چهارشنبه, 04 بهمن 1396 08:44

الهیات محیط زیست

سیدمصطفی محقق داماد
فساد،رشوه زلزله
محسن آزموده
در هفتاد و دو سالگی محكم و استوار گام بر می‌دارد و ابایی ندارد كه در هوای آلوده و سنگین این روزها كه حتی در باغ موقوفات افشار نیز سینه را می‌آزارد و نور خورشید را كم‌رمق می‌كند، نیم ساعت جلوی خبرنگار و عكاس روزنامه بایستد. شمرده، با صدای رسا سخن می‌گوید و در پایان مصاحبه هم با روی باز به ما اختیار كامل ‌دهد كه هر بخشی را خواستیم، كار كنیم. سید مصطفی محقق‌داماد در میان عالمان سنتی ویژگی‌های متمایزی دارد: از خانواده‌ای صاحب‌نام است، پدرش سید محمد محقق‌داماد از فقیهان نامدار شیعه در سده چهاردهم قمری است، پدربزرگ مادری‌اش شیخ عبدالكریم حائری‌یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم و خودش شاگرد و داماد آیت‌الله میرزا هاشم آملی است. غیر از تحصیلات حوزوی كه پیش از انقلاب تا درجه اجتهاد پیش رفته، در دانشگاه‌ نیز تحصیل كرده و پس از گذراندن دوره كارشناسی ارشد حقوق و فلسفه اسلامی در دانشگاه تهران در سال ١٩٩٥ از دانشگاه كاتولیك لوون دكترای حقوق اخذ كرده است. غیر از فارسی به زبان‌های عربی و انگلیسی نه فقط تكلم می‌كند كه می‌نویسد و با زبان فرانسه نیز آشنایی دارد. به موضوعات متفاوتی از علمای سنتی هم علاقه دارد؛ نمونه‌اش بحث از نگاه دینی و فقهی به محیط‌زیست است یا مقالات كثیر و مفصلی كه درباره حقوق بشر اسلامی نوشته است. البته محقق‌داماد بعد از انقلاب اسلامی سمت‌های اجرایی و قضایی هم داشته است. مثلا از سال ١٣٦٠ تا ١٣٧٣ رییس سازمان بازرسی كل كشور بوده و اكنون نیز غیر از استادی دانشگاه عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران و عضو هیات امنای سازمان اسناد و كتابخانه ملی است. در كنار اینها باید به رابطه صمیمانه او با محققان ایران‌دوست و چهره‌های فرهنگی معاصر اشاره كرد، تا جایی كه همواره نامش در مراسم فرهنگی و نشست‌های پژوهشی و بزرگداشت‌ها در صدر نوشته می‌شود و هم‌اكنون رییس شورای تولیت موقوفات مرحوم دكتر محمود افشار یزدی را برعهده دارد. دیدار ما با او نیز در محل همین موقوفات امكان‌پذیر شد؛ به بهانه مراسم رونمایی از ارج‌نامه‌ای با عنوان «مردی از تبار خرد و فضیلت» كه قرار است امروز در فرهنگستان علوم برگزار شود. گزارش این مراسم فردا در «اعتماد» منتشر خواهد شد. اما موضوع گفت‌وگوی حاضر دغدغه این روزهای مردم است: محیط‌زیست، منتها از منظر یك «عالم دینی». از جناب استاد محقق داماد پرسیدیم كه چرا با وجود اینكه از یك سو جامعه ما جامعه دینی است و از سوی دیگر به نظر او دین اسلام قوی‌ترین توصیه‌ها را در حفظ محیط‌زیست داشته، شرایط زیست محیطی ایران اینچنین بحرانی و ناگوار به نظر می‌رسد. از نظر او فقها در این زمینه كم‌‌كاری كرده‌اند و از نیروی دین برای حل سوال‌های زیست محیطی بهره گرفته‌‌اند.
شاید تا یك دهه پیش بحث درباره محیط‌زیست موضوعی درجه دوم و ناضرر تلقی می‌شد. به همین دلیل شما از معدود صاحبنظران علوم دینی هستید كه از دهه‌ها پیش به موضوع محیط‌زیست توجه داشته‌اید. مثلا سال ١٣٩٣ كتاب مهم الهیات محیط‌زیست را منتشر كردید. اما مساله بحران‌های زیست‌محیطی امروز دیگر از یك امر فانتزی و مورد توجه افراد یا گروه‌های خاص به معضلی فراگیر همه آحاد جامعه بدل شده است. ما امروز در وضعیتی هستیم كه وقتی از خانه بیرون می‌رویم، از هوای آلوده رنج می‌بریم و وقتی به خانه باز می‌گردیم، نگران زلزله هستیم! یعنی گویی رفتار نادرست ما در محیط‌زیست و طبیعت گریبان ما را گرفته و رها نمی‌كند. شما در آثار و گفتارتان همواره تاكید كرده‌اید كه توجه به محیط‌زیست در نظام اندیشه دینی و اسلامی مورد توجه و تاكید قرار گرفته است. اما پرسش این است كه چرا با وجود این تاكیدات به لحاظ عینی و عملی از سوی جامعه و مردم حفظ محیط‌زیست رعایت نشده است؟ به هر حال مردم در ایران كه دیندار هستند و حكومت‌ها نیز در طول تاریخ كم و زیاد به این دیانت توجه داشته‌اند، به خصوص بعد از انقلاب كه اساسا حكومت دینی بوده است. پس چرا با وجود تاكیدات دینی ما اینچنین با طبیعت به صورت ناروا رفتار
می‌كنیم؟
اولا سپاسگزارم از جریده محترمه «اعتماد» كه اهتمام كرده و این فرصت را برای من فراهم آورده است تا نظراتم را بازگو كنم. در پاسخ به پرسش شما مطالبی را عرض می‌كنم كه شاید در كتاب مذكور نیامده باشد. نخست اینكه ادیان توحیدی و الهی متهم هستند كه موجب تخریب محیط‌زیست هستند. این قضیه چندین سال پیش (١٩٦٧) نخست در یك مقاله (نوشته تانسند وایت، استاد تاریخ قرون وسطی دانشگاه پرینستون و استنفورد امریكا) علیه یهودیت و مسیحیت بیان شد. یعنی در وهله اول اسم اسلام مطرح نبود و ادعا شده بود كه این دو دین (یهودیت و مسیحیت) موجبات تخریب محیط‌زیست هستند، زیرا اینها بشر را «عزیز بی‌جهت» بار آورده‌اند و گفته‌اند كه جهان برای تو خلق شده است و زمین برای توست و چون انسان این احساس را كرده، به عنوان مالك زمین به نحو غیرمنطقی از طبیعت بهره‌برداری كرده است. به عبارت دیگر بنا به این دیدگاه، در ادیان یهودیت و مسیحیت چون خدا به انسان گفته كه همه طبیعت برای تو آفریده شده و انسان گل سرسبد آفرینش است و همه آفرینش برای اوست، بنابراین بشر خودش را مالك طبیعت دانسته است. بعدها این دیدگاه از اختصاص به یهودیت و مسیحیت بیرون آمد و به تدریج به اسلام نیز توسعه پیدا كرد (در سال ١٩٨٣ كیت توماس، استاد تاریخ بریتانیایی كتابی در این زمینه نوشت.) من در كتاب الهیات محیط‌زیست تقریبا مدافع این دیدگاه بودم كه ادیان ابراهیمی به طور كلی و خصوصا اسلام كه منبع اصلی‌اش قرآن است، دقیقا برعكس این نظر منتقدان است، یعنی ما را تحذیر كرده و تذكر داده كه ‌ای انسان! زمین امانتی به دست توست و باید آن را آباد كنی و از فساد در ارض بپرهیزی. یك معنای جزیی فساد در ارض همین چیزی است كه در فقه به آن اشاره می‌شود. اما در معنای كلی هرگونه تخریب محیط‌زیست به معنای فساد در ارض تلقی می‌شود و از این جهت به بشر تذكر داده شده است كه زمین و آب و هوا را فاسد نكن. در آنجا همچنین به یك نگرش فلسفی اشاره كرده‌ام و گفته‌ام كه بنا به فلسفه حكمت متعالیه محیط‌زیست انسان خداوند است، یعنی ما محاط به خداوند هستیم و خداوند محیط بر ما است. طبیعت تجلی الهی است و تجاوز به این تجلی الهی موجب غضب الهی می‌شود. بنابراین خداوند به هیچ‌وجه تحریك به تخریب محیط‌زیست نكرده است، بلكه برعكس آن است.
بنابراین به نظر شما این تعبیر قرآنی كه انسان خلیفه الهی روی زمین، برایش مسوولیت‌آفرین است، نه اینكه هر كاری می‌خواهد بكند.
بله، خلیفه مسوولیت دارد و باید آنچه به امانت به او داده شده را حفظ كند. فرض كنید من مدیر یك شركت هستم و بخواهم مسافرت كنم و به كسی بگویم كه تو جانشین من هستی. این جانشین باید اداره را حفظ كند، نه اینكه آن را تخریب كند. ضمن آن در قرآن تصریح شده است كه «ولا تُفْسِدُوا فِی الْأرْضِ بعْد إِصْلاحِها» (سوره اعراف، آیه ٥٦) یعنی زمین به نحو صالح به دست شما رسیده است و نباید آن را فاسد كنید. من در آنجا به طور مفصل آیات قرآنی در این زمینه را آورده‌ام و نظر متكلمان و مفسران و فقها و فیلسوفان اسلامی را در این زمینه ارایه كرده‌ام. اما شما گفتید كه چرا مردم كه متدین هستند، به این نكات توجه نمی‌كنند. بنده از سنه ١٣٦٥ یعنی تقریبا سی سال پیش كار روی محیط‌زیست را آغاز كردم و در این زمینه مقالاتی نوشتم هم به زبان‌های انگلیسی و عربی كه در كنفرانس‌های بین‌المللی ارایه شده است و هم به زبان فارسی كه در همایش‌های ایرانی ارایه شده است. اولین مقاله مربوط به سال ١٣٦٥ است یعنی زمانی كه آقای سیدمحمد خاتمی، رییس‌جمهور اسبق ما در دهه ١٣٦٠ وزارت ارشاد را به عهده داشت (از سال ١٣٦١ تا ١٣٧٠). آن زمان هنوز سازمان ارتباطات تشكیل نشده بود و رایزن‌های فرهنگی زیرنظر وزارت ارشاد بود. ایشان از من خواست كه به كنفرانسی در آتن یونان بروم كه موضوعش انسان و طبیعت بود. در آن زمان اولین مقاله در زمینه محیط‌زیست را به زبان انگلیسی نوشتم. بعدا در دوره اول ریاست‌جمهوری آقای خاتمی كه خانم ابتكار، رییس سازمان محیط‌زیست شد، این مقاله را به شكل جزوه منتشر كرد.
دیدگاه شما سی سال پیش راجع به محیط‌زیست چه بود؟
در آنجا این بحث را مطرح كردم كه آیاتی در قرآن وجود دارد كه ارتباط آشكار و مستقیم به مساله محیط‌زیست دارد. یكی از آنها همین آیه‌ای است كه خواندم (آیه ٥٦ سوره اعراف). در آنجا این بحث فساد در ارض را توسعه به مساله‌ای عمومی دادم و نوشتم كه مساله فساد در ارض به چه معناست و آن را به فساد در محیط‌زیست تطبیق كردم. بعد هم مساله احاطه پروردگار بر عالم و نگاه عارفان و فلاسفه اسلامی را مطرح كردم. بعدا در كنفرانسی كه در جده (عربستان) با عنوان «البیئه (الطبیعیه) من وجهه نظر اسلام» یعنی محیط‌زیست از نظر اسلامی مقاله‌ای به زبان عربی ارایه كردم. همچنین در كنفرانسی در سوییس به این موضوع پرداختم و خلاصه در این سال‌ها از موضوع محیط‌زیست غافل نشدم و همچنین به تدریج مقالاتی به زبان فارسی نوشتم كه مجموع آنها كتاب الهیات محیط‌زیست شد.
آیا در این نوشته‌ها به بحث فقه محیط‌زیست هم پرداختید یا صرفا موضوع را از منظر قرآنی و كلامی و عرفانی و فلسفی بررسی كردید؟
خیر، هیچ كدام از اینها كه ذكر شد، بخشی درباره فقه محیط‌زیست نداشت. اما وقتی خواستم كتاب را به فارسی منتشر كنم، ٤٠-٣٠ صفحه جدید نوشتم كه بطور خاص به مساله فقه محیط‌زیست اختصاص دارد. الان در نظر دارم این بخش را به صورت كتاب مستقلی ارایه دهم. این دیدگاه جدید است. از همین‌جاست كه می‌خواهم به پاسخ سوال اول شما بپردازم كه گفتید چرا مردم متدین به محیط‌زیست توجه نمی‌كنند. جوابش این كه واقعیت این است كه فقهای ما مباحث زیست‌محیطی را به عنوان یكی از احكام شریعت مطرح نكردند و از احكام دین برای حفظ محیط‌زیست استفاده نكرده‌اند. در فقه ما كتاب طهارت و كتاب نجاست هست، به احكامی چون نماز و روزه توجه شده است، اما یك بابی تحت عنوان مسائل شرعی زیست‌محیطی وجود ندارد. اگر رساله‌های عملیه را ملاحظه كنید، می‌بینید كه بابی تحت عنوان تخریب محیط‌زیست مطرح نكرده‌اند. مثلا به اینكه كسی درخت را قطع كند یا آب را آلوده كند یا ماشینش دود كند، اشاره نشده است. در حالی كه من به عنوان یك نفر آشنا به این مطلب معتقدم فقه اسلامی توان پرداختن به این مسائل را دارد و قواعدی در آن هست كه این قواعد كاملا می‌تواند برای ما یك محیط‌زیست سالم بسازد. این دیدگاه بنده است و در رساله محیط‌زیست ثابت كرده‌ام كه چگونه این قواعد به آن نتایج خواهد رسید. ما از این قواعد فقهی كم استفاده كرده‌ایم. بنابراین به نظر من در پاسخ به سوال شما ما از اهرم دینی كم استفاده كرده‌ایم. برای نمونه در دهه آخر ماه صفر كه گذشت، دوستی مرا به مجلس روضه‌ای در منزلش دعوت كرد تا در آن به عنوان مستمع حاضر شوم. قرار نبود من سخن بگویم. بین منزل ما تا آنجا یك ساعت فاصله بود و چون اصرار كرده
بود، رفتم. عده زیادی از مردم در این مجلس شركت كردند. آقایی كه سخنران منبر این مجلس بود، در ابتدا چند مساله گفت كه احساس كردم این مسائل هیچ‌وقت برای كسی اتفاق نمی‌افتد. یعنی مسائلی كه ایشان قبل از ورود به مباحث موعظه مطرح كرد، مسائلی بود كه فكر نمی‌كنم در زمان ما با شرایط زندگی روزمره فعلی هیچ‌وقت اتفاق بیفتد. بعد از جلسه به این آقا گفتم كه یك ساعت از منزلم كه خیلی هم دور نبود، اما به دلیل ترافیك، وقت صرف كردم تا به این مجلس بیایم. یك ساعت هم پای منبر نشستم و در برگشت هم باز یك ساعت وقت باید صرف كنم. این زمان برای افراد دیگری هم كه در این جلسه حضور داشتند، صدق می‌كند. اگر این جمعیت را در سه ساعت ضرب كنید، می‌بینید كه زمان زیادی وقت صرف شده است. حالا فكر می‌كنید، این مسائلی كه شما مطرح كردید، برای كدام یك از این افراد اتفاق می‌افتد؟ آیا بهتر نبود مسائلی را مطرح كنید كه به درد مردم و مشكلات امروز ما بخورد؟ از من پرسید كه چه می‌گفتم؟ پاسخ دادم كه من چند مساله می‌گویم و بهتر است شما فردا شب اینها را بگویید و ببینید كه آیا اینها مسائل مردم هست یا خیر. مثلا بگویید هر گاه كسی سطل یا كیسه زباله‌اش را بیرون منزل بگذارد و درش را نبندد و مگس و پشه دور آن زباله جمع شود و روی آشغال‌ها بنشیند و بعد برود روی زخم كسی بنشیند و آن فرد بیمار شود، كسی كه در سطل یا كیسه زباله را نبسته ضامن و پیش خدا مسوول است. یعنی اولا فرد خاطی كار حرامی كرده است و ثانیا هر خسارتی كه به دیگری خورده، شخص خاطی ضامن است. مساله دیگر اینكه اگر اگزوز اتومبیل فردی دود می‌كند و كارشناسان بگویند دود این ماشین یقینا برای سینه افراد مضر است، این فرد هم كار حرام كرده و سوار آن ماشین شده و هم ضامن ضرری است كه به دیگران وارد كرده است. مساله دیگر اینكه اگر كسی در اتوبان حین رانندگی بوق زیاد بزند و صدای بوقش فرزند فرد دیگری را در اتومبیلش كه در اتوبان هست، بیدار كند و در مغز این بچه تاثیر بگذارد، این كار حرام است. خلاصه این مسائل را به آن فرد گفتم و او فردا این نكات را گفته بود و مردم هم خیلی استقبال
كرده بودند.
این جا مساله مهمی پیش می‌آید. مساله محیط‌زیست، متاخر و مربوط به زمان ما است. اگر این مسائل به این شكل در رساله‌های عملیه مطرح شود، هم ممكن است از طرف مردم اعتراض‌هایی شكل بگیرد و هم از سوی برخی فقهای سنتی.
حق با شما است. به زودی كتابی از من منتشر خواهد شد كه باب اول آن مباحث محیط‌زیستی است.
ممكن است كسی از شما تقلید نكند؟
البته من نمی‌خواهم تقلید كنند.
حتی ممكن است فقهای سنتی اعتراض كنند؟
نه اعتراض نمی‌كنند. اتفاقا بعدا دنبال من خواهند آمد و خواهید دید كه این مسائل به كتاب‌های فقهی راه پیدا خواهد كرد. كسی باید شروع كند. البته من مرجع تقلید نیستم، اما ممكن است عده‌ای پیروی كنند. این مسائل اختلافی نیست. آنچه را آنجا می‌آورم، فتوای شخصی خودم نیست. همان فتوایی است كه به استناد اجماع فقها صورت گرفته است و همه باید عمل كنند و قرار نیست مقلد من باشند. این مسائل جدید است اما قواعد كلی آنها از قدیم بوده است. حرمت ایذاء (اذیت و آزار رساندن به) دیگری مسلم است. قاعده لاضرر كه جدید نیست و از زمان پیغمبر اكرم (ص) بوده است. آن حدیث شریف كه می‌گوید كسی كه در راه مردم مانعی ایجاد كند، چه مسوولیت‌هایی دارد، جدید نیست. كتاب قواعد فقه من ٣٢ چاپ خورده است و بیشترش همین قواعد است. بنابراین این قواعد هست و باید زحمت كشید و استخراج كرد. اما یك مباحثی نیز جدید است. مثل اینكه باغی تاسیس شده و درختان كهنی در آن هست، حالا فرض كنید كارشناسان امر بگویند درختان این باغ برای تصفیه هوا موثر است و اگر این درختان نباشند، بچه‌های مردم روز به روز ضعیف‎تر و نحیف‎تر و معلول‌تر و بیچاره‌تر می‌شوند. در این صورت آیا مالك باغ مجاز هست درختان آن را قطع كند و برای استفاده بیشتر به جایش آهن نصب كند؟ این مساله فتوا می‌خواهد و مجتهدی باید چنین فتوایی بدهد.
اگر صاحب باغ بگوید این باغ ملك شخصی من است و به اصل رعایت مالكیت خصوصی استناد كند، چه
می‌شود كرد؟
آفرین! اینجا دو مساله پیش می‌آید، یعنی از یكسو می‌‎گوییم مالكیت خصوصی محترم است و مبتنی بر این اصل است كه «الناس مسلطون علی اموالهم» اما از سوی دیگر قاعده لاضرر و لاضرار را داریم كه پیامبر (ص) آن را فرموده است. بنابراین اگر مجتهد نظرش این باشد كه قاعده لاضرر، قاعده الناس مسلطون را هم برای اشخاص خاص و هم برای عموم محدود می‌كند و فرقی نمی‌كند كه زیان به فرد برسد یا جامعه، آن گاه می‌تواند فتوا بدهد كه نباید این درختان قطع شود. آنچه در كتاب نوشته‌ام، بیشتر ناظر به فتواهای عمومی است، اما در برخی مسائل هم اجتهاد جدید لازم است. بنابراین علت عدم رعایت محیط‌زیست توسط مردم آن است كه از اهرم دین برای حفظ محیط‌زیست استفاده نشده است. در حالی كه جنگل‌ها و دریا و فضا و صحرا انفال یعنی اموال عمومی هستند و تخریب جنگل، تخریب انفال و قطعا كاری حرام است. خداوند در قرآن كریم فرموده است كه هیچ كس مالك انفال عمومی نمی‌شود و متعلق به عموم است و باید همیشه برای كل بشریت باقی بماند. به چه مناسبت كسی حق داشته باشد جنگل یا كوه را ویران كند...
یا ساحل دریا را بفروشد...
بله، اینها انفال است. اینها در درون فقه و شریعت است. در شریعت تصریح شده كه فروش اینها باطل و حرام و خلاف شرع است. بقیه بحث البته اجتهاد شخصی است. من معتقدم اگر كسی بخواهد ساختمان بسازد، تا حدی عرفی یعنی یك یا دو یا سه طبقه حق دارد، اما وقتی فردی بخواهد بیش از حد عرف بسازد و پنجاه طبقه بالا برود، اگر كارشناسان بگویند این جلوی وزش باد را می‌گیرد و این كار باعث تخریب سینه بچه‌های مردم می‌شود، یقینا كار او خلاف شرع است. فروش تراكم توجیه شرعی و فقهی ندارد.
برخی روشنفكران دینی می‌گویند ما باید تلاش كنیم تا جایی كه می‌توانیم حضور دین را در عرصه‌های اجتماعی حداقلی كنیم و دایره مباحات را بیشتر كنیم. اینكه شما می‌گویید قوانین تازه‌ای به لحاظ فقهی و حقوقی ایجاد شود، با این دیدگاه سازگار نیست.
مباحات در جایی است كه موجب آزار دیگران نباشد. همیشه آزادی را ایذاء دیگران محدود می‌كند. من تا وقتی آزاد هستم كه آزارم به دیگران نرسد و شما هم همین طور.
اما اینكه این احكام قانون شود، كار را سخت می‌كند.
من اصرار ندارم كه قانون شود و كاری به قانون ندارم. شما گفتید چرا مردم دیندار در عین حال توجهی به حفظ محیط‌زیست ندارند و من گفتم چون از اهرم دین می‌شد استفاده كرد و استفاده نشد. مثلا از متدینین بپرسید كه برای رضای خدا و تقرب الی‌الله اموال‌شان را چگونه وقف كرده‌اند؟ می‌گویند وقف مسجد یا حسینیه كرده‌اند. اخیرا عده‌ای روشنفكرتر وقف مدرسه و دانشگاه كرده‌اند. اما موقوفاتی كه وقف فرهنگ و تالیف و نشر كتاب باشد، تازه تك و توك پیدا می‌شود. مرحوم دكتر محمود افشار تمام هستی‌اش را برای چاپ كتاب در ادبیات فارسی و حفظ و تحكیم وحدت ملی و تاریخ و جغرافیای ایران وقف كرد. اما چنین نمونه‌هایی بسیار كم است یا بنیاد خیریه البرز. این موارد بسیار كم است.
آیا كسی شده باغ چند هكتاری‌اش را در تهران كه هر مترش چندین میلیون تومان ارزش دارد وقف كند به شرط اینكه همیشه در قلب شهر این درختان باقی بماند تا مردم از هوایش استفاده كنند؟ آیا كسی چنین كاری كرده است؟ من نشنیده‌ام. یك نفر در مشهد این كار را كرد، مرحوم ملك كه كتابخانه ملك را تاسیس كرد، باغ وكیل‌آباد مشهد را وقف كرد و كسی حق ندارد آن درختان را ببرد. البته نمی‌دانم الان به آن تجاوز شده است یا نه. بحث از فرهنگ‌سازی است. اینكه قانون نمی‌خواهد. می‌توانیم به كسانی كه باغات و خانه‌های بزرگ در شهر دارند، توصیه كنیم و بگوییم ثواب دارد اگر این وقف برای محیط‌زیست صورت بگیرد. یعنی اگر می‌خواهید در آخرت بهشت داشته باشید، در دنیا زندگی مردم را بهشتی كنید.
یعنی شما می‌گویید این ضمانت اجرایی دارد؟
بله، قانون نباشد، بلكه توصیه باشد. یعنی بگوییم وقف كنید. من دوست دارم كسانی را كه چنین منازلی دارند، به این اقدام خیر تحریك كنم. البته الان كمتر كسی چنین خانه‌ای دارد. من وقتی متولی تولیت موقوفات مرحوم دكتر افشار شدم، متاسفانه در باغ ٢٠ هزار متری، قطعه ساختمان دهخدا ساخته شده بود. گفتم اگر من بودم، اجازه نمی‌دادم این هم ساخته شود و الان اجازه نداده‌ام یك درخت هم قطع شود. این ممانعت را به استناد این سخن واقف به عمل آوردم كه گفتم واقف گفته باغ موقوفات و نظرش این بوده كه این باغ بماند. بسیار به ما توصیه می‌كنند كه این باغ در بهترین جای شهر است و در آن ساختمان‌سازی كنید. من البته اجازه داده‌ام كه ساختمان‌های موجود نوسازی شود، اما اجازه ندادم یك درخت قطع شود، زیرا خلاف وقف است.
شما به راهكار وقف برای حفظ محیط‌زیست اشاره می‌كنید. اما متاسفانه تاریخ ما نشان داده كه چندان به وقف هم پایدار نبودیم. مثلا نمونه‌اش برخی موقوفات است كه حتی اسمش هم عوض شده است.
حالا در زمینه تغییر نام حق با شماست، اما درختش را نباید قطع كرد. بنده به عنوان یك طلبه كوچك متعهد می‌شوم كه روز قیامت باغ جنت به كسانی بدهند كه باغات‌شان را وقف كنند تا همین طور بماند. این برای حفظ محیط‌زیست مردم است. در خیابان فرمانیه، نبش نیاوران یك خانه بزرگ پر از درخت بود. با كمال صراحت شبانه چراغ انداختند و تابلو زدند و درخت‌ها را از ریشه كندند و خاكبرداری كردند. شهرداری هم كاری نكرد و جلویش را نگرفت. البته می‌تواند همان حرف «الناس مسلطون» را بزند و هر كار خواست بكند.
اما اگر صاحب این باغ بزرگ وقف كرده بود كه این باغ به منظور حفظ محیط‌زیست منطقه وقف شود، چقدر
خوب بود! الان باغی در خیابان جمشیدیه به نام باغ معنوی هست. بنده خدمت مقام رهبری نامه نوشته‌ام كه درخت‌های آن را نبرند. بانك ملت می‌خواست درخت‌هایش را قطع كند، یازده برج در آنجا بسازد. آب باغ را قطع كردند تا درخت‌ها خشك شود و آنها را قطع كردند. البته نمی‌دانم وضعیت مالكیت این باغ به چه صورت است. اما اگر مالك آن را وقف می‌كرد تا بچه‌های مردم از آن استفاده كنند، چقدر
بهتر بود. چه اشكالی دارد مردم اهل محل دل‌شان بخواهد كه هوای منطقه‌شان سالم بماند و از شهرداری بخواهند كه این زمین را بخرد و آن را برای استفاده عمومی بگذارد؟ این شواهد را ارایه كردم برای نشان دادن استفاده از حربه دین برای حفظ محیط‌زیست چگونه می‌توان استفاده كرد. هم از قرآن، هم از فقه و روایات می‌توان استفاده كرد. حجم عظیمی از آیات و روایات برای حفظ محیط‌زیست جمع‌آوری كرده‌ام، نه محیط‌زیست به معنای خاص یعنی سبزه و هوا زیرا محیط‌زیست فقط به اینها خلاصه نمی‌شود. یكی هم مساله حیوانات است. ما چه وقت اجازه داریم حیوانات را از بین
ببریم؟ این جزو احكام ما است، در روایات و احادیت ما هست كه حق نداریم یك گربه یا حیوانی را كه موذی نیست از بین ببریم. حتی حیوان موذی را باید از محل زندگی خودمان بیرون كنیم، نه اینكه از بین ببریم. حق نداریم آن حیوان را بكشیم. البته این منبع عظیم و تراث بزرگ معارف دینی در دسترس ما است و ما باید از این تراث عظیم بهره‌برداری و آنها را به مردم
معرفی كنیم.
به احكامی كه می‌تواند مردم را به حفظ محیط زیست وادارد، اشاره كردید، اما حكومت‌ها را چطور می‌توان به حفظ محیط‌زیست وادار كرد؟
اگر حكومت را به معنای وسیع در نظر بگیریم و شهرداری را هم ذیل آن بدانیم، واقعیت آن است كه در یك مقطعی ما زیان عظیمی كردیم، چه در تهران و چه در شهرستان‌ها. البته تهران برای شهرهای دیگر الگو و سرمشق شد. من متولد قم هستم، تا اول انقلاب یك عمارت برج در قم نبود. اخیرا پیدا می‌شود. قبلا چنین نبود. از تهران این مساله به شهرها و شهرستان‌های دیگر سرایت كرد. آن مقطعی كه زیان كردیم این بود كه شهرداری بی‌پول شد و درآمد شهرداری كم شد. می‌خواست در تهران تحول ایجاد كند، زیرا تهران مترو و اتوبان و بزرگراه و... نیاز داشت و پول نداشت.
درآمد شهرداری از عوارض سالانه و عوارض ساخت‌وساز و نوسازی ساختمان‌هاست. به همین خاطر شهرداری از خدا می‌خواست كه ساخت‌وساز زیاد شود كه عوارض بگیرد. یك برج كه ساخته می‌شد، چند میلیارد می‌گرفت. اما این برایش كم بود. به همین خاطر تراكم را فروخت. این تراكم‌فروشی ضربه مهلكی به محیط‌زیست زد. فروش تراكم آغاز تخریب محیط‌زیست بود. از مرحوم استاد ایرج افشار، مورخ و فرهنگی بزرگ كشورمان شنیدم كه نسیمی از گلاب‌دره همیشه می‌آمده است و منطقه نیاوران را خنك می‌كرده و تا دروس و محله‌های اطراف آن می‌رفته است. جلوی این نسیم را عمارت‌های بزرگ گرفته‌اند. دفع ضرر محتمل واجب است و اگر خدای نكرده زلزله‌ای شود، این زلزله منهای تخریب‌ها راه فرار و رساندن كمك را می‌گیرد. به این جهت كه در یك كوچه كوچك شهرداری از خدا می‌خواسته كه ساختمان‌های بلند مرتبه ساخته شود و از آنها عوارض گرفته شود. به همین خاطر این كار شده است.
به نكته مهمی اشاره كردید، یعنی بحث زلزله كه در آغاز بحث هم به آن اشاره كردم. این روزها نگرانی زیادی در میان مردم از بحث زلزله به واسطه اتفاقاتی كه رخ داده، پدید آمده است و از سوی دیگر نیز شاهدیم كه برخی با استناد به مباحث دینی آن را ناشی از گسترش گناه و فساد در جامعه می‌دانند.
بله، دقیقا همین طور است. بعضی از ائمه جمعه این نكته را تكرار می‌كنند. بنده معتقدم این درست است اما با تفسیری كه خودم عرض می‌كنم. بله، گناه باعث این بلاها است. اما كدام گناه؟ چرا خانه‌ها در ایران در اثر زلزله خراب می‌شود و در ژاپن این طور نمی‌شود؟ این زلزله كه آنجا بیشتر است.
چطور شده است كه در ژاپن ساختمان‌ها خراب نمی‌شود؟ من خودم در ژاپن در كنفرانسی بودم، زلزله آمد، تمام تابلوها از دیوارها افتاد، اما یك ترك بر ساختمان نیفتاد. حتی كسی از جایش حركت نكرد و گفتند بحث را ادامه دهید، طوری نمی‌شود. علت آن است كه اولا عالمان و آرشیتكت‌ها و مهندسین سازه‌شان فكر كرده‌اند كه چه كنیم كه ساختمان‌ها با چند ریشتر خراب نشود. ثانیا دستورالعمل‌هایی را برای نحوه ساخت‌وساز به شهرداری ابلاغ كرده‌اند. ثالثا برای ساختمان‌ها ناظر گذاشته‌اند. رابعا عملیات ساخت‌وساز از اول تا آخر زیرنظر ناظر باید باشد و در آخر هم پایان كار امضا می‌شود. این كارها را انجام داده‌اند و عمل شده است. این چند روز به این فكر می‌كردم كه چرا این كارها در ایران عملیاتی نمی‌شود؟ متوجه شدم كه ما مصوبه قانونی داریم و به شهرداری ابلاغ شده و شهرداری نیز به مهندسین‌ناظر ابلاغ كرده است، اما بعضی مهندسین‌ناظر یك حقی می‌گیرند و یك بار هم بر سر ساختمان‌ها نمی‌روند. بنابراین شاهدید كه گناه باعث خرابی ساختمان‌ها می‌شود، اما این جور گناه. نه گناهانی كه آقایان بر می‌شمارند، بلكه گناهانی مثل گناه عدم انجام وظیفه، گناه خوردن مال حرام؛ مال حرامی كه مهندس می‌گیرد و سر كار حاضر نمی‌شود یا رشوه‌ای كه می‌گیرد و برگه را امضا می‌كند. گناه بدتر از آن مربوط به خود مردمی است كه به مسوول می‌گوید از من رشوه بگیر تا بتوانم خانه‌ای بسازم كه بر سرم خراب شود. چه گناهی بالاتر از این؟ این گناه بالاتر است یا آن گناهان؟! البته بدحجابی و بی‌حجابی گناه است، اما این گناهان بدتر است. شك نیست كه آنها گناه است، اما آیا رشوه گرفتن و اجازه دادن به ساخت ساختمانی كه با یك تكان همه بیمارستان فرو می‌ریزد، گناه بزرگ‌تری نیست. گناهكار آن دستگاهی است كه باید ناظر را محاكمه كند و نمی‌كند. بازپرسی كه ناظر را احضار نكرد، گناهكار است. ما در این زلزله كرمانشاه واقعا غمگین شدیم، همه ملت ناراحت شد، قلب ملت تپید و اشك‌شان بر گونه‌های‌شان لغزید، اما یك درسی نیز باید از این زلزله بگیریم. این درس آن است كه به نظر بنده می‌رسد. بنده از دادستان كل كشور خواهش می‌كنم فرمان بدهد، تمام ناظرینی كه در آن منطقه زیر برگه پایان كار آن ساختمان‌ها را امضا كردند، اعم از ساختمان‌های شخصی و ساختمان‌های عمومی مثل بیمارستان‌ها و مدارس و... احضار شوند و از آنها پرسیده شود كه چرا پایان كارها را امضا كردند و كنترل نكردند. همه باید بازخواست شوند. بازخواست بكند و اگر نكند این گناهكار است و گناه او باعث این بدبختی‌ها می‌شود. بنابراین به نظر من روایات كاملا درست است و اشتباه نكرده‌اند. فساد اداری و گناهكاری باعث زلزله شده است. گناه رشوه باعث این قضیه شده است. گناه جهل مردم را هم باید در نظر گرفت. چه گناهی از جهل بالاتر است. گناه آن برج‌سازی كه برای استفاده كلان‌تر بیش از حد معمول ساختمانی می‌سازد كه بر اثر زلزله ویران می‌شود و مردم كشته می‌شوند. سنت الهی است كه زمین وقتی در شرایط خاصی قرار بگیرد، می‌لرزد. این سنت الهی است.
عقرب اگر نگزد كه عقرب نیست. خاك بر سر عقربی كه نگزد! آن عقرب خری است (خنده)! گناه از من است كه شب جایی می‌خوابم كه عقرب آنجاست. من باید خانه‌ام را محكم بسازم، وگرنه به تعبیر حاج ملاهادی سبزواری «زلزله الارض لحبس الابخره»، یعنی جمع شدن بخار و گسل و اینها قانون طبیعت است. فرض كنید كه باران نیامده است و دعا می‌كنیم كه خداوند باران ببارد و آیه ٢٨ سوره شورا را زیاد می‌خوانیم كه: «و هُو الّذی ینزِّلُ الْغیث مِنْ بعْدِ ما قنطُوا و ینْشُرُ رحْمتهُ و هُو الْولِی الْحمیدُ» اما كسی كه لباسش را زیر باران بگذارد، حق ندارد بگوید كه چرا باران باریده و خدا لباس من را‌ تر كرده است؟! این حرف عقلانی نیست. او باید لباسش را جایی پهن كند كه باران آن را خیس نكند. ما به خودمان ظلم كرده‌ایم. قرآن مجید می‌فرماید: «ظهر الْفسادُ فِی الْبرِّ والْبحْرِ بِما كسبتْ أیدِی الناسِ لِیذِیقهُمْ بعْض الذِی عمِلُوا لعلهُمْ یرْجِعُون» (سوره روم، آیه ٤١) یعنی مردم خودشان باعث خرابی خانه‌شان هستند. بنده وارد نیستم. باید از مهندسین پرسید. اگر مهندسین كوتاهی كرده‌اند، باید پاسخگو باشند. آرشیتكت‌های كشور كجا هستند؟ باید مطالعه كنند و ببینند كه چرا در كشورهای پیشرفته مثل ژاپن هر روز بر اثر زلزله خرابی‌های ناگوار پیش نمی‌آید. چرا نمی‌شنویم؟! آنجا كه بیشتر از ایران زلزله می‌آید.
جالب است كه وقتی زلزله می‌آید، ما از خانه‌های ساخت دست خودمان به طبیعت فرار می‌كنیم.
بله، همین طور است. در هر صورت منظور من این است كه بنده قبول دارم كه گناه باعث زلزله شده است، اما با تفسیر خودم این سخن را می‌گویم. بنده در كتاب الهیات محیط‌زیست نوشته‌ام كه رابطه اخلاق انسانی با طبیعت رابطه‌ای تنگاتنگ است. در این كتاب یك نظریه ارایه كرده‌ام و گفته‌ام كه تاكنون در ذهن همه كس اخلاق را در رابطه انسان با انسان می‌دیدند، در حالی كه چنین نیست و اخلاق امری وسیع‌تر است و به رابطه سه جانبه و مثلثی انسان با انسان با طبیعت باز‌می‌گردد.
قرآن كریم این را می‌گوید. خداوند تبارك و تعالی در سوره شمس می‌فرماید: «والشّمْسِ ضُحاها (١) سوگند به خورشید و تابندگی‌‌اش، والْقمرِ إِذا تلاها(٢) سوگند به ماه چون پی [خورشید] رود، والنّهارِ إِذا جلّاها(٣) سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند، واللّیلِ إِذا یغْشاها(۴) سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد، والسّماءِ وما بناها(٥) سوگند به آسمان و آن كس كه آن را برافراشت، والْأرْضِ وما طحاها(٦) سوگند به زمین و آن كس كه آن را گسترد» تا می‌رسد به اینجا كه می‌فرماید: « ونفْسٍ وما سوّاها(٧) سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد، فألْهمها فُجُورها وتقْواها(٨) سپس پلیدكاری و پرهیزگاری‏‌اش را به آن الهام كرد، قدْ أفْلح منْ زكّاها (۹) كه هر كس آن را پاك گردانید قطعا رستگار شد، وقدْ خاب منْ دسّاها(۱٠) و هر كه آلوده‏‌اش ساخت قطعا درباخت» بنابراین هركس نفسش را تزكیه كند، در آرامش زندگی می‌كند. در این شرایط دیگر مهندس فاسد به وجود نمی‌آید. كارشناس فاسد و ناظر شهرداری فاسد به وجود نمی‌آید. الان ببینید كه ملت از بیماری‌ها می‌نالند. چرا دندان‌های ملت خراب است و بچه‌ها چاق می‌شوند و بیمار می‌شوند؟! زیرا غذاهای ناسالم و فست فود می‌خورند. اینها گناه است. اخلاق بد جامعه بد درست می‌كند. البته باید به بدآموزی هم اشاره كرد. یكی از چیزهایی كه باعث تخریب محیط‌زیست می‌شود، این است كه برخی می‌گویند این دنیا مهم نیست و فرد در آینده به بهشت می‌رود. اینجا هر جور خواستی زندگی كن و باغ بهشت برای پس از مرگ است. اما من معتقدم كسی كه می‌خواهد فردا به بهشت برود، باید دنیای خود را بهشتی كند. كسی كه زندگی مردم را جهنم می‌كند، محال است كه بوی بهشت به مشامش بخورد. اگر كسی می‌خواهد در آخرت به بهشت برود، باید دنیای مردم را جهنمی نكند.
منتشر شده در اندیشه

قم - ایرنا- عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه مبارزه با فساد نباید گزینشی و سیاسی باشد، گفت: متاسفانه گاهی برخی احزاب، گروه ها و جریان های سیاسی در مساله مبارزه با فساد گزینشی و سیاسی عمل می کنند.

حجت الاسلام والمسلمین محمد جعفر سعیدیان روز چهارشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: در کشور ما عزم مقابله با فساد وجود دارد ولی گاهی احساس می شود عده ای برای پوشاندن فساد بزرگ، تلاش های زیادی را انجام می دهند که این نفع نظام نیست. وی گفت: برای پوشاندن فسادهای بزرگ نباید مدام به تخلف های کوچک دامن بزنیم، در حالی که همین تخلف های کوچک هم نباید باشد.

سعیدیان ادامه داد: سخنان رئیس جمهوری در کرمانشاه بسیار دقیق است که نباید به بهانه فیش های حقوقی از اختلاس های میلیاردی چشم پوشی کرد بلکه باید همه این تخلف ها برخورد قاطع صورت گیرد.

استاد حوزه و دانشگاه گفت: مساله فیش های حقوقی نباید باشد و باید با عاملان آن برخورد شود ولی نباید این اقدام به ابزاری برای انتقام گیری سیاسی تبدیل شود، یا به این بهانه مسائل مهم مالی و اختلاس های میلیاردی به فراموشی سپرده شود.

سعیدیان گفت: در دولت های گذشته پرونده های کلان مالی وجود دارد که مبهم است و برخی افراد سعی دارند که کوتاه بیایند و آنها را بپوشانند در حالی که راه مقابله با فساد برخورد جدی، قاطع و شفاف و بدون لحاظ گرایش سیاسی با آن است. وی همچینن از دستگاه قضایی خواست ضمن فعال کردن سیستم نظارتی خود، با جدیت با متخلفان مالی برخورد کند و اجازه ندهد اختلاس های گذشته به فراموشی سپرده شود.

سعیدیان تصریح کرد: همه مسئولان ما بدون درنگ باید با فساد مبارزه کند تا جایگاه کشور در عرصه بین الملل به جایگاهی برسد که در آن فساد جایی نداشته باشد و ایران در ردیف کشورهای مبارزه کننده با فساد قرار گیرد.

دکتر روحانی در جمع مردم کرمانشاه با بیان اینکه مردم منتظر بازگشت اموال غارت شده به بهانه تحریم هستند، تصریح کرد: از قوه قضائیه می خواهم در برابر متجاوزان به اموال مردم یک لحظه درنگ نکند چرا که مردم منتظر حکم نهایی و بازگشت اموال ملت به خزانه عمومی هستند.

رییس جمهوری تأکید کرد: مگر مردم فراموش می کنند که کسانی به بهانه تحریم، اموال آنها را به روش های مختلف به غارت ببرد. وی در ادامه سخنان خود به موضوع پرداخت های غیرمتعارف اشاره کرد و گفت: اولاً با کمال صراحت به ملت ایران اعلام می کنم که متأسفانه در سال های گذشته تخلفاتی در تمام دستگاه های کشور، در این زمینه انجام شده است و این تخلفات تنها به قوه مجریه اختصاص ندارد، بلکه مربوط به همه دستگاه ها و نهادهای عمومی است که در روزهای آینده در مصاحبه مفصلی، ابعاد مختلف آن را برای مردم بیان خواهم کرد

منتشر شده در گفتار

به گزارش خبرنگار ایلنا در قم، غلامحسین کرباسچی، ظهر جمعه در جلسه ماهانه اصلاح‌طلبان استان قم که در محل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم برگزار شد، با اشاره به گزارشی در خصوص فعالیت احزاب اصلاح‌طلب در استان قم، گفت: جدای از اینکه مثلا در استان قم چند گروه اصلاح‌طلب وجود دارد، باید دغدغه ما این باشد که هر چیزی را به دست اهل آن بسپاریم تا زندگی مردم به بهترین نحو ممکن اداره شود. وی با بیان اینکه طبق آمار رسمی حدود ۱۱ میلیون نفر به عنوان حاشیه نشین در کشورمان وجود دارد، گفت: اصطلاح حاشیه نشین در اینجا به این معنی است که فردی نه شغل مشخصی دارد و نه مسکن، و قطعا برخی از این افراد مجبورند برای گذران امور، یا شغل انگلی در جامعه داشته باشند یا به فساد رو بیاورند که ۹۰ درصد مفاسد هم در بسیاری موارد از این جامعه سر می‌زند.

مردم فساد دولت سابق را فراموش نمی‌کنند

دبیرکل حزب کارگزاران تصریح کرد: سؤال این است، در حالی که بزرگ‌ترین درآمد نفتی، نه فقط در طول تاریخ انقلاب اسلامی، بلکه در طول کل تاریخ ایران در دوره ۸ ساله دولت سابق برای کشورمان حاصل شد، اما چرا این آمار فقر و فساد رشد کرده است؟ این شرایط محصول این بود که حکومت ۸ سال در اختیار شما بود؛ مگر می‌شود این مسائل را فراموش کرد؟ مگر مردم فراموش می‌کنند و یادشان می‌رود؟ وی خاطرنشان کرد: امروز برای مثال آن آقا می‌گوید مگر به توافق رسیدن در مذاکرات هسته‌ای هنر است؟ باید پاسخ داد، این سنگی بود که شما در چاه انداختید، حالا اگر آدم عاقلی آمد و با کار شبانه روزی و کمک دیگران این مسئله را حل کرد، هنر نیست؟ نکند هنر از نظر شما این است که این قدر فساد، فقر، اعتیاد، طلاق و.. درست کنید؟ نکند هنر از نظر شما این است که شرایط را به سمتی پیش بردید که از هر چهار ازدواج یکی به طلاق منجر شود؟ این شرایط حاصل عملکرد ناصحیح شما بود و مگر مردم فراموش می‌کنند؟ کرباسچی خطاب به اصلاح‌طلبان استان قم گفت: بحران‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... کشورمان، خیلی فرا‌تر از این است که خود را درگیر دعواهای سیاسی اصلاح‌طلب و اصولگرا و پایداری کنیم.

برای حل معضلات داخلی، مذاکره ملی کنیم

وی تأکید کرد: به نظر من برای حل معضلات کشور در مسائل مختلف اجتماعی، فرهنگی و...، باید مذاکره ملی کنیم؛ اصلا حتی با جبهه پایداری مذاکره ملی کنیم، که چه باید کرد تا معضل این ۱۱ میلیون حاشیه نشین کشور حل شود؟ چه کنیم تا معضلاتی که در ۸سال دولت سابق ایجاد شد برطرف شود؟

دبیر کل حزب کارگزاران با طرح این سؤال که نیروهای داعش از کجا می‌آیند؟ گفت: بسیاری از آدم‌های فقیر و حاشیه نشین در اروپا جذب داعش می‌شوند؛ حداقل ما کاری نکنیم که در کشورمان شاهد این شرایط باشیم.وی یادآور شد: آقای دکتر ظریف یک بار در خلال بحث‌های مربوط به داعش به وزرای خارجه غربی گفته بود، نسل اول مسلمانان که به غرب مهاجرت کردند، آمدند و اروپا را ساختند، اما شما چه کردید که نسل دوم، از شدت فقر و...، به چنین آدم‌هایی تبدیل شوند؟

یارانه دادن به مردم، شخصیت دادن به آن‌ها نیست

کرباسچی با بیان اینکه نباید در جامعه ما شرایط فقر و افزایش فقر وجود داشته باشد، گفت: اینکه ما شرایطی را از لحاظ اقتصادی برای مردم درست کنیم که در آخر هر ماه، دستشان دراز باشد که ۴۵ هزار تومان یارانه را بگیرند، این شخصیت دادن به مردم نیست. این کار، توانمند کردن جامعه نیست. وی با بیان اینکه برای حل معضلات جامعه در بخش‌های مختلف باید با تمام افراد دلسوز کشور، مشورت کرد، گفت: باید حتی با مخالفان خود بر سر یک میز بنشینیم و بگوییم به کجا می‌خواهیم برسیم؟ اگر روند ۸ سال دولت گذشته ادامه پیدا می‌کرد به کجا می‌خواستیم برسیم؟ و این بحران‌ها باید حل شود یا نه؟ و چگونه؟

سنگ به چاه انداختند حالا می‌گویند کج در آوردید

دبیرکل حزب کارگزاران با بیان اینکه برای حل معضلات کشور، جنجال سیاسی معنی ندارد، گفت: برای مثال باید گفت اصلا ما همه جبهه پایداری هستیم، اما بعد آنچه؟ اصلا همراه شما؛ خب راه شما برای حل بحران‌های کشور و بحران‌هایی که شما درست کردید، چیست؟ حالا در مقابل دولت ایستاده‌اید و می‌گویید چرا این چنین برای رفع مشکلات اقدام می‌کنید؟ چرا نمی‌گویید در آن ۸ سال دولت قبل، سنگی در چاه انداخته شد و این همه تحریم و فقر برای کشور به بار آوردید؟ حالا که عقلایی آمدند و سنگ را از چاه در می‌آورند می‌گویند چرا سنگ را کج در می‌آورید؟ ما باید این مسئله را حل می‌کردیم. از طرفی وضعیت رکود اقتصادی و تورم که به دلیل سیاست‌های غلط دولت قبل ایجاد شد، به این سادگی حل شدنی نیست.

اعتماد مردم در دولت سابق خدشه دار شد

وی با بیان اینکه اعتماد مردم به حکومت مسئله بسیار مهمی است که باید برای آن تلاش کرد اما در دوره ۸ سال دولت گذشته به آن بی‌توجهی شد، گفت: اگر آماری از مردم گرفتیم و دیدیم که مردم به خدا و پیامبر (ص) اعتقاد دارند اما به مسئولان اعتقاد ندارند، به این دلیل است که درسطح سیاسی کشور، عده‌ای لجن پراکنی کردند.

فرزندخواندگان بی‌ریشه، بزرگان را تخریب می‌کنند

کرباسچی افزود: در آن ۸ سال دولت قبل اعتماد مردم خدشه دار شد و وقتی اعتماد مردم خراب شد، این فرزندخوانده‌های سیاسی انقلاب که خودشان که ریشه‌ای ندارند، فقط به تخریب بزرگان اقدام می‌کنند تا خودی نشان دهند. وی خاطرنشان کرد برای مثال زمانی که امام خمینی (ره) برای بار اول از زندان شاه آزاد شده بود، آقای هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۴۴ در مسجد امام حسن عسکری (ع) قم سخنرانی داشت که در آن زمان این قدر مردم حضور داشتند که جای سوزن انداختن هم نبود؛ مردم قم این سابقه را از آقای هاشمی رفسنجانی دیده‌اند، حالا یک عده‌ای آمدند و می‌گویند آقای هاشمی رفسنجانی از راه خود برگشته است؛ سؤال این است که مگر برگشتنی است؟ مگر شوخی است که انسان یک عمر مبارزه کند؟

دبیر کل حزب کارگزاران گفت: اگر بنا شد در انقلابی و در کشوری، فرزند خوانده‌های سیاسی که هیچ چیز جز منافع شخصی برایشان مطرح نیست، صدایشان از همه بلند‌تر شود، بلاهای مختلفی بر سر آن انقلاب و کشور از جمله فقر و... می‌آید. وی گفت:‌ای کاش در آن ۸ سالی که معضلات کشور زیاد و زیاد‌تر شد، شرایط کشور را درست می‌کردند که در این صورت باید با آنها همراهی می‌شد، اما واقعا این طور نبود و دیدیم وضعی پیش آوردند که فقر و فساد به راحتی در آن دیده می‌شد.

برای حل معضلات کشور، دعواهای سیاسی را کنار بگذاریم

کرباسچی با بیان اینکه برای حل معضلات کشور، دعواهای سیاسی را باید کنار گذاشت، گفت: باید شرایطی ایجاد کرد که جوانان تحصیلکرده کشور، بیش از پیش علاقمند شده و شاهد فرار مغز‌ها نباشیم؛ فرار مغز‌ها به خاطر پرورش گلخانه‌ای جوانان در زمینه‌های اعتقادی است که به دلیل بی‌ریشه بودن، دوام چندانی ندارد.

حذف افراد با سابقه انقلاب صحیح نیست

دبیر کل حزب کارگزاران در ادامه در پاسخ به سؤال یکی از حاضران در جلسه در خصوص بحث فرزندخواندگان سیاسی و اینکه اگر بنا باشد فقط افراد تأثیرگذار در انقلاب در حاکمیت باشند، دیکتاتوری است، گفت: طبیعی است باید افرادی که تأثیر گذار در انقلاب بودند و شرایط کشور در دوران شاه را به شرایط امروز منتقل کردند، باید رفته رفته جای خود را به نسل دوم انقلاب بدهند، اما اینکه یک عده‌ای بیایند که در دوران انقلاب هم وجود داشتند اما کاری برای انقلاب نکردند و معلوم هم نیست نسل دوم باشند، بخواهند روی کار آمده و دیگران را هم حذف کنند، صحیح نیست. وی با بیان اینکه باید به سابقه افرادی که امضایشان پای اکثر بیانیه‌های انقلابی بود، توجه کرده و حرمت آنها را حفظ کنیم، گفت: روی سخن ما با کسانی است که در تحلیل‌های خود زیاده روی می‌کنند؛ سخن ما این است که باید مراقب باشیم آن بلاهای تاریخی که فرزندخواندگان صدر اسلام، مرتکب شدند و برای مثال حادثه کربلا را ایجاد کردند، سرمان نیاید.

کرباسچی در پاسخ به سؤال دیگری در خصوص احتمال رد صلاحیت اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش رو، گفت: امروز این قدر بحران‌های مختلف در کشور داریم که باید به حضور افراد دلسوز مردم و البته آگاه به مسائل و کاردان رضایت دهیم. اگر می‌خواهید کسی را برای تصمیم گیری مجلس و مدیریت‌های مختلف، بیاورید، توجه کنید که دلسوز مسائل مملکت باشند و از طرفی مسائل مملکت را بفهمند.

حزب اللهی واقعی به مردم خیانت نمی‌کند

دبیر کل حزب کارگزاران در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه نظر شما راجع به اظهارات یکی از مخالفان دولت مبنی بر اینکه نباید غیر حزب اللهی‌ها به مجلس بعد راه یابند چیست؟ گفت: بزرگترین نشانه حزب اللهی بودن این است که اگر کسی در سمتی قرار می‌گیرد، توانایی انجام آن کار و فهم مسائل را داشته باشد. شما می‌گویید ۸ سال دولت قبل دست حزب اللهی بوده است؟ ما این اعتقاد را نداریم؛ چون حزب اللهی همانطور که از نام آن مشخص است، کسی است که در حزب خداست و خدا را قبول دارد و شخصی با این ویژگی‌ها کاری نمی‌کند مردم در گرفتاری و فساد و تحریم و فقر بیافتند. از طرفی شاید کسانی که ادعای حزب اللهی بودن هم ندارند، خیلی اعتقاد محکمتری داشته باشند؛ به نظر ما حزب اللهی واقعی آن‌ها هستند که در اوج گرفتاری‌ها پایدار ماندند.

رأی آوری و حفظ منافع ملی دو ملاک اصلاح طلبان در انتخابات

کرباسچی در پاسخ به این سؤال که دامنه لیستی که قرار است مورد حمایت اصلاح‌طلبان قرار گیرد، تا کجا خواهد بود؟ گفت: در این زمینه باید بدون غرض فکر کرد. باید ملاکمان این باشد که کسانی در لیست مورد حمایت ما قرار گیرند که اولا مردم آن‌ها را قبول کنند و رأی داشته باشند و هم اینکه حافظ منافع ملی باشند؛ برای مثال آن روزی که بحث آقای روحانی برای انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد، بحث این نبود که ایشان عضو کدام حزب و گروه است بلکه فقط بحث این بود که ایشان می‌تواند نیروهای توانمند و دلسوز انقلاب را دور هم جمع کند و واقعا هم موفقیت‌های کم نظیر و بعضا بی‌نظیری در این دولت حاصل شده است؛ این معیار باید در انتخابات مجلس هم توسط ما لحاظ شود.

از نظر عده‌ای لاریجانی لیاقت پست فعلی خود را دارد

وی در ادامه و در پاسخ به سؤالی در خصوص قرار گرفتن آقای علی لاریجانی در لیست مورد حمایت اصلاح‌طلبان و اعتدالیون گفت: از نظر من آقای لاریجانی شخصیتی است که در جایی که بحث منافع ملی باشد، به بحث حزب و گروه توجه نمی‌کند و برای مثال در بحث برجام و توافق هسته‌ای انصافا منافع ملی را مورد توجه قرار داد، از این رو عده‌ای اعتقاد دارند که ایشان صلاحیت پست فعلی خود را دارد.

دبیر کل حزب کارگزاران با تأکید بر اینکه نباید در راه کسانی که بخواهند منافع مردم را در نظر نگرفته و افراطی‌گری را دنبال کنند، فاصله بگیریم، گفت: آقای لاریجانی سال‌ها تجربه دارند و از این رو شرعا و وجدانا، نمی‌توانیم با ایشان مخالفت کنیم؛ بخصوص که در موقعیتی هستیم که اگر چهره‌های مثبت حذف شوند، معلوم نیست آدم‌های بهتری جایگزین شوند؛ باید دنبال الاحسن فالاحسن باشیم.

اقتدار کشور مرهون وحدت ملی است

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه توصیه کلی شما برای انتخابات پیش رو چیست؟ گفت: ابتدا باید توجه کرد که منطقه خاورمیانه آبستن حوادث غیرقابل پیش بینی است؛ از این رو باید با درک ملی در سطح عمومی، چالش‌های سیاسی بین همدیگر را که در هر انتخاباتی به وجود می‌آید، به حداقل برسانیم.

کرباسچی گفت: حتی اگر با کسی صد در صد مخالف هستیم هم بنشینیم و صحبت کنیم و برای تحقق بیشتر منافع ملی حتی ۵ درصد از اختلاف صد در صدی خود را کم کنیم و تا حد امکان مسائل را با وحدت ملی پیش ببریم؛ چرا که اقتدار کشور مرهون این است که وحدت ملی ایجاد شود و وحدت ملی نیز در گرو تفاهم ملی است. مثلا در همین قم باید بررسی کنیم وضع معیشت مردم در چه صورتی بهتر شده و فقر و رکود و بیکاری چگونه قابل حل است. وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا دولت روحانی ۸ ساله خواهد شد؟ گفت: اگر دولتی در چهار سال بتواند به حداقل‌های اهدافش برسد، آن وقت نباید مدعی دولت بعدی باشد، بلکه خود مردم باید به دنبال آن دولت بروند و از او بخواهند که بماند.

امنیت کشور را با دستان خود خدشه دار نکنیم

دبیر کل حزب کارگزاران در پاسخ به سؤالی در خصوص سیاست کلی اصلاح‌طلبان در حوزه‌های انتخابیه شهرستان‌ها گفت: هر نقطه‌ای شرایط خاص خودش را دارد، اما ما حتی باید با نمایندگان مخالف گفت‌و‌گو کنیم؛ مثلا راجع به سیاست خارجی بحث کنیم؛ بگوییم رفع بیکاری جز با سرمایه گذاری امکان پذیر است؟ آیا توان اقتصادی داخلیمان این قدر هست که تمام مشکلات اقتصادی و بیکاری را برطرف کنیم؟ قطعا اگر امنیت نباشد سرمایه‌ای از خارج کشور به داخل جذب می‌شود؟ از این رو برای فراهم کردن بستر خدمت به مردم، باید تلاش کنیم. وی با بیان اینکه سرمایه گذاری‌های متعدد داخلی و خارجی برای رفع بیکاری و ایجاد اشتغال در کشور نیاز داریم، گفت: قبل‌ها، هر توریستی که از خارج کشور با روسری یا بد حجاب می‌آمد، فحش می‌دادند و او را زده می‌کردند؛ حالا هم جدیدا اینکه هر که از خارج از کشور بیاید و بگوییم او جاسوس است و...، آبرویی برای کشور نمی‌گذارد. قطعا در این صورت سرمایه گذار خاصی جذب کشور نخواهد شد.

کرباسچی افزود: خوشبختانه امنیت خوبی در کشورمان داریم در حالی که اطراف کشور ما آتش جنگ شعله ور است. دست آقایانی که مسئول امنیت کشور هستند درد نکند و نباید فراموش کرد این امنیت مرهون خون شهدا و عنایات اهل بیت (ع) است. اما سؤال این است، حالا که امنیت داریم، این امنیت را خودمان با دستان خودمان باید بهم بزنیم؟

برخی برنامه‌های مذهبی صداوسیما اعتقاد سست کن است

وی در پاسخ به سؤالی در خصوص توصیه به جوانان نیز گفت: در ارتباط با بحث جوانان، چه نیروهای فعال و اصلاح‌طلب و چه غیر از آن، به دو موضوع عمده نیاز دارند؛ یکی اینکه سطح مطالعات خود را بالا ببرند و به خصوص در زمینه مسائل فکری خود را ارتقاء دهند. دبیر کل حزب کارگزاران، با بیان اینکه متأسفانه امروز در برخی موارد دچار سطحی نگری در مسائل اعتقادی در میان جوانان و مردم شده‌ایم، در حالی که با استفاده از افراد دانشمند موجود در حوزه علمیه می‌توان این مشکل را حل کرد، تصریح کرد: گاهی برنامه‌های مذهبی تلویزیون را که می‌بینم، تأسف می‌خورم از اینکه حرف‌های اعتقاد سست کن در آن‌ها بیان می‌شود. حال که شرایط این چنین است باید جوانان مطالعات خود را بالا برده و همچنین امید به آینده داشته باشند، چرا که سرمایه یک کشور خود جوانان و امید در دل جوانان است.

دعای عرفه امام حسین(ع) درس زندگی است

کرباسچی در ادامه سخنان خود با اشاره به ایام محرم و صفر، اظهار داشت: اگر به قضیه عاشورا نگاه کنیم معمول این است که یک شخصیت بزرگی همچون امام حسین (ع) از دست رفته و برای بزرگداشت ایشان دور هم جمع می‌شویم، اما مفید‌تر و بهتر این است که بیش از آنکه بگوییم شهید را دوست داریم، ببینیم این شهید چه گفته و راه و مسلک او چیست. وی افزود: متأسفانه ما در خصوص ائمه (ع) و به خصوص امام حسین (ع)، فقط چند جمله را مدام و بدون اینکه به زوایای دیگر توجه کنیم، بیان می‌کنیم. در حالی که در کنار قرآن، اگر سه متن دیگر را بخواهیم به عنوان راهنمای زندگی انسان‌ها مورد توجه قرار دهیم، قطعا یکی از قوی‌ترین و محکمترین آن‌ها، سخنان امام حسین(ع) و برای مثال دعای عرفه است.

دبیر کل حزب کارگزاران، گفت: زیارت عاشورا که زیاد هم خوانده می‌شود، درست است که زیارتی است که توجه ما را به امام حسین (ع) جلب می‌کند و این ابراز ارادت و علاقه به امام (ع) و لعن به دشمنان ایشان است. اما در کنار این دعا آیا برای مثال به زوایای دیگر زندگی امام حسین و سخنان دیگر ایشان از جمله دعای عرفه که حرف دل امام حسین(ع) است توجه کرده‌ایم؟

وی با بیان اینکه دعای عرفه، دعای شناخت و معرفت است و در این دعا می‌توان فهمید امام حسین (ع) برای چه به شهادت رسید، گفت: چرا در اکثر جلسات امروزی که تحت عنوان عزاداری برگزار می‌شود، فقط به زیارت عاشورا اهمیت داده می‌شود؟ البته خوب است. اما خوب‌تر این است که در کنار آن، حداقل یک صفحه دعای عرفه نیز خوانده شود؛ امروز بسیاری از مردم یا همه زیارت عاشورا یا حداقل چند جمله‌ای از آن را حفظ هستند، اما آیا جملاتی از دعای عرفه نیز در حافظه این مردم هست؟ متأسفانه حتی برخی از معممان حوزه نیز این گونه‌اند.

کرباسچی با بیان اینکه روز اول زندانی شدن من در جمهوری اسلامی، روز عرفه بود و واقعا می‌توان حقایقی در خصوص علت حادثه کربلا را در دعای عرفه درک کرد، گفت: در اواخر زمان حکومت معاویه، بی‌مهری‌ها با امام حسین(ع) شروع شده بود به گونه‌ای که امام(ع) به زاویه و گوشه جامعه و سیاست، رانده شده بودند؛ باید گفت مقدمات حادثه کربلا از‌‌ همان سال‌های پایانی حکومت معاویه شروع شد، چراکه تبلیغات سیاسی و اجتماعی حکومت اثر خود را می‌گذاشت. وی با بیان اینکه امام حسین (ع) در دعای عرفه به عنوان فرزندخواندگان اشاره می‌کند که این بحث جای تأمل دارد، گفت: متأسفانه عده‌ای فقط برداشت ظاهری از این سخن امام(ع) می‌کنند و فرزندخواندگی را به معنای ظاهری آن عنوان می‌کنند، در حالی که منظور امام حسین (ع) فرزندخواندگان سیاسی اسلام است؛ خود عنوان فرزندخوانده یعنی اینکه ریشه و اصالت شما کجاست؟ یعنی امام حسین(ع) در این قالب می‌فرماید دلسوزان اسلام کنار گذاشته شده و فرزندخواندگان آن روی کار آمده‌اند؛ باید گفت شما حداکثر این است که فرزندخوانده هستید و به خاطر رأفت اسلامی شما را پذیرفتند، اما نه اینکه همه چیز دست شما باشد. قطعا اگر فرزندخواندگی باب شد و فرزندخوانده‌ها جای اصالت را گرفتند، آن وقت حادثه کربلا پیش می‌آید.

این تحصیلکرده حوزوی گفت: وقتی فرزندخواندگی به جای اصل و اصالت قرار گیرد، امام حسین(ع) که همواره روی دوش پیامبر(ص) بود، حالا متهم می‌شود به خارجی، فتنه گر و...؛ اینها تهمت‌هایی بود که فرزندخواندگان سیاسی به امام(ع) زدند. امام حسین(ع) در این شرایط دعای عرفه را مطرح می‌کند.

کرباسچی خاطرنشان کرد: در دعوای سیاسی آن زمان، متأسفانه به دلیل تبلیغات شدید حکومت معاویه، آدم‌های احمق هم می‌گویند در دعوای سیاسی علی و معاویه وارد نمی‌شوم و نماز خودم را می‌خوانم. در این شرایط امام حسین (ع) باید گوشه‌ای از زلال معرفت را در جامعه، ساری و جاری کند. وی با بیان اینکه زیارت عاشورا یک مناسک خوب برای نزدیکی به امام حسین (ع) هست، اما باید دید ایشان در موارد دیگر چه گفته است، یادآور شد: حالا نمی‌خواهیم به این موضوع پرداخته شود که چه افرادی و با نیت اختلاف در بین شیعه و سنی، در تقویت لعن و سلام در زیارت عاشورا چقدر نقش داشته‌اند یا نداشته‌اند اما واقعا از دعای عرفه و امثال آن غافل هستیم.

دبیرکل حزب کارگزاران گفت: در حکومت دیکتاتوری معاویه که همه آدم‌ها خریده شدند، امام حسین (ع) به صحرای عرفات می‌آید، می‌ایستند و می‌گوید، هیچ چیز غیر از خدا نمی‌تواند بر چیز دیگری غلبه کند؛ همه چیز دست خداست؛ تو‌ ای انسان! می‌ترسی معاویه آب و نان تو را قطع کند؟ وی افزود: امام حسین(ع) می‌بیند در حکومت فاسد و دیکتاتوری مثل معاویه، هیچکس قبول ندارد همه چیز دست خداست؛ اما امام(ع) می‌فرماید پیامبر(ص) تمام زحمت‌ها را کشید و بت‌ها را شکست و گفت نگران نباشید که خدا توانا‌ترین است.

کرباسچی با بیان اینکه دعای عرفه در بحث‌های علمی و ایدئولوژیک وارد شده و حتی می‌توان گفت از بزرگ‌ترین دلایل خدا‌شناسی است، اظهار داشت: امام حسین(ع) حدود ۱۴۰۰سال پیش، راجع به قلب، بینی و ساختار گوش و مغز انسان، حرف‌هایی زده که در متون دیگر کمتر می‌بینیم؛ خود دعای عرفه یک معجزه است و به نظر من بزرگ‌ترین معجزه امام حسین(ع) است؛ ایشان یک آناتومی را در دعای عرفه تشریح کرده و انگار جسد انسانی را گذاشته و انسان را بررسی می‌کند. امام حسین(ع) در این دعا می‌گوید یعنی خدا خیلی پیچیده‌تر از آن است که شما انسان‌ها فکر می‌کنید.

دبیر کل حزب کارگزاران با بیان اینکه اصلا خود دعای عرفه برای اینکه انسان به شیعه ایمان بیاورد کافی است، گفت: هر بعد این دعا مسئله‌ای را می‌گوید؛ روحیه تقوا را در انسان تقویت می‌کند. اینها نکاتی بود که در جامعه آن روز فراموش شده بود و گریه امام حسین(ع) نیز برای این بود که زحمات پیامبر(ص) در حال از بین رفتن است و چرا باید به امام حسین(ع) بگویند خارجی، فتنه گر و برانگیخته بر حکومت؟ این دعا فقط در حد یادآوری نیست، بلکه بیشتر از ابراز ارادت به امام حسین(ع) در زندگی امروز خود ما انسان‌ها اثر دارد.

 

منتشر شده در اخبار

استاد حوزه و دانشگاه گفت: فضای اجتماعی، سیاسی امروز جامعه دچار وارونگی شده است و اصل برایمان این شده تا دنیا را اصلاح کنیم در عین حال که مسائل داخلی را فراموش کرده ایم.

به گزارش شفقنا از یزد، حجت الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی صبح امروز در جلسه صبح جمعه باحضور گروهی از شخصیت ها و چهره های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با قرائت آیاتی از کلام الله مجید اظهار داشت: متأسفانه امروز دچار یک وارونگی اخلاقی و اجتماعی و سیاسی هستیم و آن این نکته است که جنبۀ برون نگری ما بر جنبۀ درون نگری ما غالب شده است.

وی در این رابطه افزود: منِ روحانی فکر می کنم اول باید دیگران را تبلیغ کنم، آن شخصِ سیاسی هم اینگونه فکر می کند. اما آنچه از اسلام و آیات الهی برداشت می شود، با این تفکر همخوانی ندارد. آنچه در قرآن بر اساس دعای حضرت ابراهیم نقل شده که قطعا مورد تأیید خداوند هم هست: رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَ مِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء، یعنی خداوند اول من را بیامرز و بعد پدر و مادر و بعد کسانی که با من ارتباط دارند. انسان باید ابتدا راه و مفرّی برای نجات خودش پیدا کند، سپس به سراغ دیگران برود.

این پژوهشگر دینی افزود: متأسفانه همۀ نگاه های ما متوجه بیرون است. صبح و شب می دویم و خودمان را نابود می کنیم و خود و خانواده خود را فراموش کرده ایم.

این استاد حوزه علمیه قم با ذکر آیۀ: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا تصریح کرد: آیه تاکید کرد دارد که ای کسانی که ایمان آورده اید خودتان را حفظ کنید و به فکر نجات خودتان باشید، بعد خانواده خودتان را از آتش جهنم نجات بدهید. وی اظهار داشت که وظیفه همه ما پرداختن به خود و خانواده مان است و باید در مسیر تربیت صحیح قرار بگیریم.

حجت الاسلام سروش محلاتی همچنین با ذکر آیۀ دیگری از قرآن که می فرماید یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُم، اظهار داشت: اگر خودتان هدایت شوید هیچ خطری از هدایت نشدگان به شما نمی رسد.

وی با اشاره به آیه: أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ اظهار داشت: آیا مردم را به نیکی فرا می خوانید و خود را فراموش می کنید؟ وی افزود: این یک مبنای اخلاقی دارد که هر کس می تواند تشخیص بدهد، ابتدا باید برای خودمان کاری انجام بدهیم سپس به سراغ دیگران برویم.

استاد سروش محلاتی افزود: فضای اجتماعی، سیاسی امروز جامعه دچار وارونگی شده، فضای اجتماعی بر فضای اخلاقی تقدم پیدا کرده، همانگونه که سیاست خارجی ما بر مسائل اخلاقی تقدم پیدا کرده است؛ اصل برایمان این شده تا دنیا را اصلاح کنیم در عین حال که مسائل داخلی را فراموش کرده ایم. وی هشدار داد که فقر، فساد و انحرافات فرهنگی – اعتقادی، گریبان این نسل را گرفته است.

محمد سروش محلاتی گریزی در پایان گریزی به تاریخ زد و گفت: متأسفانه این رویه در دوران خلفای راشدین هم متداول بوده و آنها تلاش داشتند با کشورگشایی لا اله الا ا… گویان را افزایش دهند، بروند و غنایم بیشتری بدست آورند، در حالی که هدف اسلام، تربیت یک جامعه دینی و الگو برای جوامع بشریت است. وی افزود: همانگونه که در زمان خلافت حضرت علی(ع) تلاش ایشان به سوی این هدف بود، گرچه با مشکلاتی که برای او ایجاد کردند موفق نشد برنامه های خود را به نحو مطلوب پیاده نماید

منتشر شده در اجتماعی

هر جامعه ای و به دنبال آن هر خانواده ای برای ادامه حیات خود به یکسری اصول ، قاعده و روش برای زندگی نیازمند است. دین، فرهنگ، سنت، مدرنتیه و … هر کدام دستاویزی است تا هر جامعه و خانواده ای سبک زندگی خود را بر این اساس ها بنا کند. اغلب جوامع اسلامی روش مورد پسند، انتخابی و پیشنهادی خود را دین انتخاب کرده و بر اساس یک سبک دینی، زندگی می کنند. سبک زندگی دینی اسلامی نیز در کشور ما مورد توجه است که اگرچه برخی از قواعد و احکام آن ارشادی است و عقل نیز می تواند به آن پی ببرد.

حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن موحدی ساوجی استاد دانشگاه مفید قم در گفتگویی با خبرنگار شفقنا زندگی به سبک زندگی دینی پرداخته و به ویژگی ها، آسیب ها و میزان دینی بودن زندگی ما ایرانی ها و مقایسه آن با زندگی غربی اشاره کرده است که در ادامه می خوانید.

*سبک زندگی دینی چه مشخصه ها و ویژگی هایی دارد؟

شرع شکل زندگی جدیدی ارائه نکرده است بلکه اشکالی را که عقلا به کار می برند اصلاح کرده و اینطور نیست که بخواهد آن را تخطئه کند و بگوید این روشی که آنها تا کنون استفاده کرده اند اشتباه است.

دین یکسری توصیه هایی کرده است از جمله اینکه افراد سعی کنند، زندگی شان بر اساس صداقت باشد، زندگی ای که بر اساس دروغ، خیانت در امانت، خوردن مال حرام و …  باشد می تواند در زندگی فساد بوجود آورد. آموزه هایی که از دین به دست آوردیم این نبوده که بخواهد زندگی دینی را یک زندگی خیلی سخت نشان دهد یا به عبارت دیگر زندگی ای به تصویر کشد که در آن تمام توجه انسان ازدنیا معطوف به آخرت باشد. از امام حسن (ع) نقل شده است که « برای زندگی دنیایی خود به گونه ای عمل کن که گویا هرگز نخواهی مرد و برای آخرت خود هم به گونه ای عمل کن که گویا فردا از دنیا خواهی رفت»، اینگونه نیست که بگوییم زندگی دینی اصلا به دنیا، آباد سازی آن  و مسائل اقتصادی توجهی ندارد.

یکی از آسیب هایی که در این زمینه وجود دارد این است که بعضی از ما فکر می کنیم زندگی دینی یعنی اینکه اصلا به دنیا توجهی نداشته باشیم؛ تصویری که از زهد در ذهن ما وجود دارد این است که فردی که کاملا زندگی فقیرانه داشته باشد زاهد است در صورتی که زهد بر اساس آنچه که در روایات آمده یعنی انسان وابسته به دنیا نباشد نه اینکه مال دنیا نداشته باشد. ممکن است کسی فقیر باشد اما وابسته به مال اندک دنیایی اش باشد اما کسی ثروتمند باشد و تمام اصول شرعی را در زندگی اش رعایت کند و وابسته به مال و ثروتش نیز نباشد. چرا ما چنین تصوری داریم که زهد و تقوا یعنی وارد مسائل اقتصادی و اجتماعی نشدن و گوشه گیری. اینها آسیب های مهمی است که در ذهن عموم مسلمانان وجود دارد و همین باعث می شود که جوامع دینی عقب بمانند.

  *چه مواردی باعث شده که این تصورات در ذهن افراد جا بیفتد؟

عدم توجه به آموزه های دینی و زهد فروشی بعضی از افراد. بعضی از مبلغان دینی اینگونه تصویر را برای مردم ارائه کردند و مردم هم باور کردند در صورتی که اینطور نیست. ائمه ما از نظر مالی افراد فقیری نبودند اما وابسته به مال دنیا هم نبودند و ثروتی را که کسب می کردند در راه خدا صرف می کردند. در روایات آمده که حضرت علی (ع) بر اساس کار و تلاشی که می کردند ثروت زیادی به دست می آوردند اما آنها را خرج فقرا می کردند، البته حضرت بیش از آن مقدار واجبی که خداوند از ما افراد معمولی خواسته است خرج می کردند. همچنین روایت داریم که امام باقر(ع) با اینکه از نظر جسمی فربه بودند در گرمای شدید مدینه مشغول  به کشاورزی بودند که فرد خشک مقدسی به ایشان می گوید اگر خداوند هم اکنون جان تو را بگیرد جوابش را چه می دهی که انقدر مشغول کار دنیایی هستی؟، حضرت نیزمی فرمایند اگر در این حالت جان من گرفته شود در بهترین حالت جان من گرفته شده است چرا که در حال کسب روزی حلال هستم. ما فکر می کنیم اگر کسی ثروت حلال بدست آورد و حتی واجبات مالی اش را هم انجام دهد فرد زاهدی نیست.

آسیب دیگری که می توان به آن اشاره کرد این است که دیده شده که بعضی از ثروتمندان اگرچه فرد متدینی هستند و واجبات مالی خود را هم انجام می دهند اما تصور می کنند مالی که برای خودشان باقی می ماند را مجاز هستند در هر راهی خرج کنند. اینطور نیست که با اموال خود ولو اینکه واجبات مالی اش را هم انجام داده باشیم هرکاری بکنیم. بسیاری از افرادی که ثروت های کلانی دارند اموالشان را بیهوده مصرف می کنند.

اگر فقط به واجبات و نه مستحبات آموزه های دینی در حوزه اقتصاد عمل شود در جامعه اسلامی فقیر نخواهیم داشت. اگر زکات و خمس از طرف ثروتمندان پرداخته شود و متولیان نیز آنها را در جای خودش مصرف کنند بسیاری از مشکلات فقرا از بین می رود.

اگر در حوزه اخلاقی به توصیه های دین در زمینه روابط انسانی عمل شود آیا زمینه ای برای فسادها و اختلافات بین افراد ایجاد می شود؟ نمی گویم تنها عامل اصلاح، دین است ولی عامل بسیار مهمی است. دین اسلام در مورد همه زمینه ها نظر داده است منتهی ما رعایت نمی کنیم. اگر تملق نکنیم، دروغ نگوییم، متکبر نباشیم و … زندگی از این رو به آن رو می شود.آموزه های دین اسلام کامل است و اگر رعایت شود بعید می دانم به مورد دیگری نیاز داشته باشیم. شاید گفته شود که بعضی از آموزه های دینی ارشادی است و عقل بشر نیز به آن می رسد، این درست است و نمی خواهم بگویم که بعضی از آموزه ها را فقط دین اسلام گفته است، خیلی از کشورها که مسلمان هم نیستند به بسیاری از این آموزه ها عمل می کنند.. به تعبیر مرحوم سید جمال الدین اسد آبادی « به غرب رفتم اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم به شرق رفتم مسلمان دیدم ولی اسلام را ندیدم». اما صرف نظر از اینکه منشا این آموزه ها دین و عقل است بالاخره آموزه هایی است که در دین اسلام نیز آمده و اگر به آنها عمل کنیم بسیاری از مشکلات برطرف می شود.

*سبک زندگی دینی را چگونه می توان با سبک زندگی غربی مقایسه کرد؟

من این دو سبک زندگی را مقابل هم قرار نمی دهم. در زندگی غربی نیز  نقاط مثبتی وجود دارد و همانطور که گفتم آنها نیز به بعضی از آموزه های دینی ما عمل می کنند. البته تفاوت وجود دارد بالاخره در زندگی غربی مواردی هست که دین نسبت به آنها نظر منفی دارد مثلا نحوه مراوده انسانها با یکدیگر و بحث محرم و نامحرم که آنها رعایت نمی کنند. بعضی از کشورهای غربی نظام بانکداری شان اسلامی تر است و در قرض دادن و گرفتن کمتر زیر سوال هستند تا اینجا. نگوییم زندگی که جامعه الان ما در آن  به سر می برد زندگی دینی است، در زندگی غربی دروغ، تملق، خیانت در امانت و … بیشتر است یا در زندگی ما؟ وجدان کاری یکی از علل مهمی است که باعث شده بعضی از کشورهای غربی پیشرفت کنند، ساعت کار مفید هر ایرانی چقدر است یاعت کار مفید یک ژاپنی یا آمریکایی چقدر است؟

*شاید ما نمی توانیم در بحث وجدان کاری  فرد را مقصر بدانیم، شاید علتش نبون انگیزه های مالی و روحی و روانی باشد که به مسایل دیگری برمی گردد.

من علت یابی نمی کنم می تواند علت خود کارمند، اداره مورد نظر، حاکمان و مسئولان، نظام اقتصادی و … باشد اما هر علتی هم که داشته باشد این معلول وجود دارد. وجدان کاری در جامعه ما وجود ندارد. ما زندگی غربی را در بحث تجمل گرایی و یا روابط انسانها می بریم در حالی که اسلام فقط به این موارد اشاره نکرده است. چقدر ما در زندگی ای که در آن بسر می بریم اصول اسلامی را رعایت می کنیم و چقدر زندگی غربی دارد رعایت می کند؟ به نظر من در برخی موارد ما و در برخی موارد نیز غربی ها این اصول را رعایت نمی کنند اگر ظواهر شرع را بخواهیم در نظر بگیریم ما بیشتر رعایت می کنیم واگر محتوای شرع را در نظر بگیریم آنها در بسیاری از موارد بیشتر از ما رعایت می کنند.

بعضی از ما کل اسلام را در دو سه مورد ظاهری می بینیم اما آیا واقعا اسلام این است؟ اگر این است پس چرا غربی ها پیشرفته اند، وقتی اسلام را اینگونه معرفی می کنیم و نگاه افراد به اسلام در همین دو سه مورد ظاهری می شود در نتیجه قضاوت جهانی این می شود که کشورهای اسلامی به خاطر دینشان عقب مانده اند.

*فاصله گرفتن از سبک زندگی دینی و رفتن به سمت زندگی مادی چه پیامدهایی می تواند داشته باشد؟

من زندگی دینی و مادی را دو نقطه مقابل هم قرار نمی دهم. می شود زندگی مادی و دنیایی تامین باشد دین هم کنارش باشد، دین با این موضوع مخالفتی ندارد زندگی مادی می تواند دینی هم باشد این دو با هم قابل جمع هستند منتهی باید به این توجه کنیم که اگر در زندگی مادی به توصیه های دینی کمتر عمل کنیم چه نتیجه ای در بردارد و اگر بیشتر عمل کنیم چه نتیجه ای؛ من قبول ندارم که این دو مقابل هم باشند.

منتشر شده در گفتار
صفحه1 از2
بازگشت به بالا