Super User

Super User

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

حجت‌الاسلام فاضل‌میبدی در گفت‌و‌گو با نوآوران

هفته گذشته بود که بحث تغییر نظام سیاسی کشور از ریاستی به پارلمانی توسط برخی از نمایندگان مجلس مطرح شد و پس از آن شاهد واکنش‌هایی در این خصوص بودیم.اما آن‌چه در تمام اظهارنظرها متفقاً بر آن تأکید می‌شد، مناسب نبودن ساختار پارلمانی برای اداره کشورمان در شرایط کنونی است. بسیاری از تحلیلگران سیاسی حاکم شدن ساختار پارلمانتاریستی در کشور را مترادف با غلبه یک جریان خاص بر سایر جناح‌ها و تمرکز قدرت در آن می‌دانند. برخی نیز اعتقاد دارند پارلمانی شدن نظام اداره کشور، فضا را به سمت کاهش قدرت مردم پیش می‌برد.

بر کسی پوشیده نیست که گذشته از همه اظهارنظرهایی که در این خصوص مطرح می‌شود، به دلیل فقدان احزاب فعال و مهم‌تر از آن شرایط رقابت نابرابری که برای آن‌ها وجود دارد، می‌توان به جرأت گفت که زمینه تغییر نظام سیاسی به پارلمانی فراهم نیست و در صورت تحقق آن شاهد پیامدهای ناگواری در نظام اداره کشور خواهیم بود. برخی سیاستمداران علت طرح تغییر نظام ریاستی به پارلمانی را فرار از شکست‌های انتخاباتی به دنبال حذف یک انتخابات در کشور می‌دانند. از همین رو و باتوجه به اهمیت موضوع به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم پرداختیم که مشروح آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

 اخیراً شاهد طرح موضوع استقرار نظام پارلمانی در کشور و واکنش‌های بسیاری از سوی تحلیلگران سیاسی هستیم. به نظر شما در شرایط کنونی امکان این وجود دارد که کشور به صورت پارلمانی اداره شود. به بیان دیگر ساختارهای لازم در این خصوص وجود دارد و این تغییر نظام پاسخگوی نیازهای مردم خواهد بود؟

با تغییر ساختار نظام سیاسی کشور به سمت پارلمانتاریستی موافق نیستم به این دلیل که در کشور ما احزاب چندان نهادینه نشده‌اند و مشق حزبی خوبی صورت نگرفته است و از سوی دیگر شاهد مطبوعات آزاد نیستیم. از این رو بر این باورم که حرکت به سوی نظام پارلمانی نه تنها پاسخگو نخواهد بود بلکه موجب غلبه یک جریان بر سایر جناح‌ها می‌شود و چرخه قدرت به‌گونه‌ای پیش خواهد رفت که احزاب و گروه‌های خاصی قدرت را در دست می‌گیرند. از این رو اگر در شرایط کنونی اقدام به تغییر نظام سیاسی کشور که ریاستی است و رئیس‌جمهور با رأی مستقیم مردم تعیین می‌شود به پارلمانی کنیم، پیامدهای ناگواری به دنبال آن شاهد خواهیم بود چراکه موجبات تمرکز قدرت در جریانی خاص را ایجاد خواهد کرد و جریانی خاص حاکمیت خواهد یافت و در نتیجه سلب قدرت رأی مستقیم از مردم برای تعیین رئیس‌جمهور شاهد آثار زیان‌باری خواهیم بود.

 چه پیش‌زمینه‌هایی برای تغییر نظام اداره کشور از ریاستی به پارلمانی باید ایجاد شود؟

متأسفانه توجه به احزاب و ایجاد زمینه مناسب برای فعالیت و رقابت عادلانه آن‌ها همواره مغفول واقع شده است. طی چهار سال اخیر دکتر روحانی در زمینه ایجاد فضای باز برای فعالیت احزاب تلاش‌ زیادی کرد اما این مهم باید بیشتر مورد توجه و درحقیقت در اولویت قرار گیرد. شرایط باید به‌گونه‌ای باشد که علاوه بر مهیا بودن شرایط برای فعالیت آزادانه احزاب شاهد این نباشیم که اگر در کشور کسی صدایش مستقل‌تر از دیگران باشد مورد پرونده‌سازی قرار گیرد و اگر حزبی قصد داشته باشد در راستای منافع کشورش مستقل کار کند برخی برایش موانعی ایجاد و در نهایت اعضای حزب را محکوم و دادگاهی ‌کنند. فعالیت احزاب زمانی در کشور مؤثر خواهد بود که اعضای آن امکان فعالیت داشته باشند. متأسفانه در کشور ما برخی احزاب شناسنامه‌دار از یک سو با موانعی در راستای انجام فعالیت مواجه‌اند و از سوی دیگر رقابت سیاسی در کشور ما ناعادلانه است. یکی از مظاهر رشد دموکراسی در جوامع گسترش فعالیت آزادانه احزاب و داشتن مطبوعات آزاد است اما در کشور ما در برخی موارد شاهد عدم برابری روزنامه‌ها هستیم. به این معنا که برخی از از آزادی بیشتری برخوردارند و برخی دیگر در صورت اندک اشتباهی با تهدید مواجه می‌شوند و مشکلاتی در مسیر فعالیت‌شان ایجاد می‌شود. درحقیقت می‌توان گفت آزادی سیاسی به معنای واقعی کلمه وجود ندارد. متأسفانه در داخل گاهی اوقات شاهد عملکرد زاویه‌دار قوای سه گانه با هم هستیم و تا زمانی که قوا در سیاست‌های کلان با هم هماهنگ نباشند، آسیبش به مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی بازمی‌گردد و دودش به چشم مطبوعات می‌رود که این نشان از نبود آزادی به معنای واقعی کلمه در کشور ما دارد. در کشوری که آزادی بیان وجود نداشته باشد نظام پارلمانتاریستی پاسخگوی نیازهای مردم نخواهد بود. از این رو ضروری است که قوا به دور از تفاوت دیدگاه‌ها همسو و هماهنگ با هم در سیاست‌های کلان عمل کنند.

 به نظر شما دولت تدبیر و امید طی چهار سال پیش‌رو باید چه سیاست‌هایی را درخصوص تقویت احزاب اتخاذ نماید؟

احزاب شناسنامه‌دار زیادی در کشور وجود دارند اما نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که رقابت‌ها عادلانه نیست و نمی‌توانند آزادانه عمل کنند. از این رو می‌توان گفت ضرورت اتخاذ سیاست‌هایی برای فراهم شدن زمینه فعالیت عادلانه احزاب به وضوح احساس می‌شود. تنها شناسنامه‌دار بودن احزاب ملاک نیست و باید شرایط به‌گونه‌ای پیش رود که محدودیت‌ برای فعالیت‌ احزاب ایجاد نشود و در رقابت عادلانه قرار ‌گیرند.

دکتر روحانی باید بر اصولی که مردم را براساس آن‌ها پای صندوق‌های رأی آورده و بر همان اساس موفق به کسب اعتماد مجدد مردم شده است، تاکید و پافشاری کند. متأسفانه در کشور ما گروهی هستند که آزادی به معنای واقعی و دموکراسی واقعی و دخالت‌های سیاسی در امور را به معنای واقعی کلمه را برنمی‌تابند و مایل هستند که جریان ایدئولوژیکی دلخواه آن‌ها حاکم باشد اما دکتر روحانی به پشتوانه رأی بالای مردم باید در مسیر وعده داده شده گام بردارد.

 خبرنگار: آرزو قادری

روش محلاتی: جهادی مجاز است که موجب هلاکت انسان ها نشود.

حجت الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی  با اشاره به تعبیری از استاد مطهری گفت: ایشان می گوید مشکل انقلاب ها این است که معمولا نیابت بردار می شوند و بعد توضیح می دهد کسانی که خود را رهبر انقلاب می دانند، حتی اگر مردم نخواهند و آنها را دیگر نپذیرند، به مردم می گویند ما خودمان از طرف شما تصمیم می گیریم.

به گزارش شفقنا، این پژوهشگر فقه سیاسی در ادامه سلسله نشست‌های «عاشورا و امروز ما» با عنوان «انقلاب، ارزش یا روش» با تمایز قائل شدن میان ارزش و روش اظهار داشت: ما گاهی با ارزش مواجهیم و گاهی با روش. وقتی سخن از عدالت است، ما درباره ارزش بحث میکنیم، اما بحث از روش است باید ببینیم که آیا این روش ما را به آن ارزش میرساند یا نمیرساند. در چه شرایطی ما را به ارزش میرساند و در چه شرایطی نمیرساند تا روش تغییر پیدا کند. در ادبیات اخلاقی و دینی خودمان، ارزشها بیان شده و روشها با توجه به شرایط افراد به خودشان واگذار شده است.

او با طرح این پرسش که درباره انقلاب چه باید گفت، ادامه داد: اگر انقلاب را به خودی خود ارزش بدانیم، دارای مطلوبیت است. اگر انقلاب روش است، باید دید استفاده از این روش ما را به چه ارزشی میرساند و به کدام هدف نایل میکند. در جامعه شناسی گفته میشود که بدیل انقلاب، اصلاح است. برخی از جامعه شناسان طرفدار انقلاب و برخی هم طرفدار اصلاحند. هرکدام از اینها میتواند فوائد و درعین حال ضررهایی داشته باشد.

سروش محلاتی بیان داشت: این یک سبک بحث است و سبک بحث دیگر این است که درباره یک انقلاب خاص انسان میتواند تامل کند و ببیند آیا انقلاب «الف» ما را به هدف هایی که  انقلابیون توقع داشته اند، رسانده یا نرسانده و درباره کارآمد بودن یک روش بحث صورت گیرد.

او با طرح مسئله انقلاب بودن یا نبودن عاشورا ادامه داد: ما درباره حرکت امام حسین در عصر و زمان خودمان از چند واژه استفاده میکنیم: انقلاب، نهضت و قیام. ولی وقتی تعبیرات خود امام حسین را میبینیم، از این تعابیر چیزی نمی بینیم. برای اینکه دچار اشتباه و کج فهمی نشویم، بهتر است از همان ادبیاتی که در خود این حرکت وجود دارد، استفاده کنیم.

استاد درس خارج فقه حوزه ادامه داد: امام در کلام خود فرمودند میخواهم اصلاح به وجود آورم. حضرت تعبیر دیگری نیز دارند که میفرمایند میخواهم امر به معروف و نهی از منکر بکنم. در ادبیات و متون دینی ما این تعبیرات وجود دارد. اما هیچکدام از این ها با انقلاب مترادف نیست. میتواند بر انقلاب انطباق پیدا کند، میتواند بر شیوه و روش های دیگر نیز انطباق داشته باشد. امر به معروف الزاما به معنای شیوه و روش انقلابی نیست. مراتبی برای امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد. گاه ممکن است در مراتبی از امر به معروف به انقلاب هم برسیم یا ممکن است نرسیم.

او همچنین اظهار داشت: جهاد هم معنای بسیار گسترده ای دارد. جهاد الزاما مختص حرکت نظامی نیست، هرچند یکی از مصادیق آن است. همه ما هنگام زیارت ائمه میگوییم شهادت و گواهی میدهم که نماز برپا کردی و حق جهاد را ادا کردی. ما این را هم برای امام حسین (ع) میخوانیم، هم امام حسن(ع) و هم حضرت زین العابدین(ع) و همچنین سایر ائمه. ما سیره و رفتار همه را جهاد و ادا کردن حق جهاد میدانیم. این نشان میدهد که شیوه ها و روش ها متفاوت است. بله اصل جهاد یک فضیلت و ارزش است. اما شیوه جهاد چیست؟ جهاد نظامی تنها یک شیوه است.

 

*چرا ما ترتیب آیه جهاد را بر عکس میدانیم ؟!

به گفته سروش محلاتی، ما ترتیب آیه جهاد را بر عکس میدانیم. در حالی که آیه شریفه، میگوید جهاد باید از خودسازی و اخلاق آغاز شود. وگرنه در جایی که مقدمات فراهم نشده و از ابتدا به سراغ آمرین به معروف و حافظین حدودالله میرویم و از آنجا آغاز میکنیم، موحب فساد میشود. هیچ گاه این توقع و انتظار برآورده نمیشود. این هم روشی است که خود مشروط است.

 

*امر به معروف بدون تحقق شرایط و توام با خطر، خلاف شرع است

او در ادامه با اشاره به شرایط امر به معروف و نهی از منکر گفت: اما در امر به معروف و نهی از منکر مسئله اساسا روشن تر است و قلمرو گسترده و روشهای فروانی دارد، مرحله آخر آن گاهی اوقات ممکن است به برخورد فیزیکی بیانجامد. آن هم با آن شرایطی که ذکر شده است. کسی که اقدام به امر به معروف و نهی از منکر میکند حتی اگر اعتراضش به موقع و به جا باشد اما شرایط، مهیا نباشد و برای او خطر و زیان در پی داشته باشد، خلاف شرع انجام داده است، حال چه برسد به اینکه آن فرد را به عنوان شهید دانست. فعل حرام که موجب قرب انسان به حق تعالی نمیشود.

این استاد حوزه گفت: پس بار معنایی امر به معروف و نهی از منکر که امام حسین به کار میبرند، با انقلاب متفاوت است. آنچه که در این زمینه مهم است این است که شخص روشی را انتخاب کند که در وصول کارآمد تر باشد. اصلا داوری ما در مورد روش ها همین است. ما نمیتوانیم بگوییم این روش خوب است یا بد است، این داوری درمورد ارزشهاست. پس در مورد روش ها چه میگوییم؟ روش خوب به معنای این است که این روش موفقیت آمیز است یا خیر. در عمل ما را به هدف میرساند یا نمیرساند.

سروش محلاتی ادامه داد: مگر امیرالمومنین اهل قیام نبود؟ یا اهل شجاعت و غیرت نبود؟ همین امیرالمومنین ۲۵ سال در خانه می نشیند. ایشان زمانی هم در میدان جنگ هستند. اعتقاد ما این است که به لحاظ اقدام برای تکلیف شرعی کردن بین ائمه تفاوتی نیست. امام مجتبی یک قدم به جلو بر میدارند و چند قدم به عقب. اصلا پیامبر اکرم، یک روز در بدر است، در حنین است و یک روز دیگر صلح حدیبه را منعقد میکند. در همان زمان هم عده ای اعتراض میکنند. چرا که فکر میکنند فقط یک روش در همه جا وجود دارد و آنجا که پیامبر اکرم از آن روش عدول میکند، فکر میکنند از ارزش ها عدول کرده است. گرچه اساسا اینگونه نیست.

او در توضیح شرایط صلح حدیبیه نیز گفت: در همان صلح حدیبیه مشترکین میگویند، بسم الله را حذف کنید. در ادامه نام پیامبر هم عنوان رسول الله هم حذف میشود. چون مشرکین میگفتند این یک پیمان مشترک است، چرا مسائلی که بین ما مورد اختلاف است باید به آن وارد شود؟عده ای به پیامبر اعتراض میکنند و حتی میگویند به ایشان شک کرده ایم.

* جمله نهج البلاغه که برای برخی علما سخت و گران آمده است

استاد دروس خارج حوزه علمیه قم گفت: یک جمله ای در نهج البلاغه وجود دارد که برای خیلی از علمای ما سخت و گران تلقی شده است. یک عزیزی که من نمیخواهیم نامش را ببرم حتی میگفت این جمله جعلی است. سخن امیر المومنین این است که گاهی از اوقات هم باید در خانه نشست. میفرمایند در خانه هایتان بنشینید، صبر و تحمل داشته باشید. شمشیرهای خود را بیرون نیاورید، حتی فعالیت ها و تحرکات دیگر خود را نیز کنار بگذارید.

او ادامه داد: این کلام کاملا منطقی است، چرا که حضرت میفرمایند، عجله نکیند، اقدامی که در زمان و فرصت خود باید صورت گیرد را پیش نیاندازید. آیا این غیر منطقی است؟ و فرمودند اگر در خانه هم بنشینید، اما معرفت داشته باشید، خدا و پیغمبر را بشناسید و راه را تشخیص دهید، شهید به حساب می آیید. هرچیز باید در زمان خاص خود صورت گیرد و عکس آن، آن کسی که بیجا و بی مورد خود را در برابر دشمن قرار میدهد. آیا این هم شهید است؟

سروش محلاتی درمورد توضیح این کلام امیرالمومنین گفت: گفته شده است که زمانی که حضرت به قدرت رسید، برخی از اصحاب خیلی عجله داشتند و به حضرت میگفتند علیه دشمنان خود اقدام کن. حضرت هم پاسخ دادند که باید ابتدا مقدمات را فراهم کرد. کسی را به نمایندگی برای مذاکره فرستادند. اصحاب اعتراض کردند که چرا مذاکره؟ مذاکره مدتی طول کشید و باز هم اعتراض کردند که چرا این همه طول کشید؟ دارند وقت را تلف میکنند.

 

* عقلانیت، حداقل کردن خشونت و همراهی مردم، سه شاخص حرکت انقلابی درست

او در ادامه گفت: اما آنچه را بیشتر دوست دارم عرض کنم این است که در انتخاب روش ها چند ملاحظه داریم. انقلاب به عنوان یک روش، در چه شرایطی و چگونه انتخاب میشود؟ آیا حرکت انقلابی در هر شرایطی پسندیده است؟ بله! ایستادن در برابر ظلم و بیداد ذاتا پسندیده است، اما از چه روش و شیوه ای باید استفاده کرد؟ اقدامات به شکل مسلحانه شرط و شروط خاصی دارد. اگر ما بتوانیم در حرکت انقلابی سه نگرانی و دلواپسی را از بین ببریم، در جریان انقلاب هیچ مشکلی وجود ندارد.

استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: مولفه اول این است که روش انقلابی با عقلانیت سازگار باشد. مولفه دوم این است که  در روش و شیوه انقلابی در به کار گیری خشونت، به حداقل در موارد بسنده کنیم و سوم، اینکه روش و شیوه انقلابی با خواست مردم هماهنگ باشد. اگر این اتفاق رخ دهد، روش انقلابی در شرایط خود پسندیده است و اگر این اتفاق نیفتد، انقلاب نه روش است و نه ارزش.

او در ادامه در توضیح این سه نکته گفت: ما از به کار بردن الفاظ انقلاب، نهضت و قیام برای حرکت ابا عبدالله هیچ گونه ابایی نداریم. از اینکه بپذیریم حرکت امام حسین به عنوان یک حرکت انقلابی برای امت های دیگر الگو و نمونه  است، هیچ بحثی نداریم. هم انقلاب است و هم راه انقلاب را نشان میدهد. اما انقلابی است که در آن سه مشکل مذکور حل شده است. هرکجا که این سه مشکل وجود نداشته باشد، راه انقلاب باز است و شخص حقیقتا می تواند انقلابی باشد.

*چهار گام عقلانی قیام حسینی

سروش محلاتی با اشاره به اینکه عقلانیت به معنای سنجیدن سود و زیان و دیدن عواقب و پیامدهای عمل است، گفت: هزینه و فایده را باید مورد محاسبه قرار داد. آیا امام حسین این موارد را رعایت کرده است؟ هزار سال قبل شیخ مفید و شیخ طوسی بحث قیام امام حسین را با دغدغه بررسی عقلانی بودن آن مطرح کرده اند. قدم به قدم باید بررسی کرد. امام حسین از مدینه بیرون می آید تا بیعت را بر او تحمیل نکنند، این گام اول است. آمدند از مکه استفاده کردند تا با شیعیان خود ارتباط برقرار کنند، این گام دوم است. مسلمانان کوفه و شیعیان حضرت اطلاع پیدا کردند و از ایشان دعوت کردند، گام سوم حرکت ایشان است. حضرت مسلم را برای بررسی اوضاع و احوال فرستاد و او گزارش داد که شرایط مساعد است. کجای این حرکت، عملکرد غیرعقلانی دیده میشود؟

این استاد درس خارج حوزه ادامه داد: امام حسین طبق قاعده کار خود را درست انجام داده است. ایشان میتواند با هرکسی که در زمینه این قیام پرسشهایی از زاویه عقلانیت داشته باشد، پاسخ متناسب بدهد.

او  با توضیح مورد دوم، یعنی به کارگیری خشونت حداقلی گفت: سوال این است که اساسا آیا امام حسین در صدد استفاده از جنگ به عنوان راه حل این مسئله بود؟ امام حسین به طرف کوفه حرکت کرده است. کسی در اینجا مدعی نشده که وی میخواست با استفاده از نیروهای کوفه حتی شورش مسلحانه ای را آغاز کند. قرینه ای برای این مسئله نیست. اما در راه به سپاهیان حر برخورد کردند. برخی از سپاهیان حضرت به ایشان گفتند اینها پیش قراولان سپاه کوفه هستند. اگر با آنها جنگ را شروع کنیم به نفع ماست، چراکه نیروهای آنها بعدا افزایش پیدا میکند. حضرت فرمودند من جنگ را آغاز نمیکنم. این اولین مواجهه ای است که مستقیم بین سپاهیان حضرت و سپاهیان کوفه اتفاق افتاده است.

سروش محلاتی ادامه داد: در اینجا عبید الله بن زیاد به عمر سعد میگوید کار باید یک سره شود، یا حسین بن علی تسلیم میشود و یا با او میجنگیم و امام تسلیم نشد. حتی در تاریخ ما آنچه مطرح است این نیست که حسین بن علی با یزید بیعت کند. مسئله از آن بالاتر است، یزید خواستار تسلیم بود. چگونه یک انسان میتواند خود را در برابر یک حاکم ظالم و جبار تسلیم کند؟ آنها تصمیم به جنگ گرفتند نه امام حسین. همه مورخین میگویند که امام حسین گزینه سومی را هم مطرح کرد و به عمر سعد گفت بگذارید ما برگردیم. مدینه نه، به جای دیگر . کسی که تصمیم جنگ داشته باشد که این پیشنهاد را مطرح نمیکند.

او همچنین افزود: در نقشه های جغرافیایی امروز تمام منزلگاه هایی که حضرت توقف کرده اند کاملا مشخص شده است. مسیر حرکت به طرف کوفه است، تا زمانی که سپاه حر میرسند. سپاه حر راه حضرت را مسدود میکنند. به حضرت میگویند نمیتوانید به کوفه بروید. نقشه ها امروزه نشان میدهد و مورخین هم تایید کردند که حضرت راه خود را به سمت چپ منحرف کردند. بعد از اینکه حرکت به سمت چپ ادامه پیدا کرد نامه بعد از عبیدالله رسید که راه را بر حضرت ببندید و کار را تمام کنید. برخی از مورخین میگویند حرکت امام به سمت چپ بر اساس همین پیشنهاد بود که بگذارید من به طرف شام بروم و دنبال ایجاد خشونت نبود.

استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: همان اول روز عاشورا نیز یکی از طرف سپاه عمر سعد شروع به فحاشی کرد. یکی از اصحاب حضرت به ایشان گفت شخصی که در حال فحاشی است، شمر است، سوابق معلومی دارد، به ما هم نزدیک است. اجازه دهید من با یک تیر وی را بکشم. اما اباعبدالله مجددا این را تکرار کردند که ما تیراندازی را شروع نمیکنیم.

 

*زاویه با خواست مردم، مشکل برخی انقلاب‌ها

او در توضیح نکته سوم نیز گفت: امام حسین میخواست امر به معروف کند و میکرد، اما حرکت ایشان به طرف کوفه و دعوت به مبارزه با نظام حاکم، مطابق با خواست مردم بود. اول امام حسین به کوفیان نامه نوشت و دعوت کرد یا اول مردم کوفه به امام نامه نوشتند؟ آنها در ابتدا نامه دادند که ما آمادگی داریم همراه شما بایستیم و مقاومت کنیم. این حرکت به ابتکارو خواست مردم بود. روز عاشورا نیز حضرت به آنها گوشزد کرد که شما از ما خواستید به سمت کوفه بیاییم. اگر انقلابی با خواست و اراده مردم باشد، موفق و قابل دفاع است. مشکل بسیاری از انقلاب ها این است که ممکن است در مقطعی مردم روی بیاورند اما وقتی عقب نشینی صورت گرفت، حرکت وضع دیگری پیدا میکند. مشکل آنجاست که بعد از آن کسانی میگویند مابه عنوان رهبران انقلاب تشخیص میدهیم که چه باید کرد و چه نباید کرد. شما بیخود و بیجا میکنید، تشخیص با ماست. اول مردم آنها را آورده اند، بعد آنها میگویند، ما خودمان مردم را چه بخواهند و چه نخواهند میبریم.

 

*تعبیر عجیب استاد مطهری درباره عاقبت انقلاب‌ها

سروش محلاتی ادامه داد: تعبیر عجیبی مرحوم شهید مطهری دارد که میگوید مشکل انقلاب ها این است که انقلاب ها معمولا نیابت بردار میشوند و بعد توضیح میدهد کسانی که خود را رهبر انقلاب میدانند، حتی اگر مردم نخواهند و آنها را دیگر نپذیرند، به مردم میگویند که ما خودمان از طرف شما تصمیم میگیریم.

او همچنین در ادامه با قرائت سخنان امام حسین خطاب به حر و مردم کوفه گفت: حضرت خطاب به حر گفتند: ما خاندان پیغمبریم. معلوم است که ما از دودمان ابوسفیان مقدم تریم. شما چه نسبتی با اسلام دارید؟ اما اگر شما میگویید که ما امروز یک تصمیم دیگری گرفته ایم ، من حرفی ندارم  برمیگردم. در واقع حضرت به کوفیان میگوید حرکت به شما بستگی دارد. این که شما قبلا دعوت کرده بودید و امروزه از دعوت خود صرف نظر کرده اید برای ما پذیرفته است.

 

*شرط امام برای کوفیان در نامه عجیب به مسلم

این استاد حوزه افزود: درست که از نظر اخلاقی این امر پذیرفته نیست که آنها از دعوت خود برگردند، اما توجیهی برای این نمیشود که حضرت بگویند شما که به من رای داده اید دیگر من باید تا قیام قیامت بر گرده شما سوار شوم. حضرت میفرمایند هرگاه نخواستید دیگر ادامه ای در کار نیست. اگر انقلاب به این شکل باشد هیچ تضادی با خواست مردم پیدا نمیکند. قبل از آن نیز وقتی حضرت مسلم را به کوفه فرستادند، نامه عجیبی خطاب به مردم کوفه نوشتند. به آنها گفتند من دعوت را میپذیرم اما یک شرط دارد و آن شرط این است که اندیشمندان، خردمندان و نخبگان جامعه موافق باشند و به میدان بیایند. اگر مسلم به من گزارش کند که خردمندان و عقلای جامعه بر این نظر اجماع پیدا کنند و همه دعوت را بخواهند، من خواهم آمد. در اینجا بحث از تحمیل نیست. امام در برابر ظلم و فساد وظیفه دارد، اما شیوه انتخاب مبارزه در امر به معروف و نهی منکر این است که چه قدر در جامعه آگاهی، خواست و شناخت وجود دارد؟

او ادامه داد: یا باید بگوییم انقلاب ارزش است، اما ارزشی که میتواند هماهنگ با ارزش های دیگر شود که اگر با ارزش های دیگر هماهنگ شود، انقلاب هم قابل قبول است. یا باید بگوییم انقلاب یک روش است. اگر بتواند با این اصول دیگر همخوانی و سنخیت پیدا کند باز هم قابل قبول است. اما اگر این اتفاق ها نیفتاد، انقلاب حقانیت ذاتی پیدا نمیکند و نمیتوان گفت بر همه چیز مقدم است. در آن شرایط هم امام اصحاب را جمع میکند و به آنها میگوید همه شما برای رفتن آزادید و من هیچکدام از شما را بر ماندن در کربلا الزام نمیکنم. یک حرکت میتواند عاشقان و شیفتگان خود را جذب کند. مبنای آن یک اعتقاد و باور درونی است. کیست که در انقلابی با این ویژگی ها و خصوصیت ها اشکال و ایراد وارد کند؟ به هر حال انقلاب هزینه دارد، اما امام حسین هزینه های انقلاب را به شکل انتخابی پرداخت و این هزینه ها را بر هیچ کس تحمیل نکرد.

سروش محلاتی در پایان گفت: باید دید آیا میتوان در هزینه ها و فایده های انقلاب تعادلی ایجاد کرد؟ باید بسنجیم که چه هزینه هایی را میدهیم و چه فایده هایی را به دست می آوریم. این عقلایی است. لذا علما و برزگان ما دو نگاه در این موضوع دارند. آیات جهاد در قرآن وجود دارد. از آن طرف آیه دیگر هم داریم که میفرماید خود را به هلاکت نیاندازید. نسبت این دو آیه با هم چگونه است؟ محقق کرکی وقتی به اینجا میرسد، میگوید همه آیات جهاد را همین یک آیه قید میزند. یعنی جهادی مجاز است که موجب هلاکت انسان ها نشود.

او همچنین گفت: نه آنکه خون از دماغ کسی نیاید، جنگ به هر حال تلفاتی دارد. اما ما به ازای آن باید باارزش باشد. ما به ازا نباید صرف هلاکت باشد. باید دید در مقابل از دست دادن نیروها چه چیزی به دست آمده است. در واقع جهاد باید با حداقل ضایعات باشد. این یک نگاه است که حفظ امنیت و سلامت مردم را اصل قرار میدهد و جهاد هم با توجه به این اصل باید باشد.نگاه دوم، نگاه عکس این است که میگوید جهاد اصل است و تکلیف مطلق و قید و شرطی ندارد. بله در امور شخصی باید مراقب جان خود باشیم. اما وقتی پای مبارزه به میان آمد این محاسبات که چقدر تلفات میدهیم از بین میرود.

محمدرضا یوسفی شیخ رباط[1]

قال الله تعالی: « قل انما اعظم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا(سبأ/46)

مقدمه:

  بنابر نقلی دوازدهم محرم به سال 94 یا 95 قمری، سالروز شهادت امام سجاد(ع) است. به همین مناسبت امشب به موضوع « نقش امام سجاد در تثبیت هویت شیعه» خواهم پرداخت.

فهم درست سیره امام سجاد(ع) و بهره گیری از آن امام همام نیازمند شناخت زمانه وی است. دوره امامت امام سجاد، دوره ایی طولانی محسوب می شود. این دوره از نظر خفقان، گستره فساد علنی حکومت و انحطاط اخلاقی جامعه نسبت به تمامی دوران اموی و عباسی بی نظیر بوده است.

دوره امامت وی از لحظه شهادت پدر بزرگوارش در کربلا و روز عاشورا آغاز گشت و 34 سال ادامه یافت. این دوران مصادف بود با خلافت یزید بن معاویه که حدوداً سه سال به طول انجامید. یزید پس از سه سال حکومت پر از جنایت از دنیا رفت.پس از وی به مدت چهار ماه فرزندش معاویه حکومت کرد و پس از آن نیز حکومت از دست شاخه ابوسفیانی اموی خارج و به شاخه مروانی منتقل شد. مروان بن حکم در سنین کهولت به مدت نه ماه حاکم بود و در سال 65 حکومت به فرزندش عبدالملک رسید که ایشان حدود 21 سال یعنی تا سال 86 حکومت کرد و پس از آن حکومت به فرزندش ولید به مدت ده سال منتقل شد. البته این  نکته لازم به ذکر است که در اوایل، عبدالله زبیر در مکه دعوی خلافت کرد و توانست بخش هایی از حجاز و و عراق را در زیر سلطه خویش درآورد که تا سال 73 این وضع ادامه داشت. در واقع تا دوازده سال کشور به دو منطقه با دو حاکم تقسیم شده بود تا اینکه در سال 73 حکومت زبیریان به دست عبدالملک از بین رفت و دوباره حکومت یکپارچه به امویان رسید.

با توجه به تاریخچه فوق مهمترین خلفای معاصر امام پس از یزید، عبدالملک و ولید بوده اند که بیست و یکسال آن مصادف با خلافت عبدالملک بوده است. 

استبداد حکومتی:

تفاوت حکومت قبل از امامت امام سجاد و بعد از آن در شدت اختناق و سرکوب از یک سو، آشکاری رفتار غیر اسلامی خلفاء و دهن کجی آشکار آنان به مقدسات اسلامی از سوی دیگر بوده است. امری که قبل از دوره امامت وی چنین نبود. پس از گذشت دو سال از واقعه کربلا تازه متوجه سخنان امام حسین شده بودند لذا خود را برای نبرد با بنی امیه آماده کردند. جنگی موسوم به جنگ حره در گرفت. مسلم بن عُقبه به طرز فجیعی به قتل، غارت و تعرض به نوامیس اهل مدینه پرداخت و سپس، از آنان خواست تا اقرار کنند که بنده زرخرید یزید بوده و او هرگونه اختیاری در باره آنان دارد، بسیاری این شرط را پذیرفتند و عده اندکی هم که نپذیرفتند کشته شدند. برخورد مسلم بن عقبه با مردم مدینه باعث گشت تا از مدینه هیچگاه ساز مخالف شنیده نشود.

در زمان عبدالملک با منجنیق مسجدالحرام و کعبه را نیز سنگباران کردند. یکی از عمال وی حجاج بن یوسف بود. حجاج به مدت دو سال حاکم حجاز شامل مکه، مدینه و طائف بوده سپس به حکومت عراق شامل کوفه و بصره منصوب شد. وقتی او در مدینه بود، بر گردن گروهی از صحابه رسول الله مانند جابر بن عبدالله انصاری، سهل ساعدی و انس بن مالک داغ نهاد.

غربت اهل بیت:

فشار سنگینی بر مردم بود تا هیچ گونه رابطه ایی با امام برقرار نشود. مسعودی می نویسد: امامت حضرت سجاد به صورت مخفی، با تقیه شدید و در زمانی دشوار بود. امام صادق می فرماید مردم پس از شهادت حسین بن علی جز سه نفر ابوخالد کابلی، یحیی بن ام الطویل و جبیر بن مطعم، از اطراف خاندان پیامبر پراکنده شدند.

 سهل بن شعیب از بزرگان مصر روزی خدمت امام سجاد عرض کرد: حال شما و اوضاع چطور است؟ پاسخ داد فکر نکنم فردی مثل شما نداند که اوضاع ما چطور است و بعد فرمود : وضع ما در میان قوم خود مثل وضع بنی اسرائیل در میان فرعونیان است که پسرانشان را می کشتند و دخترانشان را زنده نگه می داشتند. امروز وضع بر ما به قدری تنگ است که مردم با سب و ناسزاگویی به بزرگ و سالار ما( منظور علی بین ابیطالب (ع) است) بر فراز منبر به دشمنان ما تقرب می جویند.

نتیجه حاکمیت:

 استبداد، فساد مالی، فساد اخلاقی، همراه با توجیه دینی چه نتیجه ایی را در بر دارد؟ به حکم «الناس علی دین ملوکهم» یا روایت «الناس بامرائهم اشبه من آبائهم»، نتیجه رواج امور یادشده در میان مردم است. این شرایط  موجب گشت تا مردم بر حسب سطح فکری و عمق اندیشه و دغدغه های فکری خویش به دسته های مختلفی تقسیم شوند.

عده ایی با مشاهده وضع تناقضات حاکمینی که از سویی خود را امیرالمومنین می نامیدند و از سویی دیگر در عمل، رفتاری مغایر با احکام دینی انجام می دادند و علمایی نیز به توجیه این اعمال می پرداخته و بر فراز منبر مدح آنان می گفتند، این عده سرخورده شده، اعتقاداتشان ضعیف گشته، به فسق و فجور روی آوردند.

عده ایی با دیدن رفتارهای غیراخلاقی حکومت، تحمل نکرده به شورش های کور روی آورده اند در این راه کشته شدند.

 عده ایی نیز گرچه دارای دغدغه دینی بوده، ولی مشاهده فساد اخلاقی حکام از سویی، توجیه علماء درباری و فقدان فضا برای علماء دیگر از سوی دیگر، موجب شد تا آنها سرخوردگی آنها شد.آنان با توجه به دغدغه های دینی، انزواطلبی را اختیار کردند، عده ایی جذب رهبانیت و.. و به اصطلاح امروز جذب فرقه های نوظهور شدند.

گستره انحطاط اخلاقی:

فساد اخلاق به طور غیر علنی با گسترش فتوحات از زمان عثمان شروع شده بود، اما در زمان یزید به بعد گسترش یافت و علناً انجام می شد.

ضعف اطلاعات دینی:

فضای بد دوران و توجیه گری علماء موجب شد تا مردم کمتر به گرد آنان جمع شوند، لذا به مرور زمان مردم از تعالیم دینی فاصله گرفتند و اطلاعات مذهبی آنان کمتر و کمتر شد. مردم احکام دینی مبتلابه مثل نماز و حج را نمی دانستند. از انس بن مالک نقل شده است که می گوید سنتی از زمان رسول الله سراغ ندارم که باقی مانده باشد، گفتند پس نماز چیست گفت شما نمی دانید چه بلایی سر نماز آوردید.

محمد بن مسلم زُهری می گوید دیدم انس بن مالک در تنهایی گریه می کند از علت آن پرسیدم پاسخ داد از مجموع آنچه از اسلام فراگرفتم جز این نماز را سراغ ندارم که آن هم ضایع شده است.

نقش تاریخی امام سجاد (ع):

در آیه ایی که در صدر عرایضم تلاوت کردم. خداوند می فرماید « قل انما اعظم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا» (سبأ/46) این آیه در مورد منکران نبوت پیامبر نازل شده است می فرماید ای پیامبر به اینان بگو فقط به شما یک توصیه می کنم و آن این است که دو تا دو تا یا تک به تک با خودتان خلوت کنید و بعد بیندیشید. مرحوم فیض کاشانی در تفسیر صافی، سید قطب در فی ظلال القرآن و علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان می فرمایند منطور از دو تا دو و تک به تک این است که افراد  به دور از هیاهو، جنجال و غوغا سالاری و شورهایی که عقلانیت را از بین می برد و حرکتی احساسی ایجاد می کند که گاه انسان تا آخر عمر خود را سرزنش می کند که این چه کاری بود که انجام دادم، افراد با خود و خدای خود خلوت کنند که جایگاه من در این جریان چیست؟ سپس بیندیشد که راه درست کدام است و چه باید بکند.  این آیه گرچه به ظاهر خطاب به آن گروه بوده است اما مخاطب واقعی آن تمام کسانی است که بعدها نیز به دنیا می آیند، می باشند. مخاطب این آیه تک تک ماست.  

امام سجاد نشان داد که در بدترین شرایط هم نباید دست از مبارزه و تلاش برداشت؛ بلکه باید با برنامه ریزی، زمان سنجی و.. ، به دور از احساسات و...اقدام و به وظیفه عمل کرد. او با وجود همه سختی ها، اهداف دینی را دنبال می‌کرد. در شرایطی که بجز انگشت شماری، هیچکس جرات نمی کرد به سراغ وی رفته، با او مراوده داشته باشند، امام به موقعیت شناسی پرداخت و راهبرد خویش را تثبیت هویت شیعه و دین قرار داد. و این درسی است برای هر مسلمان که در هر شرایطی، مایوس نشده، آرمان‌ها را فراموش نکرده و آن‌ها را دنبال نماید.

اقداماتی را که در اینجا می توان به اختصار بیان کردعبارتند از:

  1. تربیت تازه مسلمانان: در شرایطی که حکومت تمامی رفتارهای امام را زیر نظر دارد و حریم خصوصی وی را نیز رها نمی کند، وی پس از هر عید فطر عده ایی از افراداسیری که در بازار به عنوان برده فروخته می شدند را خریداری کرده، به منزل می آورد آنان را تربیت اخلاقی و دینی می کرد، سپس بعد از ماه مبارک رمضان سال بعد آنان را جمع می کرد و با آنان سخن گفته و با توجه به ویژگی های روحی، اخلاقی هر کدام، تذکراتی مخصوص به آنان می داد و سپس همراه با یک کمک هزینه برای ادامه زندگیشان آنان را آزاد می کرد و دو باره به بازار می رفت و گروهی دیگر را خریداری می کرد. و این روند هر ساله تکرار می شد.
  2. تبیین معارف دینی از طریق دعا و مناجات:
  3. برگزاری جلسات منظم: امام ( ع ) به طور پیوسته و هفتگی با شیعیان جلسه داشته و به تعلیم آنان می پرداختند. ولی به دلیل فضای حاکم به صورت موعظه اخلاقی این عمل صورت می گرفت. این نکته را می توان از خطبه ایی که در تحف العقول وارد شده است، درک نمود. ویژگی این خطبه این است که به دلیل شرایط خاص جامعه و عدم امکان استناد به اهل بیتبه عنوان منبع دینی، خطبه ها و سخنان ایشان مستند به آیات قرآنی است. همچنین بیشتر سخنان وی تذکرات اخلاقی و بیانگر رابطه انسان و خداست اما در عین حال و در همین قالب ناظر بر شرایط اجتماعی و سیاسی نیز بوده است
  4. مبارزه با افکار و اندیشه های غیر اصیل: مانند جبرگرایی، مرجئه، غالیان، متصوفه
  5. برخورد با علماء درباری:
  6. تدوین رساله حقوق: در جامعه آن زمان که هیچ حقی به رسمیت شناخته نشده بود، ایشان رساله حقوق را تدوین می کنند.
  7. یادآوری خاطره عاشورا:

در شرایطی که حکومت نگاه امنیتی سیاسی به همه مسائل دارد و فقط دنبال مخالفان سیاسی می گشت تا آنان را نابود کند و از سویی مروج بی بند و باری اخلاقی در جامعه بود، تحولات فرهنگی دینی بزرگی در جامعه رخ می داد. در این شرایط امام سجاد حفظ هویت دینی را هدف قرار داده بود. نتیجه اینکه پس از گذشت دو دهه، هنگامی که هشام بن عبدالملک ولیعهد زمان بخاطر ازدحام جمعیت نمی توانست به راحتی طواف خانه خدا کند، یک باره مردی در حال حرکت و مردم به احترام وی برایش راه باز می کنند از اطرافیان پرسید این کیست که چنین محترم است فرزدق آن شعر بلند و زیبا را خواند و به معرفی امام سجاد پرداخت. این شرایط را با شرایط پس از حادثه تلخ عاشورا باید مقایسه کرد که مردم از ترسشان گرد وی ظاهر نمی شدند و به تعبیر امام سجاد حکایت ما حکایت قوم بنی اسرائیل در میان فرعونیان است.

گرچه سیره امام سجاد از وجوه مختلف الگوست اما در زمینه مورد بحث، امام به ما می آموزد که در بدترین شرایط ممکن نباید مایوس شد بلکه باید به بررسی عمیق شرایط پرداخته، راهبرد مناسب را برگزید و اقدام کرد. در این میان انسان نباید با کوته بینی، شتابزده و احساسی عمل کند و یا سرخورده از اوضاع زمانه شود.

با توجه به نقش تثبیتی هویت دینی جامعه توسط امام سجاد، این درس در پرتو سیره امام به دست می آید که در شرایطی که هویت دینی فرهنگی یک جامعه در حالی دگرگونی، تغییر و اضمحلال است، باید تحلیل درست ارائه داده و راهبردی مناسب باید اتخاذ کرد.

 امروز مسائل و تحولات فرهنگی در جامعه مغفول است. تمامی جناح های فعال در درون نظام اعم از اصول گرا و اصلاح طلب به عمق تحولات فرهنگی جامعه و تخریبی که دارد صورت می گیرد بی توجه هستند. در همین انتخابات ریاست جمهوری اخیر دغدغه های جناح های سیاسی را می توان متوجه شد. احیانا اگر به برخی آسیب ها و نارسایی های فرهنگی و دینی نیز اشاره می شد بیشتر با هدف ضربه به جناح سیاسی مقابل بود. در حالی وضعیت فرهنگی و به ویژه فرهنگ دینی و دینداری نگران کننده است. مباحث قابل تامل زیادی را می توان  بر شمرد. امروز شاهد نوعی افراطی گری دینی ناشی از دین احساسی و به دور از عقلانیت، دین مبتنی بر خواب ونقل کرامات هستیم. افول سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و اخلاق در سطحی وسیع را می توان مشاهده نمود. یاس و سرخوردگی جوانان، گستره اختلالات روانی، رشد پرخاش گری، فرهنگ مصرف گرایی و تجمل طلبی ، رشد آمار خودکشی، فساد مالی و اداری، اعتیاد، نارضایتی عمومی از زندگی، رشد دروغ، ریا، گستره فرهنگ زیرزمینی، معنویت گرایی نوظهور و... نمونه هایی از وضعیت جامعه کنونی ماست. یکی از هولناک ترین آسیب هایی که جامعه را تهدید می کند و آینده را به خطر می اندازدف تزلزل بنیان خانوادهی است که اسلام بر تحکیم آن اصرار دارد.

 بر اساس آمارهای موجود، نسبت ازدواج به طلاق، گستره سبک زندگی مجردی، افزایش ناهنجاری های جنسی از مصادیق این نگرانی است. آنچه بر این نگرانی می افزاید رشد تقریبا برابر طلاق در روستا و شهر است.

طبق آمار غیر رسمی نرخ رشد طلاق در ایران رتبه چهارم در جهان را دارد. میزان طلاق در سال 85، 94 هزار و در سال 92 به 144 هزار رسیده است. البته آمار کلان شهرها ماننند تهران به طور معناداری بالاتر است. اما نکته هشدار دهنده رشد آمار طلاق در روستاها است. با وجود رشد نگران کننده طلاق، رشد ازدواج روندی کاهنده داشته است. نسبت ازدواج به طلاق با 3.9 در  سال  1395 کاهش یافته است در حالی که در سال 85 این نسبت 9.8 بوده است. این مسئله در تهران کاملا متفاوت است آمار ازدواج در تهران نزولی بوده است. از 97 هزار مورد در سال 85  به 89 هزار مورد در سال 92 کاهش یافته است و آمار طلاق از از 16 هزار به 27 هزار مورد افزایش یافته است.

یکی دیگر از جهات نگران کننده، گستره سبک زندگی مجردی است که برحسب ظاهر فرد نه ازدواج کرده و نه طلاق گرفته است. برحسب آمار سال 1390 7.1 درصد از خانوار ایرانی تنها زندگی می کردند که نسبت به 5 سال قبل 2 درصد افزایش داشته است. بر مبنای گزارش سازمان ملی جوانان، 30 درصد از جوانان شش کلان شهر تهران، مشهد، اهواز، شیراز، اصفهان و تبریز مجردی زندگی می کنند. در ضمن آمار دخترانی که مجردی زندگی می کنند نیز افزایش یافته است.  

یکی دیگر از ابعاد نگران کننده دیگر، افزایش سن ازدواج است.  متوسط سن ازدواج دختران به 23.5 در سال 1390 رسیده و برای پسران  به 27 رسیده است. افزایش سن ازدواج همراه با گسترش سبک زندگی مجردی یکی از عوامل تزلزل نهاد خانواده است.

یکی دیگر از نشانه های تزلزل نهاد خانواده در ایران، افزایش ناهنجاری جنسی است. آمار غیر رسمی در این مورد وضعیت را هشدار دهنده بیان می کند. در میان علل طلاق، 42 درصد علل اعلام نشده بیان شده است. بسیاری از مشاوران خانواده و روانشناسان معتقدند که بخش مهمی از این اعلام نشده ها، ناهنجاری جنسی است. علل دیگر بیان شده عبارتند از محکومیت یکی از زوجین به حبس، اختلالات روانی، ضرب و شتم همسر، فقر، اعتیاد و...

کاهش نسبت ازدواج به طلاق، گسترش سبک مجردی، افزایش ناهنجاری جنسی، بالارفتن سن ازدواج و ... نشان از سست شدن بنیان خانواده در ایران دارد. اما نهادهای دینی، فرهنگی و سازمان ها چقدر به این موضوع توجه دارند.

برخی از بزرگان دینی می خواهند همه چیز را از طریق نیروهای انتظامی حل کنند. در حالی که اول باید بیندیشند که اگر وضعیت کنونی نگران کننده است، چه عواملی موجب پیدایی آن شده اند. چرا تداوم یافته است؟ چرا به مرز هشدار رسیده است. با برخوردهای امثال نیروی انتظامی مشکل حل نمی شود.

یک بنده خدای روحانی در مصاحبه ایی گفته بود در حوزه سکولار زیاد شده است. حالا چه تعریفی از سکولار دارد خدا می داند سپس از یکی از نهادهای خارج از حوزه خواسته است تا به مسئله رسیدگی کرده، سایه سکولاریزم را از سر حوزه بر دارد. در اینگونه سخنان امثال این برادر، تحلیل علمی فرهنگی وجود ندارد. اینان نمی اندیشند که چرا این پدیده در حال شکل گیری، گسترش و یا اوج است و چگونه می توان زمینه های رشد آن فرو کاست. آنان باید بیندیشند که چقدر از بودجه های فرهنگی را به این موضوع اختصاص داده و با آن چه کرده اند و چه نتایجی به دست آورده اند. آنان باید بیندیشند که چرا روش های مرسوم آنان نتوانسته اثرگذار باشد و چه باید کرد تا نتیجه دلخواه حاصل شود. 

ذکر این نکته لازم است که این معضلات لاینحل نیستند. با تحلیل و شناخت عمیق موضوع و برنامه ریزی عقلانی و علمی می توان بر مشکل فائق آمد. مثال کشور ایسلند در این زمینه به این مطلب کمک می کند.

جوانان ایسلندی از نظر سوء مصرف مواد مخدر، الکل، استعمال دخانیات ناسالم ترین جوانان اروپا در دهه 1990 به حساب می آمدند. به گونه ایی که خانواده ها شب ها تمایلی به رفتن به پارکها و  به ویژه در شب های آخر هفته نداشتند. اما مدیران با بررسی های علمی و بهره گیری از تجارب سایر کشورها به علل این آسیب ها پی بردند و با استفاده از ابزارهای فرهنگی، ورزشی، قانونی توانستند کشور را از بحران نجات دهند. درصد نوجوانان 15 و 16 ساله ای که در یک ماه قبل از مصاحبه، مست کرده اند در سال 1998، 42 درصد و در سال2016 به 5 درصد کاهش یافت. درصد کسانی که حداقل یک بار حشیش کشیدند از 17 به 7 درصد کاهش یافته و آنهایی که هر روز سیگار می کشند از 23 به 3 درصد کاهش یافت. آنان نام برنامه خود را رویکرد عقل سلیم گذاردند. آنان در مطالعه خود به عواملی مانند استرس، بیرون ماندن بچه ها در بیرون از خانه در ساعاتی از شب، عدم نظارت در مدرسه، طول مدت حضور در کنار والدین، میزان فعالیت های ورزشی در ایجاد این آسیب ها دست یافتند و سپس با ابزارهای مختلف به حل آن همت کردند. در نتیجه پس از دو دهه بالاترین نرخ رشد بهبودی را نوجوانان ایسلندی داشتند.  

مورد ایسلند نشان می دهد که اینگونه بحران ها قابل کنترل هستند مشروط به اینکه اول از همه این معضلات به خوبی و شفافیت درک شوند و با آنان به مثابه یک پدیده امنیتی برخورد نکنیم. از عقل جمعی استفاده شود. از توان فکری دانشمندان در این راستا بهره گرفته شود. آنگاه با برنامه ریزی به حل آن اقدام نمود.

درس امام سجاد نیز همین  است که در بدترین شرایط ننشینیم و مرثیه سرایی کرده، سرخورده و مایوس شویم. بلکه با عقلانیت مشکلات درک شده، مسائل اصلی از فرعی تشخیص داده شود، ابعاد و علل موضوع تحلیل شود و در نهایت راهبردی درست برگزیده شود. و در نتیجه همین کنش ایشان توانستند هویت شیعه را حفظ نمایند.

[1]  تفصیل سخنرانی شب دوازدهم محرم مصادف با دهم مهر 1396 در مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

محمدعلی کوشا

مستند شمارة 6 (شایسته‌سالاری)
امام حسین(ع) در جواب دعوت‌نامه‌های کوفیان چنین نوشت: «فَلَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْعَامِلُ بِالْكِتَابِ،‏ وّ الآخِذُ بِالْقِسْطِ، الدَّائِنُ بِالْحَقِّ، وَ الْحَابِسُ نَفْسَهُ فِي ذَاتِ اللَّه‏؛ به جان خودم سوگند، امام و پیشوای راستین کسی است که به کتاب خدا عمل کند، و راه قسط و عدل را در پیش گیرد، و تابع حق باشد، و وجود خویش را وقف فرمان خدا گرداند».[1]

امام حسین(ع) در برخورد با سپاه حرّ بن یزید در منزل «شراف» پس از اقامۀ نماز ظهر خطاب به سپاهیان حرّ فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ وَ تَعْرِفُوا الْحَقَّ لِأَهْلِهِ يَكُنْ أَرْضَى لِلَّهِ عَنْكُمْ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ أَوْلَى بِوَلَايَةِ هَذَا الْأَمْرِ عَلَيْكُمْ مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُدَّعِينَ مَا لَيْسَ لَهُمْ وَ السَّائِرِينَ فِيكُمْ بِالْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ ...؛ ای مردم، اگر پروای الهی داشته باشید و حق را برای اهلش به رسمیت بشناسید، این کار موجب خشنودی خدا خواهد شد. و ما اهل‌بیت محمّد| به ولایت و رهبری مردم شایسته و سزاوارتریم تا این مدّعیان ناحق که راه ستم و تجاوز را در پیش گرفته‌اند».[2]

و نیز آن حضرت به استاندار مدینه فرمود: «أَيُّهَا الْأَمِيرُ إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ ... وَ يَزِيدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ؛ ای امیر، ما اهل‌بیت پیامبریم ... در حالی که یزید کسی است که شراب می‌نوشد و انسان بی‌گناه را می‌کشد و آشکارا فسق می‌ورزد و کسی مثل من هرگز با او بیعت نخواهد کرد».[3]

مستند شماره 7 (ظلم‌ستیزی)
امام حسین(ع) پس از حرکت از منزل «شراف» در خطابی به سپاهیان حرّ فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ| قَالَ مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ نَاكِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ يَعْمَلُ فِي عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ يُغَيِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّيْطَانِ وَ تَوَلَّوْا عَنْ طَاعَةِ الرَّحْمَنِ وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ؛ ای مردم، همانا پیامبر خدا| فرموده است: «هرکه زمامدار ستمکاری را که حرام‌های الهی را حلال کند، پیمان خدا را می‌شکند، با سنّت رسول خدا مخالفت می‌ورزد، در میان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز رفتار می‌کند، و آنگاه در قول و عمل بر ضدّ او موضعگیری نکند، بر خداست که او را به جایگاه [آتشین] همان ظالم بیندازد».

آگاه باشید و بدانید که این حکومت یزیدی پیرو شیطان شده و طاعت خدای رحمان را رها ساخته و فساد و تباهی را آشکار ساخته است».[4]

و باز آن حضرت فرموده است: «أَ لَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا یُتَنٰاهیٰ عَنْهُ لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِي لِقَاءِ اللَّهِ مُحِقّاً فَإِنِّي لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا الْحَيَاةَ وَ لَا الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً؛ آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود؟ و از باطل نهی نمی‌گردد؟ در چنین فضایی، مؤمن حق دارد که آرزوی لقای الهی نماید (مبارزه کند اگرچه کشته گردد). بی‌گمان، من، مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمکاران را جز تباهی نمی‌دانم».[5]

مستند شماره 8 (ذلّت‌ناپذیری)
امام حسین در روز عاشورا خطاب به سپاه دشمن فرمود: «أَلَا إِنَّ الدَّعِيَّ بْنَ الدَّعِيَّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةِ أَبَى اللَّهُ ذَلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ المُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ وَ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ مُنْ أَنْ یُؤْثِرَ مَصَارِعَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْكِرَامِ؛ آگاه باشید که این فرد فرومایه (ابن زیاد) و فرزند فرومایهٰ مرا در بین دوراهی شمشیر و ذلّت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلّت برویم! زیرا خدا و رسولش و مؤمنان از اینکه ما ذلّت را بپذیریم اِبا دارند و دامن‌های پاک مادران ما و مغزهای با غیرت و نفوس با شرافت پدران ما روا نمی‌دارند که اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه کریمان و نیک‌منشان مقدّم بداریم».[6]

تذکر: برخی از مترجمانِ «کتاب لهوف» واژۀ «دَعِیّ» را «زنازاده» ترجمه کرده‌اند که قطعاً صحیح نیست بلکه به معنای فرومایه است. امّا مرحوم شیخ محمّد صادق نجمی که عالمی محقّق و فقیه است در کتاب خود به نام «سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا» به «فرومایه» ترجمه کرده که کاملاً صحیح است.

امام(ع) به برادرش به نام «عمر اَطْرَف» در مدینه فرمود:

«وَ اللَّهِ لَا أُعْطِي‏ الدَّنِيَّةَ مِنْ نَفْسِي أَبَداً؛ به خدا سوگند من هرگز زیر بار ذلت نخواهم رفت ...»[7]

و نیز در مقام دیگر فرموده است:

«وَ اللَّهِ لا اُعْطِيهِمْ‏ بِيَدِى‏ اِعْطاءَ الذَّلِيلِ وَ لا اَفِرُّ فِرارَ الْعَبيدِ؛ نه، به خدا سوگند، دست ذلّت را به سوی آنان دراز نمی‌کنم و همچون بردگان، از آنان فرار نخواهم کرد».[8]

مستند 9 و 10 (صبر و مقاومت و در نهایت رسیدن به شهادت)
امام(ع) در صبح عاشورا آنگاه که نماز صبح را خواندٰ خطاب به یارانش فرمود: «صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ‏ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ ...؛ ای بزرگ‌زادگان، صبر و شکیبایی پیش گیرید که مرگ چیزی جز یک پل نیست که شما را از رنج و سختی عبور داده به بهشت برین و نعمت‌های همیشگی آن می‌رساند. چه کسی است که نخواهد از یک زندان به کاخی انتقال یابد ...».[9]

نتایج قیام حسینی
قیام امام حسین(ع) دو نوع نتیجه اصلی به بار آورد: اوّل: نتیجه‌ای کوتاه‌مدّت، دوم: نتیجه‌ای درازمدّت. نتیجۀ کوتاه‌مدّت آن عبارت است از:

1. محکوم ساختن ارکان مخوف دین سالاری دروغین دستگاه اموی و درهم شکستن آن.

2. بیدار کردن وجدان‌های خفتۀ مردمی که تن به راحت طلبی و دنیاداری داده بودند.

3. بیرون آوردن بسیاری از مردم به ویژه نسل جوان‌تر از حالت رکود و خُمودو جُمود که پس از آن، قیام مختار و توّابین در سال 66 و قیام زید بن علی بن حسین در سال 122 و دیگر انقلاب‌هایی که عرصه را بر امویان تنگ گردانید تا به سقوط نهایی آنان منجر گردید.

امّا نتیجۀ درازمدّت قیام حسینی هم می‌توان در چند چیز خلاصه کرد:

الف. ارائۀ اخلاقی جدید برای همگان در طول زمان و مکان که در آن فرهنگ ایثار و فداکاری به گونه‌ای عینیّت یافت که بزرگ‌ترین پشتوانه برای تمامی انقلابیون و آزادی‌خواهان و استقلال‌طلبان گردید.

ب. اسلام تشیّع با شهادت امام و یاران باوفایش در کربلا در عین محدودیت‌ها و حصر و حبس‌ها و زجرهای فراوان طرفدارانش، بروز و نمودی پیدا کرد که سبب شد شیعیان از آن حالت انزوای فرهنگی و سیاسی خارج گردند و در زمینه های گوناگون، موجودیتِ خود را به اثبات رسانند و جایگاه تاریخ خویش را بازیابند، و ثبات و پایداری خود را در هدفمندی رسالت خویش به دیگران نشان دهند.

ج. شاید مهم‌ترین نتیجۀ قیام حسینی را در درازمدّت‌ «حضور عقلانی و عاطفی» این قیام بی‌نظیر باشد. حادثۀ کربلا با منطق عقلانی‌اش استقرار مکتب «قرآن و عترت» را در سیستم فرهنگی خویش، درس‌آموز و پندآموز همۀ اندیشمندان قرون و اعصار ساخت و حوزه‌های شیعی را گرمی و جانی تازه بخشید تا به راستی و درستی بتوانند با پرورش عالمانی بزرگ، دانش دینی و فرهنگ استوار آن را رونقی به سزا بخشند که از آن زمان تاکنون دامنۀ این سیر تحوّل بزرگ را بالعیان مشاهده می‌کنیم.

امّا از جهت «عاطفی»، عاشورا پتکی گران بر سر تمام مستکبران از آن روز تا دامنه قیامت خواهد بود که به شکل معجزه‌آسایی سیلِ جمعیت‌های انقلابی ایجاد می‌کند و روز به روز شور و شعف و احساسی دیگر می‌آفریند و همچون سیل خروشان، همه خاک و خاشاک‌های بی‌پایه و اساس زر و روز و تزویر را از سر راه خود برمی‌دارد و به توده‌ها مسلمان شیعی طرفدار اهل‌بیت جانی تازه می بخشد تا با هر ستمگر گستاخی به مبارزه برخیزند و با قهر انقلابی خویش به نام حسین و یاد حسین و یارانش، ریشه‌های ستم‌ را به تدریج بسوزانند که از پیامبر اکرم| نقل شده: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً؛ در شهادت حسین(ع) شور و حرارتی در دل‌های مؤمنان است که هرگز به سردی نخواهد گرایید».[10]

یک نکتة قابل توجّه
کسانی که فلسفۀ قیام امام حسین(ع) را تشکیل حکومت می‌دانند، قطعاً مراد آنان حکومتی از سنخ حکومت پیامبر| و علی(ع) است نه حکومتی صِرفاً برای دستیابی به قدرت و سلطه بر مردم، چنان‌که در حکومت‌های از نوع سلطنتی و شاهنشاهی یا انواع دیگر آن در دنیا معمول بوده و هست. بلکه مراد، حکومت عدل اسلامی است که پایه‌های اصلی آن با خواست و بیعت مردم بر اساس معیارهای کتاب و سنّت است.

به راستی کسانی که پس از رحلت رسول خدا| حقّ حکومت و زمامداری سیاسی دیگران را خلاف واقع و غصبی می‌دانند، چرا همین حقّ را برای امام حسین(ع) لازم و واجب نمی‌دانند؟ و شگفت‌آورتر اینکه برخی قائلان به انگیزۀ قیام امام(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی را متّهم به انحراف از امامت می‌کنند! با این بهانه که مگر امام به دنبال قدرت و ریاست و یا دنیاطلب بوده است که بگوییم او برای تشکیل حکومت قیام کرده است؟!

در حالی که قطعاً اگر امام حسین(ع) بر اساس بیعت‌ستانی‌اش توسّط مسلم بن عقیل از مردم کوفه به حکومت می‌رسید، حکومت را وسیله‌ای برای اجرای عدل و داد قرار می‌داد و جامعه را به سوی قسط و عدل پیش می‌برد، چون انگیزۀ او اصلاح امور و عمل به سیرۀ پیامبر| و علی(ع) بود.

معلوم می‌شود کسانی که با این تحلیل که امام(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی قیام کرده، مخالفت می‌ورزند، یا مراد از «حکومت اسلامی» به رهبری امام حسین(ع) را به درستی درنیافته‌اند، و یا اینکه فرقی میان حکومت اسلامی و سلطنت مطلقۀ شاهنشاهی و دیگر حکومت‌های خودکامه نمی‌گذارند.

و یا اصلاً دین را از سیاست جدا می‌دانند و شأن امام را بالاتر و فراتر از دستیابی به قدرت و حکومت برای اجرای عدل و دادگری می‌دانند و او را تنها مسأله‌گوی شریعت به حساب می‌آورند!

این‌گونه افراد در درجۀ نخست باید تکلیف خود را با حکومت دینیِ پیامبرانی چون سلیمان و داود نبی و حکومت ده‌سالۀ پیامبر اسلام و نیز حاکمیت حدوداً پنج‌سالۀ امیرمؤمنان علی(ع) روشن سازند و آنگاه دربارۀ حکومت و یا عدم حکومت امام حسین(ع) بحث کنند.

البته عدّه‌ای پیش از انقلاب اسلامی ایران، با نگاه جدایی دین از سیاست و یا محدود نمودن امامت به مرجعیت دینی چنین نظر و دیدگاهی داشتند، ولی عدّه‌ای هم پس از انقلاب اسلامی به خاطر مواردی از ناکامی‌های جمهوری اسلامی، تغییر نگاه دادند تا جایی که لغزش‌های احتمالی حاکمان دینی را کم و بیش به حساب ناکارآمدی دین و حکومت دینی تلقّی کرده و می‌کنند.


کتاب نامه
1.      قرآن کریم.

2.     نهج البلاغه، گردآوری سیّد رضیّ، تصحیح صبحی صالح.

3.     اثبات الوصیة، منسوب به مسعودی، نشر انصاریان، قم، 1417ق.

4.    انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، تصحیح محمدباقر محمودی، مؤسسه اعلمی بیروت، 1394ق.

5.     الباب الحادی‌عشر مع شرحه النافع لیوم الحشر، فاضل مقدار، نشر علّامه، قم، 1413ق.

6.     تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک)، محمد بن جرير طبرى‏، دار ابن حزم.

7.     تحف العقول، ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تصحیح علی‌اکبر غفاری، چاپ اسلامی جامعۀ مدرسین قم، 1404ق.

8.     جامع الترمذی، الحافظ ابی‌عیسی محمّد بن عیسی بن سورة بن موسی، دار السّلام للنشر و التوزیع، ریاض، چاپ اول، 1420ق.

9.     سخنان حسین از مدینه تا کربلا، محمّدصادق نجمی، بوستان کتاب قم، چاپ نهم، 1381ش.

10.  مستدرک الوسائل، میرزاحسین نوری، مؤسسه آل‌البیت، قم، 1429ق.

11.   مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، بیت الافکار الدولیّة، اردن، چاپ چهارم، بی‌تا.

12.  مقتل خوارزمی، ابوالمؤیّد الموفّق بن احمد المکّی اخطب خوارزم، چاپ انوار الهدی، قم، تحقیق شیخ محمّد سماوی، 1418ق.

13.  الملهوف (لهوف)، سید بن طاووس، انتشارات نبوغ، قم، چاپ چهارم، 1380.


یادداشت ها:
[1] . تاریخ الطبری – تاریخ الامم و الملوک -، چاپ 2 جلدی دار ابن حزم، بیروت، ج 1، ص 1624، حوادث سال 60.
[2] . تاریخ الطبری، چاپ 2 جلدی، ج 1، ص 1652، حوادث سال 61.
[3] . مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص 267.
[4] . تاریخ الطبری، ج 1، ص 1653، چاپ دو جلدی، دار ابن حزم، بیروت.
[5] . تحف العقول، ص 245، با تصحیح علی‌اکبر غفاری، چاپ اسلامی مربوط به جامعه مدرسین قم.
[6] . لهوف (الملهوف) سید بن طاووس، ص 134، انتشارات نبوغ، قم، چاپ چهارم؛ تحف العقول، با تصحیح غفاری، ص 241، چاپ اسلامی جامعه مدرسین؛ مقتل خوارزمی، ج 2، ص 10، دار الهدی، قم، 1418ق.
[7] . لهوف، ص 23، سخنان حسین بن علی، ص 46 از محمّد صادق نجمی.
[8] . انساب الاشراف بلاذری، ج 3، ص 188.
[9] . اثبات الوصیة مسعودی، ص 139؛ سخنان حسین بن علی از محمّدصادق نجمی، ص 213.
[10] . مستدرک الوسائل، ج 10، ص 318.

محمدعلی کوشا: ایجاد مزاحمت با طبل‌زنی‌ها چه معنی دارد. استاد حوزه علمیه قم گفت: برخی مجالس عزاداری، هدف قیام امام حسین (ع) را به حجاب کامل می‌برد؛ حالا روضه‌خوانی‌های خرافی و مداحی‌های خارج از عرف که جای خود دارد.

به گزارش وب‌سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، استاد محمدعلی کوشا در مراسم شام غریبان خاندان امام حسین (ع) که با حضور اقشار مختلف مردم در محل سالن اجتماعات این مجمع برگزار شد، اظهار داشت: اینکه ما پس از سالیان دراز امام حسین (ع) را گرامی می‌داریم فقط به خاطر حادثه کربلا و قتل‌عام وحشیانه خاندان ایشان نیست بلکه به خاطر جنبه‌های ملکوتی امام ویارانش است. وی بابیان اینکه امامت امامان از سوی خداست اما ولایت ایشان زمانی محقق است که مردم بخواهند و درصحنه باشند، گفت: امامان بهترین افراد برای سرپرستی جامعه هستند. اگر ما به قرآن توجه کنیم، می‌بینیم باید در امور جامعه بهترین‌ها را برگزینیم همان‌گونه که یوسف پیامبر بهترین بود و زمانی که از شاه مصر خواست او را به‌عنوان مسئول اقتصادی جامعه انتخاب و منصوب کند؛ گفت: من امانت‌دار و متخصص هستم.

این استاد حوزه علمیه قم افزود: قرآن به انسان‌ها می‌گوید بهترین‌ها را برای امور خود و جامعه برگزینید. وی بابیان اینکه اگر می‌گوییم، ائمه (ع) الگوهای برترند، نه‌فقط ازنظر مدیریت جامعه، بلکه ایشان ازنظر تقوا و دانش و علم، در مرتبه اعلی قرار دارند، گفت: عقل هم حکم می‌کند افراد دارای مرتبه والا در اولویت امور باشند.

استاد کوشا متذکر شد: در عزاداری‌ها باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که تعهد و مسئولیت بیشتری احساس کنیم و امامان را الگوی خودمان قرار دهیم، نه اینکه به‌واسطه مجالسی بنام امامت، حجاب‌هایی درست کنیم که مانع از فهم امامت شوند. چه معنی دارد به یک دسته عزاداری به تعداد نفرات طبل می‌دهند تا اسباب زحمت و مزاحمت بسازند؟ وی خاطرنشان کرد: این‌ها چیزهایی است که قیام امام حسین را به حجاب کامل می‌برد؛ حالا روضه‌خوانی‌های خرافی و مداحی‌های خارج از عرف که جای خود دارد و متأسفانه هیچ‌یک از علما نصیحت نمی‌کنند.

این استاد حوزه علمیه قم در پایان گفت: متأسفانه رادیو و تلویزیون ما هم به ترویج این‌کارهای ظاهری به قول خودشان شور کمک می‌کند.

صفحه6 از314
بازگشت به بالا