پنج شنبه, 19 بهمن 1396 11:24

حرف‌های صريح درباره حجاب

محمدتقی فاضلی میبدی در گفتگو با آرمان: بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه که قصد دارند به صورت الزام‌آور و تحکمی با مسأله حجاب برخورد کنند باید این نکته در نظر داشته باشند که این رویکرد واکنش مناسبی با خود به همراه نخواهد داشت.
آرمان- احسان انصاری: در هفته‌های گذشته جامعه با پدیده جدیدی به نام«دختران خیابان انقلاب» مواجه شده که با واکنش‌های گسترده اجتماعی و سیاسی در فضای مجازی و رسانه‌های گروهی مواجه شده است. اتفاقی نادر که بیش از آنکه نیاز به برخورد سلبی وقضائی داشته باشد به تحلیلی جامعه‌شناسی و روانشناسانه نیاز دارد. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع با محمد تقی فاضل میبدی یزدی گفت‌وگو کردیم. این مدرس حوزه و دانشگاه تصریح می‌کند: «بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه که قصد دارند به صورت الزام‌آور و تحکمی با مسأله حجاب برخورد کنند باید این نکته در نظر داشته باشند که این رویکرد واکنش مناسبی با خود به همراه نخواهد داشت. هر چه بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه تلاش کنند که به صورت سلبی با این موضوع برخورد کنند به همان اندازه واکنش‌ها نسبت به این رویکرد منفی و سیاسی خواهد شد. هنگامی که دوطرف ماجرا در دوسوی یک بازی سیاسی قرار می‌گیرند وضعیت به تقابل کشیده خواهد شد که در این تقابل سیاسی نتیجه مناسبی به دست نخواهد آمد. وظیفه حکومت در زمینه حجاب، ارشاد، امربه معروف و نهی از منکر از طریق منطق و استدلال است. دنیای امروز دنیای شلاق زدن، زندان کردن و برخوردهای خشن با مسائل اجتماعی و فرهنگی نیست. در دنیای امروز مسائل اجتماعی و فرهنگی باید با رویکردهای عقلایی، منطقی و علمی حل و فصل شود و هر کسی به جز این راهی در پیش بگیرد اشتباه خواهد بود». در ادامه متن گفت‌وگوی «آرمان» با حجت‌الاسلام فاضل میبدی را از نظر می‌گذرانید.
دیدگاه شما درباره جریانی به‌نام «دختران خیابان انقلاب» چیست؟
ما باید دو مسأله «اجباری» یا «اختیاری» بودن حجاب و مبارزه برای بی‌حجابی را از هم تفکیک کنیم. اینکه برخی از دختران در مکان‌های عمومی روی سکو بروند و حجاب از سر خود بردارند، معقول و مشروع نیست. بدون شک به همان نسبت که برای «حجاب» نمی‌توان مبارزه کرده به همان اندازه برای بدحجابی نیز نباید مبارزه کرد. مبارزه برای ارزش‌های اخلاقی و مذهبی از اساس اشتباه است و این مسائل باید از راه‌ اندیشیدن و گفت‌وگو و تعامل به نتیجه مطلوب برسد. از سوی دیگر در جامعه ما همه مسائل به صورت خواسته یا ناخواسته سیاسی شده است. به همین دلیل حوزه ‌اندیشه، اخلاق و ارزش‌های انسانی رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. به‌عنوان مثال اگر در ماه مبارک رمضان افرادی اراده کنند که در اماکن عمومی سیگار بکشند با برخورد هر حکومت اسلامی مواجه خواهند شد و هیچ حکومت اسلامی چنین رفتاری را نمی‌پسندد و با آن برخورد خواهد کرد. از سوی دیگر الزام و تحکم ارزش‌های اخلاقی و دینی از سوی حکومت به مردم نیز رویکرد صحیحی نیست و نتیجه مطلوبی به بار نخواهد آورد. در بسیاری از کشورهای اسلامی، مردم نماز و روزه و واجبات مذهبی را انجام می‌دهند. با این وجود در این کشورها هیچ اجباری برای حفظ حجاب وجود ندارد و زنان با هر نوع پوششی که دوست داشته باشند در اماکن عمومی ظاهر می‌شوند. به عنوان مثال در کشور لبنان به عنوان یک کشور مسلمان هم زنان باحجاب وجود دارد و هم زنان بی‌حجاب و هیچ الزام و اجباری وجود ندارد. به نظر بنده نیز حجاب اجباری از طریق تهدید و ارعاب و زندان به هیچ عنوان صلاح نیست. من این رویکرد را دارای منطقی قوی نمی‌دانم و معتقدم که در نهایت برای جامعه پیامدهایی به همراه خواهد داشت. به همین دلیل به نظر من اگر دستگاه فکری جامعه با منطق و استدلال با این نوع حرکت‌های برخورد کند و از برخورد سلبی پرهیز کند بیشتر به حال جامعه مفید خواهد بود. استفاده از گشت ارشاد و ماشین‌های گشتی‌زنی و استفاده از ماموران انتظامی نمی‌تواند مساله بی‌حجابی را به صورت ریشه‌ای حل کند و بلکه این موضوع باید از طریق گفت‌وگو و تعامل حل شود. مسئولان تصمیم گیرنده در این زمینه نیز باید بستری را فراهم کنند که مردم با توجه به رفتار و اخلاق ما به ارزش‌های اسلامی و اخلاقی جذب شوند.
چرا این نوع دغدغه‌ها در نسل جدید زنان به وجود آمده و در گذشته وجود نداشته و یا کمتر وجود داشته است؟ چرا نسل جدید زنان نسبت به برخی از رویکردهای گذشته دچار تردید شده است؟
این تردید تنها در مسأله حجاب به وجود نیامده و بلکه در برخی از زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز به وجود آمده است. انقلاب اسلامی برای پایان دادن به ظلم و بی‌عدالتی اجتماعی به وجود آمد. به همین دلیل نیز مردم از انقلاب انتظار داشتند که عدالت اجتماعی را در جامعه به وجود بیاورد و مشکلات زندگی مردم را کمتر کند. به همین دلیل نیز در آن مقطع تاریخی هرچه روحانیت از سکوی دین عنوان می‌کرد موردقبول مردم قرار می‌گرفت. مردم امید زیادی به روحانیت و عملکرد آنها داشتند و احساس می‌کردند با مرور زمان بسیاری از مشکلات جامعه و مردم حل خواهد شد. با این وجود به مرور زمان برخی از وعده‌ها محقق نشد و از سوی دیگر براثر برخی اتفاقات در بعضی از زمینه‌ها مشکلات جامعه بیشتر هم شد. به عنوان مثال مردم انتظار داشتند که فاصله طبقاتی که در حکومت پهلوی زیاد بود به مرور زمان کمتر شود با این وجود نه تنها شکاف طبقاتی نسبت به گذشته کمتر نشده و بلکه در برخی موارد بیشتر هم شده است. در نتیجه به دلیل اینکه برخی از مطالبات جدی مردم در گذشته تحقق پیدا نکرده مردم در برخی از رویکردهای فکری جامعه نیز دچار تردید شده‌اند. به نظر من حتی وجاهت برخی نهادها نیز نسبت به گذشته کمتر شده است. این سخن را بنده به عنوان یک روحانی عنوان می‌کنم. از سوی دیگر با ظهور فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، آگاهی مردم نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته و در مقابل شبهات بیشتر از نظر اجتماعی و فکری برای مردم به وجود آمده است. این در حالی است که در جامعه ما نگاه به مسائل، سیاسی شده است. در شرایط کنونی علم و دانشگاه و حتی حوزه رویکرد سیاسی در پیش گرفته‌اند و برخی حاضر نیستند به صورت واقع‌بینانه با مشکلات مردم برخورد کنند. در نسل جدید نسبت به بسیاری از احکام دین به یک نسل سرگردان تبدیل شده است. همه این مسائل سبب شده که نسل جدید جامعه نگاه جدیدی به مسائل اجتماعی و از جمله مسأله حجاب داشته باشند و در برخی زمینه‌ها دچار تردید شده باشند.
آیا حجاب یک مسأله صرفا فردی است و یا یک مسأله بیرونی؟
نباید طرف حساب افرادی که به دنبال بی‌حجابی هستند حکومت و ساختار فکری جامعه باشد. همین مسأله که این افراد مسئولان را طرف حساب خود تلقی کرده‌اند باعث شده که مسأله شکل سیاسی به خود بگیرد. به نظر من نباید مسأله حجاب و ارزش‌های اخلاقی جامعه را سیاسی کرد. سیاسی کردن مسأله حجاب در نهایت به ضرر جامعه تمام خواهد شد. هر دو رویکرد برخورد سیاسی حکومت با مسأله حجاب و همچنین رنگ وبوی سیاسی دادن به بی‌حجابی اشتباه است و باید اصلاح شود. بررسی مسأله حجاب یک مسأله علمی و تحقیقی است. در نتیجه باید در مبانی اسلامی این موضوع بررسی شود که آیا حجاب یک مسأله اجباری است و یا اختیاری. در نتیجه در یک فضای علمی و تحقیقی باید این مسأله مورد ارزیابی قرار بگیرد. نگاه خانمی که حجاب دارد و خانمی که تمایل به چنین کاری ندارد باید علمی و منطقی باشد. در این زمینه کتاب‌های زیادی نیز نوشته شده و تحقیقات گسترده‌ای نیز صورت گرفته است. به همین دلیل نیز ما باید در یک فضای علمی و به دور از غرض‌ورزی‌های سیاسی به دنبال راه‌حل مناسب برای این موضوع باشیم. از سوی دیگر نباید با رویکردهای علمی و تحقیقاتی برخورد سیاسی و تحکم آمیز کرد. بنده باید به بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه که قصد دارند به صورت الزام آور و تحکمی با این مسأله برخورد کنند این نکته را گوشزد کنم که این رویکرد دقیق نیست و واکنش مناسبی با خود به همراه نخواهد داشت. هر‌چه بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه تلاش کنند که به صورت سلبی با این موضوع برخورد کنند به همان اندازه واکنش‌ها نسبت به این رویکرد منفی و سیاسی خواهد شد. هنگامی که دوطرف ماجرا در دوسوی یک بازی سیاسی قرار می‌گیرند وضعیت به تقابل کشیده خواهد شد که در این تقابل سیاسی نتیجه مناسبی به وجود نخواهد آمد. وظیفه مسئولان در زمینه حجاب، ارشاد، امربه معروف و نهی از منکر از طریق منطق و استدلال است. دنیای امروز دنیای برخوردهای خشن با مسائل اجتماعی و فرهنگی نیست. دردنیای امروز مسائل اجتماعی و فرهنگی باید با رویکردهای عقلایی، منطقی و علمی حل و فصل شود و هر کسی به جز این راهی در پیش بگیرد اشتباه خواهد بود. برخورد با نسل جدید نیازمند استدلال و منطق است. برخی به جای اینکه در نمازجمعه موضع‌گیری سیاسی کنند و مرگ بر این و آن را ترویج کنند باید به حرف و درددل نسل جدید گوش بدهند. ما باید در هر موضوعی که محل مناقشه است با روش گفت‌وگو و تعامل با آن برخورد کنیم. تنها راه حل موضوع دخترانی که در اماکن عمومی کشف حجاب می‌کنند این گفت‌وگو و تعامل است و نه زندان. دوران برخورد سلبی و خشن با پدیده‌های اجتماعی به پایان رسیده است. از نظر شرعی و اسلامی نیز بی‌حجابی گناه است. کسی که گناه می‌کند نیز باید خودش در پیشگاه خداوند پاسخگو باشد. اگر با مسأله بی‌حجابی صرفا به عنوان یک جرم برخورد کردیم مجبور هستیم آن را به یک مسأله کیفری تبدیل کنیم که در نهایت نتیجه کافی از آن بدست نخواهد آمد.
از نظر شما چرا بی‌حجابی گناه است؟
از نظر من اگر باعث ناهنجاری در جامعه نشود اختیاری است. به عنوان مثال اگر کسی قصد داشته باشد از طریق بی‌حجابی در جامعه اشاعه فحشا و منکرات کند شرایط متفاوت خواهد بود. با این وجود اگر فردی به این نتیجه رسیده باشد که در اسلام حجاب اجباری نیست و یا اینکه این فرد اصلا مسلمان نیست نباید با واکنش مواجه شود. بی‌حجابی نباید در جامعه سبب بی‌عفتی، ساختار شکنی و هنجارشکنی شود و کسی در این مسأله شک و تردید ندارد. این وضعیت در بسیاری از کشورهای اسلامی مانند پاکستان، ترکیه، عراق و لبنان وجود دارد. در هیچ کدام از این کشورها با کسی که برخورد صورت نمی‌گیرد. از سوی دیگر در اسلام بی‌حجابی جرم و برای آن مجازات در نظر گرفته نشده است. به عنوان مثال اگر فردی نماز نمی‌خواند دچار جرم شده و یا گناه. بدون شک کسی که یک روز نماز نمی‌خواند هیچ جرمی مرتکب نشده و بلکه گناه کرده است. در نتیجه کسی نمی‌تواند با فردی که نماز نمی‌خواند برخورد کند.
در برخورد با معضلات اجتماعی راه درست و تاثیرگذار کدام است؟
به نظر من حرکت این دختران اشتباه بوده است. البته هیچ مشکل اجتماعی با تعزیر و برخورد حل نخواهد شد و بلکه مشکل را پیچیده‌تر خواهد کرد. به عنوان مثال برخورد سلبی و خشن با معتادان و قاچاقچیان مواد مخدر در طول سالیان گذشته مشکل اعتیاد را در جامعه ریشه کن نکرده ، بلکه گسترش نیز داده است. بدون شک اگر از همان ابتدا با رویکرد علمی و منطقی با پدیده اعتیاد برخورد می‌کردیم امروز نیز وضعیت بهتری در زمینه اعتیاد داشتیم. درکشورهای پیشرفته دنیا مبارزه با جرایم اجتماعی، تعلیم و تربیت و نهادینه کردن فرهنگ ضد جرم در سنین پایین و کودکی افراد جامعه است. این در حالی است که هنوز در کشور ما این رویکرد به وجود نیامده و در اغلب مواقع ما به جای ریشه‌یابی و تحلیل عمیق به دنبال برخورد سلبی و قهری با پدیده‌های اجتماعی رفته‌ایم.
منتشر شده در گفتار
سه شنبه, 17 بهمن 1396 17:02

حجاب ؛ و مهمتر از آن ....

هادی سروش
۱.  استادمطهری می گوید:حجاب تاسیسِ اسلام بوده و درجاهلیت از آن خبری نبوده .
۲. حجاب برای صیانت فرد و جامعه است ، نه برای محدودیت .
۳. کسانی که به زن نگاه تفریطی و بسته و دگمی دارند و بر این باورند که زن باید تا آخر عمر در خانه محبوس باشد، نمی توانند در مورد حجاب نظرپردازای معتدل و متکی بر ادله فرا گیر فقهی در این موضوع داشته باشند.
۴. برای مردود شمردن آن نگاه دگم در مورد زن ، کافی است درفقه ، به این موضوعات توجه شود  :
الف) استحباب حضور دختران و زنان در نمازهای عید
ب) جواز حضور زنان در عزاداری ها ، در احقاقِ حق الناس ، در تشییع جنازه ، در عیادت از مریض و...
ج) اجازه فقهاء بر عدم وجوب پوشش دست و صورت زنان. علامه حلی در این موضوع ادعای "اجماع فقهاء امصار" یعنی فقهاء مناطق مختلف شیعه و سنی را ، نموده .
۵. در موضوع حجاب ،  بحث آرایش و یا بحث معاشرت های تحریک آمیز و یا بحث نگاه کردن و یا بحث سخن گفتن  مطرح نیست بلکه فقط سخن در کمّیت و مقدار پوشش زن دراجتماع است.
۶. از آنجا که حجاب یک دستور دینی است پس باید احکام مربوطه را از متون دینی استخراج کرده و باورهای شخصی و یا قومی خویش را به آن تحمیل نکنیم که قرآن فرمود: "لاتقدموا بین یدی الله و رسوله"
۷. طبق نظریه مشهور اهل فقه ؛ غیر از دست و صورت باید مورد پوشش قرار گیرد و البته امکان نظریه؛ استحباب پوشش سر و گردن را برخی محتمل دانسته که در حد تئوری پردازی بوده و نه فتوا .
۸. براساس اصلِ اصیل و متقن " عدم اکراه بر دین" که مستند به آیه "لااکراه فی الدین "  و ادله دیگر می باشد؛ اجبار در احکام و اعتقادات دینی امکان پذیر نمی باشد.
۹. اجبار یعنی الزام نمودن افراد نسبت به رعایت حجاب و درصورت عدم تمکین ، بتوان از راهکار مجازات های روحی و روانی و جسمی، نسبت به متخلفین استفاده کرد.
۱۰. در مقابل عده ای که بر لزوم و الزام و اجبار و نیز مجازات متخلفین از رعایت حجاب صحه گذاشته و بدان معتقدند، دیگرانی از اصحاب فقه و فهم مانند استاد‌ مطهری و آیت الله بهشتی و آیت الله طالقانی و ... بر عدم اجباری بودن حجاب متمرکز شده اند .
جالب قصه اینجاست که امروزه حتی برخی از محافظه کاران بسیار جدی ، که از برگزاری کنسرت ، اباء دارند، اما به عدم اجباری بودن حجاب معترف شده اند !
۱۱. البته ناگفته نماند که ما در این سالها از اجبار بر مسئله حجاب ، نتیجه موفّقی بدست نیاورده ایم.
۱۲. به نظر می رسد باید کار فرهنگی کرد و مقصود از کار فرهنگی تشکیل کلاس و حضور اجباری دختران و زنان نیست . کار فرهنگی به قول علامه طباطبایی؛  کار بر "طریق عقل" است نه "اجبار بر تقلید" که باعث سقوط از انسانیت می شود.
و نقطه شروع خود مسئولان و زمامداران هستند .اگر خدای نخواسته ؛ ادبیات رسانه ای و نیز گفتمان اجتماعی و سیاسی ، بر روش بی ادبانه باشد  و یا عدم توجه به حقوق شهروندان دیده شود و یا خبر دستبرد به بیت المال مخابره شود، دیگر نمی توان انتظار رعایت همه هنجارهای اجتماعی و احکام دینی را از فرد فرد شهروندان انتظار داشت.
۱۳. از این نکته روشن، دست اندرکاران تغافل نفرمایید که برای رعایت حجاب ، باید به خواسته ها و حقوق مشروع و قانونی زنان در مورد تحصیل ، ازدواج و اشتغال و .... بی توجه نبود. خصوصا وضع اقتصادی خانواده ها در موصوعاتی مانند حجاب ، تاثیر انکارناپذیری دارد.
۱۴. ضمنا ؛ دلسوزان پیاده نمودن احکام اسلام خوب است به موضوع عفاف هم توجهی بفرمایند ؛حجاب ، خروجی عفاف است . عفاف خاستگاهش درونی است و هر کسی که بیشتر دارای عفت است می تواند در رعایت حجاب موفق تر باشد .همانطوریکه حجاب بی تاثیر از عفاف نیست ، عفاف فرد هم بی تاثیر از عفاف و اخلاق و خویشتن داری جامعه و مسئولان جامعه نیست .پس نمی توان به رعایت حجاب زنان و دختران حساس بود اما از اخلاق و منشِ زمامداران و روش رفتاری مردان در جامعه ، غافل بود .
۱۵.بنابراین حجاب یک صیانت بزرگ است که در همه جوانب زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار بوده و هیچ منافاتی با فعالیت های زنان نیز ، ندارد وحتی اگر در جامعه ای عقده های اخلاقی و روانی وجود نداشته باشد ، بلکه بالعکس جملگی آراسته به وزانت و شخصیت بوده باشند ، نیاز و ضرورتی برای "اجبار و قانون و جزاء و خشنونت" هم در موضوع حجاب دیده نمی شود.
خلاصه ؛ اگر همه ی ما و همه آقایان ؛ منافذِ فسادهای تعریف شده را بسته و نیز به همه حق و حقوق ملت پای بند باشیم ، سیطره ی معنویت خود به خود در جامعه ظهور نموده و دغدغه حجاب در دینداران مرتفع می شود .
چرا که به قول استادمطهری :"روح بشر و خصوصا روح جوان برای پذیرش مسلمات دینی اگر بصورت زنده عرضه شود ، آماده است و مردم ایران بخصوصه روح دینی دارند" .
منتشر شده در یادداشت
محمدجعفر سعیدیان‌فر در گفت‌وگو با ایلنا: اتفاقات اخیر درباره آزادی حجاب یک بحث انحرافی است
عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم می‌گوید: باید با ابزاری که در اختیار حاکمیت وجود دارد، فرهنگ‌سازی کند. اما اینجا یک بحثی هست و آن اینکه هنجارها وقتی تبدیل به قانون می‌شود، باید قانون رعایت شود. منتها ما قانون را باید اصلاح کنیم. یعنی نباید قوانینی را بدون بررسی زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آن، وضع کنیم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، نگاه اسلام به آزادی‌های اجتماعی و جایگاه جبر و اجبار در مسایل دینی ازجمله حجاب در احکام دینی، محور اصلی گفت‌وگو با عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بود. حجت‌الاسلام محمدجعفر سعیدیان‌فر در گفتگوی پیش‌رو با اشاره به بحث دختران معترض به حجاب، اظهار می‌کند: اینکه بیاییم و صرفا روی این مسئله تکیه کنیم که حجاب باشد یا نباشد، مباحث اساسی و اصلی حقوق زنان که بسیار هم جای کار دارد را به حاشیه خواهد برد. موارد مهمی چون تأکید بر نقش‌های حاکمیتی زنان و مشارکت آنان در امور مختلف سیاسی و اجتماعی که واقعا جای بحث و تمرکز دارد.
عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم همچنین می‌گوید: کار رضاخان که با زور و اجبار در بحث کشف حجاب زنان وارد شد، نتیجه نداد چون مردم خواهان حجاب بودند. امروز نباید فراموش کنیم که با زور نمی‌شود کسی را باحجاب کرد. این کار اشتباه است و نتیجه ندارد. متأسفانه امروزه جریانی وجود دارد که کل دین را خلاصه در همین ظواهر دینی ازجمله حجاب و ... می‌کند درحالیکه نسبت به مسائل مهمی که اسلام به آنها تأکید فراوان دارد و ازجمله آنها می‌توان به بحث عدالت و گسترش آن در جامعه اشاره کرد، حساسیتی ندارند.
برخی کارشناسان دینی می‌گویند در دین اسلام برای رعایت حجاب اجباری نیست و زنان در این زمینه آزاد هستند و برخی دیگر معتقدند در جامعه اسلامی رعایت حجاب زنان، اجبار الزامی است و جامعه را نباید عاری از حجاب پذیرفت. در نهایت کدام تفسیر درست است؟ آیا حجاب زنان در اسلام، به اختیار خودشان گذاشته شده و آنها آزاد هستند یا باید بحث اجبار را بستر جامعه اسلامی پذیرفت؟
در ابتدا بگویم؛ به شخصه معتقدم که حجاب از احکام دین اسلام است، اما اینکه آیا حکومت‌ها برای اجرا و پیاده کردن احکام دین در جامعه می‌توانند با قدرت و زور عمل کنند، موضوعی اختلافی بین کارشناسان و صاحب‌نظران است. به اعتقاد بنده نباید با زور و قدرت حکومتی؛ احکام دین همچون حجاب و دیگر مواردی که مربوط به احوال شخصیه آدم‌ها می‌شود را در جامعه اجرا و پیاده‌سازی کنیم. یعنی همانطور که با زور نمی‌توان حجاب را از سر زنان برداشت، از آن طرف هم با زور هم نمی‌توان حجاب بر سر زنان گذاشت.
زور و اجبار در هر دو سوی این مسئله خوب نیست و نتیجه نمی‌دهد بلکه ما باید با فرهنگ‌سازی، حجاب و فواید آن را برای دختران و زنان جامعه تبیین کنیم و درنهایت این خود مردم باشند که با اختیار و آزادی حجاب را انتخاب می‌کنند.
اما در رابطه با بحث جدیدی که اخیرا در کشورمان مطرح شده و جریانی که براساس آن؛ تعداد انگشت شماری از زنان روسری خود را برداشته و به حجاب زنان در جامعه ایران اعتراض می‌کنند، نظر شخص من این است که این بحث، یک بحث انحرافی است. چون در موضوع کرامت زن، مشکل امروز زنان ایران این نیست که حالا روسری به سر داشته باشند یا نداشته باشند. از همین روست که می‌گویم این حرکت، یک حرکت اساسی نیست.
آیا حضرتعالی معتقدید که زنان ایران هنوز باید برای رسیدن به جایگاه اصلی خودشان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی ازجمله ایفای نقش در رده‌های مختلف حاکمیتی و اجرایی و ... تلاش کنند و از این روست که بحث از روسری داشتن یا نداشتن زنان، انحرافی است تا مباحث اصلی را به حاشیه ببرد؟
بله. واقعا مشکل زنان کشورمان روسری به سر داشتن یا نداشتن نیست. ما باید در امور زنان، روی مباحثی همچون توسعه فرهنگی و برابری دانش‌شان کار کنیم. نقش‌های حاکمیتی زنان و مشارکت آنها در امور مختلف سیاسی و اجتماعی. اما اینکه بیاییم و صرفا روی این مسئله تکیه کنیم که حجاب باشد یا نباشد، مباحث اصلی زنان که بسیار هم جای کار دارد را به حاشیه خواهد برد. مضاف بر اینکه موضوع روسری زنان و تمرکز بیش از حد روی آن، هم باعث چنددستگی در جامعه خواهد شد و هم حتما دل متدین‌ها را می‌لرزاند و آنها را رفته رفته نسبت به هر حرکت اصلاح‌طلبانه‌ای در جامعه بدبین می‌کند.
درنهایت به نظرم حرکتی که اخیرا برخی با شکل امروز شروع کرده‌اند، یک حرکت اساسی نیست و عقیده ندارم حرکت صحیحی باشد. من واقعا نمی‌خواهم همچون برخی افراد صاحبِ تریبون، این زنان و دختران را به بی‌دینی و لامذهبی متهم کنم بلکه روی اصل حرکت بحث دارم که حرکت صحیحی نیست و جامعه را از امور اصلی زنان غافل می‌کند.
فکر نمی‌کنید شاید نارضایتی از عدم تحقق برخی حقوق اساسی و اصلی زنان در جامعه امروز ایران، خود را در قالب به دست گرفتن روسری توسط برخی دختران و زنان و اعتراض به داشتن حجاب نشان می‌دهد؟
بالاخره برجسته کردن این موضوع، قطعا مباحث اصلی حقوق زنان در جامعه را به حاشیه می‌برد. موارد مهمی چون تأکید بر نقش‌های حاکمیتی زنان و مشارکت آنها در امور مختلف سیاسی و اجتماعی که واقعا جای بحث و تمرکز خاص خود را دارد.
 اگر در همین شرایط، یک زن یا دختر جوان که فرض می‌کنیم اصلا نگاه سیاسی و جهت‌گیری خاصی هم ندارد؛ به خیابان آمد و روسری خود را از سر برداشت و باز اگر فرض کنیم او فقط خواسته‌ای در همین حد داشته باشد دراین زمینه باید چه کرد؟
اولا باید با ابزاری که در اختیار حاکمیت وجود دارد، فرهنگ‌سازی کند. اما اینجا یک بحثی هست و آن اینکه هنجارها وقتی تبدیل به قانون می‌شود، باید قانون رعایت شود. منتها ما قانون را باید اصلاح کنیم. یعنی نباید قوانینی را بدون بررسی زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آن، وضع کنیم. اینکه شما می‌گویید یک دختر خانم ممکن است با شرایطی که گفتید کشف حجاب کند و ... را نمی‌شود به‌صورت مجزا بحث کرد. ما باید در چارچوب هنجارهای یک جامعه و روی یک مسئله مشخص بحث کنیم. متأسفانه این بحث الان دارد سیاسی می‌شود، وقتی هم سیاسی شد، از حالت طبیعی که مثلا شما می‌گویید الان یک نفر می‌آید و روسری‌اش را درمی‌آورد، خارج می‌شود.
ما باید با این دید نگاه کنیم که زمانی یک نفر مثل رضاخان تمام توسعه کشور را در این می‌بیند که زنان را به بی‌حجابی و اینکه حجاب باید برداشته شود، اجبار می‌کند که خب این جریان موفق نمی‌شود و دیدیم که نشد. از سوی دیگر یک جریان دیگری هم متأسفانه کل دین را خلاصه در همین ظواهر و مسائل می‌کند و می‌خواهد به اجبار  مسئله حجاب را اجرا کند، درصورتی‌که در مسائل مهمِ دین اسلام که روی آنها تأکید بسیاری هم شده، همچون عدالت‌طلبی و اقامه قسط و عدل و ... حساسیتی در جامعه دیده نمی‌شود اما روی حجاب و ظواهر حساسیت به خرج داده می‌شود. خب این کارها اشکال دارد.
ما یک بحث فقهی داریم و یک بحث کلامی و یک بحث کلیت و سیستم حکومتی. این مباحث را به صورت تک و منفرد نمی‌شود به بحث گذاشت بلکه باید مجموعه‌ای به آن نگاه کرد. اینکه در سخنانم اشاره کردم که مباحث اخیر مطرح شده و روسری به دست گرفتن برخی زنان، یک بحث انحرافی است، منظورم اصلا این نیست و نمی‌خواهم بگویم این افراد منحرف هستند بلکه منظورم کلیت کار است. در هر صورت قانون رسمی کشور باید اجرا شود. یعنی در صورت وجود قانون، باید قانون اجرا شود.
یعنی اتفاقات اخیر باعث می‌شود از مباحث اصلی که باید پیگیری هم شود، منحرف شده و دیگر به مسائل اصلی توجه نشود؟
بله. واقعا حقوق زن در حجاب داشتن یا نداشتن حجاب خلاصه نمی‌شود بلکه باید بررسی کنیم چه اشکالی در جامعه ما هست که تا این اندازه مشارکت زنان در امور مختلف سیاسی و اجتماعی کشور و نقش‌های حاکمیتی و اجرایی کم است؟ و اینکه در زمینه احکام حقوقی که حقوق زنان ضایع می‌شود چه تدابیری باید بیاندیشیم که حقوق زنان استیفا شود؟
در عین حال این مباحث را باید مطرح کرد که مسئله حفظ ظاهر و نوع پوشش، در یک بستر فرهنگی سالم جامعه را، باید در اختیار خود شهروندان بگذاریم. اما اینکه بیاییم این موضوع را مسئله اصلی کشور قرار دهیم و یک عده بگویند این کار بی‌دینی است و ...، یک حرکت فرعی و انحرافی است که باعث دور شدن از مسائل اصلی و اساسی می‌شود.
شما حجاب را چگونه تعریف می‌کنید؟
فلسفه حجاب این است که از روابط ناهنجار در جامعه جلوگیری کرده و سلامت جامعه را تضمین کند. البته حجاب هم درباره مرد است و هم درباره زن. یعنی اگر پوشش مرد هم به نحوی باشد که افراد جامعه را تحریک کند، خود جامعه با چنین رویه‌ای برخورد می‌کند و آن را تحمل نمی‌کند. اما وقتی جامعه درست بود و بستر فرهنگی مناسبی هم در جامعه اسلامی حکمفرما بود، قطعا در احکام اسلامی جبر جایگاهی ندارد و همه احکام تابع قانون است و دموکراسی حقیقی هم تکیه بر قانون است. حتی فراتر از حجاب که یک حکم دینی است، به‌صورت کلی جبر در احکام اسلامی جایگاه ندارد. مثلا بحث نماز خواندن، مگر شخصی می‌تواند شخص دیگر را مجبور به نماز خواندن کند؟ نماز که هیچکس شکی ندارد حکم قطعی دین اسلام است، باز با اجبار تناسبی ندارد. فراتر از این موضوع، خود قرآن می‌گوید که در اصل اعتقاد به دین هم اجباری نیست. پس همانطور که گفتم ممکن است یک بحث فرعی مثل حجاب بیاید و مسائل اساسی دیگر را تحت‌الشعاع قرار داده و آنها را بپوشاند.
یعنی شما معتقد هستید که قانون باید اجرا شود و اگر شخصی؛ ایراد به قانون دارد بازهم باید تلاش کند اصلاحات لازم روی آن انجام شود؟
بله. دقیقا. البته در یک جامعه مذهبی مثل جامعه ایران، برای وضع قوانین به مذهب هم توجه دارند. الآن در کشور عراق هم اینگونه است. کلا در اکثریت کشورها به مذهب اکثریت مردم توجه می‌شود اما اینکه با زور بخواهیم احوال شخصی آدم‌ها را تغییر دهیم یا چیزهایی را به آنها تحمیل کنیم، چیزی نیست که اسلام دنبالش باشد.
منتشر شده در گفتار
بازگشت به بالا