مصطفی دلشاد تهرانی

شفقنا- پس از مرگ معاویه و بر سر کار آمدن یزید، او براساس منطقی جاهلى حسین (ع) را در برابر دوراهىِ شمشیر و خوارى قرار داد؛ یا بیعت با او را بپذیرد و تن به ذلّت دهد و دیانت را دفن کند، و یا پذیراى شمشیر و مرگ شود. منطق یزید چنین بود که مردمان یا با اویند و یا بر او. پس کسى حقّ حیات مى‌یافت که با یزید همسویى داشت، یا با او کارى نداشت؛ و هرکه جز این بود، دشمن حربى مى‌نمود و ریختن خونش مباح بود.

چون یزید در دمشق بر سریر قدرت نشست، نامه‌اى به ولید بن عُتْبه بن ابى‌سفیان والى مدینه نوشت و از او خواست که از حسین بن على و عبداللّه بن عمر و عبداللّه بن زبیر بیعت بگیرد و تأکید کرد که او آنان را رها نسازد تا از ایشان بیعت بستاند. والى مدینه از مروان بن حکم مشورت گرفت و مروان او را راهنمایى کرد که پیش از آگاه شدن مردم مدینه از مرگ معاویه حسین بن على و عبداللّه بن زبیر را بخواهد؛ اگر بیعت کردند که کار تمام شده است و اگر ابا کردند آن دو را گردن زند که رها ساختن آنان منشأ فتنه گردد.

ولید پى آنان فرستاد. حسین (ع) و عبداللّه بن زبیر در مسجد بودند. فرستاده والى پیام را رسانید و آن دو گفتند نزد امیر برو و بگو ما نیز خواهیم آمد. پس از رفتن فرستاده والى، عبداللّه بن زبیر از حسین (ع) پرسید ماجرا چیست؟ گفت : «گمان دارم که معاویه مرده است و ولید مى‌خواهد پیش از آگاه شدن مردم از ما بیعت بگیرد.» عبداللّه گفت: «من نیز چنین مى‌پندارم، اکنون چه مى‌کنى؟» حسین (ع) راه خود را انتخاب کرده بود؛ گفت: «نزد والى مى‌روم و براى آن‌که آسیبى به من نزند، چند تن از کسانم را نیز با خود مى‌برم تا در صورت درگیرى به دفاع از من برخیزند.»

حسین (ع) به همراهى گروهى از بستگانش نزد ولید رفت و پس از آن‌که والى او را از مرگ معاویه باخبر ساخت از وى خواست تا بیعت یزید را بپذیرد. حسین (ع) گفت: «کسى چون من پنهان بیعت نمى‌کند، پس مردمان را بخواه و مرا نیز بخواه تا ببینیم چه مى‌شود.» ولید گفت: «به سلامت بازگرد.» مروان گفت: «او را رها مکن! که اگر بیعت نکرده برود دیگر هرگز نمى‌توانى از او بیعت بگیرى. همین‌جا او را تحت فشار قرار ده و اگر بیعت نکرد او را بکش!» حسین (ع) برآشفت و گفت: «نه تو مى‌توانى مرا بکشى و نه او».  سرانجام حسین (ع) و عبداللّه بن زبیر بیعت نکرده از مدینه رهسپار مکّه شدند.

حسین (ع) در همین ابتداى شکل‌گیرى حماسه کربلا و عاشورا انتخاب خود را کرد. او در برابر منطق جاهلى یزید و تصمیم او بر نابودى دین و دیندارى و بى‌آبرویى اسلام و مسلمانى، ایستاد و این منطق جاهلى را شکست داد و دین و دیندارى را رهانید و اسلام و مسلمانى را آبرویى دوباره بخشید.

براساس همین منطق جاهلى، عبیداللّه بن زیاد، حسین (ع) را میان دوراهىِ شمشیر و خوارى قرار داد، و حسین (ع) قیام و مقابله و استقامت و شهادت را بر قعود و معامله و رخوت و ذلّت برگزید، چنان‌که در روز عاشورا در سخت‌ترین وضع درحالى‌که سپاه یزیدیان، حسینیان را محاصره کرده و چون نگین انگشترى در میان خود گرفته بودند، حسین (ع) در برابر صفوف دشمنِ دون خطبه‌اى حماسى ایراد کرد، و پرچم ارجمندى و سازش‌ناپذیرى را در بلندترین قلّه انسانیت به اهتزاز درآورد تا همگان، زیباترین انتخابِ شرافت آدمى را در بلنداى تاریخ مشاهده کنند و راه بیابند :

«أَلاَ وَ إِنَّ الدَّعِیَ ابْنَ الدَّعِیِ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ، بَیْنَ السِّلَّهِ وَ الذِّلَّهِ، وَهَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّهِ؛ یَأْبَى اللّهُ ذلِکَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِیَّهٌ وَ نُفُوسٌ أَبِیَّهٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَهَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْکِرَامِ. أَلاَ وَ إِنّى زَاحِفٌ إِلَیْهِمْ بِهذِهِ الْعِصَابَهِ، عَلَى کَلْبِ الْعَدُوِّ، وَ کَثْرَهِ الْعَدَدِ، وَ خَذْلَهِ النَّاصِرِ.» تحف العقول ، ابن شعبۀ حرّانی ، ص ۱۷۱

آگاه باشید که این فرومایه (ابن زیاد)، فرزند فرومایه، مرا میان دوراهىِ شمشیر و خوارى قرار داده است و هیهات که ما تن به خوارى دهیم، زیرا خداوند و پیامبرش و مؤمنان از این‌که ما تن به خوارى دهیم ابا دارند، و دامن‌هاى پاک مادران و انسان‌هاى پاکدامن و جان‌هاى باغیرت و نفوس باشرافت روا نمى‌دارند که ما فرمانبردارى از فرومایگان را بر قتلگاه رادمردان مقدّم بداریم. آگاه باشید که من با همین گروه اندک پیش مى‌تازم، با این‌که دشمنان سرسخت و پرشمارند و یاوران دست از یارى کشیده‌اند.

منتشر شده در ویژه نامه محرم
چهارشنبه, 15 شهریور 1396 08:54

تبعیض در اندیشه امام علی(ع)

دلشاد تهرانی: در نظام تبعیض آمیز انسان های ناشایست بالا می آیند و انسان های شایسته کنار زده می شوند/ تبعیض ذهنیت مردم را نسبت به سلامت حکومت و عدالت می شکند

نظام تبعیض آمیز مدیریتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بود که جان مردم را به لب رساند و موجب اعتراض عمومی شد، آن اعتراض به تندی گرایید و به یک شورش عمومی منجر شد و آن اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد؛ در حقیقت بستر آن اتفاق “تبعیض ایجاد شده از سوی حکومت” بود.

** تبعیض ظلمی است که حکومت را از درون مانند خوره می خورد، سرمایه اجتماعی را نابود می کند، مردم را مایوس می کند، توانمندان را  کنار می زند، ناتوانان را جلو می آورد و دارایی های عمومی را به غارت می برد.

نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه و سیره علوی در مورد مفهوم و نگاه اصلاحی امام علی(ع) نسبت به “تبعیض” اشاره و اظهار کرد: مردم در حکومت با هر مذهبی، مرامی، فکری، عقیده ای، قومیتی دارای حقوق هستند و از همه حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برخوردارند؛ اگر در حکومتی مناسبات تبعیض آمیز بود و گروهی را به ناحق بالا آوردند و گروهی را به ناحق به زیر کشیدند، و برای خویشاوندان، فرزندان، دوستان و هوادارانشان امکانات فراهم کردند و خلاف عدالت عده ای را محروم کردند، این درنده خویی و تجاوزگری است. کسانی که چنین می کنند، از انسانیت بی بهره اند.

اگر زنی شایستگی زمامداری و مدیریت دارد بدون هیچ نگاه تبعیض آمیز باید بر سر کار بیاید، اگر کسی مذهب دیگری دارد و شایستگی های لازم را دارد باید این امکان برای او فراهم شود.

در اندیشه علی(ع) نباید اقداماتی از جانب مسئولان صورت گیرد که تبعیض آمیز باشد و موجب بدبینی مردم و انزجار آنان و پیدایش یأس در ایشان شود؛ چنین اقداماتی نگاه مردم را منفی و ذهنیت آنها را نسبت به حکومت، مدیریت، سلامت حکومت و عدالت می شکند.

دلشاد تهرانی با بیان اینکه ریشه همه مشکلات حکومت علی(ع) حتی جنگ هایی که به حضرت تحمیل شد، بر هم زدن نظام ظالمانه و بی عدالتی ها و تبعیض ها بود، گفت: حضرت پس از پذیرش حکومت فرمود: دارایی های به غارت رفته برگردد، امکانات عمومی عادلانه توزیع شود، مناسبات ظالمانه از میان برداشته شود. کسانی که به ناشایستگی بر اساس یک نظام مدیریتی – سیاسی تبعیض آمیز پیش افتاده بودند، سر جای خودشان برگردند و کسانی که پس زده شده بودند، پیش بیایند.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر دلشاد تهرانی را می خوانید:

دکتر مصطفی دلشاد تهرانی در مورد مفهوم تبعیض در اندیشه امام علی(ع) اظهار کرد: تبعیض در لغت و اصطلاح یعنی “بخش بخش کردن”، “گروه گروه کردن”، “به بخشی و گروهی رسیدن و بخشی و گروهی را محروم کردن”، “بخشی و گروهی را به ناحق و خلاف عدالت و انصاف بالا آوردن و بخشی و گروهی را از روی بی عدالتی و بی انصافی به زیر آوردن”، “به بخشی امکانات، اطلاعات و امکان رشد دادن، از بخشی امکانات، اطلاعات و امکان رشد را گرفتن” و مانند اینها . اگر بخواهیم از زاویه آموزه  های امیرمومنان و اندیشه و سیره آن حضرت به این موضوع نگاه کنیم، به نظرم تبعیض جزء تباه سازنده ترین عواملی است که می تواند در جامعه ای شکل بگیرد، یعنی اگر در جامعه ای تبعیض شکل بگیرد، آن جامعه به سمت انواع فسادها و تباهی ها می رود.

او به ثمره وجود تبعیض در نظام مدیریتی و سیاسی اشاره و تصریح کرد: اگر تبعیض در نظام مدیریتی و سیاسی باشد، ثمره بدیهی آن این است که انسان های ناشایست بالا بیایند و انسان های شایسته کنار زده شوند، انسان های حق گو، صریح و سالم مطرود شوند و انسان های چاپلوس، ریاکار و حقه باز میدان پیدا کنند؛ انسان هایی که دشمن مردم هستند و کسانی که مردم را لگدمال می کنند، میدان پیدا می کنند و کسانی که دوست و خدمتگزار مردم هستند، پس زده می شوند.

او درباره تبعیض در عرصه اقتصادی گفت: وقتی تبعیض در مسائل اقتصادی پیش بیاید، بهره مندی از امکانات ناعادلانه می شود و گروه های ذی نفع شکل می گیرند که دستشان در دست حکومت و قدرت است و برخوردار می شوند و کسانی که به واقع باید برخوردار باشند و ذی حق هستند، محروم می شوند؛ در صورت وجود تبعیض این وضعیت در مسایل فرهنگی و اجتماعی نیز به همین صورت خواهد بود.

دلشاد تهرانی یکی از دلایل اصلی پذیرش حکومت توسط حضرت علی(ع) را وجود تبعیض در جامعه آن زمان دانست و افزود: نکته ای که در رویکرد علی(ع) به موضوع تبعیض بسیار مهم هست، این است که امیرمومنان حکومت را پذیرفت تا به بی عدالتی، ظلم و تبعیض در همه وجوه آن پایان دهد. بنابر آن چه امیرمومنان در خطبه شقشقیه ( خطبه سوم نهج البلاغه ) فرموده است، حکومت را به دو دلیل پذیرفت: یکی خواست و اصرار مردم ؛ و دوم اینکه به سیری ظالم و گرسنگی مظلوم پایان دهد . در همان اوایل حکومت، حضرت بیانی دارد ( در خطبۀ  ۱۲۹ نهج البلاغه ) که در آن، فاجعه جامعه تبعیض آمیزی را که به دست گرفته و وارث آن شده بود،  تبیین و ترسیم می کند؛  می فرماید: «به هر طرف می خواهید نگاه کنید، آیا جز این می بینید که فقیری با فقر دست و پنجه نرم می کند و آیا جزء این می بینید که دولتمندی کفران نعمت و ریخت و پاش می کند ؟!.»

او به سه اقدام امام علی(ع) برای رفع تبعیض و بی عدالتی اشاره و خاطرنشان کرد: در برنامه ی اقدامات اصلاحی امیرمومنان می توانیم مجموعه محورهایی را از سخنان حضرت در روزهای نخست حکومت و همچنین اقدامات ایشان، استخراج کنیم؛ آنچه در خور توجه است، این است که نخستین اقدامات اصلاحی امام، سه اقدام است که هر سه برای رفع بی عدالتی، ظلم و تبعیض است، دو اقدام اقتصادی و یک اقدام مدیریتی و سیاسی است؛ اولین اقدام اقتصادی، بازگرداندن دارایی های به غارت رفته بود، چون در دوره قبل از امیرمومنان یک نظام تبعیض آمیز اجتماعی شکل گرفته بود و در آن نظام تبعیض آمیز اجتماعی کسانی که از قبایل و خاندان های بالاتر بودند، بیشترین درآمدها را سهم می بردند و طبقات پایین اجتماعی محروم شده بودند. در دوره خلیفه سوم این مساله شدت پیدا کرد و ساختار حزبی هم بر آن اضافه شد و درآمدهای عمومی با رقم های افسانه ای به خویشاوندان و نزدیکان دستگاه های خلافت و حزب حاکم  سرازیر گشت،  مثلاً یک پنجم درآمد آفریقا به مروان حَکَم داده شده بود .

او ادامه داد: گزارش جالبی را مسعودی در “مروج الذهب” از این بذل و بخشش ها آورده است که البته دیگر مورخان  هم نقل کرده اند که چه اتفاقی افتاد. همین نظام تبعیض آمیز مدیریتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بود که جان مردم را به لب رساند و موجب اعتراض عمومی شد، آن اعتراض به تندی گرایید و به یک شورش عمومی منجر شد، عده ای این شورش را به سمت مقاصد قدرت طلبی خود هدایت کردند و به سمت خلیفه کشی کشاندند و آن اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد؛ و در حقیقت بستر آن اتفاق “تبعیض ایجاد شده از سوی حکومت” بود.

نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه و سیره علوی اظهار کرد: امیرمومنان در نخستین اقدامات حکومتی خود برای رفع تبعیض، فرمود: اول اینکه دارایی های به غارت رفته باید برگردد، دوم امکانات عمومی عادلانه توزیع شود و آن مناسبات ظالمانه ای که شکل گرفته بود و اجازه نمی داد که امکانات و دارایی های عمومی مانند خون در همه ی جامعه بگردد و تنها در یک قسمت هایی متمرکز شده بود و غول های برخوردار و کوه های ثروت از یک سو ، و  بی نوایانِ چون مردار و دره های  فقر را از دیگر سو ، به وجود آورده بود ، باید از میان برداشته شود. سوم کسانی که به ناشایستگی بر اساس یک نظام مدیریتی – سیاسی تبعیض آمیز پیش افتاده بودند، سر جای خودشان برگردند و کسانی که پس زده شده بودند، پیش بیایند.

او به برخی از مواضع امام در برابر نظام تبعیض آمیز اشاره و اظهار کرد: امام در همان آغاز حکومت فرمود: «من دیوان ها را محو کردم و زیر پا گذاشتم»؛ در آن زمان دفترهایی به نام دیوان شکل گرفته بود که در آن دفترها مردم را در گروه های اجتماعی ظالمانه و تبعیض آمیز طبقه بندی کرده بودند، قبیله قریش در طبقه بالا و قبایل بعدی در طبقات دیگر؛ این تقسیم بندی وقتی به طبقات پایین و موالی می رسید، افراد آن از همه امکانات محروم بودند . این رویکرد از نظام ساسانی برگرفته شده بود، چون در نظام ساسانی طبقه اول خاندان شاهی، طبقه دوم روحانیون و طبقه سوم نظامیان و در طبقات دیگر سایر افراد بودند، بیشترین امکانات حکومت را خاندان شاهی، روحانیون و سپس نظامیان دریافت می کردند و مردم طبقه پایین از امکانات و دارایی ها محروم بودند . پس از فتوحات از همین مدل نظام ساسانی الگو گرفتند و آن را به یک نحو متناسب با نظام قبیلگی بازسازی کردند؛ اما علی(ع) پس از پذیرش حکومت همه این طبقه بندی ها را زیر پا گذاشت و محو کرد و دستور داد همه کسانی که نامشان در دیوان ها بود و همه کسانی که حذف شده بودند، از امکانات عمومی بهره مند شوند . حضرت با ساز و کاری زیرکانه بهره مندی از امکانات عمومی  را به سمت عدالت بُرد و کسانی که سهم های کلان می بردند و حاضر نبودند همردیف مردم عادی قرار گیرند، به طور طبیعی حذف شدند . البته ریشه همه مشکلات حکومت علی(ع) حتی جنگ هایی که به حضرت تحمیل شد، بر هم زدن این نظام ظالمانه و بی عدالتی ها و تبعیض ها بود.

دلشاد تهرانی گفت: در ابتدای حکومت، حضرت برای اینکه مناسبات ظالمانه اقتصادی را حذف کند، چندین اقدام اساسی کلان و خُرد انجام داد که یکی از آن ها این بود که فرمود:«وَ أَلْغَیْتُ المَسَاحَهَ؛ من مساحت را القا کردم». مساحت چه بود؟ از دوره خلیفه دوم یک قاعده ای وضع شده بود که خراج یا مالیات زمین براساس مساحت گرفته می شد، یعنی اگر کسی یک هکتار زمین داشت، بدون در نظر گرفتن میزان درآمد و وضع برداشت، باید فلان مقدار در سال خراج می داد، امیرمومنان این رویکرد را اصلاح کرد و فرمود: «خراج باید براساس درآمد باشد»؛ حضرت در ابتدای حکومت تمام مناسبات ظالمانه و تبعیض آمیز را به زیر پا نهاد که کاری بس بزرگ بود . امام (ع) مجموعه ای اقدامات اصلاحی را آغاز کرد که مهم ترین آن ها همین  رفع مناسبات تبعیض آمیز اقتصادی و مدیریتی بود .

او ادامه داد: در همان خطبه ای که امام (ع) در آغاز حکومت و به  قول ابن ابی الحدید در روز دوم حکومت ایراد کرد و خطبه ۱۶ نهج البلاغه است، حضرت مواضع خود را بیان کرد که مضمون محور اصلی آن این است که این جامعه ظالمانه و پر تبعیض باید زیر و رو شود و همه چیز در سر جای خود قرار گیرد ، هر ذی حقی از حق خودش بهره مند شود، هر شایسته ای در جای خودش قرار گیرد، هر ناشایستی به کنار زده شود، قسم به خداوند، قسم به کسی که پیامبر را به حق برانگیخت، شما باید امتحان و ابتلا شوید، در آزمایش قرار بگیرید و غربال شوید، کسانی که ناروا به زیر رفتند، بالا بیایند و کسانی که ناروا بالا آمدند، به زیر بروند و کسانی که پیشتاز بودند و سابقه و توانایی داشتند، اما خانه نشین شدند و پس زده شدند، میدان دار باشند و کسانی که بدون سابقه، تجربه و توانایی بودند و جلو افتادند به عقب بروند.

او درباره تلاش امیرمومنان برای رفع تبعیض در عرصه مدیریتی، گفت: در عرصه مدیریتی امیرمومنان سخت تلاش کرد که آن نظام تبعیض آمیز مدیریتی را رفع کند و یک نظام مدیریتی، مبتنی بر ساختاری عدالت گرا را شکل دهد. مردم در حکومت با هر مذهبی، مرامی، فکری، عقیده ای، قومیتی دارای حقوق هستند و از همه حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برخوردارند؛ شما نمی توانید بگویید کسانی به سبب مذهب، مرام و عقیده خود، باید از حقوق اجتماعی، آموزش و تربیت محروم شوند و در تنگنا قرار بگیرند، امیرمومنان این موارد را به شدت نفی کرد. حضرت علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر که مرام نامه و اساس نامه حکومت علوی است، به مالک اشتر فرمود: «وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَهَ لِلرَّعِیَّهِ وَ الْمَحَبَّهَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ؛ قلب و جان خود را لبریز کن از رحمت به مردمان و شهروندان و دوستی و عشق به آنان و لطف به ایشان وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ؛ مبادا مانند جانور درنده خویی باشی که خوردنشان را غنیمت بشماری» یعنی اگر در حکومتی مناسبات تبعیض آمیز بود و گروهی را به ناحق بالا آوردند و گروهی را به ناحق به زیر کشیدند، و برای خویشاوندان، فرزندان، دوستان و هوادارانشان امکانات فراهم کردند و خلاف عدالت عده ای را محروم کردند، این درنده خویی و تجاوزگری است. کسانی که چنین می کنند، از انسانیت بی بهره اند؛ در آموزه های علی(ع) کسی که از سر  تبعیض برای فرزند خود موقعیت و رانتی فراهم می کند، درنده خو است و از انسانیت بی بهره است. حکومتی که بر اساس تبعیض اداره می شود، حکومت درنده خو است. امام (ع)  در ادامه همین سخن به مالک اشتر فرمودند:« فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ؛ مردم دو گروهند، إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ أَو  نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ؛ مردم یا بردار دینی تو هستند(یعنی مسلمان) یا همانند تو در آفرینش هستند (یعنی انسان) ». یعنی  هیچ گونه تبعیضی نباید وجود داشته باشد، یعنی در حکومت باید مردم را اینگونه دید : یا مسلمان از هر فرقه ای یا انسان با هر مرامی، که هر دو گروه از همه حقوق برخوردارند.

او افزود: این تقسیم بندی بدین معنا نیست که مسلمانان برخوردار و غیر مسلمانان نا برخوردار باشند، این تقسیم بندی برای این است که همه فرق ها باید برداشته شود، چه فرق های مذهبی و دینی و چه فرق های وجودی میان انسان ها؛ هیچ فرق و تبعیضی نیست، اگر زنی شایستگی زمامداری و مدیریت دارد بدون هیچ نگاه تبعیض آمیز باید بر سر کار بیاید، اگر کسی مذهب دیگری دارد و شایستگی های لازم را دارد باید این امکان برای او فراهم شود. امام  علی (ع) همه تبعیض ها را زیر پا گذاشت، چنان که در پیکار صفّین هفت زن برجسته از یاران وی، همراه حضرت بودند و در نقش مسئولان تبلیغات جنگ عمل می کردند .

حضرت در عهدنامه مالک اشتر به صراحت می فرماید: «مردم باید در حقوق عمومی یکسان باشند و نباید هیچ گونه تبعیضی میان آنها باشد، إِیَّاکَ وَ الِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَهٌ؛ همه موارد مردم مساوی هستند و حقوق عمومی باید در برابر قانون یکسان باشد. یکی از عرصه های بسیار مهمی که باید تبعیض برداشته شود، تا تبعیض در عرصه های دیگر بتواند تحقق پیدا کند، مناسبات تبعیض آمیز از نظر قضایی است. همه در دستگاه قضایی یکسان اند، میان زمامدار و فرد عادی هیچ تفاوتی وجود ندارد.

دلشاد تهرانی به عدم وجود تبعیض در نظام قضایی زمان امام علی(ع) اشاره و اظهار کرد: ابن هلال ثقفی، ابن عساکر و ابن اثیر، مورخان بزرگ از شیعه و سنی خبری را روایت کرده اند و آن خبر این است که یک روز امیرمومنان سپر خود را که می شناخت در دست مردی نصرانی دید، گفت: این سپر من است، او گفت: خیر! حضرت گفتند پیش قاضی برویم، من شکایت دارم، نزد قاضی منصوب امیرمومنان رفتند، حضرت شکایت خود را مطرح کرد، قاضی از آن مرد پرسید، تو چه می گویی؟ گفت: این سپر برای من است، اما نمی گویم که امیرمومنان دروغ می گوید! قاضی از امیرمومنان پرسید که شما دلیل و شاهدی دارید؟ حضرت فرمود: خیر! قاضی حکم داد که سپر برای کسی است که در دست اوست. بیرون آمدند، مرد نصرانی متحیر بود که این چه حکومتی است که زمامدار این حکومت از من شکایت کرده و نزد قاضی منصوب او رفته ایم و قاضی منصوب او به نفع من حکم می دهد، نه به نفع حاکم! در این حیرت بود و گفت: من به این نوع رفتاری که شما دارید و برخاسته از اسلام است، دل سپردم و به این اسلامی که این مناسبات را درست کرده است ، ایمان آوردم. مرد سپس به حضرت گفت: شما به سوی صفین می رفتید  که این سپر از پشت شتر گندمگون شما افتاد و من آن را برداشتم. حضرت گفت: حال که چنین است، این سپر از آنِ خودت باشد ؛  و یک اسب نیز به او هدیه داد. اگر در نظام قضایی اینگونه رفتار شود، آن زمان می توان در عرصه های دیگر جامعه از جمله اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز تبعیض را از بین برداشت . اندیشه و سیره امیرمومنان این بود که تبعیض باید از همه عرصه ها و زمینه ها برداشته شود.

او گفت: اگر در جامعه ای به گروه های اجتماعی نگاه تبعیض آمیز داشتید و به بعضی از گروه ها رسیدگی کردید و به برخی رسیدگی نکردید، به برخی از مناطق رسیدگی کردید و به برخی رسیدگی نکردید، به آنها که نزدیک هستند رسیدگی کردید و به کسانی که دور از دسترس هستند، رسیدگی نکردید، به کسانی که فریاد می زنند، رسیدگی کردید و به کسانی که ساکت هستند رسیدگی نکردید، انواع  ستم ها شکل می گیرد. امیرمومنان همه این موارد را در عهدنامه مالک اشتر بر شمرده اند و فرمان داده اند که آنها که نزدیک هستند مانند آنها که دور هستند، آنها که اظهار می کنند مانند آنهایی که اظهار نمی کنند، باید به همه رسیدگی شود و هر نوع تبعیضی برداشته شود. حضرت در نامه ۵۳ ( عهدنامه مالک اشتر)، فرموده اند: «ثُمَّ اَللَّهَ اَللَّهَ فِی اَلطَّبَقَهِ اَلسُّفْلَى؛ درباره طبقه فرودین خدا را در نظر بگیر، کسانی که راهی ندارند، چاره ای ندارند، دستشان به جایی بند نیست، فریادشان به جایی نمی رسد، مِنَ اَلْمَسَاکِینِ وَ اَلْمُحْتَاجِینَ وَ أَهْلِ اَلْبُؤْسَى وَ اَلزَّمْنَى بی نوایان و نیازمندان و گرفتاران و زمین گیران فَإِنَّ فِی هَذِهِ اَلطَّبَقَهِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً در این طبقه  کسانی هستند که به زبان می آورند و پیگیری می کنند و کسانی هستند که به زبان نمی آوردند و پیگیری نمی کنند، به هر دو باید رسیدگی شود. وَ اِحْفَظِ لِلَّهِ مَا اِسْتَحْفَظَکَ مِنْ حَقِّهِ؛ حق همه را آنگونه که خدا از تو خواسته بپرداز و رسیدگی کن، بخشی از بیت المال باید به همه نیازمندان اختصاص پیدا کند، وَ قِسْماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِی اَلْإِسْلاَمِ فِی کُلِّ بَلَدٍ؛ از هر منطقه ای بخشی از خالص جات آن منطقه باید به مردم آن منطقه اختصاص پیدا کند»؛  اگر منطقه ای درآمدی دارد این درآمد نباید صرفا به مرکز بیاید، مردم آن منطقه هم باید از آن بهره مند شوند .

فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ اَلَّذِی لِلْأَدْنَى؛ کسانی که در دورترین نقطه هستند باید مثل کسانی باشند که در نزدیک ترین مناطق هستند. کسانی که پایتخت نشین هستند با کسانی که در دورترین نقاط قرار دارند، باید یکسان به آنها رسیدگی و توجه شود، نباید تبعیضی میان آنها باشد، از نظر بهداشتی و امنیت و راه و آموزش؛  نباید مدارس کپر نشین وجود داشته باشد، نباید در بعضی از مناطق، مردم از اولیات بهداشت و درمان محروم باشند؛ برای اینکه به پزشک دسترسی پیدا کنند، به امکانات بهداشت و درمان دسترسی پیدا کنند، ساعت ها راه بپیمایند. همه اینها مناسبات تبعیض آمیز است وَ کُلٌّ قَدِ اِسْتُرْعِیتَ حَقَّهُ همه مردم در یک کشور و جامعه کسانی هستند که از تو رعایت، محافظت و پاسداری حق آنان خواسته شده است. یعنی تمام مردم یک جامعه، با هر مذهبی، مرامی، از هر فرقه ای، منطقه ای، سنی و شیعه  باید بدون تبعیض حقوقشان ادا شود . نگاه تبعیض آمیز با هر زاویه دیدی، زاویه دید دینی، مذهبی، مرامی، منطقه ای، قومی وغیره باید برچیده شود. این نگاه امیرمومنان است که برای آن تلاش و مبارزه کرده و حساسیت نشان داده است. امیرمومنان نسبت به کمترین مناسبات تبعیض آمیز فریاد می زد، برخورد می نمود و اصلاح می کرد.

او ادامه داد: ممکن است که در سخن بگوییم باید تبعیض برداشته شود، اما آنچه مهم است در عمل است؛ و امیرمومنان کمترین مناسبات تبعیض آمیز را تحمل نمی کرد، بهانه نمی آورد و توجیه نمی کرد؛ به عنوان مثال در نامه ۴۵ نهج البلاغه که نامه مشهوری است و به عثمان بن حنیف استاندار بصره نوشته شده است، این حساسیت به خوبی دیده می شود. در اوایل حکومت امیرمومنان عثمان بن حنیف در مجلس مهمانی ای شرکت کرد که در آن مجلس اغنیای قوم دعوت و فقرای قوم پس زده شده بودند و در واقع یک مجلس مهمانی تبعیض آمیز بود. استاندار را هم دعوت کرده بودند و استاندار هم به سرعت به آن مهمانی رفته بود. امیرمومنان او را توبیخ می کند که چرا استاندار به مجلس مهمانی ای رفته که تبعیض آمیز بوده است. البته این خلاف مروت عرب بود، عرب وقتی مهمانی می گرفت در باز بود و همه می توانستند به مهمانی بیایند. امام علی(ع) معتقد بود با رفتن استاندار به چنین مجلسی نگاه مردم به حکومت منفی می شود؛ بنابراین در اندیشه علی(ع) نباید اقداماتی از جانب مسئولان صورت گیرد که تبعیض آمیز باشد و موجب بدبینی مردم و انزجار آنان و پیدایش یأس در ایشان شود .

مثلا فرض کنید که مسئولی در جایگاه مسئولیت از امکانات مسئولیت یا ارتباطات مسئولیت خود برای فرزند و برادر و خویشان دیگر و وابستگانش امکانی فراهم کند که برای سایرین فراهم نباشد، این تبعیض است و به شدت باید با این موارد برخورد شود . چنین اقداماتی نگاه مردم را منفی می کند، ذهنیت مردم را نسبت به حکومت، مدیریت، سلامت حکومت و عدالت می شکند؛  در چنین اموری لازم است برخورد عملی صورت گیرد.

نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه و سیره علوی به تأکید حضرت علی(ع) بر مساوات و عدم تبعیض در بهره مندی از امکانات حتی در میان نزدیکان خود، اشاره و اظهار کرد: امیرمومنان با یکی از دختران  خود وقتی انتظار داشت که خزانه دار امام به عنوان عاریه برای دو یا سه روز امکانی به او دهد به شدت برخورد کرد و گفت که آیا همه دختران این شهر یا همه دختران مهاجران  که تو یکی از آنها هستی، این امکان برایشان فراهم هست که دختر علی(ع) بتواند به پشتوانه اینکه دختر امیرمومنان است از یک امکان ویژه استفاده کند؟ حتی حضرت فرمود: “اگر تو ضمانت نداده بودی مجازاتت می کردم، سریع این امانت را به خزانه برگردان”. امیرمومنان به برادر خود هم امکان و امتیاز ویژه ای نداد . پیش از حکومت علی(ع)، رسم  حکومتی بر این بود که نزدیکان به حکومت یا خویشاوندان زمامداران می توانستند از امکان بیشتری برخوردار باشند و این به صورت یک رویه درآمده بود . به عنوان مثال ، خواسته عقیل این بود که به واسطه اینکه برادر حاکم است ، از امکان ویژه ای برخوردار باشد . حضرت او را داغ می کند تا به همه زمامداران بگوید، برادر، خواهر، فرزند، باجناق یا هرکس از  نزدیکان خود را که انتظارهای تبعیض آمیز و خود گزینانه داشتند باید داغ کنند،  به جای اینکه به آنها امکانات دهند؛ و اگر این کار را نکنند، ناچار می شوند در مواقعی باج بدهند، ناچار می شوند در عدالت کوتاهی کنند، ناچار می شوند درباره حقوق مردم کوتاهی بورزند. امیرمومنان عبارتی در عهدنامه مالک اشتر دارند که بدانید برای هر سرپرستی و مسئولی، ویژگان ونزدیکانی  هست که آنها به دنبال تبعیض و مناسبات خودخواهانه و امتیاز جویانه هستند و باید مراقب باشید؛ تمام زمینه های آن را ریشه کن کنید و از میان بردارید.

او به نمونه دیگری در رابطه با تبعیض قائل نشدن امام علی(ع) برای دوستداران و نزدیکان خود، اشاره و خاطر نشان کرد: یکی از شیعیان، دوستان و هواداران امیرمومنان و کسانی که تلاش کرده بود امیرمومنان رأی بیاورد و بر سر کار بیاید، شخصی بود به نام عبدالله بن  زمعه. بعد از اینکه امام زمام امور را به دست گرفت، وی نزد امام آمد و گفت: من از شیعیان شما هستم و به تعبیر امروزی به شما خدمت کردم، برای روی کار آمدن شما تلاش و رأی جمع کردم، می خواهم امکان بیشتری داشته باشم، حضرت چنان که در کلام ۲۳۲ نهج البلاغه آمده است ، فرمودند: إِنَّ هَذَا اَلْمَالَ لَیْسَ لِی وَ لاَ لَکَ؛ این دارایی نه برای من است نه برای تو، این دارای عمومی است؛ هر کسی زحمت کشیده و تلاش کرده باید از آن بهره مند شود؛ سپس حضرت قاعده ای را فرمودند و گفتند: «چیده دست کسی نباید بهره دهان دیگری شود» یعنی تو پسر من هم که باشی، هیچ بهره ای نخواهی داشت ، بلکه باید تلاش کنی و بر طبق قانون از امکانات بهره مند شوی.

او تأکید کرد که در حال حاضر باید قوانینی وجود داشته باشد که اگر کسی در جایگاه مسئولیت یا از امکانات مسئولیت یا با روابط مسئولیت برای فرزند یا بردار یا برای هر کسی از خویشاوندان و نزدیکان خود امکانی ویژه و خلاف قانون فراهم کرد به شدت مجازات شود.

او در پاسخ به اینکه اگر در حکومت در زمینه اجتماعی، سیاسی، مدیریتی و اقتصادی مناسبات ناعادلانه، ظالمانه و تبعیض آمیز پیدا شد، از نظر حضرت علی(ع) چه حکمی دارد؟ گفت: در منطق امیرمومنان این امر مایه هلاکت است و به جدّ باید جلوی آن گرفته شود. نقطه مقابل تبعیض، انصاف است، انصاف یعنی نصف به نصف، یعنی اگر شما هر ویژگی که دارید، بنده هم همان ویژگی ها را دارم، باید مثل هم بهره مند شویم، شما توانایی بیشتری دارید، باید بیشتر بهره مند شوید، شما خانم هستید و  صلاحیتتان از مردی بیشتر است، شما باید جای آن مرد در سمتی که او اشغال کرده است، قرار بگیرید. در عهدنامه مالک اشتر حضرت به مالک می فرماید: «أَنْصِفِ اَللَّهَ وَ أَنْصِفِ اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَ مِنْ خَاصَّهِ أَهْلِکَ وَ مَنْ لَکَ فِیهِ هَوًى مِنْ رَعِیَّتِکَ؛ داد خدا را بده، یعنی طبق موازین الهی رفتار کن، به هیچ وجه بی عدالتی نکن، خدا دادستان است. بهره های مردم را بده، سهم و حقوق مردم را به تمامی ادا کن، هم از جانب خودت و هم از جانب ویژگان و نزدیکانت؛ بی انصافی نکن، از سهمی خاص و فرصتی نابرابر بهره مند نشوند، هر کسی که تو به آنها تمایل داری، هوادار آنها هستی، نسبت به هواداران، طرفداران و حزب خود، انصاف را رعایت کن، مبادا آنها به پشتوانه تو بی انصافی کنند».

دلشاد تهرانی در پاسخ به اینکه اگر در حکومتی و دولتی بی انصافی باب شد و حقوق مردم زیر پا گذاشته شد، کسانی به ناروا بالا آمدند و کسانی ناروا به زیر کشیده شدند، چه آسیب هایی به همراه خواهد داشت؟ گفت: امام (ع) در عهدنامه مالک اشتر فرموده اند : « اگر انصاف و عدالت را رعایت نکنی و تبعیض روا بداری، ظلم کرده ای» . تبعیض ظلمی است که حکومت را از درون مانند خوره می خورد، تبعیض سرمایه اجتماعی را نابود می کند، تبعیض مردم را مایوس می کند، تبعیض توانمندان را  کنار می زند، تبعیض ناتوانان را جلو می آورد، تبعیض دارایی های عمومی را به غارت می برد . بنابراین تبعیض بزرگترین ظلم است؛ هر کسی به بندگان خدا با هر مرامی، مذهبی، قومیتی و فکری ظلم کند، کَانَ اَللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ؛ بداند خدا دادستان و دادخواه او  است . خداوند آن حکومت تبعیض گر، آن زمامداران ظالم را به دادگاه می کشاند. وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ؛ و هر کسی را که خدا دادستانی کند و به دادگاه کشاند هر عذر، دلیل و حجت او را باطل سازد .  به عبارت  دیگر خداوند نسبت به دلیل و توجیه و توضیح ظالم، هیچ پذیرایی ندارد و هیچ دلیلی  را نمی پذیرد. اگر شما به مردم ظلم کردید و تبعیض روا داشتید هیچ توجیهی نزد خدا و در محکمه الهی پذیرفته نیست . از نظر حضرت  کسانی که تبعیض اعمال می کنند و از جایگاه قدرت به مردم ظلم می کنند: کَانَ لِلَّهِ حَرْباً در جایگاه جنگ با خدا هستند و به خداوند اعلام جنگ کرده اند، حَتَّى یَنْزِعَ وَ یَتُوبَ تا اینکه دست بکشند، توبه کنند و جبران نمایند. حضرت سپس می فرماید: «وَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْیِیرِ نِعْمَهِ اللَّهِ وَ تَعْجِیلِ نِقْمَتِهِ؛ هیچ چیز فراخواننده تر به تغییر نعمت های خدا و شتاب دهنده تر به خشم خداوند از برپا کردن ظلم نیست » . این ظلم ها، نعمت ها را دگرگون و خشم خدا را بر جامعه جاری می کند، ما متوجه نیستیم که آسیب های پیش آمده  به دلیل این ظلم هاست، وقتی این تبعیض ها روا می شود نظام قانونمند عالم بر ما تازیانه می زند، بسیاری از آسیب ها که می بینیم به دلیل تازیانه ای است که از همین ظلم ها می خوریم، نه به دلایلی که عده ای گمان می کنند!

حضرت می فرماید: «فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ دَعْوَهَ اَلْمُضْطَهَدِینَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِینَ بِالْمِرْصَادِ؛ خداوند شنوای دعوت، ندا، ناله و درد ستمدیگان است و در کمین سمتگران است » . وقتی بر انسان هایی ظلم می شود و تبعیض روار می گردد و آنها درد می کشند و ناله می کنند و فریاد می زنند و فریادشان به جایی نمی رسد، خدا شنواست  ؛ و تازیانه خدا را آن زمامداران، حکومت، دولت و جامعه خواهند خورد .

او در پاسخ به اینکه امام علی(ع) چگونه وجود رفتارهای تبعیض آمیز از سوی عده ای را به درستی تشخیص می دادند و اجازه نمی دادند کسی با ظاهرسازی درباره تبعیض، مانع بروز توانایی های عده ای شوند؟ گفت: برای این امر لازم است که مفهوم عدالت را بفهمیم، عدالت در آموزه های امیرمومنان با ۵ مفهوم معنا پیدا می کند، اول قرار گرفتن هر چیزی، هر کسی و هر امری در جای خودش؛ در غیر این صورت ظلم و تبعیض اتفاق افتاده است، به عنوان مثال یک خانمی همه شایستگی های لازم را دارد و از مردان هم سان خود برتر است، این فرد باید در جایگاه وزارت قرار بگیرد، اگر  به دلیل جنسیت کسی که توانایش کمتر است را در سمتی قرار دادید، تبعیض و ظلم است.

دوم اینکه حق هر ذی حقی داده شود، مثلاً کسی بسیار باهوش، تواناست و با استعداد است باید حقش داده شود، باید حقوق مردمی که در مناطق دور هستند، داده شود و اینگونه نباشد که اگر کسی طلب کرد، حق او را بپردازند و اگر کسی ساکت بود، حق او پرداخته نشود. اینجا تفاوت های واقعی باید لحاظ شود.

سوم مساوات در حقوق عمومی و قانون، در حقوق عمومی مساوات رعایت شود و فرق گذاشته نشود، اگر فرق گذاشته شود تبعیض است. همه این حقوق باید تعریف شده باشد و همه تعاریف به قاعده،  قانون و ضابطه تبدیل شده باشد.

چهارم انصاف، یعنی نصف به نصف، یعنی هر چه برای خود می خواهید، برای دیگران بخواهید، فرض کنید در ادارات یک کارمند علاقه مند است که وقتی به اداره ای مراجعه می کند، احترامش کنند و کارش حبس نشود، ابتدا خود او در برخورد با مراجعه کنندگان احترام کند و کار کسی را حبس نکند. مثلاَ امیرمومنان چنان که در نامه ۵۱ نهج البلاغه آمده است ، به کارگزارن خود این انصاف ورزی را می آموزد و می فرماید : ولا تُحشِموا  أحَدًا عَن حاجَتِهِ ؛ در نظام اداری هیچ کس را از خواسته اش به خشم نیاورید و عصبانی نکنید، وخواسته کسی را انجام نداده، نگذارید و منع نکنید و همه را پیگیری کنید (وَ لا تَحسِمُوا ) ، و لا تَحبِسُوه عَن طَلِبَتِهِ کار کسی را ، درخواست کسی را حبس نکنید.

پنجم اعتدال و میانه روی است، هرگونه خلاف اعتدال، خلاف عدالت است و تبعیض محسوب می شود، افراط و تفریطی نباید وجود داشته باشد و در همه امور تصمیمات ، مواضع و اقدامات معتدل و میانه باشد .

این ۵ مفهوم باید در همه امور تعریف شده باشد تا کسی نتواند خلاف کند؛ مجازات زیر پا گذاشتن آنها نیز مشخص باشد؛ امیرمومنان همه این امور و موارد را در حکومت خود روشن کرده است.

او در پاسخ به اینکه با وجود عدالت محور بودن عملکرد امام علی(ع) چرا عده ای بیان می کردند که امام علی(ع) میان آنها تبعیض قائل می شود؟ گفت: چند گروه به سیاست های امیرمومنان اعتراض کردند، امیرمومنان به آنها پاسخ دادند که بگویید کدام حق را داشته اید که من از شما دریغ کردم ؟ یک گروه کسانی بودند که در حکومت قبل، از امکانات بسیار زیاد ناحق بهره مند بودند و انتظار داشتند که این روال ادامه پیدا کند و امیرمومنان این امکان را از آنها گرفته بود مانند طلحه و زبیر؛ آنها معتقد بودند که ما در حکومت قبل میلیون میلیون می گرفتیم حال سه دینار! یعنی همه امکانات مالی که به ناحق می گرفتند، قطع شد.

گروه دوم کسانی بودند که بدون داشتن شایستگی های لازم مسئولیت داشتند، در مقامی قرار گرفته بودند و حضرت گفته بود که من مسئولیت را فقط به شایستگان می دهم، کسانی بودن مانند معاویه، از نظر علی(ع)، معاویه صلاحیت لازم را نداشت، اما معاویه می گفت که من در حکومت قبل تایید شده ام و مسئولیت من باید ادامه پیدا کند.

سوم گروه هایی از هواداران امیرمومنان بودند و معتقد بودند که این هواداری و شیعه بودن و این همراهی با امیرمومنان باید برای آنها فرصتی ایجاد کند، مثل عبدالله بن زمعه.

گروه چهارم کسانی بودند که خلاف و جرمی مرتکب شده بودند و امام قائل بود که همه در برابر قانون مساوی هستند، مانند نجاشی، شاعر امیرمومنان که جرمی مرتکب شد و حضرت او را مجازات کرد، او و قوم و قبیله اش اعتراض کردند و گفتند که ندیده بودیم زمامداران با دوستداران خود چنین رفتار کنند ، چرا به ما ظلم می کنید، یعنی اعمال قانون مساوی برای همه را ظلم می دانستند. در واقع این چهار گروه بودند که عدالت علی(ع) را تحمل نمی کردند و فریاد می کشیدند.

دلشاد تهرانی فاصله جامعه اسلامی ایران با سابقه انقلابی بیش از ۳۰ سال، با آموزه های حضرت علی(ع) در موضوع تبعیض، انصاف و عدالت را بسیار زیاد دانست و گفت: در همه زمینه ها فاصله کشور ما با آموزه های علی(ع) در موضوع عدم تبعیض و انصاف بسیار زیاد است، ما باید آموزه ها و سیره امیرمومنان را در عمل به کار بگیریم. عهدنامه مالک اشتر باید سرمنشأ قانون و عمل قرار بگیرد، نباید نام امیرمومنان و حکومت علوی را بیاوریم و در پشت آن پنهان شویم و تبعیض روا بداریم و ظلم کنیم، برخی در پشت نام علی(ع) ظلم می کنند. این ظالمانه ترین و ستمکارانه ترین رویکردی است که می تواند نسبت به امیرمومنان، اندیشه و سیره ایشان اتفاق بیفتد.

منتشر شده در ویژنامه غدیر

دکتر مصطفی دلشاد تهرانی: امام علی(ع) همه چیز را فدای اخلاق می کرد

نشست «اخلاق مداری در رفتار شناسی امام علی(ع)» در موزه خانه شهید بهشتی با سخنرانی دکتر مصطفی دلشاد تهرانی برگزار شد. دکتر دلشاد تهرانی اخلاق را مهمترین وجهه رفتاری حضرت امیر(ع) می داند و هرچیزی که به اخلاق خدشه وارد کند باید کنار گذاشته شود تا اخلاق باقی بماند.

به گزارش خبرنگار شفقنا دکتر مصطفی دلشاد تهرانی در ابتدای سخنرانی بیان کرد: بحث ما در مورد رفتار، راه و رسم امام علی(ع) در رفتارهای اجتماعی است اگر قرار باشد انسان در زندگی خود سر یک چیز پایمردی کند و عقب نشینی نکند آن مسأله باید چه موضوعی باشد؟ اگر قرار باشد خط کشی کنیم و محدوده خود را مشخص کنیم آن محدوده با چه چیزی تعریف می شود؟

او با اشاره به تزاحم ارزش ها و اصول اخلاقی، عنوان کرد: اگر امور بسیار مهمی با ارزش های اخلاقی و اصول اخلاقی تزاحم پیدا کنند ما باید ببینیم در این شرایط طرف کدام را بگیریم؟ اگر وضع سیاسی، مناسبات اقتصادی، قدرت، حکومت، توانایی مدیریتی ما یا پیش بردن خواسته ها با ارزش های اخلاقی تزاحم پیدا کرد باید طرف کدام را بگیریم؟ این موضوع را باید از دید امام علی (ع) و رفتارشناسی ایشان بررسی کنیم. اگر امام بخواهد از موضوعی عقب نشینی نکند آن مسأله اخلاق است در هر چیزی می توان عقب نشینی کرد، جزء مسأله اخلاق.

این پژوهشگر نهج البلاغه با بیان اینکه امیر مومنان(ع) در هر شرایطی طرف اخلاق را می گیرد، توضیح داد: سخن امیرالمومنان(ع) این است که اگر حکومت با اخلاق تزاحم پیدا کرد، باید حکومت از بین برود و اخلاق باقی بماند. امیر المومنان در خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه به «قاصعه» مشهور است؛ امام علی در این خطبه استکبار، خودمحوری، خودمداری را خُرد کرده است و بنیانگذار خود محوری را ابلیس معرفی می کند.

دلشاد تهرانی ادامه داد: در این خطبه حضرت امیر(ع) می فرمایند اگر برای انسان چاره ای جز ایستادگی در امور خاص نباشد، انسان باید برای کارهای بزرگوارانه اخلاقی و ویژگی های اخلاقی پایمردی و از رفتار ستوده و پسندیده دفاع کرد. حضرت امیر(ع) اخلاق را گسترده می بیند، ایشان معتقد است اخلاق فقط رفتار و واکنش ها افراد نیستند اخلاق یعنی نگاه، فهم انسان، گرایش ها، اصول حاکم بر زندگی، ادبیات و گفتار ما هم باید اخلاقی باشد. واژگانی که حضرت امیر(ع) برای اخلاق به کار می برد دامنه دار است.

این استاد دانشگاه با اشاره به «التی فضلت فیها المجداف و النجده من بیوتات العرب» افزود: اخلاقیات که در آن و بزرگواران و دلیران از خاندان های عرب برتری جستند. چون برای مخاطب امیر المومنین(ع) دو موضوع مهم است یکی از آنها حسب و دیگری نسب است. مساله ای که اسلام تایید کرد، حسب های با ارزش است و ویژگی هایی که به حساب می آمدند مثل مهمان نوازی، گذشت و بزرگواری. اما نسب اعتباری به عنوان ارزش اساسی نبود، چیزی که برای انسان اعتبار می آورد همین شرافت های اخلاقی است.

این پژوهشگر قرآن اظهار کرد: حضرت علی(ع) ما را به رفتارهای انسان ها بزرگ توجه می دهند برای اینکه دقت کنیم تا ببینیم این انسان ها چه ویژگی هایی داشتند. امیرمومنان(ع) می گوید به چهار نکته اخلاقی انسان های والا نگاه کنید.

او با توجه به ویژگی های انسان های والا توضیح داد: یکی از این ویژگی ها اخلاق مطلوب در انسان های بزرگوار است.

دلشاد تهرانی درباره احلام العظیم به عنوان یک ویژگی والای اخلاقی، بیان کرد: احلام از ریشه حلم می آید یعنی کنترل احساسات و عواطف است بنابراین کاربردهایی پیدا کرده است؛ یکی از این کاربردها خِرد است؛ چون عقل کنترل کننده است. اساسا عقلی که ما در قرآن کریم و اصطلاحات معصومین می بینیم عقل اخلاقی است. عقل از عقال می آید به محض اینکه غیراخلاقی می شود، به اسارت می افتد. عقل باید اخلاقی باشد چون عقل انسان را کنترل می کند. البته می تواند احلام را به معنای خردورزی های بزرگوارانه یا بردباری های بزرگوارانه باشد.

این استاد دانشگاه مورد بعدی را اخطار الجلیله دانست و گفت: موضوع بعدی هم توجه به اقدامات با ارزش افراد است. باید به نشانه ها، آثار و ثمرات ستوده اشخاص توجه کنیم. پس امام می گوید بر این موارد تعصب داشت، پس تعصب بورزید بر اموری که از نظر اخلاقی با ارزش هستند.

این پژوهشگر نهج البلاغه ادامه داد: برای اینکه ما در ابهام نمانیم ۱۰ مورد دیگر را به عنوان نمونه ذکر کنیم که از موارد اخلاقی ستوده شده هستند و باید بر آن بایستیم. اگر همین موارد وارد مناسبات انسانی، سیاسی شوند تقریبا همه مشکلات ما حل می شود. یکی از این موارد پاسداشت همسایه است و به نوعی پاسداشت کسانی که در جوار شما زندگی می کنند. جوار یعنی مجموعه ی انسان هایی که در یک محدوده زندگی می کنند.

دلشاد تهرانی درباره معنی جوار، تصریح کرد: به احتمال زیاد می توانیم از جوار معنی شهروندی را برداشت کنیم پس ما باید جوار را همان حقوق شهروندی بدانیم، نباید با رفتار، نگاه، زبان ستمگرانه دیگران را آزار بدهیم، برای مثال وقتی بی جهت بوق می زنیم، هوا را آلوده می کنیم، زباله می ریزیم، خلاف حفظ جوار عمل کرده ایم.

او ادامه داد: نکته دیگر هم وفاداری به عهدها است، باید همه قول و قرارهایمان را در همه حال نگهداری داری کنیم. برای مثال پیامبر(ص) با شخصی قرار می گذارد ایشان در همان ساعت بر سر قرار خود حاضر می شوند اما طرف مقابل بد قولی می کند حضرت محمد (ص) تا سه روز در راس همان ساعت به محل رفتند و روز سوم آن شخص پیامبر را می بیند و متوجه وفاداری ایشان نسبت به قرارها می شود.

این استاد دانشگاه نکته بعدی را طاعته البر دانست و افزود: البر به معنای دشت است؛ نکته بعدی هم پذیرای نیکی گسترده باشیم یعنی در زندگی رفتار و مناسبات خود، نیکی وسیع داشته باشید. معصیت للکبر نیز از رفتار نیک ستوده شده است، ما باید عصیان نسبت به تکبر و متکبران و گردن فرازان داشته باشیم چون می توان تکبرورزی را مادر فسادها دانست.

دلشاد تهرانی تاکید کرد: در برگرفتن فضیلت ها و هر چه بزرگواری است از هر چیزی که شخصیت انسان را بالا می برد، استقبال کنید. نکته بعدی هم پس زدن زیاده خواهی ها و تجاوز ها به حقوق دیگران است؛ ما باید از آن زیاده خواهی هایی که ما را به آلودگی می کشاند، دوری کنیم.

او نکته بعدی را بزرگ شمردن قتل دانست و افزود: قتل یک بی گناه در جامعه گناه بزرگی محسوب می شود. در منطق اسلام این موضوع وجود دارد که می توانید یک فرد گناهکار را قصاص کنید اما در عین حال به بخشش هم تأکید شده است. برای مثال پیامبر(ص) مخالفان و دشمنان خود را نکشت چون پیامبر و ائمه برای زنده کردن آمدند؛ گرچه می توانستند معاویه و یزید بسیاری از مخالفان خود را از بین ببرند.

این پژوهشگر قرآنی با اشاره به خطبه ۲۰۶ نهج البلاغه امام علی(ع) اظهار کرد: هنگامه جنگ صفین بود، حضرت امیر(ع) مشاهده کردند که حجر بن عدی و یکی از یاران دیگر به شامیان دشنام می دهند حضرت علی (ع) آنها را فرا می خوانند و به آنها می گویند من از اینکه شما دشنام گو باشید بیزارم. آنها پرسیدند مگر آنها از اهل باطل نیستند؟ ایشان گفتند بله، اما فرمودند دشنام دادن منطق ندارد. باید بگویید خداوندا خون ما و خون آنها را حفظ کن. این در حالی است که اگر ما مورد حمله قرار گرفتیم باید از خودمان دفاع کنیم. می توان از کلام حضرت امیر(ع) این را برداشت کرد که همه انسان ها باید از ریختن خون افراد بی گناه بپرهیزند.

این استاد دانشگاه با بیان مثالی تصریح کرد: برای مثال وقتی ما ارباب رجوع باشیم، مشتری به ما مراجعه می کند تا کار او را انجام دهیم اگر کار او را به خوبی انجام ندادیم و او دچار تنش شد، احتمال اینکه از شدت ناراحتی برای او اتفاقی بیفتد، وجود دارد یا اگر از شدت ناراحتی از دنیا برود هم ما مقصر هستیم. برای مثال اگر ما شرایط اقتصادی را به شکلی فراهم کردیم که افراد از شدت فقر دست به خودکشی بزنند باز هم ما مقصر هستیم. هیچ چیز مانند ریخته شدن خون بی گناه نعمت ها را تغییر نمی دهد. پس باید انسان احتیاط کند تا خونی ریخته نشود.

این پژوهشگر نهج البلاغه انصاف نسبت به خلق از دیگر عوامل اخلاقی دانست و توضیح داد: موضوع بعدی هم انصاف نسبت به خَلق است؛ انصاف نسبت مردم نکته کلیدی اخلاق بهوشمار می آید؛ فرو خوردن خشم نیز یکی از مباحث اخلاقی و ریشه بسیاری از مصیبت های ما خشم است. انسان ها وقتی خشمگین می شوند عنان رفتار از دست آنها خارج می شود؛ حضرت امیر(ع) می گویند هیچ چیز مانند فرو خوردن خشم لذت بخش نیست.

این استاد دانشگاه درباره عملکرد های نادرست انسان، اضافه کرد: نکته آخر هم دوری کردن از تباهی در زمین است. تباهی در زمین می تواند معناهای زیادی داشته باشد. برای مثال وقتی ما توانایی مدیریت کاری را نداریم به نوعی در زمین تباهی ایجاد کردیم یا هر وقت حرف زور می گوییم باز هم در زمین تباهی ایجاد کرده ایم.

او با اشاره به سخن امام علی (ع) در خطبه ۸۷ بیان کرد: «پرچم ایمان را در میانتان نصب کردم، و بر حدود حلال و حرام آگاهتان نمودم، و بر شما از عدالت خود لباس عافیت پوشاندم، و با گفتار و عمل خویش سفره معروف را برایتان پهن کردم، و کرائم اخلاقى خود را به شما نمایاندم. پس رأى خود را در آنچه چشم عقل قعرش را درک می کند اندیشه به آن راه ندارد به کار نبرید.» خوبی را برای شما با سخن و عمل و بزرگواری های اخلاقی خودم نشان دادم. حکومت داری امام علی (ع) برای اخلاق است. تلاش ایشان برای سیاست هم اخلاقی است.

او افزود: حضرت امیر می فرماید اگر من را پذیرفتید و پذیرای سلوک من باشید من شما را به راهی می برم اگر خداوند بخواهد. حضرت امیر (ع) می خواهد ما را به این سمت هدایت کند.

دلشاد تهرانی با بیان اینکه شرک بزرگترین معضل اخلاقی بشر است، ادامه داد: شرک خودش ظلمی عظیم است. حضرت در خطبه ۲۵۲ می فرماید«فَرَضَ آللّهُ آلاِْیمانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ، وَالصَّلاَهَ تَنْزِیهاً عَنِ آلْکِبْرِ، وَالزَّکاهَ تَسْبِیباً لِلرِّزْقِ، وَالصِّیَامَ آبْتِلاَءً لاِخْلاَصِ آلْخَلْقِ، وَآلْحَجَّ تَقْرِبَهً لِلدِّینِ، وَآلْجَهَادَ عِزّاً لِلاِْسْلاَمِ، وَآلاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَهً لِلْعَوَامِّ، وَالنَّهْیَ عَنِ آلْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ، وَصِلَهَ الرَّحِمِ مَنَْماهً لِلْعَدَدِ، وَالقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ، وَإِقَامَهَ آلْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ، وَتَرْکَ شُرْبِ آلْخَمْرِ تَحْصِیناً لِلْعَقْلِ، وَمُجَانَبَهَ السَّرِقَه إِیجاباً لِلْعِفَّهِ، وَتَرْکَ الزِّنَى تَحْصِیناً لِلنَّسَبِ، وَتَرْکَ آللِّوَاطِ تَکْثِیراً لِلنَّسْلِ، وَالشَّهَادَاتِ آسْتِظْهَاراً عَلَى آلُْمجَاحَدَاتِ، وَتَرْکَ آلْکَذِبِ تَشْرِیفاً لِلصِّدْقِ، وَالسَّلاَمَ أَمَاناً مِنَ آلَْمخَاوِفِ، وَآلاَْمَانَهَ نِظَاماً لِلاُْمَّهِ، وَالطَّاعَهَ تَعْظِیماً لِلاِْمَامَهِ.» یعنی خدا ایمان را براى تطهیر دل از شرک، واجب کرده است، و نماز را براى پاک شدن از کبر و غرور، و زکات را سبب روزى قرار داده است، و روزه را به عنوان آزمایشى براى اخلاص بندگان، و حج را براى تقویت دین، و جهاد را براى عزت و سربلندى اسلام (ومسلمانان)، و امر به معروف را براى اصلاح توده مردم، و نهى از منکر را براى باز داشتن بى‌ خردان، و صله رحم را براى افزایش نفوس، و قصاص را براى حفظ خون‌ها (جان‌ها)، و اقامه حدود را براى بزرگ شمردن محرمات الهى، و ترک شرب خمر را براى حفظ و سلامت عقل، و دورى از سرقت را براى حفظ عفت (و پرهیز از آلودگى به اموال مردم)، و ترک زنا را براى حفظ نسب‌ها، و ترک لواط (و همجنس‌گرایى) را براى افزایش نسل، و شهادت و گواهى را براى اظهار حق در برابر انکارها، و ترک دروغ را براى احترام و بزرگداشت صدق و راستى، و سلام را امان در برابر ترس‌ها، وامامت را براى نظم و نظام امّت، و اطاعت و فرمانبردارى (از امام مسلمانان) را براى تعظیم وتحکیم) مقام امامت قرار داده است.

دلشاد تهرانی با بیان اینکه ایستادن بر سر اخلاق و تعصب ورزیدن نسبت به آن در برخی از مواقع بسیار دشوار می شود، گفت: در هفت موقع است که ایستادن بر سر اخلاق از همه جا سخت تر می شود. این مورد در دنیای سیاست و سیاست ورزی به وفور دیده می شود. سیاست ورزان به راحتی از اخلاق عبور می کنند چون می خواهند وارد عرصه سیاست شوند.

او اظهار کرد: با اخلاق سیاست نا کار آمد می شود و زمانی هم سیاست با وجود اخلاق نا کار آمد می شود بنابراین در زمان قدرت و مکنت، اخلاق کمرنگ شود.

این استاد دانشگاه عنوان کرد: رویارویی با مخالفان و دشمنان مان هم از شرایط دشواری است که اخلاق مدار بودن دچار چالش می شود. باید ببینیم که در این مواقع چطور با دشمنان خودمان رفتار می کنیم.

این پژوهشگر قرآن نکته بعدی را شرایط بحرانی دانست و ادامه داد: در بسیاری از مواقع دچار تنگنا می شویم باید ببینیم که تا چه اندازه در این شرایط پاسدار اخلاق هستیم. جنگ از دیگر مواردی است که می تواند به راحتی اخلاق زیر پا له شود.

دلشاد تهرانی تصریح کرد: مناسبات اداری، کارهای حکومتی هم جزو مواردی است که می تواند اخلاقی بودن ما را به چالش بکشد برای مثال باید ببینیم که تا چه اندازه می توانیم دروغ نگوییم تا کارمان در اداره ای راه بیفتد.

این محقق و پژوهشگر در پایان اشاره کرد: نکته آخر هم آنچه که منجر به مرگ می شود است. در این زمان نیز اخلاق ما مورد چالش قرار می گیرد. باید ببینیم امیرالمومنان در مواجهه با مرگ چه کار می کند و نسبت به خیانتکاران چه می گوید. چیزی که بسیار مهم است باید به بررسی رفتارهای امام علی (ع) در بزنگاه های اخلاقی توجه کنیم.

منتشر شده در گفتار
سه شنبه, 30 شهریور 1395 07:04

پیام های اخلاقی غدیر

دکتر دلشاد تهرانی: عدالت برقرار شود، آواره ای در دنیا نباشد و حریمی شکسته نشود/ اخلاق غدیری در حکومت یعنی شایسته سالاری/ برای رساندن پیام های غدیر به جهان کمپین راه بیاندازیم

نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه و سیره نبوی و علوی معتقد است: «پیام غدیر این است که تجاوزی در جهان صورت نگیرد، عدالت برقرار شود، به ستم‏ها پایان داده شود، کودکی یتیم نشود، به زنی در هیچ جای دنیا تعرضی صورت نگیرد، آواره ای در دنیا نباشد، کشتن انسان بی گناه و ترور خط قرمز زندگی انسان باشد، هیچ حقوقی نادیده گرفته نشود، طبیعت تخریب نشود و به سمت نابودی نرود، حریمی شکسته نشود و همه انسان ها پروادارانه زندگی کنند.» دکتر دلشاد تهرانی با بیان اینکه مسلمانان در راستای پیام های اخلاقی غدیر حرکت نکردند، گفت: اگر زیست غدیری تحقق پیدا کرده بود، هم دنیای اسلام و هم جهان، رنگ و روی دیگری داشت؛ امروز باید رویکردهای مختلف به غدیر را تبیین و تحلیل کنیم و رویکرد زیستن با غدیر را دنبال کنیم و سپس آن را به همه‏ مسلمانان و ‏ جهان معرفی کنیم.

 دکتر مصطفی دلشاد تهرانی در گفت وگو با شفقنا، پیام های اخلاقی غدیر را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: ما می توانیم به غدیر رویکردهای مختلفی داشته باشیم، رویکردی به عقب یا رو به جلو یا رویکردی درجازننده  . انتخاب هر یک از این رویکردها به خود ما بستگی دارد لذا باید ابتدا در انتخاب رویکرد به غدیر دقت و توجه لازم را داشته باشیم.

غدیر کامل کننده‏ مقصد بعثت است

او افزود: غدیر کامل کننده‏ مقصد بعثت است؛ اگر بپذیریم که مقصد بعثت تربیت انسان و محقق کردن زیست مسلمانی بوده، در حقیقت با غدیر تربیت انسان و زیست مسلمانی حاصل و کامل می‏شود؛ تربیتی که پیامبر اکرم(ص) و امیرمومنان بر مبنای قرآن و الگودهی از خود برای ما ارائه کردند. اگر تعبیر کنیم که امیرمومنان علی (ع) خود غدیر است و اگر بخواهیم غدیر را دنبال کنیم باید امیرمومنان را به عنوان انسانی که حاصل همه قرآن و تمامیت مدرسه نبوی است، الگو قرار دهیم ، تعبیر دور از واقعی نیست . مرحوم شهید ثانی در کتاب شرح لمعه بیان کوتاه و زیبایی دارد و می‏گوید «شیعه کسی است که علی (ع) را دنبال و پیروی کند» در واقع اگر ما علی (ع) را به درستی، با تمام وجود و به تمام معنا به عنوان حاصل قرآن کریم و تربیت نبوی دنبال کنیم، غدیر محقق می‏شود.

او در پاسخ به اینکه شاخصه‏های دنبال کردن امیرمومنان چیست؟ گفت: اگر مجموعه‏ آموزه‏ها، رفتارشناسی و سیره‏ امیرمومنان را جستجو کنیم، می توانیم ۵ شاخصه مهم یعنی آزادی، اخلاق، حقوق، عدالت، قانون را دنبال کنیم .  به عبارت دیگر تربیت نبوی، زیست مسلمانی و پیروی از پیامبر اکرم و امیرمومنان با این ۵  شاخصه معنا پیدا می‏کند، منتهی در معنای درست و وسیع آن. به عنوان مثال آزادی یعنی اینکه انسان از غیر خدا چه در عرصه‏ فردی چه در عرصه‏های اجتماعی آزاد شود، فقط خدا را بندگی کند و در اسارت گناهان، خلاف ها و ستم‏ها نباشد؛ اما آنچه محور این شاخصه هاست، اخلاق است.

غدیر گوهر و اساس دین است

او به دلایل محور بودن شاخصه اخلاق اشاره و اظهار کرد: بعثت برای این اتفاق افتاد که انسان و جامعه‏ اخلاقی شکل بگیرد، تأیید بر این اصل هم می تواند روایات « اننَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» باشد که بر اساس قران و روایت قابل اعتماد بسیار و سیره پیشوایان دین تأیید می شود .  از سوی دیگر می توانیم محور بودن اخلاق د ر دین را بپذیریم چون با روح قرآن کریم و با سیره‏ پیامبر اکرم و سایر پیشوایان دین کاملاً سازگار است. غدیر گوهر و اساس دین است و اگر کسی غدیر را انکار کند، گوهر دین را انکار کرده و آزادی، اخلاق، حقوق، عدالت و قانون را نادیده گرفته است. شیخ عبدالله علایلی عالم بسیار برجسته‏ معاصر اهل سنت متوفی سال ۱۹۶۶ می گوید: «ان عید الغدیر جزء من الاسلام؛ عید غدیر پاره‏ تن اسلام است و مَن اَنکَرَهُ  اَنکَرَ الاسلامَ بالذات ؛ و هرکسی غدیر را انکار کند، خود اسلام را انکار کرده است»

اگر شاخصه های غدیر را انکار کنیم، اسلام را نفی کرده ایم

این نویسنده و پژوهشگر نهج‌البلاغه به ارتباط میان اسلام و غدیر اشاره نمود و دلایل انکار اسلام با انکار غدیر را بیان کرد و گفت: اگر شاخصه های غدیر یعنی اخلاق، آزادی، عدالت، حقوق و قانون را در معنای درست و وسیع آن انکار شود، دیگر چیزی از اسلام باقی نمی ماند و در واقع اسلام نفی شده است . بنابراین یکی از رویکردهای غدیری که می‏تواند رویکرد عملیاتی و زیستی باشد، این است که زیست غدیری با ۵ شاخصه نام برده و با محوریت اخلاق را دنبال کنیم .

اگر به اخلاق علی(ع) عمل کنیم در حقیقت به غدیر عمل کرده ایم

او ادامه داد: امیرمومنان در خطبه‏ ۸۷ نهج البلاغه بیان بسیار آموزنده‏ای دارند و می‏گویند: «و  اَرَیْتُکُمْ کَرائِمَ الاْخْلاقِ مِنْ نَفْسى؛ من از جانب خود بزرگواری و اخلاق را به شما نشان دادم» یعنی امیرمومنان علی (ع) در امتداد سیره‏ پیامبر اکرم بیانگر تمامیت اخلاق است، اگر ما امیرمومنان را به عنوان الگوی زیست مسلمانی قرار دهیم و سیره آن حضرت را دنبال کنیم در واقع غدیر را دنبال کرده ایم و اگر به اخلاق علی(ع) عمل کنیم در حقیقت به غدیر عمل کرده ایم و اگر این نوع از اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی ما محقق شد، در حقیقت زیست مسلمانی محقق شده است.

شاخصه های اخلاقی در اندیشه و سیره امیرمومنان علی(ع)

دلشاد تهرانی با بیان اینکه اخلاق در اندیشه و سیره‏ امیرمومنان دارای یک مدل هفت بخشی است، گفت: لازم است امروز  هفت  بخشی که امیرمومنان در موضوع اخلاق بر آن تأکید کردند را اصلاح کنیم؛ ابتدا «بینش ها» زیر ساخت اخلاق، بینش ماست و براساس آن هستی شناسی، جهان شناسی، خداشناسی، معادشناسی،  نگاه ما به انسان، به زندگی و به مناسبات باید اصلاح شود. دوم «ارزش‏ها» ارزش‏های ما باید بر اساس بینش‏ها سازمان پیدا کنند و اولویت بندی شوند. به عنوان مثال قرآن کریم  تقوا را رأس همه‏ ارزش‏ها می‏ داند و امیرمومنان نیز می‏فرمایند: تقوا در رأس همه‏ اخلاقیات است. سوم «گرایش ها» باید براساس بینش‏ها و ارزش‏ها، گرایش ها یعنی جهت گیری‏ها، وابستگی ها و تعلقات را سامان دهیم. براساس این سه اصل باید قواعد کلی عملی ثابت در زندگی داشته باشیم و از آن عبور نکنیم، مانند اصل  مرزبانی، حریم داری و پروا پیشگی، عدالت، پایبندی به کیفیت استخدام وسیله، پاسداشت حقوق، رفق و مدارا. چهارم «روش‏ها» باید راه حل های انتخابی در زندگی خود را بر اساس این اصول اتخاذ کنیم و از روش های نادرست بهره نگیریم . پنجم «کنش ها» یعنی افعال ، رفتار و سلوک خود را براساس اخلاق قرآنی، نبوی و علوی سامان دهیم. ششم «گویش ها» یعنی زبان و ادبیات خود را قرآنی و اخلاقی بسازیم . بر این اساس  هرچه به افعال اخلاقی در معنای وسیع آن ، نزدیک تر شویم، غدیری تر می‏شویم.

غدیر متعلق به شیعیان و مسلمانان نیست، بلکه برای همه بشریت است

او تأکید کرد: زمانی می‏توانیم به واقع غدیر را جشن بگیریم که در این جهات گام هایی برداشته باشیم ولو یک گام. سمبل غدیر یک روز است، اما غدیر یعنی همه سال و همه تاریخ. غدیر تنها متعلق به شیعه و مسلمانان نیست، بلکه برای همه بشریت است لذا باید غدیر و زیست غدیری را به بشریت عرضه کنیم.

او افزود: اگر در میان بشریت زیست غدیری نفوذ کند، جنگ ها، خونریزی ها، ترور‏ها، تجاوزگری ها که از جمله رفتارهای خلاف انسانیت است، دیده نخواهد شد. البته  در کنار رفتارها، ادبیات هم باید غدیری باشد یعنی «قولوا للناس حسنا؛ با مردم به زیبایی و حسن سخن بگویید »  زشت نگوییم  و  از ادبیات نادرست استفاده نکنیم . امیرمومنان وقتی دیدند، حجر بن عدی و عمرو بن حمق در زمان پیکار صفّین به  شامیان  دشنام می دهند، فرمودند: «من بیزارم از اینکه شما دشنام دهنده و زشت گو باشید»       ( کلام ۲۰۶  نهج البلاغه)

با غدیر زیستن یعنی با اخلاق زیستن و در مدار اخلاق حرکت کردن

این نویسنده و پژوهشگر نهج‌البلاغه گفت: ممکن است ما غدیر را بزرگ بشماریم، برای غدیر جشن بگیریم و شادی کنیم، اما زیست غدیری نداشته باشیم، لازمه  غدیر را جشن گرفتن و غدیر را بزرگ داشتن این است که قدم هایی هم برای زیست غدیری برداریم؛ با غدیر زیستن یعنی با اخلاق زیستن و در مدار اخلاق حرکت کردن.

پیام های غدیر

او در پاسخ به اینکه در حال حاضر پیام غدیر را باید چگونه به بشریت معرفی و منتقل کرد؟ گفت: امروز امکان پیام رسانی به قدری وسیع، راحت و  قابل دسترسی است که هیچ زمانی این چنین نبوده است. ما اگر غدیر را به خوبی تفسیر و ساماندهی کردیم و با ادبیات و بیان مناسب آن را تبیین کردیم، می توانیم با استفاده از امکانات گسترده موجود غدیر را به عنوان یک پیام به جهانیان منتقل کنیم. پیام غدیر این است که تجاوزی در جهان صورت نگیرد، عدالت برقرار شود، به ستم‏ها پایان داده شود، کودکی یتیم نشود، به زنی در هیچ جای دنیا تعرضی صورت نگیرد، آواره ای در دنیا نباشد، کشتن انسان بی گناه و ترور خط قرمز زندگی انسان باشد، هیچ حقوقی نادیده گرفته نشود، طبیعت تخریب نشود و به سمت نابودی نرود، حریمی شکسته نشود و همه انسان ها پروادارانه زندگی کنند.

برای رساندن پیام های غدیر به جهان کمپین راه بیاندازیم

او تأکید کرد: ما می توانیم برای رساندن پیام های غدیر به جهان ضمن به کارگیری از زبان مناسب، کمپین راه بیاندازیم و در واقع برای انتقال پیام های غدیر در طول سال حرکت های جمعی داشته باشیم و همه‏ مردم دنیا را فرا بخوانیم.

او به پیام های اخلاقی غدیر برای حکومت ها اشاره و تصریح کرد: اخلاق در همه عرصه های فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی، حکومتی، مدیریتی، اقتصادی، قضایی، نظامی و فرهنگی حضور پیدا می کند؛ وقتی پیام اخلاقی غدیر وارد حکومت می شود تأکید می کند کسانی که در جایگاه حکومت قرار می گیرند باید اخلاق بر آنها حکومت کند ، به تعبیری که در خطبه ۸۷ نهج البلاغه وارد شده است :« قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ»،  عدالت را برای خود ملزم کند، « فکان اول عدله نَفْیَ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ»  نخستین ظهور عدالتش این باشد که از روی هوای نفس عمل نکند . «یصف الحق و یعمل به»  حق را بگویند و به حق عمل کند .

اخلاق غدیری در حکومت یعنی شایسته سالاری

دلشاد تهرانی ادامه داد: اخلاق غدیری در حکومت می‏گوید، هرکسی در هر مرتبه‏ای از حکومت بر اساس شایسته سالاری قرار بگیرد و به فرمان الهی عمل کند؛ اگر کسی شایستگی‏های لازم را ندارد، خود را مطرح نکند و وارد عرصه حکومت نشود.

بنابراین اگر در حکومت شایسته سالاری، شفافیت، رفتار براساس قانون گرایی، پایبندی به کیفیت استخدام وسیله، پاسداشت حقوق مردم و عمل به عدالت رعایت شود، آن زمان می توان گفت اخلاق حکومتی به سمت غدیر حرکت کرده است.

مسلمانان به سمت غدیر و پیام های اخلاقی غدیر حرکت نکردند

او با بیان اینکه مسلمانان به سمت غدیر و پیام های اخلاقی غدیر حرکت نکرده اند، گفت: اگر زیست غدیری تحقق پیدا کرده بود، هم دنیای اسلام و هم جهان، رنگ و روی دیگری داشت؛ اینکه چرا این اتفاق نیفتاده باید مورد بررسی قرار گیرد؛ ممکن است بگوییم که پیام غدیر پوشانده شده، غدیر را انکار کرده اند، سعی کرده اند  مفهوم و معنا و پیام غدیر را منحرف کنند و یا حکومت ها از صدر اسلام همه توان خود را به کار گرفتند که غدیر تحقق پیدا نکند . با پذیرش این مسایل، امروز چه باید کرد؟ به نظرم می‏آید که ما باید رویکردهای مختلف به غدیر را تبیین و تحلیل کنیم و رویکرد زیستن با غدیر را دنبال کنیم و سپس آن را به همه‏ مسلمانان و به همه‏ جهان معرفی کنیم.

در منطق غدیری زیستن، زیرپا گذاشتن حقوق هر موجودی خط قرمز است

او به دلایل عدم تداوم پیام اخلاقی غدیر در زمان حیات پیامبر و کنار زدن امیرمومنان اشاره و اظهار کرد: کنار زدن امیرمومنان بعد از پیامبر سه بستر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد. روابط و مناسبات اجتماعی در آن دوره، فضای فرهنگ و عملکرد سیاسی گروه‏های ذی نفوذ و قدرتمند، دست به دست هم داد که امیرمومنان علی(ع) بعد از پیامبر تداوم بخش مسیر پیامبر نباشد . اگر امیرمومنان علی(ع) مسیری را که پیامبر ترسیم و تا اندازه زیادی آن را همواره کرده بود، ادامه می داد بسیاری از اتفاق ها رخ نمی داد. حضرت زهرا(س) در بیانی می فرمایند: «اگر  امیرمومنان این مسیر را ادامه داده بود، شما را به نرمی، بدون سختی، فشار، نزاع و درگیری حرکت می‏داد و به سرچشمه می‏رسانید» به هر حال در گذشته چنین اتفاقی نیافتاده و زمان قابل برگشت نیست، مسیری که علی(ع) می خواست بعد از پیامبر ادامه دهد در آموزه های علی(ع) نشان داده شده است و  ما امروز باید به سیره علی(ع) که سیره‏ قرآنی و نبوی است و  راه و رسمی معنوی، اخلاقی، انسانی، عقلانی و رساننده به مقاصد بعثت است، برگردیم، آن را تبیین و وارد عرصه های مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی، مدیریتی، حکومتی و اقتصادی زندگی کنیم.

 

منتشر شده در ویژنامه غدیر
جمعه, 04 تیر 1395 11:08

گناهان کبیره در حکومت

دکتر مصطفی دلشاد تهرانی: خودخداپنداری،مادر گناهان کبیره در حکومت است/ اگر درآمدها و هزینه ها روشن نباشد، قطعا فساد پیش می آید

بعضی واژه ها یا نگاه ها آنقدر گفته و شنیده می شوند که بار معنایی خود را از دست می دهند. شاید نه شنیدن و نه گفتن های گاه و بیگاه و اینکه این گناه و آن گناه کبیره است، چنین حالتی را برای این مفهوم در امروز ما شکل داده باشد، اما هنوز زاویه ای هست که کمتر تریبون های عمومی از آنجا به مفهوم گناه نگاه کرده اند. این گناه که به کوچک و بزرگ تقسیمش کرده اند و بودنش آتش در نهال رشد و کمال انسان می اندازد و می سوزاند و کوتاه نگهش می دارد، در حکومت چگونه تعریف می شود؟ اسلام برای حکومت ها هم به کبیره بودن برخی گناهان هشدار می دهد؟ آنچه درد امروز جامعه است و آه از نهاد مردم بر آورده، از دزدی های چند هزار میلیاردی و فیش های حقوقی چند ده میلیونی مدیران دولت های مختلف گرفته تا خون ها و مجازات های زیر پرسش، چقدر در انذار دادن های دین مورد توجه بوده است؟ آیا برای حکومت هم گناه کبیره ای تعریف شده است؟

دکتر مصطفی دلشاد تهرانی که برای همه حرف هایش استنادی از قرآن یا نهج البلاغه دارد، تفاوتی جدی میان گناه کبیره در حکومت با گناه کبیره در سطح فردی قایل و معتقد است که خودخداپنداری و توهم تسلط بر دیگران، مادر گناهان کبیره در حکومت است، با خرد کردن گناهان کبیره در حکومت، برخی از آنها را توضیح می دهد و می گوید: حکومت باید شفاف باشد. هرجا روابط پنهانی، پنهان کاری، قراردادهای پنهان و رفت و آمدهای پنهانی وجود دارد، فساد و خیانت هم هست. عدم شفافیت بستر ساز فساد است. همه چیز جز اسرار نظامی باید شفاف باشد.

دکتر مصطفی دلشاد تهرانی در گفت وگو با شفقنا با طرح این پرسش که «مراد از گناه کبیره چیست و با چه شاخصه ای به گناهی، کبیره می گوییم؟» اظهار کرد: از مجموع آیات قرآن، روایات و همینطور نکاتی که فقیهان مطرح کرده اند، می توان استفاده کرد که شاخصه های گناه کبیره، این موارد را شامل می شود: یک؛ هر معصیتی که برای آن، عذاب آتش جهنم یا  یک عقاب وعده داده شده باشد. دو؛ معصیتی که با آن به شدت برخورد شده باشد. سه؛ معصیتی که نسبت به بقیه معصیت ها بزرگ و جدی مطرح شده باشد. چهار؛ معصیتی که عقل بر بزرگ بودن، کبیره بودن و پرخطر بودن آن حکم کند. پنج؛ بر عملی به عنوان کبیره، نصی وارد شده باشد. اگر عملی شامل این پنج مورد یا شبیه آنها باشد، گناه کبیره خوانده می شود.

گناه کبیره در حکومت با گناه کبیره در سطح فردی تفاوت جدی دارد

او با بیان اینکه اصطلاح تقسیم به کبیره و صغیره در آموزه­های علی (ع) نیز آمده و در نهج البلاغه هم در دو عبارت، این تقسیم بندی وارد شده است، گفت: بر این اساس این تقسیم بندی درستی است، اما در حوزه حکومتی؛ از مطالب امیرمومنان(ع) به ویژه در نهج البلاغه استفاده می شود که وقتی فردی در جایگاه قدرت قرار می گیرد و امکان اعمال قدرت برایش فراهم می شود، این مساله با امور فردی به طور جدی فرق دارد. این به دلیل امکانی است که قدرت برای انسان فراهم می کند و  همینطور به دلیل میدان کار انسان در حکومت، آثار، لوازم و پیامدهای آن.

ظلم از جایگاه حکومتی بخشودنی نیست

این پژوهشگر در توضیح اینکه وقتی فردی در جایگاه حکومتی قرار می گیرد، حتی بعضی امور که ممکن است در حیطه فردی، چندان نسبت به آن شدت وجود نداشته باشد، در آنجا شدت پیدا می کند، تصریح کرد: حساب ظلم به خود و ظلم به دیگران آن هم از جایگاه حکومت کاملا متفاوت است. بر فرض کسی ظلم فردی انجام می دهد یعنی به خودش ظلمی می کند. خدا این را با توبه می بخشد و شخص رها می شود، اما وقتی ظلم وارد جامعه می شود و در جایگاه حکومت و نسبت به مردم صورت می گیرد، دیگر واگذاشتنی  نیست و فرد باید مجازات شود و نیز جبران مافات تا حد امکان صورت گیرد و اگر گریزی انجام شود و پیگیری نشود  مجازات آن جهانی به طور قطع وجود دارد و کسی از آن گریز ندارد . امام علی (ع) در ضمن خطبه ای که مطابق نسخه دکتر صبحی صالح خطبه شماره ۱۷۶ نهج البلاغه است فرمود: «بدانید که ظلم بر سه گونه است: ظلمی که آمرزیده نمی شود، و ظلمی که واگذاشته نمی شود، و ظلمی که آمرزیده می شود و بازخواستی از آن نمی شود. و آن ظلمی که آمرزیده می شود، ظلم بنده بر خویش در برابر برخی از لغزش های ناچیز است. و آن ظلمی که واگذاشته نمی شود، ظلم برخی از بندگان بر برخی دیگر است. مجازات آن بسی سخت است و همچون زخم برداشتن از کارد یا ضربه های تازیانه نیست، بلکه مجازاتی سخت است که این زخم ها در برابر آن ناچیز است.»

از آموزه های امیرمؤمنان (ع) می توان دریافت که این امر در حکومت به مراتب بسیار سخت گیرانه تر و شدید تر است.

جبران ظلم ها در امور حکومتی بسیار دشوار بلکه ناممکن است

او ادامه داد: در ظلم های اجتماعی و حکومتی راهی جز بازگشت و جبران وجود ندارد که البته در امور حکومتی، جبران کردن ظلم ها بسیار بسیار دشوار بلکه در موارد عمده ناممکن است. پیمان شکنی، خیانت، دروغگویی، خلف وعده، فریب دادن، اسراف، ریختن خون بی گناه، بردن آبروی افراد، شکستن کرامت انسان ها و زیر پا گذاشتن حقوق، همگی گناه کبیره هستند. گاهی فردی این کار را نسبت به خود انجام می­دهد و گاهی در جایگاه حکومتی انجام می گیرد که به طور قطع شدت آن بیشتر و مجازات آن سخت تر است.

احتجاب مسوولان از مردم و شهوت تغییر از گناهان کبیره حکومتی است

دلشاد تهرانی با بیان اینکه آثار، لوازم و نتایج گناه کبیره در سطح حکومت، آن را شدیدتر می کند وگرنه این موارد در هر دو جایگاه، گناه کبیره است، گفت: البته ممکن است در حکومت مواردی مثل احتجاب مسوولان از مردم مشاهده شود که در جایگاه غیر حکومت، چندان معنا نداشته باشد . احتجاب مسوولان از مردم یعنی مسوولان در دسترس مردم نباشند و مردم نتوانند رو در رو مشکلات خود را با آنها مطرح کنند، اصلاًدیده نشوند و در میان مردم رفت و آمد نکنند که در روایات پیامبر(ص) محرومیت از رحمت و بخش خدا بر آن بار شده  است. مثلا در حدیثی آمده است که هر زمامداری که در درگاه خویش را بر روی ارباب نیاز و حاجت ببندد، خداوند رحمت خود را بر او در هنگام نیاز و حاجتش ببندد . در برخی روایات تعبیر شده که درهای آسمان بر او بسته شود یا میان او و بهشت دیوار ها کشیده شود .

او ادامه داد:  با چنین تعبیرهایی می توان گفت احتجاب مسئولان از مردم و بی خبری از دردها و مشکلات آنان  از گناهان کبیره محسوب می شود . امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر او را از این امر سخت پیرهیز داده و فرموده است: «هرگز نباید روی نهان کردن تو از شهروندانت به درازا کشد، زیرا روی نهان کردن سرپرستان از شهروندان ، نمونه ای است از ایجاد تنگنا و کمی دانش از کارها. و روی نهان کردن از مردم باعث می شود که از آن چه در پس پرده مانده بی خبر بمانند، در نتیجه بزرگ در نزدشان کوچک می نماید و کوچک بزرگ وانمود می شود، و زیبا را زشت می پندارند و زشت را زیبا، و حق و باطل به هم آمیخته می گردد. »

این استاد دانشگاه افزود: زمامداران نمی توانند در تمام اوقات در میان مردم و در ارتباط مستقیم با آنان باشند و طبیعی است که آنان گذشته از زندگی شخصی ، باید به کارهای حکومتی بپردازند، ولی نباید مجموعه کارها و مدیریت زمان آنان به گونه ای باشد که احتجاب پیش آید. نمونه دیگری که باید از آن اجتناب کرد شهوت تغییر است.

او در توضیح معنای شهوت تغییر اظهار کرد: شهوت تغییر یعنی شما وارد یک اداره می شوید، می گویید همه باید عوض بشوند، چه آن کس  که خوب است چه آن کس که بد است. چه کسی که شایسته است، چه کسی که ناشایسته است. همه کارکنان باید تغییر کنند چون این افراد متعلق به رژیم، دولت و مسوول گذشته بوده اند. بله! انسان ناشایست، ناتوان، ضعیف و بدکار به طور قطع باید عوض شود، اما اگر کسی شایسته باشد، چطور؟ او را هم باید با دیگری جایگزین کرد؟ حتی اگر یک فرد ناشایسته جای آن قرار بگیرد؟ به نظر می رسد این موارد هم گناه کبیره در حوزه حکومتی است. امام علی (ع) در این باره در عهد نامه مالک اشتر چنین فرموده است : «و سنت شایسته ای را که بزرگان این امت بدان رفتار نموده اند و مردمان بدان وسیلت به هم پیوسته اند و شهروندان بر پایه آن سر و سامان یافته اند مشکن و برهم مریز . و هرگز روشی را پدید میاور که چیزی از سنت های شایسته گذشته را زیان رساند، که در نتیجه پاداش نیک آن برای کسی بماند که آن ها را برنهاده است، و بار سنگین گناه آن بر دوش تو که آن را شکسته و زیر پا نهاده ای .»

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در نهج البلاغه به ویژه در بخش نامه ها موارد فراوانی وجود دارد که بیانگر مطالبی درباره این موضوع و نیز خطوط حاکم و خطوط قرمزی است  که باید در حکومت رعایت شود ، گفت: دو عهدنامه در نهج البلاغه وجود دارد؛ یکی عهدنامه ی مالک اشتر یعنی نامه ۵۳ و دیگری عهدنامه ی محمد ابن ابی بکر یعنی نامه ۲۷. برای داشتن تصویری روشن از این بحث به نظر می رسد بهترین متن، عهدنامه مالک اشتر باشد. بقیه مطالب نهج البلاغه و دیگر آموزه های امیر مومنان(ع) نیز به آن کمک می کند. امیر مومنان(ع) در اوایل عهدنامه ی مالک اشتر، بیانی بسیار قابل توجه دارد که نشان می دهد گناهان، معصیت ها و خلاف ها در جایگاه قدرت و در حکومت چقدر با سایر موقعیت ها فرق دارد.

انسان با ارتکاب خلافی حکومتی در جنگ با خدا قرار می گیرد

او با اشاره به این عبارت حضرت به مالک که « ولا تنصبن نفسک لحرب الله؛ مبادا هرگز خودت را در جایگاه جنگ با خدا قرار دهی» بیان کرد:  اگر انسان  در حکومت، خلافی مرتکب شود، خود را در جایگاه جنگ با خدا قرار داده است.  بعد از آن حضرت ادامه می دهند که «فإنه لا ید لک بنقمته؛ تو  را توان تحمل و برتافتن کیفر خدا نیست» یعنی کیفر در اینجا بسیار بسیار سخت است. «ولا غنی بک عن عفوه ورحمته؛ تو بی‏نیاز از بخشش و رحمت خدا نیستی» بنابراین باید بسیار مراقب بود.

استبداد و خودرأیی یکی از بزرگترین گناهان کبیره در حکومت است

دلشاد تهرانی با اشاره به ادامه این بیانات حضرت علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر گفت: حضرت، بعد از این سخن ، یکی از بزرگترین جرم ها و سخت ترین گناهان کبیره در حکومت را مطرح می کند که آن استبداد، خودرأیی و خودکامگی است. فرموده است که «ولاتقولن انی مؤمّر آمر فاطاع؛ مبادا هرگز بگویی از من فرمان دادن است و از دیگران اطاعت کردن» یعنی مبادا چنین بگویی که در برابر من چون و چرا نباید کرد، کسی نباید من را نقد کند و نباید به من اعتراض داشته باشید.

سخت‏ترین مجازات برای کسی است که به نام دین استبداد می کند

او با بیان اینکه حضرت بعد از این ، به بیان پیامدهای استبداد و خودکامگی در حکومت می پردازد، اظهار کرد: بعد از آن گفته شده است که «فان ذلک ادغال فی القلب و منهکه للدین و تقرب من الغیر؛ این موجب تباهی قلب، بی آبرویی و ضعف دین و نزدیک شدن به دگرگونی است». یعنی کسی که به ویژه از جایگاه مسلمانی، به نام دین و اسلام و با چهره ی دینی و اسلامی، استبداد و خودکامگی می کند، بدترین پیامدهای شخصی ، دینی و اجتماعی سیاسی را به بار می آورد و بالطبع سخت‏ترین مجازات الهی برای او است.

استبداد در جایگاه حکومت، جامعه را به سمت بی دینی می برد

این نویسنده و پژوهشگر حوزه دین با اشاره به اینکه حضرت سه پیامد هم برای استبداد به نام دین می فرمایند، گفت: یک اینکه چنین انسانی، خود و قلبش تباه می شود. دوم اینکه موجب بی‏دینی و ضعف در دین می شود یعنی اگر کسی در جایگاه حکومت، استبداد و خودکامگی کرد، جامعه را به سمت بی‏دینی می برد و این بزرگترین جرم است. این بزرگترین جرم است که اقدام کسی، انسان‏ها را به دین، اخلاق و زندگی مبتنی بر کمالات و کرامت ها بدبین و از آن زده کند. از این جرم، بزرگ‏تر نمی توان تصور کرد.  سوم این که این کار، اوضاع را نزدیک به دگرگونی یعنی نزاع، درگیری، آشوب و خونریزی می کند که خود این موارد، پیامدهای سنگینی دارد. این که حضرت فرموده است « من استبد برأیه هلک » ( حکمت ۱۶۱ ) : هرکه استبداد بورزد و خودرأیی کند به هلاکت رسد ، ممکن است ناظر بر همین امور باشد .

خودخداپنداری و توهم تسلط بر دیگران، مادر گناهان کبیره در حکومت است

او با قرائت ادامه بیانات حضرت، اظهار کرد: یکی از بزرگترین گناهان کبیره در حکومت که شاید مادر گناهان کبیره باشد، «خودخدا پنداری» است. خودخداپنداری یعنی کسی توهم خدایی کند و احساس کند مسلط و مالک بر دیگران است و جان و مال و ناموس دیگران در چنگ اوست و هرکاری بخواهد می تواند انجام دهد. این فراتر و بسیار بزرگتر از استبداد و خودکامگی است. وقتی انسان، خود را در چنین جایگاهی ببیند، یکی از ظهوراتش استبداد است، اما ظهورات دیگری هم دارد.

تکبر، جباریت و استبداد از خودخداپنداری برمی خیزد

دلشاد تهرانی تصریح کرد: حضرت به مالک می فرماید که «إیاک و مساماه الله فی عظمته و التشبه به فی جبروته؛ بپرهیز از به نبرد برخاستن با خدا در بزرگی او ، و همانند دانستن خود با وی در قدرت و عظمت». در ادامه می فرماید که « فان الله یذلّ کلّ جبّار و یهین کلّ مختال؛ خداوند هر جبار و گردن کشی را خوار و ذلیل و هر متکبری را بی مقدار می کند». این نشان می دهد که تکبر، جباریت و استبداد از اینجا برمی­خیزد.

کمترین بی انصافی و ظلم در جایگاه حکومت، آثاری غیر قابل جبران دارد

او با بیان اینکه در ادامه بیانات حضرت، یکی دیگر از گناهان کبیره معرفی می شود که آن هم بی عدالتی، بی انصافی و تبعیض روا داشتن است، گفت: اینکه انسان در حوزه ی فردی بر فرض به خود تبعیض روا دارد یا به خود ظلم کند ، آن چنان  آثار تباهی ندارد، اما کمترین بی انصافی و  کمترین ظلم در جایگاه حکومت، آنقدر آثار تباه دارد که قابل جبران نیست. حضرت به مالک فرمودند: «انصف الله و انصف الناس من نفسک و من خاصه اهلک و من لک فیه هوی من رعیتک فانک الّا تفعل تظلم؛ از جانب خودت و خاندان ویژه ات و از جانب هرکس از شهروندانت که به او گرایش و وابستگی داری ، داد خدا و مردم را بده ، زیرا اگر چنین نکنی ظلم کرده ای».

او در معنای این بخش از صحبت های حضرت بیان کرد: داد خدا را بده؛ یعنی چه؟ یعنی مرزهای خدا و حریم های الهی را پاس بدار و تابع ضوابط خدایی باش. مبادا قوانین خدا را بشکنی. داد مردم را بده؛ یعنی با مردم با انصاف رفتار کن. از جانب خودت و ویژگانت –از جمله نزدیکانت، گروهت و مسوولانت- و از جانب آن شهروندانی که به آنها گرایش داری و هوای آنها را داری هم باید داد مردم را بدهی که مبادا کسی وابسته به تو، که تو به او علاقه داری، زیر چتر تو ستمی به مردم کند. اگر چنین نکنی ظلم کرده‏ای.

خدا دادخواه هر انسانی است که مورد ظلم حکومت قرار گیرد

این استاد دانشگاه با بیان اینکه حضرت در اینجا یک تعریف می دهد، آن تعریف را در حکومت بسیار مهم خواند و افزود: هر ظلمی در حکومت، سخت‏ترین مجازات را دارد.  ابتدای جمله گفته شده است که «و من ظلم عباد الله…» یعنی هر کسی که به بندگان خدا سمتی روا بدارد. تعبیر بندگان خدا هر جا بیاید و قیدی نخورده باشد، افاده ی عموم می کند یعنی همه ی انسان ها. بنابراین جمله این گونه معنا می شود که هرکس در جایگاه قدرت و حکومت به بندگان خدا، به انسانی با هر دین، مذهب، رنگ و سلیقه ای، موافق یا مخالف، بدکار یا نیکوکار و … ظلم کند، «من ظلم عبادالله کان الله خصمه دون عباده…» یعنی خدا دادستان و دادخواه اوست.

او با بیان اینکه کلمه ی خصم در اینجا به معنای دادخواه است، گفت: به این معنا که خدا او را به دادگاه الهی می کشد. «و من خاصمه الله ادحض حجته» یعنی هرکس را که خداوند دادگاهی و دادستانی کند، دلیل و توجیهش را باطل سازد. به این معنا که اگر کسی در جایگاه قدرت در حکومت به مردم ظلمی کند؛ از جمله اینکه وعده ای دهد، عمل نکند، خیانتی در دارایی های مردم کند، آدم بی عرضه ای را بر سر کار بگذارد و از آن حمایت کند، آدم ناشایسته ای را حفظ کند و شایسته ای را بر سر کار نگذارد یا شایسته ای را حذف کند ، حقوق مردم را پایمال کند ، حرمت و کرامت انسان ها را بشکند و مانند این ها ، در آن صورت خداوند، دلیل او را در این ظلم باطل می کند و هیچ توجیهی از او نمی پذیرد .

خدا هیچ گونه توجیهی برای ظلم های حکومتی نمی پذیرد

دلشاد تهرانی ادامه داد: این یعنی بر فرض خدا از بنده می پرسد که چرا این فرد ناشایست را بر سر کار گذاشتی؟ بنده توجیه می کند و می گوید که نمی دانسته است این فرد، ناشایست است. خدا می فرماید وقتی متوجه شدی چرا او را برنداشتی؟ چرا کار خلافش را توجیه کردی؟  خداوند می پرسد که چرا این آدم شایسته را برداشتی؟ بنده می گوید که به من فشار آوردند و دستور از بالا بود و … خداوند این را نمی پذیرد، چون آن فرد می توانست برود و تن به خلاف ندهد. می پرسند که چرا دارایی های مردم حیف و میل شد؟ پاسخ می دهد که من اطلاع نداشتم.  خدا می پذیرد؟ می گوید تو چه کاره بودی؟ «ادحض حجته» یعنی در دادگاه عدل الهی، خدا هیچ گونه توجیهی برای ظلم های حکومتی نمی پذیرد.

ظلم حکومت به مردم عین جنگ با خداست

او با اشاره به ادامه بیانات حضرت که «و کان لله حربا»، آن را بسیار ترس آور خواند و توضیح داد: کسی که در جایگاه حکومت به مردم ظلمی کند، «حرب الله» است یعنی پیوسته در جنگ با خدا است. مُحارب نه، حرب الله! در عربی گاهی گفته می شود فلان عادلٌ یعنی فلانی عادل است و صفت عدالت دارد و ممکن است گاهی از آن دور شود، اما گاهی گفته می شود فلانٌ عدلٌ. این یعنی فلانی عین عدالت و پیوسته با عدالت است. بر این اساس ظلم به مردم از طرف کسی که در جایگاه حکومت و قدرت است، عین جنگ با خداست و آن فرد، پیوسته در جنگ با خداست.

بزرگترین جرم در قرآن، جنگ با خدا است

این پژوهشگر نهج البلاغه با بیان اینکه بزرگترین جرم در قرآن، جنگ با خدا است، گفت: سخت ترین مجازات برای کسی است که با خدا بجنگد یعنی به مردم  مسلحانه تعدی کند تا این عنوان بر او بار شود. حضرت در ادامه می گویند: «حتی ینزع و یتوب» مگر اینکه خود را از آن ظلم بکَنَد و توبه کند. شرط توبه هم آن است که اصلاح و جبران کند. بر فرض فردی در جایگاه حکومت، آبروی مردم را برده است. چطور می خواهد جبران کند؟ می شود جبران کرد؟ «گیرم که آب رفته به جوی باز آید/ با آبروی رفته چه باید کرد؟» مگر این که برود تک تک همه را پیدا کند و از همه افراد، حلالیت بطلبد و رضایت آنها را کسب کند.

حساسیت نسبت به جرم های حکومتی قابل قیاس با گناهان انسان ها نیست

او ادامه داد: فردی دارایی های مردم را به باد داده است، چطور می تواند آن را جبران کند. اگر همان مقدار را هم برگرداند، آسیب های حاصل از آن را  چه می کند؟ به طور مثال به دلیل از بین رفتن دارایی ها و حیف و میل شدن ها، انسان هایی بیمار شدند، به انسان هایی دارو نرسید، افرادی در اثر فقر به گناه افتادند. چطور ممکن است این آثار را جبران کرد؟ باز در ادامه، حضرت می فرمایند که «و لیس شی ء ادعی الی تغییر نعمه الله و تعجیل نقمته من إقامه علی ظلم؛ هیچ چیز مثل برپا داشتن ستمی و ظلمی به انسان ها نعمت خدا را دگرگون نمی کند و کیفر خدا را نزدیک نمی سازد». هیچ گناهی این آثار را ندارد و اصلاً قابل قیاس نیست یعنی حساسیتی که نسبت به گناهان، خلاف ها، معصیت ها و جرم های حکومتی باید باشد، قابل قیاس با خلاف ها و گناهان انسان ها نیست.

دلشاد تهرانی با تأکید بر منطق دین، گفت: گناه انسان ها با خداست، مگر جرمی مرتکب شوند و تعرضی به کسی کنند که باید جلوی آن گرفته شود و مجازاتی صورت بگیرد. امیرمومنان(ع) در ادامه، مواردی را برمی شمارند که نمونه ها و مصادیق مهم  این معصیت های بزرگ در حکومت است. از جمله برسر کار آوردن کارگزاران بدون شایستگی های لازم  که قابل بخشش نیست. خداوند در آیه ۵۸ سوره نساء فرمان داده است که امور به شایستگانش سپرده شود.  حدیثی از پیامبر اکرم(ص) داریم که « هرکه فردی را [ به عنوان مسئول ] بر ده تن بگمارد و بداند در میان ایشان فردی شایسته از او هست، بی گمان به خدا و پیامبرش و همه مسلمانان خیانت کرده است » . حال این حدیث را در مورد یک سازمان، یک دولت و یک جامعه در نظر بگیرید.

کارگزار مردم باید درایت، معرفت، عدالت، قوت و سلامت داشته باشد

او تصریح کرد: از مجموع مطالب امیرمومنان(ع) می توان استفاده کرد که برای بر سر کار آوردن فردی، باید پنج شاخصکلی بررسی شده باشد. البته جزئیات آن هم باید دیده شود که که آن فرد، این ویژگی ها را داشته باشد. این ویژگی ها شامل درایت، معرفت، عدالت، قوت و سلامت است. درایت داشتن بعنی فرد، دوراندیش و آینده نگر، عاقل و با فراست، جامع نگر و فهیم و با تدبیر باشد. حضرت به مالک می فرمایند کسی را بر سر کار بگذار که «ابلغ فی عواقب الامور نظرا» یعنی دوراندیش و دوربین باشد و فقط تا جلوی پای خود را نبین؛ عاقل، همه جانبه نگر و برنامه ریز باشد. امیرمؤمنان (ع) بیانی بسیار آموزنده دارند که نصر بن مزاحم منقری در اوایل کتاب وقعه صفّین آن را نقل کرده است: «لا تقوم مملکه إلّا بتدبیر؛ مملکت جز با تدبیر نپاید» .

این پژوهشگر نهج البلاغه، معرفت  را به معنای داشتن دانش ها، تخصص و علم لازم دانست و گفت : امیرمؤمنان (ع) در بیانی فرموده است: «لا ینبغی أن یکون الوالی الجاهل فیضلهم بجهله؛ جایز نیست که نادان سرپرست امور شود تا به نادانی خود مردمان را به گمراهی بَرَد» ، بلکه بنابر آموزه امام در خطبه ۱۷۳ باید چنین باشد : « أیها الناس إنّ أحق الناس بهذا الامر أعلمهم بأمر الله فیه ؛ ای مردم ، سزاوارترین مردمان به کار حکومت عالم ترین آنان فرامین خداوند است ».

او درباره عدالت گفت: عدالت یعنی با انصاف باشد و بتواند هرچیز را سر جای خود قرار دهد و از روی هوای نفس عمل نکند. امام علی (ع) در آموزه ای در ضمن خطبه ۸۷ نهج البلاغه درباره عدالت پیشگان فرموده است: «قد الزم نفسه العدل فکان اول عدله نفی الهوی عن نفسه سصف الحق و یعمل به لا یدع للخیر إلّا أمّها و لا مظنه إلّا قصدها . قد امکن الکتاب من زمامه؛ فهو قائده و إمامه، یحل حیث حل ثقله و ینزل حیث کان منزله ؛ عدالت را بر خود گماشته و نخستین نشانه آن این که هوا و هوس را از دل برداشته. حق را ستاید و به کار بندد، و کار نیکی نیست که ناکرده گذاشته، و در جایی گمان فایده ای نبرده جز که به رسیدن آن همت گماشته . خود را در اختیار کتاب خدا نهاده و آن را راهبر و پیشوای خود قرار داده . هرجا گوید بار گشاید و هرجا فرمان دهد فرود آید» .

این استاد دانشگاه درباره ویژگی قوت نیز چنین مطرح کرد: قوت یعنی این که توانایی پیشبرد درست کار، صبر لازم، دل بزرگ، تحمل فراوان و شجاعت لازم را داشته باشد. امام علی (ع) در این باره در ضمن خطبه ۱۷۳فرموده است: «أیها الناس إن أحق الناس بهذا الامر أقواهم علیه؛ ای مردم، سزاوارترین مردمان به کار حکومت قوی ترین آنان بدان است» .

او درباره سلامت نیز بیان کرد: سلامت داشتن یعنی فرد، دنیاطلب، دروغگو، خودرأی، قدرت پرست، سازشکار، تنگ نظر، خشونت ورز، بی ادب، کینه توز، ریاکار، بی حیا، پرده در، خیانتکار، لجوج، خودشیفته، پیمان شکن و حسود نباشد. پاک دست، خوش اخلاق و اهل رفق و مدارا باشد. امیرمؤمنان (ع) در این امر هشدارها داده و خود به شدت مراقبت می کرده است. در آموزه ای که در کلام ۱۳۱ نهج البلاغه وارد شده حضرت فرموده است: «شما خوب می دانید که نه جایز است بخیل بر ناموس و جان و دارایی ها و احکام مسلمانان سرپرستی یابد و زمامداری آنان را عهده دار شود تا در مال های آنان حریص گردد، و نه نادان تا به نادانی خویش آنان را به گمراهی بَرَد ، و نه ستمکار  تا به ستم عطای آنان را بِبُرَد، و نه حیف و میل کننده اموال تا به مردمی ببخشد و مردمی را محروم سازد ، و نه آن که به خاطر حکم، رشوه ستاند تا حقوق را پایمال کند، و آن را چنان که باید نرساند ، و نه آن که سنت را ضایع سازد و امت را به هلاکت دراندازد» .

او با اشاره به به ادامه بیانات حضرت خطاب به مالک اشت که «وقتی می خواهی کسی را به کار بگیری، در کار کارگزارانت دقت کن و با آزمون های لازم، آنها را به کار بگیر» گفت: می توان گفت اگر این بخش رعایت نشود، گناهی سخت بزرگ روی می دهد . حضرت به مالک با تأکید فرموده است که مبادا کسی را بر پایه دوستی، پیوند و بخشش و  از روی دلخواه خودت بر سر کار بگذاری.

بر سر کار گذاردن افرادی بدون صلاحیت، خیانت است

دلشاد تهرانی تصریح کرد: حضرت در ادامه فرموده اند که «فانهما جماع من شعب الجور و الخیانه». یعنی این گونه عمل کردن شاخه هایی از جرم و خیانت است که قطعاً از گناهان کبیره است. بر این اساس بر سر کار گماردن اشخاصی بدون صلاحیت، اجازه دادن به بر سر کار آمدن این اشخاص یا دفاع از ناشایستگان، شاخه هایی از ستم و خیانت است. همچنین در عبارات حضرت مشاهده می شود که در یک حکومت، ابتدا باید افراد به طور شایسته گزینش شوند و در جای مناسب قرار گیرند و خلاف این عمل، ظلم است. امنیت شغلی باید وجود داشته باشد. برهم زدن امنیت شغلی، ظلم است. امنیت شغلی یعنی انسان ها با ضابطه بیایند و با ضابطه بروند، کرامتشان در کار حفظ شود، حرمتی شکسته نشود و آبروها ملاحظه شود.

با مجازات به موقع و به عدل مجرمان بزرگ، همه چیز درست می شود

او تصریح کرد: اگر این امور بشکند، ظلم است. اگر کارگزاری در حکومت، خیانت، دزدی، اختلاس و حیف و میل کرد، دارایی ها را به باد داد و با بی تدبیری کاری کرد که دارایی ها سوخت شود که حتی ممکن است با ناآگاهی باشد، باید پاسخگو باشند. امیر مومنان(ع) به مالک می گوید که «و تحفظ من الاعوان فان احد منهم بسط یده الی خیانه اجتمعت بها علیه عندک اخبار عیونک اکتفیت بذلک شاهدا فبسطت علیه العقوبه » یعنی نیروها و یاران خود را سخت مراقبت کن. هرگاه یکی از آنها دست خیانت باز کرد و گزارش های متعدد در اثبات جرمشان برای تو فراهم و مسلم شد که بر تو خیانت کرده است؛ به همین شواهد بسنده و مجازاتش کن. از اینجا مشخص می شود که هرگونه دست خیانت گشودن، جرم بزرگ و گناه کبیره ای است که باید مجازات شود و اگر مجرمان بزرگ، به موقع، به درستی و بر اساس عدالت مجازات شوند، همه چیز درست می شود. از لوازم یک حکومت، نظارت، بازرسی، پیگیری جدی و همه جانبه است.

ریشه سوءاستفاده نزدیکان مسوولان را باید با از میان بردن زمینه های آن قطع کرد

دلشاد تهرانی  مطلب دیگری را به عنوان یکی از مصادیق این بحث مطرح کرد و گفت: بر اساس آموزه های امام علی (ع) سوء استفاده های نزدیکان، اطرافیان و وابستگان به مسئولان از مصداق های بزرگ و جدی در این امر است. ایشان به مالک می گویند که هر مسوول و کارگزاری که بر سر کار می آید، نزدیکان، ویژگان و وابستگانی دارد که به دنبال سوءاستفاده هستند: «ثم إن للوالی خاصه و بطانه فیهم استئثار و تطاول، و قله انصاف فی معامله؛ آن گاه [ بدان ]سرپرست، ویژگان و نزدیکانی دارد که خوی برتری جستن و خودگزینی دارند و [ به حق دیگران ] دست درازی کردن و در معاملت انصاف و داددهی را کم تر به کار بستن». استئثار یعنی خودگزینی، امتیازجویی، تمامیت خواهی. دوم اینکه به دنبال تطاول یعنی دست درازی و برتری جویی هستند. سوم اینکه به دنبال کم انصافی در معاملات هستند تا به پشتوانه قدرت در قراردادها و معامله ها کم انصافی کنند. چه باید کرد؟ می فرمایند که باید ریشه ی چنین سوءاستفاده هایی را با از میان بردن زمینه‏هایش قطع کرد: «فاحسم ماده أولئک بقطع أسباب تلک الاحوال».

او در توضیح زمینه های آن اظهار کرد: به طور مثال اگر کسی بگوید که وابسته به فلان فرد است و از این رو  دیگران باید از او حساب ببرند ، منطق آموزه های امیرمؤمنان (ع) این است : «همان روز اول اعلام کن که نزدیکان، خویشان و وابستگان من، هیچ کس جز بر اساس قانون هیچ اعتباری ندارد. هرکس از جانب من توصیه آورد به دیوار بکوبید». حرفی که اوایل انقلاب، امام(ره) زدند قریب به این که هرکس از جانب من توصیه آورد به دیوار بکوبید و زیر پا بگذارید. بعد اگر یک نفر از آنها امتیاز جویی و خلاف قانون کرد، داغش کنید. همان کاری که امام(ع) با عقیل کرد. برای اینکه عقیل گفت من برادر حاکم هستم و باید امتیاز ویژه داشته باشم.

او با اشاره به سخن حضرت در ادامه این مطالب تصریح کرد: حضرت در ادامه فرموده خود به مالک نمونه می دهند که «مبادا زمینی به حواشیت واگذار کنی». مثلا کارخانه ای به قیمت ارزان تر یا مشابه آن. مبادا چنین کاری کنی و مبادا آنها طمع کنند و بروند به پشتوانه تو قراردادی ببندند و ظلم کنند. مثال هایی از این دست می زنند و بعد می فرمایند که «سود و بهره اش برای آنهاست و ننگش در دنیا و آخرت برای تو».

حکومت باید شفاف باشد

دلشاد تهرانی افزود: خط حاکم دیگر این  است که حکومت باید شفاف باشد. هرجا روابط پنهانی، پنهان کاری، قراردادهای پنهان و رفت و آمدهای پنهانی وجود دارد، فساد و خیانت هم هست.

اگر درآمدها و هزینه ها روشن نباشد، قطعا فساد پیش می آید

او با بیان اینکه عدم شفافیت بستر ساز فساد است، گفت: همه چیز جز اسرار نظامی باید شفاف باشد، مثلا درآمدها و هزینه ها باید روشن باشدکه اگر نباشد، قطعاً فساد پیش می آید. درآمدها، هزینه ها، معاملات و قرادادها، رفت و آمدها، حساب و کتاب ها باید شفاف باشد. به مالک اشتر فرموده اند: «فأصحر لهم بعذرک». حضرت اصطلاحی درست کرده اند به نام « اصحار ». اصحار از کلمه­ی صحرا گرفته شده است یعنی حکومت ها باید مسایلی را که از آنِ مردم است مثل  صحرا جلوی چشم آنان بگذارند تا خیانت پیش نیاید. خیانت جزء گناهان کبیره است. به همین دلیل حضرت بر شفاف سازی اصرار دارند.

عمل نکردن مسوولان به قول هایشان، گناه کبیره است

او ادامه داد: مطلب دیگری که حضرت، سخت بر آن پافشاری کردنده اند، قراردادها، پیمان ها، قول ها و قرارهاست. اگر مسوولان قولی دادند، باید عمل کنند که خلاف آن گناه کبیره است. حضرت روز دوم حکومت خود خطبه ای ایراد کرده اند که در آن برنامه حکومتی خود را توضیح داده اند و شریف رضی بخشی از آن را در خطبه ۱۶ نهج البلاغه آورده است. در آن جا فرموده اند: «ذمَّتی بما أقول رهینه, و أنابه زعیم…» یعنی من در گرو  سخنانی هستم که می گویم و  خود متکفل و متعهد آن هستم. بعد از آن به مردم وعده ای می دهند که بر این  وعده به تمام معنا ایستادند. می گویند که «واللّه ما کتمت وشمه ولا کذبت کذبه؛ به اندازه ی سر سوزنی چیزی را  از شما پنهان ندارم و هیچ نوع دروغی به شما نگویم». شفافیت کامل در حکومت و نفی هر نوع دروغی؛ دروغ مصلحتی، دروغ سیاسی و دروغ  به نفع حکومت.

شکستن پیمان، بزرگترین گناه است

این استاد دانشگاه با بیان اینکه حضرت به مالک می گوید:  «اگر پیمانی بستی، جانت را بر سر پیمانت بگذار؛ حتی با دشمن» گفت: در منطق امام علی (ع) اگر قراردادی بسته شد ، انسان باید جانش را بدهد ولی پیمانش را نشکند . شکستن پیمان، بزرگترین گناه است. در بحث پیمان شکنی حتی حضرت می گویند که «فانه لا یجتری ء علی الله الا جاهل شقی» یعنی جز آدم نادان بدبخت بدفرجام، کسی چنین گستاخی نمی کند که حرفی بزند و زیر پا بگذارد. پیمانی ببندد و بشکند.

هیچ چیز بیشتر از ریختن خون ناحق، سرآمد حکومت را جلو نمی اندازد

او تصریح کرد: مصداق دیگر از مسایل بسیار بسیار بزرگ برای همه که در حکومت، سخت تر و شدیدتر است، ریخته شدن خون بی گناه است. حکومت ها به شدت باید مراقب باشند، مبادا خون بی گناهی ریخته شود. حضرت به مالک می گویند که «ایاک و الدماء و سفکها بغیر حلها؛ تو را سخت پرهیز می دهم از خون ها و به ناروا ریختن  آنها». در ادامه می فرمایند که «فانه لیس شیی ء ادعی لنقمه و لااعظم لتبعه و لااحری بزوال نعمه و انقطاع مده من سفک الدماء بغیر حقها» یعنی هیچ چیز بیشتر از ریختن خون ناحق، کیفر الهی را برنمی انگیزد و پیامد بدفرجامی از آن بزرگ تر به دنبال نمی آورد و به برچیده شدن نعمت، سزاوار نمی سازد و روزگار را  به سر نمی رساند و سرآمد حکومت را جلو نمی اندازد.

دلشادتهرانی با اشاره به ادامه بیانات حضرت که «اولین چیزی که خدا در روز رستاخیز از بندگانش سوال می کند، خون است، گفت: بعد به مالک می گویند که «مبادا بخواهی پایه های حکومتت را با ریختن خون بی گناه محکم کنی». «فلا تقوین سلطانک بسفک دم حرام فان ذلک مما یضعفه و یوهنه، بل یزیله و ینقله….» که این کار، حکومت را تضعیف و سست و  بلکه زایل و به دیگری منتقل می کند. بعد به مالک می گویند که در این باره عذر وجود ندارد.  «ولا عذر لک عند الله ولا عندی فی قتل العمد؛ نه نزد خدا نه نزد من در ریختن خون بی گناه عذری وجود ندارد». در همانجا تاکید می کنند که اگر به ناخواه و از روی غفلت، خونی ریخته شود، به تمام معنا باید جبران شود. رضایت ها به تمام معنا کسب شود. حکومت داری خیلی سخت است و نباید سهل گرفته شود .

او مورد دیگر در بیانات حضرت را خودشیفتگی خواند و افزود: خودشیفتگی از اموری است که بهترین فرصت شیطان برای تباه کردن فرد مومن است. حضرت به مالک می گویند که «و ایـاک و الاعجاب بنفسک و الثقه بما یعجبک منها؛ تو را سخت پرهیز می دهم از خودشیفتگی و اطمینان کردن به چیزی که  تو را به خودشیفتگی وامی دارد». سپس می فرمایند : « و حب الإطراء فإن ذلک من اوثق فرص الشیطان فی نفسه لیمحق ما یکون من إحسان المحسنین؛ و تو را سخت پرهیز می دهم از دوست داشتن چرب زبانی و ستایش، زیرا چنان حالتی از استوارترین فرصت های شیطان در درون خویش است برای این که هر کار نیک را که نیکوکار کرده است از میان بردارد». این به به ها و تعریف ها خطرناک است. چنین اموری بهترین فرصت برای شیطان است که کار نیک را خراب کند و فساد و تباهی ایجاد کند.

منت گذاشتن بر سر مردم و دادن اطلاعات غلط به آنها از گناهان کبیره است

او تصریح کرد: آنچه حضرت در ادامه می گویند، نفی منت گذاری، بزرگ نمایی و خلف وعده در امور است. اینکه مسوولان حکومتی  منت بر سر مردم بگذارند، کارهایشان را بزرگ نشان دهند، اطلاعات و آمار و نمودارهای غلط به مردم بدهند. اینها از گناهان کبیره است : «إیاک و المن علی رعیتک باحسانک و التزید فیما کان من فعلک» . مورد دیگر نیز خودگزینی و امتیازجویی است.

امتیازجویی مسوولان در حقوق عمومی و قوانین بر مردم از گناهان کبیره است

دلشاد تهرانی ادامه داد: اگر در حکومت، زمامداران و مسوولان، خود را بر مردم ترجیح دهند و در حقوق و قوانین بر مردم، امتیاز جویی کنند، نیز از مصداق های برجسته گناهان کبیره است. حضرت به مالک گفتند که «مبادا در آن چیزی که همه برابر هستند -مثلاً در برابر قانون یا حقوق عمومی- برای خودت امتیازی قایل باشی» : «و إیاک و الاستئثار بما الناس فیه أسوه» . به فرض  اگر مدیر ارشدی جرمی مرتکب شده باشد، اما به دلیل اینکه مدیر ارشد است، او را دادگاهی نکنند، ملاحظه اش را کنند. این یکی از گناهان کبیره و غیر قابل بخشش است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه امیر مومنان(ع) برای مردم، حقوقی را تعریف کرده است، گفت: به طور مثال مردم حق تعیین سرنوشت خود را دارند.  مردم حق دارند که از همه ی آزادی ها جز آزادی تعدی برخوردار باشند. جز تعدی، مردم از حق همه آزادی های نظر دادن، انتقاد کردن و دادخواهی کردن برخوردارند. مردم حق دارند در امنیت باشند و حق دارند کرامتشان حفظ شود. مردم حق دارند خوب زندگی کنند و حق دارند که از همه چیز آگاه باشند. آنان که به این حقوق تعدی می کنند مجرم هستند.

در نگاه امیر مومنان(ع) حکومت باید درست شود تا جامعه هم درست شود

او تصریح کرد: باید مشخص شود چقدر باید درباره حکومت و رفتار حکومتی حساس بود. امیر مومنان(ع) در اوایل حکومت خود وقتی که از مدینه به ناچار به عراق آمد، «ابوالاسود دوئلی» را به عنوان قاضی بصره گذاشت. او بسیار کوتاه قضاوت کرد و حضرت عزلش کرد. ابو الاسود نزد امام رفت و اعتراض کرد که  من نه جنایتی کرده ام و نه خیانتی، برای چه من را عزل کرده ای؟ حضرت فرمود که «انی رایت کلامک یعلو کلام خصمک»: دیدم که در جایگاه قضاوت، صدایت را بر یکی از طرفین دعوا بلند کردی.  قاضی جرأت کرده صدایش را مثلا بر متهم بلند کند . به این دلیل عزل شده است.  هر وقت حکومت ها به این سمت رفتند، جامعه هم درست می شود. اصلاً در نگاه امیر مومنان(ع) حکومت باید درست شود تا جامعه هم درست شود؛ البته با توجه با این که رابطه حکومت و مردم دوسویه است و به بیان امام (ع) در خطبه ۲۱۶: «مردمان بسامان نمی شوند مگر به بسامانی زمامداران، و زمامداران بسامان نمی شوند مگر به راستی و درستی مردمان» . حضرت ابتدا بسامانی زمامداران را مطرح کرده است.

دلشاد تهرانی با بیان اینکه برای جلوگیری از رخ دادن این گناهان کبیره، همه مسوول هستند، گفت: یکی از کارهای زیبای علی (ع) این بود که به طور معمول وقتی کارگزار می فرستاد، دو تا نامه به او می داد؛ یک نامه برای این که چگونه کار را اداره کند، یک نامه هم می داد که برای مردم بخواند، برای اینکه مردم بدانند که چگونه باید اداره شوند، مطالبه کنند و بخواهند و نظارت کنند. امیر مومنان(ع) از نظارت مردمی بسیار بهره برد.  از نمونه های زیبای آن ماجرای سوده همدانی است . او از بانوان برجسته و از یاران استوار امام علی (ع) بود که در پیکار صفّین نیز حضرت را همراهی کرده و درجایگاه تبلیغات جنگ به حضرت یاری رسانده است. ابن طیفور، از عالمان برجسته اهل سنت، در گذشته به سال ۲۸۰ هجری، کتابی دارد به نام بلاغات النساء که در آنجا از قول سوده همدانی داستانی را روایت کرده است.

او ادامه داد: سوده می گوید که کارگزار امام در منطقه ما –یمن- ستمی بر ما روا داشت. من رفتم نزد امام(ع) و وارد دار الاماره شدم. علی(ع) مشغول نماز بود.  نماز را تمام کرد و احوالپرسی کرد و از من پرسید چه شده؟ گفتم کارگزار شما چنین کرده است. تا این را گفتم علی(ع) شروع به گریستن کرد. گفت که «خدایا تو شاهد هستی من کسی را نگذاشتم بر سرکار که به مردم ظلم کند». کاغذی برداشت. آیاتی از قرآن را نوشت و یک جمله هم اضافه کرد که وقتی نامه به دستت رسید، متوقف! تا ماموران من برسند. نامه را به من داد و گفت برو. آمدم نامه را به دست کارگزار دادم. ماموران امام هم رسیدند و حسابرسی کردند و  عزلش کردند. بعد از آن جمله ای می گوید که «دیگر در منطقه ی ما ظلمی دیده نشد». می توان نتیجه گرفت که اگر نسبت به ظلم در حکومت این چنین حساسیتی وجود داشته باشد و به درستی نظارت و کنترل و اقدام شود بسیار از امور درست می شود.

منتشر شده در گفتار
صفحه1 از2
بازگشت به بالا