جمعه, 02 تیر 1396 14:35

نقش مردم در تعیین حاکم

تحلیلی از مجمع مدرسین و محققین حوزه علیه قم

بسمه تعالي
به دنبال سخنان جناب آقای روحانی رئیس جمهور محترم در مراسم افطار با اهالی رسانه و مطرح کردن خطبه 92 نهج البلاغه، اعتراضاتی صورت گرفت که مگر با حضور امام معصوم حقی برای مردم در تعیین حاکم باقی می ماند؟ در حالی که در خطبه مذکور طبق بیان رئیس جمهور: «حکومت علی(ع) با خواست و اصرار مردم تشکیل شد و این در حالی بود که ایشان در برابر اصرار مردم به آنها فرمودند که حکومت عدل من برای شما سنگین است و باید به سراغ فرد دیگری بروید»، اما در عین حال این را نیز گفتند «که اگر شما مردم فرد دیگری را انتخاب کنید، و لعلي اسمعكم و اطوعكم لمن ولّیتموه امرکم؛ هر کس که شما او را به عنوان ولیّ خودتان و رهبر جامعه برگزینید من هم اطاعت می‌کنم، من هم می‌شنوم و اجرا می‌کنم. من در اطاعت از او که شما مردم آن را برگزیدید، اولین نفر خواهم بود» بنابر این «امیرالمومنین مبنای حکومت و فرمانروایی را رای مردم، خواست مردم و آرای مردم می‌داند.»
در اینجا چند بحث باید مورد توجه قرار گیرد
أولا این که دین در مسأله حکومت چه روشی داشته است؟
ثانیا اگر مردم به امامت کسی قائل نبودند و نخواستند او حاکمشان باشد آن امام چون از جانب خداوند تعیین شده است ، باید بر آنان حاکم باشد؟

شوون پیامبر (ص) و ائمه (ع)

محققان گفته اند پیامبر (ص) سه شأن مختلف دارند: 1) نبوت و رسالت یعنی تبلیغ و تبیین وحی الهی. 2) قضاء و داوری. 3) ریاست و حکومت و امامان معصوم (ع) نيز همین شؤونات را منهای وحی دارند.

 آنچه مسلم است در مورد تبليغ و تبيين وحي، انتخاب پیامبر (ص) و امام به دست خداوند است و مردم نقشی ندارند زيرا خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را در كجا (و به عهده چه كسي) قرار دهد. (الله اعلم حیث یجعل رسالته) (انعام / 124) اما در مورد ریاست و حکومت، مردم نیز بايد بپذیرند تا آنان به این امر اقدام کنند زيرا تا مردم همراهي نكنند، نمي توانند حكومت تشكيل دهند همانطور كه تا مردم يثرب همراهي نكردند پيامبر (ص) نمي توانستند حكومت تشكيل دهند لذا پیامبر (ص) در عقبه ثانیه با مردم یثرب که به آنجا آمده بودند بیعت کردند و بر همین أساس به مدینه هجرت نمودند و از سويي نيز اجازه تحميل ندارند؛ از پيامبر اكرم(ص) نقل شده كه به علي(ع) توصيه فرمود: «لَكَ وِلَاءُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي، فَإِنْ وَلَّوْكَ فِي عَافِيَةٍ وَ اجْتَمَعُوا عَلَيْكَ بِالرِّضَا فَقُمْ بِأَمْرِهِمْ، وَ إِنِ اخْتَلَفُوا عَلَيْكَ فَدَعْهُمْ وَ مَا هُمْ فِيه»‏؛ زعامت امتم بعد از من برای توست. اگر مردم بدون درگيري ولايت را به تو دادند و همه نيروها به آن راضي شدند، حكومت را قبول كن و اگر اختلاف كردند، آنان را رها ساز و به حال خود واگذار.(كشف المحجه، ص180) و نیز در روز بیعت که روز جمعه بود بالای منبر در حضور تمامی مسلمانان حاضر در مسجد فرمود: إِنَّ هَذَا أَمْرُكُمْ لَيْسَ لِأَحَدٍ فِيهِ حَقٌّ إِلَّا مَنْ أَمَّرْتُمْ وَ قَدِ افْتَرَقْنَا بِالْأَمْسِ‏ عَلَى أَمْرٍ وَ كُنْتُ كَارِهاً لِأَمْرِكُمْ فَأَبَيْتُمْ إِلَّا أَنْ أَكُونَ عَلَيْكُمْ أَلَا وَ إِنَّهُ لَيْسَ لِي دُونَكُمْ إِلَّا مَفَاتِيحُ مَا لَكُمْ مَعِي وَ لَيْسَ لِي أَنْ آخُذَ دِرْهَماً دُونَكُم‏ (بحارالانوار، ج32، ص8) و در نهج البلاغه نامه 6 می فرماید: وَ إِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى مَا خَرَجَ مِنْهُ فَإِنْ أَبَى قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَلَّاهُ اللَّهُ مَا تَوَلَّى‏؛ شورا از آن مهاجران است و انصار، پس اگر گرد مردى فراهم گرديدند و او را امام خود ناميدند، خشنودى خدا را خريدند. اگر كسى كار آنان را عيب گذارد يا بدعتى پديد آرد او را به جمعى كه از آنان برون شده بازگردانند، و اگر سرباز زد، با وى پيكار رانند كه- راهى ديگر را پذيرفته- و جز به راه مسلمانان رفته، و خدا را در گردن او در آرد آن را كه بر خود لازم دارد.

در برخي روايات امام را به كعبه تشبيه كرده (بحارالانوار،ج36، ص353) كه مردم بايد به سمت آنان بروند، نه اين‌كه آنان خود را به مردم تحميل كنند. بهترين گواه بر اين مطلب سيره امامان معصوم است. علي(ع) با اين‌كه حكومت را حق خود و ديگران را غاصب مي‌دانست و در خطبه شقشقيه وضعيت آن روزگاران را ترسيم كرده است، اما همراهي نكردن مردم با آن حضرت ـ به هر دليلي كه صورت گرفت، هرچند مرعوب شده بودند كه بيشتر چنين بوده است ـ موجب خانه‌نشيني ايشان گرديد و هرگز حاضر نشد براي كسب قدرت از تحمیل و ابزار ناحق استفاده كند. او مي‌توانست بيعت ابوسفيان را بپذيرد و از قدرت او براي رسيدن به حكومت استفاده كند، يا با تهديد و تطميع، عده‌اي دور خود جمع كند، كاري كه ديگران كردند؛ يا آن‌جا كه در شوراي شش نفره خليفه دوم كه پيشنهاد خلافت به آن حضرت مشروط شد به پذيرفتن سيره شيخين، مي‌توانست آن شرط را بپذيرد و به حكومت برسد، اما به آن شرط اعتنا نكند، آن طور كه خليفه سوم عمل نكرد، ولي حضرت هيچ‌گاه براي احقاق حق خود به اين‌گونه دسيسه‌ها متوسل نشد، بلكه هنگامي خلافت را پذيرفت كه مردم به خانه‌اش هجوم آوردند و خواهان خلافت ايشان بودند و سه روز بر اين امر اصرار ورزيدند. اصحاب بدر كه تا آن روز زنده بودند نزد علي(ع) آمدند و خواستار بيعت شدند (انساب الاشراف، ج4، ص559) و امام همچنان خودداري مي‌كرد و مي‌فرمود: من وزير باشم بهتر از آن است كه امير شما باشم، ولي آنان جز به بيعت با آن حضرت راضي نبودند. (تاريخ طبري، ج4، 429) بالاخره پس از سه روز، آن حضرت به مسجد آمد و مردم با ايشان بيعت كردند. (انساب الاشراف، ج2، ص210)

محققانِ اهل سنت معترفند كه تنها علي(ع) بعد از قتل عثمان، خلافتش برخاسته از خواستِ عمومي بود. (ظافرالقاسمي، نظام الحكم، ج1، ص241) همچنین در غدیر خم  پس از معرفی امیرالمومنین (ع) از سوی پیامبر (ص) از مردم خواسته شد با ایشان بیعت کنند و به صرف معرفی اکتفا نشد.

امامت و حکومت

به هر حال موضوع امامت در شیعه باید مورد بررسی قرار گیرد که آیا مرادف با حکومت است یا خیر؟

شهید مطهری در این باره می گوید: این اشتباه بسیار بزرگی است که احیانا قدما (بعضی از متکلمین) هم گاهی چنین اشتباهی را مرتکب می شدند. امروز این اشتباه خیلی تکرار می شود؛ تا می گویند امامت، متوجه مسأله حکومت می شوند. در حالی که مسأله حکومت از فروع و یکی از شاخه های خیلی کوچک مسأله امامت است و این دو را نباید با یکدیگر مخلوط کرد. (مجموعه آثار 4/858) سپس به مسأله امامت می پردازند و می گویند: آنچه در درجه اول اهمیت است، مسأله جانشینی پیغمبر است در توضیح و تبیین و بیان دین، منهای وحی (همان)

اگر مسأله خلافت تمام مسأله امامت بود، آیا ممکن بود امام از آن استنکاف کنند و بفرمایند: دعونی و التمسوا غیری و از قبول آن چشم بپوشند؟!

اساسا پیش از اسلام مردم در بهترین نوع حکومت خود از شیوه «بیعت» استفاده می کرده اند. و طبق نظر برخي از محققان «بيعت، سنتي رايج در ميان عرب بوده است.»( مكارم، و ديگران، تفسير نمونه، ج 22، ص70 و همو، انوار الفقاهه، كتاب البيع، ج1، ص518)  «حتي مي‌توان مدعي شد، بيعت، در ساير ملل نيز به گونه‌اي معمول بوده است؛ به طور غريزي قبايل مختلف هنگامي كه احساس مي‌كردند براي حفظ نظام قبيلگي خود و دفاع از منافع و مصالح خويش نياز به رئيس و فرمانده دارند، اطراف كسي كه او را براي اين كار مناسب و شايسته مي‌دانستند، گرد آمده و پس از گفت‌وگو و بيان نيازمندي‌ها و شرايط خود با دست دادن به وي، او را به عنوان رئيس خود بر مي‌گزيدند و با دست دادن، ولايت و رياست او تثبيت مي‌گرديد. (سبحاني، مباني حكومت اسلامي، ص318 ـ 319 و ر.ک: ولایت فقیه، ج1، 523) بیعت این است که بیعت کننده خود را در اختیار بیعت شونده قرار می دهد وبیعت شونده سعی می کند امور او را به صورت صحیح تدبیر کند؛ گویا بیعت کننده و بیعت شونده به کاری تجاری اقدام می کنند، زیرا هرکدام از آن ها در مقابل دیگری متعهد بر کاری می شود.(معالم الحکومه، ص 260) بعدها این شیوه انتخاب، رأی نامیده شد همانطور که امام امت فرمودند: آرای اکثریت که در صدر اسلام تعبیر می شده به بیعت با ولی مسلمین.(امام خميني، صحيفه امام، ج 20، ص409)
بنابراين بيعت به همان معناي متداول در ميان مردم، در قرآن و سنت نيز به كار رفته است و هيچ دليلي بر تغيير آن معنا در اصطلاح شرعي وجود ندارد و به همان صورت، در اسلام مورد تأييد و امضاء قرار گرفته است.(منتظري، مباني فقهي حكومت اسلامي، ج 2، ص318)

واژه بیعت در سه آيه قرآن(سوره فتح 10و 18؛ سوره ممتحنه 12) به كار رفته و تأیید شده است، و دست‌ِكم در هشت مورد پيامبر اقدام به گرفتن بيعت كرده‌اند، به همين دليل در آغاز اسلام كه طايفه «اوس» و «خزرج» در موقع حج از مدينه به مكه آمدند و با پيامبر اكرم(ص) در عقبه، بيعت كردند، برخورد آنان با مسئله بيعت، برخورد با يك امر آشنا بود.(مكارم، و ديگران، تفسير نمونه، ج 22، ص70 و همو، انوار الفقاهه، كتاب البيع، ج1، ص518) در غدیر خم نیز از مردم خواستند با علی (ع) بیعت کنند. در سخن و سیره امامان بعد نیز بیعت و شرایط آن آمده است حتی در روایات از بیعت مردم با امام عصر (عج) یاد شده است. در سیره متشرعه نیز این اقدام پسندیده بوده است نه ناپسند. البته دربارة مصاديق ايراداتي داشته‌اند، اما اصل بيعت را عملي خلاف شرع ندانسته‌اند، بلكه به آن اصرار كرده و پاي‌بند بدان بوده‌اند. به هر حال طرح مسئله بيعت در قرآن و روايات و سيره معصومان حتي اگر به عنوان جدال احسن و يا اسكات خصم باشد، اما ذكر شرايط و تأكيد بر اصول عقلايي و مردمي آن، در خور تأمل است.

مرحوم آیت الله منتظری یکی از بزرگترین شارحان احادیث امامان و به ویژه نهج البلاغه و از جمله تئوری پردازان ولایت فقیه با گرایش انتخاب از ناحیه مردم، در باره حاکمیت اهل بیت(ع) و نقش مردم در تحقق آن می نویسند: «به نظر ما شیعیان ائمه معصومین با نصب پیامبر از طرف خدا به امامت منصوب شده اند ولی تحقق عملی و فعلی زمامداری آنان بدون بیعت و خواست مردم امکان نداشت، زیرا زعامت مقبول مردم با زور معنا و امکان ندارد و با بیعت نکردن مردم با آنان هر چند مردم مرتکب خطا شده اند ولی مسؤلیت از امامان ساقط است. بنابر این در مورد ائمه معصومین(ع) تحقق حاکمیت مردمی آنان موقوف به رأی و بیعت مردم است و قبل از رأی و بیعت، حاکمیت مردمی آنان فعلیت و تحقق پیدا نمی کند. اما در مورد غیر معصومین علاوه بر تحقق و فعلیت آن، مشروعیت آن نیز موقوف به رأی و بیعت مردم است.(پاسخ به پرسش های دینی/73)

شاید بتوان گفت أساسا حکومت بر جامعه ای که از عقاید و اندیشه های مختلف تشکیل شده است، جز به شیوه ای همگان پسند مناسب نباشد. مثلا اگر یک جامعه یک دست شیعی می بود و یا اکثریت معتقد به امامت امام علی (ع) بودند، می شد گفت دیگر نیازی به رأی نیست زیرا همه به امامت آنحضرت باور دارند و بنابر این شایسته نیست کس دیگری بر جامعه حاکم باشد اما آیا همه کسانی که پس از قتل عثمان درب خانه علی(ع) آمدند به امامت آنحضرت ـ آنگونه که شیعه باور دارد ـ اعتقاد داشتند؟

البته مرحوم آیت الله منتظری معتقدند: اگر برای پیدایش امری دو شیوه وجود داشته باشد و یکی از دو شیوه نزد مردم شناخته شده تر، استوارتر و نافذتر باشد، ایجاد آن امر به هر دو شیوه موجب تأکید یافتن آن است. همان گونه که این مطلب مقتضای اجتماع چند علت بر معلول واحد است و از مباحث پیشین دانستی که امامت هم به سبب نصب خداوند پدید می آید و هم به سبب نصب امت از طریق بیعت. (ولایت فقیه، ج1، 526) همچنین شهید صدر در این باره ولایت داشتن امت چنین می گوید: تأکید بر بیعت با پیامبر (ص) و اوصیای او تأکیدی است از جانب پیامبر (ص) بر شخصیت امت و توجهی است بر خلافت عمومی مردم.(الإسلام یقود الحیاه، ص153) از این رو حضرت امام خمینی(ره) تعیین ولی فقیه و نفوذ حکمش را جز با امضاء و انتخاب مردم میسر ندانستند. لذا در پاسخ به آیت الله مشکینی رئیس شورای بازنگری قانون اساسی نوشتند: اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد قهری او مورد قبول مردم است در این صورت او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است. (صحیفه امام ، ج21، ص371) عبارات امام صریح است در این که ریشه و اصل نفوذ حکم ولی فقیه نیز در مورد حکومت و مسایل مردم جز با انتخاب و رضایت آنان ممکن نیست.

منتشر شده در اندیشه

به نام خدا

هفده خرداد امسال رنگ خون گرفت و تعدادی از هموطنان عزیزمان بر اثر حمله تروریستی به شهادت رسیدند. تروریست ها وقتی به ایران آمدند و به مردم حمله کردند که مردم با حضور کم سابقه خود پای صندوق های رأی و انتخاب رییس جمهوری که شعارش صلح در میان ملل و اتحاد در میان ملت بود یکی از باشکوه ترین انتخابات های خود را برگزار و با گرامیداشت بیست و هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) وفاداری خود را به آرمان های انقلاب اعلام کردند. قدرت های حامی تروریست ها نه خواهان صلح جهانی اند و نه اتحاد ملت ایران را برمی تابند؛ و برای اجرای مقاصد جنگ طلبی و تفرقه افکنانه خود از جوانان متعصب و فریب خورده کشورهای عربی استفاده می کنند. این حمله ها مردم را در انتخاب راهی که برگزیده اند تأیید و وحدت ملی را تقویت می کند و موجب می شود همه گروهها و جناح ها مصالح اهمّ امنیتی، سیاسی و اقتصادی را بر مصالح دیگر مقدم بدارند. اکنون ایران در مسیر رشد اقتصادی و توسعه سیاسی قرارگرفته است و این همان چیزی است که حامیان تروریسم را وارد مرحله تازه مقابله با ایران کرده است. اما این دشمنی ها دولت و ملت ایران را متحدتر می کند و نیروهای اطلاعاتی، نظامی و انتظامی را آماده تر می کند تا با هماهنگی و تمرکز فعالیت های خود بر پیشگیری از این گونه حمله های تروریستی و پرهیز از امنیتی کردن کشور سر خصم را به سنگ بکوبند و آنان را در رسیدن به مقاصد شوم خود ناکام کنند.

نام شهیدان این حمله تروریستی در تاریخ ایران جایگاه ویژه ای دارد و خانواده های آنان مورد عزت و احترام همه ایرانیان اند. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم برای این شهدای عزیز علوّ درجات و برای بازماندگان پر افتخار آنان صبر و اجر از خداوند مسألت دارد.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

18/3/1396

منتشر شده در یادداشت

بسم الله ارحمن الرحيم

فرارسيدن بيست وهشتمين سالگرد درگذشت بنيانگذار جمهوري اسلام ايران حضرت امام خميني و يوم الله پانزدهم خرداد را گرامي داشته و به ملت ايران و به خانواده ی معظم و معزز آن بزرگوار تسليت مي گوييم . ايام چهارده و پانزدهم خرداد روز ماندگار در تاريخ ايران و روز سمبل مبارزه با استبداد و ديكتاتوري و استكبار در تاريخ اين كشور است . پانزده خرداد روزي است كه ملت ايران دربرابر حاكميت مطلقه و فرمانروايي فردی ايستاد  و براي خود حق انتخاب سرنوشت قايل شد و وفاداري خودرا به رهبر مبارزی كه يك مرجع جامع الشرايط بود،تا پاي جان اعلام داشت و در اين راه عده  ی زیادی از هموطنان ما به شهادت رسيدند . حضرت امام خميني راهي را كه بر گزيده بود و ملت را همراه خود مي ديد ،رها نكرد و سر انجام پس از پانزده سال بساط سلطنت را برچيد و براي نخستين بار نظام براساس راي مردم و اسلام در اين كشور محقق شد و جمهوری اسلامی را تاسیس کرد . امروزكه بيست و هشت سال از رحلت رهبر بزرگوار انقلاب مي گذرد ،بايد آرمان¬هاي امام را باز خواني كرد و اهداف او را دوباره بررسي نمود كه تا چه ميزان آن اهداف بلند رهبر انقلاب محقق شده است . بي شك استقلال ،آزادي و اتكاء به راي مردم و تحقق عدالت اجتماعي از اهداف امام خميني در اين نهضت بوده است و مسولين و مردم نبايد از اين اهداف فاصله بگيرند . خوشبختانه انتخابات رياست جمهوري 92 و 96 نشان داد كه مردم با رشد عقلاني خود به اين اهداف بلند پايبند مي باشند و آرمان امام را گرامي مي دارند . نبايد غافل بود كه برخي افراد از روزهاي نخست انقلاب با آرمانهاي امام سر سازش نداشتند و چيزي به نام جمهوريت را برخلاف اسلام مي ديدند و گروهي ديگر اسلام را در كنار جمهوريت قبول نداشتند . اين دولبه قيچي همواره وجود داشته و دارد . در سالروز گراميداشت اين ايام ، ضمن اظهار تسليت به ملت ايران، بايد جريانهايي راكه با انقلاب نبودند و يا در تقابل با امام بودند و الان خود را ميراث دار انقلاب مي دانند باز شناسي شوند تا آزادي و استقلال و جمهوريت نظام آسيب نبيند . اميد است رييس جمهور محترم كه با راي بالاي مردم براي دومين بار بر گزيده شد ،بتواند با انتخاب كا بينه اي همگون و كارامد  در جهت مطالبات مردم و وعده هايي كه در ايام تبليغات داده است و اجرای بدون تنازل قانون اسلاسی، و پاسداری از آن، آراي امام و اهداف انقلاب را پاس بدارد . و در برابر موانعي كه ممكن است در پيش رو داشته باشد ،مقاومت كرده و سنگ اندازيها و مشكلات را با مردم با صراحت در ميان بگذارد .

منتشر شده در یادداشت

آقای دكتر حسن روحانی رئیس‌جمهور محترم ایران

با سلام و آرزوی موفقیت

انتخاب مجدد شما به ریاست قوه مجریه و اعتماد دوباره ملت شریف و بزرگوار ایران به جنابعالی را تبریك و تهنیت عرض می‌کنیم و موفقیت بیشتر دولت دوازدهم را در این راه نه‌چندان هموار آرزومندیم. بر خود فرض می‌دانیم در آغاز دولت دوازدهم نكاتی از سر خیرخواهی و از  باب «النصیحة لائمة المسلمین» محضر رئیس‌جمهور محترم تقدیم نماییم.

1- دولت یازدهم در سیاست خارجی گام‌های بلندی برداشته كه نمونه آن رفع ایران هراسی و از بین بردن سایه شوم تحریم‌ها و خروج ایران از انزوای جهانی است. بااینکه ما در منطقه با بحران‌های بزرگی مواجهیم، امید است دیپلماسی گفتگو  و شعار صلح و تقابل با تروریسم كه منطق اسلام و ایران است همچنان در دیپلماسی و سیاست خارجی دولت دوازدهم پیگیری شود و ایران عزیز ما را از هرگونه خطر و آسیبی در امان بدارد.

2- ازنظر ما ضعف‌هایی در دولت یازدهم وجود داشت و كسانی در دولت راه یافتند كه همراه و همگام با خط اعتدال و اصلاحات نبودند و در برخی از استان‌ها نارضایتی از سوی دوست داران دولت و به‌ویژه جوانان نسبت به بدنه اجرایی به وجود آورده بود؛ لذا باید در این دولت تأمل بیشتری صورت گیرد و افرادی انتخاب و به مجلس معرفی شوند که در آینده، جریان اعتدال و اصلاحات را در میان ملت خوش‌نام و ملت را نسبت به آینده خوش‌بین سازند.

3- رقبای شما در انتخابات بیشتر بر دغدغه‌های معیشتی مردم تأکید می‌کردند، هرچند راه و روش علمی برای مبارزه با مشكل معیشت مردم نداشتند، ولی بیش از پانزده میلیون نفر به رقیب شما به خاطر آن وعده‌ها رأی دادند، جنابعالی همان‌طور كه در  پیام خود فرمودید رئیس‌جمهور همه ملت هستید؛ بنابراین انتظار این است كه گروه اقتصادی شما در دولت به‌گونه‌ای انتخاب شود، كه در مسئله اقتصاد و مبارزه با ركود و رونق کسب‌وکار همگون‌تر از گذشته باشند.

4-جناب آقای رئیس‌جمهور عده زیادی از علما و فضلای حوزه در این انتخابات از حامیان شما بودند، برخی از آنان در بیانیه‌ای كه به امضای تعداد  زیادی از مدرسین عالی حوزه رسید حمایت خود را از شما اعلام داشتند، بنابراین از مسائل مهمی كه باید مدنظر باشد، ادامه ارتباط خوب و مداوم دولت قبل با حوزه‌های علمیه و مراجع محترم در این دولت است و شخصی باید به‌عنوان رابط در این میان انتخاب شود که با وزنه علمی و سابقه حوزوی خوب، این رابطه را گرم‌تر از گذشته نماید؛ و اخبار و تبلیغاتی را كه علیه دولت به دست برخی ماجراجو جعل می‌شود، خنثی نماید تا حوزه‌های علمیه و مراجع بزرگوار همچون گذشته از  پشتوانه‌های مهم دولت در اجرای بهتر امور محسوب شوند.

5- یقیناً دولت دوازدهم بحران‌های داخلی كمتری از گذشته نخواهد داشت و برخی رسانه‌ها وظیفه اصلی خود را تخریب یا تضعیف دولت می‌دانند. به‌عنوان‌مثال شاهد بودیم كه راجع به سند 2030 یونسكو بااینکه وزیر وقت برای خود حق تحفظ قائل شد و در هیچ‌یک از مدارس كشور كاری برخلاف شرع و فرهنگ ایرانی صورت نگرفت، چه هیاهویی بر پا كردند تا با این ابزار در تبلیغات علیه دولت بهره بیشتری بجویند. بنابراین دولت دوازدهم باید فاز رسانه‌ای خود را قوی‌تر از گذشته نماید و ملت را از كارهای اساسی و بنیادینی كه در كشور صورت می‌گیرد مطلع نماید. هرچند انتظاری از صداوسیما‌ی كشور نیست تا در جهت منافع ملی و تقویت دولت وظیفه رسانه‌ای خود را دنبال نماید، ولی دولت باید این رسانه ملی را همسوی با صدای ملت نماید تا ذهن و ضمیر مردم آكنده از اطلاعات نادرست نشود.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم وظیفه خود می‌داند از ملت بزرگوار ایران به خاطر شركت در انتخابات و حضور  پای صندوق‌های رأی و انتخاب شایسته‌ای كه کرده‌اند، تشكر نماید و از مقام معظم رهبری كه جریان كلان انتخابات را هدایت نمود همچنین از نیروهای نظامی و انتظامی كه امنیت انتخابات را عهده‌دار شدند و از بزرگوارانی چون بیت مرحوم آیت‌الله هاشمی، حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقای سید محمد خاتمی، حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقای ناطق نوری و سایر عزیزان و جناح‌هایی كه باعث شدند انتخابات با شور بیشتری برگزار شود، قدردانی می‌نماید.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

31/2/1396

منتشر شده در یادداشت

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

خانواده معظم عالم مجاهد حضرت آیت الله هادی باریک بین (قدس سره)

با سلام، ضایعه جبران ناپذیر رحلت عالم ربانی، مجاهد خستگی ناپذیر و پدر شهید، حضرت آیت الله هادی باریک بین (قدس سره) که بیشتر عمر با برکت خود را قبل و بعد از انقلاب در مبارزه با ظلم و مستکبران و حمایت از مستضعفان سپری کرد و در سنگر مبارزه، جهاد و نماز جمعه در بین مردم متدین و انقلابی قزوین بود، موجب تاثر گردید. این ضایعه را برخانواده محترم آن مرحوم و عموم مردم استان قزوین و حوزه های علمیه تسلیت گفته و از خداوند متعال علو درجات برای آن مرحوم و صبر و اجر برای خانواده محترم ایشان و مردم قزوین خواستاریم.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

20/1/1396

منتشر شده در یادداشت
صفحه1 از5
بازگشت به بالا