محمدرضا یوسفی شیخ رباط[1]

قال الله تعالی: « قل انما اعظم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا(سبأ/46)

مقدمه:

  بنابر نقلی دوازدهم محرم به سال 94 یا 95 قمری، سالروز شهادت امام سجاد(ع) است. به همین مناسبت امشب به موضوع « نقش امام سجاد در تثبیت هویت شیعه» خواهم پرداخت.

فهم درست سیره امام سجاد(ع) و بهره گیری از آن امام همام نیازمند شناخت زمانه وی است. دوره امامت امام سجاد، دوره ایی طولانی محسوب می شود. این دوره از نظر خفقان، گستره فساد علنی حکومت و انحطاط اخلاقی جامعه نسبت به تمامی دوران اموی و عباسی بی نظیر بوده است.

دوره امامت وی از لحظه شهادت پدر بزرگوارش در کربلا و روز عاشورا آغاز گشت و 34 سال ادامه یافت. این دوران مصادف بود با خلافت یزید بن معاویه که حدوداً سه سال به طول انجامید. یزید پس از سه سال حکومت پر از جنایت از دنیا رفت.پس از وی به مدت چهار ماه فرزندش معاویه حکومت کرد و پس از آن نیز حکومت از دست شاخه ابوسفیانی اموی خارج و به شاخه مروانی منتقل شد. مروان بن حکم در سنین کهولت به مدت نه ماه حاکم بود و در سال 65 حکومت به فرزندش عبدالملک رسید که ایشان حدود 21 سال یعنی تا سال 86 حکومت کرد و پس از آن حکومت به فرزندش ولید به مدت ده سال منتقل شد. البته این  نکته لازم به ذکر است که در اوایل، عبدالله زبیر در مکه دعوی خلافت کرد و توانست بخش هایی از حجاز و و عراق را در زیر سلطه خویش درآورد که تا سال 73 این وضع ادامه داشت. در واقع تا دوازده سال کشور به دو منطقه با دو حاکم تقسیم شده بود تا اینکه در سال 73 حکومت زبیریان به دست عبدالملک از بین رفت و دوباره حکومت یکپارچه به امویان رسید.

با توجه به تاریخچه فوق مهمترین خلفای معاصر امام پس از یزید، عبدالملک و ولید بوده اند که بیست و یکسال آن مصادف با خلافت عبدالملک بوده است. 

استبداد حکومتی:

تفاوت حکومت قبل از امامت امام سجاد و بعد از آن در شدت اختناق و سرکوب از یک سو، آشکاری رفتار غیر اسلامی خلفاء و دهن کجی آشکار آنان به مقدسات اسلامی از سوی دیگر بوده است. امری که قبل از دوره امامت وی چنین نبود. پس از گذشت دو سال از واقعه کربلا تازه متوجه سخنان امام حسین شده بودند لذا خود را برای نبرد با بنی امیه آماده کردند. جنگی موسوم به جنگ حره در گرفت. مسلم بن عُقبه به طرز فجیعی به قتل، غارت و تعرض به نوامیس اهل مدینه پرداخت و سپس، از آنان خواست تا اقرار کنند که بنده زرخرید یزید بوده و او هرگونه اختیاری در باره آنان دارد، بسیاری این شرط را پذیرفتند و عده اندکی هم که نپذیرفتند کشته شدند. برخورد مسلم بن عقبه با مردم مدینه باعث گشت تا از مدینه هیچگاه ساز مخالف شنیده نشود.

در زمان عبدالملک با منجنیق مسجدالحرام و کعبه را نیز سنگباران کردند. یکی از عمال وی حجاج بن یوسف بود. حجاج به مدت دو سال حاکم حجاز شامل مکه، مدینه و طائف بوده سپس به حکومت عراق شامل کوفه و بصره منصوب شد. وقتی او در مدینه بود، بر گردن گروهی از صحابه رسول الله مانند جابر بن عبدالله انصاری، سهل ساعدی و انس بن مالک داغ نهاد.

غربت اهل بیت:

فشار سنگینی بر مردم بود تا هیچ گونه رابطه ایی با امام برقرار نشود. مسعودی می نویسد: امامت حضرت سجاد به صورت مخفی، با تقیه شدید و در زمانی دشوار بود. امام صادق می فرماید مردم پس از شهادت حسین بن علی جز سه نفر ابوخالد کابلی، یحیی بن ام الطویل و جبیر بن مطعم، از اطراف خاندان پیامبر پراکنده شدند.

 سهل بن شعیب از بزرگان مصر روزی خدمت امام سجاد عرض کرد: حال شما و اوضاع چطور است؟ پاسخ داد فکر نکنم فردی مثل شما نداند که اوضاع ما چطور است و بعد فرمود : وضع ما در میان قوم خود مثل وضع بنی اسرائیل در میان فرعونیان است که پسرانشان را می کشتند و دخترانشان را زنده نگه می داشتند. امروز وضع بر ما به قدری تنگ است که مردم با سب و ناسزاگویی به بزرگ و سالار ما( منظور علی بین ابیطالب (ع) است) بر فراز منبر به دشمنان ما تقرب می جویند.

نتیجه حاکمیت:

 استبداد، فساد مالی، فساد اخلاقی، همراه با توجیه دینی چه نتیجه ایی را در بر دارد؟ به حکم «الناس علی دین ملوکهم» یا روایت «الناس بامرائهم اشبه من آبائهم»، نتیجه رواج امور یادشده در میان مردم است. این شرایط  موجب گشت تا مردم بر حسب سطح فکری و عمق اندیشه و دغدغه های فکری خویش به دسته های مختلفی تقسیم شوند.

عده ایی با مشاهده وضع تناقضات حاکمینی که از سویی خود را امیرالمومنین می نامیدند و از سویی دیگر در عمل، رفتاری مغایر با احکام دینی انجام می دادند و علمایی نیز به توجیه این اعمال می پرداخته و بر فراز منبر مدح آنان می گفتند، این عده سرخورده شده، اعتقاداتشان ضعیف گشته، به فسق و فجور روی آوردند.

عده ایی با دیدن رفتارهای غیراخلاقی حکومت، تحمل نکرده به شورش های کور روی آورده اند در این راه کشته شدند.

 عده ایی نیز گرچه دارای دغدغه دینی بوده، ولی مشاهده فساد اخلاقی حکام از سویی، توجیه علماء درباری و فقدان فضا برای علماء دیگر از سوی دیگر، موجب شد تا آنها سرخوردگی آنها شد.آنان با توجه به دغدغه های دینی، انزواطلبی را اختیار کردند، عده ایی جذب رهبانیت و.. و به اصطلاح امروز جذب فرقه های نوظهور شدند.

گستره انحطاط اخلاقی:

فساد اخلاق به طور غیر علنی با گسترش فتوحات از زمان عثمان شروع شده بود، اما در زمان یزید به بعد گسترش یافت و علناً انجام می شد.

ضعف اطلاعات دینی:

فضای بد دوران و توجیه گری علماء موجب شد تا مردم کمتر به گرد آنان جمع شوند، لذا به مرور زمان مردم از تعالیم دینی فاصله گرفتند و اطلاعات مذهبی آنان کمتر و کمتر شد. مردم احکام دینی مبتلابه مثل نماز و حج را نمی دانستند. از انس بن مالک نقل شده است که می گوید سنتی از زمان رسول الله سراغ ندارم که باقی مانده باشد، گفتند پس نماز چیست گفت شما نمی دانید چه بلایی سر نماز آوردید.

محمد بن مسلم زُهری می گوید دیدم انس بن مالک در تنهایی گریه می کند از علت آن پرسیدم پاسخ داد از مجموع آنچه از اسلام فراگرفتم جز این نماز را سراغ ندارم که آن هم ضایع شده است.

نقش تاریخی امام سجاد (ع):

در آیه ایی که در صدر عرایضم تلاوت کردم. خداوند می فرماید « قل انما اعظم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا» (سبأ/46) این آیه در مورد منکران نبوت پیامبر نازل شده است می فرماید ای پیامبر به اینان بگو فقط به شما یک توصیه می کنم و آن این است که دو تا دو تا یا تک به تک با خودتان خلوت کنید و بعد بیندیشید. مرحوم فیض کاشانی در تفسیر صافی، سید قطب در فی ظلال القرآن و علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان می فرمایند منطور از دو تا دو و تک به تک این است که افراد  به دور از هیاهو، جنجال و غوغا سالاری و شورهایی که عقلانیت را از بین می برد و حرکتی احساسی ایجاد می کند که گاه انسان تا آخر عمر خود را سرزنش می کند که این چه کاری بود که انجام دادم، افراد با خود و خدای خود خلوت کنند که جایگاه من در این جریان چیست؟ سپس بیندیشد که راه درست کدام است و چه باید بکند.  این آیه گرچه به ظاهر خطاب به آن گروه بوده است اما مخاطب واقعی آن تمام کسانی است که بعدها نیز به دنیا می آیند، می باشند. مخاطب این آیه تک تک ماست.  

امام سجاد نشان داد که در بدترین شرایط هم نباید دست از مبارزه و تلاش برداشت؛ بلکه باید با برنامه ریزی، زمان سنجی و.. ، به دور از احساسات و...اقدام و به وظیفه عمل کرد. او با وجود همه سختی ها، اهداف دینی را دنبال می‌کرد. در شرایطی که بجز انگشت شماری، هیچکس جرات نمی کرد به سراغ وی رفته، با او مراوده داشته باشند، امام به موقعیت شناسی پرداخت و راهبرد خویش را تثبیت هویت شیعه و دین قرار داد. و این درسی است برای هر مسلمان که در هر شرایطی، مایوس نشده، آرمان‌ها را فراموش نکرده و آن‌ها را دنبال نماید.

اقداماتی را که در اینجا می توان به اختصار بیان کردعبارتند از:

  1. تربیت تازه مسلمانان: در شرایطی که حکومت تمامی رفتارهای امام را زیر نظر دارد و حریم خصوصی وی را نیز رها نمی کند، وی پس از هر عید فطر عده ایی از افراداسیری که در بازار به عنوان برده فروخته می شدند را خریداری کرده، به منزل می آورد آنان را تربیت اخلاقی و دینی می کرد، سپس بعد از ماه مبارک رمضان سال بعد آنان را جمع می کرد و با آنان سخن گفته و با توجه به ویژگی های روحی، اخلاقی هر کدام، تذکراتی مخصوص به آنان می داد و سپس همراه با یک کمک هزینه برای ادامه زندگیشان آنان را آزاد می کرد و دو باره به بازار می رفت و گروهی دیگر را خریداری می کرد. و این روند هر ساله تکرار می شد.
  2. تبیین معارف دینی از طریق دعا و مناجات:
  3. برگزاری جلسات منظم: امام ( ع ) به طور پیوسته و هفتگی با شیعیان جلسه داشته و به تعلیم آنان می پرداختند. ولی به دلیل فضای حاکم به صورت موعظه اخلاقی این عمل صورت می گرفت. این نکته را می توان از خطبه ایی که در تحف العقول وارد شده است، درک نمود. ویژگی این خطبه این است که به دلیل شرایط خاص جامعه و عدم امکان استناد به اهل بیتبه عنوان منبع دینی، خطبه ها و سخنان ایشان مستند به آیات قرآنی است. همچنین بیشتر سخنان وی تذکرات اخلاقی و بیانگر رابطه انسان و خداست اما در عین حال و در همین قالب ناظر بر شرایط اجتماعی و سیاسی نیز بوده است
  4. مبارزه با افکار و اندیشه های غیر اصیل: مانند جبرگرایی، مرجئه، غالیان، متصوفه
  5. برخورد با علماء درباری:
  6. تدوین رساله حقوق: در جامعه آن زمان که هیچ حقی به رسمیت شناخته نشده بود، ایشان رساله حقوق را تدوین می کنند.
  7. یادآوری خاطره عاشورا:

در شرایطی که حکومت نگاه امنیتی سیاسی به همه مسائل دارد و فقط دنبال مخالفان سیاسی می گشت تا آنان را نابود کند و از سویی مروج بی بند و باری اخلاقی در جامعه بود، تحولات فرهنگی دینی بزرگی در جامعه رخ می داد. در این شرایط امام سجاد حفظ هویت دینی را هدف قرار داده بود. نتیجه اینکه پس از گذشت دو دهه، هنگامی که هشام بن عبدالملک ولیعهد زمان بخاطر ازدحام جمعیت نمی توانست به راحتی طواف خانه خدا کند، یک باره مردی در حال حرکت و مردم به احترام وی برایش راه باز می کنند از اطرافیان پرسید این کیست که چنین محترم است فرزدق آن شعر بلند و زیبا را خواند و به معرفی امام سجاد پرداخت. این شرایط را با شرایط پس از حادثه تلخ عاشورا باید مقایسه کرد که مردم از ترسشان گرد وی ظاهر نمی شدند و به تعبیر امام سجاد حکایت ما حکایت قوم بنی اسرائیل در میان فرعونیان است.

گرچه سیره امام سجاد از وجوه مختلف الگوست اما در زمینه مورد بحث، امام به ما می آموزد که در بدترین شرایط ممکن نباید مایوس شد بلکه باید به بررسی عمیق شرایط پرداخته، راهبرد مناسب را برگزید و اقدام کرد. در این میان انسان نباید با کوته بینی، شتابزده و احساسی عمل کند و یا سرخورده از اوضاع زمانه شود.

با توجه به نقش تثبیتی هویت دینی جامعه توسط امام سجاد، این درس در پرتو سیره امام به دست می آید که در شرایطی که هویت دینی فرهنگی یک جامعه در حالی دگرگونی، تغییر و اضمحلال است، باید تحلیل درست ارائه داده و راهبردی مناسب باید اتخاذ کرد.

 امروز مسائل و تحولات فرهنگی در جامعه مغفول است. تمامی جناح های فعال در درون نظام اعم از اصول گرا و اصلاح طلب به عمق تحولات فرهنگی جامعه و تخریبی که دارد صورت می گیرد بی توجه هستند. در همین انتخابات ریاست جمهوری اخیر دغدغه های جناح های سیاسی را می توان متوجه شد. احیانا اگر به برخی آسیب ها و نارسایی های فرهنگی و دینی نیز اشاره می شد بیشتر با هدف ضربه به جناح سیاسی مقابل بود. در حالی وضعیت فرهنگی و به ویژه فرهنگ دینی و دینداری نگران کننده است. مباحث قابل تامل زیادی را می توان  بر شمرد. امروز شاهد نوعی افراطی گری دینی ناشی از دین احساسی و به دور از عقلانیت، دین مبتنی بر خواب ونقل کرامات هستیم. افول سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و اخلاق در سطحی وسیع را می توان مشاهده نمود. یاس و سرخوردگی جوانان، گستره اختلالات روانی، رشد پرخاش گری، فرهنگ مصرف گرایی و تجمل طلبی ، رشد آمار خودکشی، فساد مالی و اداری، اعتیاد، نارضایتی عمومی از زندگی، رشد دروغ، ریا، گستره فرهنگ زیرزمینی، معنویت گرایی نوظهور و... نمونه هایی از وضعیت جامعه کنونی ماست. یکی از هولناک ترین آسیب هایی که جامعه را تهدید می کند و آینده را به خطر می اندازدف تزلزل بنیان خانوادهی است که اسلام بر تحکیم آن اصرار دارد.

 بر اساس آمارهای موجود، نسبت ازدواج به طلاق، گستره سبک زندگی مجردی، افزایش ناهنجاری های جنسی از مصادیق این نگرانی است. آنچه بر این نگرانی می افزاید رشد تقریبا برابر طلاق در روستا و شهر است.

طبق آمار غیر رسمی نرخ رشد طلاق در ایران رتبه چهارم در جهان را دارد. میزان طلاق در سال 85، 94 هزار و در سال 92 به 144 هزار رسیده است. البته آمار کلان شهرها ماننند تهران به طور معناداری بالاتر است. اما نکته هشدار دهنده رشد آمار طلاق در روستاها است. با وجود رشد نگران کننده طلاق، رشد ازدواج روندی کاهنده داشته است. نسبت ازدواج به طلاق با 3.9 در  سال  1395 کاهش یافته است در حالی که در سال 85 این نسبت 9.8 بوده است. این مسئله در تهران کاملا متفاوت است آمار ازدواج در تهران نزولی بوده است. از 97 هزار مورد در سال 85  به 89 هزار مورد در سال 92 کاهش یافته است و آمار طلاق از از 16 هزار به 27 هزار مورد افزایش یافته است.

یکی دیگر از جهات نگران کننده، گستره سبک زندگی مجردی است که برحسب ظاهر فرد نه ازدواج کرده و نه طلاق گرفته است. برحسب آمار سال 1390 7.1 درصد از خانوار ایرانی تنها زندگی می کردند که نسبت به 5 سال قبل 2 درصد افزایش داشته است. بر مبنای گزارش سازمان ملی جوانان، 30 درصد از جوانان شش کلان شهر تهران، مشهد، اهواز، شیراز، اصفهان و تبریز مجردی زندگی می کنند. در ضمن آمار دخترانی که مجردی زندگی می کنند نیز افزایش یافته است.  

یکی دیگر از ابعاد نگران کننده دیگر، افزایش سن ازدواج است.  متوسط سن ازدواج دختران به 23.5 در سال 1390 رسیده و برای پسران  به 27 رسیده است. افزایش سن ازدواج همراه با گسترش سبک زندگی مجردی یکی از عوامل تزلزل نهاد خانواده است.

یکی دیگر از نشانه های تزلزل نهاد خانواده در ایران، افزایش ناهنجاری جنسی است. آمار غیر رسمی در این مورد وضعیت را هشدار دهنده بیان می کند. در میان علل طلاق، 42 درصد علل اعلام نشده بیان شده است. بسیاری از مشاوران خانواده و روانشناسان معتقدند که بخش مهمی از این اعلام نشده ها، ناهنجاری جنسی است. علل دیگر بیان شده عبارتند از محکومیت یکی از زوجین به حبس، اختلالات روانی، ضرب و شتم همسر، فقر، اعتیاد و...

کاهش نسبت ازدواج به طلاق، گسترش سبک مجردی، افزایش ناهنجاری جنسی، بالارفتن سن ازدواج و ... نشان از سست شدن بنیان خانواده در ایران دارد. اما نهادهای دینی، فرهنگی و سازمان ها چقدر به این موضوع توجه دارند.

برخی از بزرگان دینی می خواهند همه چیز را از طریق نیروهای انتظامی حل کنند. در حالی که اول باید بیندیشند که اگر وضعیت کنونی نگران کننده است، چه عواملی موجب پیدایی آن شده اند. چرا تداوم یافته است؟ چرا به مرز هشدار رسیده است. با برخوردهای امثال نیروی انتظامی مشکل حل نمی شود.

یک بنده خدای روحانی در مصاحبه ایی گفته بود در حوزه سکولار زیاد شده است. حالا چه تعریفی از سکولار دارد خدا می داند سپس از یکی از نهادهای خارج از حوزه خواسته است تا به مسئله رسیدگی کرده، سایه سکولاریزم را از سر حوزه بر دارد. در اینگونه سخنان امثال این برادر، تحلیل علمی فرهنگی وجود ندارد. اینان نمی اندیشند که چرا این پدیده در حال شکل گیری، گسترش و یا اوج است و چگونه می توان زمینه های رشد آن فرو کاست. آنان باید بیندیشند که چقدر از بودجه های فرهنگی را به این موضوع اختصاص داده و با آن چه کرده اند و چه نتایجی به دست آورده اند. آنان باید بیندیشند که چرا روش های مرسوم آنان نتوانسته اثرگذار باشد و چه باید کرد تا نتیجه دلخواه حاصل شود. 

ذکر این نکته لازم است که این معضلات لاینحل نیستند. با تحلیل و شناخت عمیق موضوع و برنامه ریزی عقلانی و علمی می توان بر مشکل فائق آمد. مثال کشور ایسلند در این زمینه به این مطلب کمک می کند.

جوانان ایسلندی از نظر سوء مصرف مواد مخدر، الکل، استعمال دخانیات ناسالم ترین جوانان اروپا در دهه 1990 به حساب می آمدند. به گونه ایی که خانواده ها شب ها تمایلی به رفتن به پارکها و  به ویژه در شب های آخر هفته نداشتند. اما مدیران با بررسی های علمی و بهره گیری از تجارب سایر کشورها به علل این آسیب ها پی بردند و با استفاده از ابزارهای فرهنگی، ورزشی، قانونی توانستند کشور را از بحران نجات دهند. درصد نوجوانان 15 و 16 ساله ای که در یک ماه قبل از مصاحبه، مست کرده اند در سال 1998، 42 درصد و در سال2016 به 5 درصد کاهش یافت. درصد کسانی که حداقل یک بار حشیش کشیدند از 17 به 7 درصد کاهش یافته و آنهایی که هر روز سیگار می کشند از 23 به 3 درصد کاهش یافت. آنان نام برنامه خود را رویکرد عقل سلیم گذاردند. آنان در مطالعه خود به عواملی مانند استرس، بیرون ماندن بچه ها در بیرون از خانه در ساعاتی از شب، عدم نظارت در مدرسه، طول مدت حضور در کنار والدین، میزان فعالیت های ورزشی در ایجاد این آسیب ها دست یافتند و سپس با ابزارهای مختلف به حل آن همت کردند. در نتیجه پس از دو دهه بالاترین نرخ رشد بهبودی را نوجوانان ایسلندی داشتند.  

مورد ایسلند نشان می دهد که اینگونه بحران ها قابل کنترل هستند مشروط به اینکه اول از همه این معضلات به خوبی و شفافیت درک شوند و با آنان به مثابه یک پدیده امنیتی برخورد نکنیم. از عقل جمعی استفاده شود. از توان فکری دانشمندان در این راستا بهره گرفته شود. آنگاه با برنامه ریزی به حل آن اقدام نمود.

درس امام سجاد نیز همین  است که در بدترین شرایط ننشینیم و مرثیه سرایی کرده، سرخورده و مایوس شویم. بلکه با عقلانیت مشکلات درک شده، مسائل اصلی از فرعی تشخیص داده شود، ابعاد و علل موضوع تحلیل شود و در نهایت راهبردی درست برگزیده شود. و در نتیجه همین کنش ایشان توانستند هویت شیعه را حفظ نمایند.

[1]  تفصیل سخنرانی شب دوازدهم محرم مصادف با دهم مهر 1396 در مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

منتشر شده در ویژه نامه محرم

ابراهیم منهاج دشتی

ممکن است این عنوان به نگاه اولی شگفت انگیز و شاید که مضحک به نظر برسد. چون جریان وهابیت بر اساس مبارزه با خرافات به وجود آمد و شکل گرفت و تدریجا توسعه یافت. ولی با نگاه دقیق تر و برسی جریانات و بحث و جدل ها و کشمکش ها پیرامون این مسئله  واقعیت این امر کاملا روشن و مبرهن می شود.

هرچند به نظر وهابیت همه مسلمین دچارانحراف و باورها و اعتقاداتی شرک آلود شده اند و انحرافات و خرافات مورد نظر آنها اختصاص به شیعیان ندارد و لذا همه زیارتگاه ها و قبورواقعی یا وهمی منسوب به انبیا و بزرگان مذهبی را تخریب کردند و بر خلاف تصور بسیاری این تخریب منحصر به قبور ائمه شیعه نبود، ولی حملات سخت شان عمدتا به سوی شیعیان نشانه گرفته شد و درگیری شدیدی بین آنها و سایر مسلمین به وجود نیامد. چون پیروان سایر مذاهب اهل سنت، اگر چه با نظرات و برخوردهای آنان موافق نبودند، در برابرآنها موضع سختی در پیش نگرفتند و جدال سختی بین آنها به وجود نیامد. تنها شیعیان بودند که تخریب قبور ائمه بقیع توسط وهابیون را اهانت شدیدی به مذهب خود تلقی نموده و با آنها به مبارزه برخواستند و ستیز و جدال بین وهابیت و مذهب شیعه شدت گرفت و ادامه یافت.

از مهمترین عواملی که باعث شدت هرچه بیشتر این مقابله و خصومت شد حوادث برخواسته از جنگ جهانی اول بود.چون درآن جنگ علمای نجف به عنوان دفاع از اسلام از حکومت عثمانی که با آلمان هم پیمان شده بود حمایت کردند و آل سعود که پرچمدار ترویج وهابیت بودند در پی استقلال از حکومت عثمانی بودند، از انگلیس و امریکا حمایت کردند که در نتیجه، بعد از شکست عثمانی و از دست دادن تسلط بر کشورهای عربی، حکومت مکه و مدینه به دست آل سعود افتاد. در اثر این حوادث فتنه تقابل و کدورت بین علمای شیعه و علمای وهابیت ساکن در مکه و مدینه به اوج خود رسید و ریشه دار شد و به همه زوایای جامعه سرایت کرد و تبدیل به یک موضوع محوری داغ برای اهل منبرو خطابه و روضه و مداحی شد.

کاملا واضح است که منابع نفت و گاز خاور میانه و حضورشرکت های بزرگ نفتی و تجاری و همین طور کارخانه های بزرگ اسلحه سازی و دلال های بین المللی و همین طور تاسیس دولت اسرائیل در تشدید این جریان نقش بسیار فعالی داشته و دارند.

طبیعی است که در این آب گل آلود بلکه در این باتلاق کثیف و پر از همه انواع شکار هر سیاستی و هر تجارتی در فکر شکار خویش و پیگیر صلاح و منفعت خود باشد، صلاح و منفعتی که در گرو حفظ همین فضای آشفته  و مه آلود و پر از فتنه است. چون اگر اقوام مسلمان ساکن در این منطقه با هم دوست باشند و علمای سنی و شیعه و به تبعیت از آنها حاکان منطقه به هم اعتماد کنند و با هم بگفتگو بنشینند همه شکار چیان منطقه و سودجویان به هراس می افتند و دچار دلهره می شوند. بنا بر این اتفاق و تفاهم بین دول و ساکنان منطقه را بر ضرر خود می بینند.

اصلاح گری در این شرائط

در این فضای پر از فتنه و مملو از بد بینی و بی اعتمادی و شک و وسوسه هر گونه قدم و قلم و حرکتی در جهت اصلاح و پالایشض تفکرات مذهبی از خرافات توسط متعصبان و متحجران نا آگاه و بی خبر در معرض اتهام به تاثر پذیری از وهابیت قرارمی گیرد. متعصبانی که اطلاعات درستی از جریانات منطقه ندارند، نه از وهابیت و نظرات و افکار آنان چیز قابل توجهی می دانند و نه از ریزه کاریهای سیاست ها و کارتل ها و فتنه انگیزی های جهانی در منطقه. در این فضا طبیعی است که بسیاری از این متعصبان مذهبی دانسته یا ندانسته از عوامل سیاست بازان بین المللی در منطقه باشند و به عنوان مدافع دین و مذهب در بین مردم جا باز کنند و بعضا به موقعیت و مقامی هم نائل شوند. این گونه افراد و گروه ها  یک سری مطالب غلط یا ناقص را طوطی وار از بر نموده و همان ها را علم کامل دانسته و گفته های دیگران را بر مبنای همان معلومات خود می آزمایند و به محض اینکه مطلبی در چهار چوب تصورات خود نبینند به آن برچسپ وهابیت یا سنی گری می زنند و با اعتماد به نفس محکمی که بر خواسته از جهل مرکب است در برابر هر تفکر اصلاح طلبانه ای محکم می ایستند. از این جا است که اصلاحگران بیش از اینکه از دشمن بترسند از دوستان نادان و بی خبر خود می ترسند. وای به حال کسانی که در این فضای مملو از خرافات و اوهام چیزی می فهمند و مسؤلیتی بر دوش خود احساس می کنند از دست جاهلان متنسک و متعصبان بی تدبیر و بی اندیشه.

دردناک تر و مصیبت بار تر از این برخوردهای متعصبانه جاهلان متنسک، برخوردهای بعضی از همفکران و همکاران به اصطلاح روشن فکراست که راه اصلاح گری را به گفتن و نوشتن  و تایید تفکراصلاحی نمی دانند. بلکه با نعل وارونه زدن و نفی تفکرات اصلاحی چهره سنت گرائی و به اصطلاح ولایتی به خود می گیرند و خود را در صف سنتگرایان و متعصبان جا می زنند و به جای اینکه به یاری همفکران خود بشتابند آنها را نکوهش کرده و از آنها فاصله می گیرند که خود را از اتهام گرایش به وهابی گری شیعه مبرا سازند. و از این بدتر در بعضی موارد اطرافیان متعصب و خشن خود را بر علیه همفکران اصلاحگر خود می شورانند که خود را هرچه بیشتر ولایتی و امام زمانی نشان دهند. به عبارت دیگر دوستان و همفکران خود را جلو پای متعصبان قربانی می کنند. و سیعلم الذین ظلمو أیّ منقلب ینقلبون.

این است نقش وهابیت در تایید و ترویج خرافات مذهبی در جامعه ما که با برخوردهای خشن و نابخردانه خود شرائط و زمینه هرگونه اصلاح تفکر مذهبی را ضایع نموده و از بین برده و هر چه بیشتر بر وسعت خرافات افزوده اند. إنا لله و إنا إلیه راجعون.

منتشر شده در یادداشت
پنج شنبه, 07 مرداد 1395 05:14

ویژگی های مکتب امام صادق

حجت الاسلام مبلغی: مصلحت ارتباط شیعه و سنی بزرگترین مصلحت امروز است/ امام صادق بر شرکت شیعیان در جماعت اهل سنت تاکید داشت

رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی با بیان اینکه یکی از زیباترین فصلهای روابط شیعه و سنی در زمان امام صادق(ع) شکل گرفت، گفت: مصلحت ارتباط شیعه و سنی بزرگترین مصلحت امروز است لذا خروجی فقه ما نباید به سمت انشقاق و اختلاف برود بلکه اگر می خواهیم این مکتب را در جامعه خود پیاده کنیم نباید از علمای شیعه و اهل سنت زاویه پیدا کنیم.

حجت الاسلام والمسلمین مبلغی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا به بیان ویژگی های مکتب امام صادق(ع) پرداخت و اظهار داشت: جامعیت یکی از ویژگی های مکتب جعفری است به این معنا که علوم مختلف و متنوع و متعددی در این مدرسه ارائه می شد که برخی از آنها عبارت بودند از فقه، اصول، تفسیر قرآن، کلام و اعتقادات، ارزشهای اخلاقی و فرهنگی وعلوم تجربی مانند شیمی و فیزیک.

او رویکردهای تطبیقی و مقارن را از ویژگی های مکتب امام صادق(ع) عنوان کرد و افزود: در این مکتب تنها شیعیان نبودند که مشارکت می کردند بلکه شاگردانی از مذهب اهل سنت و همچنین زیدیه هم در این مکتب حضور به هم می رساندند.

رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی انفتاح و تعامل را ویژگی دیگر این مکتب برشمرد و گفت: مدرسه امام صادق(ع) به هیچ وجه مکتب بسته ای نبود بلکه ارتباطات با عالمان از مدارس و نحله های دیگر اسلامی داشتند لذا انفتاح در ارتباط و مجال دادن به آمد و شدها از جمله ویژگی های مکتب امام صادق(ع) بود. به طور طبیعی این انفتاح برآمده از فقدان تعصب بود یعنی اگر تعصب مذهبی وجود می داشت هیچگاه این انفتاح و تعامل شکل نمی گرفت.

آموزه های مکتب امام صادق در جهت تحکیم روابط شیعه و سنی بود

او توجه به وضعیتهای اجتماعی را ویژگی دیگر مکتب امام صادق(ع) عنوان و بیان کرد: در این مکتب هیچگاه اندیشه هایی تولید نمی شد که به ضرر جامعه یا ارتباطات جهان اسلام باشد بلکه آموزه های این مکتب در جهت خدمت به تقویت بنیه امت اسلامی و تحکیم روابط شیعه و سنی بود و شاید یکی از زیباترین فصلهای ارتباط بین شیعه و سنی در همین دوران شکل گرفت.

مبلغی با بیان این مطلب که آمد و شدها بین شاگردان مکتب امام جعفر صادق(ع) و دیگر مکاتب شاهدی بر این مدعاست؛ گفت: مهمتر از این مساله، آموزشهایی است که داده می شد تا جامعه شیعه بریده از اهل سنت نشود و نگاههای منفی به اهل سنت و عبادات آنها نشود.

او تصریح کرد: امام صادق(ع) توصیه موکّد داشت که حتما در نمازهای جماعت اهل سنّت شرکت کنند و حتی در صفوف اول قرار بگیرند و خود را بخشی از جامعه اسلامی بدانند و عبادت را به عبادت شیعه و سنی تقسیم نکنند و حتی می فرمود ثواب مشارکت در نماز اهل سنت بیشتر است و مانند این است که پشت سر پیامبر(ص) نماز خوانده شده است.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم در مقام بیان فلسفه این سخن امام صادق(ع) گفت: فلسفه جماعت این است که جامعه متحد شود و جماعت مسلمین شکل بگیرد و این حضور شیعیان در نمازهای جماعت اهل سنت به این فلسفه وجودی نزدیکتر بود و می توانست نقش بیشتری را در جهت امت پیامبر(ص) ایفا کند و ارتباط دادن شرکت در نماز جماعت اهل تسنن به نمازخواندن پشت سر پیامبر(ص) در این سخن امام صادق(ع) در حقیقت تقویت پیامبراکرم(ص) بود.

او ادامه داد: امام صادق(ع) هیچگاه اجازه ندادند که مساجد شیعه جداگانه ساخته شود چون همین امر، اولین گام در جداشدن و بریده شدن و دیوار کشیدن بین شیعه و سنی بود و برای اهل سنت از حیث اجتماعی ارزش فوق العاده ای قائل بودند و اگر امام صادق(ع) در حال مبارزه بودند نه با اهل سنت بلکه با حکومت وقت بود که بسیاری از امامان مذاهب هم با حکومتها درگیر بودند و به زندان هم افتادند. به عبارت دیگر امامان مذاهب حکومتی نبودند بلکه حکومتها گاهی آنها را اذیت و آزار می کرد.

مصلحت ارتباط شیعه و سنی بزرگترین مصلحت امروز است

مبلغی خاطرنشان کرد: مهم این است که خروجی فقه ما به سمت انشقاق و اختلاف نرود بلکه به سوی اتحاد و انسجام برود؛ امروزه اگر بخواهیم این مکتب را در جامعه خود پیاده کنیم نباید از علمای شیعه و اهل سنت زاویه پیدا کنیم و از هر عملی که سبب شود بهانه دست اینها علیه روابط شیعه و سنی دهد باید برحذر بود؛ مصلحت ارتباط شیعه و سنی بزرگترین مصلحت امروز است امروز نباید مصالح کوچکتر را مبنا قرار دهند و مصالح بزرگتر را که مربوط به امت اسلامی است نادیده بگیرند.

او عنوان کرد: در مدرسه امام صادق(ع) به شدت کوشش می شد تا در کنار مراجعه به سنت به قرآن هم توجه عمیق صورت گیرد و قرآن تنها برای قرائت شدن نباشد بلکه محل رجوع تشکیل زندگی و تکوین برنامه های زندگی و فقه قرار گیرد و این امری است که باید به آن توجه کرد.

رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی تمرکز بر قواعد فقهی را نقطه ثقل مکتب امام صادق(ع) برشمرد و بیان داشت: این بسیار مهم است که این نقطه کانونی را شناسایی کنیم و امروزه دانش قواعد فقهی باید به سمت شناخت هرچه بیشتر قواعد ناشناخته و بسیار گسترده مکتب امام صادق(ع) برود و این کار به نحوی بر زمین مانده است.

او ادامه داد: اصولا تحلیل دقیقی از قرن دوم و مکتب امام صادق(ع) نداریم؛ بخشی از فقه ما به سمت شناخت روایات امام صادق(ع) رفته که همین حرکت مفید و موثری بوده و پویایی هایی هم ایجاد کرده اما همه مکتب امام صادق(ع) این نبوده که الآن در دسترس ماست. امام صادق(ع) گویی قواعد فقهی را به مثابه فرمولهای فقهی می دانستند و معرفی می کردند که اصحاب خیلی سریع بتوانند به سوی این فرمولها بروند و آنها را در معضلات فقهی مدنظر قرار دهند لذا کلمات امام صادق(ع) نوعی آهنگ قواعد فقهی و قالب بندی های فقهی و کلی را دارد و شاید قواعد فقهی که الآن در فضای شیعه فعال است بین ۶۰-۷۰ عدد تا ۵۰۰ قاعده است.

مبلغی با اشاره به سخن امام صادق(ع) که فرمود از این مساله فقهی هزار باب باز می شود، عنوان کرد: این نشان می دهد که امام صادق(ع) اصولا به دنبال آموزش بوده و درنظر داشته این نکته را بگوید که این قاعده در هزار مورد کاربرد دارد و بابهایی را باز می کند که امروزه ما چنین تجربه ای نداریم که مراجعات اینگونه به قواعد داشته باشیم که آن را اساس و مبنا قرار دهیم.

او ادامه داد: شاید اگر دانش قواعد فقهی یکبار به سمت تحلیل مدرسه امام صادق(ع) داشته باشد، برود بتواند دستاوردهای بیشتری را دست یازد در حالیکه منظور از قواعد فقهی در جامعه امروزی بیشتر آن مسائلی است که خود را نشان داده است اما قواعد در مکتب امام صادق(ع) فراتر از تعریفی بوده که امروزه از قواعد می شود و در حقیقت اصولی بوده که باید همواره مدنظر باشد و تفریع صورت بگیرد در حقیقت باید بازتعریف صورت گیرد.

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به استناد شاگردان امام صادق(ع) به عبارت اصل گونه و قاعده ای در زمینه فقه پردازی گفت: جای مطالعه تاریخی جدی تر و اساسی تر نسبت به قواعد فقهی در مکتب امام صادق(ع) وجود دارد.

مبلغی اظهار کرد: یکی دیگر از ویژگی های مکتب امام صادق(ع) این بود که بسیار به فلسفه احکام توجه عمیق می شد و نوعی عقلانیت سازی پیرامون احکام انجام می گرفت.

مرزبندی علمی امری گریزناپذیر است

او در خصوص سیره امام صادق(ع) در برخورد با مکاتب و نحله های فقهی و فکری اظهار داشت: باید بین دو مقوله ایجاد مرزهای علمی و مرزهای اجتماعی باید تفکیک قائل شد به این نحو که مرزهای علمی در زمان امام صادق(ع) نیز وجود داشت و اصولا مرزبندی علمی همان چیزی است که مدرسه می سازد و امر گریزناپذیری است و پویایی علم و اوج مطالعات علمی را می رساند لذا امام صادق(ع) به شدت بر مرزبندی علمی تاکید داشتند.

رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی بیان کرد: در زمان امام صادق(ع) مرزبندی اجتماعی نبود چون ایشان اجازه نمی داد هیچ عاملی به مرزبندی اجتماعی بینجامد و امت را به دو یا چند قسم تقسیم کند و حتی عواملی را به جامعه تزریق می کرد که به انسجام بیشتر امت واحده که پیامبر(ص) و قرآن کریم می خواست و عزت اسلام در گرو آن است ایجاد شود لذا انقسام اجتماعی در دوره امام صادق(ع) براساس مذهب وجود نداشت و مذاهب زیر یک سقف زندگی می کردند گرچه مرزبندی های علمی وجود داشت.

او تصریح کرد: مرزبندی اجتماعی بعد از دوره امامان شیعه و امامان اهل سنت به وجود آمد یعنی در آن دوره از کیان امت اسلامی پاسداری می کردند بعدها یک مذهب به مثابه عاملی برای انقسام شد و در چنین وضعیتی مذاهب به جای خدمت به اسلام به فکر خدمت به خود افتادند و امت اسلامی تضعیف شد و دود این مساله به چشم پیروان مذاهب رفت و امروزه در وضعیت ناهنجاری قرار دارد.

مبلغی با تاکید براینکه مرزبندی علمی باید وجودداشته باشد گفت: تجربه زمان امام صادق(ع) می گوید مرزبندی علمی آری؛ مرزبندی اجتماعی به شدت منفی بلکه حرام. مرزبندی اجتماعی به معنای چندامتی شدن جامعه اسلامی و امت واحده است که امروزه آن وحدت امت اسلامی را باید بکوشیم ایجاد کنیم.

منتشر شده در یادداشت

عبدالرحیم سلیمانی
امام حسن عسکری(ع) به شیعیان خود فرمود:
«شما را به پرهیزگاری و پارسایی در دین خود و کوشش در راه خدا و راستی گفتار و پرداخت امانت به کسی که امانتی به شما سپرده، نیکوکار باشد یا بدکار، و طول سجده و خوش همسایگی، که سنت پیامبر(ص) است، سفارش می کنم. در نمازهای طوایف مسلمانان [اعم از شیعه و اهل سنت] شرکت کنید، در تشییع جنازه آنان حاضر شوید و از بیمارانشان عیادت کنید و حقوقشان را ادا کنید؛ زیرا درباره هر یک از شما، در صورتی که در دینش پارسا و در گفتارش راستگو باشد و امانت را پرداخت کند و با مردم با اخلاق نیکو برخورد کند، وقتی می گویند این یک شیعه است من شادمان می شوم،

از خدا بپرهیزید و موجب زینت و آراستگی و آبرومندی ما باشید، نه مایه زشتی و بدنامی ما. باعث شوید که بر دوستان ما افزوده شود و هرگونه زشت پنداری را از ما دور سازید (تحف العقول، ص487-488).
امام حسن عسکری(ع) در این حدیث شریف معیار و ملاک شیعه بودن و جامعه و نظام شیعی را به خوبی بیان می کند. در این سخن حضرت نه شعارْ برجستگی دارد و نه شعائر. آن حضرت نه می فرماید که برای آبروی شیعه داد و فریاد بزنید و نه می فرماید که با صدای بلند و نعره مدح و ثنای ائمه بگویید ونه می فرماید که با داد و فریاد دشمنان و مخالفان آنان را مذمت کنید. بلکه آن حضرت می فرماید برای آبروی شیعه و ائمه اطهار در مقام عمل بهترین باشید. هم خدا را عبادت کنید و به یاد او باشید و هم متقی و پرهیزکار باشید. هم رابطه تان با خدای خالق درست و نیکو باشد و بیش از دیگران به یاد او باشید، و هم رابطه شما با دیگر انسان ها درست و اخلاقی باشد. هم با همه اخلاقی و نیکو برخورد کنید و هم حقوق همگان را رعایت کنید.
آری! شیعی و اسلامی بودن یک جامعه صرفا به این نیست که در تلویزیون آن قبل از اخبار بر محمد و آل او درود فرستاده شود و برای مثال در ابتدای یک مسابقه فوتبال، که چه بسا برخی از بازیکنان یا داوران و ناظران آن غیر مسلمان هستند، قرآن تلاوت شود. شیعی واسلامی بودن یک جامعه و نظام به رعایت اخلاق در آن جامعه و نظام است. به همین جهت امام حسن عسکری(ع) دراین سخن که نقل شد و در سخنان دیگر و نیز دیگر معصومین بر رعایت اخلاق بیش از هر چیز دیگری تاکید کرده اند. آن حضرت علاوه بر اینکه بر رعایت اخلاق تاکید می کند موارد مهم اخلاقی را بر می شمارد.
از سخن آن حضرت بر می آید که جامعه و نظامی که عنوان شیعی یا اسلامی را یدک می کشد صداقت و امانت داری باید ویژگی آن باشد و در آن از دروغ و فریب خبری نباشد. چگونه می توان جامعه ای را که در آن دروغ و فریب ضد ارزش نیست، شیعی و اسلامی خواند در حالی که امام حسن عسکری(ع) می فرماید:«همه پلیدی ها در یک خانه نهاده شده و کلید آن دروغ قرار داده شده است».(گزیده میزان الحکمه، ص670).
امام حسن عسکری می فرماید بر شیعیان لازم و واجب است که آبروی شیعه و ائمه شیعه را حفظ کنند و باعث زیور و زینت آنها باشند و نه باعث وهن و بی آبرویی. آن حضرت می فرماید که این حفظ آبرو و زینت به این است که با همگان، اعم از هم مذهبان و غیر هم مذهبان و همدینان و غیر همدینان متخلقانه برخورد و مراوده کنید و به آنان احترام بگذارید و با آنان سلوک نیکو داشته باشید. حتی می فرماید در اجتماعات آنان شرکت کنید و در تشییع جنازه آنان حاضر شوید و از بیماران آنان عیادت کنید.
چقدر از مرام و منش ائمه اطهار دورند آن گروه اندک که خود را از شیعیان ائمه اطهار می شمارند و گمان می کنند شیعه بودن به توهین کردن به مقدسات دیگران و احیانا به بی ادبی های وقیحانه است. و چقدر زشت و نارواست که کسی که از بیرونْ جامعه شیعه را ببیند تنها شعار مرگ و فحش و ناسزا به این و آن را بشنود.
زیبایی شیعه و جامعه شیعه به متانت و رعایت اخلاق است. زیبایی آن به رفتارهای خردمندانه و حکیمانه است و نه اعمال بی ادبانه و نابخردانه. امام عسکری(ع) در سخنی دیگر می فرماید: زیبایی ظاهر در نیکویی صورت است و زیبایی درون در نیکویی خرد»(اعلام الدین، ص313). و پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «زیبایی در زبان است»(تحفالعقول، ص37).
نکته ای که امام عسکری در سخن فوق بر آن تاکید کرده رعایت حقوق دیگران است. جامعه ای شیعه و اسلامی است که به رعایت حقوق همه انسان ها ،هر دین و مذهبی که داشته باشند، توجه شود. آن حضرت در سخنی دیگر، که شبیه آن از دیگر ائمه(ع) نیز نقل شده، می فرماید:«کسی که به حقوق برادران خود آشنا تر، و در رعایت کردن آنها کوشا تر باشد، نزد خداوند ارجمند تر است»(الکافی، ج2، ص174).
و چه زیبا امام متقیان علی(ع) بر رعایت حقوق همگان در جامعه اسلامی تاکید می ورزد آنگاه که به مالک اشتر می فرماید:«قلب خویش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن، و همچون حیوان درنده ای نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری! زیرا آنان دو گروه بیش نیستند. یا برادران دینی تو هستند و یا انسان هایی مانند تو که مخلوق خدایند(نهج البلاغه، نامه 53).

منتشر شده در پیشوایان
بازگشت به بالا