Super User

Super User

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دکتر محسن رهامی استاد حوزه و دانشگاه، با انتقاد از برخی منابر و مداحی‌های مذهبی و ایجاد تحریف در خصوص آموزه‌های حسینی و قیام عاشورا، گفت: در شرایط فعلی، ضرورت رنسانس مذهبی در خصوص فرهنگ عاشورا بسیار ضرورت دارد.

به گزارش وب‌سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسن رهامی، شنبه ‌شب عاشورای حسینی در مراسم عزاداری امام حسین (ع) که با حضور اقشار مختلف مردم در محل سالن اجتماعات مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم برگزار شد، اظهار داشت: همان‌گونه که آب پایین‌دست رودخانه‌ها، ممکن است آلوده باشد و البته این آلودگی از خود آب نیست بلکه به خاطر عبور از مسیرهای احتمالاً آلوده است، نهضت اسلام و همین‌طور نهضت حسینی، ممکن است در طول سالیان متمادی، دستخوش برخی انحرافات احتمالی و خرافه شده باشد.

وی بابیان اینکه هجرت پیامبر (ع) در زمان صدر اسلام را می‌توان نوعی حرکت از فرهنگ جاهلی عربی به سمت تمدن نوین اسلامی باشد، گفت: هم‌زمان با این شرایط، بخشی از جاهلیت عربی، اصلاح نشد بلکه به بازسازی خودپرداخت و بر موج اسلام‌خواهی مردم، سوار شد.

این استاد حوزه و دانشگاه، افزود: همین جریان و بخش عرب جاهلی، شرایطی را ایجاد کرد که ۵٠سال پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، خاندان ایشان را به نام اسلام، قتل‌عام کردند. وی بابیان اینکه در طول این مدت آن‌قدر روی ذهن مردم کارشده بود که بازهم همان فرهنگ جاهلی عرب، ازجمله کاخ سازی، احیا شد، درحالی‌که اسلام آمده بود تا این فرهنگ‌های جاهلی از بین برود، گفت: حتی امروز نیز در خاورمیانه، با قرائت‌های مختلفی از اسلام روبرو هستیم که بعضاً هیچ‌کدام، یکدیگر را قبول نداشته و همدیگر را می‌کشند.

رهامی بابیان اینکه باوجود شرایط فعلی، پالایش نهضت حسینی از قرائت‌های مختلفی که گفته می‌شود، ضرورت دارد تا به آب زلال فرهنگ اصیل حسینی و اسلامی برسیم، گفت: برخی ارزش‌های موجود در فرهنگ و نهضت حسینی، ازجمله آزادی‌خواهی، اصلاح‌طلبی و ...، ارزش‌هایی فرامذهبی و حتی فرا دینی و متعلق به همه بشریت است.

وی بابیان اینکه باید با استفاده از فرهنگ عاشورا، فرهنگ آزادی، صلح و توجه به ارزش‌های والای انسانی و اخلاقی را در بین همه انسان‌ها ترویج کنیم، خاطرنشان کرد: متأسفانه امروزه، بسیاری از آموزه‌های عاشورا مورد تحریف قرارگرفته و مخصوصاً شروع این حرکت بد، از زمان صفویه به بعد شروع شد که تمام سعی ش بر این بود که مجالس عزاداری شبیه تجمع شود؛ یعنی آب زلال فرهنگ حسینی که با قیام امام حسین (ع) در روز عاشورا به جامعه بشریت عرضه شد، در طول سالیان متمادی، دچار آسیب شد.

این استاد حوزه و دانشگاه، بابیان اینکه، بخش بزرگی از علت آسیب دیدن فرهنگ اصیل عاشورا، منابر و مداحی‌های فعلی و امروزی است، تصریح کرد: امروز منابر مذهبی و مداحی‌ها، عمدتاً دست کسانی افتاده که نان خود را در این مجالس می‌بینند و از طرفی چون برخی‌شان از سواد، مطالعه و تحلیل کافی برخوردار نیستند، هزار راست و دروغ را به هم می‌بافند تا فقط مردم را بگریانند و این مجالس به هر طریقی ادامه داشته باشد تا نانشان قطع نشود.

رهامی بابیان اینکه در شرایط فعلی ضرورت رنسانس مذهبی در خصوص فرهنگ عاشورا بسیار ضرورت دارد، گفت: باید همان‌گونه که امام حسین (ع) با هجرت خود از مدینه و مکه، سعی کرد تا انحرافات موجود در جامعه اسلامی را هشدار دهد و اصلاح کند، امروز هم ما باید تلاش کنیم تا باکارهای علمی و تحقیقاتی و روشنگرانه، انحرافات موجود در فرهنگی که امروز بنام عاشورا مطرح می‌شود را برطرف کرده و درنهایت، عاشورا و فرهنگ حسینی را به‌عنوان یک گفتمان به جامعه بشری معرفی کنیم.

عبدالمجید معادیخواه استاد حوزه و دانشگاه، بابیان اینکه حماسه عاشورا، حماسه امربه‌معروف و نهی از منکر بود، گفت: امام حسین (ع) خطاب به علمای سکوت کننده در برابر ظلم‌ها فرمودند، عزت شما از بنی‌امیه نیست، بلکه به خاطر اسلام است.

به گزارش وب‌سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، حجت‌الاسلام‌والمسلمین عبدالحمید معادیخواه، پنجشنبه‌شب، در مراسم عزاداری امام حسین (ع) که با حضور اقشار مختلف مردم در محل سالن اجتماعات مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم برگزار شد، اظهار داشت: باید بررسی کنیم که چرا علما و شخصیت‌های برجسته دوران امام حسین (ع) همانند عبدالله بن عمر و ...، از ایشان حمایت نکردند؛ حمایت‌هایی که اگر هرکدامشان وجود داشت، اوضاع دگرگون می‌شد. وی بابیان اینکه از دلایل مهم سکوت علمای زمان امام حسین (ع) ترفند بزرگ دانستن ظاهری آن‌ها و دادن خدمات ویژه به‌شرط سکوتشان بود، خاطرنشان کرد: از روزی که قلم آزاد شد تا زمانی که به کتاب رسید، هیچ اثری از حکومت بنی‌امیه نیست.

این استاد حوزه و دانشگاه، یادآور شد: امام حسین (ع) در مکه خطاب به علمای زمان و شخصیت‌های برجسته می‌فرمایند که چرا باوجوداینکه می‌توانید در مقابل ظلم‌ها اقدامی کنید سکوت کرده‌اید؟ عزت شما از معاویه و بنی‌امیه نیست، بلکه عزت شما در میان مردم، به خاطر دین اسلام و میراث پیامبر (ص) است.

معادیخواه در ادامه سخنان خود بابیان اینکه حماسه عاشورا را می‌توان در ادامه مسیر بعثت تعریف کرد: عاشورا یعنی بعد از حدود ۵٠سال از رحلت پیامبر اسلام (ص) عده‌ای بودند که در مقابل انحرافات و ظلم‌هایی که وجود داشت و حتی سکوت بزرگان و علما هم در این میان وجود داشت، سکوت نکردند و در مقابل ظلم ایستادند.

این استاد حوزه و دانشگاه بابیان اینکه حماسه عاشورا، حماسه امربه‌معروف و نهی از منکر بود، خاطرنشان کرد: متأسفم که گاهی می‌بینیم که با مسئله عاشورا بدبرخورد شده و گاهی به‌عنوان وسیله و ابزار سیاسی استفاده می‌شود؛ البته عاشورا جایگاهش بسیار والاست که با عربده‌کشی‌های ظاهری آسیب ببیند.

گفتنی است، عبدالله نوری و فرزند آیت‌الله صانعی در مراسم امشب مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم حضور داشتند.

سید ضیاء مرتضوی در پاسخ به تبرئه‌کنندگان تاریخی یزید: سلسله مراتب و عدم اختیار مسئولان میانی در این دست امور در حکومت‌های فردی و نظام‌هایی که همه قدرت به یک فرد برمی‌گردد، مسأله بسیار مهمی است. اگر هیچ شاهد تاریخی و مکتوب نباشد جز همین قاعده کلی در نظام استبدادی و متمرکز، کافی است که بگوییم کسانی مانند عبیدالله بن زیاد مأموری بیش نبوده و نیستند. بخش اصلی تصمیمات در چنین حکومت‌هایی به ویژه اگر ظاهری به اصطلاح دموکراتیک داشته باشند یا سران قدرت شجاعت و روحیه پذیرش مسئولیت‌های خود را برابر اختیارات نداشته باشند، پشت صحنه گرفته می‌شود و مدیران میانی ابزاری بیش نیستند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ضیاء مرتضوی، استاد حوزه و پژوهشگر مسائل دینی، در دومین شب از سلسله نشست‌های «عاشورا و امروز ما»، ضمن بررسی و نقد دیدگاه کسانی که در طول تاریخ بعد از عاشورا قصد تبرئه یزید و ابن زیاد را داشته‌اند، تأکید کرد: در حکومت‌های فردی و نظام‌هایی که همه قدرت به یک فرد برمی‌گردد، مدیران میانی ابزاری بیش نیستند و تصمیمات در پشت صحنه گرفته می‌شود.

به گزارش جماران، وی در این نشست که شب گذشته ـ چهارشنبه شب ـ  و با همکاری انجمن اندیشه و قلم، خانه اندیشمندان علوم انسانی و بنیاد اندیشه و احسان توحید برگزار شد، در سخنانی با موضوع «شناسایی قاتل امام حسین(ع)» به طرح این پرسش پرداخت که «چگونه ممکن است ابن زیاد و یزید که در کربلا نبوده‌اند، قاتل امام حسین محسوب شوند؟»، و در پاسخ با اشاره به نام مهمترین تبرئه‌کنندگان یزید و ابن زیاد در طول تاریخ بعد از عاشورا، گفت: برخی کار یزید و ابن‌زیاد را توجیه کرده و آنان را معذور شمرده‌اند و تقصیر را به گردن امام‌حسین(ع) انداخته‌اند و برخی حداکثر این را پذیرفته‌اند که بهتر بود با حضرت با خویشتنداری بیشتر رفتار می‌شد. برخی هم مانند ابن تیمیه، غزالی و ابن‌حجر هیثمی، اساسا شخص یزید را از مسئولیت قتل تبرئه کرده و ابن‌زیاد یا حتی فقط قاتل مباشر را مسئول دانسته‌اند.

مرتضوی در نقد دیدگاه‌های تبرئه‌کنندگان، ابتدا با رد هرگونه امکان اشتباه در اصل حرکت امام حسین علیه السلام تأکید کرد: صرف نظر از مقام عصمت و امامت سیدالشهدا(ع)، اصل حکومت معاویه و بیعت گرفتن برای یزید و وضع وعملکرد یزید، هدف قیام امام‌حسین(ع) و ادله شرعی آن مباحثی است که تاکنون بسیار مطرح شده است. ضمن اینکه گروهی از عالمان اهل سنت مانند تفتازانی و دکتر طه حسین مصری نیز درباره درستی حرکت امام‌حسین(ع) و جنایت یزید و حتی کفر او به دلیل این جنایت سخن گفته‌اند.

وی سپس با تشریح چگونگی نقش یزید در قتل امام حسین(ع) از نگاه تاریخی و فقهی، از سه منظر «سببیت در قتل»، «مسئولیت کلی زمامدار» و «رضایت عملی و بعدی» وارد بحث شد و اضافه کرد: یزید خود در میدان نبود و از این نظر مباشر قتل نبوده است و اساسا خود رؤسا، نوعا مباشر قتل و اعدام نمی‌شوند و بلکه دون شأن خود می‌دانند؛ اما شواهد بسیاری بر آمریت یزید وجود دارد که از آن جمله می‌توان به نامه یزید به ولیدبن عقبه، حاکم مدینه پس از عدم بیعت امام‌حسین(ع)، گفته ابن‌زیاد به مسافر بن شریح یشکری مبنی بر «أمّا قتلی الحسین فإنّه أشار إلیّ یزید بقتله أو قتلی فاخترت قتله. (الکامل 4/140)» و نامه معاویه به امام حسین(ع) و تهدید ایشان اشاره کرد.

وی افزود: نباید از نقش سلسله مراتبهم غافل بود. سلسله مراتب و عدم اختیار مسئولان میانی در این دست امور در حکومت‌های فردی و نظام‌هایی که همه قدرت به یک فرد برمی‌گردد، مسأله بسیار مهمی است. اگر هیچ شاهد تاریخی و مکتوب نباشد جز همین قاعده کلی در نظام استبدادی و متمرکز، کافی است که بگوییم کسانی مانند عبیدالله بن زیاد مأموری بیش نبوده و نیستند. بخش اصلی تصمیمات در چنین حکومت‌هایی به ویژه اگر ظاهری به اصطلاح دموکراتیک داشته باشند یا سران قدرت شجاعت و روحیه پذیرش مسئولیت‌های خود را برابر اختیارات نداشته باشند، پشت صحنه گرفته می‌شود و مدیران میانی ابزاری بیش نیستند.

این استاد حوزه همچنین با اشاره به مسئولیت کلی زمامدار و حاکم گفت: یزید از اوضاع جاری آگاهی کامل داشت. جریان امام‌حسین(ع) را به خصوص از آغاز دنبال می‌کرد، از مدینه به مکه و از مکه به عراق و عیون او پزارش‌های پی‌در‌پی می‌دادند. یزید در مدینه از عدم بیعت امام(ع) آگاه بود و لذا دوباره به ولید بن عقبه نامه نوشت و تشدید کرد. وقتی امام(ع) در مکه بود یزید به عبدالله بن عباس نامه نوشت و اشاره به گزارش‌های دریافتی از مکاتبات کوفیان و وعده خلافت و امارت کرد و از ابن عباس خواست که مانع حضرت شود: «فاردده عن السعی فی الفتنة» و وعده احترام و مال و منال داد. (تذکرة الخواص ص215).

وی همچنین در این باره به نامه یزید به ابن زیاد در بصره درباره حرکت مسلم بن عقیل در کوفه و دادن مأموریت امارت کوفه به او و همچنین نامه به ابن زیاد بعد از شهادت مسلم و فرستادن سر هانی و مسلم و عماره به دمشق اشاره کرد و افزود: نفس گماردن جلادی مانند ابن‌زیاد در سن 21 سالگی در این جایگاه نشان از مسئولیت یزید در این میان دارد. عبیدالله پسر ‌زیاد بن سمیه، یعنی مرجانه مجوسی بغی، متولد 39 هجری، فردی قساوت‌پیشه بود که از خون‌ریزی لذت می‌برد. معاویه ابن زیاد را بر بصره گمارده بود. یزید با او به خاطر پدرش زیاد که ولایتعهدی او را نپیرفته بود خیلی بد بود و می‌خواست برکنارش کند که این قضیه مسلم بن عقیل و حرکت امام‌حسین(ع) پیش آمد. پیداست چنین افرادی برای اثبات ارادت خود حاضرند چه خوش‌خدمتی‌هایی بکنند.

مرتضوی تأکید کرد: زمامدار به ویژه در حکومت‌های متمرکز در برابر دست‌نشاندگان مستقیم و غیرمستقیم خود مسئولیت مستقیم دارد و مسئولان میانی به تعبیر روایت سکونی «کالسوط و کالسیف» در دست مولی می‌باشند.

مرتضوی در بخش دیگری از سخنان خود به اعلان مستقیم و غیرمستقیم رضایت عملی یزید اشاره کرد و گفت: شواهد و دلایل رضایت قبلی و بعدی یزید از قتل امام‌حسین(ع) و اصحاب و اسارت خاندان حضرت فراوان است و اگر هیچ دلیلی جز همین رضایت قولی و عملی یزید در جایگاه زمامدار نبود، همین برای مسئولیت او در قتل کفایت می‌کند. چنین رضایتی از سوی کسی که در موضع زمامداری و ریاست بر قاتلان مباشر قرار دارد با رضایت قلبی دیگران فرق می‌کند و به عنوان یک قاعده کلی مهم است، هر چند درباره همه داریم که «من رضی بفعل قوم فهو کالداخل فیهم».

وی، از فرستادن اسرا به همراه سرهای شهدا به شام توسط ابن زیاد به عنوان یکی از شواهد رضایت یزید از حوادث کربلا یاد کرد و ادامه داد: اگر عامل دست‌ نشانده‌ای مانند ابن‌زیاد اطمینان به رضایت یزید از جنایت خود نداشته باشد و اگر از قبل برنامه‌ریزی و هماهنگی در این مسأله مهم صورت نگرفته باشد، چنین بی‌واهمه و آشکار و با قساوت‌پیشگی به این کار اقدام نمی‌کرد.

مرتضوی همچنین دیگر شواهد رضایت یزید از حادثه کربلا را اینگونه برشمرد: عدم توبیخ و عزل ابن‌زیاد و قاتلان و فرماندهان، برگزاری جشن عمومی پیروزی در شام همراه چراغانی، طبل و پوشیدن لباس نو، جلسه ویژه خود با دعوت سران و سفیران و تبریک گویی به یزید، سخنان حاکی از شادی و رضایت خاطر یزید مانند آنچه به زینب(س) گفت: کیف رایت صنع الله باخیک؟، جسارت به سر مقدس سیدالشهداء(ع) در برابر خود و بازی با چوب با آن، نصب سر مقدس به مدت سه روز در مسجد جامع دمش و سرهای شهدا در دروازه‌های شام، تشویق و ارتقای مقام آنان.

مرتضوی افزود: یزید پس از شهادت امام‌حسین(ع) این نامه را به عبیدالله نوشت: «اما بعد فانک قد ارتفعتَ الی غایة انت فیها کما قال الاول: رفعت فجاوزت السحاب و فوقه، فما لک الا مرتقی الشمس مَقعد، فاذا وقفت علی کتابی فاقدم علیّ لاجازیک علی ما فعلت. لذا عبیدالله و اطرافیانش به دمشق رفتند و مورد استقبال حکومت قرار گرفتند. عبیدالله یک ماه در شام ماند و حتی یزید او را وارد بر خانواده خود کرد و یک میلیون درهم صله به او داد، یک میلیون هم به عمر سعد داد. خراج یک سال عراق را نیز برای عبیدالله آزاد گذاشت. حتی بعدا برادرش مسلم بن زیاد را نیز تکریم کرد و ولایت خراسان را به او داد.

 این پژوهشگر دینی در پایان به برخی نکات کلی در موضوع قتل و قصاص از نگاه فقها اشاره کرد و و با بیان اینکه فقها تآکید دارند «1- آمر در امر به غیرممیز و دیوانه قصاص می‌شود. 2- در امر به ممیز غیربالغ اختلاف است که آمر قصاص می‌شود یا حبس؟ و 3- در امر به بالغ، مباشر قصاص و آمر حبس می‌شود»، گفت: دسته‌ای از فقهای اهل سنت در فرض امر به بالغ عاقل نیز آمر را مستحق قصاص می‌دانند. همچنین در امر مولی به عبد خود روایت موثقه سکونی از امام‌صادق(ع) محل توجه است که به این شرح است: قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) فِی رَجُلٍ أَمَرَ عَبْدَهُ أَنْ یَقْتُلَ رَجُلًا فَقَتَلَهُ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ هَلْ عَبْدُ الرَّجُلِ إِلَّا کَسَوْطِهِ أَوْ کَسَیْفِهِ یُقْتَلُ السَّیِّدُ بِهِ وَ یُسْتَوْدَعُ الْعَبْدُ السِّجْن. (کافی 7/285)

سید ابوالفضل موسویان: حکومت باید از سخن دیگران استقبال کند. امیرالمومنین(ع) نقل کردند که پیامبر اسلام بارها فرمودند:« امتی پاک نیست که نتواند حق خود را از کسی که به او ظلمی کرده بگیرد بدون لکنت زبانی.» جامعه باید چنان باشد که اگر کسی خواست سخنی بگوید استقبال شود. حکومت باید به گونه ای باشد که از سخنان دیگران استقبال کند. اینگونه نباشد که قرن ها نسل های بشر به دنبال آزادی بیان باشند و نتوانند بدست بیاورند.

به گزارش خبرنگار جماران، حجت‌الاسلام و المسلمین ابوالفضل موسویان که در هیأت متوسلین به حضرت قاسم(ع) حسینیه محبان ائمه سخن می گفت، با اشاره به سیره سیدالشهدا(ع) گفت: یکی از مسائلی که در سخنان اباعبدالله حسین(ع) مطرح می شود  موضوع امر به معروف و نهی از منکر است. امام می فرمایند: قصد من انجام وظیفه و حرکتم برای آن است. یکی از وظایف ما به غیر نماز و روزه و حج و ذکات و... امر به معروف و نهی از منکر است. مسأله ای که از همان ابتدا مظلوم واقع شده و کمتر به آن پرداخته شده است.  مردم به این وظیفه دینی که نشانه فضیلت و برتری امت اسلام است کمتر توجه کرده اند. در آیه شریفه سوره فاسقون خداوند می فرماید: «کنتم خیر امّة اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» شما بهترین امت هستید به دلیل آنکه امربه معروف می کنید و نهی از منکر، امم گذشته را خداوند متعال به دلیل آنکه این وظیفه را انجام نمی دادند در مرتبه ای پایین تر قرار داده است. و این امت را به این دلیل که امربه معروف و نهی از منکر می کنند برتری داده است. این مساله در دوره های مختلف فراز  و نشیب هایی داشته است. به گونه ای که گاهی امر به معروف جدی گرفته می شد. و گاهی هم به این مساله کمتر توجه می شد. امام در خطبه های متعددی که بیان می کنند می فرمایند: من می خواهم به این وظیفه عمل کنم. این وظیفه ای اسلامی است که بر دوش همه گذاشته شده و از جمله بر دوش من نیز است که به آن عمل کنم و نمی توانم از این وظیفه شانه خالی کنم. ایشان حتی در نامه ای که برای معاویه نوشتند فرمودند نمی دانم شاید تقصیر کرده باشم در اینکه در مقابل تو و کارهای خلافی که انجام دادی نتوانستم وظیفه خود را انجام دهم. این وظیفه ای بر دوش همه مسلمانان و در راس آنها امامی است که پیشوای همه آنان محسوب می شود. لذا امام حسین(ع) می فرمایند که من حرکتم بخاطر انجام این وظیفه است. آیات قرآن درباره این وظیفه متعدد هستند  شاید بتوان به 8 آیه در این باره اشاره کرد که به طور صریح امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرده است. البته در آیات دیگری هم گرچه تعبیر امربه معروف و نهی از منکر نیامده اما مقصود همین وظیفه است که باید انجام گیرد. این نشانه اهمیتی است که خداوند نسبت به این موضوع داشته است.

حجت الاسلام موسویان در ادامه افزود: اگر واجبات را بر دو نوع عینی و کفایی در نظر بگیریم؛ امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی هستند. در تعریف واجب عینی باید گفت که بر همگان واجب است اما واجب کفایی اگر برخی انجام دادند از سایرین ساقط می شود. یعنی اگر عده ای برای گسترش معروف اقدام کنند و از انتشار منکر جلوگیری کردند این وظیفه از سایرین ساقط می شود و دیگر آنها وظیفه ای ندارند. این موضوع گروهی را می‌خواهد که خود را برای انجام این عمل مجهز کنند. یعنی یک جمعیت یا گروهی باید این وظیفه را انجام دهند. وظیفه امربه معروف در مسائل عادی امور مردم، باید توسط همگان انجام گیرد. به عنوان مثال اگر ببینیم کسی دروغی می گوید یا به دیگری بی احترامی می کند یا اموال دیگران را تصاحب می کند باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم. اما یکسری مسائل جامعه پیچیده تر از آن هستند که فردی معمولی متوجه آن شود یعنی به مطالعه و تحقیق احتیاج است. لذا این وظیفه در این گونه مسائل ویژه کسانی است که عالم به معروف و منکر باشند. معروف ها و منکرها همه یکنواخت نیستتند لذا برای انجامش،  فهم و آشنایی برخی مسائل اجتماعی بسیار حساس و مهم است.  بدین سادگی نیست که بخواهیم بدون فهمی درست از برخی مسائل، اقدام به امربه معروف و نهی از منکر در قبال آنها کنیم.

وی افزود: امروز نزدیک 40 سال از انقلاب اسلامی می گذرد. بدون شک در همان اوایل مسوولین دلسوزی بودند که می خواستند کارهای زیادی در کشور انجام دهند اما وقتی امروز به آمارها توجه می کنیم می بینیم نتایجی که گرفتیم آنگونه باب میل نبوده است. این نشان می دهد که تنها داشتن نیت خوب کافی نیست بلکه باید ببینیم که چه راههایی وجود دارد برای آنکه معضلات حل شوند و برای این‌کار نیاز به تحقیق و تخصص داریم. صرف داشتن نیت خوب نه تنها کافی نیست بلکه بعد از مدتی می بینیم که آمارها نتیجه ای خلاف مقصود می دهند. بنابراین فهم مسائل مختلف احتیاج به مطالعه دارد. امر به معروف و نهی از منکر در مسائل پیچیده اجتماعی به این نیست که بصورتی کلی بگوییم فلان موضوع معروف است  و فلان موضوع منکر است و باید مانع آن شویم بلکه نیاز به درک صحیح جوانب دارد. شناخت معروف و منکر و روشی که فرد می خواهد آن را در جامعه بکار بندد مهم است.

وی در ادامه اظهار کرد: پیامبر اکرم می فرمایند: بالاترین جهاد آن است که فرد جلوی ظالم و ستمگر بایستد و حرف حق را بگوید و جلوی ظلم را بگیرد. گفته می شود« انما هو علی القوی المتاع»  اما ما که نسبت به ظالم توانایی نداریم که مقابل یک ظالم بایستیم و جلوی آنچه خلاف است را بگیریم. پس چه کسی قدرت دارد که دربرابر ظالم بایستد و جلوی او را بگیرد؟ حضرت می فرمایند: اگر توانش را ندارید نیازی به این کار نیست. اقدام شما زمانی که امر به معروف و نهی از منکر می کنید باید موثر واقع شود یعنی پشتوانه هایی از قدرت وجود داشته باشد که به واسطه آن این کار را انجام دهید. حالا ممکن است آن پشتوانه قبیله ای  باشد که فرد در آن موقع دارا بوده و می توانسته منشاء اثر باشد. مانند اصحاب پیامبر که دارای جایگاه ممتازی در جامعه بودند و جایگاه مردمی داشتند. ممکن است یک عالم در یک جامعه نیز قدرتی داشته باشد که می بایست از این قدرت برای امربه معروف و نهی از منکر ظالمان استفاده کند. چه بسا در جامعه امروزی که دیگر برای افراد پشتوانه ای بنام قبیله وجود  ندارد احزاب بتوانند نقش آن را ایفا کنند. بالاخره وقتی جمعیت متنابهی خواسته ای را دارند با فردی که به تنهایی دارای خواسته ای است  متفاوت است. مسلما یک حزب از پتانسیل و قدرت بالاتری برخوردارست و می تواند خواسته ها و مطالبات را به گوش کسانی که لازم است برساند. پس فردی که به نهی ظالم می پردازد باید دارای قدرت باشد و اگر چنین قدرتی ندارد این وظیفه از گردن او ساقط می شود. امام حسین(ع) در مرحله اول این وظیفه را بر دوش علما می دانند زیرا هم معروف و منکر را می شناسند و هم پشتوانه قوی مردمی را دارند.

وی در فراز پایانی سخنان خود گفت: یکی از مسائلی  که امام حسین ع بر آن تاکید می ورزند موضوع اموال عمومی است که باید در اختیار همه مردم و نه فقط گروه و عده ای خاص قرار گیرد. امام(ع) تاکید می کنند آیا اموال و غنائم، صدقات و وجوهاتی که گرفته می شوند در جای خود صرف می شوند؟ در جامعه اسلامی که بناست جزو  بهترین امت ها قرار گیرد و فضیلتش برمبنای امربه معروف و نهی از منکر واقع شود. ما باید چه کاری کنیم که این جامعه امر به معروف و نهی از منکر کند و این مساله درون آن امری بد تلقی نشود به گونه ای که تا حرفی زده شود طرف مقابل بگوید در زندگی من دخالت نکن یا به بیانی دیگر در کار دیگران فضولی نکن. اولا ما باید از لحاظ فرهنگی فکر خود را تغییر دهیم. معمولا اینگونه است اگر کسی عیب ما را بگوید بجای  خوشحالی  ناراحت می شویم در صورتی که امام صادق(ع) می گویند: بهترین دوستانم کسانی هستند که عیب های مرا به من بگویند. متاسفانه این موضوع نیز بدین خاطرست که یا نوع گفتن طرف مقابل برایمان آزاردهنده است یا گمان می کنیم تهی از هرگونه عیب و ایراد هستیم. بُعد دیگر این مساله برمی گردد به حکومت اسلامی، حاکم اسلامی هم موظف است تا ترتیبی اتخاذ کند برای آنکه این وظیفه در میان جامعه رواج داشته باشدو مردم در گفتن مطالب نگرانی نداشته باشند. امیرالمومنین(ع) نقل کردند که پیامبر اسلام بارها فرمودند:« امتی پاک نیست که نتواند حق خود را از کسی که به او ظلمی کرده بگیرد بدون لکنت زبانی.» جامعه باید چنان باشد که اگر کسی خواست سخنی بگوید استقبال شود. حکومت باید به گونه ای باشد که از سخنان دیگران استقبال کند. اینگونه نباشد که قرن ها نسل های بشر به دنبال آزادی بیان باشند و نتوانند بدست بیاورند. 

دکتر سید علی میر موسوی: ماهیت قیام حسینی، اصلاح‌طلبانه بود/ امام حسین (ع) فرهنگ آزادگی را به زیباترین شکل معرفی کرد.

عضو هیئت‌علمی دانشگاه مفید قم، گفت: ماهیت قیام حسینی، اصلاح‌طلبانه و حرکت برمدار عقلانیت و اخلاق است، گفت: امام (ع) در جامعه‌ای که دروغ‌گویی ارزش شده و بردگی حکومت امتیاز محسوب می‌شود، فرهنگ آزادگی و سروری را به بهترین شکل مطرح کردند و حتی تا صبح روز عاشورا، برای آگاهی مردم تلاش می‌کنند.

به گزارش وب‌سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر سید علی میر موسوی، در دومین شب مراسم عزاداری امام حسین (ع) که با حضور اقشار مختلف مردم در محل سالن اجتماعات مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم برگزار شد، اظهار داشت: بسیاری از نخبگان زمان امام حسین (ع) در مقابل ظلم‌ها و جنایت‌ها سکوت کردند که همین موضوع از مهم‌ترین عبرت‌های تاریخی است. وی بابیان اینکه در حادثه کربلا، آن چیزی که بیش از قحط آب، امام حسین (ع) را آزرده‌خاطر می‌کرد، قحط جوانمردی و قحط انصاف بود، گفت: امام حسین (ع) می‌فرمایند که من برای اصلاح امور جامعه به پا خواستم و هرگز برای کسب قدرت قیام نکردم.

این استاد حوزه و دانشگاه بابیان اینکه امام حسین (ع)، نماد شاخص یک اصلاح‌طلب واقعی است، گفت: اصلاح‌طلبی به‌صورت کلی به دو قسم مختلف تقسیم می‌شود؛ یک نوع اصلاح‌طلبی در درون حکومت است و البته در این راستا تلاش برای کسب قدرت هم وجود دارد؛ یک نوع دیگر اصلاح‌طلبی، به‌گونه‌ای است که فرد دغدغه قدرت ندارد، بلکه می‌خواهد صرفاً برای اصلاح امور قدم بردارد و امام حسین (ع) خود را از سنخ این جریان معرفی می‌کنند. وی بابیان اینکه ما در زمان معاصر خودمان نیز اصلاح‌طلبان تکلیف گرا داشتیم، خاطرنشان کرد: ازجمله اصلاح‌طلبان تکلیف گرای معاصر، مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری و مرحوم مهندس بازرگان را دیدیم که دغدغه‌ای جز حرکت در مسیر ارزش‌های والا و اصلاح‌طلبی واقعی نداشتند و در این راستا، از شیرینی دنیا و حکومت می‌گذشتند.

میر موسوی، بابیان اینکه مقاومت امام حسین (ع) در برابر ظلم و جور یزید تا زمانی که خبر شهادت حضرت مسلم (ع) را شنیدند، مقاومتی اصلاح‌طلبانه بود، گفت: ایشان پس از شهادت حضرت مسلم (ع) شرایط را به‌گونه‌ای می‌بینند که باید برای آگاهی جامعه، به راهشان ادامه دهند. وی بابیان اینکه در زمان امام حسین (ع) جامعه از اخلاق و صداقت خالی‌شده بود و این ارزش‌های والا از بین رفته بود، گفت: امام (ع) حتی در صحرای کربلا و در مقابل دروغ‌گویی مردم کوفه که باوجود نامه‌های متعدد به امام حسین (ع)، می‌گفتند ما برای شما نامه ننوشته‌ایم، اما ایشان بازهم می‌خواهند که مقاومتشان در برابر دشمن، مقاومتی اصلاح‌طلبانه و برمدار عقل باشد و در همین راستاست که حدود 4 نوبت با عمر بن سعد مذاکره می‌کند و حتی در برخی متون تاریخی هست که درخواست مذاکره با یزید می‌کنند.

این استاد حوزه و دانشگاه، با تأکید بر اینکه ماهیت قیام حسینی، اصلاح‌طلبانه و حرکت برمدار عقلانیت و اخلاق است، گفت: امام (ع) در جامعه‌ای که دروغ‌گویی ارزش شده و بردگی حکومت امتیاز محسوب می‌شود، فرهنگ آزادگی و سروری را به بهترین شکل مطرح می‌کند و البته حتی تا صبح روز عاشورا، برای آگاهی مردم تلاش می‌کنند و با پیشنهاد صلح می‌گویند که علیه خاندان پیامبر (ص) شمشیر نکشید و البته درنهایت مقابل تهاجم دشمنان می‌ایستند.

میر موسوی بابیان اینکه امام حسین (ع) اسطوره انسانیت است، تصریح کرد: انسان تعجب می‌کند که چرا امروزه در برخی منابر و سخنرانی‌های مجالس عزاداری، به جای اینکه به جنبه‌های واقعی شخصیت امام حسین (ع) بپردازند که مهم‌ترین آن تلاش برای آگاهی و هدایت مردم تا آخرین لحظه حیاتشان بود، به‌گونه‌ای تحریف‌شده سخن می‌گویند و از این مجالس برای تفرقه بهره می‌گیرند.

صفحه7 از314
بازگشت به بالا