عملکرد شخص حاکم و منعکس نمودن نظرات و افکار مختلف در جهت رشد و شکوفایی نیروها و ارائه طرق صلاح و فساد و توجه دادن کارگزاران به مفاسد و خطرات احتمالی در روند جریان امور کشور می باشد . و احزاب مستقل ، علاوه بر آنچه ذکر شد ، می توانند برای اداره بهتر کشور کادر سازی کرده و افراد کادر را به مردم معرفی نمایند تا برای پستهای حساس انتخاب شوند . بلکه احزابی که ساختار سیاسی حاکم یااصل حکومت دینی مورد پذیرش اکثریت را قبول ندارند، حق فعالت سیاسی،تبلیغ،انتقادواظهارنظر-بامراعات حق اکثریت-برای آنان محفوظ است».
( آیت الله منتظری ، حکومت دینی و حقوق انسان ، ص 153)
این بیانات گویای این است که تشریع یا امضای احکام اجتماعی اسلام برای تأمین مصالح جامعه بوده است و شارع در مراتب قانونگذاری، مصلحت عامّه را بر هر چیزی مقدم داشته است . آیت الله منتظری در مواردی ، مانند خرید و فروش خون که غالب فقهای گذشته بر اساس برخی روایات حرام می دانستند ، آن را بی اشکال می دانست چون در این روزگار مصلحت عقلایی بر آن مترتب است. و یا موارد متعلق به وجوب زکات که در گذشته فقط 9 مورد بود ، ایشان آن را،با تشخیص حاکم، به موارد بیشتر تعمیم داد و یا موارد حرمت احتکار که در روایات به چند مورد معدود بیشتر اشاره نشده ، به هر چیزی که نیاز حیاتی مردم بر آن مترتب است ، تسری داد . براساس سخن مشهور حرمت احتکار ویا تسعیر ( قیمت گذاری ) به برخی موارد طعام تعلق دارد ولی ایشان سخن مشهور را نپذیرفت و احتکار در غیر موارد منصوصه را،به خاطرنیاز مبرم مردم حرام میدانست .دراین باب چنین میاورد:
حرمت احتکار و یا کراهت آن ازاحکام تعبدی نیست، و نوع انسان ملاک حرمت آنرا می فهمد و ملاک حرمت آن نیاز مردم به کالای مورد احتکار است.و این ملاک از [روایت] صحیحه حلبی استفاده میشود.ونظر شارع اینست که مردم ازاحتیاجات خود باز نمانند.واگرنیاز مردم بیشتر از مواردی بود که در نصوص ذکر شده بایدآن را تعمیم داد.
(ولایت فقیه،ج2ص644،عربی)
ایشان در مورد مجازاتهای اسلامی ، نیز بر این باور بود که تعزیرات و حدود دارای مصالح غیبی نیستند و هدف از آن ها تنبیه مجرم و کاهش جرم در جامعه است بنابراین اگر مجازات هایی که در نصوص دینی وارد شده است در شرایط امروز فوائد فوق را در بر نداشته باشد، می توان در آن تجدید نظر کرد . مبنای ایشان در این موارد،نیز، همان تنقیح مناط است .
"تعزیرات و حدود دارای مصالح غیبی و غیر قابل فهم برای بشر نمی باشد و این معنا از قرائن و تعبیرات زیادی که در روایات مربوط به حدود و تعزیرات وارد شده است استفاده میشود. از این رو قبلا ًیاد آوری شد که هدف اصلی از آنها همان تنبیه مجرمین و اصلاح آنها میباشد و بعید است که مصالح غیبی غیر قابل فهم دیگری در آنها باشد و از طرفی تحولات اجتماعی در علوم مربوط به جرم شناسی و نحوه پیشگیری از آنها و روانشناسی مجرمین و نحوه اصلاح و تربیت آنان پدید آمده است ، به نحوی که دیگر شیوه های گذشته در جوامع کنونی آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممکن است گفته شود : با شیوه های جدید زودتر و بهتر هدف اصلی شارع از تشریع بعضی مجازات های رایج ، محقق میشود .
با توجه به جهات مذکور اگر فقیه توانست از ادلّه مربوطه چنین استنباط بنماید ، یعنی از آن جهت که مصالح و مفاسد بعضی احکام مذکور، که به منزله موضوع آن ها میباشند تغییر یافته و در حقیقت موضوع حکم تغییر یافته است ، میتواند طبق تغییر مصالح و مفاسد و موضوع بعضی احکام ذکر شده به تغییر حکم نظر دهد. ولی باید کاملاً مستند به آیات و روایات و ظوابط اجتهاد باشد ، نه بر اساس تأثیر از جو و شرایط موجود ."
(آیت الله منتظری ، مجازات های اسلامی و حقوق بشر ، ص 86 )
چنین نگاهی به فقه، یعنی در نظر داشتن شرایط موجود، مهمترین گام در عرصه اصلاحات در حوزه اجتهاد است. طبعاً با این دیدگاه میتوان احکام اجتماعی اسلام را با نیازهای زمان مطابقت داد و اتهاماتی که به عنوان خشونت بر دستگاه فقهی اسلام وارد میشود، رفع نمود .
مرحوم آیت الله منتظری در رابطه با اجرای حدود و قصاص مصلحت جامعه اسلامی را در درجه اول اهمیت میدانست و بر اساس پاره ای از روایات اجرای حدود را، همچون تعزیرات، به دست حاکم اسلامی میدانست و بر این عقیده بود که شریعت اسلام این اجازه را به حاکم داده است تا در شرایط لزوم، اجرای حدودی را که در نص وارد شده است متوقف نماید .
" با این که روایات زیادی در فواید و منافع دنیوی اجرای حدود وارد شده است اما در عین حال اگر در شرایط خاصی مصلحت اقوی در ترک آن باشد ،حاکمیت اسلامی میتواند و باید آن را متوقف نماید . "
( همان ، ص 85 )
یقینا درک این مصلحت اقوی کار یک فقیه ،به تنهایی، نمیتواند باشد.وچنین کاری بعهده کارشناسان است.زیرادراین گونه موارد شناخت موضوع دردرجه نخست قرار دارد.و شناخت این موضوعات از شان فقیهان خارج است. عالمان فقه اگر بتوانند احکام اجتماعی اسلام رااز راز بودن بدرآورند و ملاک احکام رااین جهانی ببینند و هدف و غرض شارع را تامین مصالح عامه بدانند،شاید اصلاحاتی که در حوزه فقه و اجتهاد،انتظار میرود، محقق شود.این که در قواعد فقه آورده اند:عدالت و عرف جاافتاده در میان مردم از حیث شرعی قابل توجهند، حکایت از ضرورت تحول حکم شرعی به تبع تحول حاصله در عرف و عادات مردم دارد.دراین جا به سخن اقبال لاهوری بر میگردم که معتقد بود: اجتهاد و تلاش جدید در نوفهمی و بازسازی اسلام همان طور که بر نوفهمی ونوسازی مبانی فلسفی وکلامی توقف دارد،به بازسازی در فقه هم احتیاج دارد.باید گفت فقیهان اهل سنت که بیشتر در تاریخ درگیر حکومت بوده اند،باب مصلحت و یا به تعبیر فنی مصالح مرسله را در احکام اجتماعی باز گذاشته اند .البته در این میان گروهی چون سلفیه را باید استثنا کرد.در فقه شیعه نیز بابی که آیت الله منتظری گشود براین اساس بود که باید یک بازنگری اصولی در معارف اسلام ،بالاخص فقه، صورت بگیرد.مهمترین عاملی که این نگاه را در ایشان ایجاد کرد ارتباط مستمر وی با رسانه هاو در معرض شبهات قرارگرفتن بود.زیرایک فقیه هر چه نگاه بیرونی او نسبت به تحول و تکامل زندگی بیشتر باشد،در بینش فقهی او تاثیر خواهد داشت.

منتشر شده در شخصیت ها
بازگشت به بالا