سید محمدعلی ایازی:  کاری مقدس مانند عزاداری امام حسین(ع) باید بر اساس هدف باشد )نذر فرهنگی» در گفت و گوی جماران با کارشناسان(

در ابتدا مجدداً تأکید می‌کنم که نذر به‌عنوان امری کلی در متون دینی آمده و همه مصادیق در آن نهفته است. اما در مورد اینکه چه باید کرد باید جلساتی برگزار شود و کار کارشناسی صورت گیرد و نیازسنجی صورت گیرد تا بر اساس آن علما به‌اتفاق نظر برسند. اما منظور این نیست که ماجرا حکومتی شود و دولت در آن ورود کند. عالمان ما می‌توانند به شکل خودجوش این کار را نظم دهند.

فرهنگ نذر در جامعه ما سابقه ای طولانی دارد و در ایام مذهبی بیشتر به شکل پخت و پخش غذا خود را نشان می دهد. با وجود آنکه نفس عمل نذری دادن امری پسندیده است، اما شیوه اجرای آن در جامعه ما تا حدی مورد انتقاد قرار می گیرد. با این حال چند سالی است عده ای از فعالین اجتماعی تلاش دارند در کنار شکل مرسوم فعلی، مفهوم «نذر فرهنگی» را در جامعه باب کنند. اما فارغ از شکل و چگونگی نذری دادن، باید دید در متون دینی و سیره اهل بیت(ع)، این مفهوم به چه صورتی بیان شده است. در این زمینه حجت الاسلام و المسلمین محمد علی ایازی، استاد حوزه و دانشگاه در این خصوص در گفت و گو با جماران نکاتی را متذکر شد.

آقای ایازی، امروزه در جامعه ما نذورات بیشتر با عنوان نذورات مادی و به شکل غذا جا افتاده است. سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که در متون دینی و سیره اهل‌بیت(ع)، نذورات به چه شکلی مطرح است؟

 مسئله اول مقبولیت و مستند بودن نذورات است. اگر بخواهیم مسئله نذورات را در یک عنوان عام قرار دهیم، می‌تواند به‌عنوان صدقات جاریه، خیرات و انفاقات و مبرات تلقی شود. یعنی انفاق یا مصرف در راه خدا و یا مصرف در راه جامعه می‌توانند به‌عنوان نذورات در نظر گرفته شوند. این امری معقول و منطقی و مقبول شرعی است که این کار انجام شود. به‌ویژه اگر عنوان انفاق و صدقه مفید وجود داشته باشد، به این معنا که در نذورات باید کار لغو و بی­فایده نباشد و لذا یک جنبه نذورات هدفمندی در آن مطرح است. زیرا«نفق» به معنای خلأها و حفره‌ها است و انفاق به معنای پر کردن خلأ و حفره است. طبعاً وقتی‌که این نذورات در ایام عزاداری پخش می‌شود، باید خلأ و نیازی را برای جامعه پر کند و کار هدفمندی را به انجام رساند. بنابراین مسئله اول ما این است که کار نذورات حاکی از یک کار خیر، نیک و تأمین‌کننده نیازهای جامعه است و در اساس معقول است.

نکته دوم نیز این است که نذورات باید هدفنمد باشند. ما امروز در بسیاری از کارها شاهد بی­ هدفی هستیم که سرمایه­ های کشور بیهوده صرف می ­شود، اما کاری مقدس مانند عزاداری امام حسین(ع) باید براساس هدف باشد. اما چون موضوع نذر و هدیه و خیرات است، پس باید در جهت و هدفی جامع و در مسیر تعالی باشد.

مسئله دیگر نیز این است که برای این امر باید مدیریت و برنامه ریزی وجود داشته باشد. مشکلی که در نذورات شاهد آن هستیم بی ­برنامگی در انجام نذورات است. مشکل این است که رهبران دینی ما در مورد این نذورات می ­توانند بهتر عمل کنند، این درحالی است که هیچ‌گونه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی دینی نکرده‌اند. یعنی امروز شاهد حجم عظیمی از هزینه و تلاش برای نذورات در ایام عزاداری هستیم که چون برنامه‌ریزی و سیاست­گذاری نشده در مواردی بسا غیرضروری و یا احیاناً اسراف انجام می‌شود و یا خلائی را پر نمی­ کند و یا به اولویت ­ها توجه نمی ­شود. با توجه به فرصت استثنایی که انجام می‌شود، عالمان نیامده‌اند نیازسنجی کنند و امکانات را در راستای نیازها هدایت کنند. متأسفانه در این ایام باوجود آنکه واقعاً مردم با عشق و علاقه و ایثار خرج می‌کنند و در حجم وسیع هزینه می‌کنند، اما به دلیل آنکه هزینه‌ها هدایت‌شده نیستند، نتیجه لازم از آن برده نمی ­شود و سهم عشق و علاقه با نتیجه برابری نمی­ کند. بعضاً ریخت‌وپاش، اسراف و بیهوده‌کاری هم صورت می‌گیرد. 

اگر در جامعه مشکلات و نیازهای به‌شدت جدی در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی وجود نداشت، بسا می‌شد شیوه فعلی را توجیه کرد. اما حقیقت آن است که با نوعی بی‌برنامگی و شلختگی در انجام نذورات مواجهیم.

روشن است که سخن از راهنمایی و هدایت مردم است. من نمی‌خواهم بگویم که باید افراد را مجبور کرد. اما می‌شود علما، دانشمندان و کسانی که بر جامعه تأثیرگذار هستند، به‌نوعی مشکلات را بگویند و سیاست‌گذاری و رهبری کنند و به مردم راه نشان دهند که اگر می‌خواهند نذورات داشته باشند باید به چه طریق عمل کنند. مردم ما فهیم هستند و این مسائل را به‌خوبی درک می‌کنند یا آنکه سیاست واحدی را برای این کار دنبال کنند که در اکثر این نذورات در جهت درست و ضروری به کار گرفته شود.

حال اگر افرادی هم رعایت نکردند، مسئله‌ای پیش نخواهد آمد، اما بحث این است که کلیت نذورات در راستایی باشد که برای آن سیاست‌گذاری صورت گرفته است. درنتیجه باید برای کارآمدی این نذورات سیاست‌گذاری صورت گیرد. این بحث به‌اندازه‌ای جای کار دارد که باید عالمانی دورهم جمع شوند و برای سال آینده برنامه‌ریزی‌هایی داشته باشند. نه آنکه به افراد جامعه اجبار و تحمیل شود. بلکه این سیاست‌گذاری‌ها می‌تواند در حد توصیه، توضیح و تبیین باشد. در کشورهای دیگر هم موقوفات و نذورات وجود دارد، اما به دلیل اینکه نوعی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کلان در این قسمت وجود دارد، به شکل هدفمند طرح‌های جدی را اجرایی می‌کنند.

آیا نذورات فرهنگی می‌توانند به‌عنوان نذر پذیرفته شود؟

بحث نذورات فرهنگی هم در همین راستا مطرح می‌شود. بخشی از نیازهایی که می‌تواند با ایام عزاداری سازگار باشد، مسائل فرهنگی است. خصوصیتی ندارد که انسانی که نذر می‌کند، نذرش حتماً برای خوردن و یا پوشیدن باشد. نذر می‌تواند حتی بسته‌ای باشد که در آن مثل کتاب و نوشته و از مقوله‌های فرهنگی و متناسب با این ایام باشد. اما من این نوع کارها را به‌صورت پراکنده مفید نمی‌دانم، چراکه به‌صورت سلیقه‌ای درمی‌آید. به‌طور مثال ممکن است فردی کاری را انجام دهد که نتیجه لازم را به دنبال نداشته باشد. یا نتیجه مطلوب ندهد، لذا برنامه‌ریزی از سوی رهبران دینی می‌تواند کمک‌کار این بحث باشد.

آیا در سیره اهل‌بیت(ع) و متون دینی بحث نذورات فرهنگی وجود دارد؟

در سیره اهل‌بیت(ع) چیزی به‌عنوان نذر در عزاداری وجود ندارد. عناوینی که در قرآن و روایات وجود دارد، عناوین عام انفاق، مبرات، خیرات، صدقات و ازاین‌دست است. این عناوین می‌تواند هر چیزی را شامل شود. به‌طور مثال می‌تواند گفت برای عزاداری، مردم جمع شوند و برای منطقه محرومی درمانگاه بسازند، یا آنکه به دانش آموزان بی‌بضاعت کمک کنند. این کار می‌تواند به‌مراتب تأثیر بیشتر و بهتری داشته باشد. یا آنکه فردی می‌خواهند روضه بگذارد و مردم را اطعام کند، از مردم بخواهد کمک کنند که آن کار ضروری و بایسته انجام شود. خیلی مهم است که از این پراکنده‌کاری و کارهای بدون برنامه به سمت برنامه‌ریزی و تأثیرگذاری بیشتر پیش رویم. 

به‌طورکلی ما در سیره اهل‌بیت(ع) چیزی به‌عنوان نذر نداریم که بخواهیم بگوییم در زمینه فرهنگی بوده است یا مادی. اگر می­ گوییم انفاق به این معناست که خلأها مرتفع شود، حال خلأ می‌تواند اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی باشد.

می‌فرمایید باید سازمان‌دهی صورت گیرد و رهبران دینی برای سیاست‌گذاری‌ها پیش‌قدم شوند. اما مسئله‌ای است که میان علما نیز تعبیر واحدی از این مسئله وجود ندارد. با این وصف چگونه می‌تواند بابی برای رسیدن به راهکار واحد باز کرد؟

در ابتدا مجدداً تأکید می‌کنم که نذر به‌عنوان امری کلی در متون دینی آمده و همه مصادیق در آن نهفته است. اما در مورد اینکه چه باید کرد باید جلساتی برگزار شود و کار کارشناسی صورت گیرد و نیازسنجی صورت گیرد تا بر اساس آن علما به‌اتفاق نظر برسند. اما منظور این نیست که ماجرا حکومتی شود و دولت در آن ورود کند. عالمان ما می‌توانند به شکل خودجوش این کار را نظم دهند.

برای بهبود وضعیت فرهنگ فعلی نذر باید چه کرد؟

همه این مشکلات باید با شناخت و آموزش حل شود. متأسفانه در کشور ما مسئله آموزش دست‌کم گرفته‌شده است. مردم ما، مردم خوبی هستند. باید به آن‌ها آموزش بدهیم و راهنمایی شوند که چگونه بتوانند عملکرد مفیدتری داشته باشند و در راستای پر کردن خلأها برآیند.

مسئله دیگر این است که در جامعه ما مرجعیتی برای آموزش این امور به مردم وجود ندارد. گاهی می‌توان امیدوار بود که رسانه ملی به‌صورت مرجع فرهنگی ایفای نقش کند، اما متأسفانه از حالت ملی بودن درآمده است و دیگر آن مرجعیتی را ندارد که مردم بخواهند از آن الگو گیرند. ما باید به‌گونه‌ای عمل کنیم که همه جامعه آموزش صحیح ببینند. مشکلی که الان پیدا کرده‌ایم این است که بخشی از مرجعیت به دست مداح‌ها افتاده است که خود آن‌ها نیز چندان آموزش‌دیده نیستند. باید به مداح‌ها نیز آموزش دهیم که چگونه مردم را به سمت بهبود این نذورات ببرند. این مشکلاتی است که موجب درهم‌ریختگی فرهنگی شده است. البته ممکن است وحدت آرا به‌طور کامل ایجاد نشود. اما همان وحدت نسبی نیز می‌تواند نتیجه‌بخش باشد.

منتشر شده در گفتار

گفت‌وگو با فاضل‌میبدی:

 سعید برآبادی: «گفتم: محرم داره میاد، میگه: وای حالا چی بپوشیم؟؟» این فقط یک سخن ساده و عامیانه نیست که این روزها دارد در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌چرخد، این یک پیام هشدار است برای آنها که در سطحی‌ترین شکل ممکن با ماه‌های انسان‌ساز محرم و صفر مواجه می‌شوند و افسوس اینکه تعدادشان هم اصلا کم نیست. همواره از تأثیر محرم و صفر بر جامعه شنیده‌ایم و کمتر از تأثیر متقابل جامعه بر این فرهنگ حرفی به میان آمده است. به نظر می‌رسد اما آنچه که محرم و صفر را به ماه‌هایی متفاوت بدل می‌کند، افزایش میزان حضور اجتماعی مردم در مراسم‌های مختلف این روز و طبعا ایجاد یک نوع ظرفیت اجتماعی است. بااین‌همه واقعیت آن است که این ظرفیت اجتماعی هیچ‌گاه به‌درستی مورد توجه قرار نگرفته، تا جایی که امسال حتی در شبکه‌های اجتماعی با سطحی‌ترین برخوردها از سوی کاربرانی مواجهیم که به‌جای تلاش برای درک بهتر مفهوم عاشورا، به‌دنبال این هستند که برای شب‌های عزاداری چه لباسی بپوشند و چطور خودشان را آماده کنند. حجت‌الاسلام‌والمسلمین فاضل‌میبدی در این گفت‌وگو كه بخشي از آن را مي‌خوانيد  به ما می‌گوید که فرهنگ عاشورا چیست و چه اثراتی بر جامعه داشته و می‌تواند داشته باشد.

 

‌به‌عنوان سؤال اول می‌خواهم بدانم که اصولا محرم و صفر قرار است چطور روی بدنه اجتماعی جامعه تأثیرگذار باشند و آیا این تأثیر اتفاق افتاده است یا نه؟

در پاسخ به سؤال شما، ذکر این نکته ضروری است که ما از مباحث مربوط به محرم و صفر حرف نمی‌زنیم، بلکه اختصاصا درباره مسئله عاشورا و این واقعه مهم تاریخی حرف می‌زنیم. تمام پیام‌هایی که درباره محرم مطرح می‌شود، اختصاص به یک روز خاص دارد، روزی که از عصر تاسوعا شروع می‌شود و تا عصر روز عاشورا ادامه پیدا می‌کند. این روز به این خاطر روز خاصی است که با رویارویی امام حسین (ع) و یزید، پیام‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی به صورت فشرده مطرح می‌شوند. بحث ارتباط با خدا از طریق نماز و ارتباط با جامعه از طریق پافشاری بر موضوع عدالت اجتماعی از پررنگ‌ترین پیام‌های این روز خاص است که تأثیر اجتماعی واقعه عاشورا را پررنگ می‌کند.

‌چطور یک واقعه تاریخی در قرون قبل می‌تواند امروز هم نقشي تعیین‌کننده داشته باشد تا جایی که بسیاری بر این عقیده‌‌اند که فرهنگ عاشورایی می‌تواند حتی در کشورهایی که مسلمان نیستند هم به‌عنوان یک متد زندگی مورد توجه باشد؟

به اعتقاد من پیام امام در عاشورا، از این جهت برای تمام بشریت قابل درک و بحث است که معطوف به یک زمان و مکان خاص نبوده و همیشه و همه‌جا می‌توان از آن دفاع کرد. متأسفانه اما این دو پیام مهم؛ یعنی ارتباط با خدا از طریق نماز و ارتباط با خلق خدا از طریق بسط عدالت اجتماعی، در طول قرن‌ها دچار واژگونی شده است تا جایی که ما می‌بینیم امروز نه این پیام‌های شاخص و مهم بلکه پیام‌های فرعی و حتی پیام‌های دروغ از آن روز مخابره می‌شود. به نظر می‌رسد که اولین تلاش‌ها برای واژگون‌کردن پیام‌های واقعه عاشورا ازسوی امویان و بعد از آنها ازسوی عباسیان اتفاق افتاد؛ حاکمان آن دوره در طول تاریخ سعی کردند با معرفی یک‌سری پیام‌های عاطفی از واقعه عاشورا، پیام اصلی این روز خاص را خنثی کنند.

‌امروز چطور؟ پیام امام‌حسین(ع) در برابر رفتار یزید تا چه حد توانسته بر جامعه ما تأثیر بگذارد؟

به طور خلاصه می‌توان گفت که پیام یزید و یزیدیان، «حکومت به بهای قتل فرزند پیامبر» بوده و درعوض، پیام حسین و حسینیان، اطاعت از حجت و حق به هر دلیلی بوده است. این دو پیام جمع‌شدنی نیستند و به همین خاطر است که پیام عاشورا در طول تاریخ تحریف می‌شود. نادیده‌گرفته‌شدن تقابل عدل و ظلم، به‌نوعی سوگواری برای شهادت امام سوم شیعیان را بی‌فروغ کرده است. همان‌گونه که می‌دانید، ما در تاریخ شیعه، سفارشی از سوی هیچ امامی برای عزاداری امامی دیگر نداشته‌ایم، اما سفارش‌های زیادی داریم درباره عزاداری بر شهادت امام حسین(ع)، این تأکید نشان از اهمیت این سوگواری در جهت گسترش درک مفهوم پیام‌های روز عاشورا دارد چراکه من فکر می‌کنم امامانی که بر عزاداری در این روز خاص تأکید داشته‌‌اند می‌خواسته‌‌اند این تراژدی مهم تاریخ بشریت زنده بماند؛ عاشورا تراژدی رویارویی عدل و ظلم است.

‌شاید همان‌طور که گذشت زمان برخی تحریف‌ها را به وجود آورده، با عبور از شرایط و صرف زمانی دیگر بتوان این پیام را صحیح‌تر به جامعه رساند.

هر واقعه و پیامی که در جامعه مورد تحریف قرار بگیرد، خطرناک می‌شود. آنچه از حقیقت خودش خارج شود، دیگر همان چیز نیست، موضوع بر سر یک تحریف ساده نیست بلکه موضوع بر سر خطر آن است. تحریف و خروج چیزی از حقیقت خودش، خطرناک است و از همه خطرناک‌تر، دین تحریف‌شده است؛ دینی که از مسیر خودش خارج و دوباره به نام دین مطرح شود، هر چیزی را توجیه می‌کند.

‌درباره این مسئله بیشتر توضیح می‌دهید؛ چون نسل من با این جمله مدرس بزرگ شده است که می‌گفت: سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست.

در اینکه دین در درون خودش مسائل سیاسی دارد، هیچ شکی نیست. اسلام می‌گوید که جامعه و اداره آن نیاز به سیاست دارد، اما آیا با هر کس که به لباس سیاست رفت، باید ساخت؟

‌شما فکر می‌کنید این جامعه است که براساس باورهایش دست به تحریف عاشورا زده یا فعالان و نخبگان جامعه؟

در تحریف پیام عاشورا در طول تاریخ سه گروه نقش داشته‌‌اند؛ حکومت‌ها، مبلغان و مداحان کم‌سواد. فردی می‌تواند از عاشورا و اهمیت امام حسین (ع) در تاریخ بشریت حرف بزند که اسلام، قرآن، سیره پیامبر، تاریخ اسلام و... را درک کرده و بشناسد و بفهمد که چه انحرافاتی تاکنون صورت گرفته، این در حالی است که برخی این انحرافات را به‌درستی نمی‌شناسند تا جایی که حتی نمی‌دانند علت اصلی حرکت اصلاحی امام حسین، دقیقا برخورد و مواجهه مستقیم با همین انحرافات است.

‌چرا نگفتید «قیام» و گفتید حرکت اصلاحی؟

از آنجایی که ما درباره امام حسین (ع) با مسئله قیام یا انقلاب مواجه نیستیم. ایشان فرمودند که من می‌روم برای اصلاح. بنابراین پیام عاشورا، پیام اصلاح‌گرایانه است. ایشان با شمشیر انقلاب نکرد، بلکه در برابر شمشیر ایستاد. دعوت به اصلاح کرد، از مردم خواست بیایند و براساس دو برنامه اصلاح‌گرایانه «امربه‌معروف» و «نهی‌ازمنکر» روبه‌روی منکر بایستند. به همین خاطر است که بشر باید به‌دنبال اصلاح‌گری باشد و این تنها ابزار اوست برای ایستادن روبه‌روی بدعت‌گری‌ها. تأکید امام حسین(ع) در روز عاشورا نیز بر همین است؛ بر انکار سکوت!

‌ در جامعه مدرن امروزی برای مخابره پیام عاشورا چه راه‌هایی وجود دارد؟

راه‌ها که فراوانند؛ از مداحی و سخنوری که ارتباط مستقیم با مردم دارد تا رسانه‌های امروزی مثل تلویزیون؛ اما مسئله این است که این رسانه‌ها تا چه حد در انتقال صحیح آن پیام موفق عمل کرده‌‌اند. متأسفانه باید بگویم که تلویزیون در این زمینه کارنامه خوبی ندارد.

‌ آیا تلویزیون تابه‌حال برای بالابردن سطح کیفی برنامه‌هایش در حوزه دین، از شما یا دیگر پژوهشگران حوزه دینی که منتقدش به‌شمار می‌آیند، برای هم‌اندیشی دعوت کرده است؟

خیر، تابه‌حال کسی ما را دعوت نکرده، اما ما هم ‌دسترس‌ناپذیر نیستیم؛ در مجالس مختلف سخنرانی داریم و همان‌طور که بسیاری از سخنرانی‌های ضبط‌شده در تلویزیون پخش می‌شوند این سخنرانی‌ها را هم می‌توان ‌پخش‌ کرد، منتها توجهی نمی‌شود.

‌بااین‌حساب چرا منتقد به این شیوه عزاداری هستید؟

چون براساس مشی علمی این حرف‌ها را می‌زنم، دارم تحقیقات خودم را در این زمینه می‌گویم و واقعیت هم همین است، به‌طوری‌که برخی انواع عزاداری از سوی چهره‌های برجسته دینی هم مورد نقد قرار گرفته است. چند روز پیش در اخبار آمده بود که رئیس قوه قضائیه از تعداد زیاد زندانیان در کشور انتقاد کرده و گفته جمعیت زندانیان در ایران زیبنده جامعه ما نیست، این پیام نگران‌کننده‌ای است؛ چرا باید این تعداد زندانی در کشور داشته باشیم وقتی که به طور دائم تلویزیون از یک‌سو و مبلغان از سوی دیگر، از امام حسین حرف می‌زنند؟ وقتی که خرج بودجه‌های فرهنگی و دینی کشور تا این اندازه بالاست چرا باید همچنان در جامعه‌ای زندگی کنیم که آمار خشونت و طلاق و دیگر آسیب‌های اجتماعی آن به این اندازه هولناک شده است؟ به نظر من پاسخ این سؤالات این است که ما از بُعد حماسی و واقعی فرهنگ عاشورا غافل شده‌ایم.

‌البته در سال‌های اخیر، برای پرداختن به مسئله عاشورا از دید فرهنگی و هنری تلاش‌های صادقانه‌ای هم شروع شده است. شما چنین برنامه‌هایی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

کسی مخالف با حرکت در مسیر پیام عاشورا نیست؛ بنابراین خود مخاطب بهتر از هرکس دیگری می‌تواند در این زمینه سبک و سنگین کند. اینکه می‌گویم پیام دین تحریف شده است به‌خاطر برخی فعالیت‌هایی است که با هر رنگ‌وبویی که دارند، از این مسیر خارج شده‌‌اند وگرنه کسی مخالف ساخت اثر هنری برای انتقال این مفهوم ناب نیست. اگر بدانیم و درک کنیم که دین آمده است تا جامعه بر اساس عدالت از رنج نجات پیدا کند، مفهوم پیام عاشورا را هم درک کرده‌ایم.

منتشر شده در ویژه نامه محرم

آیت الله یوسفی غروی

استاد حوزه علمیه قم و کارشناس تاریخ اسلام دلیل آغاز عزاداری ۱۰ روز قبل از شهادت امام حسین(ع) را بازگو کردن اهداف قیام عاشورا دانست و گفت: عزاداران حدود ۱۰ روز پیش از روز اصلی غم و اندوه، دور یکدیگر جمع شوند و گزارش ها و اخبار تاریخی مربوط به حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و در راه مکه تا کربلا، حوادث و جریاناتی که پیش آمده و در مواضع مختلف سخنان امام حسین(ع) را برای یکدیگر باز گو می کنند و در نتیجه اهداف قیام امام حسین(ع) در میان آنها بازگو می شود.

آیت الله محمد هادی یوسفی غروی در گفت و گو با شفقنا اظهار کرد: سوالی که در ذهن بسیاری از افرادی که شعائر دهه عاشورای محرم را مشاهده می کنند، عارض می شود و گاهی به زبانی جاری می کنند و گاهی هم صورت اشکال به نظر عده ای می رسد، این است که برای هر عزیزی که از دست می رود بعد از فقدان او و حتی در یادبودش بعد از اینکه سالگرد او می رسد عزاداری می کنند یا اظهار مراسم یا مظاهر حزن و غم و اندوه به خود می گیرند. پس چرا در مورد امام حسین(ع)، کار بر عکس شده است یعنی چرا هنوز روز شهادت حضرت نرسیده، از اول ماه محرم در هر سالی مظاهر عزاداری های امام حسین(ع) را بر پا می کنند.

او ادامه داد: این سوال را شخصی از شیعیان اهل بصره به نام عبدالملک بن مسمع بصری بر امام صادق(ع) عرضه داشته و بنابر این خبر یک علت غیبی وار در سخن منقول از امام صادق(ع) آمده است به این صورت که اول ماه محرم که می شود، ملائکه پیراهن خون آلود و زخمی امام حسین(ع) را در ملاء اعلا پهن می کنند و مشغول عزاداری برای امام حسین(ع) می شوند. یا در نقل دیگری آمده است که حضرت زهرا(س) در عالم برزخ این عزاداری را بر پا می کند اما این خبر بنا بر اینکه خبر صحیحی باشد، یک امر غیبی است و حکمت ظاهری موضوع این است که شیعیان که پیروان ائمه(ع) هستند به دنبال آنچه که امامانشان فرموده اند عمل می کنند. اصل عزاداری برای امام حسین(ع)، فراخوان ائمه است. خبر معتبری از امام رضا(ع) نقل شده که مرحوم شیخ صدوق درامالی خود آورده و مرحوم محدث قمی هم در اعمال محرم الحرام آورده که امام رضا(ع) فرمودند “آنگاه که ماه محرم الحرام فرا می رسید پدرم موسی بن جعفر(ع) دیگر خندان دیده نمی شد و روز به روز مظاهر غم و اندوه در چهره آن حضرت بیش از پیش می شد تا به روز دهم می رسید. روز دهم روز غم و اندوه عظیم آن حضرت بود و می گریست و می فرمود که این روز، روزی است که جدم حسین را با ۱۸ نفر از سادات جوانان بنی هاشم شهید کردند و حسین را از پشت، سر بریدند”.

این کارشناس تاریخ اسلام بیان کرد: بنابر این خبرِ معتبر از امام رضا(ع) به نقل از حالات موسی بن جعفر و اینکه این کار اختصاص به موسی بن جعفر ندارد و امام رضا(ع) و همچنین دیگر امامان در منش و روش بر خلاف او عمل نمی کردند بنابراین شیعیان هم پیروان آن حضرات هستند و به دنبال آنها به این عزاداری از اول ماه محرم یعنی از اول دهه اول محرم عمل می کنند اما حکمت آن چیست؟ حکمت آن، این است که منظور از این عزاداری ها صرفا جنبه اظهار غم و اندوه نیست بلکه این است که حدود ۱۰ روز پیش از روز اصلی غم و اندوه، دور یکدیگر جمع شوند و گزارش ها و اخبار تاریخی مربوط به حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و در راه مکه تا کربلا، حوادث و جریاناتی که پیش آمده و در مواضع مختلف سخنان امام حسین(ع) را برای یکدیگر بازگو کنند و در نتیجه اهداف قیام امام حسین(ع) در میان آنها بازگو شود. در واقع این مجالس به عنوان کلاس ها و مدارس تعلیم یا پخش تعالیم ائمه اطهار(ع) است.

یوسفی غروی در پایان خاطرنشان کرد: پس در یک کلام پاسخ اینکه چرا عزاداریها از ۱۰ روز قبل از شهادت بر پا می شود این است که این ایام فرصتی پیش از شهادت اصلی برای بازگو کردن حرکت امام حسین(ع) است. حاکم ظالم تسلیم شدن در برابر رفتار و کردار خود را از امام حسین(ع) می خواست و حضرت زیر بار رفتن برای بیعت در برابر شخص یزید بن معاویه را روا نمی دانست لذا  از مدینه به حرم امن الهی پناه آورد و در همان جا فشارها به حدی رسید که حضرت نتوانست ادامه دهد و در روز هشتم ماه ذی الحجه روزی که حاجیان آماده می شوند که به عرفات روند و در حالی که حاجیان از مکه به عرفات می رفتند امام حسین(ع) به سوی عراق حرکت کرد.

منتشر شده در ویژه نامه محرم

حجت الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی در همایش «دین و شادی» درباره یکی از علت های وضعیت نامطلوب شادی در جامعه امروز ایران گفت: امروز در جامعه خود یک قشر وسیع تأثیرگذار داریم که هدایت جریان دینی را به عهده دارند و اصلا عالم دینی نیستند و آن گروه مداحان هستند. یک عالم دینی در این فضای اجتماعی مقهور است.

به گزارش خبرنگار شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی در همایش دین و شادی اظهار کرد: دین و شادی یک موضوع میان رشته ای است و نیازمند کار جامعه شناسی، روانشناسی و برخی علوم دیگر است. من با بخشی از صحبت های دو استاد محترم که حاصل بررسی علمی و جامعه شناسانه است، مشکلی ندارم اما در بخشی که به علل و عوامل وضع نامطلوب موجود برای شادی در فرهنگ ما می پردازند و سهم دین را مشخص می کنند، حرف های دیگری دارم. دین در تعریف آقای دکتر محدثی یعنی دین موجود و تاریخی و آنچه مردم، امروز به عنوان دین می شناسند، اما عالم دینی با این نگاه به سراغ دین نمی رود. دین در نگاه او یعنی آنچه در منابع معتبر وجود دارد که می توان به خدا نسبت داد، چه بسا بین این دو تعریف از دین، کاملا فاصله وجود داشته باشد و چنان نیست که هر چه را مردم به عنوان دین می شناسند، با معیارهایی که واقعا در دین وجود دارد، انطباق پیدا کرده باشد.

او با بیان اینکه یک عالم دینی با معیارهایی که در قرآن و نهج البلاغه وجود دارد، وضع دینی یک فرد یا جامعه را مورد نقد قرار می دهد و می گوید این جامعه از نظر دینی دچار انحراف شده است، گفت: قطعا این دو نگاه متفاوت است، وقتی به سراغ آیات و روایات می رویم و منشأ وضع نامطلوب موجود را در آموزه های دینی موجود در منابع می دانیم، در اینجا نگاه ما کاملا متفاوت می شود.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به جمله ای از مرحوم آیت الله بروجردی که «وقتی می خواهید مسأله فقهی را مورد مطالعه قرار دهید خود را در عصر شیخ طوسی قرار دهید» خاطرنشان کرد: به همین دلیل نگاه یک عالم دینی به مسایل دینی غیر از نگاه تاریخی است. آن نگاه تاریخی نیز فواید و جایگاه خود را دارد اما عالم دینی بر اساس این نگاه، قضاوت و داوری نمی کند. سبک ارائه بحث به این شکل و بدون حضور حدیث شناسان و… علمی و قابل قبول نیست.

او با اشاره به سخنی از شیخ عباس قمی که در صحبت های دکتر محدثی مطرح شده بود که «ماه صفر شوم است» بیان کرد: در آنجا گفته شده است که «معروف است که ماه صفر شوم است» و درست هم هست زیرا بین مردم چنین معروف است. وقتی ذهنیتی برای شوم بودن یک زمان وجود دارد، ائمه ما برای از بین رفتن آن و اینکه اینگونه افکار و وسوسه ها جلوی اقدامات مثبت مردم را نگیرد، گفته شده است که صدقه ای بدهند. این دستور به این معنا نیست که شیخ عباس قمی، ماه صفر را بازدارنده و شوم تلقی کرده است، بلکه راهی معقول و قابل دفاع برای برون رفت از این وضعیت ارائه می کند.

سروش محلاتی ادامه داد: ما در فرهنگ مان روزهایی داریم که به نحسی شناخته می شوند، اما آیا نحوست امری واقعی است یا توهم است؟ خود شیخ عباس قمی هم اشاره کرده است که ماه صفر ذاتا نحس نیست. وفات پیغمبر (ص) در اینجا اتفاق افتاده یعنی ظرف زمانی یک واقعه نامطلوب و ناگوار است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان درباره نحوست ایام بحث کرده و فرموده است که از نظر دینی اصلا زمان نحس نداریم ما انسان ها هستیم که با رفتارهای خود، برخی زمان ها را آلوده می کنیم و آن زمان، خاطره بدی را برای ما تجدید می کند. اگر سخن از استناد است می توان به این موارد نیز استناد کرد.

او با بیان اینکه اولین کتاب حدیثی که ما بعد از قرآن و نهج البلاغه داریم، کتاب کافی از مرحوم کلینی است، گفت: در جلد دوم کتاب کافی، بابی در حزن و اندوه و گریه نداریم؛ بلکه عنوان بابی که کلینی انتخاب کرده، شوخ طبعی و خندیدن است.

این استاد حوزه با اشاره به روایتی از امام هفتم (ع) اظهار کرد: شوخی عیبی ندارد اما برای آن باید حد و مرز نیز وجود داشته باشد و به نوعی به فحش و هتاکی منجر نشود، حضرت فرموده اند که شوخی نه تنها مانعی ندارد بلکه اصلا خوب است.

او با اشاره به روایتی دیگر از امام صادق (ع) که «هیچ مومنی نیست مگر اینکه در او مزاح و شوخی وجود دارد» اظهار کرد: یعنی این لازمه مومن بودن است و اگر غیر از این بود، شخص مومن نیست.

سروش محلاتی پس از توضیح روایت دیگری از امام صادق (ع) درباره تأکید ایشان به شاگردانش برای بانشاط بودن و مزاح گفت: نشاط و مزاح از حسن خلق است. روایتی دیگر از امام هفتم وجود دارد که حضرت یحیی (ع) بسیار اهل گریه بود و نمی خندید. برعکس وی، حضرت عیسی (ع) هم می خندید و هم گریه می کرد. امام (ع) فرمودند که روش عیسی بن مریم (ع) بهتر از حضرت یحیی بود.

او ادامه داد: به جهت علم روانشناسی برخی افراد بانشاط تر از دیگران هستند و برخی دیگر درون گراتر، این موضوع غیرقابل انکار است و نمی توان این افراد را استحاله کرد و تغییر داد. در میان انبیاء و علما نیز به همین شکل است. در میان بزرگان دینی نیز برخی افراد بوده اند که حزن و نگرانی نسبت به آخرت در وجودشان سیطره داشته است اما این یک الگوی عمومی نیست که دین برای زندگی اجتماعی به همه مردم ارائه کرده باشد در عین حال این راه را هم به روی افراد خاص نبسته است.

سروش محلاتی با اشاره به صحبت های دیگر اساتید حاضر در این نشست بیان کرد: در تعریف تشیع، امام حسین (ع) را محور قرار می دهیم و او هم به اشک متصل و همه چیز در همین خلاصه می شود، در حالی که میراث تشیع اختصاص به عاشورا ندارد البته عاشورا یک جنبه بنیادین در تشیع دارد اما فرهنگ تشیع، بسیار بسیار اعم است. نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و هزاران حدیث امام باقر و امام صادق (ع) نیز جزو فرهنگ تشیع هستند و نمی توان گفت تنها عاشورا تشیع است.

او تصریح کرد: ممکن است سهم نهج البلاغه در جامعه ما رعایت نشده باشد اما فرض بر این است که ما پذیرفته ایم و می پذیریم که همه اینها در مجموعه تشیع قرار دارند. اشکالات، افکار جاهلانه و افراط گرایی در این زمینه، بسیار فراوان بوده و فراوان نیز هست و قابل بحث است.

این استاد حوزه با اشاره به خاطره ای از شهید بهشتی درباره خنده و شادی و یادآوری آیه ای از قرآن مبنی بر اینکه «باید کم بخندند و باید زیاد بگریند» گفت: مرحوم شهید بهشتی در خاطره خود به این آیه اشاره می کند و می گوید که این آیه وجود دارد اما معنای آن درست در مقابل آن چیزی است که برخی افراد فهمیده اند. این آیه درباره کسانی است که از فرمان خدا و پیغمبر تخلف کرده و به دلیل تعلقات دنیایی در جهاد شرکت نکرده اند و این آیه به عنوان یک نفرین و کیفر تخلف از فرمان خدا و رسول می گوید که این گروه نافرمان از این پس کم بخندند و زیاد بگریند و در حقیقت نفرین بر این گروه نافرمان نازل می شود که از این پس خنده در زندگی آنها کم و گریه فراوان باد.

او ادامه داد: آیا از این آیه چنین فهم نمی شود که زندگی بانشاط از دید اسلام، نعمت و رحمت خداست و زندگی همراه با ناله و گریه و زاری خلاف رحمت و نعمت اوست؟ کل این آیات را باید دید. یا آیه ی ۷۶ سوره قصص، قارون هم از قوم حضرت موسی بود اما علیه همین قوم طغیان کرد. ثروت بسیاری داشت، مردم به این فرد ثروتمند و مغرور که سرمست ثروت شده بود گفتند که «این خوشحالی و سرمستی برای چیست؟» این شبیه بازی هایی است که در جامعه ما نیز گاهی دیده می شود و البته این نکته را هم باید مورد توجه قرار داد که این سخن خدا نیست و قوم اش به او گفته اند. در واقع با این جمله می خواهند بگویند شادی ای که تو بروز می دهی کاری غیراخلاقی است.

سروش محلاتی با بیان اینکه در این آیه قوم قارون به او گفتند که لاتفرح؟ ان الله لا یحب الفرحین، تصریح کرد: فرحی که در این بحث مطرح است از موضوع ما که شادی است کاملا متفاوت است و نباید در این بحث به سراغ این آیه رفت. شادی در قرآن واژه های متفاوتی دارد که معنای کاملا متفاوتی نیز دارند. علامه طباطبایی فرح را سرمستی تفسیر می کند یعنی کسی که در شادی، غرور او را می گیرد، اعتنایی به دیگران نمی کند، خود را برتر از دیگران می بیند و اقدامات تحقیرآمیز نسبت به دیگران انجام می دهد. البته که با این تعریف، ان الله لا یحب الفرحین، زیرا این کاری غیراخلاقی است که حقیقت و آخرت را از انسان مورد غفلت قرار می دهد. این موارد را باید از هم تفکیک کرد.

او درباره اینکه چه اتفاقی در جامعه ما رخ داده است که شادی دچار وضعیت نامطلوب فعلی است، اظهار کرد: به اعتقاد من مشکل ما عاشورا نیست و مشکل در جای دیگری است. تحلیلم از این موضوع که ریشه های این قضیه کجاست را بعد خواهم گفت.

در ادامه این نشست پرسش و پاسخی میان حاضران و اساتید مطرح شد.

حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی در پاسخ به این پرسش ها بیان کرد: نکته اولی که در پرسش ها مطرح شد بحث از دین واقعی بود و اینکه دین واقعی اصلا کجاست؟ اعتقاد ما این است که بخشی از مسایل دینی ناظر به مسایل زمانی است، تغییر هم پیدا می کند و بخشی از مسایل دیگر نیز فراتاریخی است. اعتقاد ما همین است که خداوند در قرآن فرموده اند که اقم وجهک لدین حنیفا… . من می خواهم نتیجه اعتقادی این مسأله را بگویم ولو اینکه در حال حاضر فرصت استدلال آن وجود نداشته باشد. من این را نمی پذیرم که همه چیز در دین، تاریخی است زیرا به معنای این است که کلا اصالت دین از بین برود و کلا چیزی از دین باقی نماند.

او با بیان اینکه نکته دیگر کوتاهی در ارائه الگوی شادی از طرف علما بود، گفت: اصلا مسوولیت فقه، ارائه الگوها نیست. مسوولیت فقه این است که قلمروها و مرزهایی را در زمینه این مسایل به عنوان احکام شرعی بیان می کند، اما ارائه الگو احتیاج به عوامل بسیار دیگری هم دارد که آن اطلاعات در اختیار فقیه نیست. فقیه، تنها می تواند پاسخ دهد که در شادی ها به چه نکاتی از نظر شرعی باید توجه داشت.

این استاد حوزه با تأکید بر اینکه تهیه الگوی شادی احتیاج به توجه به عوامل بسیار فرهنگی و اجتماعی دارد، گفت: حکم خدا و احکام فقهی در همه جا یکی است در حالی که این الگوها می تواند به لحاظ فرهنگ ها در مکان های مختلف، متفاوت باشد.

دکتر حسن محدثی در پرسش و پاسخ انتهای جلسه نقدی به حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی وارد کرد مبنی بر اینکه انتظار ما از شما این است که برای نقد دین موجود، پیشگام باشید. در اینجا که گفته اید جناب آقای قمی درباره ماه صفر گفته اند، راه حل دادن است، باید توجه کرد که این راه حل یعنی پذیرش تلویحی نحوست صفر، در حالی که آنجا راه حل این است که با این اعتقاد به طور مستقیم برخورد شود. عالمان، وظیفه پاسداری از دین را به خوبی انجام نمی دهند، در نتیجه با تفکر دینی آمیخته با عناصر اسطوره ای مماشات می کنند. برای اینکه برخورد جدی با آن هزینه دارد. انتظار ما این است که روحانیون و عالمان در به خطر افتادن خود برای دفاع از دین پیشگام باشند، در حالی که مشاهده می شود حوزویان ما در این مسأله کم کار هستند و در مواجهه با پرسش ها ما را به میراث دینی ارجاع می دهند. در حالی که صحبت هایی که مطرح شد احادیث و فرهنگی بود از منابر به توده مردم منتقل شده است.

حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی در پاسخ به این نقد بیان کرد: اینکه آقای دکتر می فرمایند شما باید با این برداشت ها و تفسیرهای غلط برخورد کنید، کاملا معقول و موجه است. وظیفه عالم دینی این است که وقتی چنین مسایلی را می بیند فریاد بزند. اگر قصوری در این زمینه باشد که هست باید بپذیریم اما در عین حال یک متفکر جامعه شناس توجه دارد که این چه کار سخت و دشواری است. وقتی یک مرجع مطلق مثل آیت الله بروجردی، روسای هیأت ها را جمع می کند که در روز عاشورا این کارها را انجام ندهید پاسخ می گیرد که ما همه ۳۶۵ روز سال را مقلد شما هستیم و روز عاشورا به شما کاری نداریم. بر این اساس باید توجه کرد که به این شکل نیست که مقابله کردن با یک فتوا حل شود.

سروش محلاتی تصریح کرد: در سال های اخیر  با مسأله ای به نام قمه زنی در ایام عاشورا مواجه بودیم در حالی که برخی علما فتوای به تحریم قمه زنی دادند، این مسأله موجب شدت عمل بیشتر شد و اصلا اوج گرفت. هم باید در این زمینه ها کار انجام داد و هم باید به اقتضائات آن نوع اقدامات توجه کرد که اگر آن اقتضائات مورد توجه قرار نگیرد نتیجه معکوسی خواهد داشت. به طور مثال آیت الله سیستانی از مسایل بسیاری اغماض می کند تا بتواند جایگاه فعلی خود را داشته باشد که اگر بخواهد با بسیاری مسایل مقابله کند درگیر خواهد شد و نمی تواند به اهدافی که دارد، برسد. ما ناچار هستیم از این راه سخت و دشوار عبور کنیم.

در اینجا وی در پاسخ به پرسش دکتر محدثی که پیامبر در این مواقع چه کاری انجام می دادند؟ اظهار کرد: پیامبر (ص) ارائه کننده اصل شریعت است و اگر او نگوید، شریعت ناقص بیان شده و ناقص می ماند، اما همه جا این کار نمی تواند صورت بگیرد.

سروش محلاتی در بخشی دیگر از سخنان خود درباره اینکه چرا جامعه ما از نظر شادی به این وضعیت نامطلوب درآمده است، ابراز عقیده کرد: اینکه اساسا سخنگوی دین از علمای دین به گروهی دیگر که تحت تأثیر عوامل دیگری اظهارنظرهای دینی می کنند و ارزش و اعتباری برای حرف آنها ندارد، منتقل شده است. امروز در جامعه خود یک قشر وسیع تأثیرگذار داریم که هدایت جریان دینی را به عهده دارند و اصلا عالم دینی نیستند و آن گروه مداحان هستند که در حال حاضر تعیین کننده ترین گروه جامعه ما از نظر دینی به شمار می روند. آنها علمای دینی را به حاشیه رانده اند و برخی مسایل را آنها مشخص می کنند که چه باید مطرح شود و در چه قالبی باید مطرح شود. یک عالم دینی در این فضای اجتماعی، مقهور است.

او تصریح کرد: امام رضوان الله علیه ۱۰ سال در حسینیه جماران روضه خوانی داشتند، روزهای عاشورا پیرمرد سیدی در آنجا می آمد و روضه مختصری در حد یک ربع می خواند که کل عزاداری رسمی جمهوری اسلامی ایران در همان یک ربع و بسیار حساب شده انجام می گرفت، در حالی که امروز همه چیز به طور کامل تغییر پیدا کرده است.

سروش محلاتی ادامه داد: همشهری ما مرحوم آیت الله توسلی، مسوول تنظیم ملاقات های امام (ره) بود، ایشان می گفت در طول این ۱۰ سال بارها مداحان خواستند برای رفتن به خدمت امام وقت بگیرند اما ایشان آنها را نپذیرفت و آنها را چندان به رسمیت نمی شناخت که فضایی در اختیار این گروه قرار بگیرد اما امروز بسیاری مسایل ما دست آنهاست.

او علت دوم را مسأله معیشت مردم و گره خوردن شادی با زندگی انسان دانست و اظهار کرد: تزریق شادی در جامعه ای که دچار مشکل بیکاری، فقر، ازدواج و … است، خیانت به این جامعه و مخدر است و باید اجازه داد مردم درد را حس کنند و شادی برای آنها تنها یک مسکن است. شادی واقعی، از بین رفتن مشکلات معیشت مردم و اصلاح وضعیت فعلی است. در اینجا باید واقعیت های تلخ را به طور عریان مطرح کرد و جایی برای بحث شادی در چنین جامعه ای وجود ندارد.

این استاد حوزه در توضیح عامل سوم بیان کرد: رنج و شادی ما در جامعه تحت مدیریت است و نمی توان خارج از این مدیریت، رنجی احساس کنیم یا شادی داشته باشیم. یکی از شادترین روزهایی که من در زندگی خود یک شادی اجتماعی را تجربه کرده ام روز آزادی خرمشهر بود. آن زمان با وجود شهدای بسیار برای فتح خرمشهر، کسی در برابر شادی ما نگفت که ما شهید داده ایم و هزینه زیادی پرداخته ایم، فقط تأکید این بود که این پیروزی خالص است تا کام مردم ما شیرین باشد. یک روز دیگر حکومت در مذاکرات سیاسی به نتیجه می رسد اما به ما گفته می شود که این پیروزی مطلق نیست و هزینه هایی نیز داده ایم. این شادی باید کاملا در جامعه ما مهار شود تا از کنترل خارج نشود. ما در چنین جامعه ای زندگی می کنیم. به اعتقاد من مشکل ما این نیست که دین گفته است برای امام حسین (ع) عزاداری کنید. عزاداری که در متن دین نسبت به اباعبدالله (ع) وجود دارد اصلا تضادی با شادی شخص ندارد.

او در پایان تصریح کرد: این روزهای عزاداری از جمله دهه محسنیه و… را که توسعه می دهند، اقدامی نیست که علما انجام داده باشند یا از متن دین بیرون آمده باشد. این موارد را علمای دین به گردن نمی گیرند و هیچ عالم دینی هم این مطالب را نگفته و مطرح نکرده است. امروز، دین، عزاداری و شادی ما را برای ما مشخص می کنند و شادی در جامعه ما، یک شادی مدیریت شده است.

 

 

منتشر شده در گفتار
بازگشت به بالا