سید جواد  ورعی

صرفنظر از اینکه دوران ما آخرالزمان است یا نه، ما جزو کدامیک از این گروهها هستیم؟ آیا برای تفریح وخوشگذرانی آمده ایم یا بازارگردی یا تقاضای رفع فقر و نیاز مادی یا فخرفروشی؟

حجت الاسلام سید جواد ورعی در نوشتاری با عنوان«حج آخرالزمان» آورده است: یکی از اقدامات پسندیده در موسم حج، انتخاب، نگارش و نصب جملات کوتاه و آموزنده ای از معارف حج در طبقات هتلها، آسانسورها و محل آمد و شد زائران در مکه مکرمه است که به همت مدیر کاروانها و همکاران شان انجام می شود. در این روزها حدیثی در هتل الدانه نصب شده بود که بر اساس آن پیامبر ص فرمود: “در آخرالزمان ثروتمندان امت من، برای گردش و خوشگذرانی حج می روند، متوسطان امتم برای گردش در بازارها و خرید، و فقرای امتم برای رفع نیاز”

علامه مجلسی در بحار الانوار با تعابیر متفاوتی آن را نقل کرده، مثلا بجای ثروتمندان از “پادشاهان” یاد شده، و غرض فقیران از حج، “خودنمایی” شمرده شده است. هر چه باشد، از وضعیت نامطلوب حج گذاری در آخرالزمان حکایت دارد.

به راستی، صرفنظر از اینکه دوران ما آخرالزمان است یا نه، ما جزو کدامیک از این گروهها هستیم؟ آیا برای تفریح وخوشگذرانی آمده ایم یا بازارگردی یا تقاضای رفع فقر و نیاز مادی یا فخرفروشی؟ از این سخن بر می آید که زمانی بر امت رسول خدا خواهد گذشت که حج فلسفه خود را از دست داده و از هویت خود فاصله خواهد گرفت. حج که عبادتی است جامع ویژگیهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و معنوی، “تمرین بندگی خدا”، و “وارستگی از دنیا و یادآوری عالم محشر و قیامت کبری”، به امور دنیوی تنزل پیدا می کند. به همین جهت تاثیرگذاری خود را هم دست می دهد، و با وجود برخورداری از ظرفیتی عظیم، آثار در حد انتظار را بجا نمی گذارد.

باید اعتراف کنیم که،

– بسیاری از ما زائران حانه خدا بیش از سی روز در حرمین شریفین بسر می بریم ولی تحولی روحی و اخلاقی در ما رخ نمی دهد!

– مسلمانان از کشورهای مختلف راهی مرکز وحی می شوند، ولی بدون هیچگونه ارتباطی با یکدیگر، هرگز از مصائب و گرفتاریهای یکدیگر مطلع نمی گردند!

– صاحبان علم، ثروت و قدرت به حج می روند، ولی گرهی از مشکلات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جهان اسلام گشوده نمی شود!

– حج نقشی در ایجاد اخوت بیشتر میان مسلمانان، و کاهش اختلافات، تنشها و درگیریهای جهان اسلام ایفا نمی کند!

در حالی که حج در صدر اسلام جایگاه اقدامات بزرگ و تاریخ سازی مثل “اعلان برائت از مشرکان” در سال نهم هجری توسط امیرمومنان علی ع، و حادثه بزرگ “غدیر” و تعیین جانشینی پیامبر اکرم ص بود، که هر دو هم به امر الهی در موسم حج انجام گرفت. دو حادثه ای که دو سال پی در پی در حج، و با استفاده از اجتماع عظیم مسلمانان رخ داد.

مورد دیگری که نشانه استفاده از ظرفیت عظیم حج در صدر اسلام است، اجتماع عظیم و صدها نفری نخبگان جهان اسلام، از اصحاب و تابعین، به دعوت امام حسین ع در سرزمین مناست. امام با یک سخنرانی معروف، به تحریض آنان برای اقامه فریضه “نهی از منکر” در برابر حکومت جائر اموی پرداخت. در این باره اگر توفیق یار شد، باز هم سخن خواهم گفت.

منبع: شفقنا

منتشر شده در یادداشت
سه شنبه, 31 مرداد 1396 14:09

حج، تمرین بندگی

حجت الاسلام والمسلمین سیدجواد ورعی در یادداشتی به مناسبت ایام حج نوشت: حج عبادتی است با رموز فراوان که برخی برای ما قابل درک و بسیاری هم غیرقابل فهم است. اما یک نکته مسلم است و آن اینکه خداوند آن دسته از بندگانش را که به استطاعت مالی رسیده اند، به خانه اش فراخوانده تا “تمرین بندگی” کنند. به انجام اعمال و مناسکی بپردازند که بسا راز و رمزش را هم نمی دانند، اتفاقا میزان بندگی خالق در چنین مواردی بهتر محک می خورد.

دعوت به عبادتی شدند تا خود و تعلقات شان را فراموش کنند. از بذل مال خویش در راه خدا دریغ نورزند، مال و ملک، مقام و منصب، شخصیت و موقعیت اجتماعی، زن و فرزند، دوست و آشنا، همه و همه را در وطن رها کرده و برای بندگی خدا راهی سرزمین وحی شوند. خود و متعلقات خود را فراموش کنند، نگاه به خود، آراستن خود، لباس خود، همسر خود، نفس و قوای آن را پشت سر نهاده و خود را برای معبود خالص گردانند، به ابراهیم خلیل تاسی کنند که تا قربانی کردن فرزند عزیزش هم پیش رفت. زائر خانه خدا هر قدر بتواند بیشتر از خود و وابستگی هایش فاصله بگیرد، خلوص بیشتری پیدا می کند، و از این خوان گسترده بهره بیشتری می برد، و در روز موعود راحت تر و با رضایت بیشتر “دنیا” را برای “عقبی” ترک می کند.

حقیقت این است که با توجه به اقتضائات حج امروزی، اگر زائر خانه خدا اندکی از هدف این سفر غافل شود، دست خالی یا با بهره کم از این سفر باز خواهد گشت.

عوامل زیادی وجود دارد که او را دچار غفلت کند.“خورد و خوراک نسنجیده” با این تصور که هزینه کرده ایم و حقمان است، باید استفاده کنیم، “صرف وقت زیاد در بازارها برای خرید”، “خواب زیاد”، “مشغول شدن به آنچه در کاروانها و هتلهای دیگر می گذرد و مقایسه آن با امکانات کاروان خود”، “استفاده غیرمنطقی از شبکه های اجتماعی”، “ارتباط و تماس زیاد با شهر و دیار و قوم و خویش” همگی رهزنانی برای غفلت، و فاصله گرفتن از فلسفه حج و از دست دادن این فرصت استثنایی است. اصلا فلسفه حج برای فاصله گرفتن از تعلقات است.

حتی “بیش از توان و ظرفیت جسمی طواف کردن و از انجام اعمال و مناسک حج در ایام تشریق ناتوان شدن” نیز از جمله خطاهایی است که زائر بیت الله الحرام را از استفاده صحیح از این عبادت جامع محروم می کند. گذشته از ابنکه اگر طواف زیاد در ایامی که بسیاری برای انجام طواف واجب خویش در مطاف با مشکل ازدحام جمعیت روبرویند، به نوعی “تضییع حق دیگران” خواهد بود. تلاش برای انجام مستحبات دیگری چون استلام حجر، حطیم، رکن یمانی، مقام ابراهیم، اقامه نماز در حجر اسماعیل، نماز طواف مستحب پشت مقام و مانند آن نیز باید با رعایت حقوق زائران دیگر و جوانب شرعی، به ویژه برای بانوان باشد. دلیل “استحباب هر یک از موارد فوق” قدرت تزاحم با ادله محرماتی چون “ایذاء و اذیت دیگران” یا “تماس با نامحرم” را ندارند.

با امید به انجام “حج مقبول” و “سعی مشکور” برای همه زائران بیت الله الحرام.

منتشر شده در یادداشت
سه شنبه, 06 مهر 1395 04:57

سخنان بی‌پایه مفتي سعودي

محمدتقي فاضل ميبدي

بيش از یک سال است كه اختلافي نامطلوب و تأسف‌بار به خاطر حرکت‌های افراطي و غیر عقلي و شرعي ميان ايران و عربستان پیداشده، و دو دولت را رو درروی هم قرار داده است. هرلحظه اميد می‌رود كه با درايت سياستمداران واقع‌بین و میانجی بر خي كشورها اين خصومت خطرناک حل‌وفصل شود و واليان تندروي سعودي، در سیاست ورزي، منافع كشور خود و منطقه و مسلمانان را ببينند، و به خوي جاهليت پيش از اسلام برنگردند؛

اما مطلبي كه در اين ميان مهم است این‌که برخي ملايان وهابي سعودي با گفته‌های خلاف شرع و عقل خود درصدد ايجاد تفرقه بيشتر ميان مذاهب اسلامي و از آن بدتر شيعه و سني و دو ملت ايران و عربستان هستند و تشدید اختلاف ميان اين دو ملت را دامن می‌باشند. به گزارش سايت انتخاب  «عائض القرنی» مفتی وهابی عربستان، در صفحه توییتر خود با ابراز خوشحالی از عدم حضور حجاج ایرانی در مراسم حج امسال، نوشت: حج امسال به‌طور صد در صد موفقیت‌آمیز بود و دلیل آن نیز پس از توفیق خداوند؛ عدم حضور ایران بود، ایران کشوری صفوی و مجوس و عامل اصلی فتنه و تروریسم در جهان است. پیش‌ازاین نیز «عبدالعزیز آل شیخ» مفتی ارشد عربستان، در گفت‌و‌گو با روزنامه الریاض گفته بود: «لازم است تا بدانیم که آن‌ها مسلمان نیستند، بلکه مجوس هستند و دشمنی آن‌ها با مسلمانان مسأله قدیمی است.» در اینجا بايد به اين ملاي درباری وهابي كه ناسنجیده سخن می‌گوید، چند نكته را تذكر داد:

1-   این‌که همواره مجوس و یا زرتشتيان را به باد استهزا و انتقاد می‌گیرند، بايد گفت: در منابع اسلامي تأکيد شده است که دين زرتشت يکي از اديان الهي بوده و زرتشتيان از اهل کتاب هستند. قرآن به اصالت مذهبي زرتشتيان تصريح مي‏کند؛ و پيروان اين دين را به‌عنوان صاحب کتاب به رسميت مي‏شناسد. پيامبر اسلام دستور داد از زرتشتيان مقيم يمن جزيه بگيرند. زرتشتيان جزيه دادند و بر آيين خود باقي ماندند؛ و آنان اهل کتب بودند. مسعودي، مروج الذهب، ج‏1، ص 229؛ خداوند در سوره حج آيه 17 مجوس را در كنار اديان آسماني قرار داده و پيامبر بزرگ اسلام با آنان معامله اهل كتاب كرد و از زمره مشركين خارج ساخت. بنابراين حمله به آييني به نام مجوس و براي تحقير شيعيان آنان را به آيين مجوس متهم كردن، بر خلاف قرآن و احاديث پيامبر است.

2-   از این‌که غالب عالمان اهل سنت مذهب شيعه را يكي از مذاهب رسمي اسلام دانسته و عالم بزرگي مانند شلتوت عمل به فقه شيعه را براي اهل سنت مجزي دانسته‌اند، جاي ترديد نيست، اما فراتر از همه این‌ها جهت اطلاع به اين ملاي وهابي بايد نظر برخي از مفسرين اهل سنت راجع به برخي از تعابير قرآني، كه به ايرانيان اشاره گشته، اشاره كرد:
(جمله (قَوماً غَيرَكُمْ): در آيه (هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ)(محمد: 38); آگاه باشيد! شما اشخاصي هستيد كه دعوت می‌شوید تا درراه خدا انفاق كنيد. 
برخي از شما بخل می‌ورزید. هركس بخل بورزد، به خود بخل كرده و خدا بی‌نیاز است و شما همه نيازمنديد و هرگاه سرپيچي كنيد، خدا گروه ديگري را جاي شما می‌آورد. پس آنان مانند شما نخواهند بود و سخاوتمندانه درراه خدا انفاق می‌کنند. 
قرطبي، از مفسّران نامدار اهل سنت (م 671 ق)، می‌نویسد: هنگامی‌که اين آيه نازل شد، رسول خدا خوش‌حال گرديد و فرمود: اين آيه نزد من از همه دنيا محبوب‌تر است.) ـ قرطبى، تفسير قرطبى، ج 7، ص 259.  )
منظور ازجمله (يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ) ايرانيان هستند. برخي مفسّران نيز آنان را يكي از احتمالات آيه دانسته‌اند.) محمّدبن جرير طبرى، تفسير طبرى، ج 26، ص 86 / اسماعيل بن كثير قرشى دمشقى، تفسير القرآن العظيم، بيروت، دارالمعرفه)
در حديث آمده است: هنگامی‌که رسول خدا (صلی‌الله عليه وآله) آيه شريفه (وَإِن تَتَوَلَّوْا) را تلاوت كردند، حاضران عرض كردند: اي رسول خدا! كساني كه اگر ما اعراض كرديم خدا آنان را جانشين ما می‌کند و آنان مانند ما نخواهند بود، کیان‌اند؟ رسول خدا دست بر ران سلمان فارسي زد و فرمود: اين و طایفه‌اش هستند. (سپس اضافه نمود): اگر دين خدا آويزه ستاره ثريا باشد، حتماً مرداني از فارس به آن خواهند رسيد (ـ ابو نعیم اصفهانى، تاريخ اصفهان، ج 1، ص 4 / متقى هندى، كنزالعمّال، ج 12، ص 90، ح 34126. ) و (جلال‌الدین سيوطي، الدرالمنثور، ج 6 ص 215)،
3- ابو نعیم می‌نویسد: بيشترين بهره اسلام از آنِ ايرانيان است و اگر اسلام در ستاره ثريا قرار داشته باشد، مرداني از ايران آن را به دست می‌آورند. روزي سلمان به مجلس پيامبر (صلی‌الله عليه وآله) وارد شد. حاضران برخاستند و به او احترام كردند و او را در بالاي مجلس نشاندند. در اين هنگام، فردي وارد شد و تا نگاهش به سلمان افتاد، گفت: اين عجمي كيست كه در بالاي مجلس، در ميان عرب‌ها نشسته؟ پيامبر (صلی‌الله عليه وآله) براي محكوم كردن چنين عقیده‌ای، بر منبر رفت و خطبه خواند و در بخشي از آن فرمود: انسان‌ها از زمان آدم تا امروز، مانند دندانه‌های شانه (كنار هم مساوي) اند. عرب را بر عجم و سرخ‌پوست را بر سیاه‌پوست برتري نيست، جز به ملاك تقوا. سلمان دريايي است كه به انتهايش نتوان رسيد و گنجي است كه تمام نمی‌شود. سلمان از ما اهل‌بیت است. او آب گوارايي است كه از آن حكمت می‌تراود و برهان ارائه می‌دهد. 
در بعضي از روايات آمده است كه سلمان وارد مسجد شد و در محضر رسول خدا (صلی‌الله عليه وآله) نشست. عده‌ای از اشراف عرب خشمگين شدند و به او گفتند: تو كيستي؟ سلمان گفت: من پسر اسلامم. 
پيامبر در اين هنگام سلمان را تصديق كرد و فرمود: كسي كه می‌خواهد به مردي بنگرد كه خداوند قلبش را سرشار از ايمان كرده است، به سلمان نگاه كند (احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، نجف، دارالنعمان، ج 1، ص 150.39)

3-    در آیه 133 از سوره نساء نیز آمده است: ان يشا يذهبكم ايها الناس ويات بآخرين وكان الله علي ذالك قديرا «ای مردم! اگر خدا بخواهد، شمارا از میان می‌برد و افراد دیگری را (به‌جای شما) می آوردخداهمواره بر اين كار تواناست».

در روایت آمده است که هنگامی‌که این آیه نازل شد، پیامبر (ص) دست خود را بر پشت «سلمان» زد و فرمود: «آن افراد، از قوم این شخص (سلمان) هستند؛ یعنی مردم غیر عرب از فارس»تفسیر قرطبی، ج 9، ص 6161(

جناب مفتي سعودي بی‌مهابا تهمت می‌زند و ايرانيان را مجوس می‌شمارد. بعيد است كه اين روحاني مدعي در اين حد نداند كه خورشيد اسلام پيش از پايان قرن نخست همه جاي ايران را فراگرفت و معدودي تسليم نگشتند ولي در كنار مسلمان برادرانه زندگي كردند؛ چنانکه اكنون نيز چنين است، كمتر جايي بمانند ايران، فرق و مذاهب در كنار هم زندگي مسالمت‌آمیز داشته‌اند. شايد اين جناب مفتي، ايرانيان را به‌حسب گذشته تاریخی‌شان مجوسي می‌داند، بر اين قياس بايد گفت پس مردم جزیره عرب نيز مشرك و یا كافر تلقي می‌گردند. چون خطابات قرآن به تعبير با «ايها الكافرون» و يا «مشركون» بيشتر به اهل مكه هست. و غالب آن مردم در آن روزگار برحسب آيات متعدد بت‌پرست بودند، حال‌آنکه چنين سخن ناروايي هيچ ايراني به ملت عرب نمي گويد و مردم جزیره العرب را مسلمان می‌داند. لهذا به مفتيان مكه و مدینه توصيه می‌شود تا بر اين اختلاف دامن نزنند و ناسنجیده سخن نگويند و اختلاف سياسي ميان دو دولت را به دين و اسلام نكشانند و کوشش كنند تا تضاد ميان ايران و عربستان حل‌وفصل شود و نگذارند اختلافات زمان جاهليت بازگردد؛ زيرا شكاف ميان اين دو كشور بزرگ اسلامي به سود هیچ‌یک از دو کشور و حتي دول منطقه نخواهد بود. واعتصوا بحبل الله جميعا ولا تقرقوا (آل عمران / 103)

منتشر شده در یادداشت

عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم، اعمال حج را نشان دهنده زنده نگه داشتن روحيه تعبد، يكتاپرستي و اخلاص در برابر خدا دانست و گفت: ياد قيامت و لزوم نفي منيت ها و امتيازهاي نادرست در ميان افراد از بهترين درس هاي حج است. مسووليت فردي و اجتماعي افراد پس از بازگشت از حج نسبت به اعمال خود افزايش مي يابد و بايد متوجه تر باشند.
حجت الاسلام والمسلمين ابوالفضل موسويان در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پايگاه بين المللي همكاري هاي خبري شيعه) با بيان اينكه عبادات از جمله حج را مي توان از جهت تعبدي بودن و ناآگاهي انسان بر دلايل انجام آنها به طور مثال چرايي تعداد ركعت در نمازهاي صبح و ظهر، رمزآلود دانست و اظهار كرد: در اين موارد مي توان گفت كه دليل آن مشخص نيست اما براي اصل عبادت مي توان دلايلي از نظر عقلي ذكر كرد. فلسفه عبادت از اين جهت كه انسان بايد شاكر نعمت هاي الهي باشد و خود را به خداي يكتا و عالم هستي مرتبط كند، مشخص و قابل دست يابي براي عقل است.
او اين موضوع را به طور ويژه در رابطه با حج بررسي كرد و گفت: در حج نيز برخي اعمال جنبه تعبدي دارد؛ به طور مثال دليل برگزاري اين مراسم در ماه ذي الحجه و نه ماه ديگر، در هفت گردش بودن طواف به دور خانه خدا و موارد اين چنيني مشخص نيست اما از اين زاويه كه حج، عبادتي داراي جنبه اجتماعي است كه سالي يك بار همه مسلمان ها را از تمام نقاط عالم در يك مكان و يك زمان، گرد يكديگر جمع مي كند و يك كنگره بزرگ اسلامي تشكيل مي دهد، عقل مي تواند به فلسفه و قواعد آن پي برد. مسلمان ها مي توانند در حج به مسايل مختلف خود بپردازند، از حال يكديگر با خبر باشند و قدرت خود را به نمايش بگذارند.
موسويان، واجب كردن حج توسط خداوند و گردهم آمدن هرساله ميليون ها نفر در يك محل را نشان دهنده قدرت مسلمان ها خواند و افزود: حج به عنوان بزرگترين گردهمايي و بهترين تجمع بشري كه در تمام جهان برگزار مي شود، نوعي نمايش دادن و زنده كردن روح توحيدي است كه بنيانگذار مكتب توحيدي الهي، حضرت ابراهيم(ع)، انجام دادند. تمام اعمال حج به نحوي بازگو كننده و نمايش دهنده ماجراي حضرت ابراهيم(ع) است. سعي بين صفا و مروه، حركت هاجر براي يافتن آب و رفع تشنگي كودكش در زماني است كه ابراهيم(ع) به فرمان خدا، او و فرزندي كه پس از سال ها به پيامبر خدا عطا شده بود را به تنهايي در اين سرزمين رها كرد. اين عمل ابراهيم (ع) توحيد را به نمايش مي گذارد و مسلمانان با انجام اين اعمال، آن را به ياد مي آورند.
او با بيان اينكه ساير اعمال نيز نشانگر عمل توحيدي حضرت ابراهيم(ع) است، توضيح داد: پس از سال ها دوري از اسماعيل و هاجر، هنگامي كه اين كودك به نشاط جواني رسيد، خداوند دستور ذبح و قرباني كردن او را داد. حضرت ابراهيم براي قرباني كردن فرزند خود به صحراي عرفات و منا، سپس براي قرباني كردن فرزند خود به قربانگاه رفت. شيطان را رجم و از خود دور كرد. مسلمان ها امروز به صورت سمبليك اين حركات حضرت ابراهيم را انجام مي دهند و اعمال توحيدي او و تسليم بودن در برابر خداوند را يادآوري مي كنند.
حج، زنده نگه داشتن روحيه تعبد، يكتاپرستي و اخلاص در برابر خداست
عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با بيان اينكه حتي پيش از اسلام نيز انجام اين حركت ها وجود و از همان زمان حضرت ابراهيم ادامه داشته است، تصريح كرد: همه نسل هاي بعد از او، حتي بت پرست ها نيز قبل از اسلام همين اعمال را انجام مي دادند. تفاوت در اين بود كه بت پرست ها نمي دانستند اين حركت از كجا آغاز شده و به چه صورت به آنها رسيده است در نتيجه كم كم آن را از حالت توحيدي خارج كرده و به حالت شرك در آورده بودند. خواست خداوند اين بوده است كه حركت مخلصانه و توحيدي حضرت ابراهيم(ع)، درسي براي همه نسل ها باشد و بشريت، اين روحيه تعبد، يكتاپرستي و اخلاص در برابر خدا را زنده نگه دارند.
او حج را داراي آثار فراوان دانست و گفت: متاسفانه همانطور كه در ميان مسلمانان توجهي به آثار بسياري از برنامه هاي اسلامي صورت نمي گيرد، در رابطه با حج نيز همين اتفاق رخ مي دهد و آن استفاده ممكن را از اين عمل نمي برند. در قرآن در مورد حج گفته شده است كه در حج، «منافع خود را نيز شاهد باشند»، يعني تنها بحث توحيد و يك عبادت صرف نيست بلكه منافع بسيار عظيمي دارد كه مسلمان ها بايد به آن برسند. بخشي از آثار حج، طبيعي است و خود اين اجتماع در تمام عالم اثر مي گذارد، بخش ديگر را بايد خود مسلمانان به دست آورند كه متاسفانه اين بهره برداري، آن گونه كه شايسته است توسط اشخاص انجام نمي شود.
موسويان با اشاره به اعمال حج، يك دست بودن لباس افراد را به معناي كنار گذاشتن تمام امتيازهايي كه بشر براي خود تصور مي كند خواند و افزود: همه مسلمان ها از شاه و فقير و سپيد و سياه، همه به يك صورت در مي آيند و بيش از دو پارچه به تن ندارند. اين مساله يك آموزش براي انسان است و نشان مي دهد كه بايد منيت ها و امتيازهايي كه هر فردي براي خود متصور است را به دور ريخت.
ياد قيامت و لزوم نفي منيت ها و امتيازهاي نادرست موجود از بهترين درس هاي حج است
او با بيان اينكه گرد آمدن اين جمعيت عظيم در صحراي عرفات براي افراد حاضر و ناظر، ياد آور قيامت و لزوم زنده نگه داشتن ياد قيامت است، اظهار كرد: افرادي كه اين سفر معنوي را تجربه كرده اند، لمس بهتري از اين برداشت ها دارند و متوجه مي شوند هنگامي كه انسان به صحراي عرفات مي رود، با ديدن آن صحنه، خود به خود به ياد قيامت، آخرت، امتيازهاي نادرست موجود و لزوم نفي آنها مي افتد و اين موارد از بهترين درس هاي حج است. اگر فردي بخواهد درس بگيرد در غير اين صورت جنبه اي صوري خواهد داشت، مانند بسياري ديگر از اعمال و عبادات ديگري كه بي توجه انجام مي شود. اگر توجهي نباشد ممكن است اثر چنداني نداشته باشد اما در صورت متوجه بودن انسان، آثار و منافع خود را بر او خواهد داشت.
اين استاد دانشگاه در پايان با تاكيد بر افزايش مسووليت فردي و اجتماعي فردي كه از حج باز مي گردد، گفت: در روايات نيز مطرح مي شود كه فرد بازگشت كننده از حج مانند انساني تازه متولد شده از مادر است زيرا خداوند تمام گناهان او را بخشيده است. به اين معنا كه سفر حج بايد تا اين اندازه در فرد اثر گذار باشد و روحيه اخلاص و تعبد را در او زنده كند. اميدوار هستيم كه انشاالله حاجيان به اين مساله توجه داشته باشند.

منتشر شده در اجتماعی
بازگشت به بالا