محمدعلی کوشا در گفتگو با خبرگزار برنا: دغدغه نسل جوان برآورده نشده است/ باید به زمینه ایجاد اعتراضات بپردازیم نه سرکوب آن/ محدودیت های آقای خاتمی باعث تداوم خشونت ها می شود/ جلوگیری از بیان خواسته های جوانان منجر به انفجار و خشونت گرایی می شود/ قرآن بر مشورت پیامبر (ص) با مردم تاکید موکد دارد/ تقویت احزاب باعث ایجاد زمینه گفت و گو و آرامش در کشور می شود

عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در رابطه با ریشه اعتراضات اخیر گفت: ما مشکلات اقتصادی و فرهنگی متعددی داریم اما چنانچه مشکل سیاسی‌مان را برطرف کنیم خود به خود سایر مشکلات حل می شود. به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری برنا؛ «محمد علی کوشا»، درباره ضرورت حل مشکلات سیاسی کشور در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا اظهار کرد: ما مشکلات اقتصادی و فرهنگی متعددی داریم اما چنانچه مشکل سیاسی‌مان را برطرف کنیم خود به خود سایر مشکلات حل می شود.

جلوگیری از بیان خواسته های جوانان منجر به انفجار و خشونت گرایی می شود

استاد اسبق دانشگاه شهید بهشتی تاکید کرد: این ناآرامی ها یک شبه به وجود نیامده بلکه ریشه در سال های متمادی دارد. نسل جوان دغدغه ها و خواسته هایی دارد که اغلب آنها برآورده نشده است. آنها رئیس جمهور را انتخاب کردند و ایشان هم وعده های گوناگونی داد و از او توقع برآورده سازی مطالبات شان را دارند. وقتی این نسل  پاسخی مناسب از سوی مسئولین دریافت نکند به مانند دیگ زودپزی که سوپاپ آن بسته باشد یک جا منفجر می شود. او اضافه کرد: ما همگی دلسوز انقلابیم و از سر دلسوزی این را می گوییم. نباید همه کسانی را که در خیابان اعتراض می کنند، ولو آنکه عده ای هم در میان آنها شیطنت کردند، وابسته به بیگانه تلقی کنیم. هرچند که بیگانگان هیچ گاه دلسوز مردم ایران نبوده اند اما ما قبل از هر چیز باید به علت ها بپردازیم و زمینه ناآرامی ها را کشف کنیم و ببینیم چرا یک نسل اینطور عصبانی شده تا برای بیان حرف های خود دست به خشونت بزند؟

باید به زمینه ایجاد اعتراضات بپردازیم نه سرکوب آن

استاد حوزه علمیه قم با رد خشونت گرایی و تخریب اموال عمومی در اعتراضات اخیر افزود: هیچ عاقلی نمی خواهد به اموال و افراد این مملکت خسارت وارد شود و کارهای تخریبی شرعا و عقلا محکوم است اما باید دید جوان ما چه می خواهد و چرا به اینجا رسیده که دوست دارد، تخریب کند؟ کوشا تصریح کرد: نسل جوان و دانشجوی ما طی این سال ها از تبعیض و ناعدالتی سرخورده شده است. اینکه قوه قضائیه برای یک نفر بابت اظهار نظر ولو غلط، 16 سال حکم زندان می دهد، اینها باعث واکنش جامعه می شود. نباید با تداوم حصر، در آنها ایجاد عقده شود. ما چرا باید کاری کنیم یک نسل از ما گریزان شود؟ اندیشمندان علوم اجتماعی همگی متفقند که جوانان امروز ما از لحاظ خلقیات و تعلقات شباهتی به نسل انقلاب 57 ندارند و ما باید متناسب با اصل تفاوت زمان به خواسته هایشان پاسخ دهیم.

قرآن بر مشورت پیامبر (ص) با مردم تاکید موکد دارد

محمدعلی کوشا در ادامه دیدگاه قرآن درباره ضرورت مشورت حاکم با مردم چنین گفت: من یک قرآن پژوه هستم و بیشتر مبانی و اصولی که دارم، برگرفته از قرآن است. قرآن برای مسائل اجتماعی راهکارهای روشن و صریح دارد، قرآن هدایت کننده مردم و درجایی دیگر هدایت گر متقین و اهل پرواست. اگر مردم و حاکمان خود را به قرآن عرضه کنند به یقین آنها را هدایت می کند. در فضای اجتماعی که مشکلات مختلفی را شاهد هستیم قرآن به ویژه در سوره شورا مسئله مشورت را مطرح می کند. پیامبر اکرم (ص) با مومنان درباره امور مختلف مشورت می کرد که در تصمیمات سیاسی باید سرلوحه کار حاکمان باشد.

تقویت احزاب باعث ایجاد زمینه گفت و گو و آرامش در کشور می شود

کوشا در رابطه با راهکار برون رفت از این فضا عنوان کرد: برای آغاز حل مشکلات، سران نظام و سردمداران جریانات سیاسی باید وارد گفت و گو و مشورت شوند. دراین راستا نخست باید احزاب و تشکل های مردمی را تقویت کرد چراکه این از ملزومات یک نظام توسعه محور است. اگر احزاب ما اجازه بسط، گسترش و فعالیت واقعی داشتند، جوانان ما احساس نمی کردند کسی پیگیر مطالبات شان نیست. اکنون شاهد یک اعتراض بی سر و بی شناسنامه ایم و نظام نمی داند طرف حسابش چه کسی یا نهادی است. آنها فقط اعتراض دارند و نمی دانند چه می خواهند و جایگزین این اعتراضات شان چیست. بنابراین احزاب باید آزادانه فعالیت کنند و این التهاب ها را با آزادی شماری از زندانیان سیاسی و گشودن حصر می توان آرام کرد.

محدودیت های آقای خاتمی باعث تداوم خشونت ها می شود

محمدعلی کوشا در پایان و درباره مصادیق گفت و گوی ملی اظهار کرد: چه اشکالی دارد شخصی مانند رییس جمهور دولت اصلاحات به نمایندگی از اصلاح طلبان وارد گفت و گو شود؟ چرا او را محدود می کنند؟ قطعا همین برخوردهاست که باعث ایجاد اعتراضات به شکل خشونت آمیز می‌شود. ما نمی توانیم وقتی این محدودیت ها را ایجاد کردیم از مردم بخواهیم در خانه بنشینند و دم فرو بندند. صحبت های چندی پیش آقای مصباحی مقدم بسیار مناسب بود. اصولگرایان نباید با این مسئله احساسی و جناحی برخورد کنند بلکه از مجاری قانونی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در کنار سایر احزاب و شخصیت ها می توانند با پا در میانی مسائل کشور را حل کنند. مشاورین رهبری هم می‌توانند از بالا فضا را برای حل مشکلات مردم باز کنند و مانع ایجاد تنش شوند.

منتشر شده در گفتار

دانشنامۀ معاصر قرآن کریم امسال با نزدیک به یک میلیون کلمه منتشر شد که دست کم نیمی از آن توسط استاد محمدعلی کوشا نگارش یافته است.

دانشنامۀ معاصر قرآن کریم، توسط 20 نویسنده، 4 ویراستار، 5 مشاور علمی و 2 نمونه‌خوان، زیر نظر جناب آقای دکتر سید سلمان صفوی، با مدیریت توانمند اجرایی جناب آقای حسن فتحی، با استفاده از 712 منبع و مأخذ، در 1215 صفحۀ قطع رحلی دو ستون، با کاغذ پنجاه گرمی، در 717 مدخل و 944584 کلمه (نزدیک به یک میلیون کلمه)، به مدت سه سال به رشتۀ تحریر درآمده و با کیفیت عالی از سوی انتشارات سلمان آزاده، در تیراژ 2000 نسخه در سال 1396 در قم منتشر گردیده است.

محمدعلی کوشا: «از تعدد 717 مدخل این دانشنامه 300 مدخل آن به قلم اینجانب نگارش یافته است.»

سخنی در ضرورت نگارش دانشنامۀ قرآنی

بی‌گمان، معرفی و درست‌شناسی محتوا و مفاهیم قرآن کریم، بنیادی‌ترین کاری است که باید توسط قرآن‌شناسان انجام گیرد و از آنجا که قرآن کریم، پایان‌بخش همۀ کتاب‌های آسمانی، و آورندۀ آن، خاتم همۀ پیامبران، و هدایتگری آن برای تمامی افراد جامعۀ بشری با همۀ نژادها، قومیت‌ها و ملیت‌ها با سلائق گوناگون سطوح دانش افراد است، طبعاً باید ارائۀ محتوا و مفاهیم آن نیز درخور فهم و درک طبقات مختلف جامعۀ بشری باشد.

تعریف دانشنامۀ قرآنی

مراد از دانشنامۀ قرآنی، مجموعۀ تبیین‌ها، توضیح‌ها و تفسیرهایی است که از واژگان و یا موضوعات مندرج در آیات قرآنی در مجموعه‌ای خاص، صورت می‌گیرد. دانشنامه به نوعی با تفسیر موضوعی قرآن کریم، ارتباط تنگاتنگ می‌یابد. منتها تفاوتی که پیدا می‌کند در اسلوب نگارش و کم‌وکیف مندرجات مطالب بر حسب زمان و مکان و زبان و فرهنگ مخاطبان هر یک از آن دو است. در دانشنامۀ معاصر قرآن کریم، حجم مدخل‌ها فشرده و در عین‌حال گویا و وافی به مقصود و به دور از حشو و زوائد است.

در مقام مقایسه با آثار مشابه آن، علاوه بر جامعیت، واقعاً قلیل‌اللفظ و کثیرالمعنی و به دور از اطناب و ایجاز مُخلّ است. تبحر و تسلط نویسندگان این اثر در مداخل مورد بحث و دقت ویراستاران و مدیریت اجرایی آن در تهذیب و ترتیب و تنظیم مطالب، شکل مطبوع و دلپذیری به همۀ نوشتار این اثر بخشیده است، به گونه‌ای که با این کیفیت، از جهت اتقان و استواری و تفهیم موضوع، کم‌نظیر و گاه بی‌نظیر می‌نماید. دست کم نزدیک به نیمی از این مجموعه که به قلم اینجانب نگارش یافته است اعم از تبیین و تفسیر واژگان مدخل‌ها و موضوعات و معرفی تفاسیر، اطمینان کامل به انسجام مطالب، استواری نثر و ارائۀ بجا در تبیین مفاهیم آن دارم.

این دانشنامه شایستگی آن را دارد که به زبان‌های گوناگون ترجمه و انتشار یابد تا در دسترس عموم مردم به ویژه دانشجویان رشته‌های علوم انسانی و پژوهشگران معارف قرآنی قرار گیرد. البته ترجمۀ آن فعلاً به چهارزبان انگلیسی، عربی، روسی و احتمالاً فرانسوی در دستور کار است.

با همۀ محسّناتی که این دانشنامه دارد در عین‌حال نباید از نظر دور داشت که هر کتابی پس از چاپ نخست، طبعاً مورد مداقه و نقد و بررسی اهل نظر قرار می‌گیرد و به طور طبیعی زمینۀ سیر تکاملی آن در چاپ‌های بعدی‌اش فراهم می‌گردد. نکتۀ لازم به یادآوری اینکه سرپرست و مدیریت اجرایی و هر یک از پدیدآورندگان این دانشنامه، از نقد و نظر صاحب‌نظران، صمیمانه استقبال خواهند کرد و پذیرای تذکرات مشفقانۀ ناقدان، جهت اصلاحات لازم در چاپ‌های بعدی خواهند بود.

منتشر شده در یادداشت

محمدعلی کوشا

مستند شمارة 6 (شایسته‌سالاری)
امام حسین(ع) در جواب دعوت‌نامه‌های کوفیان چنین نوشت: «فَلَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْعَامِلُ بِالْكِتَابِ،‏ وّ الآخِذُ بِالْقِسْطِ، الدَّائِنُ بِالْحَقِّ، وَ الْحَابِسُ نَفْسَهُ فِي ذَاتِ اللَّه‏؛ به جان خودم سوگند، امام و پیشوای راستین کسی است که به کتاب خدا عمل کند، و راه قسط و عدل را در پیش گیرد، و تابع حق باشد، و وجود خویش را وقف فرمان خدا گرداند».[1]

امام حسین(ع) در برخورد با سپاه حرّ بن یزید در منزل «شراف» پس از اقامۀ نماز ظهر خطاب به سپاهیان حرّ فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ وَ تَعْرِفُوا الْحَقَّ لِأَهْلِهِ يَكُنْ أَرْضَى لِلَّهِ عَنْكُمْ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ أَوْلَى بِوَلَايَةِ هَذَا الْأَمْرِ عَلَيْكُمْ مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُدَّعِينَ مَا لَيْسَ لَهُمْ وَ السَّائِرِينَ فِيكُمْ بِالْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ ...؛ ای مردم، اگر پروای الهی داشته باشید و حق را برای اهلش به رسمیت بشناسید، این کار موجب خشنودی خدا خواهد شد. و ما اهل‌بیت محمّد| به ولایت و رهبری مردم شایسته و سزاوارتریم تا این مدّعیان ناحق که راه ستم و تجاوز را در پیش گرفته‌اند».[2]

و نیز آن حضرت به استاندار مدینه فرمود: «أَيُّهَا الْأَمِيرُ إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ ... وَ يَزِيدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ؛ ای امیر، ما اهل‌بیت پیامبریم ... در حالی که یزید کسی است که شراب می‌نوشد و انسان بی‌گناه را می‌کشد و آشکارا فسق می‌ورزد و کسی مثل من هرگز با او بیعت نخواهد کرد».[3]

مستند شماره 7 (ظلم‌ستیزی)
امام حسین(ع) پس از حرکت از منزل «شراف» در خطابی به سپاهیان حرّ فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ| قَالَ مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ نَاكِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ يَعْمَلُ فِي عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ يُغَيِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّيْطَانِ وَ تَوَلَّوْا عَنْ طَاعَةِ الرَّحْمَنِ وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ؛ ای مردم، همانا پیامبر خدا| فرموده است: «هرکه زمامدار ستمکاری را که حرام‌های الهی را حلال کند، پیمان خدا را می‌شکند، با سنّت رسول خدا مخالفت می‌ورزد، در میان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز رفتار می‌کند، و آنگاه در قول و عمل بر ضدّ او موضعگیری نکند، بر خداست که او را به جایگاه [آتشین] همان ظالم بیندازد».

آگاه باشید و بدانید که این حکومت یزیدی پیرو شیطان شده و طاعت خدای رحمان را رها ساخته و فساد و تباهی را آشکار ساخته است».[4]

و باز آن حضرت فرموده است: «أَ لَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا یُتَنٰاهیٰ عَنْهُ لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِي لِقَاءِ اللَّهِ مُحِقّاً فَإِنِّي لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا الْحَيَاةَ وَ لَا الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً؛ آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود؟ و از باطل نهی نمی‌گردد؟ در چنین فضایی، مؤمن حق دارد که آرزوی لقای الهی نماید (مبارزه کند اگرچه کشته گردد). بی‌گمان، من، مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمکاران را جز تباهی نمی‌دانم».[5]

مستند شماره 8 (ذلّت‌ناپذیری)
امام حسین در روز عاشورا خطاب به سپاه دشمن فرمود: «أَلَا إِنَّ الدَّعِيَّ بْنَ الدَّعِيَّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةِ أَبَى اللَّهُ ذَلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ المُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ وَ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ مُنْ أَنْ یُؤْثِرَ مَصَارِعَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْكِرَامِ؛ آگاه باشید که این فرد فرومایه (ابن زیاد) و فرزند فرومایهٰ مرا در بین دوراهی شمشیر و ذلّت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلّت برویم! زیرا خدا و رسولش و مؤمنان از اینکه ما ذلّت را بپذیریم اِبا دارند و دامن‌های پاک مادران ما و مغزهای با غیرت و نفوس با شرافت پدران ما روا نمی‌دارند که اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه کریمان و نیک‌منشان مقدّم بداریم».[6]

تذکر: برخی از مترجمانِ «کتاب لهوف» واژۀ «دَعِیّ» را «زنازاده» ترجمه کرده‌اند که قطعاً صحیح نیست بلکه به معنای فرومایه است. امّا مرحوم شیخ محمّد صادق نجمی که عالمی محقّق و فقیه است در کتاب خود به نام «سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا» به «فرومایه» ترجمه کرده که کاملاً صحیح است.

امام(ع) به برادرش به نام «عمر اَطْرَف» در مدینه فرمود:

«وَ اللَّهِ لَا أُعْطِي‏ الدَّنِيَّةَ مِنْ نَفْسِي أَبَداً؛ به خدا سوگند من هرگز زیر بار ذلت نخواهم رفت ...»[7]

و نیز در مقام دیگر فرموده است:

«وَ اللَّهِ لا اُعْطِيهِمْ‏ بِيَدِى‏ اِعْطاءَ الذَّلِيلِ وَ لا اَفِرُّ فِرارَ الْعَبيدِ؛ نه، به خدا سوگند، دست ذلّت را به سوی آنان دراز نمی‌کنم و همچون بردگان، از آنان فرار نخواهم کرد».[8]

مستند 9 و 10 (صبر و مقاومت و در نهایت رسیدن به شهادت)
امام(ع) در صبح عاشورا آنگاه که نماز صبح را خواندٰ خطاب به یارانش فرمود: «صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ‏ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ ...؛ ای بزرگ‌زادگان، صبر و شکیبایی پیش گیرید که مرگ چیزی جز یک پل نیست که شما را از رنج و سختی عبور داده به بهشت برین و نعمت‌های همیشگی آن می‌رساند. چه کسی است که نخواهد از یک زندان به کاخی انتقال یابد ...».[9]

نتایج قیام حسینی
قیام امام حسین(ع) دو نوع نتیجه اصلی به بار آورد: اوّل: نتیجه‌ای کوتاه‌مدّت، دوم: نتیجه‌ای درازمدّت. نتیجۀ کوتاه‌مدّت آن عبارت است از:

1. محکوم ساختن ارکان مخوف دین سالاری دروغین دستگاه اموی و درهم شکستن آن.

2. بیدار کردن وجدان‌های خفتۀ مردمی که تن به راحت طلبی و دنیاداری داده بودند.

3. بیرون آوردن بسیاری از مردم به ویژه نسل جوان‌تر از حالت رکود و خُمودو جُمود که پس از آن، قیام مختار و توّابین در سال 66 و قیام زید بن علی بن حسین در سال 122 و دیگر انقلاب‌هایی که عرصه را بر امویان تنگ گردانید تا به سقوط نهایی آنان منجر گردید.

امّا نتیجۀ درازمدّت قیام حسینی هم می‌توان در چند چیز خلاصه کرد:

الف. ارائۀ اخلاقی جدید برای همگان در طول زمان و مکان که در آن فرهنگ ایثار و فداکاری به گونه‌ای عینیّت یافت که بزرگ‌ترین پشتوانه برای تمامی انقلابیون و آزادی‌خواهان و استقلال‌طلبان گردید.

ب. اسلام تشیّع با شهادت امام و یاران باوفایش در کربلا در عین محدودیت‌ها و حصر و حبس‌ها و زجرهای فراوان طرفدارانش، بروز و نمودی پیدا کرد که سبب شد شیعیان از آن حالت انزوای فرهنگی و سیاسی خارج گردند و در زمینه های گوناگون، موجودیتِ خود را به اثبات رسانند و جایگاه تاریخ خویش را بازیابند، و ثبات و پایداری خود را در هدفمندی رسالت خویش به دیگران نشان دهند.

ج. شاید مهم‌ترین نتیجۀ قیام حسینی را در درازمدّت‌ «حضور عقلانی و عاطفی» این قیام بی‌نظیر باشد. حادثۀ کربلا با منطق عقلانی‌اش استقرار مکتب «قرآن و عترت» را در سیستم فرهنگی خویش، درس‌آموز و پندآموز همۀ اندیشمندان قرون و اعصار ساخت و حوزه‌های شیعی را گرمی و جانی تازه بخشید تا به راستی و درستی بتوانند با پرورش عالمانی بزرگ، دانش دینی و فرهنگ استوار آن را رونقی به سزا بخشند که از آن زمان تاکنون دامنۀ این سیر تحوّل بزرگ را بالعیان مشاهده می‌کنیم.

امّا از جهت «عاطفی»، عاشورا پتکی گران بر سر تمام مستکبران از آن روز تا دامنه قیامت خواهد بود که به شکل معجزه‌آسایی سیلِ جمعیت‌های انقلابی ایجاد می‌کند و روز به روز شور و شعف و احساسی دیگر می‌آفریند و همچون سیل خروشان، همه خاک و خاشاک‌های بی‌پایه و اساس زر و روز و تزویر را از سر راه خود برمی‌دارد و به توده‌ها مسلمان شیعی طرفدار اهل‌بیت جانی تازه می بخشد تا با هر ستمگر گستاخی به مبارزه برخیزند و با قهر انقلابی خویش به نام حسین و یاد حسین و یارانش، ریشه‌های ستم‌ را به تدریج بسوزانند که از پیامبر اکرم| نقل شده: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً؛ در شهادت حسین(ع) شور و حرارتی در دل‌های مؤمنان است که هرگز به سردی نخواهد گرایید».[10]

یک نکتة قابل توجّه
کسانی که فلسفۀ قیام امام حسین(ع) را تشکیل حکومت می‌دانند، قطعاً مراد آنان حکومتی از سنخ حکومت پیامبر| و علی(ع) است نه حکومتی صِرفاً برای دستیابی به قدرت و سلطه بر مردم، چنان‌که در حکومت‌های از نوع سلطنتی و شاهنشاهی یا انواع دیگر آن در دنیا معمول بوده و هست. بلکه مراد، حکومت عدل اسلامی است که پایه‌های اصلی آن با خواست و بیعت مردم بر اساس معیارهای کتاب و سنّت است.

به راستی کسانی که پس از رحلت رسول خدا| حقّ حکومت و زمامداری سیاسی دیگران را خلاف واقع و غصبی می‌دانند، چرا همین حقّ را برای امام حسین(ع) لازم و واجب نمی‌دانند؟ و شگفت‌آورتر اینکه برخی قائلان به انگیزۀ قیام امام(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی را متّهم به انحراف از امامت می‌کنند! با این بهانه که مگر امام به دنبال قدرت و ریاست و یا دنیاطلب بوده است که بگوییم او برای تشکیل حکومت قیام کرده است؟!

در حالی که قطعاً اگر امام حسین(ع) بر اساس بیعت‌ستانی‌اش توسّط مسلم بن عقیل از مردم کوفه به حکومت می‌رسید، حکومت را وسیله‌ای برای اجرای عدل و داد قرار می‌داد و جامعه را به سوی قسط و عدل پیش می‌برد، چون انگیزۀ او اصلاح امور و عمل به سیرۀ پیامبر| و علی(ع) بود.

معلوم می‌شود کسانی که با این تحلیل که امام(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی قیام کرده، مخالفت می‌ورزند، یا مراد از «حکومت اسلامی» به رهبری امام حسین(ع) را به درستی درنیافته‌اند، و یا اینکه فرقی میان حکومت اسلامی و سلطنت مطلقۀ شاهنشاهی و دیگر حکومت‌های خودکامه نمی‌گذارند.

و یا اصلاً دین را از سیاست جدا می‌دانند و شأن امام را بالاتر و فراتر از دستیابی به قدرت و حکومت برای اجرای عدل و دادگری می‌دانند و او را تنها مسأله‌گوی شریعت به حساب می‌آورند!

این‌گونه افراد در درجۀ نخست باید تکلیف خود را با حکومت دینیِ پیامبرانی چون سلیمان و داود نبی و حکومت ده‌سالۀ پیامبر اسلام و نیز حاکمیت حدوداً پنج‌سالۀ امیرمؤمنان علی(ع) روشن سازند و آنگاه دربارۀ حکومت و یا عدم حکومت امام حسین(ع) بحث کنند.

البته عدّه‌ای پیش از انقلاب اسلامی ایران، با نگاه جدایی دین از سیاست و یا محدود نمودن امامت به مرجعیت دینی چنین نظر و دیدگاهی داشتند، ولی عدّه‌ای هم پس از انقلاب اسلامی به خاطر مواردی از ناکامی‌های جمهوری اسلامی، تغییر نگاه دادند تا جایی که لغزش‌های احتمالی حاکمان دینی را کم و بیش به حساب ناکارآمدی دین و حکومت دینی تلقّی کرده و می‌کنند.


کتاب نامه
1.      قرآن کریم.

2.     نهج البلاغه، گردآوری سیّد رضیّ، تصحیح صبحی صالح.

3.     اثبات الوصیة، منسوب به مسعودی، نشر انصاریان، قم، 1417ق.

4.    انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، تصحیح محمدباقر محمودی، مؤسسه اعلمی بیروت، 1394ق.

5.     الباب الحادی‌عشر مع شرحه النافع لیوم الحشر، فاضل مقدار، نشر علّامه، قم، 1413ق.

6.     تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک)، محمد بن جرير طبرى‏، دار ابن حزم.

7.     تحف العقول، ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تصحیح علی‌اکبر غفاری، چاپ اسلامی جامعۀ مدرسین قم، 1404ق.

8.     جامع الترمذی، الحافظ ابی‌عیسی محمّد بن عیسی بن سورة بن موسی، دار السّلام للنشر و التوزیع، ریاض، چاپ اول، 1420ق.

9.     سخنان حسین از مدینه تا کربلا، محمّدصادق نجمی، بوستان کتاب قم، چاپ نهم، 1381ش.

10.  مستدرک الوسائل، میرزاحسین نوری، مؤسسه آل‌البیت، قم، 1429ق.

11.   مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، بیت الافکار الدولیّة، اردن، چاپ چهارم، بی‌تا.

12.  مقتل خوارزمی، ابوالمؤیّد الموفّق بن احمد المکّی اخطب خوارزم، چاپ انوار الهدی، قم، تحقیق شیخ محمّد سماوی، 1418ق.

13.  الملهوف (لهوف)، سید بن طاووس، انتشارات نبوغ، قم، چاپ چهارم، 1380.


یادداشت ها:
[1] . تاریخ الطبری – تاریخ الامم و الملوک -، چاپ 2 جلدی دار ابن حزم، بیروت، ج 1، ص 1624، حوادث سال 60.
[2] . تاریخ الطبری، چاپ 2 جلدی، ج 1، ص 1652، حوادث سال 61.
[3] . مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص 267.
[4] . تاریخ الطبری، ج 1، ص 1653، چاپ دو جلدی، دار ابن حزم، بیروت.
[5] . تحف العقول، ص 245، با تصحیح علی‌اکبر غفاری، چاپ اسلامی مربوط به جامعه مدرسین قم.
[6] . لهوف (الملهوف) سید بن طاووس، ص 134، انتشارات نبوغ، قم، چاپ چهارم؛ تحف العقول، با تصحیح غفاری، ص 241، چاپ اسلامی جامعه مدرسین؛ مقتل خوارزمی، ج 2، ص 10، دار الهدی، قم، 1418ق.
[7] . لهوف، ص 23، سخنان حسین بن علی، ص 46 از محمّد صادق نجمی.
[8] . انساب الاشراف بلاذری، ج 3، ص 188.
[9] . اثبات الوصیة مسعودی، ص 139؛ سخنان حسین بن علی از محمّدصادق نجمی، ص 213.
[10] . مستدرک الوسائل، ج 10، ص 318.

منتشر شده در ویژه نامه محرم

محمدعلی کوشا: ایجاد مزاحمت با طبل‌زنی‌ها چه معنی دارد. استاد حوزه علمیه قم گفت: برخی مجالس عزاداری، هدف قیام امام حسین (ع) را به حجاب کامل می‌برد؛ حالا روضه‌خوانی‌های خرافی و مداحی‌های خارج از عرف که جای خود دارد.

به گزارش وب‌سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، استاد محمدعلی کوشا در مراسم شام غریبان خاندان امام حسین (ع) که با حضور اقشار مختلف مردم در محل سالن اجتماعات این مجمع برگزار شد، اظهار داشت: اینکه ما پس از سالیان دراز امام حسین (ع) را گرامی می‌داریم فقط به خاطر حادثه کربلا و قتل‌عام وحشیانه خاندان ایشان نیست بلکه به خاطر جنبه‌های ملکوتی امام ویارانش است. وی بابیان اینکه امامت امامان از سوی خداست اما ولایت ایشان زمانی محقق است که مردم بخواهند و درصحنه باشند، گفت: امامان بهترین افراد برای سرپرستی جامعه هستند. اگر ما به قرآن توجه کنیم، می‌بینیم باید در امور جامعه بهترین‌ها را برگزینیم همان‌گونه که یوسف پیامبر بهترین بود و زمانی که از شاه مصر خواست او را به‌عنوان مسئول اقتصادی جامعه انتخاب و منصوب کند؛ گفت: من امانت‌دار و متخصص هستم.

این استاد حوزه علمیه قم افزود: قرآن به انسان‌ها می‌گوید بهترین‌ها را برای امور خود و جامعه برگزینید. وی بابیان اینکه اگر می‌گوییم، ائمه (ع) الگوهای برترند، نه‌فقط ازنظر مدیریت جامعه، بلکه ایشان ازنظر تقوا و دانش و علم، در مرتبه اعلی قرار دارند، گفت: عقل هم حکم می‌کند افراد دارای مرتبه والا در اولویت امور باشند.

استاد کوشا متذکر شد: در عزاداری‌ها باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که تعهد و مسئولیت بیشتری احساس کنیم و امامان را الگوی خودمان قرار دهیم، نه اینکه به‌واسطه مجالسی بنام امامت، حجاب‌هایی درست کنیم که مانع از فهم امامت شوند. چه معنی دارد به یک دسته عزاداری به تعداد نفرات طبل می‌دهند تا اسباب زحمت و مزاحمت بسازند؟ وی خاطرنشان کرد: این‌ها چیزهایی است که قیام امام حسین را به حجاب کامل می‌برد؛ حالا روضه‌خوانی‌های خرافی و مداحی‌های خارج از عرف که جای خود دارد و متأسفانه هیچ‌یک از علما نصیحت نمی‌کنند.

این استاد حوزه علمیه قم در پایان گفت: متأسفانه رادیو و تلویزیون ما هم به ترویج این‌کارهای ظاهری به قول خودشان شور کمک می‌کند.

منتشر شده در ویژه نامه محرم

محمدعلی کوشا

ویژگی‌های کلّی حاکمان در قرآن
قطعاً مصادیق اولی الامر هم باید از شایسته‌ترین افراد در هر زمان برای تولیت امور مسلمان‌ها باشند چنان‌که قرآن کریم در صفت حاکمان شایسته اشاراتی پندآموز دارد:

1. «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ؛ همانا خدا او را بر شما برگزیده و در علم و نیروی جسمی به وی فزونی داده است».[1]

2. «قالَ اجْعَلْني‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفيظٌ عَليمٌ؛ گفت: مرا بر خزانه‌های این سرزمین بگمار، زیرا من نگهبانی دانا هستم».[2]

3. «قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمينُ؛ یکی از آنان دو دختر گفت: ای پدر، او را اجیر کن، زیرا بهترین کسی که اجیر می‌کنی کسی است که نیرومند امین باشد».[3]

4. «قالَ عِفْريتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمينٌ؛ قهرمانی از جنیّان گفت: من آن را پیش از آنکه از جای خود برخیزی نزد تو می‌آورم و من بر این کار توانا هستم».[4]

5. «قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَني‏ أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَريمٌ؛ آن کسی که دانشی از کتاب نزدش بود، گفت: من آن را پیش از آنکه پلک چشم بر هم زنی نزد تو می‌آورم [و چنین کرد] پس چون آن را نزد خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس می‌گزارم یا ناسپاسی می‌کنم. و هرکه سپاس بگزارد، به سود خود سپاس می‌گزارد، و هر کس ناسپاسی کند [زیانی به خدا نمی‌رساند]، زیرا پروردگار من بی‌نیاز ارجمند است».[5] 

6. «أَ فَمَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ؛ آیا کسی که به سوی حق هدایت می‌کند برای پیروی سزاوارتر است یا کسی که راه نمی‌یابد مگر اینکه راهنمایی شود؟ پس شما را چه شده است، چگونه حکم می‌کنید؟!».[6]

از این آیات به وضوح استفاده می‌شود که حاکمان و صاحبان پُست و مقام باید:

اوّلاً اهل دانش و آگاهی باشند.

ثانیاً از سلامت جسمی برخوردار باشند.

ثالثاً متعهّد و متخصّص در کار خود باشند.

رابعاً توانمند و امانتدار باشند.

خامساً یَهدِی اِلَی الْحَقِّ باشند.

و امّا در صورت تعدّد افراد با شرایط فوق، باید افضل و بهترین آنها برگزیده شود.

مستندات ابعاد قیام امام حسین× بر اساس سخنان آن حضرت
ابعاد قیام سالار شهیدان را می‌توان از حرکات، موضعگیری‌ها، سخنرانی‌ها و شیوه‌های برخورد آن حضرت به درستی استنباط و دریافت نمود.

از مجموعه سخنان و موضعگیری امام× و فضای اجتماعی آن روز، می‌توان زوایای آن حرکت بزرگ را در امور زیر خلاصه کرد:

1. ایجاد اصلاحات اجتماعی.

2. امر به معروف و نهی از منکر.

3. عمل به سیرۀ پیامبر اکرم| و امیرالمؤمنین×.

4. ارائۀ نشانه‌های واقعی دین به مردم.

5. بسترسازی مناسب بر انجام واجبات و سنن اسلامی.

6. شایسته‌سالاری (که در رأس همه، خود امام× بود).

7. ظلم‌ستیزی (در قالب اعتراض به وضع موجود).

8. ذلّت‌ناپذیری در مقابل دستگاه جور که ارادۀ تحمیل ناحق بر مردم را داشت.

9. صبر و مقاومت تا آخرین لحظه حیات.

10. دستیابی به رحمت الهی از طریق شهادت (که آرزوی آن حضرت بود نه هدف او).

تمامی امور فوق در واقع در «تحقّق حقّ» یا «احقاق حقّ» خلاصه می‌شود. و بی‌گمان، هرگونه اقدام برای بیعت‌گیری از مردم و دستیابی به حکومت، ابزاری لازم و بایسته برای «عینیّت حقّ» و «احقاق حقّ» است.

مستندات شمار 1 و 2 و 3 (ایجاد اصلاحات اجتماعی، امر به معروف و نهی از منکر و عمل به سیرة پیامبر و علی)
امام حسین× هنگام حرکت از مدینه به سوی مکّه در ضمن وصیّت‌نامه‌به به برادرش محمّد حنفیّه چنین نوشت: «أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطَراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ...؛ من نه از روی سرمستی و ناسپاسی و نه برای فساد‌ورزی و ستمگری از شهر خود بیرون آمدم؛ بلکه تنها برای اصلاحگری در امّت جدّم بیرون آمدم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به روش و سیره جدّم و پدرم علی بن ابی‌طالب کارها را پیش ببرم».[7]

مستند شماره 4 و 5 (ارائۀ نشانه‌های واقعی دین وبسترسازی مناسب بر انجام واجبات و سنن)
امام حسین× در سال 58 هجری، دو سال قبل از مرگ معاویه و در بحران اختناق و ظلم دستگاه حاکم اموی در مراسم حجّ آن هم در منیٰ در جمع حاجیان ضمن یک سخنرانی مهیّج و تکان‌دهنده که حاکمان و عالمان وابسته را شدیداً مورد انتقاد قرار داد فرمود:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ مَا كَانَ مِنَّا تَنَافُساً فِي سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكِنْ لِنُرِيَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرَائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكَامِكَ؛ خدایا، بی‌گمان، تو می‌دانی آنچه از ما سر زده (در ستیز بر جور حکومت) برای رقابت در قدرت سیاسی نبوده، و نیز برای جستجوی ثروت و سرمایه ناچیز دنیوی نبوده است، بلکه برای این بوده که نشانه‌ها و ارزش‌های دین تو را به مردم نشان دهیم،و در شهرهای (منادی دین) تو اصلاحات پدید آوریم، و بندگان ستمدیده‌ات را امنیت و آسایش بخشیم، و [تا اینکه] به واجبات و قوانین و احکام تو عمل شود».[8]

ادامه دارد...
یادداشت ها:
[1] . بقره/ 247.
[2] . یوسف/ 55.
[3] . قصص/ 26.
[4] . نمل/ 39.
[5] . نمل/ 40.
[6] . یونس/ 35.
[7] . مقتل خوارزمی - ابوالمؤیّد الموفّق بن احمد المکّی اخطب خوارزم – متوفای 568ق، ج 1، ص 273، چاپ انوار الهدی، قم، تحقیق شیخ محمّد سماوی، 1418ق.
[8] . تحف العقول، ص 239، با تصحیح علی‌اکبر غفاری، نشر اسلامی جامعه مدرسین.

منتشر شده در ویژه نامه محرم
صفحه1 از5
بازگشت به بالا