پنج شنبه, 15 تیر 1396 05:00

شریعت در نگاه مولانا

محمدتقی فاضلی میبدی

جز به دست و دل محمد (ص) نیست              حــل و عـقـد خـزیــنـه اســرار    (سنایی)

برخی بر این باورند که در عرفان مولانا شریعت و احکام دینی چندان جایگاهی ندارد و مقصود وصول به حقیقت است. کسانی که زندگی نامه مولانا جلال الدین را نگاشنه اند، او را در کلام از اشعریون شمرده و در فقه در طبقات  فقهای حنفی یاد کرده اند که مرجع فتاوای مردم بوده است. و در جای جای مثنوی مسایل فقهی را، غالبا بر مذهب حنفی و یا شیعی  ذکر کرده است. البته او شریعت را رنگ عرفانی داده و به اسرار احکام توجه می نماید. همان راهی که امام محمد غزالی در احیای علوم رفته و به روح احکام توچه نموده است. »اگر همه عقلا و حکما و عالمان اسرار شرع، دست به دست هم بدهند تا چیزی از روش و اخلاق صوفیه را به بهتر از آن تغییر دهند، نخواهند توانست؛ به دلیل این‌که تمام حرکات و سکناتشان، در ظاهر و باطن، اقتباس گردیده از نور مشکات نبوت است و جز نور نبوت نوری در جهان نیست تا به روشنایی آن پناه برد.»(المنقذ من الظلالص۵۷).

 مولوی در شریعتمداریش شریعت را تنها احکام خشک و بی مغز و  تعبدی محض نمی داند و از سویی تصوف عاری از شریعت و سلوک جدای از راه  نبوت را صرف یک ادعا می داند.

«در طریقه عرفانی مولوی سالک باید در هر حال شریعت را در مرحله طریقت به یاد داشته باشد. نیز باید اوامر و نواهی شرعی را رعایت کند تا مشمول جذبه‎ای که از جانب دوست می‌رسد بشود. به سالک می‌گوید در طریقت تسلیم هر مرشد نشود و فریب هرکسی که نکات جذاب عرفانی را نقل کرد و خود را دارای احوال و مقامات معرفی کرد نخورد؛ اما آن‌گاه که قدم در راه سلوک نهاد تسلیم محض باشد. البته آن‌چه مولانا در مثنوی درباره سلوک عرفانی و ابعاد شریعتی، طریقتی و حقیقتی می‌گوید به ‌هیچ‌وجه امر تازه‌ای نیست گرچه شاید کسی به زیبایی، دقت، عمق و نکته‌سنجی مولانا نگفته باشد. سلوک معنوی در سنّت عرفانی اسلامی یعنی تصوّف کاملاً مشخّص و دارای اصول و قواعد و روش‌های خاص خود است. مولانا نیز در همین سنّت رشد کرده و به کمال رسیده است. این است که او خود را وارث ابوسعید و سنایی و عطار می‌داند» (شهرام پازوکی)

عطار (۵۴۰- ۶۱۸ ق) که از هادیان و معشوقان مولاناست بر این باور است که نفس انسان را باید با بند شرع رام کرد تا او بتواند راه تعالی در مسیر حقیقت دینی و الهی را طی کند. این عارف مسلمان معتقد است که به هرحال این نفس سرکش و عاصی را می‌توان به فرمان شرع رام کرد و شکست داد؛ چنان‌که ژنده‌پوشی به پادشاهی گفت: تو اسیر نفسی اما من آن را رام کرده‌ام از آن جهت که تو دین را به کار نبسته‌ای و من بسته‌ام.

زان که جانت روی دین نشناخته است               نفس تو از تو خری بر ساخته است

لـیـک چون من سـر دین بشـناخـتـم               نـفس سگ را هم خر خود سـاختم

 واژه خر را که عطار در شعر خود آورده، گویا از آیه شریفه ”کانهم حمر مستنفره “گرفته باشد که خریت از نفس سرکش انسان بر می خیزد. انسانی که به جانب دین نرود از خود خریتی می سازد که سرکش و نا آرام است. روشن است که مراد از دین در این بیت احکام شریعت است. طبیعی است که مولانا چون در پی سنایی و عطار می رفته شریعت را در سلوک خود جدی بگیرد و به شاگردان و مریدان بیاموزد که باید اوامر و نواهی خداوند را پاس داشت. شبهه ای که در افکندند بر این که مولانا اعتقادی به دین و شریعت نداشته  واز بیخ منکر پیامبری و بعثت بوده است، از سوی معاندانش در روزگار خود  مولانا رواج پیدا کرد تا او را از راه ترور شخصیت از پای در آورند. به روایت دکتر زرین کوب که از مولوی شناسان برجسته عصرحاضر است: « با این‌همه، این نکته هم که گوینده مثنوی در جای جای کتاب و مخصوصاً در دیباچه‌هایی که به نثر بر هر یک از دفترهای شش‌گانه مثنوی املاء کرده است با تأکید و اصراری تمام لازم می‌داند توافق کامل آن را با شریعت خاطرنشان نماید و حتی بر خلاف سیرت تواضع درویشانه خویش که در موارد دیگر از او معهود است آن را با اوصاف و القاب فوق‌العاده‌ای نظیر آنچه شایسته وحی انبیاست بستاید این اندیشه را به‌خاطر می‌نشاند که به احتمال قوی در عصر و محیط خود مولانا کسانی  هم بوده‌اند که مثنوی مولانا را مغایر با شریعت می‌پنداشته‌اند و مولانا ضمن ردّ دعوی آنها ایشان را به بی‌بهره بودن از ذوق ادراک لطایف و اسرار مثنوی منسوب می‌نماید و در دنبال این دعوی مثنوی را تا حدّی همانند قرآن کریم که در حقیقت کلام وی تفسیر و تقریر حقایق و رموز آن است به «نیل مصر» تشبیه می‌کند (دفتر اول، دیباچه) که بر وفق روایت مشهور مذکور در بعضی تفاسیر نزد سبطی که مؤمن بود آب گوارا می‌نمود و در نزد قبطی که منکر و مخالف بود خون پلید و گندناک به نظر می‌رسید.

 البته غیر از انگیزه‌های ناشی از حسادت که هر دو دسته از مخالفان مولانا را به اظهار طعن و نقد در مثنوی برمی‌انگیخت. مجرد اشتمال مثنوی بر معانی و الفاظ قرآن هم که بعضی متشرّعان در جایز بودن آن تردید داشتند و حتی سالها قبل از عهد مولانا هم برخی از امثال آنها سنایی غزنوی را نیز در هنگام اشتغالش به نظم مثنوی الهی‌نامه حدیقه‌الحقیقه ـ مورد ایراد و اعتراض ساخته بودند»(نقل از مجله کلک ش ۶۸ تا ۷۰ ص۹-۱۶) مولانا در اجتهاد احکام فقهی با این که اورا حنفی میدانند ، نص را بر قیاس مقدم می شمارد:

مجتهد هرگه که باشد نص شناس       اندر آن صورت نیندیشد قیاس

نص، وحی روح قدسی دان یقین      وآن قیاس عقل جزوی، تحت این

 در این ابیات مولوی قیاس در اجتهاد را کار خرد جزوی می داند و بر این باور است که  نص همان وحی روح القدس می باشد. مسایل فقهی در ابیات مثنوی بسیار ظریف و با دقت آورده شده است فی المثل در معاملات و یا طلاق و ازدواج عقل و هشیاری از شریط صحت می باشد و عقود باید از روی قصد و نیت صورت پذیرد (العقود تابعه للقصود) مولوی بر اساس فقه شیعه فتوا می دهد:

 مست و بنگی را طلاق و بیع نیست       همچو طفل است او، معاف و معتقی است

 ظاهرا جمهور اهل سنت عقود مست و فاقد عقل را صحیح می دانند. فقه شیعه چنین عقدی را فاقد صحت می داند. یا رشوه خواری که از پدیده های زشت و خلاف شرع شمرده می شود در مثنوی به زیبایی محکوم گشته است.

 تا تو رشوت نستدی ،بیننده یی         چون طمع کردی ، ضریر و بنده یی

 مولوی در مثنوی از پاره ای احکام فقهی به مناسبتهای مختلف پا به پای شریعت اسلامی سخن گفته و هیچگاه به احکام شرعت پشت نکرده و شریعت و حقیقت را در کنار هم دیده است.  در مسئله ”ضمان “و  این که انسان نسبت به اموال مردم ضامن می باشد، مولوی این فتوا را به صورت کلی، مستقیما از پیامبر نقل می کند:

 گفت پیغمبر که دستت هر چه برد         بایدش در عاقبت واپس سپرد

 در مورد نماز، طهارت، قبله و نحوه وضو گرفتن و روزه و سایر عبادات در پاره ای از ابیات مثنوی بسیار زیبا بیان شده است. در این جا مجال ذکر همه موارد نیست.

 اصل ما را حق پی بانگ نماز                     داد هدیه آدمی را در جهاز

….در نماز این خوش اشارت‌ها ببین            تا بدانی کین بخواهد شد یقین

ای بلال خوش نوای خوش صهیل              مئـذنـه بــر رو بـزن طبـل رحیــل

جان، سفر رفت و بـدن انـدر قیـام             وقت رجعت زین سبب گویـد سلام

تا روم من سوی خلوت در نماز                 پرسم این احوال از دانای راز

روزی جانم گشا دست از صفـا                   میرسد بی واسطه نامه خـدا

نـامه و بـاران و نــور از روزنـم                   میفتد در خانـه ام از معدنـم

 شاید کسی به این زیبایی حقیقت و سر نماز را بر زبان نیاورده باشد. بدن انسان در حال نماز در قیام است و جان سر بسو آسمان دارد.

منبع: مکتب مفید

منتشر شده در اندیشه

محمدتقی فاضل میبدی در گفت‌وگو با «آرمان»

آرمان- هستی قاسمی: پرده آخر انتخابات ۹۶ پایانی زیبا و لذتبخش برای جامعه ایران دربرداشت که در جشن پیروزی روحانی جلوه کرد. به تدریج زمان عمل به وعده‌ها و رنگ بخشیدن به امیدها، تحقق آرزوها و ایجاد شور و شوق در جامعه فرامی‌رسد که این مهم مستلزم تغییراتی در دولت دوازدهم است. از آنجا که در دولت یازدهم نسبت به عملکرد برخی وزرا و عدم همسویی آنها با سیاست‌های دولت انتقاداتی وجود داشت، روحانی برای تحقق وعده‌ها و جامع عمل پوشاندن به مطالبات عمومی ناگزیر به تغییر کابینه و روی کارآمدن وزرایی جوان‌تر و همسوتر با سیاست‌ها و برنامه‌های خود در دولت دوازدهم است. چه بسا روی کار آمدن کابینه‌ای همسو‌تر با دولت طعم شیرین پیروزی را برای جبهه اعتدال و اصلاحات در انتخابات ۱۴۰۰ تکرار کند و این مهم جز با عملکرد مطلوب دولت دوازدهم و تلاش خستگی‌ناپذیر روحانی و وزرای او و ارتباط بیشتر دولت با مردم حاصل نخواهد شد. در این راستا محمدتقی فاضل میبدی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، با «آرمان» گفت‌وگو کرده است که در ادامه می‌خوانید.

رئیس‌جمهور در کاراز انتخاباتی خود به این نکته اشاره کرد که در دولت دوم با روحانی جدیدی روبه‌رو خواهید بود. آیا او به دنبال برخورد جدی‌تر با تخریبگران است یا منظور روحانی تلاش بیشتر برای تحقق مطالبات بوده است؟

روحانی در کاراز انتخاباتی بسیار مطلوب ظاهر شد. او وعده داد که بسیاری از برنامه‌ها و مطالباتی که در دولت یازدهم محقق نشده، در دولت دوازدهم محقق خواهد شد. شکی نیست که روحانی در چارچوب سیاست داخلی و خارجی تجربیات بسیار مفیدی کسب کرد و این تجربه‌ها، زمینه‌های بسیار موثری برای کسب موقفیت‌های بیشتر خواهد بود. او در کارزار انتخاباتی خود درباره دلایل و موانعی که منجر به عدم تحقق برخی برنامه‌هایش شد به مردم توضیحاتی ارائه داد. بنابراین به نظر می‌رسد هدف او از این مساله که با یک روحانی جدید در دولت دوازدهم روبه‌رو خواهید بود، این است که با جرات و جسارت بیشتری کار را ادامه خواهد داد. به نظر می‌رسد روحانی این بار با وزرای جوان‌تر، شایسته‌تر و همگون‌تر با سیاست‌های دولت به‌ویژه در وزارت اقتصاد، کار را در دولت دوازدهم آغاز خواهد کرد، زیرا بدون تردید مردم و همچنین مسئولان امروز در زمینه اقتصاد انتظار بیشتری از او دارند و این مطالبات باید تا پایان کار دولت دوازدهم محقق شود. بنابراین ممکن است عرصه بر روحانی تنگ‌تر شود. به همین دلیل او ناگزیر است برای تحقق مطالبات مردم با جرات و جسارت بیشتری در مقابل مشکلات و تخریبگران بایستد. روحانی در آینده باید ارتباط بیشتری با مردم برقرار کند و مشکلات و موانع را با مردم مطرح کند تا از حمایت و پشتیبانی جامعه برخوردار باشد، در این صورت او موفق خواهد بود. اما در صورتی که مانند گذشته با یک تیم رسانه‌ای و اقتصادی ضعیف کار کند برخی انتظارات جامعه محقق نخواهد شد و در سال 1400 جبهه اعتدال سخنی برای گفتن و کارنامه قابل دفاعی برای ارائه نخواهد داشت. به همین دلیل برای تداوم خط اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی در این چهار سال باید جدی‌تر از گذشته وارد عمل شود، زیرا ضعف و افول دولت دوازدهم زمینه شکست را فراهم خواهد کرد.

آیا روحانی با توجه به تجربه دولت اول خود باز هم می‌تواند در تغییرات پیش رو از جناح مقابل استفاده کند؟

وزارت خارجه روحانی در دولت یازدهم موفق عمل کرد، بنابراین ضرورتی برای تغییر در این وزارتخانه مشاهده نمی‌شود، اما در وزارت اقتصاد و دارایی نیاز به روی کار آمدن مدیران و مشاورانی جوان‌تر و کارآمدتر است، زیرا با توجه به اینکه مساله اصلی در کشور مشکلات اقتصادی است و بسیاری از حامیان روحانی به دلیل مشکل معیشتی و وعده روحانی برای حل آن دوباره به او اعتماد کردند به همین دلیل بسیار مهم است که روحانی در وزارت اقتصاد و دارایی تغییرات اساسی صورت دهد. وزارت فرهنگ و ارشاد نیز در دولت یازدهم موفق عمل کرد، زیرا این وزارتخانه توانست در برابر تخریب‌ها و هجمه‌ها ایستادگی کند و تا اندازه‌ای موفق عمل کرد. به‌طور کل در وزارت ارشاد، آموزش و علوم تقریبا اقدامات مطلوبی صورت گرفت، اما انتظارات عمومی آن طور که باید محقق نشد. به‌ویژه دانشگاه‌ها در اواخر دولت روحانی چندان همگون و همسو با سیاست‌های دولت حرکت نکرده و از یک خط مشی لرزانی برخوردار بودند. به همین دلیل انتظار می‌رود در دولت دوم به دانشگاه‌ها فضای بیشتری داده شود و خط مشی روسای دانشگاه با دولت همسو باشد. اگر مدیرانی در راس دانشگاه‌ها قرار بگیرند که تا حدودی سیاست‌هایشان با دولت همسو باشد اما در نهایت کار خود را انجام دهند، این مساله دانشجویان را ناراضی می‌کند. البته بر این باورم که روحانی باید همه جریان‌ها، گروه‌ها و اقشار به ویژه جوانان را در دولت خود به کار بگیرد، زیرا جوانان در چهار سال گذشته انتظار داشتند که دولت توجه بیشتری به آنها داشته باشد، به همین دلیل باید به مساله جوانگرایی توجه بیشتری شود. از سویی برخی استانداران و فرمانداران در دولت قبل به‌طور کامل معتدل و اصلاح‌طلب نبودند. به ویژه فرمانداران در برخی شهرها اعتقادی به دولت یازدهم و جریان اصلاح‌طلبی و اعتدالی نداشتند و همچنین در انتخابات نیز همکاری خوبی نداشتند. وزیر کشور باید با دولت دوازدهم همسو باشد، زیرا در صورت اختلاف سلیقه و انتخاب فرمانداران و استاندارن مخالف با خط مشی دولت بسیاری از مطالبات مردم معلق خواهد ماند. نباید این مهم را فراموش کرد که خط مماس مردم با وزارت کشور بسیار بیشتر از وزارتخانه‌های دیگر است. بنابراین انتظار می‌رود وزیر کشور دولت دوازدهم جوان‌تر و همسوتر با سیاست و برنامه‌های رئیس‌جمهور باشد تا با روی کار آمدن استانداران و فرمانداران همسو با دولت شاهد تحقق برنامه‌های عمرانی و توسعه‌ای در استان‌ها و شهرها باشیم.

ارزیابی شما از حضور مردم در جشن پیروزی روحانی چیست؟

معتقدم افرادی که در جشن پیروزی روحانی حضور داشتند لایه‌های زیر پوست جامعه هستند که در شرایطی مانند انتخابات خود را نشان می‌دهند. به همین دلیل همه مسئولان باید به جشن پیروزی مردم در شامگاه شنبه توجه بیشتری داشته باشند و برای جریان‌های زیر پوست جامعه چاره‌ای بیندیشد. از سویی این جریان نسبت به پاره‌ای از مسائل و مشکلات که در جامعه دیده می‌شود رضایت خاطر ندارد. اغلب آنها خواستار ارتباط بدون تنش و مبتنی بر احترام ایران با جهان هستند. در سوی دیگر اغلب آنها نسبت به لغو کنسرت‌ها به عنوان یک حق اجتماعی به شدت معترض هستند. مسئولان و نخبه‌های سیاسی و اجتماعی باید به حضور مردم در خیابان‌ها که خود را در قالب جشن نشان داد، توجه داشته باشند. باید به لایه‌های زیر پوست جامعه که خود را در بزنگاه‌ها نشان می‌دهد توجه کنیم. هیچ‌کس نباید جوانان را به ولنگاری محکوم کند. باید به خواسته‌های جوانان احترام گذاشته و به انتظارات آنها توجه بیشتری شود. نباید آنان را به حال خود رها کرد که در لایه‌های زیر پوست جامعه فرو بروند و درنهایت در برهه‌ای مانند انتخابات خود را نشان دهند.

شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری 96 چه دلیلی داشت؟

عوامل متعددی در شکست اصولگرایان دخیل بوده است. در واقع ممکن است دو عامل زمینه شکست اصولگرایان را فراهم کرده باشد، اما دلیل عمده شکست اصولگرایان در رویکرد انتخاباتی، تبلیغات و مناظره‌هایشان است که در هیچ‌یک از آنها سخن جدیدی برای جامعه نداشتند. آنها در چهار سال دولت روحانی مرتکب اشتباهات بسیار زیادی به‌ویژه تخریب و بداخلاقی شدند و در مناظره‌ها نیز به جای پیچیدن نسخه و راهکار جدید برای مشکلات کشور به ویژه سیاست خارجه و اقتصاد دولت را بارها متهم کردند، غافل از اینکه تخریب و اتهام به دولت در کشور پاسخ نمی‌دهد. اصولگرایان نسخه جدیدی برای مجاب کردن جامعه مبنی بر اداره بهتر جامعه نداشتند و در قاموس ادبیات و فرهنگ جریان اصولگرایان نسخه جدیدی مشاهده نشد. اصولگرایان در دولت‌های نهم و دهم بسیار نامطلوب عمل کردند. همان‌طور که رئیس دولت دهم در مناظره انتخاباتی 88 با تخریب رقیب ظاهر شد، کاندیداهای اصولگرا نیز همان مسیر را دنبال کردند و با ارائه شعارها و وعده‌های غیر اصولی روش احمدی‌نژاد در مناظره‌های 88 را دوباره به‌کار بردند. در مجموع همه مسائل مذکور زمینه شکست این جریان را در انتخابات 96 فراهم کرد. از سوی دیگر در میان جریان اصولگرا فردی نبود که نسبت به مسائل جهان آگاهی لازم و سخن تازه‌ای برای گفتن داشته باشد و جریان اصولگرا را در زیر یک چتر گردهم جمع کند. در ادبیات اصولگرایان برخی روش‌های تکراری استفاده می‌شد که در کشور ما نتیجه‌ای در بر نداشته است. علت دیگر اینکه مردم در سال 92 دولتی را بر سر کار آوردند و برای آن هزینه کردند. به هر رو مردم بر دولت روحانی سرمایه‌گذاری کردند و می‌دانستند که دولت یازدهم اقدامات بسیار مهم زیربنایی انجام داد، به همین دلیل تک دوره‌ای کردن آن به ضرر کشور بود و شرایط را به عقب باز می‌گرداند. در نتیجه بازگشت به عقب برای کشور هزینه بسیار گزافی به بار می‌آورد که به صلاح کشور نبود. رقبای روحانی از سیاست خارجه روشن و شفافی برخوردار نبودند و روشن نبود که می‌خواهند با چه زبان و رویکردی با جامعه ملل برخورد کنند. مردم از رویکرد دولت یازدهم به جهان رضایت خاطر داشتند. جامعه نگران بود که یک دولت اصولگرا ممکن است به‌گونه‌ای با جهان برخورد کند که در دولت‌های نهم و دهم مشاهده شد.

برخی‌ معتقدند که شبکه‌های اجتماعی و توسعه سیاسی مردم بزرگ‌ترین و مهم‌ترین عامل پیروزی روحانی بود، ریاست‌جمهوری دوباره روحانی نتیجه این دو عامل بود یا عوامل دیگری در پیروزی اصلاحات و اعتدال دخیل بود؟

عوامل مختلفی در پیروزی روحانی دخیل بود. نخست اینکه مردم خواستار تداوم دولت اعتدالی روحانی بودند. در دولت 8‌ساله اصلاحات و همچنین دولت نخست روحانی، مردم کشور را در شرایط مطلوبی دیدند و تصورشان نسبت به عملکرد این دو دولت مثبت بود. جامعه در دولت اصلاحات از سیاست‌های دولت در عرصه سیاست خارجه، اقتصاد و سیاست داخلی رضایت خاطر داشت. دولت روحانی نیز در تداوم همان خط مشی حرکت می‌کرد. روحانی نسبت به رقیب خود مترقیانه‌تر در اداره کشور عمل کرد. به‌طور کل همواره وزن اصلاحات در جامعه ایران سنگین‌تر بوده است و چون موفقیت بیشتری در کارنامه خود دارد بدیهی است که جامعه با در نظر گرفتن تجربه‌های گذشته و واقعیت‌های موجود خواستار تداوم سیاست و خط مشی دولت اصلاح‌طلبی و اعتدالی در کشور باشد.

منتشر شده در گفتار
پنج شنبه, 28 ارديبهشت 1396 07:00

یک رأی، یک آینده

محمدتقی فاضل‌میبدی

 فردا باز هم روز انتخاب و مشارکت در دو انتخابات بسیار مهم در کشور است و به‌طورحتم، حتی یک رأی شهروندان در ساختن آینده ایران، مؤثر و مفید خواهد بود. به دلایل بسیاری، رأی فردا بیش از زمان‌های دیگر، در آینده دور و نزدیک ما، خود را نشان خواهد داد.  میراث گران‌بهای امام(ره) برای فرهنگ ملت تا سالیان‌سال، صندوق رأی و انتخابات است. امن‌ترین و آزادترین راه برای اینکه انسان نظر خود را اعلام کند، نوشتن نام نامزد موردعلاقه روی برگه‌های رأی است. دوران اصلاحات به‌عنوان یک دوران طلایی در ایران و در سطح بین‌الملل، مرهون حضور شاداب و مأیوس‌نشدن مردم در سال ٧٦ بود. مردم از اینکه حمایت‌ها و پشتیبانی‌های مختلف از یک نامزد خاص صورت گرفت، دل‌آشوب نشدند و آرام و مطمئن، حماسه ساختند. نبود انسجام در نیروهای سیاسی تحول‌خواه و البته کم‌توجهی مردم به خطر پیش‌رو هم عامل ایجاد دولت‌های نهم و دهم در کشور بود؛ تجربه‌ای که مردم هشت سال بعد و در انتخابات ٩٢ از آن استفاده کرده و به میدان آمدند تا تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مهمی را رقم بزنند. رفتارهای تخریبی به‌ویژه در ماه‌های اخیر نشان از عصبانیت برخی جریان‌ها از نقش‌آفرینی و نظر اکثریت جامعه دارد. عده‌ای با تمام امکانات به دنبال این هستند که اعلام کنند در ایران هیچ کار مثبت و مؤثری صورت نگرفته است تا مردم را به انفعال کشانده و در یک انتخابات سرد با مشارکت حداقلی، آنچه می‌خواهند را عملي کنند.

بهترین پاسخ به آنها، حضور همه ایرانیان پای صندوق رأی است. مردم می‌دانند که جریان خطرناکی می‌خواهد کشور را به سمت‌وسویی ببرد که سرنوشت ما و فرزندانمان را شبیه برخی کشورهای همسایه کند؛ بهترین فرصت، روز جمعه پای صندوق رأی است تا نشان دهیم برای ما کارآمدی، توسعه و اصلاحات بسیار مهم‌تر از ماجراجویی و درشت‌زبانی است. همه می‌دانیم آرایش ساختار رسمی در ایران چگونه است و از دخالت‌های بیرونی در کار دستگاه اجرائی مطلعیم، اما در همه‌جای دنیا، نهادها و سازمان‌های دیگری هم وجود دارند که دارای قدرت هستند و همه‌چیز در اختیار دولت نیست، اما همان مثال دولت اصلاحات، دولت یازدهم و دولت احمدی‌نژاد نشان می‌دهد دولت‌ها و رئیس‌جمهور تا چه اندازه می‌توانند در سعادت و توسعه ایران یا خدای‌ناکرده در نابسامانی امور، تأثیر بگذارند. فضای مطبوعات، احزاب، دانشگاه‌ها، اقتصاد با تلاش رئیس‌جمهور و وزرا می‌تواند تغییر کند و حوزه‌های فرهنگی، آموزشی، سیاسی، ارتباط با دنیا با زبان دیپلماسی، نفی خشونت، قانون‌گرایی و... تقویت یا تضعیف شود. فردا هر یک از ما می‌توانیم، خشتی بر دیوار توسعه ایران بگذاریم.

منتشر شده در یادداشت
یکشنبه, 17 ارديبهشت 1396 09:13

احزاب بزرگترین خلاء انتخابات

حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی مشاور رئیس دولت اصلاحات در گفت‌و‌گو با نوآوران:امروزه گوش مردم پر شده از تخریب‌هایی که کاندیداها به جای ارائه برنامه‌هایشان مطرح می‌کنند. پرواضح است در نبود احزاب قوی و پاسخگو افراد اِبایی از دادن وعده‌های غیرممکن و دست نیافتنی ندارند. بر کسی پوشیده نیست در جامعه‌ای که احزاب فعالیت ندارند، بروز هرگونه بی‌اخلاقی و عوام فریبی دور از ذهن نیست.

شاید بتوان بزرگترین خلأ انتخابات و رقابت‌های سیاسی در ایران را نبود احزاب فعال و پاسخگو دانست.

در حقیقت نبود احزاب قوی ضعفی است که هنگام انتخابات بیش از پیش در سیاست نمایان می‌شود. طی روزهای اخیر از هر سو فریاد افزایش چندین برابری یارانه‌ها را می‌شنویم. در حالی که افزایش یارانه نیازمند تصویب مجلس شورای اسلامی است و در حوزه اختیارات رئیس قوه‌مجریه نیست. اما با این حال برخی کاندیداها با دادن وعده‌های خوش رنگ و لعاب و البته غیرقابل تحقق سعی در فریب مردم و به این ترتیب جلب رأی آن‌ها را دارند. علاوه بر این اخیراً بی‌اخلاقی‌های سیاسی نیز رواج یافته است و رفاقت جای خود را به تهمت و تخریب داده است.  در همین خصوص به گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی، مشاور رئیس دولت اصلاحات پرداختیم که متن آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

    به نظر شما علت اصلی عدم پایبندی به اخلاقیات و نبود سعه‌صدر در میان سیاسیون کشور چیست؟

متأسفانه هنگام انتخابات و رقابت‌های سیاسی مشق سیاسی درست و همچنین مشق اخلاقی صحیحی در ایران وجود ندارد. هدف برخی کاندیداها در انتخابات فقط پیروزی و شکست رقیب به هر قیمتی است و سعی می‌کنند که تمام کارها را شخص‌محور انجام دهند نه برنامه‌محور. به این ترتیب می‌توان گفت فردی که برای ریاست‌جمهوری کاندید می‌شود به طور معمول دو مسیر را طی می‌کند؛ یا رقیب خود را به هر وسیله و براساس تئوری «هدف و سیله را توجیه می‌کند» از سر راه برمی‌دارد و یا این‌که به هر نحوی و با دادن وعده‌های غیرقابل تحقق نظر مثبت مردم را به خود جلب می‌کند. برخی از کاندیداها بدون این‌که طرح و برنامه‌ای مدون داشته باشند اقدام به کلی‌گویی می‌کنند و هدف‌شان را بهبود اوضاع اقتصادی کشور می‌دانند.

   تا چه حد می‌توان وعده‌های کاندیداها را قابل تحقق دانست؟ آیا وعده چندین برابر شدن یارانه نقدی که برخی کاندیداها برای جلب نظر مردم مطرح می‌کنند، قابلیت عملیاتی شدن دارد؟

به جرأت می‌توان گفت این وعده‌ها بی‌اساس است و برای تحقق آن سال‌ها زمان نیاز است چراکه کشور منابع تعریف شده‌ای دارد و اصول و قوانین مشخصی نیز در این خصوص وجود دارد. در حال حاضر برخی کاندیداها وعده چندین برابر شدن یارانه‌های نقدی را مطرح می‌کنند درحالی‌که این امر از اختیارات مجلس شورای اسلامی است و باید به تصویب نمایندگان مردم در خانه‌ملت برسد. به تنهایی شخص رئیس‌جمهور نمی‌تواند و اختیار ندارد که وعده‌های این چنینی دهد چراکه از عهده اختیاراتش خارج است، اما متأسفانه در حال حاضر این اتفاق می‌افتد و برخی کاندیداها با شعار چند برابر کردن یارانه نقدی سعی در عوام‌فریبی دارند و هیچ برنامه مشخصی متناسب با زیرساخت‌های اقتصادی کشور ارائه نمی‌دهند. در حقیقت آن‌ها فرهنگ صدقه دادن به مردم را اشاعه می‌دهند. حال این سوال مطرح است که افزایش یارانه نقدی و افزایش پول نقد در دست مردم به چه قیمتی؟ به قیمت چندین برابر شدن قیمت کالاهای مصرفی و وارد آمدن آسیب‌های جدی به پایه‌های اقتصادی کشور؟ به خاطر داریم که در زمان ریاست احمدی‌نژاد بر قوه مجریه یارانه نقدی به مردم پرداخت شد اما به چه نحوی؟ به این صورت که از بانک مرکزی و به بیان بهتر از پول خود مردم استقراض شد که این امر در نتیجه موجب افزایش بدهی‌ دولت به بانک مرکزی و فروش دلارها در بازار آن‌هم بدون انجام اقدامات زیربنایی و اقتصادی شد. در دولت قبل و در نتیجه اتخاذ سیاست‌های نسنجیده‌ احمدی‌نژاد، شاهد بودیم که تورم چندین برابر و مشکلات بسیاری که بر پیکره اقتصاد کشور وارد شد. علت اصلی مشکلات در دولت پیشین این بود که احمدی‌نژاد با وعده و وعید قصد داشت رأی مردم را جلب کند و در این مسیر موفق نیز شد؛ موفقیتی که به قیمت نابودی اقتصاد کشور تمام شد. به اعتقاد من کاندیداهایی که چنین وعده‌های غیرقابل تحققی را مجدد تکرار می‌کنند، دقیقاً همان راه را می‌روند. افزایش یارانه‌ها نقدی نیازمند تصویب مجلس شورای اسلامی است و کاندیداها باید در اموری که قانون، قدرت و اختیار برای‌شان تعیین کرده است، به مردم وعده دهند. متأسفانه اکنون برخی کاندیداها متأسفانه اخلاق را رعایت نمی‌کنند و فقط به تخریب رقیب و دادن شعارهای رنگارنگ می‌پردازند که این خود نشان از بی‌برنامگی آن‌هاست. کاندیداها باید واقع‌گرا باشند و آنچه که قادر به تحققش هستند به مردم وعده دهند و به جای تخریب رقیب به ارائه برنامه‌های 4 ساله ریاستشان بر قوه‌مجریه بپردازند.

   قطعاً در صورت فعالیت احزاب قوی و پاسخگو در کشور این بی‌اخلاقی‌ها کاهش می‌یابد و دیگر کاندیداها با دادن وعده‌های بی‌اساس به عوام‌فریبی نمی‌پردازند. نبود احزاب فعال و پاسخگو را تا چه اندازه در بروز این بی‌اخلاقی‌ها دخیل می‌دانید؟

خوشبختانه طی 4 سال دولت تدبیر و امید احزاب از وضعیت بهتری برخوردار شدند؛ فعالیت احزاب و رسانه‌ها در دولت تدبیر و امید بیشتر شد درحالی‌که در دولت‌های نهم و دهم فضا بسیار بسته بود و احزاب در شرایط نامناسبی به سر می‌بردند و کسی جرأت نمی‌کرد واقعیت‌ها را بیان کند اما در دوره ریاست روحانی بر قوه مجریه فضا بازتر شد و احزاب و مطبوعات تا اندازه‌ای موفق به گسترش فعالیت‌هایشان شدند.

به جرأت می‌توان گفت وجود احزاب قوی و پاسخگو مانع عوام‌فریبی است. احزاب نقش بسیار مهمی در سیاست کشور دارند. در بیان اهمیت‌شان همین بس که می‌توان گفت احزاب همان امر به معروف و نهی از منکر هستند. چراکه فعالیت اصلی احزاب را می‌توان کنترل دولت‌ها و جلوگیری از بروز مفاسد در جامعه و همچنین انعکاس مشکلات مردم دانست.

در حقیقت فعالیت احزاب موجب می‌شود که جامعه از تک‌صدایی خارج شود و فقط صدای بلندگوهای حاکمیت در جامعه بلند نباشد. بی‌شک جامعه‌ای که بلندگوهای احزاب و مطبوعاتش خاموش باشد به استبداد کشیده می‌شود.

   به اعتقاد شما بی‌اخلاقی‌ها تحت چه شرایطی در جامعه نضج می‌گیرد و رشد می‌کند؟

این بی‌اخلاقی‌ها همیشه وجود دارد اما در زمان انتخابات افزایش می‌یابد. حال این سوال مطرح است که چرا باید در جمهوری اسلامی ایران شاهد مفاسد مالی و از دیگر سو بداخلاقی‌های سیاسی باشیم. در واکاوی علت امر به این نتیجه می‌رسیم که فقدان کنترل جدی در جامعه و به بیان بهتر نبود نظارت قوی برای مبارزه با مفاسد علت بسیاری از بداخلاقی‌هاست. با وجود این که طی سال‌های اخیر و باتوجه به این که با گسترش شبکه‌های مجازی بسیاری از بداخلاقی‌ها عیان شده است اما همچنان شاهد چنین رفتارهایی به‌ویژه در زمان انتخابات هستیم.

   زیان حاصل از این بی‌اخلاقی‌ها از جیب چه کسانی پرداخت می‌شود؟

بی‌اخلاقی یعنی کاری که احمدی‌نژاد در دولت دهم کرد و هم نظام و هم مردم آسیب دیدند. این بی‌اخلاقی موجب شد بسیاری از پول های کشورمان در دیگر کشورها بلوکه شود و با اعمال و تشدید تحریم‌ها علیه ایران، در اصل مردم هزینه این بی‌اخلاقی‌ها را پرداخت کنند. بر کسی پوشیده نیست تحریم‌هایی که ملت را بیچاره کرد نتیجه بی‌اخلاقی‌ها و افراطی‌گری‌ها و همچنین بلندپروازی‌های دولت قبل بود. درواقع بسیاری از مسائل در دولت قبل به‌درستی مدیریت نشد که ناشی از بی‌اخلاقی‌ها، وعده‌های عوام‌فریبانه، تخریب رقیب و فضای بسته بود.

منتشر شده در گفتار
یکشنبه, 17 ارديبهشت 1396 08:57

نقد یا حمله به دولت؟

محمد‌تقی فاضل میبدی

گرچه عملکرد هر دولتی حتی دولت یازدهم نیز قابل بررسی است اما یکی از مظلوم‌ترین دولت‌ها در طول تاریخ ایران، بی‌تردید دولت روحانی است و یکی از دولت‌هایی که فضا را برای انتقاد از خود باز گذاشت، باز هم دولت یازدهم بود. هجمه‌های بسیار زیادی به دولت روحانی وارد شد که روحانی حتی نسبت به بسیاری از آنها سکوت اختیار کرد. با این همه با مروری بر مناظره اول و دوم به‌خوبی می‌توان پی برد که در مناظره‌های اول و دوم رعایت اخلاق و انصاف از سوی سه کاندیدای اصولگرا بسیار کمرنگ بوده است، در حالی که با نگاهی به گذشته به این مهم می‌رسیم که ایران در جهان دارای جایگاهی بوده است و امروز کشور با تلاش دغدغه‌مندانه دولت یازدهم در حوزه‌های مختلف سیاست خارجه، سیاست داخلی، فرهنگی و اقتصادی چه جایگاهی دارد. کاندیداها با رعایت اخلاق و انصاف می‌توانند در طول تنها 30 دقیقه به بررسی جایگاه ایران در دولت دهم و جایگاه ایران در جهان در دولت یازدهم بپردازند. اما در دو مناظره اخیر سه کاندیدای جریان اصولگرا اقدامات مهم و بزرگ دولت روحانی را در عرصه‌های مختلف در نظر نگرفتند. در حالی که اختلاف طبقاتی، تورم و مشکلات سیاسی و فرهنگی در دولت روحانی حل شده است. سیدابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف خود نیز می‌دانند که بخش مهمی از ریشه‌های فساد مربوط به دولت قبل است، اما امروز به عنوان رقیب روحانی می‌خواهند رئیس دولت یازدهم را از پا درآورند. به همین دلیل مدام می‌گویند که همه مشکلات در دولت روحانی ایجاد شده است! در حالی که حتی یک بار نمی‌گویند که گندم در دولت روحانی به خودکفایی رسید. در دولت گذشته میلیاردها تن گندم به کشور وارد می‌شد. سه کاندیدای اصولگرا در مورد افزایش صادارت نفت در دولت کنونی به سادگی دروغ می‌گویند که در دولت روحانی هیچ اتفاقی رخ نداده است. در حالی که همه کشورهای طرف مقابل ایران در توافق هسته‌ای و حتی سایر کشورها به این امر اذعان دارند که برجام و در نهایت رفع تحریم‌ها به نفع ایران بوده است. حتی ترامپ نیز بارها به صراحت اعلام کرده است که قرارداد برجام به نفع ایران و علیه آمریکا بوده است. با کمال تاسف کاندیداهای اصولگرا به هیچ رو انصاف را در مناظره‌ها رعایت نمی‌کنند و بدون در نظر گرفتن نقاط مثبت این دولت، مدام چند مورد را ردیف کرده و درست و غلط بر سر روحانی می‌کوبند. معلوم نیست که بر اساس کدام مبنای علمی و آماری96 درصد و 4 درصد می‌گویند و شهردار تهران جزو کدام دسته از این افراد است؟ به راستی مسبب شکاف طبقاتی چه کسی است؟ جز آن است که شهردار تهران در این وضعیت نقش پررنگی داشته است؟ با نگاهی به زندگی مردم در جنوب شهر تهران و برج‌های سر به فلک کشیده شمال تهران به آسانی می‌توان به پاسخ رسید. انتظار می‌رود کاندیداهایی که به نقد دولت می‌پردازند پاره‌ای از خدمات دولت در همه ابعاد را در نظر بگیرند؛ در چنین شرایطی سید مصطفی میرسلیم و دو کاندیدای دیگر اصولگرا مدعی هستند که فضا برای نقد وجود نداشته است! تهمت‌ها، انتقادها و هجمه‌هایی که از سوی برخی سایت‌ها و روزنامه‌ها به دولت وارد شد، در هیچ دولتی رخ نداد. در برخی روزنامه‌ها از ابتدا تا انتها جمله و محتوایی جز هجمه و حمله به دولت مشاهده نمی‌شود. یکی از روزنامه‌ها روزی نیست که با دروغ‌پردازی و محتوای تند و آمارهای غیر واقعی به دولت حمله نکند و فراموش می‌کنند که به چنین محتوایی نمی‌توان انتقاد گفت! با وجود اینکه در دوران اصلاحات شاهد ایجاد بحران از سوی منتقدان و هجمه‌های سنگین آنها نسبت به دولت بودیم اما سنگین‌ترین هجمه‌ها و بحران‌سازی‌ها در دولت یازدهم نسبت به روحانی و کابینه‌اش رخ داده است. بنابراین انصاف در حق نامزدهای طرفدار دولت به‌ویژه شخص دکتر روحانی رعایت نشده است. باید در نظر گرفت که وقتی نامزدهای اصولگرا در مناظره‌ها، اخلاق، انصاف و تقوا را رعایت نمی‌کنند، قطعا در وعده‌های آنها نیز تقوا وجود ندارد. بنابراین این امید می‌رود که در مناظره سوم اندکی به خدمات دولت توجه شود. از سوی دیگر به هیچ وجه نمی‌توان شاهد جهتگیری‌های یکسویه صدا و سیما در مناظره‌ها و پس از آن بود. زمانی که شورای نظارت بر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری بیانیه می‌دهد که همه  کاندیداها برگرد یک میز دور هم جمع شوند، چرا صدا و سیما بی‌طرف نباید باشد؟ اخباری از تلویزیون پخش می‌شود که در آن به سفر ظریف به پاکستان اشاره می‌شود؛ آن هم بعد از ماجرایی که برای مرزبان‌ها در میرجاوه اتفاق افتاد. آیا این خبر آن‌قدر اهمیت ندارد که آخرین خبر صداوسیما نباشد؟ وقتی با وجود چنین خبر مهمی، نخستین خبر درباره گرانی باشد شائبه‌ای به وجود می‌آید که گوینده خبر بی‌طرف نبوده و دارای جهتگیری خاصی است. یکی دیگر از نقدهای جدی که نسبت به عملکرد صدا و سیما در مناظره‌ها وجود دارد این است که وقت کافی برای پاسخگویی به کاندیداها داده نمی‌شود. زیرا طرح سوال 4 دقیقه زمان می‌برد، اما فرصت پاسخگویی کاندیدای طرفدار دولت تنها 2 دقیقه بود، این مساله باید از سوی شورای نظارت بر تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری حل شود.

منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از36
بازگشت به بالا