سید ابوالفضل موسویان: حکومت باید از سخن دیگران استقبال کند. امیرالمومنین(ع) نقل کردند که پیامبر اسلام بارها فرمودند:« امتی پاک نیست که نتواند حق خود را از کسی که به او ظلمی کرده بگیرد بدون لکنت زبانی.» جامعه باید چنان باشد که اگر کسی خواست سخنی بگوید استقبال شود. حکومت باید به گونه ای باشد که از سخنان دیگران استقبال کند. اینگونه نباشد که قرن ها نسل های بشر به دنبال آزادی بیان باشند و نتوانند بدست بیاورند.

به گزارش خبرنگار جماران، حجت‌الاسلام و المسلمین ابوالفضل موسویان که در هیأت متوسلین به حضرت قاسم(ع) حسینیه محبان ائمه سخن می گفت، با اشاره به سیره سیدالشهدا(ع) گفت: یکی از مسائلی که در سخنان اباعبدالله حسین(ع) مطرح می شود  موضوع امر به معروف و نهی از منکر است. امام می فرمایند: قصد من انجام وظیفه و حرکتم برای آن است. یکی از وظایف ما به غیر نماز و روزه و حج و ذکات و... امر به معروف و نهی از منکر است. مسأله ای که از همان ابتدا مظلوم واقع شده و کمتر به آن پرداخته شده است.  مردم به این وظیفه دینی که نشانه فضیلت و برتری امت اسلام است کمتر توجه کرده اند. در آیه شریفه سوره فاسقون خداوند می فرماید: «کنتم خیر امّة اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» شما بهترین امت هستید به دلیل آنکه امربه معروف می کنید و نهی از منکر، امم گذشته را خداوند متعال به دلیل آنکه این وظیفه را انجام نمی دادند در مرتبه ای پایین تر قرار داده است. و این امت را به این دلیل که امربه معروف و نهی از منکر می کنند برتری داده است. این مساله در دوره های مختلف فراز  و نشیب هایی داشته است. به گونه ای که گاهی امر به معروف جدی گرفته می شد. و گاهی هم به این مساله کمتر توجه می شد. امام در خطبه های متعددی که بیان می کنند می فرمایند: من می خواهم به این وظیفه عمل کنم. این وظیفه ای اسلامی است که بر دوش همه گذاشته شده و از جمله بر دوش من نیز است که به آن عمل کنم و نمی توانم از این وظیفه شانه خالی کنم. ایشان حتی در نامه ای که برای معاویه نوشتند فرمودند نمی دانم شاید تقصیر کرده باشم در اینکه در مقابل تو و کارهای خلافی که انجام دادی نتوانستم وظیفه خود را انجام دهم. این وظیفه ای بر دوش همه مسلمانان و در راس آنها امامی است که پیشوای همه آنان محسوب می شود. لذا امام حسین(ع) می فرمایند که من حرکتم بخاطر انجام این وظیفه است. آیات قرآن درباره این وظیفه متعدد هستند  شاید بتوان به 8 آیه در این باره اشاره کرد که به طور صریح امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرده است. البته در آیات دیگری هم گرچه تعبیر امربه معروف و نهی از منکر نیامده اما مقصود همین وظیفه است که باید انجام گیرد. این نشانه اهمیتی است که خداوند نسبت به این موضوع داشته است.

حجت الاسلام موسویان در ادامه افزود: اگر واجبات را بر دو نوع عینی و کفایی در نظر بگیریم؛ امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی هستند. در تعریف واجب عینی باید گفت که بر همگان واجب است اما واجب کفایی اگر برخی انجام دادند از سایرین ساقط می شود. یعنی اگر عده ای برای گسترش معروف اقدام کنند و از انتشار منکر جلوگیری کردند این وظیفه از سایرین ساقط می شود و دیگر آنها وظیفه ای ندارند. این موضوع گروهی را می‌خواهد که خود را برای انجام این عمل مجهز کنند. یعنی یک جمعیت یا گروهی باید این وظیفه را انجام دهند. وظیفه امربه معروف در مسائل عادی امور مردم، باید توسط همگان انجام گیرد. به عنوان مثال اگر ببینیم کسی دروغی می گوید یا به دیگری بی احترامی می کند یا اموال دیگران را تصاحب می کند باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم. اما یکسری مسائل جامعه پیچیده تر از آن هستند که فردی معمولی متوجه آن شود یعنی به مطالعه و تحقیق احتیاج است. لذا این وظیفه در این گونه مسائل ویژه کسانی است که عالم به معروف و منکر باشند. معروف ها و منکرها همه یکنواخت نیستتند لذا برای انجامش،  فهم و آشنایی برخی مسائل اجتماعی بسیار حساس و مهم است.  بدین سادگی نیست که بخواهیم بدون فهمی درست از برخی مسائل، اقدام به امربه معروف و نهی از منکر در قبال آنها کنیم.

وی افزود: امروز نزدیک 40 سال از انقلاب اسلامی می گذرد. بدون شک در همان اوایل مسوولین دلسوزی بودند که می خواستند کارهای زیادی در کشور انجام دهند اما وقتی امروز به آمارها توجه می کنیم می بینیم نتایجی که گرفتیم آنگونه باب میل نبوده است. این نشان می دهد که تنها داشتن نیت خوب کافی نیست بلکه باید ببینیم که چه راههایی وجود دارد برای آنکه معضلات حل شوند و برای این‌کار نیاز به تحقیق و تخصص داریم. صرف داشتن نیت خوب نه تنها کافی نیست بلکه بعد از مدتی می بینیم که آمارها نتیجه ای خلاف مقصود می دهند. بنابراین فهم مسائل مختلف احتیاج به مطالعه دارد. امر به معروف و نهی از منکر در مسائل پیچیده اجتماعی به این نیست که بصورتی کلی بگوییم فلان موضوع معروف است  و فلان موضوع منکر است و باید مانع آن شویم بلکه نیاز به درک صحیح جوانب دارد. شناخت معروف و منکر و روشی که فرد می خواهد آن را در جامعه بکار بندد مهم است.

وی در ادامه اظهار کرد: پیامبر اکرم می فرمایند: بالاترین جهاد آن است که فرد جلوی ظالم و ستمگر بایستد و حرف حق را بگوید و جلوی ظلم را بگیرد. گفته می شود« انما هو علی القوی المتاع»  اما ما که نسبت به ظالم توانایی نداریم که مقابل یک ظالم بایستیم و جلوی آنچه خلاف است را بگیریم. پس چه کسی قدرت دارد که دربرابر ظالم بایستد و جلوی او را بگیرد؟ حضرت می فرمایند: اگر توانش را ندارید نیازی به این کار نیست. اقدام شما زمانی که امر به معروف و نهی از منکر می کنید باید موثر واقع شود یعنی پشتوانه هایی از قدرت وجود داشته باشد که به واسطه آن این کار را انجام دهید. حالا ممکن است آن پشتوانه قبیله ای  باشد که فرد در آن موقع دارا بوده و می توانسته منشاء اثر باشد. مانند اصحاب پیامبر که دارای جایگاه ممتازی در جامعه بودند و جایگاه مردمی داشتند. ممکن است یک عالم در یک جامعه نیز قدرتی داشته باشد که می بایست از این قدرت برای امربه معروف و نهی از منکر ظالمان استفاده کند. چه بسا در جامعه امروزی که دیگر برای افراد پشتوانه ای بنام قبیله وجود  ندارد احزاب بتوانند نقش آن را ایفا کنند. بالاخره وقتی جمعیت متنابهی خواسته ای را دارند با فردی که به تنهایی دارای خواسته ای است  متفاوت است. مسلما یک حزب از پتانسیل و قدرت بالاتری برخوردارست و می تواند خواسته ها و مطالبات را به گوش کسانی که لازم است برساند. پس فردی که به نهی ظالم می پردازد باید دارای قدرت باشد و اگر چنین قدرتی ندارد این وظیفه از گردن او ساقط می شود. امام حسین(ع) در مرحله اول این وظیفه را بر دوش علما می دانند زیرا هم معروف و منکر را می شناسند و هم پشتوانه قوی مردمی را دارند.

وی در فراز پایانی سخنان خود گفت: یکی از مسائلی  که امام حسین ع بر آن تاکید می ورزند موضوع اموال عمومی است که باید در اختیار همه مردم و نه فقط گروه و عده ای خاص قرار گیرد. امام(ع) تاکید می کنند آیا اموال و غنائم، صدقات و وجوهاتی که گرفته می شوند در جای خود صرف می شوند؟ در جامعه اسلامی که بناست جزو  بهترین امت ها قرار گیرد و فضیلتش برمبنای امربه معروف و نهی از منکر واقع شود. ما باید چه کاری کنیم که این جامعه امر به معروف و نهی از منکر کند و این مساله درون آن امری بد تلقی نشود به گونه ای که تا حرفی زده شود طرف مقابل بگوید در زندگی من دخالت نکن یا به بیانی دیگر در کار دیگران فضولی نکن. اولا ما باید از لحاظ فرهنگی فکر خود را تغییر دهیم. معمولا اینگونه است اگر کسی عیب ما را بگوید بجای  خوشحالی  ناراحت می شویم در صورتی که امام صادق(ع) می گویند: بهترین دوستانم کسانی هستند که عیب های مرا به من بگویند. متاسفانه این موضوع نیز بدین خاطرست که یا نوع گفتن طرف مقابل برایمان آزاردهنده است یا گمان می کنیم تهی از هرگونه عیب و ایراد هستیم. بُعد دیگر این مساله برمی گردد به حکومت اسلامی، حاکم اسلامی هم موظف است تا ترتیبی اتخاذ کند برای آنکه این وظیفه در میان جامعه رواج داشته باشدو مردم در گفتن مطالب نگرانی نداشته باشند. امیرالمومنین(ع) نقل کردند که پیامبر اسلام بارها فرمودند:« امتی پاک نیست که نتواند حق خود را از کسی که به او ظلمی کرده بگیرد بدون لکنت زبانی.» جامعه باید چنان باشد که اگر کسی خواست سخنی بگوید استقبال شود. حکومت باید به گونه ای باشد که از سخنان دیگران استقبال کند. اینگونه نباشد که قرن ها نسل های بشر به دنبال آزادی بیان باشند و نتوانند بدست بیاورند. 

منتشر شده در ویژه نامه محرم

سید ابوالفضل موسویان:دلسوزان جامعه روحیه ظلم ستیزی مردم را زنده کنند.

سراسر زندگی امام حسین(ع) چه قبل از عاشورا و در رکاب امام علی(ع) و چه در روز عاشورا نه تنها برای شیعیان و نه برای مسلمانان بلکه برای هر انسان آزاده ای با هر دین و مسلکی دارای پیام هایی است که هرکسی به اندازه توان و عطش خود می تواند از این اقیانوس بی انتها برداشت کند.

حجت الاسلام والمسلمین ابوالفضل موسویان گفت: کسانی که نگاه ارزشی و خودسازی به دین ندارند و دین را صرفا برای مطامع نفسانی خود می خواهند، دین را لقلقه زبان می کنند. او استفاده ابزاری از دین را ناشی از غریزی بودن و توجه مردم به ظواهر افراد دانسته و عنوان می کند: تا وقتی سطح فرهنگی مردم پایین باشد و نتوانند به درستی عملکردها را تشخیص داده و بشناسند و تنها به ظواهر نگاه کنند، افراد زیادی پیدا می شوند که از دین سوء استفاده کرده و به خواسته های خود می رسند اما اگر حواس مردم جمع بود و فراتر از ظاهر افراد به عملکردها دقت کردند دیگر کسی نمی تواند از دین برای رسیدن به مطامع خود سوء استفاده کنند.

عضو شورای عالی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم درباره شاخصه های جامعه ای که دین در آن لقلقه زبان است، ابراز داشت: انسان های شایسته اگر عهده دار کارها بودند نشانه والا بودن سطح آن جامعه است اما اگر جامعه ای را داشتیم که عالم آن جامعه، بی زبان است و نمی تواند حرف بزند و افراد جاهل مورد تکریم قرار می گیرند و به افراد شعاری توجه می شود، نشانه افول آن جامعه است. او درباره آموزه های قیام امام حسین(ع) برای دنیای امروز گفت: اولین پیام امام به حکومت ها این است که اگر ما بخواهیم حکومت کنیم باید رضایت مردم باشد و سیره امامان نشان داده که حکومت باید مورد قبول و رضایت مردم باشد و به اجبار نمی شود کسی را وادار به تبعیت کرد.

متن گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین ابوالفضل موسویان در ادامه می آید:

* امام حسین(ع) در سخنی می فرماید: «به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا جایى که دین وسیله زندگى آنهاست، دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى‌شوند» این فرمایش امام به چه معنا و مفهومی است و برای دنیای امروز چگونه قابل تفسیر است؟

این مساله یک مساله تازه ای نیست که امام حسین(ع) فرموده باشند بلکه خبر از یک واقعیت تاریخی، همیشگی و دائمی می دهند که بسیاری از مردم دنبال دنیا هستند و اگر هم دین را می پذیرند برای منافع دنیایی است یعنی خیلی ها که دنبال دین می روند صرفا برای حل مسائل دنیایی است و به فکر ارزش های والا و عالی که مدنظر دین است چه در مورد ساخته شدن خود و چه در مورد ساخته شدن جامعه نیستند. امروز هم شاهد این موضوع هستیم یعنی امروز هم اگر بسیاری از متدینین ما دین، معصومان و امامان را توسل می کنند برای حل معضلات مادی و دنیایی خود است و غیر از این نیست درحالیکه دین چیزی فراتر از این را می خواهد یعنی می خواسته انسان ساخته شود و به آن ارزش های والا و عالی که خداوند می خواسته برسد. انسان ها متاسفانه دنبال رسیدن به مقام خلیفه اللهی و آنچه مدنظر خداوند است، نیستند بلکه غالبا به مسائل مادی خود می اندیشند و دین را هم برای رفع احتیاجات دنیایی خود می خواهند. این در حالی است که خداوند در جای جای قرآن کریم از ابتلائات و آزمونهای انسان سخن به میان می آورد و نفس مال و جان و حتی فرزند را آزمونی برای بشر تعبیر می کند. لذا امام حسین(ع) می فرماید:«وقتی پای امتحان و آزمایش به میان بیاید، دینداران کم می شوند و معلوم می شود بسیاری دین ندارند و اعتقاداتشان صرفا لقلقه زبان بوده که بر زبان جاری می کردند».

این امتحان و آزمایش در دوره پیامبر(ص) هم به اشکال مختلف از قبیل اعلان جهاد و حکم زکات به وجود آمد. زمانی که آیه زکات نازل شد برخی از زیربار این حکم شانه خالی کردند و گفتند حاضر نیستند مبلغی را برای حل مشکلات جامعه بپردازند و از مالشان بگذرند. این موارد در دوران های بعد هم پیش آمد و در زمان امام حسین(ع) هم امام به همین نکته اشاره می کنند.

* چه مکتبی و چه کسانی دین را لقلقه زبان می کنند و مخاطب کلام امام حسین (ع) هستند؟

این افراد نگاه ارزشی و خودسازی به دین ندارند و دین را صرفا برای مطامع نفسانی خود می خواهند درحالیکه اگر کسی بخواهد دین داشته باشد باید از خود بگذرد نه اینکه از دین انتظار داشته باشد که مشکلات او را حل کند و دیگر آنکه برای رسیدن به آن درجات و مقامات اهمیت قائل باشد. برای رسیدن به درجات و کمالات معنوی باید از برخی چیزها گذشت. عده ای از ابتدا نگاه و تصور نادرستی به دین دارند و گمان می کنند دین برای حل معضلات مادی آنهاست درحالیکه دین می خواهد انسان را به کمال برساند و برای رسیدن به این کمال لازم است انسان از خود، اموال، رفاه و خوشگذرانی ها بگذرد منتها چون از ابتدا اشتباه فکر می کردند توقع از دین را در همان راستا دارد و وقتی با مشکلی مواجه می شود فکر می کند دین این مشکل را برای او ایجاد کرده است درحالیکه این مشکلات برای رسیدن به کمالات معنوی و رشد و تعالی انسان است. در مکاتب غربی نمونه هایی وجود دارد که منافع فرد را مقدم بر جامعه می کنند. شاید مکتب سرمایه داری را بتوان در این دسته قرار داد که تنها به منافع شخصی خود می اندیشند.

* چه اتفاقی می افتد یا چه شیوه ای بر زندگی ها غلبه می کند که موجب می شود از دین استفاده ابزاری شود؟

شاید این مساله یک بعد غریزی داشته باشد چون خداوند می فرماید:«گاهی انسان وقتی دستش را از همه جا کوتاه می بیند به خداوند روی می آورد» یعنی توجه به خدا و دین به طور طبیعی در توده مردم وجود دارد منتها وقتی از طوفان مشکلات دور می شوند و از گردابها خلاص می شوند باز اعتقاد به توحید و وحدانیت را از دست می دهند. اما عده دیگری هستند که دین را ابزار قرار می دهند که این نگاه دیگری به مساله است که فقط برای رسیدن به مطامع دنیایی بدون آنکه هیچ اعتقادی به دین داشته باشند صرفا ظواهر دین را برای رسیدن به خواسته های دنیایی خود رعایت می کنند و به این ترتیب، دیگران را فریب دهند. در روایت داریم که مروان بن حکم در مسجد درحال قرائت قرآن بود وقتی خبر به او دادند که حکومت به او رسیده است، قرآن را بست و گفت:«هذا فراق بینی و بینک». یعنی گاهی برخی برای رسیدن به خواسته های دنیایی ظواهر دین را رعایت می کنند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند اما وقتی به خواسته خود رسیدند دیگر کاری به دین ندارند.

* به نظر شما تا چه زمانی عده ای می توانند از دین برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند؟

تا وقتی سطح فرهنگی مردم پایین باشد و نتوانند به درستی عملکردها را تشخیص داده و بشناسند و تنها به ظواهر نگاه کنند، افراد زیادی پیدا می شوند که از دین سوء استفاده کرده و به خواسته های خود می رسند اما اگر حواس مردم جمع بود و فراتر از ظاهر افراد به عملکردها دقت کردند دیگر کسی نمی تواند از دین برای رسیدن به مطامع خود سوء استفاده کنند اما وقتی مردم به ظاهر افراد نگاه کنند، وسیله سوء استفاده در چنین جامعه ای فراهم است. در روایت است که فردی خدمت امیرالمومنین(ع) رسید و عرض کرد: یاامیرالمومنین من متوجه نمی شوم که شما درست می گوئید یا طرف مقابل؟ شما را نگاه می کنم شخصیت والایی در اسلام هستید و در رکاب پیامبر(ص) شمشیر زدید، طرف مقابل شما هم کسانی بودند که در کنار پیامبر بودند و شمشیر می زدند و دیگری هم همسر پیامبر است. حضرت فرمود:« اشتباه تو در این است که خواستی حق و باطل را با شخصیت ها بشناسی اما حق و باطل با شخصیتها شناخته نمی شود، باید اول حق را بشناسی و بعد بفهمی من به حق هستم یا او؛ من به باطل هستم یا او». تا وقتی ما ملاک و معیارهای غلط برای تشخیص حق و باطل داشته باشیم، نمی توانیم مسیر درست را طی کنیم باید ابتدا حق و باطل را بشناسیم بعد ببینیم اگر این شخص که ادعای دیانت می کند همان راه را می رود باید بگوئیم مورد تائید ماست اما وقتی ببینیم این فقط شعار است و عمل و رفتار او چیز دیگری است ولو به نام دین باشد باید حساب خود را از او جدا کنیم.

* آیا زمانی خواهد رسید که ریاکاری ریاکاران برملا شود؟

زمان مشخصی را نمی توان عنوان کرد؛ برخی جوامع بودند خیلی هوشیار و بیدار بودند و توجه کردند و حق و حقیقت را شناخته و پیش رفتند اما برخی جوامع هم می بینید بااینکه در قرن پیشرفت و اطلاعات قرار داریم آنچنان عقب هستند که تصور می کنیم گویا در ۵۰۰ سال قبل زندگی می کنند. اینکه زمانی را برای پایان ریاکاری و تزویر تعیین کنیم، نمی شود باید فرهیختگان جامعه و شخصیت ها و نخبگان تلاش کنند و آگاهی مردم را بالا ببرند. تاوقتی نتوانیم سطح آگاهی مردم را بالا ببریم عده ای ممکن است در لباسهای مقدس بتوانند افراد را فریب دهند و مسیر انحرافی را پیش پای آنها بگذارند.

* وقتی در جوامع یا حکومت ها دین فقط لقلقه زبان باشد و در عمل معیارها و شاخصه های دینی دیده نشود، چه نشانه هایی در میان مردم و حکام در ابعاد رفتاری و عملی ظهور و بروز می کند؟

یکی از مواردی که امیرالمومنین(ع) فرمود این است که «اگر بخواهید بفهمید اقبال و اجبار دول به چیست، ببینید اگر چنانچه بهترین ها در مسند امور قرار گرفتند نشانه خوبی آن جامعه است اما چنانچه افراد دون و پست و بدون شایستگی در پست ها و مقام ها قرار گرفتند نشانه افول آن جامعه است». انسان های شایسته اگر عهده دار کارها بودند نشانه والا بودن سطح آن جامعه است اما اگر جامعه ای را داشتیم که عالم آن جامعه، بی زبان است و نمی تواند حرف بزند و افراد جاهل مورد تکریم قرار می گیرند و به افراد شعاری توجه می شود، نشانه افول آن جامعه است. جامعه ای که در آن فقر و بیکاری باشد نمی تواند ادعای برتری کند.

* امام حسین (ع) شب عاشورا می فرماید: «من تکلیف دارم و این دشمنان با من سروکار دارند و اگر شما هم بمانید،کشته خواهید شد. هیچ تکلیفی بر شما نیست، هر کس که می خواهد از همین راه که آمده است، بازگردد. من بیعت خودم را از شما برمی دارم» چرا امام این کلام را  می فرمودند و مخاطب این کلام حضرت چه افرادی هستند؟

بیعت در گذشته به این معنا بوده که پیمانی بین دو نفر بسته می شده از یکسو مسئولیتی برعهده فردی گذاشته می شده و از سوی دیگر طرف مقابل او را پذیرفته و از او تبعیت می کردند. از « بیعت» دو معنا برداشت می شود؛ یکی اینکه این روشی بوده که پیش از اسلام وجود داشته و افراد برای انتخاب والیان خود، فردی را انتخاب کرده و او را می پذیرفتند. اسلام با این روش مخالفتی نکرده و این روش در قرآن هم مورد تائید قرار گرفته است چنانکه سه آیه داریم که در مورد بیعت مردم با پیامبر(ص) است. علاوه بر این می توان از بیعت به عنوان عقود اسلامی هم نام برد که بر اساس اوفوا بالعقود، موظف هستند به پیمانی که بسته شده عمل کنند. لذا اگر بیعت را به این عنوان هم بگیریم، عده ای با امام حسین بیعت کردند و زعامت و رهبری ایشان را پذیرفتند.

امام حسین(ع) با بررسی همه جوانب ماجرا و قلّت سپاه ایشان در برابر سپاه دشمن و یقین به اینکه فردا همه کشته خواهند شد، شب عاشورا خطاب به اصحاب عنوان می کنند که عقدی که شما با من بستید حال چه به عنوان بیعت و چه به عنوان پیمان، این پیمان را از دوش شما برداشتم و شما می توانید برگردید و از ناحیه من الزام و اجباری نیست لذا امام این آزادی را به پیروان خود دادند که آزادانه تصمیم بگیرند لذا الزام به پیمان و بیعت را از دوش اصحاب برداشتند.

* چرا امام حسین (ع) در واقعه کربلا، به جای اینکه صرفا به فکر غلبه بر دشمن باشد و از یارانش بخواهد تا آخرین لحظه در میدان جنگ با او بمانند تا پیروز شوند، درس اخلاق می دهد و به آنها می آموزد که آزاد باشند و اختیار داشته باشند و در آزادی و اختیار کامل مسیر و هدف خود را انتخاب کنند؟

در آن شب به نقطه ای رسیدند که تصمیم گیری در آن می تواند تاریخ ساز باشد یعنی سپاهی را به میدان می آورید و چه بخواهند و چه نخواهند مجبورند بجنگند و مبارزه کنند و ممکن است کشته شوند، اما جریانی است که در تاریخ ثبت می شود یک زمانی بناست ارزشی ایجاد شود و به عنوان الگو در تاریخ بماند لذا امام حسین(ع) می خواستند کسانی در این میدان بمانند که با جان و دل پای در رکاب امام گذاشته اند یعنی کسی آنها را الزام نکرده باشد حتی حضرت نمی خواستند که آنها در محذوریت اخلاقی قرار بگیرند لذا نه تنها به پیروان خود بلکه حتی به برادران خود هم فرمودند که می توانید بروید بنابراین می توان گفت عامل ماندگاری این جریان در طول تاریخ این است که شهدای عاشورا و یاران امام(ع) با اختیار و اراده خود و با آگاهی کامل وارد این کارزار شده و این راه را انتخاب کردند.

* چرا امام ورای از دین، تا این حد به انسانیت انسان و حق اختیار آنان اهمیت داد و برای انسان ارزش قائل بود و به آنان حکم نکرد و دستور نداد؟

کربلا ابعاد مختلفی دارد که نیازمند واکاوی و بررسی است، یکی از کارهایی که صورت می گیرد این است که امام (ع) می خواهد طرف مقابل خود را به خوبی معرفی کند یعنی چهره واقعی آنها را به آیندگان بشناساند. حضرت می خواهد بفهماند که اینها جدای از مسائل دینی، مسائل انسانی را رعایت نمی کردند حتی آن آزادگی که انسان بی دین می تواند داشته باشد، اینها ندارند.

* آیا فقط گفتن این کلام مختص به امام حسین (ع) و موقعیتی این چنینی است یا اینکه دیگر معصومان هم این سخنان را دارند؟

در مورد ائمه دیگر نداریم که به حکومت توجه داشته باشند تنها در مورد سه امام اول داریم که این مساله پیش آمده است. در مورد حضرت علی(ع) ایشان با توجه به بیعتی که مردم با ایشان کردند رهبری جامعه را عهده دار شدند لذا حکومت پنج ساله امیرالمومنین(ع) براساس امامتی که شیعه قائل است، نبود لذا امام علی(ع) به همین بیعت مردم از روی میل و رغبت بارها اشاره کردند و لذا امام کسانی را که بیعت نکردند را وادار به الزام به بیعت نکردند. در مورد امام حسن(ع) کسانی بودند که ابتدا با حضرت بیعت کردند و بیعت را شکستند . با این وجود اینگونه نبود که امام حسن با آنها درگیر شود لذا وقتی دیدند مردم پشتیبانی نمی کنند، حکومت را رها کرده و کنار رفتند که حکومت دست معاویه افتاد. در مورد امام حسین(ع) هم به همین شکل است و فرمودند: شما از ابتدا ما را دعوت کردید که بیائید حکومت را در دست بگیرید و تقاضای مردم بود و امام نمی توانست نسبت به این تقاضا بی تفاوت باشند لذا امام(ع) مسلم را به کوفه فرستاد و مردم با مسلم به عنوان نماینده امام حسین بیعت کردند و پذیرفتند. براساس این بیعت بود که امام حسین عازم کوفه شدند لذا وقتی مواجه با این مساله شدند خطاب به اطرافیان خود حتی نزدیکترین افراد خود فرمود حال که کار به جنگ کشیده من بیعت خودم را از شما بر می دارم.

* آموزه های این سه فراز مهم برای دنیای امروز به ویژه دست اندرکاران و تصمیم گیرندگان و رهبران جوامع در ارتباط با مردمانشان چیست؟

اولین پیام امام به حکومت ها این است که اگر ما بخواهیم حکومت کنیم باید رضایت مردم باشد و سیره امامان نشان داده که حکومت باید مورد قبول و رضایت مردم باشد و به اجبار نمی شود کسی را وادار به تبعیت کرد ولو اینکه آن رهبر، امام حسین(ع) یا امام علی(ع) باشد. اینها که فکر می کنند ما چون دید و نگاهمان حقیقی و صحیح است و قصد ما هدایت جامعه به سعادت است پس از هر راهی می توان استفاده کرد، ما این شیوه را شیوه امامان نمی دانیم. ما علاوه بر اصول دینی، یکسری اصول انسانی داریم که آحاد انسانها ملزم به رعایت آن هستند، شاید این فرمایش امام (ع) ناظر به این باشد که «لله علی الناس حجّتین» لذا اگر کسی از حجت ظاهره که انبیا هستند نتوانست بهره ببرد اینگونه نیست که درون انسان قوه ای برای هدایت نباشد. خداوند به انسان عقل داده است لذا باید از عقل خود استمداد کند و کاری که برخلاف عقل باشد انجام ندهد چون عقل هم حجّتی برای انسان است که باید به آن توجه کرد.

* امام حسین (ع) در هنگام هجوم دشمن به خیمه ها می فرمایند: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید». امام حسین در چه زمانی این موضوع را مطرح فرمودند؟ و آیا امام با این کلام درخواستی از سپاه دشمن داشتند؟

این سخن همان ارجاع دادن به فطرت باطنی آنهاست. می خواهد بگوید شما که دین پیامبر را قبول ندارید، قیامت را هم که قبول ندارید اما انسانیت که دارید آن انسانیت شما اجازه چنین کاری را نمی دهد که به زنان و کودکان حمله ور شوید. امروز هم می بینید یکی از شعارهای واضحی که در دنیا مطرح می شود بحث های حقوق بشردوستانه است که براساس آن نمی توان متعرض بیماران، کودکان، حیوانات و پیران شد.

* نشانه های آزاد مردی که امام در سپاه دشمن نمی دیدند چه بود؟ و مفهوم این پیام امام حسین (ع) که اگر دین ندارید آزاده باشید چه بود؟

بستن آب به روی سپاه امام حسین(ع) یا شهیدکردن علی اصغر شش ماهه درحالیکه برروی دستان حضرت بود؛ اینها مسائل انسانی هستند که حضرت خواستند بارها سپاه دشمن را متوجه آن کند اما این ماجرا نشان داد که سپاه یزید فاقد روحیه انسانی شدند و اصول انسانی را هم زیرپا گذاشتند.

* در برخی منابع نقل شده است که برخی از این افراد به چنان بدفهمی از دین مبتلا شده بودند که برای تقرب به خدا و رفتن به بهشت به جنگ با امام حسین (ع) آمدند یعنی به خاطر تعلقات دینی این کار را  کردند. انسان ها چگونه به چنین انحرافی می افتند ؟

علت اصلی این مسائل بی توجهی به فهم و آگاهی جامعه از دین است درحالیکه در متون دینی روی فهم دین تاکید بسیاری شده است. روایت شده است که امیرالمومنین(ع) از جایی عبور می کردند، صدای قرائت خوش قرآن می آمد، یکی از اصحاب گفت: ای کاش من یک تار موی این قاری قرآن بودم. در جنگ نهروان شخصی را که کشته شده بود به صحابی خود نشان دادند و فرمودند این همان کسی است که دوست داشتی یک تار موی این بودی و امروز اینجا در مقابل علی ایستاده و کشته شده است، آیا دوست داشتی یک تار موی او بودی؟

ما به این ظواهر دین نباید اکتفا کنیم بلکه باید ببینیم باطن آن فرد چگونه است. چه بسا افرادی در طول تاریخ که چون نفهمیدند و گمان می کردند که با شیطان می جنگند درحالیکه به روی خدا شمشیر کشیدند و با شیطان همراهی کردند درواقع تلقی نادرست از آموزه های دینی داشتند. ضرباتی که در طول تاریخ به دین وارد شده از سوی دوستان نادان بوده است که به نام طرفداری از دین کار کردند. بنابراین در جامعه به جای ترویج شعائری که صرفا جنبه احساسی دارد به فهم و آگاهی مردم اهمیت دهیم.

* اگر بخواهیم پیام امام را  برای دنیای امروز تفسیر کنیم چه مفهومی باید از آن استنباط نماییم؟

امروزه باید به جهان بگوئیم که اسلام به حریت و آزادگی و اصول انسانی اهمیت می دهد؛ اگر ما انسانیت را رعایت کنیم بسیاری از مسائلی که در جهان شاهد آن هستیم دیگر دیده نخواهد شد. امروز بشر نیازمند بازگشت به انسانیت خود است. محرم فرصتی برای آگاهان ما و دلسوزان جامعه است که روحیه ظلم ستیزی و زیربار ظلم نرفتن را زنده کنند چون وقتی جامعه بتواند به این روحیه در همه ابعاد آن برسد، آن وقت است که می توان گفت در مسیر امام حسین(ع) گام برمی داریم اما اگر خود به یکدیگر ظلم می کنیم نمی توانیم مدعی عزاداری واقعی برای امام حسین(ع) باشیم.

منتشر شده در ویژه نامه محرم

 سید ابوالفضل موسویان: برخی علما از ترس عوام به خرافات ورود نکردند.

 مجهولاتی که در طول تاریخ، زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده آنقدر زیاد بودند که راه را برای اعتقاداتی بدون هرگونه توجیهات علمی و منطقی باز کنند. بشر سرگردان در میان اتفاقات مختلف به سوی رفتارهایی کشانده شده که امروزه بخش بزرگی از آن برچسب خرافه می خورد. اما این اعتقادات آنجا که باورهای دینی می آمیزد و رنگی از تقدس به خود می زند زدودنش از دامن اندیشه کار چندان راحتی نیست.

خبرنگار شفقنا زندگی برای بررسی بیشتر خرافات و مرزهای آن با اعتقادات دینی اصیل با حجت الاسلام ابوالفضل موسویان، عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم گفت وگویی داشته که در پی می آید:

* خرافات در زندگی بشر هواره وجود داشته است. اما چرا با وجود پیشرفت های علمی و روشن شدن بسیاری از مجهولات هنوز هم عقاید خرافی و به ویژه خرافات دینی در بین مردم رواج دارد؟

موسویان: بشر در طول تاریخ با مجهولات و ناآگاهی هایی مواجه بوده که امکان رفع آن از روش صحیح برایش فراهم نشده است. عدم توجه به مباحث عقلی و علمی در زندگی بشر او را به سمت اعتقادات خرافی کشانده است. ما مجهولاتی داریم که باید از راه های صحیح برطرف شود. در قرآن نیز بر این نکته تاکید شده که برای ورود به موضوعی باید از راه صحیح وارد شد. به طور معمول در مسائل مختلف مجهولاتی برای انسان وجود دارد که منجر به استفاده عده ای از این عدم آگاهی افراد می شود و راههای غیر معمول را پیش پای آنها می گذارند. اتفاقات طبیعی مانند سیل و زلزله و طوفان ها که بشر به دلایل آن آگاه نبود عده ای در این بین با پیشنهادهایی که برای فرار از این مشکلات می دادند مردم را سرکیسه می کردند. مردم هم برای نجات خود به اینها روی می آوردند تا خود را از این سوانح نجات دهد. امروز هم با وجود پیشرفت های علمی هنوز هم شاهد کارهایی مانند فال قهوه و رمالی و مانند اینها هستیم. مثلا فرد به جای اینکه به دنبال حل ریشه ای مشکلاتش با همسرش برود به رمالی و کف بینی و فالگیری روی می آورد. آنها هم با زیرکی خاص طرف را سرکیسه می کنند و کاسبی می کنند. چنین مسایلی در زندگی طبیعی بشر هست.

* دین اسلام در بسیاری از موارد بر زدودن باورهای خرافی تاکید دارد اما در بسیاری از موارد شاهدیم که اعتقادات غیرعقلانی و خرافی جای اعتقادات دینی را می گیرد. چه دلایلی باعث کشانده شدن پای خرافات به اعتقادات دینی می شود؟اگر این عقاید خرافی به موضوعات دینی کشیده شود چه تبعاتی دارد؟

موسویان: وقتی پای اعتقادات دینی به میان می آید مساله خیلی حساستر می شود زیرا جنبه قداستی می یابد. خداوند انبیا را فرستاده و به طور طبیعی برای آنها معجزاتی قرار داده تا صداقت آنها را آنها اثبات کند و پیامبران را از کذابین جدا سازد. اما همین معجزات در میان ناآگاهی بشری، مردم را به راههای انحرافی می کشاند. به طور مثال عده ای با معجزاتی مانند مرده را زنده کردن و یا شفای نابینایان این تصور برای مردم ایجاد کردند که پیامبران موجودات فرابشری هستند و این موضوع را تبلیغ کردند. همین تصورات باعث می شود که برخی مقام خدایی برای پیامبران قائل شوند. در حالی که خدا در قرآن در نقل قصه عیسی از او می پرسد که “آیا تو به مردم گفتی که تو و مادرت را خدایان بدانند؟” خلقت حضرت عیسی یک خلقت غیرمعمول بود. اینها همه ممکن است زمینه ای را فرهم می کند که مردم تصور دیگری نسبت به پیامبران داشته باشند. لذا اینکه می بینیم در متون دینی مرتب بر بشر بودن این انبیا تاکید می شود برای پیشگیری از ظهور چنین تصوراتی است. کارهای غیرطبیعی و معجزات آنها نیز لازمه ارتباط آنها با خداوند و تصدیق نبوتشان بوده است. در مورد امامان نیز چنین غلوهایی صورت گرفته است. امامان ما نیز کراماتی داشتند که متاسفانه عده ای با مطرح کردن موضوعات غیرواقعی و بدون منطق یا همان خرافات در این زمینه غلوهای زیادی کردند. به گونه ای که از متون اصلی و منابع واقعی دینی دست بر می دارند و به سراغ روایات نامعتبر برای چنین تبلغاتی می روند. عده ای هم در این بین تعزیه گردان هستند. مطرح کردن اینکه فلان عالم چنین مقاماتی داشته و چنین کارهایی کرده از سوی برخی افراد که عمدتا هم بعد از مرگ آن عالمان رخ می دهد راهی برای سرکیسه کردن مردم و ایجاد روابط مرید و مرادی غلط و دست یافتن به منافع شخصی است . از شیخ انصاری نقل شده که روزی کسی به او گفت که در حرم به روی فلان عالم باز می شد. شیخ اظهار داشتند که بعد از مرگ ما هم چنین حرف هایی راجع به ما می زنند. عده ای نان این حرف ها رمی خورند. اسلام در برخورد با همین رفتارهاست که به شدت بحث تعقل را مطرح کرده و یادآوری کرده که چنین خرافاتی در تاریخ مطرح شده است. در قرآن با برخی دیدگاهها که پیروان ادیان دیگر برای خود درست کردند مثل اینکه یهود و نصارا از بقیه مردم برترند و به جهنم نمی روند مخالفت و بر برابری همه انسان ها تاکید شده است. این افکار و اندیشه ها تبعیضاتی بین انسان ها درست کرده و امتیازاتی برای برخی افراد ایجاد کرده در حالی که قرآن به شدت با این وضعیت مقابله کرده است. یک سری اتفاقاتی ممکن است در تاریخ بیفتد که ما از آنها به عنوان معجزه و کرامت یاد می کنیم اما اینها نباید وسیله ای شود برای منافع خاص عده ای که از آن سود ببرند. ازجمله مباحثی هم که امروز مطرح است و تبدیل به وسیله ای برای سود بردن عده ای شده بحث امام زمان است. در روایات ما به شدت با اقداماتی مانند تعیین تاریخ برای ظهور امام رد شده و گفته شده که اینها دروغ می گویند. همچنین ملاقات با امام زمان رد شده است. اما عده ای از این موضوع سوء استفاده می کنند و با مطرح کردن اینکه فلان عالم با امام زمان ارتباط داشته به دنبال منافع خود هستند. همانطور که گفتم غالبا هم این ادعاها بعد از فوت فرد مطرح می شود و هیچ گاه از زبان خود عالم شنیده نمی شود. امام زمان بر اعمال ما ناظرند اما اینکه کسی ادعا کند من امام را دیدم و از این راه برای خود کسب اعتبار کند به شدت منع شده و تاکید شده باید چنین افرادی طرد شوند تا کسانی نتوانند از مردم و اندیشه و افکار دینی آنها سوءاستفاده کنند و آنها را سرکیسه کنند. بنابراین خطرات این نوع از خرافات به مراتب از خرافات دیگری که در زندگی روزمره بشر ایجاد می شود بیشتر است زیرا جنبه قداست دارد.

*به سوءاستفاده از احساست مذهبی مردم و کسب منافع شخصی توسط عده ای اشاره کردید. برخی معتقدند کارهایی مانند استخاره نیز در دین ما پذیرفته شده نیست و آن را ترویج خرافه گری می دانند. آیا چنین تصوری صحیح است؟

موسویان: در مورد استخاره اگرچه هیچ دلیل قرص و محکمی در این باره نداریم اما عده ای معتقدند که چون در اسلام قرعه و قرعه کشی منع نشده است استخاره را نیز می توان در همین راستا دانست  و از این باب استخاره را درست می دانند. اگر انسان در راهی مردد شد می تواند قرعه بکشد و قرعه کشیدن اشکالی ندارد. اما برخی استخاره را برای تشخیص درست و غلط بودن یک فکر قرار می دهند و می گویند تفال زدیم و این آیه آمده در مورد فلان شخص و بر اساس آن در مورد فرد صحبت می کنند. چنین اجازه ای به ما داده نشده و این سوءاستفاده است. در عین حال دستوری در مورد استخاره داریم که از آن نمی توان تعبیر امروزی استخاره را داشت. استخاره به معنای طلب خیر است. یعنی ما تصمیمی گرفتیم و با استخاره از خدا طلب خیر می کنیم نه اینکه میزان درستی تصمیم خود را با تسبیح یا قرآن بسنجیم. مرحوم شیخ عباس قمی در حاشیه مفاتیح این بحث را مطرح کرده است که اگر در دوران ائمه استخاره مرسوم بود باید روایاتی در این باره نقل می شد. اما ما چپنین نقل هایی نداریم. اینها قابل توجه و تامل است به ویژه اگر کسی از اینها سوءاستفاده خاصی داشته باشد و باید با آن مقابله کرد.

*برخی از اقدامات دیگر نیز در میان عده ای مرسوم است که بسیاری آن را اعمال خرافی می دانند. کارهایی مانند دعانویسی ویا سرکتاب باز کردن چه حکمی از منظر دینی دارد؟

موسویان: دعانویسی هم در مباحث دینی جایی ندارد. ممکن است فردی به امام مراجعه کرده باشد و از ایشان برای گشایش در کارش راهنمایی بخواهد. امام هم خواندن دعایی را توصیه کرده باشد. این دعاها هم عمدتا در راستای همان نیازی است که فرد داشته است. اما نوشتن دعا و کارهایی که پس از آن توصیه می شود جایی در روایات ندارد.

*در مواردی مشاهده می شود برخی افراد در مشکلاتی مانند یک بیماری به جای مراجعه به متخصص و استفاده از درمان های طبیعی و مدرن به دعا کردن و مواردی از این دست روی می آورند. چنین اقداماتی تا چه حد منطبق بر رهنمودهای اصیل دینی و اسلامی است؟

موسویان:  یقینا هر مشکل و مساله ای باید از راه طبیعی و معمول خود حل شود. یعنی فرد پس از تلاش و کوشش برای رفع مشکل از خدا کمک بخواهد. گره همه امور در دست خداست اما خدا راه های طبیعی برای گشایش قرار داده است. در روایات داریم که یکی از انبیا بیمار شد و بدون مراجعه به حکیم تنها از خدا می خواست که بهبود یابد اما خدا به او ابلاغ کرد که ما شفای تو را در دارویی قرار می دهیم که حکیم تجویز می کند. به همین دلیل است که در متون مذهبی ما بارها توصیه شده کارها باید از روال طبیعی طی شود و در عین حال از خدا کمک بخواهیم که به ما یاری رساند.نه اینکه مسیر طبیعی را کنار بگذاریم و از راههای غیر طبیعی به دنبال حل مشکل رویم. اگر چنین بود شاگردان ائمه به دنبال علم نمی رفتند و با دعا مشکلات را حل می کردند. در حالی که در روایات بارها بر فراگیری علم الابدان و علم الادیان توصیه شده  است. اینها انحرافاتی است که در برخی امور پدید آمده است. همه چیز در ید قدرت الهی است و خدا روزی رسان است اما روزی خدا در تلاش و کوشش فرد قرار داده می شود.

*چه کارهایی باید برای جلوگیری از انحرافات خرافی که ممکن است اعتقادات دینی را  دچار اشکال کند؟ وظیفه علمای دینی در این خصوص چیست؟

موسویان: وظیفه سنگینی بر عهده علمای دینی قرار دارد که جلوی بدعت ها را بگیرند و اجازه ندهند عقاید خرافی جنبه تقدس دینی بگیرد. البته به نظر می رسد در این مورد کوتاهی هایی شده است و برخی از علما گاهی از ترس حرف ها و سخن های عوامانه در این زمینه ها ورود نکردند. من به یاد دارم زمانی پیش از انقلاب در جایی اطراف گناباد شایعه شد که روی دیواری نقش چهارده معصوم افتاده است. در این مورد تبلیغاتی صورت گرفت و افراد زیادی هم برای دیدن و دخیل بستن به این دیوار به منطقه سفر کردند. حتی به صورت رندانه ای شایع کردند که هر کس این نقش ها را نمی بیند در نطفه اش باید شک کند. در همان زمان مرحوم هاشمی نژاد به گناباد سفر کردند و پس از بازگشت با قاطعیت در سخنرانی مفصلی اعلام کردند که این حرف ها دروغ است. مردم هم که دیدند عالمی این حرف را می زند نمی توان او را به حرکت بر خلاف ائمه متهم کرد موضوع را پذیرفتند. اگر همه علمای دینی چنین با قاطعیت و بدون ترس از اتهامات، پیرایه هایی را بر ساحت دین می نشیند می زدودند و یا مثلا در مورد موضوعاتی که به امام زمان نسبت می دهند موضع می گرفتند امروز شاهد این حجم از خرافات دینی رایج در بین مردم نبودیم که عده ای هم بتوانند با سوء استفاده از این عقاید انحرافی برای منافع شخصی خود کیسه بدوزند. اما متاسفانه علمای دینی ما کوتاهی هایی در این زمینه داشتند و به نظر می رسد بزرگانی که مورد اعتماد و توجه مردم هستند در این زمینه رسالت خود را به درستی انجام ندادند.

منتشر شده در گفتار
جمعه, 05 خرداد 1396 02:41

حضوری که سرمایه شد

حجت الاسلام موسویان: سرمایه اجتماعی ضامن موفقیت دولت منتخب/ جامعه به رفاقت و یکدلی همه اقشار نیاز دارد/ جامعه به خارج شدن از فضای انتخاباتی نیاز دارد/ رییس جمهوری برای همه ایرانیان

 تا همین یک هفته پیش فضای اجتماعی و سیاسی کشور درگیر جدال های کلامی کاندیداهایی بود که بر سر رسیدن به خیابان پاستور رقابت می کردند. فضایی نه چندان شفاف و جامعه ای دو قطبی که عاقبت بخیری کشور را تنها در گرو پیروزی کاندیدای خود می پنداشتند. اما با برگزاری انتخابات و حضور خیل عظیمی از مردم در پای صندوق های رای، باب جدیدی در فضای اجتماعی کشور گشوده شد. توجه به این سرمایه اجتماعی عظیم که خود را در سرنوشت و آینده کشور سهیم می داند نیاز به برنامه ریزی های گسترده برای استفاده بهینه از این موقعیت دارد.

سید ابوالفضل موسویان عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم در گفتگو با خبرنگار شفقنا زندگی با اشاره به شرایط دوقطبی که پیش از انتخابات بر کشور حاکم بود، می گوید: در زمان رقابت های انتخاباتی شاهد برخی برخوردهای غیر اخلاقی از سوی نامزدها بودیم که برای رای آوردن به اقداماتی مانند دروغ و اهانت متوسل شدند که مسلما خلاف اخلاق است.وی با بیان اینکه توسل به رفتارهای ماکیاولیستی که هدف وسیله را توجیه می کند اقدامی بسیاری ناپسند و خلاف آموزه های اخلاقی و اسلامی است، می افزاید: اما در عین حال باید در نظر داشت که صراحت بیان نامزدهای انتخاباتی و مطرح شدن شفاف و صریح برخی حرف ها منهای بداخلاقی های صورت گرفته باعث واقعی تر شدن رقابت های انتخاباتی شد.

به گفته موسویان، این صراحت ها پاسخی به شکی است که در مورد واقعی یا صوری بودن رقابت های انتخاباتی در ذهن برخی از افراد جامعه وجود دارد. وی معتقد است: مردم در این شرایط احساس می کنند نامزدهای موجود دیدگاهی واقعا متضاد با یکدیگر دارند که آن را در اظهاراتشان می توان دید.عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم حضور گسترده مردم در پای صندوق های رای را ناشی از همین احساس و قضاوت در مورد تفاوت واقعی دیدگاه ها بین نامزدهای ریاست جمهوری می داند و خاطرنشان می کند: این صراحت ها در بیان کاندیداها شرایطی را در پیش روی جامعه قرار داد که مردم احساس کردند باید در تعیین سرنوشت خود دخالت کنند و تعیین نمایند که آیا می خواهند به شعارهایی رای دهند که هیچ مبنایی ندارد و صرفا به قصد فریب افکار عمومی مطرح می شود و یا به دیدگاهی که اگرچه وعده آنچنانی نمی دهد اما وعده هایی که مطرح می کند امکان عملیاتی شدن دارد.

وی با بیان اینکه مردم به وعده های فریبنده نه گفتند، اضافه کرد: فضای پیش از انتخابات از این جهت که کاندیداها به صورت آشکار و روشن و بدون پرده پوشی و مماشات مواضع یکدیگر را به چالش کشیدند و مردم را با این واقعیت آشنا کردند که مواضع هر یک از طرفین با دیگری تفاوت اساسی دارد فضای مثبتی بود هرچند بداخلاقی هایی نیز صورت گرفت.

سرمایه اجتماعی ضامن موفقیت برنامه های دولت منتخب

این استاد دانشگاه شرکت گسترده مردم در انتخابات را یک سرمایه اجتماعی برای کشور می داند و می گوید: حضور ۸۰درصدی مردم در پای صندوق های رای همانگونه که مقام معظم رهبری نیز اشاره کردند نشان دهنده مقبولیت و مشروعیت نظام در نزد مردم است و دیگر هیچ کشوری نمی تواند این ادعا را مطرح کند که این نظام مورد قبول مردم نیست. وی با بیان اینکه دولتی که بر چنین مبنایی وارد گفتگوهای دیپلماتیک در سطح منطقه و نظام بین الملل می شود پشتوانه ای قوی در پیشبرد اهداف نظام دارد، خاطرنشان می کند: ما نظامی داریم که مردم این نظام را قبول دارند و با همه انتقاداتی که در برخی موارد دارند کلیت نظام را پذیرفته اند و با شرکت در انتخابات در سرنوشت خود مشارکت می کنند. از این رو سردمداران چنین نظامی بهتر می توانند از حقوق ملت در مباحث منطقه ای و بین المللی دفاع کنند.

موسویان چنین پشتوانه مردمی را در پیشبرد سیاست های داخلی دولت بسیار موثر می داند و اظهار می کند: دولتی که با چنین پشتوانه مردمی تشکیل می شود بهتر می تواند سایست های خود را جا بیندازد و در اموری که نیاز به همراهی مردم دارد، موفقتر عمل کند. وی مواردی همچون تصمیم گیری ها و اتخاذ سیاست های درست در مورد کمبود آب و یا صرفه جویی در منابع را نیازمند همراهی مردم ذکر می کند و می گوید: ما در زمینه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی مشکلاتی داریم اما زمانی که مردم می دانند دولتی که با رای آنها بر سر کار آمده با نیت خیرخواهانه و در جهت رشد و تعالی مردم سیاست هایی را اتخاذ می کند بهتر به این برنامه تمکین می کنند و این نشانه موفقیت یک حکومت است که مردم حرف آن را قبول کنند و با اعتراضات و نافرمانی های مدنی در صدد مخالفت با برنامه های دولت برنیایند.

رییس جمهوری برای همه ایرانیان

به گفته موسویان، همراهی همه اقشار مختلف مردم اعم از کسانی که به دولت رای دادند و یا کاندیدای دیگری را برای ریاست جمهوری مناسب می دانستند بستگی مستقیم به نحوه برخورد دولت و اتخاذ سیاست های جامع دارد که منافع همه مردم جامعه را در بر می گیرد. وی با اشاره به اظهارات رییس جمهور روحانی مبنی بر این که رییس جمهور منتخب از این پس رییس جمهور همه مردم است، می افزاید: این اظهارات سخنان بسیار درستی است که می تواند در مقام عمل فضای رقابت های انتخاباتی را رد کشور تمام کند و همه مردم را در کنار هم قرار دهد.

به گفته این استاد دانشگاه، اگرچه در دموکراسی یک تفکر اکثریت دارد و نظرات آن نظر حاکمیت است اما حاکمیت نمی تواند نسبت به نظرات و نیازهای اقلیت که تفکر دیگری دارند بی تفاوت باشد و باید سیاست هایی اتخاذ کند که نیازهای آنها نیز مورد توجه قرار گیرد. وی با بیان اینکه اگر این اتفاق رخ دهد تنش ها و رقابت های کارزار انتخاباتی به رفاقت تبدیل می شود، می گوید: چه اقلیت و چه اکثریت باید بپذیرند که همه ما یک ملت هستیم و باید تمام تلاش مان را برای حل معضلات و رشد و تعالی کشور به کار بریم و در این راه از همه نیروها نیز استفاده کنیم. موسویان به پخش کلیپی در فضای مجازی اشاره می کند که در آن طرفداران حجت الاسلام رییسی به طرفداران آقای روحانی در جشنی که به مناسبت پیروزی وی برگزار شده گل می دهند.

جامعه به خارج شدن از فضای انتخاباتی نیاز دارد

وی با تاکید براینکه این فضا باید به همه جامعه تسری یابد، اظهار می کند: طرفین انتخابات باید بدانند که هر اختلافی با هم داشتند دیگر تمام شده زیرا جامعه به رفاقت و یکدلی همه اقشار خود نیاز دارد. موسویان با بیان اینکه ما یک ملت واحد هستیم که باید برای رشد و تعالی کشور بکوشیم، تصریح می کند:  طرفداران هر کاندیدا باید از فضای رقابت های انتخاباتی خارج شوند و در این چهار سال پیش رو به دور از نگاه بغض آلود گذشته برای موفقیت کشور تلاش کنند و اگر رقابتی هم هست به چهار سال بعد و دوره بعدی انتخابات موکول کنند.

منتشر شده در گفتار

برای تعیین لیست امید، گروه های اصلاح طلب که بالغ بر بیست گروه در شهر مقدس قم می باشند، طی چند ماه جلساتی دایر نمودند. البته برای استفاده از نظرات شخصیت های باسابقه و ذی نفوذ بر جمع اصلاح طلبان بیش از پانزده نفر افزوده شد. در این جلسات ابتدا بر روی معیارها در شوراها بحث و تصمیم گیری شد و دوستان پذیرفتند که در لیست امید از شخصیت های همسو و لو این که جزو گروه های اصلاح طلب نباشند استفاده شود.

پس از جلسات بسیار از همه کسانی که معرفی شدند دعوت بعمل آمد و پس از بررسی رزومه و برنامه های آنان از حدود چهل نفر تعداد سی نفر انتحاب شدند. در مرجله بعد نیز با توجه به جدول امتیاز بندیهایی که شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان داده بودند توسط کمیته ای امتیاز بندی صورت گرفت و بالاخره به رای گذاشته شد و از میان آنان کسانی که بیشترین رای را داشتند به مردم معرفی کردیم طبیعی است که ممکن است برخی افراد شایسته تری از لیست خارج شده باشند اما آنچه برای جمع محترم بود، خرد جمعی بود. لذا از همه طرفداران لیست امید که مورد تایید جناب آقای خاتمی عزیز نیز است می خواهیم به این لیست رای دهند و از تک رایی و تفرقه بپرهیزند تا ان شاءالله تمامی این لیست رای بیاورد

لیست شورای اصلاح طلبان شهر قم (لیست امید)

1.      کد شماره 1249 خانم دکتر فاطمه احمدی

2.      کد شماره 1467 مهندس احمد امینی

3.      کد شماره 1484 آقای دکتر قدرت الله باقری

4.      کد شماره 1494 آقای دکتر مهندس امید بشارتی

5.      کد شماره 1684 آقای حجت الاسلام سید مصطفی حسین کاشانی

6.      کد شماره 1721 آقای مهندس عباس خرمی

7.      کد شماره 1827 خانم زهرا زارع بیدکی

8.      کد شماره 1918 خانم محبوبه شایان فر

9.      کد شماره 2114 آقای مهندس محسن عابدینی

10.  کد شماره 2178 آقای مهندس سید محمدمهدی غفوری

11.  کد شماره 2189  آقای مهندس علی محمد فراهانی

12.  کد شماره 2465 آقای بیت اله کریمی

13.  کد شماره 2681 آقای مهندس سید احمد وحیدی

منتشر شده در اخبار
صفحه1 از9
بازگشت به بالا