حجت الاسلام احمد مبلغی استاد حوزه علمیه قم نسبت به پیشتازی و جلوداری برخی جاهلان و شعله ور شدن آتش تفرقه در جهان اسلام توسط آنها هشدار داد و گفت: اگر ما خدای ناکرده به هر بهانه، و تحت هر عنوان در زمین تعصب و طائفه گری بازی کنیم در خلق “گناه اجتماعی تفرقه و تبعات آن” شریک خواهیم بود.

 به گزارش شفقنا حجت الاسلام والمسلمین احمد مبلغی در دیدار با مدیران برخی دانشگاه ها و موسسه های علمی کشور اندونزی در قم خاطرنشان کرد: اگر جاهلانی چه درشیعه و چه در اهل سنت، حرکت تفرقه افکنانه ای را انجام دهد، همه به جای  رفتن و حاضر شدن در زمین آنان، و اقدام به بازی خطرناک در میدان تعصب و تفرقه، به نفی و کنترل عمل جاهلانه آنان اقدام نمایند. او گفت: باید در برابر خشونت  داعشیزم، پرچم فکری  “سَلام ” را بلند کنیم و به آن سمت برویم والبته سلم بین امت و نه سلم در برابر داعش، مگر آن که برگردند. استاد حوزه علمیه قم شعار سلم را از اساسی ترین، برجسته ترین و کانونی ترین شعارهای اسلام دانست، و گفت: تفاوت اسلام با ادیان دیگر در این است که سلم در نام خود دین اسلام تعبیه شده است.او گفت: از طرف دیگر اسلام برای تحیت مکرر میان افراد، (هنگامی که به همدیگر می رسند) واژه سلام را  انتخاب کرده که ناظر به روابط مبتنی بر سلم و صفا است.

مبلغی افزود: اسلام افزون بر این ها  راهبرد سلم را در قبال جاهلان برگزیده (قالوا سلاما)، و از همه خواسته است که داخل در  سلم بشوند (ادخلوا فی السلم کافه). او ادامه داد: بنابراین باید ضمن داشتن هوشمندی جدی برای فریب نخوردن، بر روی ریل سلم و سلام حرکت کنیم  و شعار، راهبرد، نگاه، اندیشه و جوهر حرکت ما را سلم بین امت تشکیل دهد. استاد برجسته حوزه علمیه قم گفت: کلام و فعل جاهل هرگز بوی سلم  و سلام نمی دهد؛ بلکه آنها همیشه دنبال آن هستند تا جامعه را به آتش اختلاف بکشانند و مومنان باید با عبور از این جاهلان، پادزهر حرکت های جاهلانه آنان را تعمیق، ترویج و تنفیذ سلم و سلام قرار دهند در غیر این صورت، خشونت آنان رواج می یابد و تفرقه آنان مستقر می گردد. او افزود: در مذاهب مختلف جاهلانی وجود دارد که بهانه ها و زمینه های تفرقه و جدایی را فراهم می کنند و اسلام به ما می آموزد که مومنان  از کنار جهل جاهلان، عبور کرامت آمیز [و نه ماندن و جزئی از مشکل و دعوا شدن] داشته باشند بلکه بالاتر بر سلم تمرکز،  و شعار  سلام  را سردهند تا “خشونتِ تفرقه” مستقر نگردد. به بیان دیگر بخش مهمی از مقابله با خشونت تفرقه، تمرکز راهبردی بر سلم و سلام است

مبلغی افزود: اگر عالمان و فرهیختگان به جای مقابله هوشمندانه، به توهین های مذهبی جاهلان و کوتاه اندیشان مجال توسعه دهند، به صورت طبیعی جاهلان ابتکار عمل را بیشتر به دست خواهند گرفت. او گفت: امروز شرایط جهان اسلام به گونه ای است که حفره های آتش تفرقه در برابر آن قرار گرفته است و مشابه چنین وضعیتی در عصر جاهلیت بویژه در آستانه بعثت پیامبر اسلام (ص) پیدا شده بود. رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس خاطرنشان کرد: متاسفانه شرایط امروز کشورهای اسلامی از آنچه که در اواخر دوره جاهلیت شکل گرفته بود، نیز خطرناک تر شده است.

مبلغی ادامه داد: مسلمانان امروز در خطر تفرقه، درگیری های نظامی وکشتارها و به تعبیری در لبه حفره های آتش اختلاف شدید (شفاحفره من النار) قرار گرفته اند. او گفت: در چنین شرایطی اولین، فوری ترین و واجب ترین کار نجات دادن ( و به تعبیر قرآنی انقاذ) امت اسلامی است تا در شکاف ها و حفره های آتش فرو نیافتد. استاد حوزه علمیه قم افزود: همانگونه که در ابتدای ظهور اسلام، دین مبین اسلام با ابزار وحدت و الفت، مردم را از غلطیدن در حفره های آتش اختلاف نجات داد، امروز هم تنها ابزار نیرومند برای نجات مسلمانان، وحدت، انس و الفت میان قلوب آنان است.او با اشاره به اینکه وحدت مورد توجه اسلام فراتر از همراهی صوری، همنشینی ظاهری، و وحدت خشک است، گفت: وحدت اسلامی دارای روح لطافت بخش “الفت میان قلوب” است.

مبلغی افزود: ما باید هر کوشش، ابتکار و اقدامی که می تواند دور شدن قلب ها را از بین ببرد و بین آنها انس والفت ایجاد کند، را اجرایی و عملیاتی کنیم. رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس با اشاره به اینکه وحدت از نوع الفت و انس به ارتباطات، ابتکارات و تحمل  های گسترده نیاز دارد، گفت: ما باید با افزایش روحیه تحمل در خود، حالت احساس رمیدن و فرار  قلب ها از یکدیگر را از بین ببریم. او گفت: هر گروه و فردی که به جای نزدیک شدن به عمل به اصل ” قَالُوا سَلاَماً ” در زمینی که جاهلان برای تکفیر واختلاف بین مسلمانان ایجاد کنند، بازی کند، شریک جرم است.

مبلغی با بیان اینکه جرم تفرقه، عذاب دردناک در پی آن است، گفت: ما هر اندازه و به هر بهانه در زمین تعصب و طائفه گری بازی کنیم در خلق تفرقه شریک هستیم، در نتیجه، هر گناه، خطر و مشکلی که ایجاد شود وزر آن بر عهده افرادی است که تحت تاثیر جاهلان قرار گرفته و آن ها را عملا تایید کرده اند. عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان در پاسخ به سوالی در مورد شیوه برخورد با عوامل ایجاد تفرقه، ضمن اشاره به اینکه تفرقه چی ها را باید منزوی کنیم، گفت: با حمایت همه، ممنوعیت و محدودیتی هوشمندانه برای اهل تکفیر و تفرقه ایجاد شود، البته بخشی از اهل تفرقه نیز باید دعوت به گفت وگو شوند. او در پاسخ به سوالی در مورد اختلافات بین ایران و عربستان سعودی گفت: شاید تصور پیشرفت جدی در برطرف شدن بخش قابل توجهی از اختلافات بین ایران و سعودی زود باشد؛ ولی ایران آمادگی دارد تا اختلافات خود را با سعودی ها تقلیل دهد، البته در صورتی که طرف مقابل نیز عزمی از خود نشان دهد.

مبلغی با اشاره به این نکته که توسعه تفرقه به ضرر همه است، گفت: جمهوری اسلامی ایران دارای آرمان وحدت اسلامی است و این فرصت و چارچوب مهمی را  برای تقلیل اختلاف فراروی ایران و سعودی می گشاید.عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: راضی نیستیم در مسیر انشقاق به جلو برویم بلکه تمایل به کنترل این اختلاف ها داریم و این به نفع همه است. او خطاب به مدیران و مسئولان دانشگاه های اندونزی ادامه داد: اندونزی کشور بسیار بزرگ و با جمعیت قابل توجه و انسان های با صدق و صفا، علاقمند به اسلام واندیشمندان برجسته ای است و این کشور با چنین ظرفیتی  باید نقش خود را برای فعال شدن و عملیاتی کردن شعار “سلم و سلام” در امت ایفا کند. مبلغی گفت: اندیشمندان اندونزی باید کشور خود منادی وحدت کنند و بدانند تفرقه به نفع اسلام، پیامبر اسلام (ص) وآینده و گذشته ما نیست، اگر کسانی دچار جهالت می شوند باید آنها را مدیریت کنیم نه اینکه خود ما تحت تاثیر شرایط خلق شده از سوی آنها قرار بگیریم.

منتشر شده در اخبار

امروزه تعصب به عنوان یک خصلت جاهلیت با نام دین و مذهب تبلور یافته است. رییس دانشگاه مذاهب اسلامی با بیان این که وقوع جاهلیت اجتماعی در فضای امت اسلامی بسیار خطرناک تر از جاهلیت پیش از اسلام است، گفت: تبدیل شدن افراط به یک پدیده اجتماعی، امت را در شرایط افراط زدگی و ورود به آستانه جاهلیت و وضعیتی بحرانی قرار داده است.

به گزارش شفقنا از روابط عمومی دانشگاه، جمعی از اندیشمندان و علمای کشورهای هندوستان و موریتانی با حضور در دانشگاه مذاهب اسلامی تهران با حجت الاسلام و المسلمین “ احمد مبلغی” رئیس دانشگاه دیدار و گفتگو کردند.

 در ابتدای این دیدار حجت الاسلام مبلغی با اشاره به مقوله رفتارهای جاهلانه گروه های تندور  در فضای امت اسلامی گفت: آنچه هشدار دهنده است این که این رفتارها صورت متراکم، متداوم و منسجم به خود گرفته است.

رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی با بیان این که افراط گرایی جامعه اسلامی را از حیث تاریخی در وضعیتی بسیار خطیر قرار داده است، تصریح کرد: این وضعیت خطیر را باید هر چه زودتر کنترل کرد و گر نه “جاهلیت جدید”  امت اسلام (یا بخش هایی از آن) را فرا می گیرد. وی خاطرنشان کرد: اگر چه امت اسلامی از حیث ساختار فکری و دینی متعادل ترین و والاترین امت است (که قرآن به آن اشاره نموده است) ولی امروزه به دلیل  افراط گری گروه های بی خرد و جاهل، وضعیتی بحرانی پیدا کرده است.

حجت الاسلام مبلغی در تحلیل این بحران اظهار داشت: در نتیجه افراط گرایی، جهت گیری ها و رفتارهای کلانی در حال شکل گرفتن و تحمیل شدن به امت اسلامی است که می رود تا شکاف های عمیق فکری، اجتماعی و اخلاقی را در امت اسلامی پایه ریزی کند. وی افزود: با وقوع این شکاف ها (که نشانه های اولیه آن گاه مشاهده می شود) رفته رفته امت را  جاهلیتی بزرگ و خطرناک فرا می گیرد.

رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی در ادامه با برشمردن ویژگی ها و خصوصیات جاهلیت، گفت: جاهلیت ویژگی ها و خصوصیت هایی دارد که در میان آن ها دو خصلت از برجستگی بیشتری برخوردار هستند و این دو، یکی افراط گرایی و دیگری عصبیت است. وی با اشاره به دلایل و استناد قرآنی این بحث، عنوان کرد: بر اساس آیه شریفه “وکان امرهم فرطا” و حدیث “لا یری الجاهل اما مفرطا او مفرطا”  افراط گرایی شاخصه جهل است که متاسفانه افراطی گری در امت اسلام عمق و گسترش یافته است.

دکتر مبلغی خاطر نشان کرد: تبدیل شدن افراط ( که نشانه ی جهل است) به یک پدیده اجتماعی در جهان اسلام، همه امت را در شرایط افراط زدگی و ورود به آستانه جاهلیت قرار  داده است. رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس با بیان این که گاه افراط در سطوحی ابتدایی و محدود است که این خطری جدی برای جامعه نیست، یاد آور شد: اگر این پدیده به سطح روابط اجتماعی در جامعه پا نهاد دیگر خطرناک می شود؛  زیرا به پدیده ای تبدیل شده است که بر اساس آن، روابط جاهلانه می گردد. وی اظهار داشت:  اگر در روابط انسانی جامعه، مناسبات جاهلانه و غیر اخلاقی فعال شود، “جاهلیت اجتماعی” رخ می دهد که متاسفانه امروز افراط گری به سطح مناسبات امت اسلامی پای نهاده است و دوره ای به نام جاهلیت را در آستانه شکل گیری قرار داده  است. این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که شاهد آن هستیم که افراطی گری در قالب تکفیر، تفسیق، تبادل سوء ظن و قتل و جنگ، رواج و نمود یافته است، گفت: اگر در صدد زدودن این وضعیت نباشیم، جاهلیت اجتماعی فضای جامعه ی اسلامی را فرا خواهد گرفت به گونه ای که دیگر نمی توان از آن خلاصی یافت و در صورت بروز این مسأله، امت اسلامی هلاک خواهد شد.

حجت الاسلام مبلغی در ادامه به دومین ویژگی از ویژگی های جاهلیت با عنوان«تعصب» اشاره کرده و اظهار داشت: تعصب آنچنان در بافت جهل و جاهلیت وجود دارد که قرآن کریم بدان اشاره و از آن به “حمیت جاهلی” نام می برد. این ویژگی جاهلیت امروزه با نام دین و مذهب تبلور یافته است و به اولین و بارز ترین شاخصه های مجموعه هایی از مذاهب بدل شده است در حالی که در اسلام، تعصب – همانطور که از متون دینی استنباط می شود – را باید نسبت به اصول اخلاقی متوجه ساخت.

رییس دانشگاه مذاهب اسلامی، افزود: نهج البلاغه نیز به این مضمون اشاره می کند و در این باره می گوید اگر می خواهید تعصبی داشته باشید در مورد صفات پسندیده ی اخلاقی داشته باشید. امام علی(علیه السلام) همچنین می فرمایند نسبت به “امر بزرگ شمردن قتل ” تعصب داشته باشید. این سخن به یک ویژگی پسندیده ی اخلاقی اشاره دارد و آن بزرگ دانستن گناه قتل و پرهیز از آن است؛ بدین معنا که کشتن مردم را امری ساده و آسان نپنداریم و به وجدان خود اجازه ندهیم تا کشتن مردم را سبک شمرد و آن را بپذیرد. وی بیان داشت: اما امروز شاهد هستیم که متاسفانه گروه های متعصب با تعصب ورزی های طائفه ای،  قتل مردم را راحت و آسان کرده اند و در نتیجه،  افکار عمومی را دچار دین گریزی کرده اند. این چهره تقریبی جهان اسلام تاکید کرد: دو ویژگی عصبیت و افراط اندک اندک در حال رسوخ به جامعه ی اسلامی هستند و اگر در برابر آنها تدبیری نیاندیشیم و کاری نکنیم، جاهلیت در جامعه حکم فرما می شود که این امر مساوی با تضعیف دین و انهدام امت خواهد بود.

حجت الاسلام مبلغی گفت: وقوع جاهلیت اجتماعی در فضای امت اسلامی بسیار خطرناک تر از جاهلیت پیش از اسلام است؛ چرا که جاهلیت نخستین، تحت پوشش دین عمل نمی کرد و در عین حال در باطن آن، پایبندی به برخی اصول اخلاقی مانند وفای به عهد مشاهده می شد. رییس دانشگاه مذاهب اسلامی در پایان با تاکید و تذکر به این نکته که اگر جاهلیت نوین مجال رشد بیابد، تحت پوشش دین وارد می شود و با سوء استفاده از آن، جهل و بی اخلاقی را ترویج می دهد و این مشکلی بزرگ است، بیان داشت: امروز بر ما و بر همه ی علما واجب است که در مورد این بیماری بزرگ بر حذر باشیم و با عوامل ناقل ویروس جاهلیت مقابله نمائیم.

منتشر شده در اندیشه
دوشنبه, 05 خرداد 1393 08:03

بعثت پیامبر و جاهلیت ما

محمد سروش محلاتی
طرح موضوع:
بعثت سرآغاز یک تحول و دگرگونی است، این تحول ابتداء در «جان» پیامبر رخ می دهد و نفس او را به عالم غیب پیوند می زند و سپس در جامعه اتفاق می افتد. جامعه پیش از بعثت که با ظلم، شرک و فساد، آلوده است، به سمت و سوی توحید، و عدالت و صلاح، روی می آورد و با گسترش ایمان، این تحول عمیق تر و وسیع تر می شود، در منابع اسلامی از جامعه مبدء که بعثت در آن رخ می دهد، به جامعه «جاهلی» تعبیر می شود و از آن دوره، به جاهلیت یاد می شود، به نظر برخی از محققان «جاهلیت» از واژه های ابتکاری قرآن برای آن مقطع زمانی است.(التحریروالتنویر، ج3، ص259)
به راستی چرا از میان همه ی خصلت هایی که می توان چنین جامعه ای را با آن توصیف کرد مانند جامعه مشرک، جامعه ظالم، جامعه فاسد، جامعه فقیر و ...، «جهل» معیار و مبنای توصیف قرار گرفته و «جاهلیت»، عَلَم برای آن شده است؟ در پاسخ، باید ابتدا «جاهلیت» را تعریف کرده و معنا و مفهوم آن را تبیین کرد تا روشن شود که «جاهلیت» در مفهوم قرآنی آن، فراتر از «بی سوادی» بوده و به معنی «بی خردی» است و همین «بی خردی» است که جامعه را به کفر، ظلم ، فقر و فساد، مبتلا می کند. از این رو جاهلیت از یک سو جنبه ی بنیادی نسبت به اوصاف دیگر دارد و از سوی دیگر مفهوم جامعیست که به نوعی همه آن ها را در بر می گیرد. در پایان به این پرسش نیز باید پرداخت که آیا «جاهلیت»، صرفاً یک دوره از تاریخ «گذشته» است که مانند ادوار دیگر تاریخی به پایان رسیده، و یا «جاهلیت» نمادی از یک فرهنگ خاص است که در هر دوره ای می تواند به شکل فعال و زنده وجود داشته و در قالب های جدید، ظهور و بروز پیدا کند؟
تحقیق و بررسی
1ـ در قرآن کریم، چهار بار در سوره های مدنی، از چهار ویژگی جامعه ی جاهلی نام برده شده و به خصلت های جاهلیت تصریح شده است: تعصب جاهلیت، تبرّج جاهلیت، ظن جاهلیت، و حکم جاهلیت.
و اینک توضیح و تفصیل هریک از این «معرّف» ها:
الف) «حمیّت جاهلیت» که در آیه 26 سوره فتح مطرح شده است: «اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیّة حمیّة الجاهلیة». حمیّت به «تعصب» تفسیر شده و نشان می دهد که عرب جاهلی، در اثر بیماری تعصّب، در برابر افکار و عقاید دیگران، با لجاج و عناد روبرو شده و حاضر نبوده که آزادانه سخنان آنان را «بشنود» و آزادانه درباره ی آن ها «فکر» کند و آزادانه آن ها را «بپذیرد». نقطه ی مقابل تعصّب، «انصاف» است که در روایت معروف جنود عقل و جهل، مطرح شده است . معیار «انصاف» آن است که آنچه را آدمی برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسندد و آنچه را که برای دیگران نمی پسندد، برای خود نیز نپسندد. علامت دیگر تعصّب که در بیان امام سجاد علیه السلام آمده این است که انسان افراد بد از طایفه و باند خود را بر خوبان از گروه های دیگر ترجیح داده و صرفاً به دلیل آنکه «از ماست» به حمایت از او بر می خیزد:
«العصبیة التی یأثم علیها صاحبها أن یری الرجل شرار قومه خیراً من خیار قوم آخرین».(الکافی، ج2، ص308)
این در حالی که اگر همین فرد ناشایسته، به جریان دیگری تعلق داشت، به نقد و اعتراض او اقدام می کرد!
ب) «ظنّ جاهلیت» که در آیه 154 آل عمران مطرح شده است: «یظنون بالله غیر الحق ظنّ الجاهلیة» . این آیه ناظر به عده ای از مسلمانان است که پس از قبول اسلام هم، در فضای فکری جاهلیت تنفّس می کنند و «گمان های جاهلیت» هم چنان در اعماق جانشان وجود دارد. این گروه وقتی در جنگ همراه رسول خدا بودند و وعده نصرت الهی را می شنیدند نمی توانستند بفهمند که «پیروزی» در جنگ، تابع قواعد خاصی است و اگر آن ها از اصول صحیح در نبرد استفاده نکنند نمی توانند به موفقیت دست یابند، لذا در صحنه ی «سیاست» و مقابله با دشمن، با «پندارهای جاهلانه» وارد می شدند و وقتی به اهداف خود دست نمی یافتند، در حقانیت خدا و پیغمبر تردید پیدا می کردند:
«و طایفة قد اهّمتهم انفسهم یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیة یقولون هل لنا من الامر شی... یقولون لوکان لنا من الامر شیء ما قتلنا هاهنا».
بسیاری از مفسران قرآن به تبیین این «پندارهای جاهلی» پرداخته اند، ولی بیان علامه طباطبائی در این باره از عمق و لطافت بیشتری برخوردار است، خلاصه بیان ایشان آن است که:
«خداوند پیروزی در میدان نبرد را تابع سنت ها و قانون هایی قرار داده است و هرکس این سنت ها را بیشتر و بهتر بکار گیرد، از موفقیت بیشتر برخوردار خواهد بود، چه مؤمن باشد، و چه کافر، و چه محمد باشد و چه ابوسفیان. دعوت انبیاء الهی هم، استثنائی از «آن سنت ها» نیست، از این رو هرگاه که «اسباب عادی» برای پیروزی آنان فراهم باشد، پیروز می شوند مثل برخی از جنگ های پیامبر و هرگاه که در اثر نفاق، یا تخلّف از دستور پیامبر، و یا سستی، شرایط پیروزی را از دست دهند، مشرکان بر آن ها غلبه می یابند.» (المیزان، ج4، ص48)
بر این اساس، «ظن جاهلیت» همان «پندارهای» مغرورانه در برابر دشمنان است که انسان های سبک مغز به گمان آنکه ما بر حقیم و دشمنان ما بر کفرند، دائم شعار پیروزی سر می دهند، نه حاضرند «واقعیت ها» را ببینند و نه «سنت های الهی» را می پذیرند و به کار می گیرند، آنان عقل و شعور به کارگیری شیوه های موفقیت های آمیز در صحنه ی سیاست را ندارند.
ج) «حکم جاهلیت» که در آیه 50 سوره مائده مطرح شده است :
«أفحکم الجاهلیة یبغون و من احسن من الله حکماً لقوم یوقنون»
این آیه درباره یهودیان است که از اهل «کتاب» اند و خود را اهل فضل و دانش می دانند، پس چرا به دنبال «حکم جاهلیت» اند؟ و چرا حکم جاهلی را بر حکم الهی ترجیح می دهند؟ در سبب نزول آیه گفته شده که یهودیان بنی قریظه و بنی نضیر در اختلافی که داشتند به حکمیّت و داوری رسول خدا رضایت دارند ولی سپس از حکم عادلانه آن حضرت ناخشنود بودند و دوست داشتند که پیامبر بر اساس معیارهای جاهلیت حکم نماید! ولی آنان درخواست کدام حکم جاهلی را داشتند؟
«نقطه اشتراک» یهودیان و مشرکان جاهلیت آن بود که آنان از مجازات «اعیان و اشراف» صرف نظر می کردند و کیفرها را بر انسان های ضعیف و ناتوان که از پشتوانه ثروت و قدرت بهره ای نداشتند، اختصاص می دادند، آن ها انتظار داشتند که پیامبر هم به اقتضای جاهلیت حکم کند و در حق صاحبان قدرت، ارفاق نماید. (الجامع لأحکام القرآن، ج6، ص214. التبیان، ج2، ص549)
البته «حکم جاهلیت» - در برابر حکم خداوند سبحان – قلمرو گسترده ای دارد و هر حکم باطل و ناصواب را شامل می شود و در حقیقت این آیه همگان را از کنار گذاشتن قوانین الهی و جایگزین کردن قوانین بشری بر حذر می دارد، ولی در عین حال روشن ترین مصداق حکم جاهلی که در این آیه مورد درخواست قرار گرفته بود چشم پوشی از مجازات کردن اشراف و اغنیاء بود، در جاهلیت، نه این که مجازات برای فساد وجود نداشته باشد، و نه این که مفسدان مجازات نمی شدند، بلکه مجازات برای غیر بود، و هر کس که با رؤسای قبیله «نسبت» برقرار می کرد، دستش برای غارت گری باز بود و از شمول قانون، «استثنا» می شد:
«اذا وجب الحکم علی ضعفائهم الزموهم ایاه و اذا وجب علی اقویائهم واشرافهم لم یؤاخذوهم به» (مجمع البیان، ج3،ص316)
د) «تبرّج جاهلیت» که در آیه 33 سوره احزاب آمده است و از همسران پیامبر خواسته شده است که به شیوه ی جاهلیت، « تبرّج» نداشته باشند:
«و قرن فی بیوتکنّ و لاتبرّجن تبرج الجاهلیّة الاولی»
«تبرّج» به معنای خودنمایی و خودآرایی است، ولی زنان به طور کلی از آن منع نشده اند، بلکه از نوع خاصی از تبرّج نهی شده اند، یعنی تبرّجی که در جاهلیّت سابقه داشته است. مفسران توضیح داده اند که در جاهلیّت، زنان در ملأ عام و در مجامع عمومی، زیبائی ها و آرایش های خود را آشکار می کردند و در اثر همین رفتار های غیر اخلاقی و مفسده انگیز بود که برای خود «دوستانی» انتخاب می کردند و علاوه بر همسران خود، با آنان نیز رابطه ی معاشقه برقرار می نمودند. ( همان،ج 8،ص 558)
البته این منع و نهی اختصاص به همسران پیامبر ندارد و آیه 60 ازسوره نور که نشان می دهد زنان حتی در سنین کهنسالی حق ندارند بوسیله زیور و آرایش «تبرّج» داشته باشند، گواه عام بودن این تکلیف است. در این آیه ، هر چند زنان سالخورده برداشتن حجاب کامل ، استثنا شده اند، ولی اجازه تبرّج پیدا نکردند:
«والقواعد من النساء اللاتی لایرجون نکاحاً فلیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرّجات بزینة».
2ـ تأمل در ویژگی های چهارگانه ای که در قرآن برای جاهلیت ارائه شده است، نشان می دهد که جاهلیت را در قلمرویک مقطع زمانی و یک دوره تاریخی که به «گذشته» تعلق دارد، نباید محصور کرد. بلکه یک دوره به دلیل وجود این نابسامانی ها، جاهلیت نام گرفته، و با استمرار آن ها، جاهلیت استمرار می یابد. چه اینکه در سوره احزاب به آن دوره ی خاص با تعبیر جاهلیت «اولی» ـجاهلیت نخستین ـ اشاره شده است تا اِشعار به آن باشد که بازهم جاهلیت «قابل تکرار» است وبه بیان امام صادق ( ع ) قرآن می گوید: جاهلیتِ «اخری» هم فرا می رسد: «ستکون جاهلیة اخری»
از سوی دیگر جاهلیت یک مفهوم بسیط نیست که یا با همه اوصاف آن بوجود آید و یا به طور کلی از بین برود، بلکه جاهلیت را به صورت یک «امر نسبی» باید تلقی کرد که گاه پس از بعثت هم در میان گرویدگان به پیامبر علائمی از آن دیده می شود. پس نباید پنداشت که «فرهنگ جاهلیت» به طور کلی رخت بر بسته و برای انسان امروز که از نعمت پیامبر برخوردار شده است، چنین مشکل قطعا منتفی است. بلکه در هر عصر، و برای هر نسل این امکان وجود دارد که با مقیاس قرار دادن علائم جاهلیت، درباره حضور این فرهنگ، داوری کند. و به هر حال، جاهلیت با «جهل» شناخته می شود و هر کجا و به هر میزان که «نادانی» حاکمیت داشته باشد، جامعه، جامعه جاهلی است. مثلاً امیر المؤمنین، جاهلیت را اینگونه معرفی می کند: در جاهلیت «دانایان» فرصت و مجال سخن گفتن و اظهار نظر کردن ندارند و نادانان در صدر قرار گرفته و مورد اکرام و احترام اند:
«بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم» (نهج البلاغه، خطبه 2 )
لجام به معنی دهان بند است که بر دهان حیوان زده می شود، در اینجا امام (ع) نفرموده است که در جامعه ی جاهلی ، «عالم» و دانا، «وجود ندارد»، بلکه در جاهلیت هم ممکن است علم و عالم وجود داشته باشد، ولی "امکان گفتن "برای عالم وجود ندارد در چنین وضعی، هرچند جلوی فهمیدن را نمی توان گرفت، ولی جلوی «انتقال فهم» باید گرفته شود، و برای «صدر» نشینی جاهلان، چاره ای جز حبس نشینی عالمان وجود ندارد.
تعبیر دیگر امیر المؤمنین از جامعه جاهلی آن است که در جاهلیت«خرد ها»، «مدفون» اند و پیامبران می خواهند عقل های مدفون را از زیر خروارها خاک بیرون آورده و آزاد کنند:
«لیثیروا لهم دفائن العقول».(نهج البلاغه، خطبه 1)
بر این اساس، نه «جاهلیت»، گرفتاریِ «دیروز» بشریت بوده است، و نه «بعثت»، ضرورت و نیاز دیروز انسان ها . ما هر روز در بند جاهلیتیم و هر روز به بعثت و پیام پیامبر اعظم (ص) برای رهائی از جاهلیت نیاز داریم.
3ـ جاهلیت سمبل یک «جامعه منحط» است، ولی نباید آن را «منحط ترین جامعه» دانست، زیرا در جاهلیت هم اعراب جاهلی به یک سلسله از اصول مدنی و اخلاقی پای بند بودند و به هر کاری دست نمی زدند. در نهج البلاغه نمونه ها یی از این پای بندی مطرح شده است، یکی از این اصول، محترم شمردن قرارداد ها و التزام به پیمان ها و میثاق ها بود. آنان هرچند «مشرک» بودند و دست به بسیاری از جنایات می زدند، ولی به قرار های خود احترام می گذاردند، و به فریب و نیرنگ روی نمی آوردند تا در فضای روابط اجتماعی و سیاسی، بی اعتمادی و نا امنی به وجود نیاید. آنان با همه جهل و نادانی خود، فهمیده بودند که «غدر» و فریبکاری، پیوند های اجتماعی را سست می کند و جامعه را متلاشی می سازد:
«....عظیم الوفاء بالعهود و قد لزم ذلک المشرکون فیها بینهم دون المسلمون لما استوبلوا من عواقب الغدر.» (نهج البلاغه، نامه54)
امیر المومنین این جملات را به استاندار خود می نویسد و نتیجه می گیرد که پس مبادا در عهد و پیمانت خیانت کنی: فلا تغدرن بذمّتک. جالب است که حضرت به مالک متذکر می شود به این سنت حسنه که در جاهلیت نیز اعتبار داشته، احترام بگذارد!
نمونه دیگر این گونه مسائل اخلاقی در جاهلیت که مولا اصحاب خود را به رعایت آن فرا می خواند، حرمت نهادن به زنان و صبوری و بردباری در برابر رفتار های نا شایسته آنان در حکومت است. حضرت به سپاهیان خود قبل از نبرد صفین توصیه کرد: متعرض زنان نشوید حتی اگر به ناموس شما اهانت کنند و فرمانروایان شما را دشنام گویند، و سپس اضافه کردند که در جاهلیت هم ناراحت کردن زنان، عار و ننگ داشت و نه تنها شخص آزار دهنده را «بد نام» می کرد، بلکه فرزندان او را هم در آینده سرزنش می کردند:
«و ان کان الرجل لیتناول الأمراة فی الجاهلیه بالفهر او الهراره فیعیر بها وعقبه من بعده.» (نهج البلاغه، نامه14)
پس منحط تر از جاهلیت، جامعه ای است که در درگیری های سیاسی و نظامی، به زنان تعرض می شود، و با مکر و فریب، تعهدات دولتمردان، زیر پا گذاشته شود.
منبع: سایت نویسنده

منتشر شده در اجتماعی
بازگشت به بالا