چهارشنبه, 15 شهریور 1396 08:54

تبعیض در اندیشه امام علی(ع)

دلشاد تهرانی: در نظام تبعیض آمیز انسان های ناشایست بالا می آیند و انسان های شایسته کنار زده می شوند/ تبعیض ذهنیت مردم را نسبت به سلامت حکومت و عدالت می شکند

نظام تبعیض آمیز مدیریتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بود که جان مردم را به لب رساند و موجب اعتراض عمومی شد، آن اعتراض به تندی گرایید و به یک شورش عمومی منجر شد و آن اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد؛ در حقیقت بستر آن اتفاق “تبعیض ایجاد شده از سوی حکومت” بود.

** تبعیض ظلمی است که حکومت را از درون مانند خوره می خورد، سرمایه اجتماعی را نابود می کند، مردم را مایوس می کند، توانمندان را  کنار می زند، ناتوانان را جلو می آورد و دارایی های عمومی را به غارت می برد.

نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه و سیره علوی در مورد مفهوم و نگاه اصلاحی امام علی(ع) نسبت به “تبعیض” اشاره و اظهار کرد: مردم در حکومت با هر مذهبی، مرامی، فکری، عقیده ای، قومیتی دارای حقوق هستند و از همه حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برخوردارند؛ اگر در حکومتی مناسبات تبعیض آمیز بود و گروهی را به ناحق بالا آوردند و گروهی را به ناحق به زیر کشیدند، و برای خویشاوندان، فرزندان، دوستان و هوادارانشان امکانات فراهم کردند و خلاف عدالت عده ای را محروم کردند، این درنده خویی و تجاوزگری است. کسانی که چنین می کنند، از انسانیت بی بهره اند.

اگر زنی شایستگی زمامداری و مدیریت دارد بدون هیچ نگاه تبعیض آمیز باید بر سر کار بیاید، اگر کسی مذهب دیگری دارد و شایستگی های لازم را دارد باید این امکان برای او فراهم شود.

در اندیشه علی(ع) نباید اقداماتی از جانب مسئولان صورت گیرد که تبعیض آمیز باشد و موجب بدبینی مردم و انزجار آنان و پیدایش یأس در ایشان شود؛ چنین اقداماتی نگاه مردم را منفی و ذهنیت آنها را نسبت به حکومت، مدیریت، سلامت حکومت و عدالت می شکند.

دلشاد تهرانی با بیان اینکه ریشه همه مشکلات حکومت علی(ع) حتی جنگ هایی که به حضرت تحمیل شد، بر هم زدن نظام ظالمانه و بی عدالتی ها و تبعیض ها بود، گفت: حضرت پس از پذیرش حکومت فرمود: دارایی های به غارت رفته برگردد، امکانات عمومی عادلانه توزیع شود، مناسبات ظالمانه از میان برداشته شود. کسانی که به ناشایستگی بر اساس یک نظام مدیریتی – سیاسی تبعیض آمیز پیش افتاده بودند، سر جای خودشان برگردند و کسانی که پس زده شده بودند، پیش بیایند.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر دلشاد تهرانی را می خوانید:

دکتر مصطفی دلشاد تهرانی در مورد مفهوم تبعیض در اندیشه امام علی(ع) اظهار کرد: تبعیض در لغت و اصطلاح یعنی “بخش بخش کردن”، “گروه گروه کردن”، “به بخشی و گروهی رسیدن و بخشی و گروهی را محروم کردن”، “بخشی و گروهی را به ناحق و خلاف عدالت و انصاف بالا آوردن و بخشی و گروهی را از روی بی عدالتی و بی انصافی به زیر آوردن”، “به بخشی امکانات، اطلاعات و امکان رشد دادن، از بخشی امکانات، اطلاعات و امکان رشد را گرفتن” و مانند اینها . اگر بخواهیم از زاویه آموزه  های امیرمومنان و اندیشه و سیره آن حضرت به این موضوع نگاه کنیم، به نظرم تبعیض جزء تباه سازنده ترین عواملی است که می تواند در جامعه ای شکل بگیرد، یعنی اگر در جامعه ای تبعیض شکل بگیرد، آن جامعه به سمت انواع فسادها و تباهی ها می رود.

او به ثمره وجود تبعیض در نظام مدیریتی و سیاسی اشاره و تصریح کرد: اگر تبعیض در نظام مدیریتی و سیاسی باشد، ثمره بدیهی آن این است که انسان های ناشایست بالا بیایند و انسان های شایسته کنار زده شوند، انسان های حق گو، صریح و سالم مطرود شوند و انسان های چاپلوس، ریاکار و حقه باز میدان پیدا کنند؛ انسان هایی که دشمن مردم هستند و کسانی که مردم را لگدمال می کنند، میدان پیدا می کنند و کسانی که دوست و خدمتگزار مردم هستند، پس زده می شوند.

او درباره تبعیض در عرصه اقتصادی گفت: وقتی تبعیض در مسائل اقتصادی پیش بیاید، بهره مندی از امکانات ناعادلانه می شود و گروه های ذی نفع شکل می گیرند که دستشان در دست حکومت و قدرت است و برخوردار می شوند و کسانی که به واقع باید برخوردار باشند و ذی حق هستند، محروم می شوند؛ در صورت وجود تبعیض این وضعیت در مسایل فرهنگی و اجتماعی نیز به همین صورت خواهد بود.

دلشاد تهرانی یکی از دلایل اصلی پذیرش حکومت توسط حضرت علی(ع) را وجود تبعیض در جامعه آن زمان دانست و افزود: نکته ای که در رویکرد علی(ع) به موضوع تبعیض بسیار مهم هست، این است که امیرمومنان حکومت را پذیرفت تا به بی عدالتی، ظلم و تبعیض در همه وجوه آن پایان دهد. بنابر آن چه امیرمومنان در خطبه شقشقیه ( خطبه سوم نهج البلاغه ) فرموده است، حکومت را به دو دلیل پذیرفت: یکی خواست و اصرار مردم ؛ و دوم اینکه به سیری ظالم و گرسنگی مظلوم پایان دهد . در همان اوایل حکومت، حضرت بیانی دارد ( در خطبۀ  ۱۲۹ نهج البلاغه ) که در آن، فاجعه جامعه تبعیض آمیزی را که به دست گرفته و وارث آن شده بود،  تبیین و ترسیم می کند؛  می فرماید: «به هر طرف می خواهید نگاه کنید، آیا جز این می بینید که فقیری با فقر دست و پنجه نرم می کند و آیا جزء این می بینید که دولتمندی کفران نعمت و ریخت و پاش می کند ؟!.»

او به سه اقدام امام علی(ع) برای رفع تبعیض و بی عدالتی اشاره و خاطرنشان کرد: در برنامه ی اقدامات اصلاحی امیرمومنان می توانیم مجموعه محورهایی را از سخنان حضرت در روزهای نخست حکومت و همچنین اقدامات ایشان، استخراج کنیم؛ آنچه در خور توجه است، این است که نخستین اقدامات اصلاحی امام، سه اقدام است که هر سه برای رفع بی عدالتی، ظلم و تبعیض است، دو اقدام اقتصادی و یک اقدام مدیریتی و سیاسی است؛ اولین اقدام اقتصادی، بازگرداندن دارایی های به غارت رفته بود، چون در دوره قبل از امیرمومنان یک نظام تبعیض آمیز اجتماعی شکل گرفته بود و در آن نظام تبعیض آمیز اجتماعی کسانی که از قبایل و خاندان های بالاتر بودند، بیشترین درآمدها را سهم می بردند و طبقات پایین اجتماعی محروم شده بودند. در دوره خلیفه سوم این مساله شدت پیدا کرد و ساختار حزبی هم بر آن اضافه شد و درآمدهای عمومی با رقم های افسانه ای به خویشاوندان و نزدیکان دستگاه های خلافت و حزب حاکم  سرازیر گشت،  مثلاً یک پنجم درآمد آفریقا به مروان حَکَم داده شده بود .

او ادامه داد: گزارش جالبی را مسعودی در “مروج الذهب” از این بذل و بخشش ها آورده است که البته دیگر مورخان  هم نقل کرده اند که چه اتفاقی افتاد. همین نظام تبعیض آمیز مدیریتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بود که جان مردم را به لب رساند و موجب اعتراض عمومی شد، آن اعتراض به تندی گرایید و به یک شورش عمومی منجر شد، عده ای این شورش را به سمت مقاصد قدرت طلبی خود هدایت کردند و به سمت خلیفه کشی کشاندند و آن اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد؛ و در حقیقت بستر آن اتفاق “تبعیض ایجاد شده از سوی حکومت” بود.

نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه و سیره علوی اظهار کرد: امیرمومنان در نخستین اقدامات حکومتی خود برای رفع تبعیض، فرمود: اول اینکه دارایی های به غارت رفته باید برگردد، دوم امکانات عمومی عادلانه توزیع شود و آن مناسبات ظالمانه ای که شکل گرفته بود و اجازه نمی داد که امکانات و دارایی های عمومی مانند خون در همه ی جامعه بگردد و تنها در یک قسمت هایی متمرکز شده بود و غول های برخوردار و کوه های ثروت از یک سو ، و  بی نوایانِ چون مردار و دره های  فقر را از دیگر سو ، به وجود آورده بود ، باید از میان برداشته شود. سوم کسانی که به ناشایستگی بر اساس یک نظام مدیریتی – سیاسی تبعیض آمیز پیش افتاده بودند، سر جای خودشان برگردند و کسانی که پس زده شده بودند، پیش بیایند.

او به برخی از مواضع امام در برابر نظام تبعیض آمیز اشاره و اظهار کرد: امام در همان آغاز حکومت فرمود: «من دیوان ها را محو کردم و زیر پا گذاشتم»؛ در آن زمان دفترهایی به نام دیوان شکل گرفته بود که در آن دفترها مردم را در گروه های اجتماعی ظالمانه و تبعیض آمیز طبقه بندی کرده بودند، قبیله قریش در طبقه بالا و قبایل بعدی در طبقات دیگر؛ این تقسیم بندی وقتی به طبقات پایین و موالی می رسید، افراد آن از همه امکانات محروم بودند . این رویکرد از نظام ساسانی برگرفته شده بود، چون در نظام ساسانی طبقه اول خاندان شاهی، طبقه دوم روحانیون و طبقه سوم نظامیان و در طبقات دیگر سایر افراد بودند، بیشترین امکانات حکومت را خاندان شاهی، روحانیون و سپس نظامیان دریافت می کردند و مردم طبقه پایین از امکانات و دارایی ها محروم بودند . پس از فتوحات از همین مدل نظام ساسانی الگو گرفتند و آن را به یک نحو متناسب با نظام قبیلگی بازسازی کردند؛ اما علی(ع) پس از پذیرش حکومت همه این طبقه بندی ها را زیر پا گذاشت و محو کرد و دستور داد همه کسانی که نامشان در دیوان ها بود و همه کسانی که حذف شده بودند، از امکانات عمومی بهره مند شوند . حضرت با ساز و کاری زیرکانه بهره مندی از امکانات عمومی  را به سمت عدالت بُرد و کسانی که سهم های کلان می بردند و حاضر نبودند همردیف مردم عادی قرار گیرند، به طور طبیعی حذف شدند . البته ریشه همه مشکلات حکومت علی(ع) حتی جنگ هایی که به حضرت تحمیل شد، بر هم زدن این نظام ظالمانه و بی عدالتی ها و تبعیض ها بود.

دلشاد تهرانی گفت: در ابتدای حکومت، حضرت برای اینکه مناسبات ظالمانه اقتصادی را حذف کند، چندین اقدام اساسی کلان و خُرد انجام داد که یکی از آن ها این بود که فرمود:«وَ أَلْغَیْتُ المَسَاحَهَ؛ من مساحت را القا کردم». مساحت چه بود؟ از دوره خلیفه دوم یک قاعده ای وضع شده بود که خراج یا مالیات زمین براساس مساحت گرفته می شد، یعنی اگر کسی یک هکتار زمین داشت، بدون در نظر گرفتن میزان درآمد و وضع برداشت، باید فلان مقدار در سال خراج می داد، امیرمومنان این رویکرد را اصلاح کرد و فرمود: «خراج باید براساس درآمد باشد»؛ حضرت در ابتدای حکومت تمام مناسبات ظالمانه و تبعیض آمیز را به زیر پا نهاد که کاری بس بزرگ بود . امام (ع) مجموعه ای اقدامات اصلاحی را آغاز کرد که مهم ترین آن ها همین  رفع مناسبات تبعیض آمیز اقتصادی و مدیریتی بود .

او ادامه داد: در همان خطبه ای که امام (ع) در آغاز حکومت و به  قول ابن ابی الحدید در روز دوم حکومت ایراد کرد و خطبه ۱۶ نهج البلاغه است، حضرت مواضع خود را بیان کرد که مضمون محور اصلی آن این است که این جامعه ظالمانه و پر تبعیض باید زیر و رو شود و همه چیز در سر جای خود قرار گیرد ، هر ذی حقی از حق خودش بهره مند شود، هر شایسته ای در جای خودش قرار گیرد، هر ناشایستی به کنار زده شود، قسم به خداوند، قسم به کسی که پیامبر را به حق برانگیخت، شما باید امتحان و ابتلا شوید، در آزمایش قرار بگیرید و غربال شوید، کسانی که ناروا به زیر رفتند، بالا بیایند و کسانی که ناروا بالا آمدند، به زیر بروند و کسانی که پیشتاز بودند و سابقه و توانایی داشتند، اما خانه نشین شدند و پس زده شدند، میدان دار باشند و کسانی که بدون سابقه، تجربه و توانایی بودند و جلو افتادند به عقب بروند.

او درباره تلاش امیرمومنان برای رفع تبعیض در عرصه مدیریتی، گفت: در عرصه مدیریتی امیرمومنان سخت تلاش کرد که آن نظام تبعیض آمیز مدیریتی را رفع کند و یک نظام مدیریتی، مبتنی بر ساختاری عدالت گرا را شکل دهد. مردم در حکومت با هر مذهبی، مرامی، فکری، عقیده ای، قومیتی دارای حقوق هستند و از همه حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برخوردارند؛ شما نمی توانید بگویید کسانی به سبب مذهب، مرام و عقیده خود، باید از حقوق اجتماعی، آموزش و تربیت محروم شوند و در تنگنا قرار بگیرند، امیرمومنان این موارد را به شدت نفی کرد. حضرت علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر که مرام نامه و اساس نامه حکومت علوی است، به مالک اشتر فرمود: «وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَهَ لِلرَّعِیَّهِ وَ الْمَحَبَّهَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ؛ قلب و جان خود را لبریز کن از رحمت به مردمان و شهروندان و دوستی و عشق به آنان و لطف به ایشان وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ؛ مبادا مانند جانور درنده خویی باشی که خوردنشان را غنیمت بشماری» یعنی اگر در حکومتی مناسبات تبعیض آمیز بود و گروهی را به ناحق بالا آوردند و گروهی را به ناحق به زیر کشیدند، و برای خویشاوندان، فرزندان، دوستان و هوادارانشان امکانات فراهم کردند و خلاف عدالت عده ای را محروم کردند، این درنده خویی و تجاوزگری است. کسانی که چنین می کنند، از انسانیت بی بهره اند؛ در آموزه های علی(ع) کسی که از سر  تبعیض برای فرزند خود موقعیت و رانتی فراهم می کند، درنده خو است و از انسانیت بی بهره است. حکومتی که بر اساس تبعیض اداره می شود، حکومت درنده خو است. امام (ع)  در ادامه همین سخن به مالک اشتر فرمودند:« فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ؛ مردم دو گروهند، إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ أَو  نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ؛ مردم یا بردار دینی تو هستند(یعنی مسلمان) یا همانند تو در آفرینش هستند (یعنی انسان) ». یعنی  هیچ گونه تبعیضی نباید وجود داشته باشد، یعنی در حکومت باید مردم را اینگونه دید : یا مسلمان از هر فرقه ای یا انسان با هر مرامی، که هر دو گروه از همه حقوق برخوردارند.

او افزود: این تقسیم بندی بدین معنا نیست که مسلمانان برخوردار و غیر مسلمانان نا برخوردار باشند، این تقسیم بندی برای این است که همه فرق ها باید برداشته شود، چه فرق های مذهبی و دینی و چه فرق های وجودی میان انسان ها؛ هیچ فرق و تبعیضی نیست، اگر زنی شایستگی زمامداری و مدیریت دارد بدون هیچ نگاه تبعیض آمیز باید بر سر کار بیاید، اگر کسی مذهب دیگری دارد و شایستگی های لازم را دارد باید این امکان برای او فراهم شود. امام  علی (ع) همه تبعیض ها را زیر پا گذاشت، چنان که در پیکار صفّین هفت زن برجسته از یاران وی، همراه حضرت بودند و در نقش مسئولان تبلیغات جنگ عمل می کردند .

حضرت در عهدنامه مالک اشتر به صراحت می فرماید: «مردم باید در حقوق عمومی یکسان باشند و نباید هیچ گونه تبعیضی میان آنها باشد، إِیَّاکَ وَ الِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَهٌ؛ همه موارد مردم مساوی هستند و حقوق عمومی باید در برابر قانون یکسان باشد. یکی از عرصه های بسیار مهمی که باید تبعیض برداشته شود، تا تبعیض در عرصه های دیگر بتواند تحقق پیدا کند، مناسبات تبعیض آمیز از نظر قضایی است. همه در دستگاه قضایی یکسان اند، میان زمامدار و فرد عادی هیچ تفاوتی وجود ندارد.

دلشاد تهرانی به عدم وجود تبعیض در نظام قضایی زمان امام علی(ع) اشاره و اظهار کرد: ابن هلال ثقفی، ابن عساکر و ابن اثیر، مورخان بزرگ از شیعه و سنی خبری را روایت کرده اند و آن خبر این است که یک روز امیرمومنان سپر خود را که می شناخت در دست مردی نصرانی دید، گفت: این سپر من است، او گفت: خیر! حضرت گفتند پیش قاضی برویم، من شکایت دارم، نزد قاضی منصوب امیرمومنان رفتند، حضرت شکایت خود را مطرح کرد، قاضی از آن مرد پرسید، تو چه می گویی؟ گفت: این سپر برای من است، اما نمی گویم که امیرمومنان دروغ می گوید! قاضی از امیرمومنان پرسید که شما دلیل و شاهدی دارید؟ حضرت فرمود: خیر! قاضی حکم داد که سپر برای کسی است که در دست اوست. بیرون آمدند، مرد نصرانی متحیر بود که این چه حکومتی است که زمامدار این حکومت از من شکایت کرده و نزد قاضی منصوب او رفته ایم و قاضی منصوب او به نفع من حکم می دهد، نه به نفع حاکم! در این حیرت بود و گفت: من به این نوع رفتاری که شما دارید و برخاسته از اسلام است، دل سپردم و به این اسلامی که این مناسبات را درست کرده است ، ایمان آوردم. مرد سپس به حضرت گفت: شما به سوی صفین می رفتید  که این سپر از پشت شتر گندمگون شما افتاد و من آن را برداشتم. حضرت گفت: حال که چنین است، این سپر از آنِ خودت باشد ؛  و یک اسب نیز به او هدیه داد. اگر در نظام قضایی اینگونه رفتار شود، آن زمان می توان در عرصه های دیگر جامعه از جمله اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز تبعیض را از بین برداشت . اندیشه و سیره امیرمومنان این بود که تبعیض باید از همه عرصه ها و زمینه ها برداشته شود.

او گفت: اگر در جامعه ای به گروه های اجتماعی نگاه تبعیض آمیز داشتید و به بعضی از گروه ها رسیدگی کردید و به برخی رسیدگی نکردید، به برخی از مناطق رسیدگی کردید و به برخی رسیدگی نکردید، به آنها که نزدیک هستند رسیدگی کردید و به کسانی که دور از دسترس هستند، رسیدگی نکردید، به کسانی که فریاد می زنند، رسیدگی کردید و به کسانی که ساکت هستند رسیدگی نکردید، انواع  ستم ها شکل می گیرد. امیرمومنان همه این موارد را در عهدنامه مالک اشتر بر شمرده اند و فرمان داده اند که آنها که نزدیک هستند مانند آنها که دور هستند، آنها که اظهار می کنند مانند آنهایی که اظهار نمی کنند، باید به همه رسیدگی شود و هر نوع تبعیضی برداشته شود. حضرت در نامه ۵۳ ( عهدنامه مالک اشتر)، فرموده اند: «ثُمَّ اَللَّهَ اَللَّهَ فِی اَلطَّبَقَهِ اَلسُّفْلَى؛ درباره طبقه فرودین خدا را در نظر بگیر، کسانی که راهی ندارند، چاره ای ندارند، دستشان به جایی بند نیست، فریادشان به جایی نمی رسد، مِنَ اَلْمَسَاکِینِ وَ اَلْمُحْتَاجِینَ وَ أَهْلِ اَلْبُؤْسَى وَ اَلزَّمْنَى بی نوایان و نیازمندان و گرفتاران و زمین گیران فَإِنَّ فِی هَذِهِ اَلطَّبَقَهِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً در این طبقه  کسانی هستند که به زبان می آورند و پیگیری می کنند و کسانی هستند که به زبان نمی آوردند و پیگیری نمی کنند، به هر دو باید رسیدگی شود. وَ اِحْفَظِ لِلَّهِ مَا اِسْتَحْفَظَکَ مِنْ حَقِّهِ؛ حق همه را آنگونه که خدا از تو خواسته بپرداز و رسیدگی کن، بخشی از بیت المال باید به همه نیازمندان اختصاص پیدا کند، وَ قِسْماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِی اَلْإِسْلاَمِ فِی کُلِّ بَلَدٍ؛ از هر منطقه ای بخشی از خالص جات آن منطقه باید به مردم آن منطقه اختصاص پیدا کند»؛  اگر منطقه ای درآمدی دارد این درآمد نباید صرفا به مرکز بیاید، مردم آن منطقه هم باید از آن بهره مند شوند .

فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ اَلَّذِی لِلْأَدْنَى؛ کسانی که در دورترین نقطه هستند باید مثل کسانی باشند که در نزدیک ترین مناطق هستند. کسانی که پایتخت نشین هستند با کسانی که در دورترین نقاط قرار دارند، باید یکسان به آنها رسیدگی و توجه شود، نباید تبعیضی میان آنها باشد، از نظر بهداشتی و امنیت و راه و آموزش؛  نباید مدارس کپر نشین وجود داشته باشد، نباید در بعضی از مناطق، مردم از اولیات بهداشت و درمان محروم باشند؛ برای اینکه به پزشک دسترسی پیدا کنند، به امکانات بهداشت و درمان دسترسی پیدا کنند، ساعت ها راه بپیمایند. همه اینها مناسبات تبعیض آمیز است وَ کُلٌّ قَدِ اِسْتُرْعِیتَ حَقَّهُ همه مردم در یک کشور و جامعه کسانی هستند که از تو رعایت، محافظت و پاسداری حق آنان خواسته شده است. یعنی تمام مردم یک جامعه، با هر مذهبی، مرامی، از هر فرقه ای، منطقه ای، سنی و شیعه  باید بدون تبعیض حقوقشان ادا شود . نگاه تبعیض آمیز با هر زاویه دیدی، زاویه دید دینی، مذهبی، مرامی، منطقه ای، قومی وغیره باید برچیده شود. این نگاه امیرمومنان است که برای آن تلاش و مبارزه کرده و حساسیت نشان داده است. امیرمومنان نسبت به کمترین مناسبات تبعیض آمیز فریاد می زد، برخورد می نمود و اصلاح می کرد.

او ادامه داد: ممکن است که در سخن بگوییم باید تبعیض برداشته شود، اما آنچه مهم است در عمل است؛ و امیرمومنان کمترین مناسبات تبعیض آمیز را تحمل نمی کرد، بهانه نمی آورد و توجیه نمی کرد؛ به عنوان مثال در نامه ۴۵ نهج البلاغه که نامه مشهوری است و به عثمان بن حنیف استاندار بصره نوشته شده است، این حساسیت به خوبی دیده می شود. در اوایل حکومت امیرمومنان عثمان بن حنیف در مجلس مهمانی ای شرکت کرد که در آن مجلس اغنیای قوم دعوت و فقرای قوم پس زده شده بودند و در واقع یک مجلس مهمانی تبعیض آمیز بود. استاندار را هم دعوت کرده بودند و استاندار هم به سرعت به آن مهمانی رفته بود. امیرمومنان او را توبیخ می کند که چرا استاندار به مجلس مهمانی ای رفته که تبعیض آمیز بوده است. البته این خلاف مروت عرب بود، عرب وقتی مهمانی می گرفت در باز بود و همه می توانستند به مهمانی بیایند. امام علی(ع) معتقد بود با رفتن استاندار به چنین مجلسی نگاه مردم به حکومت منفی می شود؛ بنابراین در اندیشه علی(ع) نباید اقداماتی از جانب مسئولان صورت گیرد که تبعیض آمیز باشد و موجب بدبینی مردم و انزجار آنان و پیدایش یأس در ایشان شود .

مثلا فرض کنید که مسئولی در جایگاه مسئولیت از امکانات مسئولیت یا ارتباطات مسئولیت خود برای فرزند و برادر و خویشان دیگر و وابستگانش امکانی فراهم کند که برای سایرین فراهم نباشد، این تبعیض است و به شدت باید با این موارد برخورد شود . چنین اقداماتی نگاه مردم را منفی می کند، ذهنیت مردم را نسبت به حکومت، مدیریت، سلامت حکومت و عدالت می شکند؛  در چنین اموری لازم است برخورد عملی صورت گیرد.

نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه و سیره علوی به تأکید حضرت علی(ع) بر مساوات و عدم تبعیض در بهره مندی از امکانات حتی در میان نزدیکان خود، اشاره و اظهار کرد: امیرمومنان با یکی از دختران  خود وقتی انتظار داشت که خزانه دار امام به عنوان عاریه برای دو یا سه روز امکانی به او دهد به شدت برخورد کرد و گفت که آیا همه دختران این شهر یا همه دختران مهاجران  که تو یکی از آنها هستی، این امکان برایشان فراهم هست که دختر علی(ع) بتواند به پشتوانه اینکه دختر امیرمومنان است از یک امکان ویژه استفاده کند؟ حتی حضرت فرمود: “اگر تو ضمانت نداده بودی مجازاتت می کردم، سریع این امانت را به خزانه برگردان”. امیرمومنان به برادر خود هم امکان و امتیاز ویژه ای نداد . پیش از حکومت علی(ع)، رسم  حکومتی بر این بود که نزدیکان به حکومت یا خویشاوندان زمامداران می توانستند از امکان بیشتری برخوردار باشند و این به صورت یک رویه درآمده بود . به عنوان مثال ، خواسته عقیل این بود که به واسطه اینکه برادر حاکم است ، از امکان ویژه ای برخوردار باشد . حضرت او را داغ می کند تا به همه زمامداران بگوید، برادر، خواهر، فرزند، باجناق یا هرکس از  نزدیکان خود را که انتظارهای تبعیض آمیز و خود گزینانه داشتند باید داغ کنند،  به جای اینکه به آنها امکانات دهند؛ و اگر این کار را نکنند، ناچار می شوند در مواقعی باج بدهند، ناچار می شوند در عدالت کوتاهی کنند، ناچار می شوند درباره حقوق مردم کوتاهی بورزند. امیرمومنان عبارتی در عهدنامه مالک اشتر دارند که بدانید برای هر سرپرستی و مسئولی، ویژگان ونزدیکانی  هست که آنها به دنبال تبعیض و مناسبات خودخواهانه و امتیاز جویانه هستند و باید مراقب باشید؛ تمام زمینه های آن را ریشه کن کنید و از میان بردارید.

او به نمونه دیگری در رابطه با تبعیض قائل نشدن امام علی(ع) برای دوستداران و نزدیکان خود، اشاره و خاطر نشان کرد: یکی از شیعیان، دوستان و هواداران امیرمومنان و کسانی که تلاش کرده بود امیرمومنان رأی بیاورد و بر سر کار بیاید، شخصی بود به نام عبدالله بن  زمعه. بعد از اینکه امام زمام امور را به دست گرفت، وی نزد امام آمد و گفت: من از شیعیان شما هستم و به تعبیر امروزی به شما خدمت کردم، برای روی کار آمدن شما تلاش و رأی جمع کردم، می خواهم امکان بیشتری داشته باشم، حضرت چنان که در کلام ۲۳۲ نهج البلاغه آمده است ، فرمودند: إِنَّ هَذَا اَلْمَالَ لَیْسَ لِی وَ لاَ لَکَ؛ این دارایی نه برای من است نه برای تو، این دارای عمومی است؛ هر کسی زحمت کشیده و تلاش کرده باید از آن بهره مند شود؛ سپس حضرت قاعده ای را فرمودند و گفتند: «چیده دست کسی نباید بهره دهان دیگری شود» یعنی تو پسر من هم که باشی، هیچ بهره ای نخواهی داشت ، بلکه باید تلاش کنی و بر طبق قانون از امکانات بهره مند شوی.

او تأکید کرد که در حال حاضر باید قوانینی وجود داشته باشد که اگر کسی در جایگاه مسئولیت یا از امکانات مسئولیت یا با روابط مسئولیت برای فرزند یا بردار یا برای هر کسی از خویشاوندان و نزدیکان خود امکانی ویژه و خلاف قانون فراهم کرد به شدت مجازات شود.

او در پاسخ به اینکه اگر در حکومت در زمینه اجتماعی، سیاسی، مدیریتی و اقتصادی مناسبات ناعادلانه، ظالمانه و تبعیض آمیز پیدا شد، از نظر حضرت علی(ع) چه حکمی دارد؟ گفت: در منطق امیرمومنان این امر مایه هلاکت است و به جدّ باید جلوی آن گرفته شود. نقطه مقابل تبعیض، انصاف است، انصاف یعنی نصف به نصف، یعنی اگر شما هر ویژگی که دارید، بنده هم همان ویژگی ها را دارم، باید مثل هم بهره مند شویم، شما توانایی بیشتری دارید، باید بیشتر بهره مند شوید، شما خانم هستید و  صلاحیتتان از مردی بیشتر است، شما باید جای آن مرد در سمتی که او اشغال کرده است، قرار بگیرید. در عهدنامه مالک اشتر حضرت به مالک می فرماید: «أَنْصِفِ اَللَّهَ وَ أَنْصِفِ اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَ مِنْ خَاصَّهِ أَهْلِکَ وَ مَنْ لَکَ فِیهِ هَوًى مِنْ رَعِیَّتِکَ؛ داد خدا را بده، یعنی طبق موازین الهی رفتار کن، به هیچ وجه بی عدالتی نکن، خدا دادستان است. بهره های مردم را بده، سهم و حقوق مردم را به تمامی ادا کن، هم از جانب خودت و هم از جانب ویژگان و نزدیکانت؛ بی انصافی نکن، از سهمی خاص و فرصتی نابرابر بهره مند نشوند، هر کسی که تو به آنها تمایل داری، هوادار آنها هستی، نسبت به هواداران، طرفداران و حزب خود، انصاف را رعایت کن، مبادا آنها به پشتوانه تو بی انصافی کنند».

دلشاد تهرانی در پاسخ به اینکه اگر در حکومتی و دولتی بی انصافی باب شد و حقوق مردم زیر پا گذاشته شد، کسانی به ناروا بالا آمدند و کسانی ناروا به زیر کشیده شدند، چه آسیب هایی به همراه خواهد داشت؟ گفت: امام (ع) در عهدنامه مالک اشتر فرموده اند : « اگر انصاف و عدالت را رعایت نکنی و تبعیض روا بداری، ظلم کرده ای» . تبعیض ظلمی است که حکومت را از درون مانند خوره می خورد، تبعیض سرمایه اجتماعی را نابود می کند، تبعیض مردم را مایوس می کند، تبعیض توانمندان را  کنار می زند، تبعیض ناتوانان را جلو می آورد، تبعیض دارایی های عمومی را به غارت می برد . بنابراین تبعیض بزرگترین ظلم است؛ هر کسی به بندگان خدا با هر مرامی، مذهبی، قومیتی و فکری ظلم کند، کَانَ اَللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ؛ بداند خدا دادستان و دادخواه او  است . خداوند آن حکومت تبعیض گر، آن زمامداران ظالم را به دادگاه می کشاند. وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ؛ و هر کسی را که خدا دادستانی کند و به دادگاه کشاند هر عذر، دلیل و حجت او را باطل سازد .  به عبارت  دیگر خداوند نسبت به دلیل و توجیه و توضیح ظالم، هیچ پذیرایی ندارد و هیچ دلیلی  را نمی پذیرد. اگر شما به مردم ظلم کردید و تبعیض روا داشتید هیچ توجیهی نزد خدا و در محکمه الهی پذیرفته نیست . از نظر حضرت  کسانی که تبعیض اعمال می کنند و از جایگاه قدرت به مردم ظلم می کنند: کَانَ لِلَّهِ حَرْباً در جایگاه جنگ با خدا هستند و به خداوند اعلام جنگ کرده اند، حَتَّى یَنْزِعَ وَ یَتُوبَ تا اینکه دست بکشند، توبه کنند و جبران نمایند. حضرت سپس می فرماید: «وَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْیِیرِ نِعْمَهِ اللَّهِ وَ تَعْجِیلِ نِقْمَتِهِ؛ هیچ چیز فراخواننده تر به تغییر نعمت های خدا و شتاب دهنده تر به خشم خداوند از برپا کردن ظلم نیست » . این ظلم ها، نعمت ها را دگرگون و خشم خدا را بر جامعه جاری می کند، ما متوجه نیستیم که آسیب های پیش آمده  به دلیل این ظلم هاست، وقتی این تبعیض ها روا می شود نظام قانونمند عالم بر ما تازیانه می زند، بسیاری از آسیب ها که می بینیم به دلیل تازیانه ای است که از همین ظلم ها می خوریم، نه به دلایلی که عده ای گمان می کنند!

حضرت می فرماید: «فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ دَعْوَهَ اَلْمُضْطَهَدِینَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِینَ بِالْمِرْصَادِ؛ خداوند شنوای دعوت، ندا، ناله و درد ستمدیگان است و در کمین سمتگران است » . وقتی بر انسان هایی ظلم می شود و تبعیض روار می گردد و آنها درد می کشند و ناله می کنند و فریاد می زنند و فریادشان به جایی نمی رسد، خدا شنواست  ؛ و تازیانه خدا را آن زمامداران، حکومت، دولت و جامعه خواهند خورد .

او در پاسخ به اینکه امام علی(ع) چگونه وجود رفتارهای تبعیض آمیز از سوی عده ای را به درستی تشخیص می دادند و اجازه نمی دادند کسی با ظاهرسازی درباره تبعیض، مانع بروز توانایی های عده ای شوند؟ گفت: برای این امر لازم است که مفهوم عدالت را بفهمیم، عدالت در آموزه های امیرمومنان با ۵ مفهوم معنا پیدا می کند، اول قرار گرفتن هر چیزی، هر کسی و هر امری در جای خودش؛ در غیر این صورت ظلم و تبعیض اتفاق افتاده است، به عنوان مثال یک خانمی همه شایستگی های لازم را دارد و از مردان هم سان خود برتر است، این فرد باید در جایگاه وزارت قرار بگیرد، اگر  به دلیل جنسیت کسی که توانایش کمتر است را در سمتی قرار دادید، تبعیض و ظلم است.

دوم اینکه حق هر ذی حقی داده شود، مثلاً کسی بسیار باهوش، تواناست و با استعداد است باید حقش داده شود، باید حقوق مردمی که در مناطق دور هستند، داده شود و اینگونه نباشد که اگر کسی طلب کرد، حق او را بپردازند و اگر کسی ساکت بود، حق او پرداخته نشود. اینجا تفاوت های واقعی باید لحاظ شود.

سوم مساوات در حقوق عمومی و قانون، در حقوق عمومی مساوات رعایت شود و فرق گذاشته نشود، اگر فرق گذاشته شود تبعیض است. همه این حقوق باید تعریف شده باشد و همه تعاریف به قاعده،  قانون و ضابطه تبدیل شده باشد.

چهارم انصاف، یعنی نصف به نصف، یعنی هر چه برای خود می خواهید، برای دیگران بخواهید، فرض کنید در ادارات یک کارمند علاقه مند است که وقتی به اداره ای مراجعه می کند، احترامش کنند و کارش حبس نشود، ابتدا خود او در برخورد با مراجعه کنندگان احترام کند و کار کسی را حبس نکند. مثلاَ امیرمومنان چنان که در نامه ۵۱ نهج البلاغه آمده است ، به کارگزارن خود این انصاف ورزی را می آموزد و می فرماید : ولا تُحشِموا  أحَدًا عَن حاجَتِهِ ؛ در نظام اداری هیچ کس را از خواسته اش به خشم نیاورید و عصبانی نکنید، وخواسته کسی را انجام نداده، نگذارید و منع نکنید و همه را پیگیری کنید (وَ لا تَحسِمُوا ) ، و لا تَحبِسُوه عَن طَلِبَتِهِ کار کسی را ، درخواست کسی را حبس نکنید.

پنجم اعتدال و میانه روی است، هرگونه خلاف اعتدال، خلاف عدالت است و تبعیض محسوب می شود، افراط و تفریطی نباید وجود داشته باشد و در همه امور تصمیمات ، مواضع و اقدامات معتدل و میانه باشد .

این ۵ مفهوم باید در همه امور تعریف شده باشد تا کسی نتواند خلاف کند؛ مجازات زیر پا گذاشتن آنها نیز مشخص باشد؛ امیرمومنان همه این امور و موارد را در حکومت خود روشن کرده است.

او در پاسخ به اینکه با وجود عدالت محور بودن عملکرد امام علی(ع) چرا عده ای بیان می کردند که امام علی(ع) میان آنها تبعیض قائل می شود؟ گفت: چند گروه به سیاست های امیرمومنان اعتراض کردند، امیرمومنان به آنها پاسخ دادند که بگویید کدام حق را داشته اید که من از شما دریغ کردم ؟ یک گروه کسانی بودند که در حکومت قبل، از امکانات بسیار زیاد ناحق بهره مند بودند و انتظار داشتند که این روال ادامه پیدا کند و امیرمومنان این امکان را از آنها گرفته بود مانند طلحه و زبیر؛ آنها معتقد بودند که ما در حکومت قبل میلیون میلیون می گرفتیم حال سه دینار! یعنی همه امکانات مالی که به ناحق می گرفتند، قطع شد.

گروه دوم کسانی بودند که بدون داشتن شایستگی های لازم مسئولیت داشتند، در مقامی قرار گرفته بودند و حضرت گفته بود که من مسئولیت را فقط به شایستگان می دهم، کسانی بودن مانند معاویه، از نظر علی(ع)، معاویه صلاحیت لازم را نداشت، اما معاویه می گفت که من در حکومت قبل تایید شده ام و مسئولیت من باید ادامه پیدا کند.

سوم گروه هایی از هواداران امیرمومنان بودند و معتقد بودند که این هواداری و شیعه بودن و این همراهی با امیرمومنان باید برای آنها فرصتی ایجاد کند، مثل عبدالله بن زمعه.

گروه چهارم کسانی بودند که خلاف و جرمی مرتکب شده بودند و امام قائل بود که همه در برابر قانون مساوی هستند، مانند نجاشی، شاعر امیرمومنان که جرمی مرتکب شد و حضرت او را مجازات کرد، او و قوم و قبیله اش اعتراض کردند و گفتند که ندیده بودیم زمامداران با دوستداران خود چنین رفتار کنند ، چرا به ما ظلم می کنید، یعنی اعمال قانون مساوی برای همه را ظلم می دانستند. در واقع این چهار گروه بودند که عدالت علی(ع) را تحمل نمی کردند و فریاد می کشیدند.

دلشاد تهرانی فاصله جامعه اسلامی ایران با سابقه انقلابی بیش از ۳۰ سال، با آموزه های حضرت علی(ع) در موضوع تبعیض، انصاف و عدالت را بسیار زیاد دانست و گفت: در همه زمینه ها فاصله کشور ما با آموزه های علی(ع) در موضوع عدم تبعیض و انصاف بسیار زیاد است، ما باید آموزه ها و سیره امیرمومنان را در عمل به کار بگیریم. عهدنامه مالک اشتر باید سرمنشأ قانون و عمل قرار بگیرد، نباید نام امیرمومنان و حکومت علوی را بیاوریم و در پشت آن پنهان شویم و تبعیض روا بداریم و ظلم کنیم، برخی در پشت نام علی(ع) ظلم می کنند. این ظالمانه ترین و ستمکارانه ترین رویکردی است که می تواند نسبت به امیرمومنان، اندیشه و سیره ایشان اتفاق بیفتد.

منتشر شده در ویژنامه غدیر
سه شنبه, 30 شهریور 1395 07:04

پیام های اخلاقی غدیر

دکتر دلشاد تهرانی: عدالت برقرار شود، آواره ای در دنیا نباشد و حریمی شکسته نشود/ اخلاق غدیری در حکومت یعنی شایسته سالاری/ برای رساندن پیام های غدیر به جهان کمپین راه بیاندازیم

نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه و سیره نبوی و علوی معتقد است: «پیام غدیر این است که تجاوزی در جهان صورت نگیرد، عدالت برقرار شود، به ستم‏ها پایان داده شود، کودکی یتیم نشود، به زنی در هیچ جای دنیا تعرضی صورت نگیرد، آواره ای در دنیا نباشد، کشتن انسان بی گناه و ترور خط قرمز زندگی انسان باشد، هیچ حقوقی نادیده گرفته نشود، طبیعت تخریب نشود و به سمت نابودی نرود، حریمی شکسته نشود و همه انسان ها پروادارانه زندگی کنند.» دکتر دلشاد تهرانی با بیان اینکه مسلمانان در راستای پیام های اخلاقی غدیر حرکت نکردند، گفت: اگر زیست غدیری تحقق پیدا کرده بود، هم دنیای اسلام و هم جهان، رنگ و روی دیگری داشت؛ امروز باید رویکردهای مختلف به غدیر را تبیین و تحلیل کنیم و رویکرد زیستن با غدیر را دنبال کنیم و سپس آن را به همه‏ مسلمانان و ‏ جهان معرفی کنیم.

 دکتر مصطفی دلشاد تهرانی در گفت وگو با شفقنا، پیام های اخلاقی غدیر را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: ما می توانیم به غدیر رویکردهای مختلفی داشته باشیم، رویکردی به عقب یا رو به جلو یا رویکردی درجازننده  . انتخاب هر یک از این رویکردها به خود ما بستگی دارد لذا باید ابتدا در انتخاب رویکرد به غدیر دقت و توجه لازم را داشته باشیم.

غدیر کامل کننده‏ مقصد بعثت است

او افزود: غدیر کامل کننده‏ مقصد بعثت است؛ اگر بپذیریم که مقصد بعثت تربیت انسان و محقق کردن زیست مسلمانی بوده، در حقیقت با غدیر تربیت انسان و زیست مسلمانی حاصل و کامل می‏شود؛ تربیتی که پیامبر اکرم(ص) و امیرمومنان بر مبنای قرآن و الگودهی از خود برای ما ارائه کردند. اگر تعبیر کنیم که امیرمومنان علی (ع) خود غدیر است و اگر بخواهیم غدیر را دنبال کنیم باید امیرمومنان را به عنوان انسانی که حاصل همه قرآن و تمامیت مدرسه نبوی است، الگو قرار دهیم ، تعبیر دور از واقعی نیست . مرحوم شهید ثانی در کتاب شرح لمعه بیان کوتاه و زیبایی دارد و می‏گوید «شیعه کسی است که علی (ع) را دنبال و پیروی کند» در واقع اگر ما علی (ع) را به درستی، با تمام وجود و به تمام معنا به عنوان حاصل قرآن کریم و تربیت نبوی دنبال کنیم، غدیر محقق می‏شود.

او در پاسخ به اینکه شاخصه‏های دنبال کردن امیرمومنان چیست؟ گفت: اگر مجموعه‏ آموزه‏ها، رفتارشناسی و سیره‏ امیرمومنان را جستجو کنیم، می توانیم ۵ شاخصه مهم یعنی آزادی، اخلاق، حقوق، عدالت، قانون را دنبال کنیم .  به عبارت دیگر تربیت نبوی، زیست مسلمانی و پیروی از پیامبر اکرم و امیرمومنان با این ۵  شاخصه معنا پیدا می‏کند، منتهی در معنای درست و وسیع آن. به عنوان مثال آزادی یعنی اینکه انسان از غیر خدا چه در عرصه‏ فردی چه در عرصه‏های اجتماعی آزاد شود، فقط خدا را بندگی کند و در اسارت گناهان، خلاف ها و ستم‏ها نباشد؛ اما آنچه محور این شاخصه هاست، اخلاق است.

غدیر گوهر و اساس دین است

او به دلایل محور بودن شاخصه اخلاق اشاره و اظهار کرد: بعثت برای این اتفاق افتاد که انسان و جامعه‏ اخلاقی شکل بگیرد، تأیید بر این اصل هم می تواند روایات « اننَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» باشد که بر اساس قران و روایت قابل اعتماد بسیار و سیره پیشوایان دین تأیید می شود .  از سوی دیگر می توانیم محور بودن اخلاق د ر دین را بپذیریم چون با روح قرآن کریم و با سیره‏ پیامبر اکرم و سایر پیشوایان دین کاملاً سازگار است. غدیر گوهر و اساس دین است و اگر کسی غدیر را انکار کند، گوهر دین را انکار کرده و آزادی، اخلاق، حقوق، عدالت و قانون را نادیده گرفته است. شیخ عبدالله علایلی عالم بسیار برجسته‏ معاصر اهل سنت متوفی سال ۱۹۶۶ می گوید: «ان عید الغدیر جزء من الاسلام؛ عید غدیر پاره‏ تن اسلام است و مَن اَنکَرَهُ  اَنکَرَ الاسلامَ بالذات ؛ و هرکسی غدیر را انکار کند، خود اسلام را انکار کرده است»

اگر شاخصه های غدیر را انکار کنیم، اسلام را نفی کرده ایم

این نویسنده و پژوهشگر نهج‌البلاغه به ارتباط میان اسلام و غدیر اشاره نمود و دلایل انکار اسلام با انکار غدیر را بیان کرد و گفت: اگر شاخصه های غدیر یعنی اخلاق، آزادی، عدالت، حقوق و قانون را در معنای درست و وسیع آن انکار شود، دیگر چیزی از اسلام باقی نمی ماند و در واقع اسلام نفی شده است . بنابراین یکی از رویکردهای غدیری که می‏تواند رویکرد عملیاتی و زیستی باشد، این است که زیست غدیری با ۵ شاخصه نام برده و با محوریت اخلاق را دنبال کنیم .

اگر به اخلاق علی(ع) عمل کنیم در حقیقت به غدیر عمل کرده ایم

او ادامه داد: امیرمومنان در خطبه‏ ۸۷ نهج البلاغه بیان بسیار آموزنده‏ای دارند و می‏گویند: «و  اَرَیْتُکُمْ کَرائِمَ الاْخْلاقِ مِنْ نَفْسى؛ من از جانب خود بزرگواری و اخلاق را به شما نشان دادم» یعنی امیرمومنان علی (ع) در امتداد سیره‏ پیامبر اکرم بیانگر تمامیت اخلاق است، اگر ما امیرمومنان را به عنوان الگوی زیست مسلمانی قرار دهیم و سیره آن حضرت را دنبال کنیم در واقع غدیر را دنبال کرده ایم و اگر به اخلاق علی(ع) عمل کنیم در حقیقت به غدیر عمل کرده ایم و اگر این نوع از اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی ما محقق شد، در حقیقت زیست مسلمانی محقق شده است.

شاخصه های اخلاقی در اندیشه و سیره امیرمومنان علی(ع)

دلشاد تهرانی با بیان اینکه اخلاق در اندیشه و سیره‏ امیرمومنان دارای یک مدل هفت بخشی است، گفت: لازم است امروز  هفت  بخشی که امیرمومنان در موضوع اخلاق بر آن تأکید کردند را اصلاح کنیم؛ ابتدا «بینش ها» زیر ساخت اخلاق، بینش ماست و براساس آن هستی شناسی، جهان شناسی، خداشناسی، معادشناسی،  نگاه ما به انسان، به زندگی و به مناسبات باید اصلاح شود. دوم «ارزش‏ها» ارزش‏های ما باید بر اساس بینش‏ها سازمان پیدا کنند و اولویت بندی شوند. به عنوان مثال قرآن کریم  تقوا را رأس همه‏ ارزش‏ها می‏ داند و امیرمومنان نیز می‏فرمایند: تقوا در رأس همه‏ اخلاقیات است. سوم «گرایش ها» باید براساس بینش‏ها و ارزش‏ها، گرایش ها یعنی جهت گیری‏ها، وابستگی ها و تعلقات را سامان دهیم. براساس این سه اصل باید قواعد کلی عملی ثابت در زندگی داشته باشیم و از آن عبور نکنیم، مانند اصل  مرزبانی، حریم داری و پروا پیشگی، عدالت، پایبندی به کیفیت استخدام وسیله، پاسداشت حقوق، رفق و مدارا. چهارم «روش‏ها» باید راه حل های انتخابی در زندگی خود را بر اساس این اصول اتخاذ کنیم و از روش های نادرست بهره نگیریم . پنجم «کنش ها» یعنی افعال ، رفتار و سلوک خود را براساس اخلاق قرآنی، نبوی و علوی سامان دهیم. ششم «گویش ها» یعنی زبان و ادبیات خود را قرآنی و اخلاقی بسازیم . بر این اساس  هرچه به افعال اخلاقی در معنای وسیع آن ، نزدیک تر شویم، غدیری تر می‏شویم.

غدیر متعلق به شیعیان و مسلمانان نیست، بلکه برای همه بشریت است

او تأکید کرد: زمانی می‏توانیم به واقع غدیر را جشن بگیریم که در این جهات گام هایی برداشته باشیم ولو یک گام. سمبل غدیر یک روز است، اما غدیر یعنی همه سال و همه تاریخ. غدیر تنها متعلق به شیعه و مسلمانان نیست، بلکه برای همه بشریت است لذا باید غدیر و زیست غدیری را به بشریت عرضه کنیم.

او افزود: اگر در میان بشریت زیست غدیری نفوذ کند، جنگ ها، خونریزی ها، ترور‏ها، تجاوزگری ها که از جمله رفتارهای خلاف انسانیت است، دیده نخواهد شد. البته  در کنار رفتارها، ادبیات هم باید غدیری باشد یعنی «قولوا للناس حسنا؛ با مردم به زیبایی و حسن سخن بگویید »  زشت نگوییم  و  از ادبیات نادرست استفاده نکنیم . امیرمومنان وقتی دیدند، حجر بن عدی و عمرو بن حمق در زمان پیکار صفّین به  شامیان  دشنام می دهند، فرمودند: «من بیزارم از اینکه شما دشنام دهنده و زشت گو باشید»       ( کلام ۲۰۶  نهج البلاغه)

با غدیر زیستن یعنی با اخلاق زیستن و در مدار اخلاق حرکت کردن

این نویسنده و پژوهشگر نهج‌البلاغه گفت: ممکن است ما غدیر را بزرگ بشماریم، برای غدیر جشن بگیریم و شادی کنیم، اما زیست غدیری نداشته باشیم، لازمه  غدیر را جشن گرفتن و غدیر را بزرگ داشتن این است که قدم هایی هم برای زیست غدیری برداریم؛ با غدیر زیستن یعنی با اخلاق زیستن و در مدار اخلاق حرکت کردن.

پیام های غدیر

او در پاسخ به اینکه در حال حاضر پیام غدیر را باید چگونه به بشریت معرفی و منتقل کرد؟ گفت: امروز امکان پیام رسانی به قدری وسیع، راحت و  قابل دسترسی است که هیچ زمانی این چنین نبوده است. ما اگر غدیر را به خوبی تفسیر و ساماندهی کردیم و با ادبیات و بیان مناسب آن را تبیین کردیم، می توانیم با استفاده از امکانات گسترده موجود غدیر را به عنوان یک پیام به جهانیان منتقل کنیم. پیام غدیر این است که تجاوزی در جهان صورت نگیرد، عدالت برقرار شود، به ستم‏ها پایان داده شود، کودکی یتیم نشود، به زنی در هیچ جای دنیا تعرضی صورت نگیرد، آواره ای در دنیا نباشد، کشتن انسان بی گناه و ترور خط قرمز زندگی انسان باشد، هیچ حقوقی نادیده گرفته نشود، طبیعت تخریب نشود و به سمت نابودی نرود، حریمی شکسته نشود و همه انسان ها پروادارانه زندگی کنند.

برای رساندن پیام های غدیر به جهان کمپین راه بیاندازیم

او تأکید کرد: ما می توانیم برای رساندن پیام های غدیر به جهان ضمن به کارگیری از زبان مناسب، کمپین راه بیاندازیم و در واقع برای انتقال پیام های غدیر در طول سال حرکت های جمعی داشته باشیم و همه‏ مردم دنیا را فرا بخوانیم.

او به پیام های اخلاقی غدیر برای حکومت ها اشاره و تصریح کرد: اخلاق در همه عرصه های فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی، حکومتی، مدیریتی، اقتصادی، قضایی، نظامی و فرهنگی حضور پیدا می کند؛ وقتی پیام اخلاقی غدیر وارد حکومت می شود تأکید می کند کسانی که در جایگاه حکومت قرار می گیرند باید اخلاق بر آنها حکومت کند ، به تعبیری که در خطبه ۸۷ نهج البلاغه وارد شده است :« قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ»،  عدالت را برای خود ملزم کند، « فکان اول عدله نَفْیَ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ»  نخستین ظهور عدالتش این باشد که از روی هوای نفس عمل نکند . «یصف الحق و یعمل به»  حق را بگویند و به حق عمل کند .

اخلاق غدیری در حکومت یعنی شایسته سالاری

دلشاد تهرانی ادامه داد: اخلاق غدیری در حکومت می‏گوید، هرکسی در هر مرتبه‏ای از حکومت بر اساس شایسته سالاری قرار بگیرد و به فرمان الهی عمل کند؛ اگر کسی شایستگی‏های لازم را ندارد، خود را مطرح نکند و وارد عرصه حکومت نشود.

بنابراین اگر در حکومت شایسته سالاری، شفافیت، رفتار براساس قانون گرایی، پایبندی به کیفیت استخدام وسیله، پاسداشت حقوق مردم و عمل به عدالت رعایت شود، آن زمان می توان گفت اخلاق حکومتی به سمت غدیر حرکت کرده است.

مسلمانان به سمت غدیر و پیام های اخلاقی غدیر حرکت نکردند

او با بیان اینکه مسلمانان به سمت غدیر و پیام های اخلاقی غدیر حرکت نکرده اند، گفت: اگر زیست غدیری تحقق پیدا کرده بود، هم دنیای اسلام و هم جهان، رنگ و روی دیگری داشت؛ اینکه چرا این اتفاق نیفتاده باید مورد بررسی قرار گیرد؛ ممکن است بگوییم که پیام غدیر پوشانده شده، غدیر را انکار کرده اند، سعی کرده اند  مفهوم و معنا و پیام غدیر را منحرف کنند و یا حکومت ها از صدر اسلام همه توان خود را به کار گرفتند که غدیر تحقق پیدا نکند . با پذیرش این مسایل، امروز چه باید کرد؟ به نظرم می‏آید که ما باید رویکردهای مختلف به غدیر را تبیین و تحلیل کنیم و رویکرد زیستن با غدیر را دنبال کنیم و سپس آن را به همه‏ مسلمانان و به همه‏ جهان معرفی کنیم.

در منطق غدیری زیستن، زیرپا گذاشتن حقوق هر موجودی خط قرمز است

او به دلایل عدم تداوم پیام اخلاقی غدیر در زمان حیات پیامبر و کنار زدن امیرمومنان اشاره و اظهار کرد: کنار زدن امیرمومنان بعد از پیامبر سه بستر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد. روابط و مناسبات اجتماعی در آن دوره، فضای فرهنگ و عملکرد سیاسی گروه‏های ذی نفوذ و قدرتمند، دست به دست هم داد که امیرمومنان علی(ع) بعد از پیامبر تداوم بخش مسیر پیامبر نباشد . اگر امیرمومنان علی(ع) مسیری را که پیامبر ترسیم و تا اندازه زیادی آن را همواره کرده بود، ادامه می داد بسیاری از اتفاق ها رخ نمی داد. حضرت زهرا(س) در بیانی می فرمایند: «اگر  امیرمومنان این مسیر را ادامه داده بود، شما را به نرمی، بدون سختی، فشار، نزاع و درگیری حرکت می‏داد و به سرچشمه می‏رسانید» به هر حال در گذشته چنین اتفاقی نیافتاده و زمان قابل برگشت نیست، مسیری که علی(ع) می خواست بعد از پیامبر ادامه دهد در آموزه های علی(ع) نشان داده شده است و  ما امروز باید به سیره علی(ع) که سیره‏ قرآنی و نبوی است و  راه و رسمی معنوی، اخلاقی، انسانی، عقلانی و رساننده به مقاصد بعثت است، برگردیم، آن را تبیین و وارد عرصه های مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی، مدیریتی، حکومتی و اقتصادی زندگی کنیم.

 

منتشر شده در ویژنامه غدیر

دکتر سیدعلی میرموسوی: نظام شایسته سالار نباید رانتی باشد

شفقنا- سخن از شایسته سالاری و تصمیم گیر بودن شایستگان بسیار شنیده می شود، اما این شایستگان چه کسانی هستند؟ نظام شایسته سالاری که بناست به تبعیض های رابطه ای و خویشاوندی پایان دهد، در نگاه امیرمومنان علی(ع) چگونه است؟

خبرنگار شفقنا این موضوع را با حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید علی میرموسوی از نویسندگان و پژوهشگران علوم دینی که در موضوع حکومتداری تحقیقات برجسته ای دارد، به گفت وگو گذاشته است. میرموسوی با بیان اینکه حضرت تاکید می کردند که نباید در نظام سیاسی خویشاوندسالاری شود، می گوید: یکی دیگر از این موارد محدود کردن آن گروهی است که به دلیل فرصت های مالی و سیاسی که در اختیار آنها بوده است، از امتیازات و اعتبار بیشتری برخوردار شده اند و به همین دلیل نفوذ بیشتری در حوزه عمومی دارند. در دیدگاه حضرت آن کسانی که از این امتیازات و اعتبارات برخوردار نشده اند و از نفوذ کمتری در حوزه عموم برخوردار هستند را بیشتر باید مورد توجه قرار دهد.

او با تاکید بر اینکه  نظام شایسته سالار نباید رانتی باشد به این معنا که امتیازات ویژه ای به بخش های خاصی از جامعه تعلق بگیرد، تاکید می کند که سه ویژگی رضایت عمومی، حقوق مردم و همسان بودن با عدالت، سه معیاری است که حضرت در این راستا مطرح می کنند.

متن گفت وگو با سید علی میرموسوی را بخوانید:

*شایسته سالاری مفهومی است که در دنیای امروز بسیار مورد توجه قرار دارد و در هر سازمان و نهاد و سطوح بالاتر نامی از آن شنیده می شود؛ این شایسته سالاری در نگاه امام علی(ع) چگونه تعریف می شود و فرد شایسته ای که می تواند زمام امور را به دست گیرد، در دیدگاه ایشان کیست و چه ویژگی هایی دارد؟

میرموسوی: الگویی که حضرت علی(ع) در ارتباط با نظام سیاسی و حکومت، مطرح و از آن پشتیبانی می کردند، الگویی برابری طلبانه بود که بر پایه اقتدار برابر همگان در تعیین سرنوشت  آنها استوار بود. زمانی که برای بیعت به حضرت مراجعه کردند، ایشان فرمودند که «انّ هذا امرکم لیس لاحد فیه حق الاّ من امرتم» یعنی «حکومت، حق شماست و هیچ کس در این عرصه حق فرمانروایی ندارد، جز کسی که شما او را به فرمانروایی برگزیده اید». بر این اساس حضرت، حق حاکمیت را یک حق عمومی می دانست، اما طبیعی است که از دیدگاه حضرت، زمامداری می تواند به قدرت برسد که شایستگی زمامداری را داشته باشد و مردم یک فرماندار شایسته را برگزینند. در همین راستا اساسا حضرت زمامداری را به عنوان میدان مسابقه توصیف می کند؛ مسابقه دشواری که تنها اندکی از آن سربلند خواهند شد و آن افرادی هستند که شایستگی این را داشته باشند. در سخنان حضرت هم در مورد شخص زمامدار و هم در مورد کارگزاران نظام سیاسی توصیه هایی شده است؛ یعنی هم زمامدار و هم همه کارگزاران باید شایسته باشند. حال چه کسانی شایستگی زمامداری را دارند؟ نخستین ویژگی زمامدار شایسته از دیدگاه حضرت علی(ع) این است که امانت دار باشد. به این معنا که حضرت، زمامداری را امانتی قلمداد می کنند که از سوی مردم به فرمانروا واگذار می شود، بنابراین زمامدار شایسته در مرحله اول کسی است که خود را به عنوان امانتدار مردم و نه به عنوان سرور و سالار آنان بداند. به همین دلیل است که حضرت می فرمایند: زمامدار همواره ممکن است در دام فریفته شدن نسبت به قدرت خود گرفتار شود و درنده خویی و خیانت در امانت را پیشه و به مردم ستم کند. بر این اساس زمامدار شایسته در ابتدا باید فردی باشد که بتواند به محدودیت هایی که در عرصه قدرت سیاسی وجود دارد، پایبند باشد و از آن فراتر نرود. حضرت در این راستا توصیه می کنند که فرمانروا باید همیشه برتری قدرت خداوند نسبت به خود را به یاد آورد، خود را در بزرگی، همسان خدا نپندارد و متوجه باشد که برای اداره امور مردم قدرت پیدا کرده است و ستیز با مردم، ستیز با مردم ستیز با خداست. حضرت در جمله ای می فرمایند: «هر که به مردم ستم کند، خداوند با او دشمنی می ورزد و هیچ چیز چون بنیاد ستم نهادن، نعمت خدا را دگرگون ندارد». این نشان می دهد زمامدار شایسته باید فردی باشد که حقوق مردم را به رسمیت بشناسد.

نکته دیگری که مطرح می کنند این است که فخر نورزد و از ستایش و ثنا بگریزد. از دیدگاه حضرت زشت ترین خوی والیان این است که مردم، آنها را دوستدار بزرگ منشی بشمارند و آنها را اهل تکبر قلمداد کنند. در یکی از گفتارها حضرت خطر ستایش از فرمانروا را گوشزد می کند و می فرمایند که «بسا مردم هستند که ستایش را دوست دارند، اما مرا به نیکی مستایید تا از عهده حقوقی که مانده است برآیم و واجب ها که بر گردنم باقی است، ادا نمایم. پس با من چنان که با سرکشان گویند، سخن مگویید و چونان که تیز خویان کنند از من کناره مجویید و با ظاهر آرایی آمیزش مدارید و شنیدن حق را بر من سنگین مپندارید و نخواهم مرا بزرگ انگارید. چه آن کس که شنیدن سخن حق بر او گران افتد و نمودن عدالت بر وی دشوار بود، کار، به حق و عدالت کردن بر او دشوار تر است پس از گفتن حق، یارای زدن در عدالت باز نایستید که من نه برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمن هستم». این نشان می دهد که زمامدار در معرض خطاست و زمامدار شایسته زمامداری است که برای پرهیز از خطا، انتقاد را جایگزین ستایش کند. به همین دلیل حضرت به مالک گوشزد می کنند که «مگو مرا فرموده اند و من می فرمایم و اطاعت امر را می پایم. چه این کار دل را سیاه کند و دین را پژمرده و تباه و موجب زوال نعمت و نزدیکی بلا و آفت است». در دیدگاه حضرت علی(ع) فرمانروا همواره باید نظارت عمومی را بر خود بپذیرد. ایشان گفته اند که اساسا حکومت شایسته همانطور که حضرت رسول فرمودند، حکومتی است که ضعیفان و افراد ناتوان بتوانند بدون لکنت زبان، حقوق خود را از افراد توانمند بستانند.  در حقیقت این الگویی است که حضرت در مورد حکومت خوب مطرح می کند. در این راستا حضرت امر به معروف و نهی از منکر را نهادی می دانند، که در راستای حفظ همین شایسته سالاری وضع شده است. به اعتقاد حضرت «اگر امر به معروف و نهی از منکر نباشد و مردم زمامداران و والیان و کارگزاران را در این چارچوب مورد پرسش قرار ندهند، نتیجه این می شود که باطل ها آشکار می شود، حق ها فرونهاده می شود، نیکان خوار و بدکاران بزرگ مقدار می شوند.» اساسا در دیدگاه حضرت، حکومت در راستای انجام یکسری از وظایف است که ضرورت پیدا می کند و حکومت و زمامداری شایسته آنی است که بتواند این وظایف را به خوبی انجام دهد. به طور مثال وقتی حضرت می خواهند این وظایف را در حوزه ارتباط با مردم بیان کنند، می­فرمایند « حاکم شایسته حاکمی است که با دید خوش بینانه و پرهیز از بدگمانی به مردم مهربانی کند، با دید خطا پوشانه به آنها بنگرد، از لغزش های آنها درگذرد، در پی یافتن عیوب آنها نباشد، به سخن چینان توجهی نکند، نسبت به مردم کینه نورزد و راز ایشان را نگه دارد.»

*امام علی(ع) در انتخاب کارگزاران خود برای مدیریت جامعه یا در بیانات خود برای ویژگی های کسی که بناست اداره امور جامعه یا نهادی را به عهده داشته باشد، چه مولفه ای را اولویت می دانند؟ تخصص و دانش، بیشتر مورد توجه ایشان است یا تقوا؟

میرموسوی: امام علی(ع)در گفتار سیاسی خود ، معیارها ویژگی هایی را برای کارگزاران سیاسی بیان و به مالک توصیه کردند که در انتخاب کارگزاران این ویژگی ها را مورد توجه قرار دهد. بر این اساس در هر کاری متناسب با آن کار، تخصص را نیز در نظر گرفته اند. از نظر امام  کارگزاران حکومت باید از میان کسانی برگزیده شوند که «تجربت دارند و حیا، از خاندانهاى پارسا که در مسلمانى قدمى پیشتر و دلبستگى بیشتر دارند، اخلاق آنان گرامی­تر و آبروشان محفوظتر و طمعشان کمتر و عاقبت نگرى‏شان فزونتر است.»[۱] چنین افرادی را باید «پس ازآزمودن به کارگمارد، و به میل شخصی و بى مشورت به کارى مخصوصشان نداشت، که به هواى خود رفتن و براى دیگران ننگریستن، ستمگرى و خیانت است». امام در این راستا کارگزاران حکومت را به نیروهای امنیتی و نظامی، قضات، افرادی که نقش اداری و دیوانسالاری دارند و … تقسیم می کنند. این گروه ها بخش عمده ای از کارگزاران را شکل می دهند، پس برای هر کدام از آنها متناسب با آن کار، ویژگی هایی را بیان کرده اند. به طور مثال در آنجا در مورد نیروهای نظامی گفته شده است که درباره انتخاب نیروهای نظامی  باید دید چه کسی خیرخواه تر است، دامنی پاک تر دارد و بردباری او بیشتر است. کسانی که می خواهند در عرصه نظامی خدمت کنند، باید دیر به خشم آیند و زود به پذیرفتن این پوزش روی آورند؛ اهل رحمت بر ناتوانان و بر قوی دستان جدی باشند. اگر کسی به آنها درشتی کرد، تحریک نشوند و در برابر کسی که قدرت دارد، احساس ضعف نکنند. این افراد باید از افراد پارسا که سابقه نیکی داشته باشند، برگزیده شوند. این موارد در نامه حضرت به مالک اشتر نشان می دهد که در دید ایشان فرماندهان نظامی باید چنین ویژگی هایی را داشته باشند.

در بحث قضاوت حضرت می گویند که فرد شایسته برای قضاوت کسی است که «کارها بر او دشوار نگردد و ستیز خصمان، وی را به لجاجت نکشاند، در خطا پایدار نبود و چون حق را شناخت در بازگشت بدان درنماند و نفس او به طمع نگراید و تا رسیدن به حق  به اندک شناخت بسنده نکند. در شبهت ها درنگش از همه بیشتر باشد و حجت را بیش از همه به کار برد. از آمد و شد صاحبان دعوا کمتر به ستوه آید. در آشکار گشتن کارها شکیبا بود و چون حکم روشن باشد، در داوری قاطع تر. آن کس که ستایش فراوان وی را به خودبینی نکشاند و خوشامدگویی او را برنیانگیزاند و اینان اندکند». در واقع حضرت می فرمایند که کسانی که در مصدر قضاوت هستند باید این ویژگی ها را داشته باشند و چون بیشتر در معرض سوءاستفاده از دین هستند، باید در انتخاب این افراد دقت بیشتری شود. معیارهایی نیز بیان می کنند برای شایستگی دیوانسالاران و کسانی که امور اداری، مدیریتی و اجرایی را بر عهده دارند. یک اینکه مکرمت، آنان را به طغیان نکشاند و دلیر نگرداند، آن سان که در جمع، حاضران مخالفت توانند یعنی افرادی که در جمعی وی را می بینند، بتوانند با او مخالفت کنند. در رساندن نامه های عاملان و نوشتن پاسخ درست آنها از حاکم به آنها، در اثر غفلت، سهل انگاری نکنند. به خواسته های مردم توجه کنند و به حکام انعکاس دهند. در آنچه برای وی می گیرند و آنچه از جانب او می دهند، فروگذار ننمایند. قدر خود را در کارها بدانند، چه آنکه قدر خود را نداند، در شناختن قدر جز خود نادان تر بود و درماند. این افراد، افرادی هستند که باید در یک فرآیند گزینشی درست برگزیده شوند چون حضرت می گویند که حکومت نباید تنها براساس منابع اطلاعاتی خود در مورد شایستگی افراد قضاوت کند؛ چرا که ممکن است عده ای به ظاهر خود را بیارآیند و خوش خدمتی پیشه کنند، در حالی که نه خیرخواه هستند و نه امانتدار.

*طبق صحبت های شما در اینکه شایسته‌خواهی در فرهنگ اسلامی به منزله یک ارزش مورد توجه بسیار است، شکی نیست اما اسلام چه روش هایی برای شایسته شناسی پیشنهاد می دهد و حضرت علی(ع) در عملکرد ۵ ساله خود چگونه شایستگان را شناسایی و معین می کرد؟

میرموسوی: در عصر حضرت علی(ع) نظام سیاسی، بسیاری از نهادهایی که در شرایط کنونی وجود دارد را دارا نبوده و راه هایی که می شد از طریق آن افراد شایسته تعیین شوند، در آن زمان بسیار محدودتر بوده است. در عین حال یک معیار کلی که حضرت بیان می کنند، این است که حاکم نباید فقط به سیاست و اطمینان خود اکتفا کند بلکه باید ببیند پیشینه اجرایی این افراد چگونه بوده است و آیا در کارهایی که قبلا به آنها واگذار شده کارنامه خوبی داشته اند یا خیر؟ معیار دیگر این است که ببیند این فرد در جامعه به چه وصفی شناخته می شود؟ آیا مورد اعتماد جامعه است؟ امروز یکی از معیارهای شایسته سالاری این است که خود مردم فرد شایسته را انتخاب کنند. انتخاب مردم نیز به شکل مستقیم یا غیرمستقیم خواهد بود. اصل اینکه مردم باید نمایندگان را به شکل مستقیم انتخاب کنند، نه به گونه ای که انتخاب توسط فیلترها و کانال هایی محدود شود. حضرت می فرمایند که کسی را باید برای این امور انتخاب کنند که میان همگان اثری نیکو نهاده و به امانت از همه شناخته شده تر است و امتحان خود را داده است؛ این را باید از طریق خود جامعه تعیین کرد. در این ارتباط باید حکومت بررسی کند که چه نهادهایی می تواند این فرد شایسته را به شکل درست انتخاب کند. چه بسا مثلا در این زمینه بتوان ادعا کرد که حضرت، شیوه های عقلایی که برای شایسته سالاری هست را می پذیرند و قبول دارند.

از دید حضرت داشتن دانش و تخصص متناسب با آن کار نیز برای شایسته بودن از اولویت برخوردار است. معروف است از مرحوم شهید چمران پرسیدند که «از دید شما تعهد مقدم است یا تخصص؟» مرحوم چمران پاسخ دادند که «انسان متعهد در کاری که تخصص ندارد، وارد نمی شود» بنابراین اگر کسی کاری که شایستگی و دانش لازم و تخصص آن را ندارد را بپذیرد، در واقع تعهد هم ندارد. به نظر می رسد آنچه مرحوم چمران می گوید در سنت دینی ما هم وجود دارد، در نتیجه اساسا تعهد بدون تخصص معنی دار نیست؛ از دید حضرت هم چنین ویژگی ای دارد بنابراین دانش و تخصص لازم یکی از ویژگی های مهم در این راستاست.

*در بیان امام علی (ع) در کلام ۱۳۱ نهج البلاغه آمده است که کسی که در جایی قرار گیرد که علم و تخصص لازم را نداشته باشد دیگران را به گمراهی می کشاند و در جایی دیگر پیامبر اکرم (ص) فرمود که هرگاه کار به ناشایست سپرده شود منتظر هلاکت باشید. دلیل این تاکیدات را چه می دانید و جامعه یا سازمانی که مدیران ناشایست بر آن حاکم شوند، چه حال و آینده ای دارد؟

میرموسوی: یکی از دلایل این تاکیدات این بوده است که حکومت بویژه در جوامعی که همچنان هنوز در شکل دادن یک نظام شایسته سالار در آغاز راه هستند، در معرض فروغلتیدن به منافع شخصی حکام است و اینکه این حکام، منافع عمومی را تحت الشعاع منافع شخصی و خصوصی خود قرار می دهند. نتیجه آن این است که نزدیکان، دوستان و خویشاوندان حاکم و آن کارگزار به قدرت برسند و تاثیرگذار باشند. در این راستا این تاکیدات صورت گرفته است که از این آفت جلوگیری شود. نگاه حضرت این است که خواص یعنی الیت و نخبگانی که معمولا ثروت و قدرت را در اختیار دارند و با چاپلوسی و زبان بازی خود را به زمامداران و کارگزاران نزدیک می کنند، بسادگی می توانند در منابع و مجاری نظام سیاسی نفوذ کنند و منافع عموم را تحت الشعاع قرار دهند. این در حالیست که حضرت می گویند که برای حاکم باید منافع عموم و آن طبقه عامه اهمیت داشته باشد، چرا که آن طبقه عامه هستند که در مواقع ضرورت به پشتیبانی حکومت می آیند و در جایی هم که حکومت با دشواری رو به رو باشد، صبر و تحمل می کنند؛ برعکس آن افرادی که صاحبان قدرت هستند. بر این اساس تمام تاکیداتی که حضرت برای بحث تخصص می کنند، در راستای جلوگیری از آسیبی است که حکومت با آن رو به روست.

*در گذشته و امروز همواره مشاهده شده است که برخورداری از رانت های رابطه و اطلاعات و امثال آن باعث شکل گیری و پیشروی فساد در سطوح مختلف شده است، امیرالمومنین(ع) در این مورد چه نگاهی داشت و چگونه از بروز و رشد فسادهای مالی و اخلاقی در نظام مدیریتی خود پیشگیری می کردند؟

میرموسوی: حضرت حاکمیت را از مقوله امانت قلمداد می کردند و معتقد بودند که حکومت و نظام سیاسی هیچ تقدسی ندارد و در معرض خطاست. به همین دلیل آن را باید با ساز و کارهای انتقادی مورد نظارت قرار داد. دوم اینکه حضرت تاکید می کردند که نباید در نظام سیاسی خویشاوندسالاری شود و به مالک توصیه می کنند که به هیچ یک از اطرافیان و خویشاوندانش زمینی را به بخشش واگذار نکند و این خویشاوندان به گونه ای جرأت پیدا نکنند که بهره و منفعت بیشتری از نظام سیاسی برند. یکی از مسایلی که حضرت توصیه می کنند پرهیز از خویشاوندسالاری است.

یکی دیگر از این موارد محدود کردن آن گروهی است که به دلیل فرصت های مالی و سیاسی که در اختیار آنها بوده است، از امتیازات و اعتبار بیشتری برخوردار شده اند و به همین دلیل نفوذ بیشتری در حوزه عمومی دارند. از این دیدگاه خواص در واقع حلقه اطرافیان حاکم و  نزدیکان اویند. در دیدگاه حضرت، آن کسانی که از این امتیازات و اعتبارات برخوردار نشده اند و از نفوذ کمتری در حوزه عموم برخوردار هستند را بیشتر باید مورد توجه قرار دهد. چرا که همانطور که گفته شد معمولا این گروه هستند که در روز گرفتاری، حکومت را یاری می کنند و برعکس، یاری افرادی که در آن طبقه الیت جامعه قرار دارند در زمان گرفتاری کمتر است، از انصاف بیشتر نگران هستند و به دنبال این هستند که بهره بیشتری ببرند.

این نشان می دهد که از دید حضرت رانتی نبودن نظام از ویژگی های بسیار مهم است. نظام شایسته سالار نباید رانتی باشد به این معنا که امتیازات ویژه ای به بخش های خاصی از جامعه تعلق بگیرد و کسانی که به مجاری قدرت دسترسی دارند از امتیازات ویژه بهره مند شوند. این تاکید هر چند در عصر امام(ع) که نظام سیاسی مبتنی بر منطق قبیله ای و اقتصاد این نظام، اقتصاد خراجی بوده، اهمیت بیشتری داشته است ولی اصلی کلی در حکمرانی است. اقتصاد خراجی یک نوع اقتصاد رانتی که توزیع منابع و در آمدها به طور نابرابر و بر اساس نظر و خوشایند طبقه حاکم صورت می گیرد.  در آن شرایط، اقتصاد خراجی در چارچوب شیوه دیگری بوده است. امروز اقتصاد دولت های نفتی، اقتصاد خراجی است. دولت های نفتی هم به این دلیل که منبع درآمد سرشاری به نام نفت در اختیار دارند، کاملا در معرض فرو غلتیدن به رانتی شدن هستند و به همین دلیل هم امروز اکثر دولت های نفتی رانتیر هستند و به شیوه های مختلف و در عرصه های متفاوت، امتیازات را به بخش های خاصی از جامعه واگذار می کنند. این یکی از دغدغه های حضرت است. حضرت در تقسیم بندی خود جامعه را به خواص و عوام تقسیم می کنند؛ خواص و عوام از دید حضرت نه به اعتبار اینکه خواص از رتبه علمی و تعهد بیشتری برخوردار هستند و عوام علم کمتری دارند. از دید حضرت خواص آنهایی هستند که به دلیل بهره مندی از امتیازات خاص، نفوذ بیشتری در عرصه عمومی دارند. ایشان بسیار نگران این هستند که حکومت به این خواص، امتیاز ویژه ای بپردازد؛ حال چه در عرصه نظامی و چه در عرصه مدیران اجرایی و چه در عرصه قضاوت باشد. این افراد نباید از امتیازات ویژه برخودار شوند بنابراین حضرت به مالک توصیه می کنند که باید در تصمیمی که می خواهی بگیری، دقت کنی که چه مقدار در راستای رضایت عمومی است، چه مقدار می تواند حقوق مردم را تامین کند و تا چه حد منطبق بر عدالت است. به این معنا که سه ویژگی رضایت عمومی، حقوق مردم و همسان بودن با عدالت، سه معیاری است که حضرت در این راستا مطرح می کنند.

*نظام یا سازمانی که خود را علوی و پیرو تفکر و مشی امام علی(ع) و در نتیجه شایسته سالار می داند، چه شاخص هایی در روابط خود با کارگزاران و مردم و قوانین حاکم بر آن دارد و  شفافیت در آن چه جایگاهی دارد و چگونه و در چه جنبه هایی تعریف می شود؟

میرموسوی: چنین نظامی در ارتباط با مردم، آنها را به عنوان صاحبان اصلی نظام و حقوق باید در نظر بگیرد و از هیچ گونه خیرخواهی در قبال آنها دریغ نکند، حقوقی که از ان بهره مند هستند را به آنها بپردازد و آنها را در فرایند تعلیم و تربیت رشد دهد. این موارد، حقوقی است که حضرت برای ارتباط حکومت و مردم مطرح می کنند. در ارتباط با کارگزاران در نظامی که مدعی پیروی از الگوی حضرت علی(ع) است، باید همواره نگران فرا رفتن خود از حدود و تجاوز نسبت به حقوق مردم باشند و باید آنها را در معرض پاسخگویی قرار دهد. هم مسوولیت و هم پاسخگویی را در مورد آنها مورد توجه قرار دهد و مسوولیت افراد در آن روشن باشد. امروز در جهان کنونی، رسانه ها هستند که این کار را انجام می دهند. شاید در آن دوران، حاکم از طریق اطلاع یابی از راه های مخفی این کار را انجام می داده است اما امروز رسانه های هستند که این کار را انجام می دهند. یکی از وظایفی که امروز باید یک نظام  منطبق بر الگوی حکومت حضرت علی(ع) انجام دهد، این است که رسانه ها از آزادی برخوردار باشند، بتوانند بسادگی انتقاد کنند و مسوولان را مورد بازخواست  و پرسش قرار دهند. این موارد نیز در ارتباط با کارگزاران است.

*چگونه می توان جامعه ای که با مدیران نالایق اداره می شود را به سمت سعادت برد و از هلاکت و گمراهی نجات داد و چه کسانی می توانند این کار را انجام دهند؟ در منظومه فکری حضرت علی(ع) چه راهکاری برای آن ارائه می شود؟

میرموسوی: امروز مهم ترین راهکار جلوگیری از فساد شفافیت سازی است، که از راه نهادهای متعددی مانند مراکز آماری ، سازمان های بازرسی، رسانه ها، سازمان های مردم نهاد و دستگاه قضایی صورت می گیرد. در دیدگاه حضرت علی(ع) طبقه عالمان و فرهیخته جامعه است که در وهله اول باید نسبت به این اصلاح حساسیت داشته باشد و نظام سیاسی را از کجروی بازدارد. ذیل حدیث معروف «افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جائر» توضیح داده شده است که منظور، افرادی هستند که صاحب نفوذ در جامعه هستند، نه افرادی که ممکن است با اعتراض و انتقاد آنها آسیب ها و هزینه های جدی بر آنها تحمیل شود. بر این اساس وظیفه نخست بر عهده طبقه فرهیخته جامعه است، اما به نظر می رسد که از دید حضرت، خود گسترش آگاهی در جامعه می تواند مانع از فساد حکومت شود. بر این اساس آگاهی بخشی نسبت به توده جامعه نیز در فرمایشات حضرت بخوبی مشاهده می شود. در سازمان یا اداره ها نیز این شفافیت و آگاهی بخشی از عوامل مهم پیشگیرنده فساد به شمار می رود. عبدالرحمن کواکبی در کتاب «طبایع الاستبداد؛ سرشت های خودکامگی» وقتی رابطه استبداد و علم را مطرح می کند، می گوید که استبداد مانع علم و گسترش علومی است که به تعبیر امروز علوم انسانی خوانده می شوند. دلیل آن هم این است که گسترش علوم انسانی، بنیان استبداد را سست می کند. نتیجه این ادعا این است که، برای کنترل یک نظام سیاسی هر چه بتوانیم دانش ها -آن هم دانش های علوم انسانی- را گسترش دهیم، می تواند به این منظور کمک کند. این در فرمایشات حضرت هم وجود دارد که کاستن از نادانی مردم و افزایش آگاهی آنها می تواند کمک بسیاری به اصلاح نظام سیاسی داشته باشد. در مجموع حضرت در دگرگونی نظام های سیاسی به روش های اصلاحی بیشتر اهمیت می دهند و  اولویت قایل می شوند.

منتشر شده در ویژنامه غدیر
بازگشت به بالا