فاضل میبدی در گفت‌وگو با نوآوران

این روزها در برخی از شهرهای کشور شاهد تجمعات خیابانی مردم در اعتراض به برخی مشکلات هستیم؛ تجمعاتی که در صورت ادامه‌دار شدن به بحرانی جدی تبدیل شده که نه تنها گره‌گشایی نمی‌کند، بلکه مشکلات جدید نیز ایجاد می‌کند.

نوآوران آنلاین- پرواضح است که رفتارهای هنجارشکنانه زمینه بروز تنش در کشور را ایجاد می‌کنند. از این رو به جرأت می‌توان گفت که مردم باید در کمال آرامش از حقوق مدنی خود دفاع کرده و از طریق مناسب و قانونی نه تجمع در خیابان‌ها و سر دادن شعارهای خشن، خواست‌های‌شان را طلب کنند.

در همین خصوص به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم پرداختیم که مشروح آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

متأسفانه طی روزهای اخیر شاهد تجمعات مردم در برخی از شهرهای کشورمان بودیم. در حالی‌که تجمع در خیابان‌ها راه صحیحی برای اعتراض نسبت به مشکلات نیست. با توجه به این‌که تجمعات، انسجام ملی را زیر سؤال می‌برد، شما این حرکت را چطور ارزیابی می‌نمایید؟

شعارهای تند، خشن و ساختارشکن به‌ویژه این‌که افراد شعار مرگ بر رئیس‌جمهور را سر می‌دهند، راه به جایی نمی‌برد و نتیجه‌ای نیز به دنبال نخواهد داشت. این نکته را نباید از نظر دور داشت که اعتراضات مدنی حق مردم است و مشکلاتی در جامعه وجود دارد و مردم نیز نسبت به مشکلات حق اعتراض دارند، اما اعتراض مدنی باید جنبه مدنیت خود را حفظ کند و مردم در آرامش به بیان مطالبات‌شان بپردازند و این‌که در خیابان‌ها تجمع کنند و شعار مرگ بر مسؤولان را سر دهند، هیچ مشکلی حل نمی‌شود و تنها موجب رواج خشونت در جامعه می‌شود و کشور را دو قطبی می‌کند. در دنیای امروز تاریخ انقضای این شعارهای خشن به پایان رسیده است. به‌ویژه ملت ایران که از مدنیت چندهزار ساله برخوردار هستند، نباید شعارهای مرگ علیه مسؤولان را سر دهند. اعتقاد دارم که رفتارهای خشن و تجمع در خیابان‌ها ضمن این‌که مشکلی حل نمی‌کند، به مصلحت نظام نیز نیست. در زمان ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد گرانی‌ کالاها سر به فلک کشیده و بسیار بیشتر از اکنون بود. در آن زمان برخی، مردم را تشویق به صرفه‌جویی و استفاده از مواد غذایی با هزینه کمتر می‌کردند تا مشکلات اقتصنوادی‌ خانواده‌ها کاهش یابد. در شرایط کنونی نیز گرانی‌ها راهکار دارند و تجمع در خیابان‌ها را نمی‌توان راه حل این امر دانست. در شرایط کنونی مسؤولان باید پیام مردم را بشنوند و با مردم همراهی کنند. مردم نیز در نظر داشته باشند که شعارهای ساختارشکن نه تنها مشکلات را رفع نمی‌کند، بلکه مشکلات بیشتری نیز ایجاد می‌کند. هرگونه شعار خشن و ساختارشکن که جامعه را به خشونت بکشد، اندیشه آنارشیست ایجاد می‌کند و از حیطه اختیارات مدنی که حق مردم است خارج می‌شود.

در دولت دهم نیز با مشکلات اقتصادی بسیاری مواجه بودیم، اما شاهد بروز رفتارهای خشن درجامعه نبودیم. به نظر شما چرا اکنون جامعه به سمت خشونت و تجمعات خیابانی رفته است و می‌توان گفت که مدافعان و حامیان دیروز احمدی‌ نژاد، مدعیان امروز هستند؟

دولت روحانی با مشکلات اقتصادی بسیاری مواجه است که منشأ آن تنها در دولت نیست. بر کسی پوشیده نیست که دستیابی دولت به موفقیت نیازمند همکاری تمام قوا و نهادهای امنیتی با قوه مجریه است. همه قوا و دستگاه‌ها باید روحانی را در دستیابی به اهدافش که رفع مشکلات اقتصادی و تحقق توسعه است، یاری رسانند. در این میان به ویژه قوه قضائیه نقش مهمی دارد و باید همراه دولت باشد. وحدت ملی در شرایط کنونی امری بسیار مهمی است که باید سران قوا آن را در نظر داشته و در راستای آن حرکت کنند.

 دود خشونت‌های خیابانی بیش از هر چیز به چشم مردم می‌رود. به نظر شما چه اقداماتی باید در این زمینه صورت گیرد؟

مشکل معیشت سال‌هاست که در ایران وجود دارد اما با تجمعات خیابانی مشکلی حل نمی‌شود. در شرایط کنونی نیز که اقتصاد کشور با رکود مواجه است، صحیح نیست که منشأ همه مشکلات را عملکرد دولت تدبیر و امید بدانیم. در صورت بروز مشکل و ناآرامی در کشور دود حاصل از آن به چشم همه جناح‌ها و جریان‌ها می‌رود و در شرایط بحرانی و تشویش هیچ کس سود نمی‌برد. از این رو می‌توان گفت تنها راه‌حل مشکلات کشور انجام اصلاحات است و مسؤولان باید ضمن حفظ وحدت ملی در برخورد با مسائل با درایت اقدام کنند و علاوه بر این‌که حقی برای اعتراض‌های مدنی برای مردم قائل شوند، باید در راستای کاهش مشکلات گام بردارند و همراه مردم باشند.

منتشر شده در گفتار
چهارشنبه, 06 دی 1396 08:34

اصلاحات عقیم شده است

محمدتقی فاضل‌میبدی در گفت‌و‌گو با «آرمان»:

آرمان- فاطمه رضایی: شایعات در روزهای اخیر، سوژه‌های هدفمندتری را دنبال می‌کند و به‌طور مشخصی از سوگیری‌های یکجانبه سیاسی برخوردارند کمپین «از رأی به روحانی پشیمانم» که تقریبا از ابتدای کار دولت دوازدهم زمزمه می‌شد و اخیرا جدی‌تر بیان می‌شود که در همین راستا حسام‌الدین آشنا مشاور روحانی که این کمپین را «پویش فرمایشی» نامید، تصریح کرد که این کمپین با پشتیبانی کسانی شکل گرفت که باید در مورد کارهای کرده و نکرده خود به آحاد مردم پاسخگو باشند.از طرفی شایعه خروج جهانگیری از دولت اعتدال هم به‌دلیل عدم تکذیب طرفین همچنان در هاله‌ای از ابهام است. محمود واعظی رئیس دفتر روحانی با اشاره به اینکه اعتدال یک گفتمان سیاسی است و روحانی ادامه‌دهنده راه آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی است، اعلام نمود: هیچ‌اختلافی میان آقای جهانگیری با دولت، وزرا یا شخص آقای روحانی وجود ندارد. ما نه از ایشان و نه از دیگر اعضای دولت چیزی که موید اختلاف باشد، نشنیده‌ایم و به این حرف‌ها هم اعتنا نمی‌کنیم. بحث وجود یا عدم وجود دانشجویان ستاره‌دار نیز به یکی دیگر از سوژه‌های پیرامونی دولت در فضای مجازی بدل شده است. در راستای تحلیل منبع تغذیه شایعات مذکور، «آرمان» با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به گفت‌و‌گو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

به‌نظر شما کمپین پشیمانی از رأی به روحانی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

باید توجه داشت که در تمام انتخابات‌ها، نامزدهای انتخاباتی، موظف هستند تا به تمام آنچه وعده داده بودند، عمل کنند. به‌ویژه در دولت آقای روحانی که ایشان از ابتدا با شعارهای قابل توجه خود و شاید بلندپروازانه در برخی موارد، رقبا را از میدان بیرون راند. ولی به هرحال در یک جامعه یک شخص زمانی می‌تواند به همه شعارهای انتخاباتی خود جامه عمل بپوشاند که تمامی ارگان‌ها مثل قوه قضائیه مجلس و... با او همکاری کنند. ولی در کشوری همچون کشور ما حوزه اختیارات محدود است، به‌ویژه در حل بحران‌ها و در مسائل سیاست خارجی. در کشور ما وزیر امور خارجه آقای ظریف است ولی ما هر ازچندگاهی ممکن است از طرف آقای ولایتی نیز صحبت‌هایی در مورد سیاست خارجه بشنویم و یا یک مقام ارشد نظامی هم ممکن است در این‌باره صحبت‌هایی بکند. تمام این قضایا باعث سردرگمی دولت می‌شود، چراکه متوجه می‌شود ده‌ها سیاست خارجه با ده‌ها رویکرد متفاوت وجود دارد. سیاست خارجه زمانی درست می‌شود که یک متولی داشته باشد و تصمیمات نهایی در موضوعات مربوطه برعهده یک نفر باشد. در مسائل سیاست داخلی هم همین‌طور است. سیاست خارجی و داخلی با هم رابطه مستقیم دارد و اگر یکی از آنها آسیب ببیند دیگری هم از پا در می‌آید. به این صورت که حد مسائل داخلی، اجتماعی و اقتصادی ما مثل حل مسائل سیاسی ماست و مسائل سیاسی زمانی حل می‌شود که دولت اختیارات تام و صد‌درصدی داشته باشد که متاسفانه در این دولت نه سیاست خارجی و نه دولت اختیارات تام ندارند به این دلیل است که معتقدیم نباید از آقای روحانی انتظاراتی بیشتر از حد داشت و البته کسی که ابراز پشیمانی می‌کند سخت در اشتباه است. شاید می‌خواهند به خیال خودشان اختلافاتی میان اصلاح‌طلبان ایجاد کنند و یا انتخابات ۸۴ را تکرار کنند. شاید بهتر است که از روحانی حمایت کرد و در کنار آن انتقاد هم کرد. ولی ابراز پشیمانی در عرصه سیاست مفهومی ندارد. امکان ندارد وارد یک بازی شد و به محض پیچیدگی اندک اوضاع خود را کنار بکشی.

می‌توان این کمپین‌های ساختگی را نتیجه فقدان وجود احزاب درست دانست؟

به هرحال یکی از مشکلات جامعه امروز ما، فقدان وجود احزاب قوی است و روزنامه‌های قدرتمند که البته حزب در کشور ما مساله مهم‌تری محسوب می‌شود و دولت تا جایی که توان دارد باید در کنترل و قدرت‌دهی به احزاب بکوشد. موافقم که اگر ما احزاب قوی داشتیم و یا خود دولت یک حزب قوی یا به عبارتی یک پایگاهی داشت، البته این نحوه ضعیف تبلیغات به دست دولت نیست و چاره‌ای هم وجود ندارد چراکه صداوسیما و رسانه‌ها به‌طور کلی، در دست دولت نیست. گاهی رسانه‌ها مساله‌ای را نشر می‌دهند که شاید خود اصل آن به این اندازه بد و بزرگ نباشد و به واسطه همین اقدامات رسانه‌ای، وخیم شود. دولت برای مقابله با چنین رسانه‌‌هایی نه ابزار دارد و نه نیروی کافی. قاعدتا این تبلیغات به هرنحوی بر روحیه عام مردم تاثیر می‌گذارد که برخی روزنامه‌ها با تیترهای خود به این مورد دامن می‌زنند و همین‌طور در شبکه‌های مجازی مثل تلگرام، واقعیت آن‌گونه که وجود دارد نشان داده نمی‌شود و کدام طرف ماجرا بودن، تفاوت چندانی در اصل موضوع ندارد، امروزه سیستم اطلاع‌رسانی مملکتی یا سیستم‌های رسانه‌ای تبلیغاتی اعم از تلگرام و اینستاگرام و روزنامه‌ها و غیره، که گوش مردم را کر و چشمشان را کور کرده است، هیچ‌کدام واقعیات عینی را نشان نمی‌دهند و همه در جهت اهداف شخصی گام بر می‌دارند. مثلا در جریان زلزله کرمانشاه باید منصفانه و عادلانه بگوییم که دولت بسیار تلاش کرد و همین‌طور ارگان‌هایی مثل هلال اهمر و شاید کار دولت در زلزله کرمانشاه بهتر از تمامی زلزله‌های پیشین بود. اما عده‌ای در شبکه‌های مجازی و در رسانه‌های خارجی با نشر فیلم‌ها و عکس‌های بعضا دروغ، سعی در عوامفریبی دارند و دولت موظف است با آنها مقابله کند اما دولت هم توان مقابله ندارد و ابزاری هم در اختیارش نیست.

 برخی از همین شایعات به خروج آقای جهانگیری از دولت تدبیر و امید می‌پردازند. به‌نظر شما خروج آقای جهانگیری از دولت، اقدام درستی ا‌ست؟

آقای جهانگیری از دولت بیرون نمی‌روند و نباید هم بروند، چراکه ایشان در دولت روحانی یک وزنه هستند و به قول نسل امروز یک برند محسوب می‌شوند و البته که تا کنون خبری مبنی بر تایید این خبر اعلام نشده است. اختیارات افراد ممکن است بر اساس شرایط کم و زیاد شود و این در دولت‌هایی مثل آمریکا که مدعی دموکراسی هست نیز دیده می‌شود، ولی اینکه بگوییم جهانگیری باید صحنه را ترک کند و برود نه مطلوب است و نه او این کار را انجام می‌دهد.

به‌نظر شما، اعتدال واجد کدام صفات از ویژگی‌های یک گفتمان است؟

گفتمان تعریف خاص خودش را دارد و به‌عنوان یک مفهوم و بر اساس آن، رویکرد تازه‌ای در جامعه منتشر می‌شود. وقتی حرف از گفتمان می‌شود لازم است یک پشتوانه و تئوری و فکری هم داشته باشد و حالا اگر بخواهیم به تحلیل کلمه بپردازیم معنا همان است. برای من همچنان روشن نیست که اعتدال یک گفتمان باشد و هنوز در جایی به‌عنوان گفتمان منعکس نشده است. قصد رد کردن این موضوع را ندارم ولی نشنیدم که از اعتدال به‌عنوان یک گفتمان یاد شود. البته که اعتدال یک مفهوم درست است، یعنی نه افراط و نه تفریط و یک خط وسط و جلو رفتن روی همان خط و از این جهت درست است. اعتدال یک مفهوم جدید است و معنای بجایی هم دارد ولی برای تبدیل به گفتمان باید شرایط آن را فراهم کرد. مثلا تئوری و طرح اولیه که بحث آن مجزاست؛ ما یک مفهوم‌سازی داریم و یک گفتمان داریم که گفتمان دامنه وسیع‌تری دارد. اگر اعتدال را به‌عنوان یک مفهوم در نظر بگیرند درست است و سازنده دولت روحانی است و مورد قبول همگان، اما اسم اصلاحات که در سال76 رئیس دولت اصلاحات مطرح کردند یک گفتمان بود و در راستای آن مسائل مدرنی مثل مردمسالاری و دموکراسی وجود داشت که از دل اصلاحات زاییده شد. پس گفتمان چیزی است که از درونش مسائل دیگری زاییده شود و عده‌ای بنا به خواسته‌شان به‌دنبالش رفته و آن را گسترش دهند ولی در مورد اعتدال هنوز درونش مسائل جدیدی دیده نمی‌شود.

ریشه‌های عدم جوانگرایی در بدنه دولت و همچنین احزاب اصلاح‌طلب را در چه می‌بینید؟

امروزه شاید بتوان گفت اصلاحات عقیم شده است. یعنی این جریان، از لحاظ معناسازی چندسالی درجا زده و مفاهیم نوینی نساخته است. بالاخره دردنیایی که ما هستیم در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و در سایر زمینه‌ها، روزبه‌روز تحولات جدید حادث می‌شود و ما باید برای هرکدام از این تحولات، رویکرد مفهومی داشته باشیم. مساله حقوق بشر در مفاهیم امروز یک موضوع مهم است که باید روی آن کار شود و هنوز هم در گفتمان اصلاحات در چنین مسائلی ثبات خود را به‌دست نیاورده است. روحانی حقوق شهروندی را مطرح کرد که کار بسیار مناسبی بود و اگر به امید خدا این منشور در کشور حاکم شود اتفاقات خوبی در انتظارمان خواهد بود. اصلاحات باید یکسری مفاهیم و مسائل نو بسازد که برای نسل جوان جذابیت داشته باشد. به‌همین دلیل است که هنوز جوانگرایی لازم صورت نپذیرفته است و همچنان انسجام و فعالیتی که نسل جوان امروز ما باید داشته باشد، دیده نمی‌شود و از طرفی موانع پیش‌رو نیز، زیاد است و اگر این موانع بر سر راه اصلاحات، کمتر بود و یا حتی نبود، بیشتر از این شاهد جذب نسل جوان بودیم. مانند زمان 8 سال دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد که اصلاح‌طلبان هزینه‌های زیادی دادند که همین مساله به تنهایی ادامه و توسعه مفاهیم در دل اصلاحات را کم می‌کند ولی امیدواریم که ان‌شاءا... بتواند در این دوره جوانان بیشتری را به خود جذب کند.

عملکرد منشور حقوق شهروندی در جامعه و بازخوردهای اجتماعی آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به‌هرحال به همان اندازه که برجام برای ما مهم بود مساله حقوق شهروندی نیز حائز اهمیت است و حقیقتا جزو دستاورد‌های مهم دولت می‌توان از آن نام برد، در صورتی که بتواند جلو موانع نقص آن را بگیرد. ممکن است چه از طرف کسی یا نهادی مواردی از آن نقض شود. اگر دولت بتواند در برابر عواقب نقض این منشور بایستد و کوتاه نیاید بسیار خوب است و الا حقوق شهروندی مطرح شود و همچنان در دانشگاه دانشجوی ستاره‌دار وجود داشته هیچ‌فایده‌ای ندارد. دانشجویی، به‌دلیل عقیده شخصی‌اش از رسیدن به مدارج بالای دانشگاهی محروم می‌شود و خیلی از مشکلات دیگر.

تاکید بر جنبه‌های دیگر حقوقی می‌تواند در این راستا کمک کند؟

حقوق بشر، حقوق بشر است و عده‌ای می‌نشینند و آن را می‌نویسند و قطعا خالی از ابهام و اشکال نیست، درست مثل علومی که در سرتاسر جهان وجود دارد که هرکدام ممکن است ایراد یا اشکال و موردی داشته باشد ولی بیان برخی واژه‌ها برای نقد حقوق بشر، راه درستی نیست چرا که شما ممکن است یک شهروند غیر مسلمان، زرتشتی مسیحی و... باشید. به هرحال حقوق بشر و حقوق شهروندی برای شما اعمال خواهد شد. حقوق بشر به حقوق بشر مربوط است و صرفا باید به حقوق انسان‌ها برسد و اگر در جامعه‌ای قرار باشد حقوق شهروندی مردمی زیر پا گذاشته شود، حقوق بشر مانع از آن خواهد شد. طبیعتا هر انسانی در کشور خود دارای حقوق و قوانینی است، کما آنکه ممکن است در برخی کشورها، بعضی از این قوانین به‌دلایل شرایط جامعه تغییر کند ولی در کلیات تفاوتی با حقوق بشر شناخته شده ندارد.

در راستای تاکید بر حقوق شهروندی، نحوه برخورد با آقای احمدی‌نژاد و جریان حامی ایشان چگونه باید باشد؟ حکمیت یا قانون باید تعیین‌کننده نهایی باشند؟

بالاخره این جریان زاییده قشری از جریانات سیاسی این کشور است و خودشان باید جوابگو باشند. ولی احمدی‌نژاد به‌نظر من مساله مهمی نیست و این گروهی که او را رشد دادند و بزرگ کردند و به شهرداری راه دادند و بعد تا رئیس‌جمهور شدن حمایتش کردند و بعد آن شعارها و آن رفتارهای حمایتی را نسبت به‌ یکسری از افراد، انجام داد. الان وظیفه آن گروه و جریان است که پاسخگو باشد. بالاخره یک گروه قوی در این کشور، برای تخریب اصلاحات، آیت‌ا...هاشمی و یا اشخاص دیگر، کارهایی انجام دادند که باید در این رابطه با خودشان صحبت کرد.

ستاره‌دارشدن دانشجویان با منشور حقوق شهروندی همخوانی دارد؟

زیبنده نیست و امید برآن است که وجود نداشته باشد. وظیفه دولت این است که با متخلفان برخورد کند، باید تذکر داد که به چه حق و حقوقی دانشجویی را از تحصیل محروم می‌شود؟ ممکن است دانشجو تخلفی انجام بدهد که به کمیته انضباطی ارجاع داده می‌شود و مجازاتش شاید تعهد، جریمه و یا هرچیز دیگری، در نظر گرفته می‌شود، ولی محروم کردن دانشجو از ادامه تحصیل در هیچ‌کجای جهان کار پسندیده‌ای نیست. مثل این است که انسانی را از ادامه حیات محروم کنیم چرا که درس هم برای فکر انسان مانند غذا و مایه حیات محسوب می‌شود. نمی‌شود کسی که صاحب یک فکر و عقیده سیاسی متفاوت با ما باشد را از درس محروم کنیم. اصل این موضوع مناسب جامعه اسلامی ما نیست و اگر موردی وجود دارد مسئولان باید توضیح بدهند که چرا هنوز وجود دارد.

منتشر شده در گفتار

فاضل ‌میبدی: با بیان این که باید عقلایی بودن احکام فقه در شرایط امروز بررسی شود، گفت: اگر تاریخ فقه را ندانیم، اجتهادمان دچار مشکل خواهد شد.

حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی فاضل میبدی، در نشست فقه پژوهی با موضوع «دیه»، در اصفهان، با بیان اینکه در۵۰ سال اخیر چندین مسئله فرافقهی مطرح شد که متأسفانه در حوزه های علمیه روی آنها پیگیری صورت نگرفته است، اظهار داشت: اولین کسی که احکام اسلام را به احکام ثابت و متغیر تقسیم کرد، علامه طباطبایی(ره) بود که متأسفانه این موضوع در حوزه های علمیه ما پیگیری نشد؛ البته در برهه ای از زمان شهید بهشتی بخشی از این موضوع را دنبال کرد اما بازهم دنبال نشد. او افزود: همچنین این حرف الهام بخش امام خمینی(ره) که احکام فقه باید متناسب با شرایط زمان و مکان باشد، مورد توجه جدی قرار نگرفت تا این که امروزه آیت الله صانعی احکام جدید را در قالب فقه و زندگی ارائه می کنند و یک جمله کلیدی در آن هست که فقه باید جنبه کاربردی پیدا کند.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که احکام فقهی در یک ظرف و مکانی تشریح شده و لذا هر فقیهی که می خواهد اثرگذار باشد، باید تاریخ و پیشینه حکم فقهی را بداند، گفت: باید بررسی کرد احکامی که از قدیم بوده، در شرایط امروز چقدرعقلایی بوده و چقدر جنبه کاربردی دارد. او با بیان این که اگر فقیهی تاریخچه احکام را ندارد، ممکن است در فقه خود دچار خلل شود، گفت: متأسفانه هیچ واحدی در حوزه های علمیه با عنوان تاریخچه فقه نداریم در حالی که این موضوع باید به عنوان یک موضوع اصلی مورد توجه باشد.

فاضل میبدی در ادامه سخنان خود با بیان این که دیه برای جلوگیری از تکرار جرم است، گفت: در هیچ کجای قرآن به مقدار دیه اشاره نشده است. او با بیان این که یک شباهت های عجیبی بین جامعه عرب پیش از پیامبر(ص) و جامعه پس از ظهور اسلام وجود داشته است، گفت: احکام امضایی اسلام را، باید با نگاه قضایای خارجیه دنبال کرد، نه قضایای حقیقیه؛ عقلای آن روزگار موضوعی را می پذیرفتند و پیامبر(ص) هم امضا می کردند.

عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، اضافه کرد: بر این اساس باید گفت که دیه حکمی نیست که مخصوص اسلام باشد بلکه در تمام قرون و اعصار وجود داشته و جامعه به آن عمل می کرده و شرع مقدس اسلام هم آن را امضا کرد. او در ادامه سخنان خود با بیان اینکه همچنین اصل قصاص در اسلام نبود و بیشتر به عفو و بخشش تهییج می کند، گفت: پیش از اسلام، دین مسیحیت نسبت به مقابله به مثل در جرم ها و مظالم، بسیار سهل گیر بود و از سوی مقابل، یهودیت بسیار سخت گیر بود و اسلام آمد راه میانه را برگرفت.

فاضل میبدی در پایان سخنان خود تأکید کرد: پیشینه حکم و تاریخ حکم را قبل از بررسی موضوعات فقهی باید مورد توجه قرار داد؛ چرا که تا تاریخ فقه ندانیم، اجتهادمان دچار مشکل خواهد شد.

منتشر شده در گفتار

 محمد تقی فاضلی ميبدی

 آدمی اول حریص نان بود                   زآنکه قوت و نان ستون جان بود (مولوي)

واژه فقر را چنين معنا و ريشه يابي كرده اند: فرودآمدن حادثه بر کسی و شکستن مهره های پشت او. [1]اگر كسي استخوان ستون فقراتش شكسته باشد، او را فقير گويند. انسان‌هاي تنگدست و ندار را از آن جهت فقیر گويند، زيرا مانند كسي كه ستون فقراتش شكسته باشد نمي تواند روي پاي خود بايستد. آدمي كه مهره هاي پشت او شكسته باشد، در زندگي زمين­گير است، شايد از اين جهت نام ديگر فقير مسكين است.

واژه مسکین از سکن مى­آید که نقطه­ى مقابل تحرّک است. مسکین به کسى مى گویند که از حرکت افتاده است؛ حال یا به خاطر ضعف بدن یا به خاطر نداشتن مال یا به خاطر مریضى. به همین خاطر است که مى گویند مسکین بدتر از فقیر است چون فقیر مى تواند تحرّک داشته باشد و پولى براى خود دست و پا کند ولى مسکین از تحرّک افتاده است. علامه طباطبايي ميان مسكين و فقير چنين فرق مي­گذارد: مسكين تنها ندار را نمي­گويند، بلكه به كسي مي­گويند كه علاوه بر آن دچار خواري و ذلت هم باشد، يعني فقرش به حدي برسد كه مثلا مجبور شده از آبروي خودمايه گذاشته، دست احتياج نزد ديگران دراز كند. [2]شايد مرحوم علامه طباطبايي اين فرق را از روايتي از امام صادق(ع) گرفته باشد: امام صادق فرمود: فقير كسي است كه سؤال نمي­كند. مسكين حالش از او سخت­تر است و كسي است كه از مردم تكدّي مي­كند.[3] واژه ديگري كه مترادف فقر استعمال مي شود «فاقه» است.

به قول خاقاني:

شاکرم از عزلتی که فاقه و فقر است 
فارغم از دولتی که نعمت و ناز است

 

مولوي:

داد بخشش‌ها و خلعت های خاص
آن عرب را کرد از فاقه خلاص

 

 سعدي در گلستان:

 طاقت بار فاقه ندارم .
مرد درویش که بار ستم فاقه کشید
به در مرگ همانا که سبکبار آید.

در قرآن كريم واژه فقر در برابر ”غناء“ بكار رفته است. « لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِيَاءُ».[4] « إِنْ يَكُنْ غَنِيّاً أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا»؛[5] معناي غنيّ چنين آمده است: بی­نیاز، پولدار، توانگر، ثروتمند، مالدار،[6]

در آيات راجع به مصرف صدقات، يكي از موارد مصرف را فقراء دانسته است: «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاكِينِ وَ الْعَامِلِينَ عَلَيْهَا».[7] موضوعي كه در اين نوشتار نه چندان بلند، دنبال می‌شود، فقر از نگاه امام علي (ع) به ويژه در نهج البلاغه مي باشد.

 در يك نگاه كلي مي­توان گفت كه دغدغه مهم امام علي (ع) در دوران زمامداري­اش كاهش رنج و مشكلات مردم و تحقق عدالت و توزيع درست ثروت بوده است. عدالتي كه اين امام همام بر آن پاي مي­فشارد و عاملان خود را به آن دعوت مي­كند، بيشتر عدالت اقتصادي و توزيع عادلانه درست ثروت و در نهايت نجات مردم از فقر و ناداري است. در خطبه سوم نهج البلاغه از اهداف عمده زمامداري رفع محروميت از گرسنگان ذكر شده است: «و لولا حضور الحاضر وقيام الحجة بوجود الناصر و ما أخذ الله على العلماء أن لا يقاروا على كظة ظالم ولا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها». اگر گرد آمدن ياران، حجت را بر من تمام نمي­كرد، و خدا از عالمان پيمان نگرفته بود كه در برابر شكمبارگي ستمكاران و گرسنگي ستمكشان خاموشي نگزينند، افسارش را بر گردنش مي افكندم. امام (ع)، شومي و نكبت باري  فقر را از مكتب پيامبر آموخته بود. او تعاليم رسول خدا را در اين مورد  نيك در ذهن داشت كه مي فرمود : «اللهم اني اعوذ بك من الكفر و الفقر. فقال رجل: ايعدلان؟ قال: نعم»؛ خدايا ازكفر و فقر به تو پناه ميبرم . مردي پرسيد اين دو برابرند؟ حضرت فرمود: آري.[8] و نيز پيامبر (ص) فرمود: «كاد الفقر ان يكون كفرا»، ناداري و تنگدستي سر آغاز كفر است .[9] و يا فرمود: «الفقر اشد من القتل»، فقر از قتل سخت تر است .[10] يا آن­جا كه به واليان پس از خود اندرز مي دهد، مي­فرمايد: «اذكر الله الوالي من بعدي ... و لم يفقرهم فيكفرهم ؛كساني كه پس از من صاحب حكومت مي­شوند، نبايد مردم را به فقر بكشانند تا [در اثر فقر] از كفر و بي اعتقادي سر بر بياورند.[11] از آن جا كه تعاليم نهج البلاغه بازتاب تعاليم پيامبر است، لهذا مطالب و مسائلي كه در اين كتاب شريف در باره فقر و مبارزه با آ ن آمده ، چيزي جدا از سخنان پيامبر نيست .

آن نگاه كه حضرت علی (ع) مي خواهد ريشه هاي فقر را تبيين نمايد ، نخست به مسئله نادرستي تقسيم اموال اشاره مي كند و سپس مسئله را به صورت يك جمله خبريه چنين بيان مي دارد :
«انّ الله سبحانه فرض فی الاموال الاغنیاء اقوات الفقراء، فما جاع فقیر الا بما متّع به غنی و الله تعالی سائلهم عن ذالک».
همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال صاحبان ثروت  قرار داده است، پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید.[12] روشن است پيشواي جامعه كه چنين نگاهي به مسئله فقر و غناء دارد، تنها از واقعيت تلخ جامعه خبر نمي­­دهد، بلكه مسئوليتي را بردوش زمامداران مي­بيند كه بايد با اين واقعيت تلخ مبارزه كنند. اين كه اموال فقيران در اموال ثروتمندان است، و خداوند از ثروتمندان مي­پرسد،  يعني اموال اغنياء با اين اختلاط، مشروع نيست و بايد اموال فقيران از آنان گرفته شود و يا خود براي پاكسازي اموال خود اقدام نمايند. در روايتي از امام عسكري(ع) آمده است: «اغنيائهم يسرقون زاد الفقراء»؛ صاحبان ثروت بهره فقراء را سرقت كرده­اند. [13]از آن مهمتر آيه شريفه قرآن است :«وَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»[14] در اموالشان (اغنياء)حقي است براي محرومان . نظير اين معنى در سوره معارج آيه 24 و 25 آمده است: «وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم‏».

بنابراين پديده فقر در جامعه يك پديده غير طبيعي است. اين پديده غير طبيعي بايد ريشه يابي و بر افكنده شود. جمله: ”فماجاع غني الا بما متع به غني“ بيانگر اين معنا است. در نهج البلاغه علاوه بر ريشه يابي فقر به آثار سوء آن نيز پرداخته شده است. امام(ع)  درجمله اي خطاب به فرزندش محمد حنفيه  آثار فقر را چنين بيان ميدارد :

«يا بنّي اني اخاف عليك من الفقر، فاستعذ بالله من الفقر، فان الفقر منقصة للدين، مدهشة للعقل، داعية للمقت»؛ ای فرزندم من از تهیدستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان می کند و عامل دشمنی است.[15] شايد كسي به اين زيبايي و با بلاغت درباره  آثار زيانبار فقر سخن نگفته باشد . يعني ناداري و تنگدستي اعتقاد و فرهنگ و جامعه را فاسد مي كند . جدا از اين كه دين را ناقص و عقل را ناتوان مي سازد، جامعه را نيز به گناه يا به شورش مي كشاند. امام اگر در اين فرازي كه آمد، فرزندش را از فقر و تنگدستي بر حذر مي دارد، در جايي ديگر از خدا مي خواهد تا خداوند او را گرفتار ناداري نسازد، مي­فرمايد: «اللهم صن وجهي باليسار، ولاتبذل جاهي بالاقتار، فاسترزق طالبي رزقك، واستعطف شرارخلقك، وابتلي بحمد من اعطاني، وافتتن بذم من منعني، وانت من وراء ذالك كله وليّ الاعطاء والمنع، انك علي كل شي قدير»؛ خدایا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و با تنگدستی شخصیت مرا لکه دار مفرما که از روزی خواران تو روزی خواهم (دست نيازدراز كنم ) و از بدکاران عفو و بخشش طلبم! و يا به  ستودن آن کس که به من عطائی فرمود مبتلا گردم و در نکوهش آن کس که از من دریغ داشت، فريفته شوم. سر انجام تويي كه مي تواني ببخشي و مي تواني نبخشي. و تو بر همه چیز توانائی.[16] پیامبر اسلام(ص) به يكي از چيزهايي كه به خدا پناه مي برد فقر بود؛ مي­فرمود : «اللهم انی اعوذبک من الکفر و الفقر و عذاب القبر»؛ خدايا از كفر و فقر و عذاب قبر به تو پناه مي برم . در نگاه اسلام و در تعاليم نهج البلاغه عزت و كرامت انسان به گونه اي است كه نبايد با فقر و اظهار نيازمندي به ديگران آسيبي ببيند. قرآن كريم كه  از وضعیت افراد فقیر در صدر اسلام گزارش مي­دهد؛ مي فرمايد: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ»[17] صدقات برای آن تهیدستانی است كه در راه خدا محصور شده‌اند و نمی توانند برای كسب در آمد در زمین سیر و سفر كنند. از آن جایی كه خویشتن دارند و فقر و بی نوایی خویش را آشكار نمی سازند ، كسی كه از حالشان بی خبر است آنان را توانگر می پندارد و تو از نشانشان بی نوایی آنان را در می­یابی. آنان با وجود نیازمندی شدید به اصرار از مردم چیزی نمی­خواهند. ای مومنان هر مالی را كه انفاق كنید خدا به آن دانا است.

درست است كه اين آيه در مقام گزارش انسان‌هاي منيع الطبع مي­باشد. ولي در اين جمله خبريه، دستور و انشاء  وجود دارد، كه از يك سو انسان بايد تعفّف و تحفّظ داشته باشد تا كرامت و آبروي خود را حفظ نمايد. و از سويي دستور مي دهد كه صاحبان ثروت بايد با  انفاق، ريشه فقر را در جامعه بزدايند. در تعاليم نهج البلاغه كرامت انسان به هيچ وجه نبايد مخدوش گردد . اگر فقيري بناچار دستي دراز كرد و دنبال لقمه غذايي رفت، نبايد مورد سرزنش ديگران واقع شود.

حضرت علی (ع) خطاب به امام حسن (ع) می­فرماید: (ای فرزندم) انسانی را که دنبال به دست آوردن غذای خویش است سرزنش مکن زیرا کسی که قوت و غذایش فراهم نباشد، خطا و لغزشش زیاد است.[18] همين كه انساني ناچار شد براي ما يحتاج خود دستش را به سوي ديگران دراز كند، از حيا و آبروي خود گذشته است، لهذا ديگران نبايد او را ملامت نمايند و در جای دیگر آمده: کسی که به فقر مبتلا گشت به کمی حیا و آبرو نیز مبتلا می گردد.[19]

امام علی(ع) اگر ريشه­هاي فقر را ثروت اندوزي نامشروع اغنياء مي­داند، همان طور كه آمد، اما عملكرد نادرست حاكمان و عاملان آنها را هم بي تاثير نمي­داند؛ و سوء استفاد صاحب منصبان را باعث پيدايش فقر مي­داند. در اين رابطه در نامه خود به مالك اشتر مي‌فرمايد: « ... وانما يوتي خراب الارض من اعواز (الاعواز:الفقر و الحاجة) و انمايعوز اهلها لاشراف انفس الولاة علي الجمع و سوء ظنهم بالبقاء و قلة انتفاعهم بالعبر»؛ و مردم زماني تنگدست می‌گردند كه همت واليان، همه گرد آوردن مال بُوَد.. و همانا ويراني زمين به جهت تنگدستي كشاورزان است و تنگدستي كشاورزان به جهت غارت اموال از طرف زمامداراني است كه به آيندة حكومتشان اعتقاد ندارند و از تاريخ گذشتگان عبرت نمي‌گيرند.(نامه 53) چند نكته مهم در اين سخن بايد توجه شود؛ يكي وجود فقر در جامعه  باعث ويراني و ناآباداني شهر يا كشور مي­شود، دوم اين كه مردم هنگامي فقير مي شوند كه واليان به دنبال گردآوري ثروت براي خود باشند و سوم اين كه واليان زماني به دنبال انباشت ثروت مي­روند، زيرا به بقای خود در كرسي رياست اطمينان ندارند و با خود مي­گويند بايد آينده خود را از بيت­المال تامين كنيم و چهارم اين كه اين­ها از تاريخ گذشتگان عبرتي نمي­گيرند، كه ممكن است روزي مردم بر آشوبند و اين­ها را مجازات نمايند. امام (ع) در باره نحوه زيستن حاكمان مي­فرمايد: «ان الله تعالي فرض علي ائمة العدل ان يقدروا انفسهم بضعفة الناس كيلا يتبيّغ بالفقير فقره»؛ خداوند بر پيشوايان دادگر مقرر كرده كه خود را در معيشت با مردم تنگدست برابر دارند تا فقر، فقيري را به هيجان نياورد و موجب هلاكتش گردد.[20] بر پيشواي عادل و دادگر واجب است كه خود را در پوشاك و خوراك به ضعيف‌ترين مردمان همانند سازد تا مردمان فقير هلاك نگردند، زيرا اگر آنان پيشوايان را در آن هيئت و خوراك ببينند، انگيزه بيشتري براي ترك دنيا و خودداري از شهوت خواهند داشت. در پاسخ به درخواست مالی «عبدالله بن زمعه» (از شيعيان حضرت) از بیت‌المال مي­فرمايد: این اموال را که می‌بینی نه مال من و نه از آنِ توست، غنیمتی گرد آمده از مسلمانان است که با شمشیرهای خود به دست آورده‌اند، اگر تو در جهاد همراهشان بودی، سهمی چونان سهم آنان داشتی، وگرنه دسترنج آنان خوراک دیگران نخواهد شد.[21] تعدي به ثروت‌هاي عمومي از سوي واليان بزرگترين عامل ايجاد فقر در جامعه مي­شود. در پایان، سخني از علامه طباطبايي می‌آورم: « ... هيچ مايه فسادي براي اجتماع، مانند تعدّي مالي نيست ... همه بزهكاري‌ها و بدي‌ها و خيانت‌ها وتعدي‌ها و ستمگري‌ها ـ در تجزيه و تحليل نهايي ـ  يا به فقر مفرط مي انجامد، كه شخص را به دزديدن و ... سوق مي دهد، يا به ثروتمندي مفرط كه انسان را به اتراف واسراف ...وا مي‌دارد».[22]

پانوشت­ها:

[1]. ( اقرب الموارد ).
[2]. (الميزان، ج16ص192، ترجمه موسوي همداني ).
[3]. (وسائل الشيعة، ج6، ص144).
[4]. (آل عمران /181).
[5]. (نساء/ 135).
[6]. (فرهنگ معين ).
[7]. (توبه / 60).
[8]. (كنزالعمال / 16687).
[9]. (اصول كافي / ج 2،ص 307).
[10]. (منتخب ميزان الحكمة/ 668).
[11]. (اصول كافي /1/406).
[12]. (حكمت 38).
[13]. (مستدرك الوسائل /2/51).
[14].  (ذاریات، آیه 19).
[15]. (حكمت 319).
[16]. (خطبه225).
[17]. (بقره آیه 273).
[18].) بحار/ج72/58).
[19]. (بحار / 73/58).
[20].  (خطبة 200).
[21]. (نهج‌البلاغه- خطبه 232).
[22]. (نقل از الحياة ج6 ص695).

منتشر شده در اندیشه

حجت‌الاسلام فاضل‌میبدی در گفت‌و‌گو با نوآوران:

تامین خواست‌ها و انتظارات مردمی که پس از طی صف‌های طویل در 29 اردیبهشت سال جاری رأی دادند، ضرورتی انکارناپذیر است. ضرورتی که شاید بتوان آن را ضامن اعتماد مجدد مردم در 1400 به جریان اصلاحات دانست.

نوآوران آنلاین- مردم با رأی به دکتر روحانی نشان دادند که تمایل دارند اداره امور کشور را برای چهار سال دیگر به اصلاح‌طلبان واگذار کنند. از این رو دولتمردان باید با انگیزه قدم در راه گذارند و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنند. بر کسی پوشیده نیست که بهبود وضعیت اقتصادی جامعه از جمله ضروریاتی است که باید در اولویت قرار گیرد و وعده‌های انتخاباتی داده شده در این خصوص محقق شود.

در همین خصوص به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌میبدی پرداختیم که مشروح آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

* اخیراً نگرانی‌هایی از سوی برخی چهره‌های اصلاح‌طلب درخصوص نارضایتی احتمالی مردم از این جریان مطرح شده است که به نظر می‌رسد جریان اصلاحات باید از فرصت طلایی اعتماد مردم استفاده کند. در این میان به نظر شما تا چه اندازه ضروری است که دکتر روحانی به وعده‌های انتخاباتی جامه عمل بپوشاند و عملکرد قابل قبولی داشته باشند تا کاندیدای ریاست‌جمهوری این جریان در سال 1400 نیز مجدد موفق به کسب رأی مردم شود؟

دکتر روحانی در نطق‌های انتخاباتی مسائلی را مطرح کرد اما اکنون این‌طور به نظر می‌رسد که موضع سیاسی او تا حدودی تغییر کرده است و از آنچه در نطق‌های انتخاباتی مطرح کرده بود، فاصله گرفته است. با وجود مشکلات و محدودیت‌های موجود قطعاً طبیعی است که همه وعده‌های داده شده قابلیت اجرایی شدن نداشته باشند و در این خصوص می‌توان گفت قصوری متوجه رئیس‌جمهور منتخب مردم نیست. اما آنچه اکنون احساس می‌شود این است که دکتر روحانی در این مقطع کنونی نسبت به مسائل داخلی چنان انگیزه بالایی ندارد و این بی‌انگیزگی و دلسردی به وضوح احساس می‌شود که مخالف شعارها وعده‌های اوست و روشن نیست که چقدر تلاش می‌کنند تا به وعده‌ها جامه عمل بپوشانند؛ به‌ویژه درخصوص مسائل اقتصادی و معیشت مردم که اگر مردم احساس کنند تلاش‌هایی در زمینه بهبود وضعیت معیشتی‌شان صورت می‌گیرد نسبت به رأی‌شان دچار یأس و دلسردی نمی‌شوند. به اعتقاد من نقدی که برخی همچون دکتر عارف درخصوص نگرانی‌ها از باب نارضایتی مردم مطرح می‌کنند، نقدی دلسوزانه و وارد است. در شرایط کنونی در سیاست خارجی پیشرفت‌هایی داشتیم که نتیجه درایت تیم دیپلماسی دولت تدبیر و امید است. در روزگاری که هر لحظه در منطقه با مشکل و بحران جدید مواجه‌ هستیم، دستگاه دیپلماسی کشورمان به خوبی از پس مشکلات برآمد و منفعل عمل نکرد اما برخلاف سیاست خارجی در سایر حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی با آسیب‌های بسیاری مواجه هستیم که به نظر می‌رسد دولت بهتر است در این زمینه اقدام کند و انتظاری بیش از این از دولت می‌رفت.

* روحانی گرچه در همان مسیر اصلاحات حرکت اما همچنان بر مشی اعتدالی خود تأکید کرده است. هرچند نمی‌توان مرز بلندی میان اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی متصور شد اما آیا می‌توان گفت او بیشتر به سمت اعتدالگرایی گرایش یافته است؟  

به نظر من دولتمردان باید به دور از مسائل جناحی، انتظارات و خواست‌های مردم را با در نظر داشتن منافع ملی و مصالح عمومی مورد توجه قرار دهند. مردم دنبال الفاظ نیستند و از ناحیه اصلاح‌طلبان وعده‌هایی می‌شنوند و پای صندوق‌ها می‌روند و رأی می‌دهند. روحانی نیز وعده‌هایی داد که مردم در پی تحقق آن هستند؛ اکنون زمانی است که باید در قالب انتقادات سازنده نسبت به نقص‌های احتمالی دولت هشدار دهیم. دولتمردان نیز باید فراتر از اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی به تامین انتظارات و خواست‌های مردم بپردازند.

* اخیراً برخی اصلاح‌طلبان انتقاداتی را از دکتر روحانی درخصوص تغییر موضع سیاسی و گردش او به جریان اصولگرا مطرح ‌کردند که به نظر می‌رسد بهتر است مسائل درون‌جناحی در جلسات خصوصی عنوان شود و به سطح رسانه‌ها و درنهایت جامعه کشیده نشود. چراکه جریان رقیب به دنبال بهره‌برداری سیاسی از اختلافات جریان اصلاح‌طلبان است. به نظر شما این جریان چطور رفتار کنند که این زمینه به‌ویژه از سوی اصلاح‌طلبان ایجاد نشود؟

بر این باورم که اگر اصلاح‌طلبان از خود انتقاد کنند چراکه فرهنگ انتقاد از خود اگر در سطح جامعه مطرح باشد، امری پسندیده است و مردم نباید چنین تصور کنند که اصلاح‌طلبان اعتقاد دارند که خوب مطلق هستند و به هیچ وجه از خود انتقاد نمی‌کنند. گسترش روحیه انتقاد و مطالبه‌گری در جامعه حسن‌هایی دارد. البته انتقادها باید در مسیری شفاف قرار گیرد و به یاد داشته باشیم که میان نقد و تخریب تفاوت‌های بسیاری وجود دارد. نقد از این جهت ضروری است که مطلق‌گرایی آفت سیاست است.

منتشر شده در گفتار
صفحه1 از39
بازگشت به بالا