آیت‌الله‌موسوی تبریزی در گفت‌وگو با «آرمان

آرمان- روح‌ا... کرمانی: آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی از جمله شخصیت‌هایی است که می‌توان آنها را تاریخ زنده انقلاب نامید. او از جمله مبارزان شناخته شده قبل از انقلاب بوده و از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب در سطوح مختلف مدیریتی و در جایگاه‌های حساس خدمت کرده‌ است. نکته قابل تامل درباره آیت‌ا... موسوی تبریزی این است که او در تمام مراحل انقلاب هرگز از فضای درس و بحث حوزوی دور نبوده و حضور مداوم در حوزه علمیه قم از او شخصیتی علمی در کنار وجه سیاسی‌اش به‌وجود آورده است. در فرصتی که دست داد پای سخن او نشستیم و درباره مسائل مختلف سیاسی و تشکیل کابینه دوزادهم گفت‌وگو کردیم. آیت‌ا... موسوی تبریزی درباره کابینه اول روحانی اعتقاد دارد: «آقای روحانی در دوره اول ریاست جمهوری خود نتوانست به صورت کامل خواسته‌های مردم را جوابگو باشد و مشکلات آن را حل کند، البته موانع زیادی هم پیش پای رئیس جمهور در راستای تحقق وعده‌هایش وجود داشت.» او این مشکلات را به مدیریت دولت‌های نهم و دهم مربوط می‌داند و می‌گوید: «همگان شاهد بودیم که تمام همت و تلاش دولت یازدهم برای آواربرداری از مشکلات دولت‌های نهم و دهم صرف شد.» در ادامه گفت‌وگوی آیت‌ا... سیدحسین موسوی تبریزی را با «آرمان» می‌خوانید.

با توجه به اینکه آقای دکتر روحانی در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری به پیروزی رسیدند، توصیه شما به رئیس جمهور منتخب در دوره جدید چیست؟

در ابتدا از مجموعه آقای عبداللهی در تهران و قم که در طول انتخابات به واقع تلاش زیادی برای معرفی خدمات دولت کردند، صمیمانه تقدیر و تشکر دارم. بنده توصیه خاصی به آقای روحانی ندارم و هیچ تقاضایی هم از ایشان نکردم. با اینکه دوستان آقای روحانی در زمان انتخابات به قم آمدند و در منزل بنده جلسات متعددی داشتیم و همکاری‌های زیادی انجام دادیم، بنده حتی از ایشان هم تقاضایی نکردم، معتقدم آقای روحانی مسلما در ابتدا برای خدا و برای مردم و برای خودش هم که شده، می‌خواهد در این 4 سال یک یادگاری خوبی از خود به جای بگذارد. آقای روحانی کاملا می‌داند پایگاه 24 میلیونی رایی که آورده است کجاست. فردی که به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم بر مسند امور می‌نشیند، مسئولیت بسیار بزرگی بر گردن دارد، او باید در روز قیامت پاسخگوی عملکرد خود در برابر پروردگار باشد، ما هم که این فرد را تایید کردیم باید در برابر مردم و پروردگار پاسخگو باشیم. بی‌تعارف عرض می‌کنم 80درصد مردم با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی بسیاری در جامعه وجود دارد، بیکاری غوغا می‌کند، آقای روحانی بیشتر از ما این مطالب را می‌داند و با اطلاع آمده است، اصلاح‌طلبان هم دقیقا توقع رفع همین مشکلات را از رئیس جمهور دارند، پس دیگر من چه توصیه‌ای می‌توانم به رئیس جمهور داشته باشم جز تلاش برای رفع مشکلات مردم. بنده بنا بر تجربه‌ای که از ابتدای پیروزی انقلاب در سمت‌های مختلف دارم، چه به عنوان دادستان کل کشور و چه به عنوان نماینده مجلس و بعد از آن هم حضور در قم و کارهای سیاسی دیگر، از مردم دور نبودم و با مشکلات مردم آشنا هستم، آنچه تجربه چند ساله بنده ثابت کرده این است که مردم عقد اخوت و برادری با کسی نبسته‌اند، هر گروه و جناحی که در جهت رفع مشکلات آنان قدم بردارد، به آن جریان روی خواهند آورد. اصلاح‌طلبان با توجه به عنوانی که دارند، در این زمینه بیشتر مطالبه داشته و دارند. آقای روحانی در دوره اول ریاست جمهوری خود نتوانست به صورت کامل خواسته‌های مردم را جوابگو باشد و مشکلات آن را حل کند، البته موانع زیادی هم پیش پای رئیس جمهور در راستای تحقق وعده‌های خود بود، بالاخره مشکلات انباشته‌ای از دولت‌های نهم و دهم به دولت آقای روحانی به ارث رسیده بود، از جهت مالی هم دولت با مشکلات عدیده‌ای مواجه بود، این مسائل باید یکی پس از دیگری حل شود، همگان شاهد بودیم که تمام همت و تلاش دولت یازدهم برای آواربرداری از مشکلات دولت‌های نهم و دهم صرف شد. هنوز هم مشکلات وجود دارد ولی با توجه به اینکه دولت مقدمات رفع مشکلات را فراهم کرده است، امیدواریم که در دولت دوازدهم وضعیت عمومی جامعه و مردم بهتر شود.

آقای رئیس جمهور در صحبت‌های خود تاکید دارد که رقابت‌های انتخاباتی تمام شده و باید با همدلی نسبت به رفع مشکلات مردم اقدام کنیم، اما برخی هنوز از انتخاب مردم عصبانی هستند، نظر جنابعالی در این رابطه چیست؟

من اصلا رقابت را دشمنی حساب نمی‌کنم، واقعا دشمنی هم نیست، بنده با آقای روحانی رفاقت 50 ساله دارم، با هم آمدیم قم، با آقای رئیسی هم رفیق هستم، البته سن آقای رئیسی خیلی کمتر است. جالب است بدانید بعد از پیروزی انقلاب، اولین حکم را به عنوان دادستان کرج بنده به ایشان دادم. آقای رئیسی قبل از آن حکم دادیاری در همدان داشت. ایشان یکی از اعضای فعال کمیته قضایی بود، در سال 60 به مدت سه سال دادستان کرج بود، بعد آمد تهران، بنده تا سال 63 که این مسئولیت را بر عهده داشتم، چیز بدی از ایشان نشنیدم و ندیدم، هم مودب بود هم معتدل و به هیچ عنوان روحیه خشن و تند نداشت. با دیگر آقایان کاندیدا هم آشنایی دارم. به هر صورت اقتضای دوره انتخابات ایجاب می‌کند که کاندیداها تلاش کنند تا تنور انتخابات داغ شود، شاید کاندیداها سخنانی بگویند که کاملا مخالف یکدیگر باشد، اما این صحبت‌های برای زمان انتخابات است و بعد از آن رقابت باید تبدیل به رفاقت شود و همه باید برای رفع مشکلات مردم تلاش کنند.

این روزها بحث انتخاب کابینه و چینش وزرا داغ است، در این راستا شاهد گمانه‌زنی‌های مختلفی در رسانه‌ها هستیم که بعضا با واقعیت هم منطبق نیست، برخی معتقدند این گمانه‌زنی‌ها شاید برای فشار به رئیس جمهور باشد، نظر شما در این خصوص چیست؟

آقای روحانی برای تعیین وزرا باید دستش باز باشد و باز هم هست. اینکه بعضا در رسانه‌ها مطرح می‌شود که فلان وزیر با نظر رهبری انتخاب می‌شود، حتی اگر از طرف دوستداران رهبری هم مطرح شود، به نوعی ظلم به ایشان است. رئیس جمهور در انتخاب کابینه کاملا آزاد است و مجلس هم در تحقیق و تفحص از وزرا و بررسی سوابق و کارنامه آنان در رای اعتماد به کابینه کاملا آزاد است، معتقدم وقتی نام رهبری در اینجا مطرح می‌شود، به طور حتم در تصمیم مجلس تاثیر دارد، البته دفتر رهبری با هوشیاری در این زمینه اطلاعیه‌ای صادر کرد که بسیار بجا بود و جلوی سوء استفاده‌ها را گرفت. به هر صورت طبق قانون اساسی رهبری به مسائل کلان از جمله سیاست‌های خارجی و دفاعی نظارت دارد، اما اینکه بگوییم فلان وزیر را رهبری معین کرده است، به نظرم کار درستی نیست، چرا که اگر وزیری را به واقع رهبری تعیین کرده باشند، دیگر رای دادن یا ندادن مجلس به این وزیر کمی بی‌معنا می‌شود، در صورتی که به هیچ عنوان چنین نیست، به طور مثال می‌گویند وزیر خارجه را رهبری معین می‌کند، همگان شاهد بودیم که همین وزیر خارجه در خصوص برجام در مجلس مورد هجمه‌های شدیدی قرار گرفت، اگر واقعا رهبری آقای ظریف را تعیین کرده بود، ایشان می‌توانست به مجلس بگوید که مسئولیت بنده با رهبری است و عملکرد من به مجلس ارتباطی ندارد. در صورتی که می‌بینیم دست نماینده‌ها در تحقیق و تفحص از برجام باز است. معتقدم مطرح کردن نام رهبری اصلا به صلاح نبود و از طرف هر کسی که بوده ولو اینکه به عنوان علاقه به رهبری باشد، یک بی‌سلیقگی بود.

پایگاه رای 24 میلیون آقای روحانی اصلاح‌طلبان هستند و طبیعی است که در چینش کابینه خواسته‌هایی را از رئیس جمهور داشته باشند، نحوه بیان این مطالبات چگونه باید باشد؟

اصلاح‌طلبان باید مطالبات و خواسته‌های خود را در خصوص چینش کابینه و انتخاب وزرا، در قالب شرایط وزیر مطلوب به رئیس جمهور پیشنهاد دهند، نه اینکه آن را به عنوان شخص یا فرد خاص به رئیس جمهور تحمیل کنند. البته اصلاح‌طلبان این کار را نمی‌کنند و به صلاح هم نیست که چنین کاری انجام دهند. همان‌طور که عرض کردم آقای روحانی در انتخاب وزرا باید آزاد باشد، در اینکه پایگاه رای آقای روحانی اصلاح‌طلبان هستند، حرفی نیست.

بعد از انتخابات ریاست جمهوری مباحثی مطرح شد مبنی بر اینکه انتخاب و رای مردم در برخی شئون جوامع اسلامی جایگاهی ندارد، نظر شما در این رابطه چیست؟

در تمام دنیا و در مجامعی که پیشرفت کرده‌اند، شاید صدها تجربه را پیش برده‌اند و در آخر رسیده‌اند به این مطلب که جز اطاعت از نظر اکثریت مردم، راهی برای اداره کشور نیست، یعنی هر راهبرد دیگری بجز رای اکثریت مردم در اداره جامعه، به بن بست می‌رسد. در انتخابات هم امکان اجماع صد در صدی وجود ندارد، اجماع در رای اکثریت معنا می‌شود، البته اینکه وقتی اکثریت کسی را انتخاب کردند، معنای آن این نیست که اقلیت حقی ندارد. ممکن است اقلیت اعتراض معقولی داشته باشد و این اعتراض به جایی برسد که بخشی از اکثریت را با خود همراه نماید و در انتخابات بعد آرای مردم به نماینده آن اقلیت داده شود. تا کنون برای اداره جوامع پیشنهادی بهتر از انتخابات داده نشده است. در اوایل سال 68 که قانون اساسی بازبینی می‌شد، آیت‌ا... مشکینی به عنوان رئیس خبرگان و رئیس گروهی که امام تعیین کرده بود برای بازنگری قانون اساسی، نظر امام را در خصوص متمم قانون اساسی و شرط مرجعیت برای رهبری خواسته بود. امام در جواب این نامه می‌نویسد، «ما که نمی‌توانیم نظام اسلامی‌مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی‌مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط «مرجعیت» لازم نیست. مجتهد عادل مورد تایید خبرگان محترم برای سراسر کشور کفایت می‌کند. اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولیّ منتخب مردم می‌شود و حکمش نافذ است. در اصل قانون اساسی من این را می‌گفتم، ولی دوستان در شرط «مرجعیت» پافشاری کردند، من هم قبول کردم. من در آن هنگام می‌دانستم که این در آینده نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست». توجه کنید، امام تاکید می‌کند اگر اکثریت مردم افرادی را برای خبرگان انتخاب کنند و آنان به عنوان نماینده مردم مجتهد عادلی را برای رهبری برگزینند، ایشان رهبر مردم خواهد بود و حکمش نافذ است، یعنی این انتخاب باعث نفوذ حکم رهبری می‌شود، در صورتی که قبل از انتخاب به عنوان رهبری، آن فرد مجتهد عادل بوده، ولی حکمش نافذ نبوده است.

بعد از انتخابات شاهد بودیم گروهی که به نوعی شکست خورده بودند، بحث تشکیل دولت در سایه را مطرح کردند. به طور کلی طرح چنین مباحثی آیا می‌تواند کمکی به حل مشکلات مردم و پیشبرد امور داشته باشد؟

به نظر من اینها شایعاتی است که می‌خواهند بر اساس آن آقای روحانی را تحت فشار قرار دهند. اگر دولت در سایه به این معنا باشد که افراد صاحب فکر و ایده در قالب یک کار کارشناسی، پیشنهادات خود را برای مدیریت کشور به آقای رئیس جمهور بدهند، که این مساله همیشه بوده و هست و اتفاقا ضروری است. اما اگر معنایش این است که دولت آقای روحانی یک دولت ظاهری است و پشت پرده عده‌ای هر چه می‌گویند و تصمیم می‌گیرند باید اجرا شود، غیر قابل قبول و باور است، چرا که آقای روحانی زیر بار چنین مباحثی نمی‌رود.

یکی از نقاط قوت دولت یازدهم، حوزه سیاست خارجی بوده و برجام به عنوان نقطه اوج آن به شمار می‌رود. با توجه به کارشکنی‌های اخیر آمریکا در موضوع برجام و همچنین مساله گروه‌های تروریستی در منطقه، سیاست خارجی دولت آینده باید به چه سمتی باشد؟

در یک کلام به سمت عقلانیت. در این رابطه نظام سرمایه‌گذاری زیادی کرده است، زحمات زیادی کشیده شده تا آن فضای ایران‌هراسی که در دنیا ایجاد شده بود، شکسته شود. امروز نگاه دنیا به ایران عوض شده است و باید تلاش شود که این سرمایه حفظ شود، همه مسئولان باید در این مساله اجماع داشته باشند، چرا که اگر چنین باشد به مردم ایران ظلم کرده‌اند، این مردم از سال‌های دور روحیه فرهنگی و انسانی داشته‌اند، سیاست خارجی ما باید به این سمت باشد که ملت ایران را همان‌طوری که هست به دنیا معرفی کنیم، مبالغه هم نیاز نیست. ایران کشوری بوده است که مغزها را به سراسر دنیا صادر می‌کرده ولی الان فرار می‌دهیم، البته همین فراری‌ها هم موجب تبلیغ ایران در خارج از کشور می‌شوند. امروز مهم‌ترین وظیفه در سیاست خارجی این است که جایگاه مردم ایران را در دنیا بالا ببریم، اقدامات خوبی انجام شده ولی هنوز به صورت کامل غبارزدایی نشده است، ادامه این روند موجب توسعه و پیشرفت ایران اسلامی خواهد شد.

احزاب سیاسی یکی از ارکان دموکراسی به شمار می‌روند و دموکراسی بدون حزب تحقق پیدا نمی‌کند. با توجه به اینکه حزب فراگیری در کشور نداریم و احزاب آن‌چنان که باید و شاید پا نمی‌گیرند، آینده دموکراسی در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سال‌های دراز دیکتاتوری در مملکت ما حاکم بوده است. فرهنگ دیکتاتوری، منیت، خودمحوری، غرور و تکبر باعث غفلت می‌شود، غفلت در درجه اول به خود شخص ضرر می‌زند و بعد به دیگران. در جامعه ما با اینکه از زمان مشروطه دم از رای و انتخاب و مجلس و اینها زده‌ایم، ولی باز هم همین روحیه نگذاشته است که فرهنگ منیت از جامعه ما رخت بربندد. بالاخره حضور احزاب قوی و دموکراسی و مردمسالاری منافع قدرت‌های بزرگ خارجی و وابستگان داخلی آنها را به خطر می‌اندازد، در همان زمان مشروطه هم شاهد بودیم که قدرت‌های بزرگ دنیا به دنبال استعمار کشورهای نفت خیز بودند و همین مساله باعث شد که حرکت‌های مشروطه و بعد از آن در زمان مصدق و آیت‌ا... کاشانی که واقعا آگاهانه بود، با مشکل مواجه شود و همین قدرت ها، کشمکش‌های داخلی بین افراد صاحب نفوذ راه‌انداختند. هنوز هم ملت ایران تاریخ واقعی زمان دکتر مصدق و آیت‌ا... کاشانی را نمی‌دانند، شاید یک وقتی اسنادی به دست بیاید و مشخص شود که بیگانگان و برخی از وابستگان داخلی آنها چه خیانت‌هایی به این کشور و ملت کرده‌اند. بعد از پیروزی انقلاب هم این مسائل پیش آمده است، آنچه مسلم است اینکه متاسفانه در جامعه ما هنوز خودمحوری حاکم است. برای مثال فردی بهترین تخصص‌ها و عالی‌ترین رتبه‌های علمی را کسب می‌کند، ولی هنوز خودخواهی را به همراه خود دارد و می‌گوید هر چه من می‌گویم درست است، این متاسفانه در فرهنگ ما هست، لذا می‌بینیم که احزاب خیلی خوب تشکیل شده ولی نتوانسته‌اند پایدار بمانند. به عنوان مثال حزب جمهوری اسلامی. این حزب با حضور افراد سرشناس و طراز اول تشکیل شد ولی در کمتر از یک‌سال از درون به سه گروه تقسیم شدند. یک گروه که در آن زمان به خط امامی‌ها معروف بودند مثل آقایان بهشتی، موسوی و... یک بخشی هم طیف موتلفه که آن موقع هنوز ثبت نشده بود و در درون حزب جمهوری اسلامی فعالیت می‌کرد و بخش دیگر آقای جاسبی، ولایتی و تحصیلکرده‌های خارج بودند. در زمانی که آقای خامنه‌ای دبیر کل حزب بود خدمت ایشان رسیدم، گفتم این چه حزبی است که دو گروه عضو آن آن‌قدر از هم بد می‌گویند که گویی با هم دشمن هستند؟ در ابتدا آقای موسوی دبیر اجرایی بود، بعد رسید به آقای جاسبی، بعد از آقای جاسبی آقای بادامچیان دبیر شد. اختلافات به جایی رسید که احساس شد دامن این اختلافات شاید به انتخابات هم برسد و تاثیرگذار باشد. لذا امام فرمود که حزب جمهوری اسلامی باید منحل شود. آقای هاشمی خدمت امام رفت و گفت شما دستور انحلال حزب را ندهید، ما خودمان حزب را تعطیل می‌کنیم که تعطیل هم شد. جامعه روحانیت مبارز تهران یک نمونه بارز دیگر همین مساله است. در این جامعه افراد بزرگی بودند، مثل آیت‌ا... مهدوی کنی، شاه آبادی، انواری، موسوی خوئینی‌ها، کروبی و... . یک دفعه اختلافات زیادی در بین آنها ایجاد شد، خدمت امام رفتند و اعلام کردند که دیگر نمی‌توانیم با هم کار کنیم و از هم جدا شدند. یک بخشی شد مجمع روحانیون و یک بخش شد جامعه روحانیت. یک روز آقای کروبی با همین مجمع روحانیون اختلاف پیدا کرد و رفت حزب اعتماد ملی را تاسیس کرد و نمونه‌های زیاد دیگر. این پیشامدها باعث می‌شود که احزاب قدرتمند جلو نروند، به نظر من که 8 سال ریاست خانه احزاب را بر عهده داشتم و تقریبا مورد قبول همه طیف‌های سیاسی بودم، تنها عیب ما خودخواهی است. می‌گوییم حالا که مرا دبیر کل نکردند، پس باید این حزب از بین برود، این روحیه باعث می‌شود که احزاب 5 نفره داشته باشیم. از طرف دیگر، عده‌ای به خاطر منافع خودشان از حزب گسترده و فراگیر می‌ترسند. احزاب قدرتمند، مطبوعات و مردم آزاد می‌توانند جامعه را از این همه مفاسد مصون دارند.

بعد از روی کار آمدن دولت آقای روحانی شاهد شکل‌گیری گفتمان اعتدال، اصلاحات و عقلانیت در عرصه سیاسی ایران هستیم، نظر جنابعالی در خصوص این گفتمان چیست؟

گفتمان اعتدال در جامعه ما یک ضرورت است و باید تلاش کنیم این گفتمان را تبیین و حفظ کنیم. اعتدال یعنی عقلایی عمل کردن، یعنی قبل ازفکر کردن تصمیم نگرفتن، به نظر من فرد معتدل یعنی فرد منطقی. هر گاه بدون عصبانیت، خودخواهی و عجله تصمیم گرفتیم، یک فرد معتدل هستیم. معتدل که شدیم، عقلانیت پیش می‌آید، در این صورت هر اقدامی که انجام می‌دهیم، بر اساس کینه، دشمنی، خودخواهی، تزویر و ریا نیست. با این تعاریف، هیچ کس نمی‌تواند بگوید که اعتدال بد است، بلکه به نظر من اعتدال یک ضرورت است.

بی‌شک خاستگاه جریان احمدی‌نژاد اصولگرایی بود و در دولت‌های نهم و دهم شاهد بودیم که اصولگرایان تمام و کمال از این جریان حمایت کردند، آیا امروز این جریان نباید مسئولیت خسارت‌های سنگینی که در طول 8 سال به کشور وارد کرده‌اند را بپذیرد؟

صد البته همین‌طور است، اما بالاخره هر کسی می‌خواهد خود را تبرئه کند، ذات انسان این گونه است. این مساله نیز ریشه در خودخواهی دارد. همین جریان و آدم‌ها در زمان احمدی‌نژاد تمام و کمال از ایشان و اقداماتی که انجام داد حمایت کردند. اینکه ما بگوییم حالا که احمدی‌نژاد راس کار است، پس هر کاری می‌کند درست است و باید از آن حمایت کنیم، یعنی خودخواهی، یعنی اینکه عقلانیت در این تصمیم‌گیری جای خود را به خودخواهی داده است. اگر در عصبانیت، قدرت و غرور، عقلانیت نباشد، می‌شود شهوت، ولی اگر عقلانیت باشد، انسان از ملائکه هم بهتر می‌شود. متاسفانه جریان احمدی‌نژاد، از آخوند، حوزه و دین هم سوء استفاده کرد. مثلا این آقا آمد و گفت که ساعت‌های رسمی کشور را نباید جلو و عقب بکشیم به نماز مردم ضربه می‌خورد، هیچ کسی هم نگفت که جلو و عقب رفتن ساعت چه ربطی به نماز دارد، اینکه ساعت 12 یا یک اذان بگویند، چه ارتباطی به نماز دارد؟ کدام مرجع تقلید با ساعت نماز می‌خواند؟ اذان با طلوع آفتاب، ظهر و مغرب آقامه می‌شود. این آقا با این اقدام خود می‌خواست بگوید که من مقدس هستم، می‌خواست خود را به مراجع و علما و مقدسین نزدیک کند. وقتی عقلانیت حاکم نباشد، انسان به جایی می‌رسد که از مقدسات هم به خاطر نفسانیات خود استفاده می‌کند، دیگر فکر نمی‌کنیم که این اقدام ما مقدسات را نابود می‌کند. این فرد حتی اگر دروغ هم نگوید، از خودخواهی زیاد توهم پیدا می‌کند، می‌شود جریان هاله نور، در مقابل یک عالم عالیقدری مثل آیت‌ا... جوادی آملی می‌نشیند و آن حرف را می‌زند، چنان مغرورانه که فکر می‌کند آیت‌ا... جوادی قبول کرده است. بعضی افراد خودخواه هستند، اما عقلانیت دارند، اینها بهتر هستند، اگر خودخواهی باشد اما عقلانیت نباشد، کارهایی می‌کنند که یک جامعه را به نابودی می‌کشند. تاریخ ایران درآمد نفتی که دوران احمدی‌نژاد داشتیم را به خاطر ندارد، از سوی دیگر در تاریخ ایران ضربه‌ای که از نظر اقتصادی در این دوره کشور به دلیل بی‌عقلی و بی‌فکری خورده را تجربه نکرده است. به هر صورت جریان اصولگرا هم که احمدی‌نژاد را سرکار آورده، نمی‌خواهد این همه خسارت را بپذیرد. البته بعضی از عقلای اصولگرایی مثل آقای مطهری خیلی زود متوجه شدند خط خودشان را از این جریان جدا کردند. اما بعضی در این مسیر کوتاهی کردند و برخی هنوز هم از این جریان پشتیبانی می‌کنند، این افراد باید در پیشگاه خداوند و مردم پاسخگو باشند، البته کسانی که هنوز بر این اشتباه خود اصرار می‌کنند و عمدا می‌خواهند کشور را به سراشیبی سقوط بکشانند، از سوی مردم طرد خواهند شد.

نظام جمهوری اسلامی راه را برای ورود زنان به عرصه‌های مختلف مدیریتی از جمله وزارت، باز گذاشته است اما این مساله توجه بیشتر دولتمردان را می‌طلبد، تا آغاز به کار و چینش کابینه دوازدهم زمان زیادی باقی نمانده است، نظر شما در خصوص حضور زنان در کابینه دوازدهم چیست؟

حضور زنان در عرصه‌های مختلف از نظر شرعی هیچ منعی ندارد. یعنی زنان حتی می‌توانند رهبر و رئیس جمهور شوند، اگر شرایط لازم را داشته باشند. اگر یک زن متدینی آمد و از لحاظ علمی به درجات بسیار بالایی رسید و از بقیه اعلم شد، ایشان می‌تواند مرجع تقلید باشد. در آیات و روایات هیچ دلیلی بر اینکه زن نمی‌تواند رهبر، رئیس‌جمهور یا قاضی شود، نداریم. یکی دو روایت ضعیف از اهل تسنن نقل شده که چندان معتبر نیست. لذا حضور زنان در عرصه‌های بالای مدیریت از جمله وزارت هیچ منعی ندارد و اگر شرایط لازم را داشته باشند، آقای روحانی حتما باید از آن استفاده کند.

منتشر شده در گفتار
جمعه, 02 تیر 1396 14:35

نقش مردم در تعیین حاکم

تحلیلی از مجمع مدرسین و محققین حوزه علیه قم

بسمه تعالي
به دنبال سخنان جناب آقای روحانی رئیس جمهور محترم در مراسم افطار با اهالی رسانه و مطرح کردن خطبه 92 نهج البلاغه، اعتراضاتی صورت گرفت که مگر با حضور امام معصوم حقی برای مردم در تعیین حاکم باقی می ماند؟ در حالی که در خطبه مذکور طبق بیان رئیس جمهور: «حکومت علی(ع) با خواست و اصرار مردم تشکیل شد و این در حالی بود که ایشان در برابر اصرار مردم به آنها فرمودند که حکومت عدل من برای شما سنگین است و باید به سراغ فرد دیگری بروید»، اما در عین حال این را نیز گفتند «که اگر شما مردم فرد دیگری را انتخاب کنید، و لعلي اسمعكم و اطوعكم لمن ولّیتموه امرکم؛ هر کس که شما او را به عنوان ولیّ خودتان و رهبر جامعه برگزینید من هم اطاعت می‌کنم، من هم می‌شنوم و اجرا می‌کنم. من در اطاعت از او که شما مردم آن را برگزیدید، اولین نفر خواهم بود» بنابر این «امیرالمومنین مبنای حکومت و فرمانروایی را رای مردم، خواست مردم و آرای مردم می‌داند.»
در اینجا چند بحث باید مورد توجه قرار گیرد
أولا این که دین در مسأله حکومت چه روشی داشته است؟
ثانیا اگر مردم به امامت کسی قائل نبودند و نخواستند او حاکمشان باشد آن امام چون از جانب خداوند تعیین شده است ، باید بر آنان حاکم باشد؟

شوون پیامبر (ص) و ائمه (ع)

محققان گفته اند پیامبر (ص) سه شأن مختلف دارند: 1) نبوت و رسالت یعنی تبلیغ و تبیین وحی الهی. 2) قضاء و داوری. 3) ریاست و حکومت و امامان معصوم (ع) نيز همین شؤونات را منهای وحی دارند.

 آنچه مسلم است در مورد تبليغ و تبيين وحي، انتخاب پیامبر (ص) و امام به دست خداوند است و مردم نقشی ندارند زيرا خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را در كجا (و به عهده چه كسي) قرار دهد. (الله اعلم حیث یجعل رسالته) (انعام / 124) اما در مورد ریاست و حکومت، مردم نیز بايد بپذیرند تا آنان به این امر اقدام کنند زيرا تا مردم همراهي نكنند، نمي توانند حكومت تشكيل دهند همانطور كه تا مردم يثرب همراهي نكردند پيامبر (ص) نمي توانستند حكومت تشكيل دهند لذا پیامبر (ص) در عقبه ثانیه با مردم یثرب که به آنجا آمده بودند بیعت کردند و بر همین أساس به مدینه هجرت نمودند و از سويي نيز اجازه تحميل ندارند؛ از پيامبر اكرم(ص) نقل شده كه به علي(ع) توصيه فرمود: «لَكَ وِلَاءُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي، فَإِنْ وَلَّوْكَ فِي عَافِيَةٍ وَ اجْتَمَعُوا عَلَيْكَ بِالرِّضَا فَقُمْ بِأَمْرِهِمْ، وَ إِنِ اخْتَلَفُوا عَلَيْكَ فَدَعْهُمْ وَ مَا هُمْ فِيه»‏؛ زعامت امتم بعد از من برای توست. اگر مردم بدون درگيري ولايت را به تو دادند و همه نيروها به آن راضي شدند، حكومت را قبول كن و اگر اختلاف كردند، آنان را رها ساز و به حال خود واگذار.(كشف المحجه، ص180) و نیز در روز بیعت که روز جمعه بود بالای منبر در حضور تمامی مسلمانان حاضر در مسجد فرمود: إِنَّ هَذَا أَمْرُكُمْ لَيْسَ لِأَحَدٍ فِيهِ حَقٌّ إِلَّا مَنْ أَمَّرْتُمْ وَ قَدِ افْتَرَقْنَا بِالْأَمْسِ‏ عَلَى أَمْرٍ وَ كُنْتُ كَارِهاً لِأَمْرِكُمْ فَأَبَيْتُمْ إِلَّا أَنْ أَكُونَ عَلَيْكُمْ أَلَا وَ إِنَّهُ لَيْسَ لِي دُونَكُمْ إِلَّا مَفَاتِيحُ مَا لَكُمْ مَعِي وَ لَيْسَ لِي أَنْ آخُذَ دِرْهَماً دُونَكُم‏ (بحارالانوار، ج32، ص8) و در نهج البلاغه نامه 6 می فرماید: وَ إِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى مَا خَرَجَ مِنْهُ فَإِنْ أَبَى قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَلَّاهُ اللَّهُ مَا تَوَلَّى‏؛ شورا از آن مهاجران است و انصار، پس اگر گرد مردى فراهم گرديدند و او را امام خود ناميدند، خشنودى خدا را خريدند. اگر كسى كار آنان را عيب گذارد يا بدعتى پديد آرد او را به جمعى كه از آنان برون شده بازگردانند، و اگر سرباز زد، با وى پيكار رانند كه- راهى ديگر را پذيرفته- و جز به راه مسلمانان رفته، و خدا را در گردن او در آرد آن را كه بر خود لازم دارد.

در برخي روايات امام را به كعبه تشبيه كرده (بحارالانوار،ج36، ص353) كه مردم بايد به سمت آنان بروند، نه اين‌كه آنان خود را به مردم تحميل كنند. بهترين گواه بر اين مطلب سيره امامان معصوم است. علي(ع) با اين‌كه حكومت را حق خود و ديگران را غاصب مي‌دانست و در خطبه شقشقيه وضعيت آن روزگاران را ترسيم كرده است، اما همراهي نكردن مردم با آن حضرت ـ به هر دليلي كه صورت گرفت، هرچند مرعوب شده بودند كه بيشتر چنين بوده است ـ موجب خانه‌نشيني ايشان گرديد و هرگز حاضر نشد براي كسب قدرت از تحمیل و ابزار ناحق استفاده كند. او مي‌توانست بيعت ابوسفيان را بپذيرد و از قدرت او براي رسيدن به حكومت استفاده كند، يا با تهديد و تطميع، عده‌اي دور خود جمع كند، كاري كه ديگران كردند؛ يا آن‌جا كه در شوراي شش نفره خليفه دوم كه پيشنهاد خلافت به آن حضرت مشروط شد به پذيرفتن سيره شيخين، مي‌توانست آن شرط را بپذيرد و به حكومت برسد، اما به آن شرط اعتنا نكند، آن طور كه خليفه سوم عمل نكرد، ولي حضرت هيچ‌گاه براي احقاق حق خود به اين‌گونه دسيسه‌ها متوسل نشد، بلكه هنگامي خلافت را پذيرفت كه مردم به خانه‌اش هجوم آوردند و خواهان خلافت ايشان بودند و سه روز بر اين امر اصرار ورزيدند. اصحاب بدر كه تا آن روز زنده بودند نزد علي(ع) آمدند و خواستار بيعت شدند (انساب الاشراف، ج4، ص559) و امام همچنان خودداري مي‌كرد و مي‌فرمود: من وزير باشم بهتر از آن است كه امير شما باشم، ولي آنان جز به بيعت با آن حضرت راضي نبودند. (تاريخ طبري، ج4، 429) بالاخره پس از سه روز، آن حضرت به مسجد آمد و مردم با ايشان بيعت كردند. (انساب الاشراف، ج2، ص210)

محققانِ اهل سنت معترفند كه تنها علي(ع) بعد از قتل عثمان، خلافتش برخاسته از خواستِ عمومي بود. (ظافرالقاسمي، نظام الحكم، ج1، ص241) همچنین در غدیر خم  پس از معرفی امیرالمومنین (ع) از سوی پیامبر (ص) از مردم خواسته شد با ایشان بیعت کنند و به صرف معرفی اکتفا نشد.

امامت و حکومت

به هر حال موضوع امامت در شیعه باید مورد بررسی قرار گیرد که آیا مرادف با حکومت است یا خیر؟

شهید مطهری در این باره می گوید: این اشتباه بسیار بزرگی است که احیانا قدما (بعضی از متکلمین) هم گاهی چنین اشتباهی را مرتکب می شدند. امروز این اشتباه خیلی تکرار می شود؛ تا می گویند امامت، متوجه مسأله حکومت می شوند. در حالی که مسأله حکومت از فروع و یکی از شاخه های خیلی کوچک مسأله امامت است و این دو را نباید با یکدیگر مخلوط کرد. (مجموعه آثار 4/858) سپس به مسأله امامت می پردازند و می گویند: آنچه در درجه اول اهمیت است، مسأله جانشینی پیغمبر است در توضیح و تبیین و بیان دین، منهای وحی (همان)

اگر مسأله خلافت تمام مسأله امامت بود، آیا ممکن بود امام از آن استنکاف کنند و بفرمایند: دعونی و التمسوا غیری و از قبول آن چشم بپوشند؟!

اساسا پیش از اسلام مردم در بهترین نوع حکومت خود از شیوه «بیعت» استفاده می کرده اند. و طبق نظر برخي از محققان «بيعت، سنتي رايج در ميان عرب بوده است.»( مكارم، و ديگران، تفسير نمونه، ج 22، ص70 و همو، انوار الفقاهه، كتاب البيع، ج1، ص518)  «حتي مي‌توان مدعي شد، بيعت، در ساير ملل نيز به گونه‌اي معمول بوده است؛ به طور غريزي قبايل مختلف هنگامي كه احساس مي‌كردند براي حفظ نظام قبيلگي خود و دفاع از منافع و مصالح خويش نياز به رئيس و فرمانده دارند، اطراف كسي كه او را براي اين كار مناسب و شايسته مي‌دانستند، گرد آمده و پس از گفت‌وگو و بيان نيازمندي‌ها و شرايط خود با دست دادن به وي، او را به عنوان رئيس خود بر مي‌گزيدند و با دست دادن، ولايت و رياست او تثبيت مي‌گرديد. (سبحاني، مباني حكومت اسلامي، ص318 ـ 319 و ر.ک: ولایت فقیه، ج1، 523) بیعت این است که بیعت کننده خود را در اختیار بیعت شونده قرار می دهد وبیعت شونده سعی می کند امور او را به صورت صحیح تدبیر کند؛ گویا بیعت کننده و بیعت شونده به کاری تجاری اقدام می کنند، زیرا هرکدام از آن ها در مقابل دیگری متعهد بر کاری می شود.(معالم الحکومه، ص 260) بعدها این شیوه انتخاب، رأی نامیده شد همانطور که امام امت فرمودند: آرای اکثریت که در صدر اسلام تعبیر می شده به بیعت با ولی مسلمین.(امام خميني، صحيفه امام، ج 20، ص409)
بنابراين بيعت به همان معناي متداول در ميان مردم، در قرآن و سنت نيز به كار رفته است و هيچ دليلي بر تغيير آن معنا در اصطلاح شرعي وجود ندارد و به همان صورت، در اسلام مورد تأييد و امضاء قرار گرفته است.(منتظري، مباني فقهي حكومت اسلامي، ج 2، ص318)

واژه بیعت در سه آيه قرآن(سوره فتح 10و 18؛ سوره ممتحنه 12) به كار رفته و تأیید شده است، و دست‌ِكم در هشت مورد پيامبر اقدام به گرفتن بيعت كرده‌اند، به همين دليل در آغاز اسلام كه طايفه «اوس» و «خزرج» در موقع حج از مدينه به مكه آمدند و با پيامبر اكرم(ص) در عقبه، بيعت كردند، برخورد آنان با مسئله بيعت، برخورد با يك امر آشنا بود.(مكارم، و ديگران، تفسير نمونه، ج 22، ص70 و همو، انوار الفقاهه، كتاب البيع، ج1، ص518) در غدیر خم نیز از مردم خواستند با علی (ع) بیعت کنند. در سخن و سیره امامان بعد نیز بیعت و شرایط آن آمده است حتی در روایات از بیعت مردم با امام عصر (عج) یاد شده است. در سیره متشرعه نیز این اقدام پسندیده بوده است نه ناپسند. البته دربارة مصاديق ايراداتي داشته‌اند، اما اصل بيعت را عملي خلاف شرع ندانسته‌اند، بلكه به آن اصرار كرده و پاي‌بند بدان بوده‌اند. به هر حال طرح مسئله بيعت در قرآن و روايات و سيره معصومان حتي اگر به عنوان جدال احسن و يا اسكات خصم باشد، اما ذكر شرايط و تأكيد بر اصول عقلايي و مردمي آن، در خور تأمل است.

مرحوم آیت الله منتظری یکی از بزرگترین شارحان احادیث امامان و به ویژه نهج البلاغه و از جمله تئوری پردازان ولایت فقیه با گرایش انتخاب از ناحیه مردم، در باره حاکمیت اهل بیت(ع) و نقش مردم در تحقق آن می نویسند: «به نظر ما شیعیان ائمه معصومین با نصب پیامبر از طرف خدا به امامت منصوب شده اند ولی تحقق عملی و فعلی زمامداری آنان بدون بیعت و خواست مردم امکان نداشت، زیرا زعامت مقبول مردم با زور معنا و امکان ندارد و با بیعت نکردن مردم با آنان هر چند مردم مرتکب خطا شده اند ولی مسؤلیت از امامان ساقط است. بنابر این در مورد ائمه معصومین(ع) تحقق حاکمیت مردمی آنان موقوف به رأی و بیعت مردم است و قبل از رأی و بیعت، حاکمیت مردمی آنان فعلیت و تحقق پیدا نمی کند. اما در مورد غیر معصومین علاوه بر تحقق و فعلیت آن، مشروعیت آن نیز موقوف به رأی و بیعت مردم است.(پاسخ به پرسش های دینی/73)

شاید بتوان گفت أساسا حکومت بر جامعه ای که از عقاید و اندیشه های مختلف تشکیل شده است، جز به شیوه ای همگان پسند مناسب نباشد. مثلا اگر یک جامعه یک دست شیعی می بود و یا اکثریت معتقد به امامت امام علی (ع) بودند، می شد گفت دیگر نیازی به رأی نیست زیرا همه به امامت آنحضرت باور دارند و بنابر این شایسته نیست کس دیگری بر جامعه حاکم باشد اما آیا همه کسانی که پس از قتل عثمان درب خانه علی(ع) آمدند به امامت آنحضرت ـ آنگونه که شیعه باور دارد ـ اعتقاد داشتند؟

البته مرحوم آیت الله منتظری معتقدند: اگر برای پیدایش امری دو شیوه وجود داشته باشد و یکی از دو شیوه نزد مردم شناخته شده تر، استوارتر و نافذتر باشد، ایجاد آن امر به هر دو شیوه موجب تأکید یافتن آن است. همان گونه که این مطلب مقتضای اجتماع چند علت بر معلول واحد است و از مباحث پیشین دانستی که امامت هم به سبب نصب خداوند پدید می آید و هم به سبب نصب امت از طریق بیعت. (ولایت فقیه، ج1، 526) همچنین شهید صدر در این باره ولایت داشتن امت چنین می گوید: تأکید بر بیعت با پیامبر (ص) و اوصیای او تأکیدی است از جانب پیامبر (ص) بر شخصیت امت و توجهی است بر خلافت عمومی مردم.(الإسلام یقود الحیاه، ص153) از این رو حضرت امام خمینی(ره) تعیین ولی فقیه و نفوذ حکمش را جز با امضاء و انتخاب مردم میسر ندانستند. لذا در پاسخ به آیت الله مشکینی رئیس شورای بازنگری قانون اساسی نوشتند: اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد قهری او مورد قبول مردم است در این صورت او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است. (صحیفه امام ، ج21، ص371) عبارات امام صریح است در این که ریشه و اصل نفوذ حکم ولی فقیه نیز در مورد حکومت و مسایل مردم جز با انتخاب و رضایت آنان ممکن نیست.

منتشر شده در اندیشه

ابراهیم منهاج دشتی

ملت بزرگ و با فرهنگ ایران بار دیگر هشیاری و بلند همتی خود را به نمایش گذاشت و نشان داد که لیاقت دمکراسی دینی را دارد و پشتیبان محکمی یرای مدیریت کشور است. ملت ایران در این انتخابات تاریخی به دعوت اصلاح طلبی جواب مثبت داد و به آنها پیام داد که مجدانه اصلاحات را پیگیری نمایند. و به طور غیر مستقیم به همه مقامات پیام داد که از وضع موجود ناراضی و خواهان تغییر و اصلاح اند. اصلاحاتی که بالا تر از توان و اختیارات قوه مجریه یعنی رئیس جمهور و دولت است و به سیاست های کلی نظام باز می گردد. و حالا نوبت مقامات است که تا دیرتر نشده به پیام و خواسته مردم توجه نموده و در شیوه و روش خود تجدید نظر نمایند و به جای تحریک و فریب عوام به تعلیم و تریت آنها بپردازند.

این جانب با اینکه در حد خود حمایت از اصلاح طلبی و دولت روحانی را وظیفه خود دانسته و می دانم، در عین حال مصلحت در این می بینم که به بعضی از نقاط ضعف آن نیز اشاره کوتاهی داشته باشم.

1- وزارت کشور در برگزاری انتخابات نتوانست به طور شایسته این وظیفه را به انجام برساند. و نتوانست آراء بسیاری از رای دهندگانی که برای رای دادن در صف ایستاده بودند تحویل بگیرد. احتمال تعمد بعضی از برگزار کنندگان انتخابات که شاید از جای دیگری ماموریت داشته اند که نگذارند آقای روحانی با رای بالاتری به پیروزی برسد، نیز نباید از نظر دور داشت.خودم ساعت 8 برای رای دادن به یکی از شعب اخذ رای در بوشهر مراجعه کردم و دیدم که مردم و حتی افرادی با ویلچر و یا عصازنان آمده و پشت در به صف ایستاده بودند ولی مجریان لنگان لنگان حدود ساعت 9 در باز کردند. و به طور مکرر از جاهای متعدد شنیده ام که در آخر وقت هم هنوز عده ای در صف رای گیری ایستاده بودند که در به رویشان بسته شده و از انداختن رای خود به صندوق محروم شده اند.

2- دولت در دفاع از خود در برابر کسانی که از یک طرف سطح توقعات مردم را بالا می برند و از طرف دیگر از طرق مختلف به کار شکنی در برابر او می پردازند زبان دفاعی گویائی ندارد و  در پاسخ گوئی به غوغا سالاری و عوام فریبی جبهه مخالف خوب عمل نمی کند.منظور این نیست که عده ای شال سبز به گردن بیندازند و با وعده آش نذری مردم را راضی کنند.باز منظور این نیست که مانند جبهه مخالف عده ای از طلاب حوزه های علمیه را استخدام نموده و به بهانه روشن گری به مناطق مختلف کشور اعزام نماید که به دفاع از او بپردازند . بلکه منظور این است که چرا با منطق و  بیان ساده واهی بودن بافته های غوغا سالاران و عوام فریبان را بیشتر از این آشکار نمی سازد.

3- چرا دولت همان طور که درآمد های خود را آشکار بیان می کند در باره صرف مبالغی از آنها در مواردی که خارج از محدوده وظائف او است صحبتی به میان نمی آورد. مثلا وقتی اعلام می کند که در فلان مدت 100 ملیارد دلار درآمد داشته چرا اعلام نمی کند که بر حسب تکلیف 50 ملیارد آن  در مواردی که خارج از محدوده وظائف اوست مصرف شده ؟ اگر قانونا نمی تواند جزئیات موارد بودجه های محرمانه را افشا نماید چرا حد اقل به صورت کلی و بدون تعیین موارد به این مطلب اشاره نمی کند. فائده این کار این است که مردم به اندازه 50 ملیارد از او انتظار موفقیت داشته باشند نه به اندازه 100 ملیارد.

4-  آقای روحانی برای تصدی وزارت خانه ها و مسؤلین رده بالای دولت از افرادی استفاده کند که درگیر فعالیت اقتصادی نباشند که در مواردی به سوء استفاده پرداخته یا متهم به آن شوند. البته این نقص فضای سیاسی و اداری و امنیتی کل نظام است که به دلیل نداشتن امنیت شغلی، افراد سیاسی و نظامی و حقوقی مجبور باشند برای روز مبادای خود به چنین اموری بپردازند که در صورت به حاشیه رانده شدن و محروم شدن از فعالیت سیاسی و اداری بتوانند حد اقل زندگی خود و بستگان خود را تامین نمایند. از قوه مجریه هم چنین انتظاری نیست که به تنهائی از عهده رفع چنین نقیصه ای برآید. چون این نقیصه برخواسته از فضای سیاسی و اداری نهاد ها و ارگان های مختلف نظام است که فقط در صورت همکاری همه مقامات و همه ارکان نظام قابل رفع است.

منتشر شده در یادداشت

رئیس جمهور منتخب ملت ایران

بسمه تعالی و له الحمد

جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای حسن روحانی(دام عزه(

انتخاب بجا، شایسته و مدبرانه حضرتعالی به عنوان ریاست قوه مجریه جمهوری اسلامی توسط ملت فهیم و آگاه ایران سر فصلی نوین در حرکت به سوی توسعه روزافزون جامعه ایران در حوزه های مختلف خواهد بود. بی  شک این انتخاب، بر اساس رأی به اندیشه و برنامه های توسعه محور جنابعالی درابعاد داخلی و خارجی می باشد. مردم با فرهنگ ایران به خوبی دریافتند که آب شور وعده های صدقه ای رفع عطشی را در پی ندارد و به این نتیجه رسیدند که با وجود مشکلات و تنگناهایی که با آن مواجه هستند می بایست مصالح کلان را در نظر گرفته و سکان اداره آن را به جنابتان بسپارند.

جناب آقای رئیس جمهور؛

ضمن تبریک این انتخاب بزرگ به ملت بزرگ ایران و حضرتعالی که یکی از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه و آگاه به دیدگاههای مرحوم امام خمینی می باشید انتظار می رود که:

به شعار اصیل و اولیه انقلاب که استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بوده و هست، توجه جدی داشته باشید. اجرایی شدن این اهداف کلان تحت با اجرای بدون تنازل اصول قانون اساسی به ویژه فصل سوم مربوط به حقوق ملت، به منصه ظهور می رسد. نقض حقوق شهروندان یکی از آسیب های جدی رایج است که با توجه به مسؤلیت شما بر اجرای قانون اساسی و سوگندی که در این باره خورده اید، امید است که از این روند جلوگیری به عمل آمده و با هماهنگی سایر قوا در رفع مشکلات بکوشید. بی تردید در انجام این مهم موانع فراقانونی بسیاری در سر راه وجود دارد که مردم به خوبی بدان واقف هستند. انتظار این است که با تدبیر، برنامه، شجاعت و استقلالی که از شما به یاد داریم، در این فرایند بکوشید و در صورت مشاهده موانع، آنها را با مردم در میان بگذارید. فساد به ویژه نوع ساختاری آن، حوزه های مختلف اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را رنج می دهد. انتظار این است که با درایت و برنامه و شفافیت این بلیّه عظیم را که یک شبه پدید نیامده، بتوانید رفع نمایید. دولت باید در جهت کم کردن فاصله طبقاتی و توجه به دهک های پایین و محروم جامعه حرکت نماید. پدیده هایی مانند رانت های متصل به قدرت که عاری از نظارت هستند و از سوی برخی نهادهایی که در جای خود نیستند، موجب خسارات فراوانی در حوزه های مختلف شده است. امید است با شناختی که از این دهلیزها دارید این گردنه صعب العبور را به خوبی طی نمایید. همین که در بعد بین المللی از شعارهای تند و بدون پشتوانه که اندوخته های گرانسنگ ملت را در معرض تهدید قرار می دهد اجتناب می کنید، قابل ستایش است و با گفتگو و دیپلماسی خردمندانه بایستی ادامه یابد.

تقسیم مردم به خودی و غیرخودی، انحصار طلبی و بهره نبردن از نظرات متخصصان با هر گرایشی، ایجاد جو امنیتی- اطلاعاتی، حفظ نظام را واجب نفسی دانستن ونه مقدمه برای اجرای احکام اسلام و حقوق ملت، قائل به کرامت ذاتی انسان نبودن فارغ از هر ایده، مذهب و جناح خاص ، امتیاز دادن به اقلیت مخالف حقوق ملت و جلب رضایت آنان، ملت و دولت را در حاشیه قرار دادن، ذبح حقیقت به پای مصلحت، و ... همگی آسیب هایی است که خود بدان واقفید.

جناب آقای روحانی!

مراودات شایسته و مناسب حضرتعالی طی دوره اول با مراجع عظام و حوزه های علمیه می تواند کم سابقه باشد. امید است با درک شرایط و تدبیر و به ویژه با استفاده از نیروهای فاضل و کارآمدتر در بخش ارتباط با مراجع و حوزه، بیش از پیش این ارتباط مستحکم تر گردد. گرچه جریاناتی با شگردهای مختلف از جمله ایجاد جنگ روانی و ارائه اطلاعات کاذب، در صدد مصادره حوزه و ارزش های آن به نفع جریان خاصی هستند ولی تجربه نشان داده گسترش ارتباط تنگاتنگ با مراجع، اساتید و بدنه حوزه، می تواند در رفع موانع و مشکلات کارساز باشد.

از خداوند منان برای حضرتعالی و همکاران، آرزوی موفقیت و توفیق روزافزون داریم. ان شاء الله.( سوم خرداد 1396(

محمدعلی فیض گیلانی،غلامحسین ایزدی، سید محمدعلی ایازی، ابوالفتح الهی، احمد عابدینی، حسین عرب کاشانی، محسن غرویان، محمدعلی حبیب الهی، احمد صادقی اردستانی، محمدتقی متقی، سیدابوالفضل موسویان، محمد حسین قدوسی، سعید منتظری، سیدحسین حسینی، رضی الله سعادتی، علی طالب، غلامحسین قیصری، سیدهادی هاشمی، محمدجعفر سعیدیان فر، محمود صلواتی، محمدعلی کوشا، سید تقی هاشمی، محمدتقی فاضل میبدی، سید صادق قادری، عباسعلی فاتح، حسن انواری، علی کرمی، ابوالحسن اله بداشتی، فاضل فردوسی، سید هادی حسینی، سیدمحمد ارسنجانی، مرتضی معینی، احمدرضا اسدی، عبدالرحیم سلیمانی، غلامحسین نادی، عمادالدین باقی، محمد جواد نجفی، محمد حسین ارجمندنیا، محمدعلی طالب، رمضان میرزاپور شفیعی، علی اصغر فیضی پور، محمود واحد، محمد نصر، سیف الله محمدی، محمد مقدسی، علی معتمدی، حسین محمدی رهنانی، احمد بدیعی، حسن بنکدار، محمود خطیب، هادی قابل، سیدعلی میرموسوی، سیدرضا حسینی امین، محمد صحتی، حسین قیومی، مهدی فاضل، سیدعلی برقعی، حسنعلی مصطفایی،صفرعلی باقری، علی صادقی تبار، حسنعلی اکبری، سعید کتابی، ربیع الله کمری، احمد قاسمی، علی سالمی، اسدالله حسن زاده، علی اصغر کیمیایی فر، سید سعید موسوی، علی هاشم زاده،سیدمحمد صالحی،ابراهیم امیری،رضا احمدی، محمدعلی اصفهانی وطن، محسن روح الله، غلامرضاداوری، مهدی پیرمردایان، علی حسین صفری، مرتضی منتظری، سیداحمد مجیدی، صفرعلی باقری، محمدحسن موحدی ساوجی، وحید رحیمیان، سیدشهاب الدین حسینی، محمدرضا کرباسی، رضا احمدی، مجتبی لطفی، حسین مقدس نژاد، علی پارسا، سیدصادق طباطبایی، محمود رحیمی، محسن ولایتی،رضا خسروی، مهدی محقق، علی تیموری،هادی کرانی، اصغر صالحی، حسین شیاسی،رضا شیاسی، سیدحسن صدیقی،حسین کتابی، علی انتشاری، علی شیاسی، حجت شاهزیدی، محمدتقی زهرایی، حسن شیاسی، محمدرضا محمدی، محمدرضا زمانیان، سیداحمدرضا احمدپور، حسن قربانی، عبدالکریم کیوان نژاد، حسینعلی احمدیان، مرتضی احمدیان، احمد محمدی، احمد پورنمازی، ولی الله احراری، ابوالفضل نجفی لیواری، حسنعلی زارع، حمید فرزانه خو، علی اله بداشتی، مصطفی ربانی، مرتضی حاج امینی، هادی نجفی، علی نودهی، سیدابراهیم حجازی، سیدمحمد حسینی، مرتضی شعبانلو ، براتعلی صالحی، نادعلی صالحی، محمدجواد صالحی، نعمت الله صالحی، علی رضا صالحی، حسن ارمی، حسن رحیمی، نبی الله بهاری، حسن اسماعیلی، محمدعلی واعظی، حسن صالحی، حسین معصومی، ابراهیم گلشادی، حجت الله نظری، اسماعیل محمدزاده، حسنعلی نوریها، ابراهیم امیری، علی شیری، شمس الدین خسروی، حسنعلی ابوطالبی، حسن شعبانی، محسن ابراهیم، محمدعلی سادات، علی شاهزیدی، سیدمحمد حسینی، احمدی کرمانی، حجت الله اخضری، عباس اخضری، عبدالرسول عطایی، حسین آشوری، غلامرضا حجتی، محمود دردکشان، علی عشایری، محمد مهرابی، احمد شریفیانا، ابراهیم گلشادی، توکل شیری، سیدحامد حسینی، سیدباقر موسوی، محمدزارع، محسن رحیمی، سیدجواد مهری، حسن باقری، مجتبی باقری، مجتبی نامداری، مصطفی میراحمدی، سید تقی حسینی، عبد الله قیصری،ابوالقاسم مستشاری، سیداصغر احمدی، رضا توسلی، جعفر اردبیلی، علی بدیعی،علی محمد یزدانی، محسن طوسی، مهدی انتشاری، کاظم عظیما، حسن یوسفی،حمید نورمحمدی،مهدی عظیما، حیدر محمدی، احمد مختاری، حسین مهدوی، محمد علی هادی، محمد رضا معین، محید مردانی، حمید علی عسگری، مجید علی عسگری، سیدباقر حسینی، قاسم نصیرزاده، محمدصادق حجتی، سیدعلی موسوی تهرانی، سید داود حسینی، عبدالله حجتی، حیدرعلی کریمی، محمد ملکی، سیدحسین مدرس، علی حجتی، مهدی پوراسماعیلی، اسدالله محمودی، وحید نجفیان، ابراهیم جلالی، محمد مهدیه، محمد پورملک، رضا جمشیدی، محمدرضا ملکی، اجمد حیدری، محمدنبی بانشی، سیدروح الله طباطبایی، علی خدادادی، بهرام محمد حسین پور، جعفر فخرآذر، اکبرمهدی آسا، علی اوجی، رضا امیری، رضا امیری، محسن علوی پیام، علی اصغر حق سرشت، منصور حق سرشت، مراد کریمی، جعفر اسلامیان، سید عقیل قاسمی، رضا نوروزی، یعقوب جلیل زاده، محمد جویباری، ناصر قبادی.

منتشر شده در اخبار

محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با «آرمان»

آرمان- هستی قاسمی: پرده آخر انتخابات ۹۶ پایانی زیبا و لذتبخش برای جامعه ایران دربرداشت که در جشن پیروزی روحانی جلوه کرد. به تدریج زمان عمل به وعده‌ها و رنگ بخشیدن به امیدها، تحقق آرزوها و ایجاد شور و شوق در جامعه فرامی‌رسد که این مهم مستلزم تغییراتی در دولت دوازدهم است. از آنجا که در دولت یازدهم نسبت به عملکرد برخی وزرا و عدم همسویی آنها با سیاست‌های دولت انتقاداتی وجود داشت، روحانی برای تحقق وعده‌ها و جامع عمل پوشاندن به مطالبات عمومی ناگزیر به تغییر کابینه و روی کارآمدن وزرایی جوان‌تر و همسوتر با سیاست‌ها و برنامه‌های خود در دولت دوازدهم است. چه بسا روی کار آمدن کابینه‌ای همسو‌تر با دولت طعم شیرین پیروزی را برای جبهه اعتدال و اصلاحات در انتخابات ۱۴۰۰ تکرار کند و این مهم جز با عملکرد مطلوب دولت دوازدهم و تلاش خستگی‌ناپذیر روحانی و وزرای او و ارتباط بیشتر دولت با مردم حاصل نخواهد شد. در این راستا محمدتقی فاضل میبدی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، با «آرمان» گفت‌وگو کرده است که در ادامه می‌خوانید.

رئیس‌جمهور در کاراز انتخاباتی خود به این نکته اشاره کرد که در دولت دوم با روحانی جدیدی روبه‌رو خواهید بود. آیا او به دنبال برخورد جدی‌تر با تخریبگران است یا منظور روحانی تلاش بیشتر برای تحقق مطالبات بوده است؟

روحانی در کاراز انتخاباتی بسیار مطلوب ظاهر شد. او وعده داد که بسیاری از برنامه‌ها و مطالباتی که در دولت یازدهم محقق نشده، در دولت دوازدهم محقق خواهد شد. شکی نیست که روحانی در چارچوب سیاست داخلی و خارجی تجربیات بسیار مفیدی کسب کرد و این تجربه‌ها، زمینه‌های بسیار موثری برای کسب موقفیت‌های بیشتر خواهد بود. او در کارزار انتخاباتی خود درباره دلایل و موانعی که منجر به عدم تحقق برخی برنامه‌هایش شد به مردم توضیحاتی ارائه داد. بنابراین به نظر می‌رسد هدف او از این مساله که با یک روحانی جدید در دولت دوازدهم روبه‌رو خواهید بود، این است که با جرات و جسارت بیشتری کار را ادامه خواهد داد. به نظر می‌رسد روحانی این بار با وزرای جوان‌تر، شایسته‌تر و همگون‌تر با سیاست‌های دولت به‌ویژه در وزارت اقتصاد، کار را در دولت دوازدهم آغاز خواهد کرد، زیرا بدون تردید مردم و همچنین مسئولان امروز در زمینه اقتصاد انتظار بیشتری از او دارند و این مطالبات باید تا پایان کار دولت دوازدهم محقق شود. بنابراین ممکن است عرصه بر روحانی تنگ‌تر شود. به همین دلیل او ناگزیر است برای تحقق مطالبات مردم با جرات و جسارت بیشتری در مقابل مشکلات و تخریبگران بایستد. روحانی در آینده باید ارتباط بیشتری با مردم برقرار کند و مشکلات و موانع را با مردم مطرح کند تا از حمایت و پشتیبانی جامعه برخوردار باشد، در این صورت او موفق خواهد بود. اما در صورتی که مانند گذشته با یک تیم رسانه‌ای و اقتصادی ضعیف کار کند برخی انتظارات جامعه محقق نخواهد شد و در سال 1400 جبهه اعتدال سخنی برای گفتن و کارنامه قابل دفاعی برای ارائه نخواهد داشت. به همین دلیل برای تداوم خط اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی در این چهار سال باید جدی‌تر از گذشته وارد عمل شود، زیرا ضعف و افول دولت دوازدهم زمینه شکست را فراهم خواهد کرد.

آیا روحانی با توجه به تجربه دولت اول خود باز هم می‌تواند در تغییرات پیش رو از جناح مقابل استفاده کند؟

وزارت خارجه روحانی در دولت یازدهم موفق عمل کرد، بنابراین ضرورتی برای تغییر در این وزارتخانه مشاهده نمی‌شود، اما در وزارت اقتصاد و دارایی نیاز به روی کار آمدن مدیران و مشاورانی جوان‌تر و کارآمدتر است، زیرا با توجه به اینکه مساله اصلی در کشور مشکلات اقتصادی است و بسیاری از حامیان روحانی به دلیل مشکل معیشتی و وعده روحانی برای حل آن دوباره به او اعتماد کردند به همین دلیل بسیار مهم است که روحانی در وزارت اقتصاد و دارایی تغییرات اساسی صورت دهد. وزارت فرهنگ و ارشاد نیز در دولت یازدهم موفق عمل کرد، زیرا این وزارتخانه توانست در برابر تخریب‌ها و هجمه‌ها ایستادگی کند و تا اندازه‌ای موفق عمل کرد. به‌طور کل در وزارت ارشاد، آموزش و علوم تقریبا اقدامات مطلوبی صورت گرفت، اما انتظارات عمومی آن طور که باید محقق نشد. به‌ویژه دانشگاه‌ها در اواخر دولت روحانی چندان همگون و همسو با سیاست‌های دولت حرکت نکرده و از یک خط مشی لرزانی برخوردار بودند. به همین دلیل انتظار می‌رود در دولت دوم به دانشگاه‌ها فضای بیشتری داده شود و خط مشی روسای دانشگاه با دولت همسو باشد. اگر مدیرانی در راس دانشگاه‌ها قرار بگیرند که تا حدودی سیاست‌هایشان با دولت همسو باشد اما در نهایت کار خود را انجام دهند، این مساله دانشجویان را ناراضی می‌کند. البته بر این باورم که روحانی باید همه جریان‌ها، گروه‌ها و اقشار به ویژه جوانان را در دولت خود به کار بگیرد، زیرا جوانان در چهار سال گذشته انتظار داشتند که دولت توجه بیشتری به آنها داشته باشد، به همین دلیل باید به مساله جوانگرایی توجه بیشتری شود. از سویی برخی استانداران و فرمانداران در دولت قبل به‌طور کامل معتدل و اصلاح‌طلب نبودند. به ویژه فرمانداران در برخی شهرها اعتقادی به دولت یازدهم و جریان اصلاح‌طلبی و اعتدالی نداشتند و همچنین در انتخابات نیز همکاری خوبی نداشتند. وزیر کشور باید با دولت دوازدهم همسو باشد، زیرا در صورت اختلاف سلیقه و انتخاب فرمانداران و استاندارن مخالف با خط مشی دولت بسیاری از مطالبات مردم معلق خواهد ماند. نباید این مهم را فراموش کرد که خط مماس مردم با وزارت کشور بسیار بیشتر از وزارتخانه‌های دیگر است. بنابراین انتظار می‌رود وزیر کشور دولت دوازدهم جوان‌تر و همسوتر با سیاست و برنامه‌های رئیس‌جمهور باشد تا با روی کار آمدن استانداران و فرمانداران همسو با دولت شاهد تحقق برنامه‌های عمرانی و توسعه‌ای در استان‌ها و شهرها باشیم.

ارزیابی شما از حضور مردم در جشن پیروزی روحانی چیست؟

معتقدم افرادی که در جشن پیروزی روحانی حضور داشتند لایه‌های زیر پوست جامعه هستند که در شرایطی مانند انتخابات خود را نشان می‌دهند. به همین دلیل همه مسئولان باید به جشن پیروزی مردم در شامگاه شنبه توجه بیشتری داشته باشند و برای جریان‌های زیر پوست جامعه چاره‌ای بیندیشد. از سویی این جریان نسبت به پاره‌ای از مسائل و مشکلات که در جامعه دیده می‌شود رضایت خاطر ندارد. اغلب آنها خواستار ارتباط بدون تنش و مبتنی بر احترام ایران با جهان هستند. در سوی دیگر اغلب آنها نسبت به لغو کنسرت‌ها به عنوان یک حق اجتماعی به شدت معترض هستند. مسئولان و نخبه‌های سیاسی و اجتماعی باید به حضور مردم در خیابان‌ها که خود را در قالب جشن نشان داد، توجه داشته باشند. باید به لایه‌های زیر پوست جامعه که خود را در بزنگاه‌ها نشان می‌دهد توجه کنیم. هیچ‌کس نباید جوانان را به ولنگاری محکوم کند. باید به خواسته‌های جوانان احترام گذاشته و به انتظارات آنها توجه بیشتری شود. نباید آنان را به حال خود رها کرد که در لایه‌های زیر پوست جامعه فرو بروند و درنهایت در برهه‌ای مانند انتخابات خود را نشان دهند.

شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری 96 چه دلیلی داشت؟

عوامل متعددی در شکست اصولگرایان دخیل بوده است. در واقع ممکن است دو عامل زمینه شکست اصولگرایان را فراهم کرده باشد، اما دلیل عمده شکست اصولگرایان در رویکرد انتخاباتی، تبلیغات و مناظره‌هایشان است که در هیچ‌یک از آنها سخن جدیدی برای جامعه نداشتند. آنها در چهار سال دولت روحانی مرتکب اشتباهات بسیار زیادی به‌ویژه تخریب و بداخلاقی شدند و در مناظره‌ها نیز به جای پیچیدن نسخه و راهکار جدید برای مشکلات کشور به ویژه سیاست خارجه و اقتصاد دولت را بارها متهم کردند، غافل از اینکه تخریب و اتهام به دولت در کشور پاسخ نمی‌دهد. اصولگرایان نسخه جدیدی برای مجاب کردن جامعه مبنی بر اداره بهتر جامعه نداشتند و در قاموس ادبیات و فرهنگ جریان اصولگرایان نسخه جدیدی مشاهده نشد. اصولگرایان در دولت‌های نهم و دهم بسیار نامطلوب عمل کردند. همان‌طور که رئیس دولت دهم در مناظره انتخاباتی 88 با تخریب رقیب ظاهر شد، کاندیداهای اصولگرا نیز همان مسیر را دنبال کردند و با ارائه شعارها و وعده‌های غیر اصولی روش احمدی‌نژاد در مناظره‌های 88 را دوباره به‌کار بردند. در مجموع همه مسائل مذکور زمینه شکست این جریان را در انتخابات 96 فراهم کرد. از سوی دیگر در میان جریان اصولگرا فردی نبود که نسبت به مسائل جهان آگاهی لازم و سخن تازه‌ای برای گفتن داشته باشد و جریان اصولگرا را در زیر یک چتر گردهم جمع کند. در ادبیات اصولگرایان برخی روش‌های تکراری استفاده می‌شد که در کشور ما نتیجه‌ای در بر نداشته است. علت دیگر اینکه مردم در سال 92 دولتی را بر سر کار آوردند و برای آن هزینه کردند. به هر رو مردم بر دولت روحانی سرمایه‌گذاری کردند و می‌دانستند که دولت یازدهم اقدامات بسیار مهم زیربنایی انجام داد، به همین دلیل تک دوره‌ای کردن آن به ضرر کشور بود و شرایط را به عقب باز می‌گرداند. در نتیجه بازگشت به عقب برای کشور هزینه بسیار گزافی به بار می‌آورد که به صلاح کشور نبود. رقبای روحانی از سیاست خارجه روشن و شفافی برخوردار نبودند و روشن نبود که می‌خواهند با چه زبان و رویکردی با جامعه ملل برخورد کنند. مردم از رویکرد دولت یازدهم به جهان رضایت خاطر داشتند. جامعه نگران بود که یک دولت اصولگرا ممکن است به‌گونه‌ای با جهان برخورد کند که در دولت‌های نهم و دهم مشاهده شد.

برخی‌ معتقدند که شبکه‌های اجتماعی و توسعه سیاسی مردم بزرگ‌ترین و مهم‌ترین عامل پیروزی روحانی بود، ریاست‌جمهوری دوباره روحانی نتیجه این دو عامل بود یا عوامل دیگری در پیروزی اصلاحات و اعتدال دخیل بود؟

عوامل مختلفی در پیروزی روحانی دخیل بود. نخست اینکه مردم خواستار تداوم دولت اعتدالی روحانی بودند. در دولت 8‌ساله اصلاحات و همچنین دولت نخست روحانی، مردم کشور را در شرایط مطلوبی دیدند و تصورشان نسبت به عملکرد این دو دولت مثبت بود. جامعه در دولت اصلاحات از سیاست‌های دولت در عرصه سیاست خارجه، اقتصاد و سیاست داخلی رضایت خاطر داشت. دولت روحانی نیز در تداوم همان خط مشی حرکت می‌کرد. روحانی نسبت به رقیب خود مترقیانه‌تر در اداره کشور عمل کرد. به‌طور کل همواره وزن اصلاحات در جامعه ایران سنگین‌تر بوده است و چون موفقیت بیشتری در کارنامه خود دارد بدیهی است که جامعه با در نظر گرفتن تجربه‌های گذشته و واقعیت‌های موجود خواستار تداوم سیاست و خط مشی دولت اصلاح‌طلبی و اعتدالی در کشور باشد.

منتشر شده در گفتار
صفحه1 از4
بازگشت به بالا