فاضل میبدی: پس از هر انقلاب قیام و حرکتی که در تاریخ اجتماعی انسان ها صورت گرفته وقتی تبدیل به یک نهاد دولتی شده است قطعا دعوا بر سر ثروت و قدرت در درون آن به وجود آمده است؛ اقتصاد بیمار موجب ایجاد خوراک حرام برای بشر می شود و اسلام دینی است که به امنیت و معیشت مردم در جامعه اهمیت فراوان می دهد.

به گزارش خبرنگار شفقنا در مشهد، حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی با سخنرانی در حسینیه فرهنگیان مشهد در ابتدا با بیان اینکه تاریخ آینه ای است که انسان های روزگار را نشان می دهد، گفت: داستان کربلا در کنار زوایای فکری، فرهنگی و معنوی که دارد یک رویداد تاریخی است و باید از این تاریخ درس گرفت دو مسأله در کنار خواندن هر تاریخی مهم است که مسأله ی اول فلسفه ی تاریخ و عوامل به وجود آورنده آن رویداد است و مسأله ی دوم درسی است که آن تاریخ برای این روزگار امروزی بشر می تواند بیاموزد. اگر ما تاریخی را خواندیم ولی عناصر به وجود آورنده آن را ندانسته و از آن برای روزگار امروز خود درس نگرفتیم می شود گفت که فقط به یک سرگرمی بیهوده پرداخته ایم داستان کربلا هم یک تاریخ است در این تاریخ هم باید به این دو مسأله توجه کرد.

او در ادامه با اشاره به شعری از حکیم ابوالقاسم فردوسی (جهان سر به سر حکمت و عبرت است/چرا بهره ی ما همه غفلت است) تاریخ بشریت را دارای حکمت و عبرت دانسته و افزود: هنگام مطالعه ی تاریخ یا در آن انسان های صالحی همچون حضرت موسی می بینیم و یا در انسان های فاسد مثل فرعون می یابیم و در تاریخ یا سرگذشت انسان های نیک و شایسته بیان شده و یا سرگذشت و زندگی انسان های فاسد. اگر بخواهیم زندگی انسان های شایسته و صالح را بخوانیم باید عناصر مثبت زندگی آنان را بررسی کنیم که این همان حکمت است یعنی بهره گیری از نکات مثبت خوبان تاریخ و در مقابل بهره گیری از نکات منفی فاسدان تاریخ همان عبرتی است که می توان از تاریخ دریافت کرد.

وی در ادامه با اشاره به بیت بعدی شعر فردوسی (تو را دین و دانش بباید درست/ره رستگاری بباید جست) گفت: آن چیزی که می تواند ما را رستگار سازد دین و دانش است این دو باید با هم و در کنار هم باشند آنتوان چخوف می گوید خطرناک ترین انسان کسی است که اعتقادش بالاست اما از عقل و دانش کمی برخوردار است و فردوسی هزار سال پیش از آن این نکته را به ما یادآوری کردند بنابراین ما باید سرگذشت گذشتگان را به گونه ای خوانده که بتوانیم برای زندگی امروز خود هم پند و هم عبرت بگیریم اما بشر امروزی هنوز از تاریخ عبرت نگرفته است و باید نکات منفی که در تاریخ گذشته اش وجود داشته را کشف کرده و از آنها عبور کند. امام حسین (ع) نیز می فرمایند تاریخ ما تاریخ عبرت هاست.او ادامه داد: از سرگذشت و زندگی امام حسین برایمان بسیار گفته و تعریف کردند و در تاریخ دینی ما به آن بسیار توجه شده اما برای ما از زندگی بنی امیه کمتر گفته شده است و همیشه از یک زاویه به داستان نگاه کرده ایم ما زمانی می توانیم زندگی انسان های نیک تاریخ را درک کنیم که متعاقبا انسان های منفی آن زمان را هم بشناسیم و ایضا وقتی می توانیم امام حسین و امام علی را بشناسیم که امویان، معاویه و یزید را هم بشناسیم.

این استاد حوزه و دانشگاه سپس به بررسی عناصر به وجود آورنده جریان عاشورا پرداخته و گفت: هر انقلاب، قیام و حرکتی که در تاریخ اجتماعی انسان ها صورت گرفته، پس از آنکه تبدیل به یک نهاد دولت شده است قطعا دو مسأله در آن به وجود آمده، پیامبر گرامی اسلام در عصر خود تحولی به وجود آورده و به دولت تبدیل کرده است و این دو حادثه مهم بعد از رحلت ایشان نیز به وجود آمد که حادثه اول دعوا بر سر قدرت است به عبارتی اولین اختلاف اخلاقی و فکری در جامعه اسلامی زمانی بود که بعد از مرگ پیامبر بین مهاجرین و انصار بر سر خلیفه پس از پیامبر دعوا شد به طور کلی در دنیا کمتر انقلابی را می توان یافت که پس از پیروزی و تبدیل به دولت و حکومت بر سر آن اختلاف به وجود نیامده باشد و گروه ها، رقبا، احزاب، علما، بزرگان، اشراف و … با یکدیگر بر سر قدرت به مجادله می پردازند. حادثه تلخ دومی که پس از رحلت پیامبر خدا به وجود می آید پیدایش یک طبقه جدید است که می خواست در آن قدرت به وجود آمده برای خود جا باز کند. وی ادامه داد: کشورگشایی های اعراب پس از مرگ پیامبر ثروت های عظیمی را به مرکز خلافت اسلامی گسیل داد و با وجود این پول های بسیار، طبیعی است که چنین طبقه ی جدیدی در جامعه رشد کند و اولین عنصری که باعث شد مسیر تاریخ اسلام تغییر کند مسأله ی دعوا بر سر خلافت و ثروت است.

فاضل میبدی سپس به بررسی حادثه مهم دوم بعد از رحلت پیامبر پرداخته و افزود: دعوا بر سر ثروت های کلان حکومتی دومین حادثه ی مهم و از عناصر تغییر مسیر تاریخ اسلام است. پیش از این که چنین حوادثی رخ دهد قرآن هم هشدار داده بود که ممکن است جاهلیت، پس از مرگ پیامبر به جامعه بازگردد و یکسری از آداب و رسومی که پیامبر آنان را از بین برده بود همچون اختلاف بر سر قدرت و سیاست در قالب دین و اسلام به اجتماع بازگشت و بسیاری از افراد نالایق و ناشایست در دستگاه خلافت نفوذ کردند و به عنوان مثال متأفانه در نتیجه خاندان حکم ابن ابی العاص که از امویان بودند متصدی اموال مسلمین می شوند. و اگر ثروت جامعه ای در دست نااهلان قرار گرفت بندگان خداوند در ذلت قرار می گیرند در آن زمان مسائلی مثل نماز، روزه، حج و سایر امور عبادی و دینی مردم به خوبی برگزار شده و مورد اهتمام قرار می گرفت اما صفحا و فجار بر حکومت اسلامی چنگ انداخته بودند به عبارتی نااهلان به امور مسلمین پرداخته و رسیدگی می کردند. آن گاه ثروت جامعه میان آنان دست به دست می شد اگر کسی که فقط رانت دین، رانت ظاهر مذهبی و تقرب به دستگاه دارد متولی ثروت مسلمین شود اموال حکومتی و بیت المال را از بین خواهد برد.

وی ادامه داد: در چنین جامعه ای که بر سر قدرت و ثروت دعواست دو موضوع خشونت و عوام فریبی بروز می کند دلیل پیدایش آن هم این است که همیشه افرادی همچون ابوذر، سلمان، حجربن عدی، عمار و … وجود دارند که فهیم و زمره خواص هستند. نتیجتا بر سر آنان خشونت قرار می گیرد به عبارت ساده تر می توان گفت فردی همچون حکم بن ابی العاص که تبعیدی پیامبر بود بر سر قدرت قرار گرفته اما کسی همچون ابوذر که از نزدیکان پیامبر و خاندان ایشان بوده تبعید می شود. زمانی که ارزش ها تغییر کند آزادی محدود می شود خلفا، خواص را سرکوب کرده و عامه مردم را در گمراهی نگه می داشتندو می بینیم که بعد از مرگ پیامبر کتابت احادیث ایشان ممنوع شد و در دربار حکومتی دسته ای از عالم نمایان به وجود آمدند که کارشان جعل احادیث بود.

میبدی در پایان با اشاره به خطبه ای از امام حسین (ع) در دوران خلافت معاویه، دو مسأله بنیان لرزان هر جامعه دینی و غیردینی را شیوع گفتارهای غیرمسئولانه و اقتصاد بیمار دانسته و افزود: همیشه ممکن است یک سخن نادرست و ناثواب عالَمی را زیر و رو کند توصیه می کنم که همیشه مراقب حرف زدن ها و صحبت هایتان باشید از زیاده گویی بپرهیزید چراکه شخصیت انسان در زیر زبانش نهفته است و بشر باید سعی کند زیاده گویی نکرده و سخن صحیح و سنجیده بگوید و نکته ی دوم اقتصاد بیمار است که خوراک حرام برای بشر درست می کند لذا اسلام دینی است که به امنیت و معیشت مردم در جامعه اهمیت فراوان و بسزایی می دهد زیرا در جامعه ای که معیشت و امنیت نباشد بندگی خدا بی معناست.

منتشر شده در ویژه نامه محرم
دوشنبه, 06 مرداد 1393 05:20

عیدفطر جشن معیشت و معنویت

محمد تقی فاضل میبدی
در میان تأثیرات سودمندی که روزه داری در انسا ن می گذارد ، شاید تعدیل قوای نفسانی - که جوهره اخلاق آدمی است - سرآمد باشد. فرو خفتن خشم و سرکوبی کینه و زیرپا گذاشتن خوی خود محوری و در مقابل، بر فراز آمدن آفتاب حلم، گذشت، صلح و صفا و همنوع دوستی از رهاوردهای اعتدال قوای نفسانی است که در ماه مبارک رمضان برای روزه داران حاصل می شود. و از شادترین روزهایی که اسلام برای مسلمین منظور داشته، عید فطر و یا عید جشن تعدیل و تعادل قوای انسانی و از آن مهمتر عید تساوی و تعادل فقر و غنا است و اینکه فقیران به بالای خط فقر برآیند. براساس آیه شریفه قرآن «لعلکم تتقون » و گفته های پیشوایان معصوم، ثمرات ماه مبارک رمضان باید در زندگی این جهانی بازگشت نماید. عید فطر عید نوزایی و حیات دوباره آدمیان است و نوید بخش تحولاتی است که در روح و روان آدمی و نیز در زندگی اجتماعی پدید می آورد. یک ماه روزه داری تنها امساک ظاهری از خوردن و آشامیدن نبوده است. حضرت علی (ع) روزه داری را در سه لایه از وجود انسان فرض می نماید؛ یکی روزه در لایه قلب و دیگری در لایه چشم وگوش و زبان و سوم امساک از خوردن و آشامیدن. اگر روزه دار تنها به لایه سوم اکتفا کرد، چنین امساک مناسکی، با حقیقت روزه هیچ مطابقت ندارد. در روایتی از پیامبر(ص) آمده است : اگر کسی به روزه دار بد زبانی کرد و یا با او به جنگ و کارزار بر خواست، شخص روزه دار در برابر چنین کسی نه فحش می دهد و نه وارد جنگ می شود بلکه در جواب می گوید ، من روزه دارم . " انما الصوم جنة فاذا کان احدکم صائما فلا یرفث و لا یجهل و ان امروا قاتله او سابه فلیقل انی صائم " روزه چون سپری است که جلوی فحش،جهل و جنگ را می گیرد و روزه داری یک نوع احرام است چرا که محرمات باطنی روزه کمتر از محرمات حج نیست. همچنان که اگر انجام مراسم حج تأثیری در بهبودی زندگی مسلمانان نبخشد و آنان را به سوی وحدت نبرد و کینه ها را نزداید و مسلمانان را از فقر و فلاکت نرهاند، نمی توان نام آن را حج گذاشت. رمضان و روزه، نیز، چنین است. پیامبر(ص) در روایتی فرموند: پنج چیز روزه را باطل می کند: دروغ، غیبت، سخن چینی، سوگند ناحق و نظر شهوت. چه بسا روزه دارانی که تنها گرسنگی و تشنگی تحمل کرده اند و حقیقتی از روزه را در نیافته اند. به فرموده پیامبر(ص) «کم من صائمٍ لیس له من صیامه الا جوع و العطش» روزه داران بسیاری هستند که آنها از روزه جز گرسنگی و تشنگی بهره ای نبرده اند.
شادی مسلمانان در روز فطر نخست به خاطر تقوایی است که در آدمیان پدید آمده و در نتیجه جامعه مسلمین ازآلودگی های دروغ، خلف وعده، ناامنی و سرکشیهای مستبدان و سایر ناهنجارهای اجتماعی پاک گشته است،اما مهمتراز همه اینها استوای فقر و غناست که در این روز باید تحقق یابد. امام رضا (ع) یکی از فلسفه های روزه را احساس عطش و گرسنگی اغنیا دانست که به درد محرومان برسند و برای درد فقر آنان چاره جویند.« لیستوی الفقیر والغنی» دادن زکات در روز فطر یعنی شاد کردن فقیران و محرومان تا با شادی و شعف تمام در نماز شرکت کنند. امام صادق(ع) فرمود: « اطعم یوم الفطر قبل ان تخرج الی المصلی». پیش از اینکه از خانه به سوی مصلی حرکت کنی، فقیران را اطعام کن و می فرماید: «من صام و لم یود الزکوة فلاصوم له»، کسی که زکات روز فطر نپردازد، روزه او معنا ندارد. نتیجه اینکه: ماه مبارک رمضان نشانگراین است که جامعه مسلمانان باید از فقر نجات یابد.وحکومتها باید این بلای خانمان سوز را برافکنند. عبادتهای اسلامی در کنار رشد اقتصادی قرار گرفته، جامه ای که اقتصاد سالم ندارد نمی تواند عبادت سالم داشته باشد. معیشت مردم تا آن جا مورد اهتمام است که پیامبر فرمود:« فلولا الخبز ما صلینا و لا صمنا و لا ادینا فرائض ربنا» اگر نان- اقتصاد-نباشد، روزه و نماز و سایر فرائض معنا پیدا نمی کند.
حقیقت ماه مبارک رمضان در آغاز دهه سوم یعنی در شبهای قدر خود را نشان می دهد .روزه داران پس از بیست روز، به تعدیل قوا و فرو انداختن خشم و شهوت رسیده اند، قدر و سرنوشت روحی خود را با رها کردن خود از قید خودی و خوی استکباری و خشم و تراکم ثروت و قدرت دوباره می سازند و حقیقت دهه سوم و شبهای قدر نیز در روز عید فطر خود را می نمایاند. عید فطر یعنی شکافتن دوباره، هم در سطح فرد و هم در سطح جامعه. حضرت علی ( ع ) در خطبه عید فطر می فرماید : و ادو فطرتکم فانها سنت نبیکم ؛ زکات فطره خود را بپردازید که این سنت پیامبر است و خداوند این قانون را فرض و واجب کرده است .تاکید می کنم زکات فطره ،علاوه بر گذشت مالی و رهایی از تعلقات دنیوی که بعد اخلاقی آن است، جنبه اقتصادی و اجتماعی آن مورد اهتمام است؛ برای اینکه ماه رمضان، به تعبیر امام صادق در بیان علت روزه ، ماه برابر شدن فقیر و غنی می باشد؛ یعنی باید فاصله های طبقاتی در این ماه کاهش یابد. با یک ماه امساک و چشیدن رنج گرسنگی، حال نوبت آن است که در روز عید فطر فقیران و گرسنگان جامعه را دریابیم. نکته ای که در این جا ذکر آن لازم است این که پرداخت زکات فطره نباید به شکل گذشته صورت بگیرد، چرا که شاید تحقیر انسان در پی داشته باشد. پرداخت این فریضه باید به گونه ای صورت گیرد که در فرهنگ عقلای امروز مورد پذیرش قرار گیرد و حقارتی در پی نداشته باشد.
غزالی در کتاب احیای علوم می گوید: یکی از آداب روزه داری آن است که روزه دار در روز بسیار نخسبد تا گرسنگی و تشنگی احساس کند. چشیدن رنج گرسنگی از فلسفه های مهم این فریضه است تا به درد و رنج گرسنگان ایام سال، که در این روزها در غالب جهان بویژه در آفریقا شاهد هستیم، آشنا شویم و برای درمان این بلای بزرگ بکوشیم. بر اساس تازه ترین آمارها در جهان یکصد و هفتاد میلیون گرسنه وجود دارد. فقر و ناداری و گرسنگی در اسلام مورد نکوهش قرار گرفته و هم ردیف کفر است. گرسنگی در ماه مبارک رمضان یعنی مبارزه با گرسنگی؛ کسانی که همیشه گرسنه اند و از فقر و ناداری و نابرابری رنج می برند و یعنی مبارزه با کسانی که صاحب ثروتهای انباشته اند و به یاد محرومان و فاقدان شرایط اولیه زندگی دیگر آدمیان نیستند. در عید فطر که جشن بزرگ مسلمین است باید این مسائل و مشکلات سامان یافته باشد تا بتوان برای آن جشن گرفت. نمی توان نماز عید گزارد و آن روز را مبارک گفت و حال آنکه مشکلات اجتماعی و اقتصادی مسلمین سامان نیافته است و در وجود صاحبان قدرت که گرفتار آتش خشم و شهوت قدرت اند، تعادلی در آنها راه پیدا نکرده است. امام علی(ع) فرمود : روزی که بر خدا معصیت نشود و ظلمی بر سر آدمیان نرود آن روز، روز عید است. امام باقر (ع) وقتی که برای نماز عید فطر بیرون می آمدند می فرمودند : «الهم انا نرغب الیک فی دولةٍ کریمةٍ تعز بها الاسلام و اهله »؛ خدایا ما طالب حکومتی هستیم که مسلین را عزت بخشد و نفاق و دورویی را به ذلت بکشاند یعنی روز عید فطر روز عزت مسلمین و ذلت نفاق و دورویی و دروغ گویی و عهد شکنی است. نماز و زکات عید فطر نشانه آزادی و رهایی مسلمانان از هرگونه اسارت است. نگرانی مامون، خلیفه عباسی از برگزاری نماز عید فطر توسط امام هشتم(ع) از این جهت بود که حاکم به اصطلاح اسلامی ترسید که مردم به واسطه خطبه های امام رضا(ع) ازحقیقت این روز بزرگ آشنا شوند و مردم از اسلام دروغین و وارونه ای که تا به حال ملایان و مداحان خلیفه عباسی برای مردم گفته اند روی برگردانند. لذا دستور تعطیلی آن را داد. عید فطر واقعی یعنی عید آزادی و آزادگی آدمیان و عید رهایی گرسنگان و عید اخلاق انسانها و جشن تعدیل قوای بیرونی و درونی و در یک کلام جشن گسترش تقوا و عدالت در تمام لایه های جامعه آنگاه در این روز خجسته باید گفت:
ای گروه مومنان شادی کنید                         همچو سرو سوسن آزادی کنید.

پنج شنبه, 26 اسفند 1389 14:29

حقوق بشر،شهروندی واسلام


محمد تقی فاضل میبدی
هستند كساني كه «حقوق بشر» و «حقوق شهر وندي» را در كنار اسلام بر نمي تابند، با اين استدلال كه حقوق بشر مولود فلسفه هاي بشري و از دستاورد دنياي مدرن است و دين مقوله اي و حياني وخارج از عرصه عقول بشر قراردارد؛لهذا ،چرا بايد دين خداوند را با يافته هاي فکر بشر در آمیزيم و تكليف انسان در برابر خداوندرا به پاي حقوق بشر قرباني كنيم. بنا بر اين ناسازگاري دين با حقوق بشر و حقوق شهروندي عيان تر از اين است كه در تلاش سازگاري آنان بكوشيم.
ادعاي فوق علاوه براین که چندان پا در جاي محكمي ندارد ،نشان از ناآشنایی به دین وحقوق انسان،نیز، می باشد.و در پاره اي از مقالات و يا كتاب ها كه این بحث مطرح شده بیشتر بیان گر تعصب است تا تعقل.


 

انصافاً اگر كسي اسلام را در ظرف زمان و با ديده تحقيق بنگرد و عقل و اجتهاد را، كه به قول اقبال لاهوري «موتور محركه » شريعت است،مبنای تفقه دردین بداند،اصل حقوق بشر و حقوق شهر وندي را در راستاي اهداف انبيا مي داند.
درست است كه مقوله دين با مقوله حقوق بشر از هم جدا است؛ يكي الهي وديگري بشري است. تكيه گاه دين وحي است و متكاي حقوق بشر عقل. يكي در جستجوي معنويت است و ديگري در جستجوي رهايي انسان از رنج انسان هاي خود كامه. اما اين دو مقوله از هم جدا، هيچ تباين و تضادي باهم ندارند و وجه اشتراك آنهادر برخي موارد مشهود و معلوم است؛ از جمله:
1)‌عدالت:يكي از مباني مبعوث گشتن پيامبران الهي تحقق عدالت در ميان اديان است. قرآن به دفعات در آيات متعدد بر عدالت و قسط انگشت تأييد نهاده است و مفهوم برابر آن يعني ظلم وفقدان عدالت را علت اصلي سقوط جوامع، تمدن ها و حاكمان دانسته است. به آن ميزان كه ظلم در تعاليم ديني منفور است، كفر به آن ميزان لباس نفرت بر تن ندارد. و اضعان حقوق بشر و نويسندگان حقوق شهروندي در پي اين بودند تا ابر سیاه ستم وسبعیت، جاي خود را به خورشيد عدالت ببخشدوانسانی ازانسانی دررنج وغذاب نباشد. حال، معناي عدالت چيست؟ و مصاديق آن كدام است؟ اين معنا را نه، مي توان از دين جست و نه از واضعان و كاتبان حقوق بشر، بلكه معناي آن، اغلب، عرف زمان معين مي كند. في المثل در اين روزگار زنان را از حقوق اجتماعي و حقوق اساسي ای،که برای آنان تعریف شده است، محروم كردن ظلم تلقي مي شود. شايد در يكصد سال قبل ممانعت از زنان در كانديدا شدن،شهادت دادن وقضاوت کردن عين عدالت بود، ولي در اين روزگار این مواردراازمصادیق عدل دانستن جای تردیداست. همچنين خيلي از موارد ديگر. بنابراين، دين و حقوق بشر در جستجوي تحقق عدالت است. البته ممكن است در مواردي نادر، پاره اي از حقوق امروزي با نصوص ديني توافق نيابد، وبتوان حق تحفط را نگهداشت؛‌اما اين به معناي ناسازگاري کلی دين باکلی حقوق بشر نيست.
2) ‌اصل كرامت انسان:اين كه هر انساني داراي كرامت ذاتي است، هم از آموزه هاي قرآن است،[ لقد كرمنا بني آدم] هم سخني است كه در مقدمه حقوق بشر آمده است. نخستين گام اثبات كرامت آدمي،‌ اجتناب از بندگي و سر سپردگي و تعلق، و مداهنه قدرتها و حاكمان زمان و تنها سر سپردگي به بندگي خداوند است. [ اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت] و در پي آن آزاد ساختن بشر از هر نوع بندگي مجازي كه دست و پاي او را در راه انسانيت ببندد.[ ويضع عنهم اصرهم وا لا غلال التي كانت عليهم ...] . واژه هاي «اصر» و «غل» يعني وسايطي كه جلوي آزادي بشر از لحاظ انديشه و آيين و عمل مي گيرد. و انسان ها را بي اختيار كرده و به سر سپردگي افكار ديگران فرا مي خوانند. به قول اقبال لاهوري:
آدم از بي بصري بندگي آدم كرد. گوهري داشت نذر قباد و جم كرد
يعني از خوي غلامي ز سگان پست تر است من نديدم كه سگی پيش سگي سر خم كرد
اين نكته را بايد اضافه نمايم كه هر گاه روابط بشري تحول يابد واز جهان سنت به عالم صنعت وارد شوند، حقوق و تكاليف او نيز متحول مي شود. اين تحول هم در عرصه فقه و اجتهاد قابل فهم است و هم در جهان فلسفه و اد را كات عقلي . لهذا فيلسوفان عرصه جدبد نسبت به روابط نوين انسانی فيلسوفي و خرد ورزي كرده اند و به دور از ذهنيت هاي قبيله اي وبه دوراز تعصبات قومی حقوق و تكاليفي را در ارتباط ميان شهر وندان و دولت ها تعريف كرده اند. و رسالت آنها در اين راستا در تضاد و تباين با دين نبوده است. ولي فقيهان در اين يكصد سال گذشته باب اجتهاد را آنچنان كه بايد درراستای حقوق انسان گشوده نگذاشتند؛ به ويژه در مسائل كيفري و نيز حقوق اساسي. باتوجه به اینکه فقه شیعی درراستای مصالح ومفاسد آدمیان تدوین گشته است. خوشبختانه پاره اي از اين حقوق كه هم مبناي ديني دارند و هم در اعلاميه سي ماده اي خقوق بشر ذكر شده، در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نیز با صراحت آمده است؛ از جمله:
حق آزادي. از جمله حقوقي كه تحقق آن باعث كرامت آدمي مي شود،‌ حق آزادي است. انسان بايد بتواندآزادانه بیاندیشدو افكار و عقايد خود را آزادانه در قالب نشريات و يا به وسيله دیگری برای ديگران بيان نمايد.طبیعی است که چنین آزادی ای نباید مخل ارزشهاوآزادی دیگران شود.
اصل 23 قانون اساسی تصریح می دارد : " تفتیش عقاید ممنوع است هیچکس را نمی توان به جرم داشتنن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد . "
درمورد آزادی مطبوعات مطابق اصل 24 : نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد . تفضیل آن را قانون تعیین می کند .
آزادی احزاب
در اصل 26 آمده است : احزاب ، جمعیت ها ، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند . مشروط به این که اصول استقلال ، آزادی ، وحدت ملی ، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند . هیچ کس را نمی توان از شرکت در آن منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت .
حق امنیت :ازاصول مهمی که کرامت آدمی راسلب می نماید ،سلب امنیت است.لهذا از مهمترین حقوقی که اسلام و همچنین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای شهروندان منظور داشته ، حق امنیت است . هر انسانی باید در جامعه احساس امنیت و آرامش داشته باشد . هرگونه عوامل خوف بر خلاف کرامت و اصول انسانیت است . خداوند نشانه های جامعه کفر را یکی فقدان امنیت و دیگری عدم معیشت می داند . { فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف بما کانوا یصنعون ، خداوند آنانی که کفر ورزیدند لباس گرسنگی و ترس را براندامشان پوشانید ( نحل / 111) پیامبر اسلام ، جامعه مطلوب خود را جامعه ای می دانست که در آن شهروندان بدون لکنت زبان واحساس بیم حق خود را از متجاوزان بازستانند .
در اصل 32 قانون اساسی آمده است :
" هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند . در صورت بازداشت ، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلا فاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده ی مقدماتی به مراجع صالحه ی قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد . متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود . "
برای آزادی و دفاع از حقوق شهروندی تا آن جا پیش بینی شده است که در اصل 33 می گوید :
" هیچ کس را نمی توان از محل اقامت خود تبعید کرد یا از اقامت در محل مورد علاقه ش ممنوع یا به اقامت در محلی مجبور ساخت ، مگر در مواردی که قانون مقرر می دارد ."
برائت
از مهمترین اصل وآموزههای اسلامی ،که در جهت حفظ حقوق شهروندی در قانون اساسی آمده است ، اصل برائت وبیزاری ازجرم است . نمی توان از کرامت انسانی سخن گفت و از سویی نگاه بدبینانه وتعقیبانه ومجرمانه به افراد داشت ؛ چیزی که در خیلی از نهادهای امنیتی در پاره ای از کشورها رواج دارد . مجرم دانستن انسان برخلاف اصل است . دلایل محکم و شرع پسند می خواهدتاکسی رامجرم شناخت، بویژه این که جرمی باشد که به اعراض و دماء برگردد .واثبات برخی جرمها،برای حفظ حرمت آدمی،به قدری دشواراست وشاید ناممکن. در اسلام چیزی به مانندحفظ آبرو و خون آدمیان بر آن تاکید نشده است . پیامبر ( ص ) در یکی از خطبه های آخرین خود فرمود : ای مردم خونتان و آبرویتان محترم است نباید کسی در این زمینه حرمت شکنی کند . ( تحت العقول )
در اصل 37 قانون اساسی آمده است : " اصل ، برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود. این اصل در میان فقها ، به طور جدی مطرح بوده و فتوای فقیهان این است که نمی توان کسی را از روی ظن و گمان مجرم شناخت . حکام اموی کسانی بودند که این اصل را زیر پا گذاشتند و مخالفان خود را براساس گمانی که داشتند ، بانگاه نخست مجرم می دانستند . در اروپا تا دو قرن پیش غالب حقوقدانان اصل برائت را نمی پذیرفتند واصل را برمجرم بودن انسان می دانستند.هرگاه نگاه حاکمان به مردم نگاه شهروندی نباشد،ومفهوم ملت جای مفهوم رعیت نگرفته باشد،نگاه حکومتها به مردم نگاه بدبینانه است.وازآنسو مردم،نیز،به هئیت حاکمه نگاه بدبینانه دارند.لهذایکی ازراههای خوشبینی،اجرای اصل برائت و احیای حقوق بشر وحقوق شهروندی است.دراین مقال، مجالی چندان برای بحث علمی نیست.ذکراین نکته ضروری است که نباید گذاشت برخی به نام اسلام اصل عدالت ،کرامت ،امنیت ودریک جمله حقوق انسانها را نادیده انگارندوسرنوشت دین ومردم رابادنیای خوددرآمیزند.

 

منتشر شده در اجتماعی
بازگشت به بالا