دوشنبه, 18 دی 1396 18:24

با مردم بايد پيمان ببنديد

آیت‌ا... سید حسین موسوی تبریزی در گفت‌وگو با «آرمان»:

آرمان- احسان انصاری: آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم است. او همچنین در دوره‌های اول و سوم نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی بود. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی اتفاقات اخیر در کشور با ایشان گفت‌و‌گو کردیم. دادستان کل در دوران انقلاب در گفت‌وگو با «آرمان» تصریح می‌کند: «اگر فضا برای نقد و انتقاد از عملکرد برخی مسئولان وجود داشت اتفاقات اخیر رخ نمی‌داد و اقلیتی که در خیابان‌ها حضور پیدا کردند به این کار مبادرت نمی‌کردند و پیام خود را به شکل دیگری به مسئولان انتقال می‌دادند. نباید همه افرادی را که در خیابان‌ها حضور پیدا کردند خائن و خیانتکار نامید. اغلب این افراد با مشکلات زیادی در زندگی خود مواجه هستند و به دلیل اینکه احساس می‌کردند صدای آنها شنیده نمی‌شود در خیابان‌ها حضور پیدا کردند. در نتیجه فریادها ازسر درد است». در ادامه متن این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید.

دیدگاه شما درباره ریشه تجمعات اخیر چیست؟ به نظر شما چه مسائلی دست به دست هم داد تا ما شاهد چنین اتفاقاتی در کشور باشیم؟

نظر من برخی از مطالبات تجمع‌کنندگان مبتنی بر واقعیات جامعه بود و نمی‌توان این مساله را نادیده گرفت. آنچه مسلم است این است که بسیاری از مردم که در این تجمعات اخیر شرکت نکردند دارای مشکلات زیادی در زندگی خود هستند. به همین دلیل نمی‌توان مطالبات مردم را تنها به افرادی که در تجمعات شرکت کردند خلاصه کرد. بسیاری از مردم در این زمینه نجابت به خرج دادند و از حضور در این تجمعات خودداری کردند. در شرایط کنونی مهم‌ترین مشکلات جامعه بیکاری، عدم کارایی و پاسخگویی نظام اداری کشور به مطالبات مردم، توهین برخی از مسئولان ادارات به فکر و شخصیت مراجعه‌کنندگان و مسائل دیگری است که سبب انباشته شدن نارضایتی‌ها در بین مردم می‌شود. البته نمی‌توان همه مشکلات موجود جامعه را به مشکلات اقتصادی و معیشتی خلاصه کرد اما در شرایط کنونی مهم‌ترین مشکل مردم جامعه مشکلات اقتصادی و معیشتی است. وضعیت نابسامان بانک‌ها، اوضاع آشفته حقوق و مزایای بازنشستگان ارگان‌های مختلف و همچنین معوقات عقب افتاده کارگران سبب شده که نارضایتی‌ها نسبت به وضعیت موجود علنی شده و مردم احساس کنند که باید با تجمع در خیابان‌ها صدای خود را به گوش مسئولان برسانند. البته روی صحبت من با اغتشاشگران و افراد سود جو نیست که از این فرصت استفاده کرده و در جهت منافع معاندان کشور اقدام کرده و دست به تخریب اموال عمومی زدند. بنده این اقدامات را محکوم می‌کنم. با این همه، معتقدم نباید اقدامات خودسرانه این افراد سبب تحت شعاع قرار گرفتن مشکلات مهم مردم شود. فرض کنید کارگری که چند ماه حقوق نگرفته و نمی‌تواند از عهده تأمین مخارج خانواده خود برآید چگونه باید نارضایتی خود را به مسئولان منتقل کند. البته بنده معتقدم این مشکلات یک شبه به وجود نیامده که بتوان آنها را یک شبه حل کرد. با این همه، مسئولان باید بخش‌هایی از مشکلات را حل کنند تا مردم نسبت به حل شدن مشکلات دیگر امیدوار باشند. این در حالی است که تاکنون بخش‌های کمی از مشکلات مردم هم حل نشده و اتفاقا مشکلات مردم روزبه روز در حال افزایش پیدا کردن است. در شرایط کنونی بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی که دارای مدارک بالای علمی نیز هستند بیکارند و هنوز موفق نشده اند در شغل متناسب با رشته تحصیلی خود مشغول به کار شوند. به نظر می‌رسید در این تجمعات نیز برخی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی حضور داشتند و مطالبات خود را از مسئولان مطالبه می‌کردند. از سوی دیگر مشاهده می‌شود که برخی مسئولان با ارائه آمار و وعده‌های خلاف واقع به شعور مردم توهین می‌کنند و وضعیت کشور و اشتغال جامعه را به شکلی نشان می‌دهند که گویا اغلب جوانان کشور مشغول به کار هستند. این در حالی است که مسئولان باید واقعیت‌های جامعه را برای مردم بازگو کنند و به جای اینکه آمارهای خلاف واقع به مردم ارائه کنند تلاش خود را برای تحقق مطالبات مردم افزایش بدهند.

تجمعات صورت گرفته به چه میزان به عملکرد دولت آقای روحانی مربوط می‌شود؟

در مرحله نخست مسئولان نباید مشکلات را گردن یکدیگر بیندازند و بلکه باید با یک عزم جدی و ملی تلاش کنند به مشکلات مردم رسیدگی کنند. نکته دیگر اینکه مسئولان باید در مقابل انتقادات و اعتراض‌های اقشار مختلف مردم صبوری و متانت به خرج بدهند و به صورت علمی به حل ریشه‌های مشکلات بپردازند. از سوی دیگرما باید این مساله را بپذیریم که مشکلات امروز ریشه در گذشته دارد و این مشکلات به مرور زمان انباشته شده تا به صورت نارضایتی‌های خیابانی درآمده است. با این همه، آقای روحانی نیز در پنج سال گذشته مدیریت اجرایی کشور را در اختیار داشته و نسبت به مشکلات جامعه مسئول است. برخی عنوان می‌کنند مشکلات از دولت آقای احمدی‌نژاد به دولت آقای روحانی رسیده ودولت آقای روحانی تلاش کرده به نابسامانی‌های گذشته رسیدگی کند. این در حالی است که دولت آقای روحانی بیش از آنکه به دنبال مقصر وضعیت موجود باشد باید به این سوال مردم پاسخ بدهد که در شرایط کنونی چه باید کرد؟ نمی‌توان همچنان دیگران را مقصر مشکلات کشور نشان داد و دست روی دست گذاشت. آقای روحانی باید در ابتدای دوران ریاست‌جمهوری خود به مردم درباره وضعیت کشور گزارش واقع بینانه ارائه می‌کرد تا انتظارات مردم بیش از اندازه بالا نرود. آقای روحانی اگر مشکلی در بودجه کشور مشاهده می‌کرد باید همان روز اول با مردم درمیان می‌گذاشت. مشخص نیست چرا ایشان پس از گذشت پنج سال از دوران ریاست‌جمهوری خود این مسائل را با مردم بازگو می‌کند. در شرایط کنونی نیز آقای روحانی باید وضعیت بودجه و درآمدها و هزینه‌های کشور را برای مردم بازگو کند و عنوان کند که ثروت کشور در چه راهی و به وسیله چه ارگان‌ها و نهادهایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. از سوی دیگر ایشان باید به مردم عنوان کند که چه افراد و نهادها و ارگان‌هایی از ثروت کشور استفاده شخصی، سیاسی و گروهی می‌کنند. همه این مسائل باید برای مردم مشخص شود. هرچه مسئولان و به خصوص مسئولان دولتی اعم از آقای رئیس‌جمهور، معاونان، مشاوران و وزرای دولت بی پرده وبا صراحت با مردم سخن بگویند و مشکلات پیش روی کشور را برای مردم تشریح کنند مردم با درک و فهم بالایی که دارند انتظارات خود را با شرایط موجود تنظیم می‌کنند و در نتیجه نیاز به حضور فیزیکی در خیابان‌ها و رساندن مطالبات خود به گوش مسئولان به وجود نمی‌آید. بدون شک هر چه مسئولان مشکلات پیش روی کشور را بیشتر از مردم پنهان کنند شرایط مدیریت کشور سخت‌تر خواهد شد. هنگامی که یک مسئول آماری را ارائه می‌کنند مردم دقت می‌کنند که آیا این آمار با واقعیت‌های جامعه همخوانی دارد و یا خیر. اگر مردم احساس کنند آمارهایی که از سوی مسئولان ارائه می‌شود با واقعیت‌های جامعه همخوانی دارد حمایت و احساس تعلق آنها نسبت به دولت و نظام بیشتر خواهد شد و به همان اندازه اگر احساس کنند که این آمارها با واقعیات جامعه همخوانی ندارد نسبت به رویکردهای حاکمتی کشور فاصله می‌گیرند. در شرایط کنونی و با توجه به اتفاقاتی که در چند روز گذشته رخ داده زمان آن فرا رسیده که کلیت دستگاه حاکمیت کشور آشتی و تجدید پیمان مجددی با مردم انجام بدهند. این آشتی ملی باید توسط همه ارکان نظام و از جمله قوای سه گانه و سایرارگان‌های نظام با همه مردم و حتی کسانی که از نظام فاصله دارند صورت بگیرد. در شرایط کنونی به نظر می‌رسد زمان این تجدید پیمان با مردم فرا رسیده است. بسیاری از مردم که با احترام‌جمهوری اسلامی به خیابان نیامدند مطالبات جدی در زمینه زندگی خود دارند و نباید نیامدن آنها را به معنای رضایت آنها از وضعیت زندگی خود قلمداد کرد. این افراد که اکثریت مردم را نیز تشکیل می‌دهند به دلیل نجابت و صداقتی که در نظام‌جمهوری اسلامی مشاهده می‌کنند از حضور در خیابان‌ها خودداری کردند و این فرصت را به مسئولان دادند تا خودشان برای مشکلات مردم راه حل مناسب پیدا کنند. از سوی دیگر باید فضا برای «نقد» و «انتقاد» باز باشد و نباید با منتقدان برخورد امنیتی کرد. هر چه فضای نقد بیشتر باز باشد فضا برای انتقال دغدغه‌های مردم به مسئولان افزایش پیدا خواهد کرد.

آیا در شرایط کنونی فضا برای نقد و انتقال دغدغه‌های مردم به مسئولان به شکل مطلوب وجود دارد؟ رویکرد صداوسیما در این زمینه به چه صورت است؟ آیا صداوسیما در ارائه واقعیت‌های جامعه جانب اعتدال را بین مردم و مسئولان می‌گیرد؟

بدون شک اگر فضا برای نقد و انتقاد از عملکرد برخی مسئولان وجود داشت این اتفاقات رخ نمی‌داد و اقلیتی که در خیابان‌ها حضور پیدا کردند با این کار مبادرت نمی‌کردند و پیام خود را به شکل دیگری به مسئولان انتقال می‌دادند. نباید همه افرادی که در خیابان‌ها حضور پیدا کردند را خیانتکار نامید. اغلب این افراد با مشکلات زیادی در زندگی خود مواجه هستند و به دلیل اینکه احساس می‌کردند صدای آنها شنیده نمی‌شود در خیابان‌ها حضور پیدا کردند. در نتیجه فریادها ازسر درد است. اگر به یک بیمار به وقت مناسب دارو نرسد درد این بیمار افزایش پیدا می‌کند و هنگامی که دردش بیشتر شد شروع به فریاد کشیدن می‌کند. در چنین شرایطی این بیمار ممکن است به روی خانواده خود نیز فریاد بکشد. وضعیت کسانی که در خیابان‌ها حضور پیدا کردند نیز شبیه به این بیمار است. البته روی صحبت من با اغتشاشگران و کسانی که به اموال عمومی آسیب زدند نیست و بنده با این گونه اقدامات موافق نیستم.

اقدامات احمدی‌نژاد و نزدیکانش قبل از وقوع این اتفاقات به چه میزان تأثیرگذار بود؟

بدون شک اقدامات احمدی‌نژاد در تحریک معترضان تأثیرگذار بوده و نمی‌توان این تأثیرگذاری را نادیده گرفت. به نظر می‌رسد برخی از افرادی که در خیابان‌ها حضور پیدا کردن با الهام گرفتن از اقدامات احمدی‌نژاد به این کار مبادرت کردند. کسانی که با الهام از اقدامات احمدی‌نژاد به خیابان‌ها آمدند تحلیل دقیق و صحیحی از وضعیت موجود و آینده جامعه نداشتند و بدون برنامه وارد عمل شدند. در شرایط کنونی مسئولان باید با مردم آَشتی کنند و رویکرد جدیدی برای حل مشکلات مردم در پیش بگیرند. این وضعیت برای روحانیون نیز وجود دارد و روحانیون نیز نباید تنها سخنگوی حکومت باشند و بلکه باید دغدغه‌های مردم را نیز نمایندگی کنند. بدون شک یکی از بهترین و مطمئن‌ترین کانال‌های ارتباط مردم با مسئولان روحانیت است. در نتیجه روحانیون نیز باید نقش پررنگ‌تری را در این زمینه ایفا کنند و در جهت حل مشکلات مردم تلاش بیشتری از خود نشان بدهند.

تحلیل شما از پیامدهای اتفاقات اخیر در کشور چیست؟ آیا این اتفاقات وضعیت رابرای دولت آقای روحانی سخت‌تر از گذشته خواهد کرد؟ دیدگاه شما درباره اینکه برخی تلاش می‌کنند ریشه‌های مشکلات کنونی و دلیل تجمع مردم را به دولت آقای روحانی منتسب کنند، چیست؟

همه ما باید این مساله را بپذیریم که در شرایط کنونی مردم فارغ از هرگونه گرایش سیاسی دارای مشکلات اقتصادی هستند. در نتیجه مهم‌ترین مشکل مردم مشکلات اقتصادی و معیشتی است. بخش‌هایی از این مشکلات نیز به دوران مدیریت آقای روحانی در کشور ارتباط پیدا می‌کند. در شرایط کنونی آقای روحانی مسئولیت مدیریت کشور را برعهده دارد و به همین دلیل یا باید مشکلات مردم را حل کند و یا اینکه به مردم توضیح دهد که چرا مشکلات آنها حل نمی‌شود و قابل حل نیست. آقای روحانی باید موانع حل مشکلات مردم را به آنها معرفی کند و با مردم با صداقت رفتار کند. بدون شک اگر این اتفاق رخ ندهد مسئولیت آقای روحانی سنگین‌تر از گذشته خواهد شد و فشارها نسبت به دولت افزایش پیدا می‌کند. آقای روحانی اگر تمایل دارد در پایان دوران مسئولیت خود کارنامه موفقی از خود برجای بگذارد باید تلاش بیشتری از خود در جهت مرتفع کردن مشکلات مردم نشان بدهد.

منتشر شده در گفتار

فاضل میبدی در گفت‌وگو با نوآوران

این روزها در برخی از شهرهای کشور شاهد تجمعات خیابانی مردم در اعتراض به برخی مشکلات هستیم؛ تجمعاتی که در صورت ادامه‌دار شدن به بحرانی جدی تبدیل شده که نه تنها گره‌گشایی نمی‌کند، بلکه مشکلات جدید نیز ایجاد می‌کند.

نوآوران آنلاین- پرواضح است که رفتارهای هنجارشکنانه زمینه بروز تنش در کشور را ایجاد می‌کنند. از این رو به جرأت می‌توان گفت که مردم باید در کمال آرامش از حقوق مدنی خود دفاع کرده و از طریق مناسب و قانونی نه تجمع در خیابان‌ها و سر دادن شعارهای خشن، خواست‌های‌شان را طلب کنند.

در همین خصوص به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم پرداختیم که مشروح آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

متأسفانه طی روزهای اخیر شاهد تجمعات مردم در برخی از شهرهای کشورمان بودیم. در حالی‌که تجمع در خیابان‌ها راه صحیحی برای اعتراض نسبت به مشکلات نیست. با توجه به این‌که تجمعات، انسجام ملی را زیر سؤال می‌برد، شما این حرکت را چطور ارزیابی می‌نمایید؟

شعارهای تند، خشن و ساختارشکن به‌ویژه این‌که افراد شعار مرگ بر رئیس‌جمهور را سر می‌دهند، راه به جایی نمی‌برد و نتیجه‌ای نیز به دنبال نخواهد داشت. این نکته را نباید از نظر دور داشت که اعتراضات مدنی حق مردم است و مشکلاتی در جامعه وجود دارد و مردم نیز نسبت به مشکلات حق اعتراض دارند، اما اعتراض مدنی باید جنبه مدنیت خود را حفظ کند و مردم در آرامش به بیان مطالبات‌شان بپردازند و این‌که در خیابان‌ها تجمع کنند و شعار مرگ بر مسؤولان را سر دهند، هیچ مشکلی حل نمی‌شود و تنها موجب رواج خشونت در جامعه می‌شود و کشور را دو قطبی می‌کند. در دنیای امروز تاریخ انقضای این شعارهای خشن به پایان رسیده است. به‌ویژه ملت ایران که از مدنیت چندهزار ساله برخوردار هستند، نباید شعارهای مرگ علیه مسؤولان را سر دهند. اعتقاد دارم که رفتارهای خشن و تجمع در خیابان‌ها ضمن این‌که مشکلی حل نمی‌کند، به مصلحت نظام نیز نیست. در زمان ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد گرانی‌ کالاها سر به فلک کشیده و بسیار بیشتر از اکنون بود. در آن زمان برخی، مردم را تشویق به صرفه‌جویی و استفاده از مواد غذایی با هزینه کمتر می‌کردند تا مشکلات اقتصنوادی‌ خانواده‌ها کاهش یابد. در شرایط کنونی نیز گرانی‌ها راهکار دارند و تجمع در خیابان‌ها را نمی‌توان راه حل این امر دانست. در شرایط کنونی مسؤولان باید پیام مردم را بشنوند و با مردم همراهی کنند. مردم نیز در نظر داشته باشند که شعارهای ساختارشکن نه تنها مشکلات را رفع نمی‌کند، بلکه مشکلات بیشتری نیز ایجاد می‌کند. هرگونه شعار خشن و ساختارشکن که جامعه را به خشونت بکشد، اندیشه آنارشیست ایجاد می‌کند و از حیطه اختیارات مدنی که حق مردم است خارج می‌شود.

در دولت دهم نیز با مشکلات اقتصادی بسیاری مواجه بودیم، اما شاهد بروز رفتارهای خشن درجامعه نبودیم. به نظر شما چرا اکنون جامعه به سمت خشونت و تجمعات خیابانی رفته است و می‌توان گفت که مدافعان و حامیان دیروز احمدی‌ نژاد، مدعیان امروز هستند؟

دولت روحانی با مشکلات اقتصادی بسیاری مواجه است که منشأ آن تنها در دولت نیست. بر کسی پوشیده نیست که دستیابی دولت به موفقیت نیازمند همکاری تمام قوا و نهادهای امنیتی با قوه مجریه است. همه قوا و دستگاه‌ها باید روحانی را در دستیابی به اهدافش که رفع مشکلات اقتصادی و تحقق توسعه است، یاری رسانند. در این میان به ویژه قوه قضائیه نقش مهمی دارد و باید همراه دولت باشد. وحدت ملی در شرایط کنونی امری بسیار مهمی است که باید سران قوا آن را در نظر داشته و در راستای آن حرکت کنند.

 دود خشونت‌های خیابانی بیش از هر چیز به چشم مردم می‌رود. به نظر شما چه اقداماتی باید در این زمینه صورت گیرد؟

مشکل معیشت سال‌هاست که در ایران وجود دارد اما با تجمعات خیابانی مشکلی حل نمی‌شود. در شرایط کنونی نیز که اقتصاد کشور با رکود مواجه است، صحیح نیست که منشأ همه مشکلات را عملکرد دولت تدبیر و امید بدانیم. در صورت بروز مشکل و ناآرامی در کشور دود حاصل از آن به چشم همه جناح‌ها و جریان‌ها می‌رود و در شرایط بحرانی و تشویش هیچ کس سود نمی‌برد. از این رو می‌توان گفت تنها راه‌حل مشکلات کشور انجام اصلاحات است و مسؤولان باید ضمن حفظ وحدت ملی در برخورد با مسائل با درایت اقدام کنند و علاوه بر این‌که حقی برای اعتراض‌های مدنی برای مردم قائل شوند، باید در راستای کاهش مشکلات گام بردارند و همراه مردم باشند.

منتشر شده در گفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان گرامی، برادر و خواهر مسلمان، علما  و طلاب گرامی، اساتید و دانشجویان ارجمند

حوادث و نا آرامی های چند روز اخیر، بار دیگر اذهان همه هموطنان، از هر صنف و گروه و مذهب و گرایش سیاسی را ، به اهمیت  ثبات سیاسی و ضرورت انسجام ملی توجه داده است. بی تردید، حفظ و حراست از نظم ملی و نظام جمهوری اسلامی، که همه ملت از هر زبان و دین و مذهبی، هزینه ای سنگین برای آن پرداخته است، خواسته ای همگانی، اسلامی و ملی است.

اما نا آرامی های اخیر، هشداری جدی برای آینده کشور، نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی است و به همین دلیل هم ارزش تأمل و تدبّر  بیشتر دارد. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، ضمن اظهار تأسف عمیق از حوادث پیش آمده، توجه عموم هموطنان، بوه یژه رهبران و فعالان فکری- سیاسی را به نکات ذیل جلب می نماید:

۱)  نا آرامی های اجتماعی، اگر نه ذاتی، حد اقل همبسته دائم نظام های سیاسی، به ویژه در دوره های اخیر در همه جوامع امروز است. تاریخ، جغرافیا و فرهنگ هر کشوری ممکن است چهره ای خاص به این نا آرامی ها دهد، اما اصل آن فراگیر است. مهم درک ماهیت این نا آرامی ها و عبرت آموزی و عبرت پذیری از این دست رخدادها است.  نا آرامی های شهری، به عنوان یک پدیده اجتماعی، وجوه مثبت و البته خطرات ویرانگری دارند. از این جهت می توانند مثبت باشند که تناسب یا عدم تناسب نیازهای عمومی هر جامعه با سیاست ها و سیاستگذاری های کلان دولتمردان را نشان می دهند و آنان را به باز اندیشی در سیاست های عمومی توجه می دهند.

چهره منفی این نا آرامی ها، اما بسیار جای تأمل دارد؛ ولی عده ای هستند که علاقه و میل به تخریب و خشونت دارند. هیجان عمومی و روانشناسی جمعی چنان است که هر تجمع حتی کاملاً مسالمت آمیز خیابانی را ممکن است به میدان انفجار عقده های ناگشوده و کینه های فرو خفته کسانی بدل سازد، که سودی از ثبات سیاسی و انسجام ملی جامعه ما نمی برند.

۲) نا آرامی های اخیر ، نه بحران، بلکه می تواند نشانه ای از یک بحران باشد، به ویژه اگر تناوب داشته و فاصله تاریخی - زمانی وقوع آن ها معنی دار باشد. نا آرامی های اجتماعی- سیاسی همانند «درد» است. هیچگاه درد عین بیماری نیست، بلکه نشانی از یک بیماری احتمالی است؛ هشداری جدی است که برنامه ها و سیاست های اقتصادی، اجتماعی و ... در هر نظام سیاسی را باید به جد بازنگری و ارزیابی نمود.

۳) اعتراض اجتماعی و نا آرامی های ناشی از آن امروزه با معضل جدید و جدی تری هم رو برو است؛ توسعه  تکنولوژی  و حضور شبکه های اجتماعی موجب شده است که تجمعات خیابانی بیشتر مستعد «تخریب های کور» باشد. شبکه های اجتماعی با انگیزه های ناشناخته دعوتی به تجمع می کنند و بی آن که خواسته روشنی باشد، هر کسی از این فضای مغشوش، ماهی خود را می گیرد.

۴) قابل انکار نیست که هر شهروندی بر اساس تعالیم اسلامی و قانون اساسی کشور، حق اظهار نظر در مصالح عمومی جامعه را دارد و می تواند  از طریق اجتماعات و گردهمایی های مسالمت آمیز، حقوق شرعی و قانونی خود را مطالبه نماید. این گونه اجتماعات هیچ نیازی به هیچ مجوزی از هیچ نهادی ندارد، بلکه حق مردم است که دولتمردان امنیت چنین گردهمایی هایی را ضمانت نمایند. بدیهی است که هیچ عاقلی مطالبه حقوق مشروع از راههای نامشروع را نمی پذیرد. خشونت، اغتشاش و تخریب اموال عمومی که سرمایه ملی است، پسند هیچ شهروند دیندار و میهن دوست نیست.

بر رهبران و مسئولان نظام جمهوری اسلامی فرض است که حساب دو دسته را کاملاٌ جدا کنند؛ به اعتراض مدنی آنان که به هر دلیل فکر می کنند از سیاست های خرد و کلان حکومت آسیب دیده اند توجه کنند؛ اینان که حق شان را مطالبه می کنند، هرگز  اهل اغتشاش نیستند؛ و  آنان که اموال عمومی را تخریب و نظم ضروری جامعه را  تهدید می کنند، شاید آشوبگرانی باشند که خود را در اجتماع مسالمت آمیز شهروندان جا زده خواسته و ناخواسته ابزار دست دشمنان این ملت می شوند.

۵) مجریان امور کشور باید بپذیرند که ریشه این نا آرامی ها در ناکارآمدی سیاستگذاری ها و برنامه ها و تصمیمات اغلب نادرست دستگاه های مسئول است. صاحبان قدرت باید بدانند و بپذیرند که «نا آرامی اجتماعی یک پدیده و رویداد است»؛ مثل هر رویداد دیگری علتی و  دلیلی دارد و تا ضرورت نیابد ظاهر نمی شود. به جای تمسک به تئوری توطئه، آنان که مسئولیت دارند، به نتیجه اعمال خود بیندیشند و این پرسش را مطرح نمایند که چرا جامعه ما باید در شرایطی قرار بگیرد که چنین ناآرامی هایی با فواصل زمانی و شدت متفاوت تکرار شود و کشور را تا مرز بحران پیش ببرد.

۶) مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، وظیفه شرعی خود می داند که مدیران ارشد جمهوری اسلامی را به بازنگری انتقادی در سیاست های کلان کشور، شنیدن صدای مردم و تلاش در جبران کاستی ها و عبور از لجبازی های جناحی دعوت  کند؛ در عین حال، شهروندان عزیز را به خویشتنداری و نفی خشونت، و جدا کردن صف خود از فرصت طلبان و دشمنان نظام و ملت فرا می خواند. بر کسی پنهان نیست که از کوره خشونت چیزی به نفع مردمسالاری، توسعه، اشتغال و رونق اقتصادی در نمی آید، و تنور آشوب نانی دست بیکاری نمی دهد.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

۱۱/۱۰/۱۳۹۶

 

 

منتشر شده در یادداشت
بازگشت به بالا