آیت الله دکتر مصطفی محقق داماد: تمام فلسفه نبوت و ارسال رسل برای عدالت است. در مسأله کرامت اگر به اصلی رسیدیم که کرامت بشری را زیر پا می گذارد یقینا اشتباه کرده ایم. باید به همه مردم چون بنده خدا هستند رحمت خدایی داشته باشیم؛ کمک به کفار اشکال ندارد چراکه انسان هستند و خداوند به آنها کرامت داده است.

به گزارش خبرنگار شفقنا در مشهد، چهارمین نشست تازه های حقوقی با موضوع «جایگاه اصل کرامت انسانی در اجتهاد شیعی» با حضور آیت الله مصطفی محقق داماد، طلاب، علما و دانشجویان در دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد برگزار شد.

آیت الله دکتر محقق داماد در ابتدا با اشاره به آیه ای از قرآن کریم «و لَقَد کرمنا بنی آدم فی البرّ و والبحرِ…» گفت: خداوند در قرآن می فرماید ما به بشر کرامت داده ایم. از همان روزهای آغاز تمدن اسلامی، مفسرین این آیه را تفسیر کردند، اما یک سوال را تاکنون کسی مطرح نکرده است و آن این است که آیا این آیه شریفه صرفا در مقام خبر است و از واقعیات عالم خبر می دهد؟ یا فقط از یک فکت و هستی خارجی خبر می دهد و هیچ ربطی به بایدها و بایستی های حیات جهان ندارد؟ آیا هیچ ربطی به مجموعه شریعت ندارد؟ یا اینطور نبوده و مقدمه یک بایستی است؟ که اگر اینچنین است در کجا اثر دارد؟

وی در ادامه با پاسخ به این سوالات گفت: اصل کرامت بشری از اصولی است که من مایلم آن را اصول پیش فقهی بنامم. بنده بر این عقیده ام که ما یک قواعد درون فقهی داریم مثل قاعده لاضرر و لا ضرار، اما یک اصولی وجود دارند که اسم شان را قواعد نمی گذاریم و اصولی هستند که در طول این قواعد و مقدم بر آنها هستند یعنی برون فقهی اند مثل اصل عدالت که یک قاعده درون فقهی نیست و مثلا نمی توان آن را با اصل لا ضرر در تعارض قرار داد همه شریعت برای اجرای عدالت است. تمام فلسفه نبوت و ارسال رسل برای عدالت است پس این نمی تواند یک قاعده  درون فقهی باشد و بیرون و پیش از فقه قرار دارد.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: ما خدایی را پذیرفتیم که عادل است و دستور به اجرای عدالت داده، اصل کرامت نیز مانند اصل عدالت است و اصول پیش فقهی را نمی توان با قاعده های دیگر درگیر کرد و در مسأله کرامت اگر ما به اصلی رسیدیم که کرامت بشری را زیر پا می گذارد یقینا اشتباه کرده ایم. به نظرم می آید که آیه کرامت فقط یک گزاره خبری نیست بلکه خبری از واقعیت و هستی است که مقدمه بایستی است. یکی از مسائلی که در مبحث وقف در فقه آمده این است که آیا وقف مسلمان بر غیرمسلمان جایز است یا باطل؟ مثلا آیا مومنی می تواند بخشی از اموال خود را برای کفار وقف کند؟ در رابطه با این موضوع پنج قول در فقه وجود دارد، قول اول عدم جواز مطلق است و کاملا آن را باطل می داند که در کتب مختلف مثل «المراسم العلویه» آمده است دلیل آن نیز استناد بر این مسأله است که کفار دشمن خدا هستند و قرآن می گوید مومن کسی نیست که به دشمن خدا مودت داشته باشد و وقف نیز یک نوع مودت است.

وی در ادامه با بیان قول های دیگر در رابطه با مسأله وقف برای کفار گفت: قول دوم جواز مطلق است و محقق حلی در کتاب متن شرایع آن را بیان کرده است. قول سوم تفصیل میان اقربا و غیراقربا است که اگر از فامیل و نزدیکان باشد اشکال ندارد اما اگر بیگانه باشد جایز نیست. شیخ مفید، شیخ طوسی و ابن حمزه طوسی بر این باورند. قول چهارم معتقد است که اگر والدین کافر بودند می توان به آنها وقف کرد و دلیل آن هم آیه احترام به پدر و مادر است اما قول پنجم تفصیل میان کافر حربی و و غیرحربی است که نظر مشهور فقها جواز مطلق است به خصوص اگر غیرحربی باشد.

محقق داماد در ادامه گفت: احسان کردن به معنی محبت و مودت نیست خداوند در قرآن فرموده که به دشمنان خدا مودت نورزید آیا کسی که کافر است محاربه با خدا و پیغمبر می کند؟! در بسیاری موارد این طور نیست و شاید آن شخص اصلا اسلام را نشناسد و محاده بودن غیر از دین نداشتن است آن کسانی که کافر حربی هستند به دو گونه اند اول اینکه ممکن است با مسلمانی بجنگند اما نه به خاطر دین بلکه به خاطر سایر مسائل دنیوی اما گونه دوم آنهایی هستند که به خاطر دین نزاع می کنند و با مسلمانان به خاطر اسلام می جنگند و فقط این قشر کافر حربی و مصداق محاده با خدا و پیغمبر هستند.

وی افزود: احسان به هیچ فردی اشکال ندارد اما مراوده با کسی که با مسلمانان به خاطر اسلام می جنگد جایز نیست. مرحوم شهید ثانی می گوید وقف به معنی مراوده نیست و اشکال ندارد چراکه خداوند به آنان کرامت داده و بنده ای از بندگان خدا و نیازمند هستند پس در این رابطه توجه به چند نکته ضروری است اولا اینکه آنها عبادالله هستند و همین که بنده خدایند ارزش دارند. وقتی نماز می خوانیم می گوییم بسم الله الرحمن الرحیم، علما می گویند فرق بین رحمن و رحیم یکی رحمت خاصه به مومنین و یکی رحمت عامه به همه جهان است و اینها چون بنده خدا هستند باید نسبت به آنان رحمت خدایی داشته باشیم. کمک و احسان به اشخاص کافر اشکال ندارد چراکه انسان هستند و خدا به آنها کرامت داده است.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: این اندیشه، روش جدید اجتهادی را به ما می آموزد صحت وقف را نتیجه می گیریم و آنان حق شهروندی می یابند. به دلیل اینکه خداوند آنها را مکرم داشته است و به نظر شهید ثانی کرامتی که خداوند به بنی آدم اعطا کرده، عام است و فقط مخصوص به مومنین نیست. اگر کسی در جامعه جنایتی مرتکب شود مجرم است اما اعتقاد قلبی او جرم نیست و کافر بودن مانع از احسان نمی شود.

وی در ادامه با اشاره به آیه ای از سوره مبارکه ممتحنه گفت: آخوند خراسانی کافر حربی را به دو دسته مقاتل و غیرمقاتل تقسیم می کند و می گوید اگر کسی بالفعل و به خاطر دین با کسی نمی جنگد می توانیم به او احسان کنیم و حتی اگر کافر حربی مقاتل نباشد اشکال ندارد و اگر مقاتل باشد نباید با آن مراوده داشته باشیم و قرآن کریم می فرماید: اگر کسانی به انگیزه اینکه شما مسلمان هستید با شما جنگیدند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند با آنها مراوده نکنید.

او گفت: کرامت بشری در فتوا تأثیر دارد، بنده مطلبی را چندی قبل در مقالات مطرح کردم که امروزه اتهامی متوجه ادیان است و آن این است که ادیان مختلف پیروان خود را مومن و پیروان سایر ادیان را کافر می دانند و این موجب می شود جامعه به دو گروه خودی و غیرخودی تقسیم شود و جنگ های مردم تا زمانی که دین هست ادامه خواهد داشت. این اتهام برای همه ادیان از جمله اسلام موجود است به عنوان مثال در قرون وسطی مسلمانان را می کشتند و آنها را کافر می خواندند.

محقق داماد در ادامه بیان کرد: من فکر می کنم امروزه با قرآن فاصله گرفته ایم. شهید ثانی و آخوند خراسانی قرآن را به یاد ما آوردند ایمان و کفر در حوزه قلب است و در روابط اجتماعی حقوق شهروندی تأثیری ندارد و آنچه در روابط اجتماعی اثر دارد مقاتله است پس شهروندان به دو قسم تقسیم می شوند مُقاتل و مُصالح و همه آن را قبول دارند. در جامعه اگر گروهی مقاتل شدند همه قبول دارند که آنان حق حیات ندارند حتی اگر مقاتل مسلمان باشد و اگر کافر مصالح است حق حیات و حقوق شهروندی دارد در حقوق شهروندی جامعه نباید ایمان و کفر را دخالت بدهیم و این نظر قرآن است.

وی با اشاره به آیه چهاردهم سوره مبارکه حجرات گفت: این آیه دنباله وحدت خانواده بشری است متن اعلامیه حقوق بشر جهانی می گوید چون کل جامعه جهانی اهل یک خانواده هستند بنابراین تمام اصول بشری مبتنی به وحدت خانوادگی است یعنی برادری و برابری و خداوند در قرآن می فرماید همه شما از یک خانواده هستید و وحدت خانوادگی دارید و همچنین خطاب به کفار می فرماید ای کسانی که ایمان ندارید و در قلب تان ایمانی به وجود نیامده اگر در (جامعه اسلامی) به مقررات و نظم اجتماعی عمل کنید در حقوق شهروندی همه برابر و برادرید. در زمان پیامبر زمانی که ابوسفیان وارد جامعه اسلامی شد همه می دانستند در اصل ایمان نیاورده اما کسی با او کاری نداشت چون مقررات و قوانین مملکت را رعایت می کرد.

محقق داماد در پایان گفت: اگر به این صورت اجتهاد کنیم باید خیلی از احکام را به طور دیگر صادر کنیم و مومن و کافر را باید عضو جامعه بدانیم و آن احکام نجاست و قتل و … متعلق به مقاتل است اگر اینطور فکر نکنیم و جامعه را به دو گروه مومن و کافر تقسیم کنیم جریانی به وجود می آید به نام تکفیر که باید از آن به خدا پناه ببریم. نهاد تکفیر دنباله این تقسیم قلبی است که اعتقاد قلبی انسان را معیار قرار می دهد و تاریخ اسلام تاکنون از این جریان ضربات فراوان خورده است و هم اکنون چهره ای که از اسلام با کراهت در جهان معرفی شده به خاطر همین تکفیر است فقط مقاتلین از حقوق شهروندی محروم اند اما سایرین باید در جامعه اسلامی از آن برخوردار باشند.

منتشر شده در گفتار
بازگشت به بالا