دوشنبه, 14 فروردين 1391 07:44

بازداشت و زندان انفرادی

آیا تا قاضی ظن به صحت اتهام نداشته باشد می تواند کسی را احضار یا دستگیر کند؟ و در صورت دستگیری، قبل از تشکیل دادگاه، متهم را چند روز می تواند در زندان نگه­دارد؟
آیة الله موسوی تبریزی
در جرائم شخصی، با شکایت شاکی خصوصی و ارائه ادله منطقی برای اثبات مدعای خود، قاضی می تواند متشاکی را احضار نماید و در جرائم عمومی که مربوط به منافع عمومی مردم و امنیت جامعه است اگر به قاضی از طریق مامورین اجرایی و ضابطین یا مردم عادی شکایاتی رسیده باشد که مقرون به ادله ای باشد که اطمینان آور است می تواند به حسب مورد متهم را احضار و یا جلب نماید. در هیچ موردی اعم از جرائم عمومی و یا جرائم شخصی بدون وجود شاکی و یا ادله کسی را نمی توان جلب نمود. قانون آیین دادرسی در همه موارد باید رعایت شود و در مواردی اگر برای دادستان و مسئول پرونده جرم محرز شود و یا اتهامات بر اساس ادله و قرائن محکمی طرح شود و خوف فرار متهم و یا اضرار به دیگری باشد می شود تا روز دادگاه متهم را در حبس نگه داشت. البته نباید در تشکیل دادگاه تعلل کرد. در روایات نیز آمده است که پیامبر گرامی اسلام در مورد شکایت ولیّ دم از شخصی، بنا به تقاضای ولیّ دم، او را تا شش روز حبس کرد که شهود شاکی در محکمه حضور به هم رسانند.
پاسخ­ها لزوماً نظر مجمع نیست.

آیا زندان انفرادی و زندان در تبعید نیز از مجازات های اسلامی است؟
آیة الله موسوی تبریزی
قاضی به تناسب جرم زندان یا تبعید و یا زندان در تبعید را می تواند به عنوان تعزیر انتخاب کند؛ چون در مواردی که شارع مقدس اسلام حد خاصی در مجازات جرمی تعیین نکرده است گفته شده است مجازات بما یراه الحاکم است یعنی هرچه و هر قدر که حاکم صلاح بداند. ولی در نظام های متمدن امروزی مثل جمهوری اسلامی محدوده مجازاتهای تعزیری نیز مشخص شده و حد اقل و حد اکثر آن معیّن شده و در مجلس شورای اسلامی به عنوان قانون مجازات اسلامی (حدود و قصاص و تعزیرات) به تصویب رسیده است و قاضی باید با استناد به قانون حکم صادر کند.
اما زندان انفرادی نیز با مشخصات و قیوداتی در قانون سازمان زندان ها مشخص شده است و باید تعیین زندان و کیفیت زندان و مقدار آن با نظر قاضی طبق قانون سازمان زندان ها باشد.
پاسخ­ها لزوماً نظر مجمع نیست.

منتشر شده در پرسش و پاسخ
شنبه, 02 ارديبهشت 1391 07:48

قضا و قضاوت

آیا قاضی نسبت به حکم خود در برابر محکوم علیه و مردم مسؤول است و باید، در صورت مطالبه آنان، دلایل و مستندات حکم خود را ارائه کند؟ اگر محکوم علیه از قاضی تقاضا کند که پرونده اش منتشر شود، در صورتی که اشاعه فحشا نباشد و حق کسی تضییع نشود، آیا قاضی باید آن پرونده را منتشر کند تا رأی قاضی مورد تحلیل قضات، فقها و استادان و دانشجویان حقوق قرار گیرد یا می تواند به این تقاضا ترتیب اثر ندهد؟
آیة الله موسوی تبریزی
تا نهایت دادرسی هیچ­کس حق افشای مسائل پرونده را ندارد ولی پس از اتمام مراحل دادرسی محکوم حق دارد مدارک و دلائل حکم خود را بخواهد و می تواند در اختیار هر کسی قرار دهد البته در صورتیکه مخل به امنیت جامعه و یا لطمه خوردن حیثیت اشخاص نباشد.
پاسخ­ها لزوماً نظر مجمع نیست.

اگر قاضی به اشتباه خود در صدور رأی آگاه شد آیا باید آن را اظهار کند یا می تواند کتمان نماید؟ اگر ثابت شد که قاضی در رأی خود اشتباه کرده و بر اثر آن ضرری متوجه کسی شده است آیا نسبت به جبران آن ضرر مسؤول است و باید آن را جبران نماید یا ضامن نیست؟
آیة الله موسوی تبریزی
هرچه سریعتر باید اشتباه خود را اظهار کند که موجب ضرر و زیان به دیگری نشود و اگر حکم اشتباهی موجب ضرر و زیان به محکوم شده باشد، اگر عمدی نباشد از بیت المال باید جبران شود و اگر عمدی باشد و یا به خاطر عدم اعلام اشتباه پس از معلوم شدن آن باشد، خود قاضی ضامن است و باید جبران کند.
پاسخ­ها لزوماً نظر مجمع نیست.

اگر قاضی کسی را احضار کرد و فرد احضار شده ترسید و بر اثر آن ضرری به او وارد شد آیا قاضی ضامن است یا ضابط قضایی که حکم احضار را اجرا کرده است؟
آیة الله موسوی تبریزی
نه قاضی و نه اجرا کننده حکم ضامن نیست. البته در صورتی که مراحل قانونی و اخلاق اسلامی رعایت بشود. مثلاً اگر اظهار می کردند خود متهم در دادگاه حاضر می شد ولی بدون احضار مأمور به درِ خانه او برود و او را دستگیر و جلب نماید و به همین جهت آسیبی به او یا خانواده او برسد قاضی حکم دهنده ضامن است.
پاسخ­ها لزوماً نظر مجمع نیست.

منتشر شده در پرسش و پاسخ
شنبه, 05 فروردين 1391 07:24

احکام قضاوت

آیا بازجویی از متهم در غیر دادگاه و توسط غیر قاضی برای اقرار علیه خود جایز است و قاضی می تواند فرد را مستند به آن اقرارها محکوم کند؟
آیة الله موسوی تبریزی
بازجویی باید در شرایط مساعد روانی و جسمی و بهداشتی و در آرامش باشد و بازجو اگر خود قاضی باشد و طبق قانون عمل کند اشکال قانونی ندارد اگرچه عنوان باز پرسی و یا دادیار داشته باشد و اگر کسی در شرایط متناسب با اراده و اختیار خود اقرار کند علیه او حجت است حتی اگر اقرار پیش دیگران باشد یعنی در خارج از قوه قضائیه باشد و دو نفر شاهد عادل شهادت به اقرار او در دادگاه بدهند قاضی می تواند بر اساس شهادت آن دو نفر عادل طبق اقرار متهم او را مورد بازخواست قرار دهد و حکم صادر کند. اما اگر شرایط مکانی و زمانی و روانی برای اقرار کننده غیر طبیعی باشد و در اثر فشارهای روانی یا جسمی یا تهدید های مختلف علیه خود و خانواده اش اقرار کند آن اقرار حجیت ندارد و نمی شود به آن تمسک کرد اگر چه پیش خود قاضی باشد. و کسانی که او را مجبور به این نحو اقرار بکنند تعزیر می شوند.
پاسخ­ها لزوماً نظر مجمع نیست.

آیا اقرار فرد علیه خود در حالت اکراه یا اجبار یا در شرایطی که توهم اکراه دارد می تواند مستند حکم قاضی قرار گیرد؟ به فتوای بعضی از فقها اگر قاضی مستند به آن اقرارها فرد را محکوم کند صلاحیت قضایی خود را از دست می دهد؛ دلیل این فتوی چیست؟
آیة الله موسوی تبریزی
ادله ای که بر حجیت اقرار دلالت می کند ارشادی هستند یعنی آن چیزی که در میان عقلا از همه ملیت ها و مذاهب بوده و هست اسلام نیز مورد تایید قرار می دهد. مانند فرمایش رسول اکرم: اقرار عاقلان علیه خود شان حجت و سند است (وسائل الشیعه، ج 23، ص185-184) و فرمایش امام صادق علیه السلام که می فرماید: مومن اگر علیه خودش حرف بزند از هفتاد مومن صادق تر است (همان) و در میان عقلا هیچ گونه اقراری که تحت هر گونه فشار روحی و روانی و جسمی و لفظی و غیره باشد سندیت ندارد و در اسلام هم همین طور است. یعنی بر اساس آن اقرار، هیچ حکمی نمی شود صادر کرد و در روایتی مولا امیرالمومنین علیه السلام می فرماید :کسی که در حال لخت کردن لباس او یا در زندان یا تهدید و ترس و ارعاب اقرار به گناه بکند حدی ندارد یعنی بر اساس چنین اقراری حاکم حق مجازات او را ندارد (همان).
بر این اساس فقهای شیعه نیز اجماعا فتوی داده اند و اگر قاضی صرفا بر اساس این گونه اقرار حکم صادر کند از عدالت ساقط است و حق قضاوت ندارد؛ چرا که قضاوت بی مدرک و یا با مدرک باطل انجام داده است.
پاسخ­ها لزوماً نظر مجمع نیست.

منتشر شده در پرسش و پاسخ
بازگشت به بالا