جمعه, 05 خرداد 1396 02:41

حضوری که سرمایه شد

حجت الاسلام موسویان: سرمایه اجتماعی ضامن موفقیت دولت منتخب/ جامعه به رفاقت و یکدلی همه اقشار نیاز دارد/ جامعه به خارج شدن از فضای انتخاباتی نیاز دارد/ رییس جمهوری برای همه ایرانیان

 تا همین یک هفته پیش فضای اجتماعی و سیاسی کشور درگیر جدال های کلامی کاندیداهایی بود که بر سر رسیدن به خیابان پاستور رقابت می کردند. فضایی نه چندان شفاف و جامعه ای دو قطبی که عاقبت بخیری کشور را تنها در گرو پیروزی کاندیدای خود می پنداشتند. اما با برگزاری انتخابات و حضور خیل عظیمی از مردم در پای صندوق های رای، باب جدیدی در فضای اجتماعی کشور گشوده شد. توجه به این سرمایه اجتماعی عظیم که خود را در سرنوشت و آینده کشور سهیم می داند نیاز به برنامه ریزی های گسترده برای استفاده بهینه از این موقعیت دارد.

سید ابوالفضل موسویان عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم در گفتگو با خبرنگار شفقنا زندگی با اشاره به شرایط دوقطبی که پیش از انتخابات بر کشور حاکم بود، می گوید: در زمان رقابت های انتخاباتی شاهد برخی برخوردهای غیر اخلاقی از سوی نامزدها بودیم که برای رای آوردن به اقداماتی مانند دروغ و اهانت متوسل شدند که مسلما خلاف اخلاق است.وی با بیان اینکه توسل به رفتارهای ماکیاولیستی که هدف وسیله را توجیه می کند اقدامی بسیاری ناپسند و خلاف آموزه های اخلاقی و اسلامی است، می افزاید: اما در عین حال باید در نظر داشت که صراحت بیان نامزدهای انتخاباتی و مطرح شدن شفاف و صریح برخی حرف ها منهای بداخلاقی های صورت گرفته باعث واقعی تر شدن رقابت های انتخاباتی شد.

به گفته موسویان، این صراحت ها پاسخی به شکی است که در مورد واقعی یا صوری بودن رقابت های انتخاباتی در ذهن برخی از افراد جامعه وجود دارد. وی معتقد است: مردم در این شرایط احساس می کنند نامزدهای موجود دیدگاهی واقعا متضاد با یکدیگر دارند که آن را در اظهاراتشان می توان دید.عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم حضور گسترده مردم در پای صندوق های رای را ناشی از همین احساس و قضاوت در مورد تفاوت واقعی دیدگاه ها بین نامزدهای ریاست جمهوری می داند و خاطرنشان می کند: این صراحت ها در بیان کاندیداها شرایطی را در پیش روی جامعه قرار داد که مردم احساس کردند باید در تعیین سرنوشت خود دخالت کنند و تعیین نمایند که آیا می خواهند به شعارهایی رای دهند که هیچ مبنایی ندارد و صرفا به قصد فریب افکار عمومی مطرح می شود و یا به دیدگاهی که اگرچه وعده آنچنانی نمی دهد اما وعده هایی که مطرح می کند امکان عملیاتی شدن دارد.

وی با بیان اینکه مردم به وعده های فریبنده نه گفتند، اضافه کرد: فضای پیش از انتخابات از این جهت که کاندیداها به صورت آشکار و روشن و بدون پرده پوشی و مماشات مواضع یکدیگر را به چالش کشیدند و مردم را با این واقعیت آشنا کردند که مواضع هر یک از طرفین با دیگری تفاوت اساسی دارد فضای مثبتی بود هرچند بداخلاقی هایی نیز صورت گرفت.

سرمایه اجتماعی ضامن موفقیت برنامه های دولت منتخب

این استاد دانشگاه شرکت گسترده مردم در انتخابات را یک سرمایه اجتماعی برای کشور می داند و می گوید: حضور ۸۰درصدی مردم در پای صندوق های رای همانگونه که مقام معظم رهبری نیز اشاره کردند نشان دهنده مقبولیت و مشروعیت نظام در نزد مردم است و دیگر هیچ کشوری نمی تواند این ادعا را مطرح کند که این نظام مورد قبول مردم نیست. وی با بیان اینکه دولتی که بر چنین مبنایی وارد گفتگوهای دیپلماتیک در سطح منطقه و نظام بین الملل می شود پشتوانه ای قوی در پیشبرد اهداف نظام دارد، خاطرنشان می کند: ما نظامی داریم که مردم این نظام را قبول دارند و با همه انتقاداتی که در برخی موارد دارند کلیت نظام را پذیرفته اند و با شرکت در انتخابات در سرنوشت خود مشارکت می کنند. از این رو سردمداران چنین نظامی بهتر می توانند از حقوق ملت در مباحث منطقه ای و بین المللی دفاع کنند.

موسویان چنین پشتوانه مردمی را در پیشبرد سیاست های داخلی دولت بسیار موثر می داند و اظهار می کند: دولتی که با چنین پشتوانه مردمی تشکیل می شود بهتر می تواند سایست های خود را جا بیندازد و در اموری که نیاز به همراهی مردم دارد، موفقتر عمل کند. وی مواردی همچون تصمیم گیری ها و اتخاذ سیاست های درست در مورد کمبود آب و یا صرفه جویی در منابع را نیازمند همراهی مردم ذکر می کند و می گوید: ما در زمینه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی مشکلاتی داریم اما زمانی که مردم می دانند دولتی که با رای آنها بر سر کار آمده با نیت خیرخواهانه و در جهت رشد و تعالی مردم سیاست هایی را اتخاذ می کند بهتر به این برنامه تمکین می کنند و این نشانه موفقیت یک حکومت است که مردم حرف آن را قبول کنند و با اعتراضات و نافرمانی های مدنی در صدد مخالفت با برنامه های دولت برنیایند.

رییس جمهوری برای همه ایرانیان

به گفته موسویان، همراهی همه اقشار مختلف مردم اعم از کسانی که به دولت رای دادند و یا کاندیدای دیگری را برای ریاست جمهوری مناسب می دانستند بستگی مستقیم به نحوه برخورد دولت و اتخاذ سیاست های جامع دارد که منافع همه مردم جامعه را در بر می گیرد. وی با اشاره به اظهارات رییس جمهور روحانی مبنی بر این که رییس جمهور منتخب از این پس رییس جمهور همه مردم است، می افزاید: این اظهارات سخنان بسیار درستی است که می تواند در مقام عمل فضای رقابت های انتخاباتی را رد کشور تمام کند و همه مردم را در کنار هم قرار دهد.

به گفته این استاد دانشگاه، اگرچه در دموکراسی یک تفکر اکثریت دارد و نظرات آن نظر حاکمیت است اما حاکمیت نمی تواند نسبت به نظرات و نیازهای اقلیت که تفکر دیگری دارند بی تفاوت باشد و باید سیاست هایی اتخاذ کند که نیازهای آنها نیز مورد توجه قرار گیرد. وی با بیان اینکه اگر این اتفاق رخ دهد تنش ها و رقابت های کارزار انتخاباتی به رفاقت تبدیل می شود، می گوید: چه اقلیت و چه اکثریت باید بپذیرند که همه ما یک ملت هستیم و باید تمام تلاش مان را برای حل معضلات و رشد و تعالی کشور به کار بریم و در این راه از همه نیروها نیز استفاده کنیم. موسویان به پخش کلیپی در فضای مجازی اشاره می کند که در آن طرفداران حجت الاسلام رییسی به طرفداران آقای روحانی در جشنی که به مناسبت پیروزی وی برگزار شده گل می دهند.

جامعه به خارج شدن از فضای انتخاباتی نیاز دارد

وی با تاکید براینکه این فضا باید به همه جامعه تسری یابد، اظهار می کند: طرفین انتخابات باید بدانند که هر اختلافی با هم داشتند دیگر تمام شده زیرا جامعه به رفاقت و یکدلی همه اقشار خود نیاز دارد. موسویان با بیان اینکه ما یک ملت واحد هستیم که باید برای رشد و تعالی کشور بکوشیم، تصریح می کند:  طرفداران هر کاندیدا باید از فضای رقابت های انتخاباتی خارج شوند و در این چهار سال پیش رو به دور از نگاه بغض آلود گذشته برای موفقیت کشور تلاش کنند و اگر رقابتی هم هست به چهار سال بعد و دوره بعدی انتخابات موکول کنند.

منتشر شده در گفتار

ابراهیم منهاج دشتی

ملت بزرگ و با فرهنگ ایران بار دیگر هشیاری و بلند همتی خود را به نمایش گذاشت و نشان داد که لیاقت دمکراسی دینی را دارد و پشتیبان محکمی یرای مدیریت کشور است. ملت ایران در این انتخابات تاریخی به دعوت اصلاح طلبی جواب مثبت داد و به آنها پیام داد که مجدانه اصلاحات را پیگیری نمایند. و به طور غیر مستقیم به همه مقامات پیام داد که از وضع موجود ناراضی و خواهان تغییر و اصلاح اند. اصلاحاتی که بالا تر از توان و اختیارات قوه مجریه یعنی رئیس جمهور و دولت است و به سیاست های کلی نظام باز می گردد. و حالا نوبت مقامات است که تا دیرتر نشده به پیام و خواسته مردم توجه نموده و در شیوه و روش خود تجدید نظر نمایند و به جای تحریک و فریب عوام به تعلیم و تریت آنها بپردازند.

این جانب با اینکه در حد خود حمایت از اصلاح طلبی و دولت روحانی را وظیفه خود دانسته و می دانم، در عین حال مصلحت در این می بینم که به بعضی از نقاط ضعف آن نیز اشاره کوتاهی داشته باشم.

1- وزارت کشور در برگزاری انتخابات نتوانست به طور شایسته این وظیفه را به انجام برساند. و نتوانست آراء بسیاری از رای دهندگانی که برای رای دادن در صف ایستاده بودند تحویل بگیرد. احتمال تعمد بعضی از برگزار کنندگان انتخابات که شاید از جای دیگری ماموریت داشته اند که نگذارند آقای روحانی با رای بالاتری به پیروزی برسد، نیز نباید از نظر دور داشت.خودم ساعت 8 برای رای دادن به یکی از شعب اخذ رای در بوشهر مراجعه کردم و دیدم که مردم و حتی افرادی با ویلچر و یا عصازنان آمده و پشت در به صف ایستاده بودند ولی مجریان لنگان لنگان حدود ساعت 9 در باز کردند. و به طور مکرر از جاهای متعدد شنیده ام که در آخر وقت هم هنوز عده ای در صف رای گیری ایستاده بودند که در به رویشان بسته شده و از انداختن رای خود به صندوق محروم شده اند.

2- دولت در دفاع از خود در برابر کسانی که از یک طرف سطح توقعات مردم را بالا می برند و از طرف دیگر از طرق مختلف به کار شکنی در برابر او می پردازند زبان دفاعی گویائی ندارد و  در پاسخ گوئی به غوغا سالاری و عوام فریبی جبهه مخالف خوب عمل نمی کند.منظور این نیست که عده ای شال سبز به گردن بیندازند و با وعده آش نذری مردم را راضی کنند.باز منظور این نیست که مانند جبهه مخالف عده ای از طلاب حوزه های علمیه را استخدام نموده و به بهانه روشن گری به مناطق مختلف کشور اعزام نماید که به دفاع از او بپردازند . بلکه منظور این است که چرا با منطق و  بیان ساده واهی بودن بافته های غوغا سالاران و عوام فریبان را بیشتر از این آشکار نمی سازد.

3- چرا دولت همان طور که درآمد های خود را آشکار بیان می کند در باره صرف مبالغی از آنها در مواردی که خارج از محدوده وظائف او است صحبتی به میان نمی آورد. مثلا وقتی اعلام می کند که در فلان مدت 100 ملیارد دلار درآمد داشته چرا اعلام نمی کند که بر حسب تکلیف 50 ملیارد آن  در مواردی که خارج از محدوده وظائف اوست مصرف شده ؟ اگر قانونا نمی تواند جزئیات موارد بودجه های محرمانه را افشا نماید چرا حد اقل به صورت کلی و بدون تعیین موارد به این مطلب اشاره نمی کند. فائده این کار این است که مردم به اندازه 50 ملیارد از او انتظار موفقیت داشته باشند نه به اندازه 100 ملیارد.

4-  آقای روحانی برای تصدی وزارت خانه ها و مسؤلین رده بالای دولت از افرادی استفاده کند که درگیر فعالیت اقتصادی نباشند که در مواردی به سوء استفاده پرداخته یا متهم به آن شوند. البته این نقص فضای سیاسی و اداری و امنیتی کل نظام است که به دلیل نداشتن امنیت شغلی، افراد سیاسی و نظامی و حقوقی مجبور باشند برای روز مبادای خود به چنین اموری بپردازند که در صورت به حاشیه رانده شدن و محروم شدن از فعالیت سیاسی و اداری بتوانند حد اقل زندگی خود و بستگان خود را تامین نمایند. از قوه مجریه هم چنین انتظاری نیست که به تنهائی از عهده رفع چنین نقیصه ای برآید. چون این نقیصه برخواسته از فضای سیاسی و اداری نهاد ها و ارگان های مختلف نظام است که فقط در صورت همکاری همه مقامات و همه ارکان نظام قابل رفع است.

منتشر شده در یادداشت

محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با «آرمان»

آرمان- هستی قاسمی: پرده آخر انتخابات ۹۶ پایانی زیبا و لذتبخش برای جامعه ایران دربرداشت که در جشن پیروزی روحانی جلوه کرد. به تدریج زمان عمل به وعده‌ها و رنگ بخشیدن به امیدها، تحقق آرزوها و ایجاد شور و شوق در جامعه فرامی‌رسد که این مهم مستلزم تغییراتی در دولت دوازدهم است. از آنجا که در دولت یازدهم نسبت به عملکرد برخی وزرا و عدم همسویی آنها با سیاست‌های دولت انتقاداتی وجود داشت، روحانی برای تحقق وعده‌ها و جامع عمل پوشاندن به مطالبات عمومی ناگزیر به تغییر کابینه و روی کارآمدن وزرایی جوان‌تر و همسوتر با سیاست‌ها و برنامه‌های خود در دولت دوازدهم است. چه بسا روی کار آمدن کابینه‌ای همسو‌تر با دولت طعم شیرین پیروزی را برای جبهه اعتدال و اصلاحات در انتخابات ۱۴۰۰ تکرار کند و این مهم جز با عملکرد مطلوب دولت دوازدهم و تلاش خستگی‌ناپذیر روحانی و وزرای او و ارتباط بیشتر دولت با مردم حاصل نخواهد شد. در این راستا محمدتقی فاضل میبدی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، با «آرمان» گفت‌وگو کرده است که در ادامه می‌خوانید.

رئیس‌جمهور در کاراز انتخاباتی خود به این نکته اشاره کرد که در دولت دوم با روحانی جدیدی روبه‌رو خواهید بود. آیا او به دنبال برخورد جدی‌تر با تخریبگران است یا منظور روحانی تلاش بیشتر برای تحقق مطالبات بوده است؟

روحانی در کاراز انتخاباتی بسیار مطلوب ظاهر شد. او وعده داد که بسیاری از برنامه‌ها و مطالباتی که در دولت یازدهم محقق نشده، در دولت دوازدهم محقق خواهد شد. شکی نیست که روحانی در چارچوب سیاست داخلی و خارجی تجربیات بسیار مفیدی کسب کرد و این تجربه‌ها، زمینه‌های بسیار موثری برای کسب موقفیت‌های بیشتر خواهد بود. او در کارزار انتخاباتی خود درباره دلایل و موانعی که منجر به عدم تحقق برخی برنامه‌هایش شد به مردم توضیحاتی ارائه داد. بنابراین به نظر می‌رسد هدف او از این مساله که با یک روحانی جدید در دولت دوازدهم روبه‌رو خواهید بود، این است که با جرات و جسارت بیشتری کار را ادامه خواهد داد. به نظر می‌رسد روحانی این بار با وزرای جوان‌تر، شایسته‌تر و همگون‌تر با سیاست‌های دولت به‌ویژه در وزارت اقتصاد، کار را در دولت دوازدهم آغاز خواهد کرد، زیرا بدون تردید مردم و همچنین مسئولان امروز در زمینه اقتصاد انتظار بیشتری از او دارند و این مطالبات باید تا پایان کار دولت دوازدهم محقق شود. بنابراین ممکن است عرصه بر روحانی تنگ‌تر شود. به همین دلیل او ناگزیر است برای تحقق مطالبات مردم با جرات و جسارت بیشتری در مقابل مشکلات و تخریبگران بایستد. روحانی در آینده باید ارتباط بیشتری با مردم برقرار کند و مشکلات و موانع را با مردم مطرح کند تا از حمایت و پشتیبانی جامعه برخوردار باشد، در این صورت او موفق خواهد بود. اما در صورتی که مانند گذشته با یک تیم رسانه‌ای و اقتصادی ضعیف کار کند برخی انتظارات جامعه محقق نخواهد شد و در سال 1400 جبهه اعتدال سخنی برای گفتن و کارنامه قابل دفاعی برای ارائه نخواهد داشت. به همین دلیل برای تداوم خط اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی در این چهار سال باید جدی‌تر از گذشته وارد عمل شود، زیرا ضعف و افول دولت دوازدهم زمینه شکست را فراهم خواهد کرد.

آیا روحانی با توجه به تجربه دولت اول خود باز هم می‌تواند در تغییرات پیش رو از جناح مقابل استفاده کند؟

وزارت خارجه روحانی در دولت یازدهم موفق عمل کرد، بنابراین ضرورتی برای تغییر در این وزارتخانه مشاهده نمی‌شود، اما در وزارت اقتصاد و دارایی نیاز به روی کار آمدن مدیران و مشاورانی جوان‌تر و کارآمدتر است، زیرا با توجه به اینکه مساله اصلی در کشور مشکلات اقتصادی است و بسیاری از حامیان روحانی به دلیل مشکل معیشتی و وعده روحانی برای حل آن دوباره به او اعتماد کردند به همین دلیل بسیار مهم است که روحانی در وزارت اقتصاد و دارایی تغییرات اساسی صورت دهد. وزارت فرهنگ و ارشاد نیز در دولت یازدهم موفق عمل کرد، زیرا این وزارتخانه توانست در برابر تخریب‌ها و هجمه‌ها ایستادگی کند و تا اندازه‌ای موفق عمل کرد. به‌طور کل در وزارت ارشاد، آموزش و علوم تقریبا اقدامات مطلوبی صورت گرفت، اما انتظارات عمومی آن طور که باید محقق نشد. به‌ویژه دانشگاه‌ها در اواخر دولت روحانی چندان همگون و همسو با سیاست‌های دولت حرکت نکرده و از یک خط مشی لرزانی برخوردار بودند. به همین دلیل انتظار می‌رود در دولت دوم به دانشگاه‌ها فضای بیشتری داده شود و خط مشی روسای دانشگاه با دولت همسو باشد. اگر مدیرانی در راس دانشگاه‌ها قرار بگیرند که تا حدودی سیاست‌هایشان با دولت همسو باشد اما در نهایت کار خود را انجام دهند، این مساله دانشجویان را ناراضی می‌کند. البته بر این باورم که روحانی باید همه جریان‌ها، گروه‌ها و اقشار به ویژه جوانان را در دولت خود به کار بگیرد، زیرا جوانان در چهار سال گذشته انتظار داشتند که دولت توجه بیشتری به آنها داشته باشد، به همین دلیل باید به مساله جوانگرایی توجه بیشتری شود. از سویی برخی استانداران و فرمانداران در دولت قبل به‌طور کامل معتدل و اصلاح‌طلب نبودند. به ویژه فرمانداران در برخی شهرها اعتقادی به دولت یازدهم و جریان اصلاح‌طلبی و اعتدالی نداشتند و همچنین در انتخابات نیز همکاری خوبی نداشتند. وزیر کشور باید با دولت دوازدهم همسو باشد، زیرا در صورت اختلاف سلیقه و انتخاب فرمانداران و استاندارن مخالف با خط مشی دولت بسیاری از مطالبات مردم معلق خواهد ماند. نباید این مهم را فراموش کرد که خط مماس مردم با وزارت کشور بسیار بیشتر از وزارتخانه‌های دیگر است. بنابراین انتظار می‌رود وزیر کشور دولت دوازدهم جوان‌تر و همسوتر با سیاست و برنامه‌های رئیس‌جمهور باشد تا با روی کار آمدن استانداران و فرمانداران همسو با دولت شاهد تحقق برنامه‌های عمرانی و توسعه‌ای در استان‌ها و شهرها باشیم.

ارزیابی شما از حضور مردم در جشن پیروزی روحانی چیست؟

معتقدم افرادی که در جشن پیروزی روحانی حضور داشتند لایه‌های زیر پوست جامعه هستند که در شرایطی مانند انتخابات خود را نشان می‌دهند. به همین دلیل همه مسئولان باید به جشن پیروزی مردم در شامگاه شنبه توجه بیشتری داشته باشند و برای جریان‌های زیر پوست جامعه چاره‌ای بیندیشد. از سویی این جریان نسبت به پاره‌ای از مسائل و مشکلات که در جامعه دیده می‌شود رضایت خاطر ندارد. اغلب آنها خواستار ارتباط بدون تنش و مبتنی بر احترام ایران با جهان هستند. در سوی دیگر اغلب آنها نسبت به لغو کنسرت‌ها به عنوان یک حق اجتماعی به شدت معترض هستند. مسئولان و نخبه‌های سیاسی و اجتماعی باید به حضور مردم در خیابان‌ها که خود را در قالب جشن نشان داد، توجه داشته باشند. باید به لایه‌های زیر پوست جامعه که خود را در بزنگاه‌ها نشان می‌دهد توجه کنیم. هیچ‌کس نباید جوانان را به ولنگاری محکوم کند. باید به خواسته‌های جوانان احترام گذاشته و به انتظارات آنها توجه بیشتری شود. نباید آنان را به حال خود رها کرد که در لایه‌های زیر پوست جامعه فرو بروند و درنهایت در برهه‌ای مانند انتخابات خود را نشان دهند.

شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری 96 چه دلیلی داشت؟

عوامل متعددی در شکست اصولگرایان دخیل بوده است. در واقع ممکن است دو عامل زمینه شکست اصولگرایان را فراهم کرده باشد، اما دلیل عمده شکست اصولگرایان در رویکرد انتخاباتی، تبلیغات و مناظره‌هایشان است که در هیچ‌یک از آنها سخن جدیدی برای جامعه نداشتند. آنها در چهار سال دولت روحانی مرتکب اشتباهات بسیار زیادی به‌ویژه تخریب و بداخلاقی شدند و در مناظره‌ها نیز به جای پیچیدن نسخه و راهکار جدید برای مشکلات کشور به ویژه سیاست خارجه و اقتصاد دولت را بارها متهم کردند، غافل از اینکه تخریب و اتهام به دولت در کشور پاسخ نمی‌دهد. اصولگرایان نسخه جدیدی برای مجاب کردن جامعه مبنی بر اداره بهتر جامعه نداشتند و در قاموس ادبیات و فرهنگ جریان اصولگرایان نسخه جدیدی مشاهده نشد. اصولگرایان در دولت‌های نهم و دهم بسیار نامطلوب عمل کردند. همان‌طور که رئیس دولت دهم در مناظره انتخاباتی 88 با تخریب رقیب ظاهر شد، کاندیداهای اصولگرا نیز همان مسیر را دنبال کردند و با ارائه شعارها و وعده‌های غیر اصولی روش احمدی‌نژاد در مناظره‌های 88 را دوباره به‌کار بردند. در مجموع همه مسائل مذکور زمینه شکست این جریان را در انتخابات 96 فراهم کرد. از سوی دیگر در میان جریان اصولگرا فردی نبود که نسبت به مسائل جهان آگاهی لازم و سخن تازه‌ای برای گفتن داشته باشد و جریان اصولگرا را در زیر یک چتر گردهم جمع کند. در ادبیات اصولگرایان برخی روش‌های تکراری استفاده می‌شد که در کشور ما نتیجه‌ای در بر نداشته است. علت دیگر اینکه مردم در سال 92 دولتی را بر سر کار آوردند و برای آن هزینه کردند. به هر رو مردم بر دولت روحانی سرمایه‌گذاری کردند و می‌دانستند که دولت یازدهم اقدامات بسیار مهم زیربنایی انجام داد، به همین دلیل تک دوره‌ای کردن آن به ضرر کشور بود و شرایط را به عقب باز می‌گرداند. در نتیجه بازگشت به عقب برای کشور هزینه بسیار گزافی به بار می‌آورد که به صلاح کشور نبود. رقبای روحانی از سیاست خارجه روشن و شفافی برخوردار نبودند و روشن نبود که می‌خواهند با چه زبان و رویکردی با جامعه ملل برخورد کنند. مردم از رویکرد دولت یازدهم به جهان رضایت خاطر داشتند. جامعه نگران بود که یک دولت اصولگرا ممکن است به‌گونه‌ای با جهان برخورد کند که در دولت‌های نهم و دهم مشاهده شد.

برخی‌ معتقدند که شبکه‌های اجتماعی و توسعه سیاسی مردم بزرگ‌ترین و مهم‌ترین عامل پیروزی روحانی بود، ریاست‌جمهوری دوباره روحانی نتیجه این دو عامل بود یا عوامل دیگری در پیروزی اصلاحات و اعتدال دخیل بود؟

عوامل مختلفی در پیروزی روحانی دخیل بود. نخست اینکه مردم خواستار تداوم دولت اعتدالی روحانی بودند. در دولت 8‌ساله اصلاحات و همچنین دولت نخست روحانی، مردم کشور را در شرایط مطلوبی دیدند و تصورشان نسبت به عملکرد این دو دولت مثبت بود. جامعه در دولت اصلاحات از سیاست‌های دولت در عرصه سیاست خارجه، اقتصاد و سیاست داخلی رضایت خاطر داشت. دولت روحانی نیز در تداوم همان خط مشی حرکت می‌کرد. روحانی نسبت به رقیب خود مترقیانه‌تر در اداره کشور عمل کرد. به‌طور کل همواره وزن اصلاحات در جامعه ایران سنگین‌تر بوده است و چون موفقیت بیشتری در کارنامه خود دارد بدیهی است که جامعه با در نظر گرفتن تجربه‌های گذشته و واقعیت‌های موجود خواستار تداوم سیاست و خط مشی دولت اصلاح‌طلبی و اعتدالی در کشور باشد.

منتشر شده در گفتار
پنج شنبه, 28 ارديبهشت 1396 07:00

یک رأی، یک آینده

محمدتقی فاضل‌میبدی

 فردا باز هم روز انتخاب و مشارکت در دو انتخابات بسیار مهم در کشور است و به‌طورحتم، حتی یک رأی شهروندان در ساختن آینده ایران، مؤثر و مفید خواهد بود. به دلایل بسیاری، رأی فردا بیش از زمان‌های دیگر، در آینده دور و نزدیک ما، خود را نشان خواهد داد.  میراث گران‌بهای امام(ره) برای فرهنگ ملت تا سالیان‌سال، صندوق رأی و انتخابات است. امن‌ترین و آزادترین راه برای اینکه انسان نظر خود را اعلام کند، نوشتن نام نامزد موردعلاقه روی برگه‌های رأی است. دوران اصلاحات به‌عنوان یک دوران طلایی در ایران و در سطح بین‌الملل، مرهون حضور شاداب و مأیوس‌نشدن مردم در سال ٧٦ بود. مردم از اینکه حمایت‌ها و پشتیبانی‌های مختلف از یک نامزد خاص صورت گرفت، دل‌آشوب نشدند و آرام و مطمئن، حماسه ساختند. نبود انسجام در نیروهای سیاسی تحول‌خواه و البته کم‌توجهی مردم به خطر پیش‌رو هم عامل ایجاد دولت‌های نهم و دهم در کشور بود؛ تجربه‌ای که مردم هشت سال بعد و در انتخابات ٩٢ از آن استفاده کرده و به میدان آمدند تا تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مهمی را رقم بزنند. رفتارهای تخریبی به‌ویژه در ماه‌های اخیر نشان از عصبانیت برخی جریان‌ها از نقش‌آفرینی و نظر اکثریت جامعه دارد. عده‌ای با تمام امکانات به دنبال این هستند که اعلام کنند در ایران هیچ کار مثبت و مؤثری صورت نگرفته است تا مردم را به انفعال کشانده و در یک انتخابات سرد با مشارکت حداقلی، آنچه می‌خواهند را عملي کنند.

بهترین پاسخ به آنها، حضور همه ایرانیان پای صندوق رأی است. مردم می‌دانند که جریان خطرناکی می‌خواهد کشور را به سمت‌وسویی ببرد که سرنوشت ما و فرزندانمان را شبیه برخی کشورهای همسایه کند؛ بهترین فرصت، روز جمعه پای صندوق رأی است تا نشان دهیم برای ما کارآمدی، توسعه و اصلاحات بسیار مهم‌تر از ماجراجویی و درشت‌زبانی است. همه می‌دانیم آرایش ساختار رسمی در ایران چگونه است و از دخالت‌های بیرونی در کار دستگاه اجرائی مطلعیم، اما در همه‌جای دنیا، نهادها و سازمان‌های دیگری هم وجود دارند که دارای قدرت هستند و همه‌چیز در اختیار دولت نیست، اما همان مثال دولت اصلاحات، دولت یازدهم و دولت احمدی‌نژاد نشان می‌دهد دولت‌ها و رئیس‌جمهور تا چه اندازه می‌توانند در سعادت و توسعه ایران یا خدای‌ناکرده در نابسامانی امور، تأثیر بگذارند. فضای مطبوعات، احزاب، دانشگاه‌ها، اقتصاد با تلاش رئیس‌جمهور و وزرا می‌تواند تغییر کند و حوزه‌های فرهنگی، آموزشی، سیاسی، ارتباط با دنیا با زبان دیپلماسی، نفی خشونت، قانون‌گرایی و... تقویت یا تضعیف شود. فردا هر یک از ما می‌توانیم، خشتی بر دیوار توسعه ایران بگذاریم.

منتشر شده در یادداشت

محمد سروش محلاتی

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، گفتگو دراین‌باره فضاهای خصوصی و عمومی را پر کرده است.کسانی که بر حضور پرشکوه و مشارکت حداکثری شهروندان تأکید می‌ورزند، دو استدلال دارند؛ یا می‌گویند: به این وسیله عظمت و اقتدار نظام را در برابر دشمنان به نمایش می‌گذاریم و یا می‌گویند: با مشارکت بیشتر راه به قدرت رسیدن مجدّد جریانی که حرث و نسل را به هلاکت افکند را مسدود می‌کنیم. در این تحلیل‌ها، نگاه به «فائده حضور» است، در حالی که درباره «غایت حضور» باید تأمل کرد و برای آن باید استدلال نمود و چون این نگاه سوم کمتر مورد توجه قرار دارد، در این فرصت با شهروندان گرامی در میان می‌گذارم.

به نظر می‌رسد ضرورت حضور، به دلیل ضرورت صیانت از انتخابات است، یعنی با مشارکت در انتخابات می‌خواهیم خود انتخابات را حفظ و نگهداری کنیم. و این منظور، نه فائده، بلکه غایت، و بلکه غایه القصوای امروز انتخابات است. مخلص کلام این است که انتخابات در کشور ما نهادی به شدت آسیب‌پذیر است و برای صیانت از آن چاره‌ای جز حضور بیشتر و قوی‌تر پای صندوق‌های رأی نیست و ما برای حفظ صندوق‌های رأی در نظام، راهی جز گرد آمدن در اطراف آنها نداریم.

اما چرا انتخابات آسیب پذیر است؟ زیرا: اولاً علیرغم گذشت حدود چهار دهه از عمر جمهوری اسلامی و برگزاری دهها انتخابات، هنوز انتخابات به لحاظ نظری، پایه‌های استوار خود را در نظام ما پیدا نکرده و بسیاری از علمای نظام، آن را یک عمل تشریفاتی که به اقتضای مصلحت روزگار انجام می‌شود می‌شناسند. در نزد آنان، نه در حق مردم در اداره کشور، بلکه در صلاحدید حاکم ریشه دارد و رأی مردم با آن اعتبار می‌یابد. در چنین شرایطی، حفظ نهاد انتخابات، به حضور مقتدرانه خود مردم بستگی دارد و با کمترین غفلت آنان، معلوم نیست که این نهاد چه سرنوشتی پیدا می‌کند. یاد شهید آیت الله بهشتی بخیر که می‌گفت:که برخی از احکام مانند حقوق زنان و مشارکت سیاسی آنان را خودشان باید در صحنه جامعه واقعیت بخشند و اگر با خواست و اراده ایشان عینیت یافت، فقها نیز در برابر آن مقاومت نخواهند کرد ولی از علماء نباید انتظار داشت که پیشگام شوند. آری، در موضوع حاکمیت ملی نیز مطالبه عمومی و مشارکت فراگیر، چاره ساز است.

ثانیاً حتی بسیاری از علمای نظام که گاه از حق مردم در انتخاب کارگزاران سخن می‌گویند، از نظر آنان، این حق مانند حقوق دیگر شهروندان، محکوم ولایت مطلقه است و در صورتی که مصلحت در محدود کردن و مقید ساختن آن و یا حتی تعطیل موقت و یا کلی آن باشد، شرعاً‌و قانوناً، مانعی ندارد. آنان فصل سوم قانون اساسی در «حقوق ملت» را نیز محکوم اصل چهارم و نظر فقهی شورای نگهبان می‌دانند و همه آن حقوق را قابل تقیید و یا تعطیل می‌شمارند، در چنین وضعی، مردم فقط با حضور گسترده خود در پای صندوق رأی می‌توانند، از نهاد انتخابات و حقوق خویش پاسداری کرده و جلوی سقوط آن را بگیرند.

ثالثاً تفسیر رسمی که اینک از نظارت بر انتخابات و احراز صلاحیت داوطلبان وجود دارد و نیز برخی دیگر از قوانین انتخاباتی، انتخابات را در نظام ما با محدودیت‌هایی مواجه ساخته است که نمونه آن را در رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی در دوره قبل دیدیم و نمونه دیگر آن را اخیراً سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که «اعتراض رد صلاحیت شدگان هیچ تأثیری ندارد چون قانونی برای آن در نظر گرفته نشده است». روشن است که از نظر فقهی این رویّه، قابل مناقشه است و حق همان است که شهید مطهری در آغاز جمهوری اسلامی نوید می‌داد که “اگر ملت صد بار هم اشتباه کند، باز هم باید آزاد باشد”، یعنی جلوگیری از اشتباه مردم، بهانه‌ای برای محدود کردن آزادی آنان در انتخابات نیست. ولی به هر حال، از نظر حقوقی امروز راهی برای برون رفت از این انسداد وجود ندارد و در این وضع، فقط حضور گسترده مردم می‌تواند این محدودیت‌های تحمیلی را کاهش داده و مسیر انتخابات آزاد را باز نگه دارد.

رابعاً با صرف نظر از همه چالش‌های فقهی و حقوقی انتخابات در کشور ما، برگزاری انتخابات نیاز به سازوکارهای خاص خود از قبیل فعالیت آزاد احزاب مختلف و معرفی کاندیدا و ارائه برنامه از سوی آنان است که هنوز در کشور ما این زمینه‌ها به صورت کامل تحقق نیافته است، از این رو در وضع ما امکان وزش تند بادهای سیاسی توسط محافل ناشناخته و عناصر پشت پرده و به قدرت رسیدن افراد نکَره وجود دارد. که تنها چاره آن مشارکت گسترده مردم است که می‌تواند از به قدرت رسیدن باندهای در سایه و موج سواری آنان جلوگیری کند. این یک نقطه ضعف برای ماست که در حالی که میزان مشارکت در شهرهای کوچک حدود ۸۰ درصد است، در شهرهای بزرگ این میزان به کمتر از نصف آن می‌رسد! فاصله گرفتن اکثر شهروندان این بلاد بزرگ که از سطح بالاتری از دانش و اطلاعات برخوردارند از صندوق رأی، انتخابات را به همان سمت و سویی که پوپولیست‌ها می‌خواهند و با وعده‌های پوچ و واهی تطمیع می‌کنند، پیش می‌برد که نتیجه‌ای جز تشریفاتی و فرمایشی شدن انتخابات ندارد. اگر این دلائل موجه باشند نه تنها برای صیانت از انتخابات که زیربنای حفظ حقوق ملت است باید به سوی صندوق‌های رأی بشتابیم، بلکه علاوه بر آن باید به کسی رأی دهیم که بتواند چنین نقشی را ایفا کند. از خداوند می‌خواهیم قدم‌ها و قلم‌های ملت عزیز را در ٢٩ اردیبهشت مدد فرماید.

منبع: شفقنا

منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از7
بازگشت به بالا