Super User

Super User

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
پنج شنبه, 19 بهمن 1396 11:24

حرف‌های صريح درباره حجاب

محمدتقی فاضلی میبدی در گفتگو با آرمان: بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه که قصد دارند به صورت الزام‌آور و تحکمی با مسأله حجاب برخورد کنند باید این نکته در نظر داشته باشند که این رویکرد واکنش مناسبی با خود به همراه نخواهد داشت.
آرمان- احسان انصاری: در هفته‌های گذشته جامعه با پدیده جدیدی به نام«دختران خیابان انقلاب» مواجه شده که با واکنش‌های گسترده اجتماعی و سیاسی در فضای مجازی و رسانه‌های گروهی مواجه شده است. اتفاقی نادر که بیش از آنکه نیاز به برخورد سلبی وقضائی داشته باشد به تحلیلی جامعه‌شناسی و روانشناسانه نیاز دارد. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع با محمد تقی فاضل میبدی یزدی گفت‌وگو کردیم. این مدرس حوزه و دانشگاه تصریح می‌کند: «بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه که قصد دارند به صورت الزام‌آور و تحکمی با مسأله حجاب برخورد کنند باید این نکته در نظر داشته باشند که این رویکرد واکنش مناسبی با خود به همراه نخواهد داشت. هر چه بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه تلاش کنند که به صورت سلبی با این موضوع برخورد کنند به همان اندازه واکنش‌ها نسبت به این رویکرد منفی و سیاسی خواهد شد. هنگامی که دوطرف ماجرا در دوسوی یک بازی سیاسی قرار می‌گیرند وضعیت به تقابل کشیده خواهد شد که در این تقابل سیاسی نتیجه مناسبی به دست نخواهد آمد. وظیفه حکومت در زمینه حجاب، ارشاد، امربه معروف و نهی از منکر از طریق منطق و استدلال است. دنیای امروز دنیای شلاق زدن، زندان کردن و برخوردهای خشن با مسائل اجتماعی و فرهنگی نیست. در دنیای امروز مسائل اجتماعی و فرهنگی باید با رویکردهای عقلایی، منطقی و علمی حل و فصل شود و هر کسی به جز این راهی در پیش بگیرد اشتباه خواهد بود». در ادامه متن گفت‌وگوی «آرمان» با حجت‌الاسلام فاضل میبدی را از نظر می‌گذرانید.
دیدگاه شما درباره جریانی به‌نام «دختران خیابان انقلاب» چیست؟
ما باید دو مسأله «اجباری» یا «اختیاری» بودن حجاب و مبارزه برای بی‌حجابی را از هم تفکیک کنیم. اینکه برخی از دختران در مکان‌های عمومی روی سکو بروند و حجاب از سر خود بردارند، معقول و مشروع نیست. بدون شک به همان نسبت که برای «حجاب» نمی‌توان مبارزه کرده به همان اندازه برای بدحجابی نیز نباید مبارزه کرد. مبارزه برای ارزش‌های اخلاقی و مذهبی از اساس اشتباه است و این مسائل باید از راه‌ اندیشیدن و گفت‌وگو و تعامل به نتیجه مطلوب برسد. از سوی دیگر در جامعه ما همه مسائل به صورت خواسته یا ناخواسته سیاسی شده است. به همین دلیل حوزه ‌اندیشه، اخلاق و ارزش‌های انسانی رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. به‌عنوان مثال اگر در ماه مبارک رمضان افرادی اراده کنند که در اماکن عمومی سیگار بکشند با برخورد هر حکومت اسلامی مواجه خواهند شد و هیچ حکومت اسلامی چنین رفتاری را نمی‌پسندد و با آن برخورد خواهد کرد. از سوی دیگر الزام و تحکم ارزش‌های اخلاقی و دینی از سوی حکومت به مردم نیز رویکرد صحیحی نیست و نتیجه مطلوبی به بار نخواهد آورد. در بسیاری از کشورهای اسلامی، مردم نماز و روزه و واجبات مذهبی را انجام می‌دهند. با این وجود در این کشورها هیچ اجباری برای حفظ حجاب وجود ندارد و زنان با هر نوع پوششی که دوست داشته باشند در اماکن عمومی ظاهر می‌شوند. به عنوان مثال در کشور لبنان به عنوان یک کشور مسلمان هم زنان باحجاب وجود دارد و هم زنان بی‌حجاب و هیچ الزام و اجباری وجود ندارد. به نظر بنده نیز حجاب اجباری از طریق تهدید و ارعاب و زندان به هیچ عنوان صلاح نیست. من این رویکرد را دارای منطقی قوی نمی‌دانم و معتقدم که در نهایت برای جامعه پیامدهایی به همراه خواهد داشت. به همین دلیل به نظر من اگر دستگاه فکری جامعه با منطق و استدلال با این نوع حرکت‌های برخورد کند و از برخورد سلبی پرهیز کند بیشتر به حال جامعه مفید خواهد بود. استفاده از گشت ارشاد و ماشین‌های گشتی‌زنی و استفاده از ماموران انتظامی نمی‌تواند مساله بی‌حجابی را به صورت ریشه‌ای حل کند و بلکه این موضوع باید از طریق گفت‌وگو و تعامل حل شود. مسئولان تصمیم گیرنده در این زمینه نیز باید بستری را فراهم کنند که مردم با توجه به رفتار و اخلاق ما به ارزش‌های اسلامی و اخلاقی جذب شوند.
چرا این نوع دغدغه‌ها در نسل جدید زنان به وجود آمده و در گذشته وجود نداشته و یا کمتر وجود داشته است؟ چرا نسل جدید زنان نسبت به برخی از رویکردهای گذشته دچار تردید شده است؟
این تردید تنها در مسأله حجاب به وجود نیامده و بلکه در برخی از زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز به وجود آمده است. انقلاب اسلامی برای پایان دادن به ظلم و بی‌عدالتی اجتماعی به وجود آمد. به همین دلیل نیز مردم از انقلاب انتظار داشتند که عدالت اجتماعی را در جامعه به وجود بیاورد و مشکلات زندگی مردم را کمتر کند. به همین دلیل نیز در آن مقطع تاریخی هرچه روحانیت از سکوی دین عنوان می‌کرد موردقبول مردم قرار می‌گرفت. مردم امید زیادی به روحانیت و عملکرد آنها داشتند و احساس می‌کردند با مرور زمان بسیاری از مشکلات جامعه و مردم حل خواهد شد. با این وجود به مرور زمان برخی از وعده‌ها محقق نشد و از سوی دیگر براثر برخی اتفاقات در بعضی از زمینه‌ها مشکلات جامعه بیشتر هم شد. به عنوان مثال مردم انتظار داشتند که فاصله طبقاتی که در حکومت پهلوی زیاد بود به مرور زمان کمتر شود با این وجود نه تنها شکاف طبقاتی نسبت به گذشته کمتر نشده و بلکه در برخی موارد بیشتر هم شده است. در نتیجه به دلیل اینکه برخی از مطالبات جدی مردم در گذشته تحقق پیدا نکرده مردم در برخی از رویکردهای فکری جامعه نیز دچار تردید شده‌اند. به نظر من حتی وجاهت برخی نهادها نیز نسبت به گذشته کمتر شده است. این سخن را بنده به عنوان یک روحانی عنوان می‌کنم. از سوی دیگر با ظهور فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، آگاهی مردم نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته و در مقابل شبهات بیشتر از نظر اجتماعی و فکری برای مردم به وجود آمده است. این در حالی است که در جامعه ما نگاه به مسائل، سیاسی شده است. در شرایط کنونی علم و دانشگاه و حتی حوزه رویکرد سیاسی در پیش گرفته‌اند و برخی حاضر نیستند به صورت واقع‌بینانه با مشکلات مردم برخورد کنند. در نسل جدید نسبت به بسیاری از احکام دین به یک نسل سرگردان تبدیل شده است. همه این مسائل سبب شده که نسل جدید جامعه نگاه جدیدی به مسائل اجتماعی و از جمله مسأله حجاب داشته باشند و در برخی زمینه‌ها دچار تردید شده باشند.
آیا حجاب یک مسأله صرفا فردی است و یا یک مسأله بیرونی؟
نباید طرف حساب افرادی که به دنبال بی‌حجابی هستند حکومت و ساختار فکری جامعه باشد. همین مسأله که این افراد مسئولان را طرف حساب خود تلقی کرده‌اند باعث شده که مسأله شکل سیاسی به خود بگیرد. به نظر من نباید مسأله حجاب و ارزش‌های اخلاقی جامعه را سیاسی کرد. سیاسی کردن مسأله حجاب در نهایت به ضرر جامعه تمام خواهد شد. هر دو رویکرد برخورد سیاسی حکومت با مسأله حجاب و همچنین رنگ وبوی سیاسی دادن به بی‌حجابی اشتباه است و باید اصلاح شود. بررسی مسأله حجاب یک مسأله علمی و تحقیقی است. در نتیجه باید در مبانی اسلامی این موضوع بررسی شود که آیا حجاب یک مسأله اجباری است و یا اختیاری. در نتیجه در یک فضای علمی و تحقیقی باید این مسأله مورد ارزیابی قرار بگیرد. نگاه خانمی که حجاب دارد و خانمی که تمایل به چنین کاری ندارد باید علمی و منطقی باشد. در این زمینه کتاب‌های زیادی نیز نوشته شده و تحقیقات گسترده‌ای نیز صورت گرفته است. به همین دلیل نیز ما باید در یک فضای علمی و به دور از غرض‌ورزی‌های سیاسی به دنبال راه‌حل مناسب برای این موضوع باشیم. از سوی دیگر نباید با رویکردهای علمی و تحقیقاتی برخورد سیاسی و تحکم آمیز کرد. بنده باید به بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه که قصد دارند به صورت الزام آور و تحکمی با این مسأله برخورد کنند این نکته را گوشزد کنم که این رویکرد دقیق نیست و واکنش مناسبی با خود به همراه نخواهد داشت. هر‌چه بخش‌هایی از ساختار فکری جامعه تلاش کنند که به صورت سلبی با این موضوع برخورد کنند به همان اندازه واکنش‌ها نسبت به این رویکرد منفی و سیاسی خواهد شد. هنگامی که دوطرف ماجرا در دوسوی یک بازی سیاسی قرار می‌گیرند وضعیت به تقابل کشیده خواهد شد که در این تقابل سیاسی نتیجه مناسبی به وجود نخواهد آمد. وظیفه مسئولان در زمینه حجاب، ارشاد، امربه معروف و نهی از منکر از طریق منطق و استدلال است. دنیای امروز دنیای برخوردهای خشن با مسائل اجتماعی و فرهنگی نیست. دردنیای امروز مسائل اجتماعی و فرهنگی باید با رویکردهای عقلایی، منطقی و علمی حل و فصل شود و هر کسی به جز این راهی در پیش بگیرد اشتباه خواهد بود. برخورد با نسل جدید نیازمند استدلال و منطق است. برخی به جای اینکه در نمازجمعه موضع‌گیری سیاسی کنند و مرگ بر این و آن را ترویج کنند باید به حرف و درددل نسل جدید گوش بدهند. ما باید در هر موضوعی که محل مناقشه است با روش گفت‌وگو و تعامل با آن برخورد کنیم. تنها راه حل موضوع دخترانی که در اماکن عمومی کشف حجاب می‌کنند این گفت‌وگو و تعامل است و نه زندان. دوران برخورد سلبی و خشن با پدیده‌های اجتماعی به پایان رسیده است. از نظر شرعی و اسلامی نیز بی‌حجابی گناه است. کسی که گناه می‌کند نیز باید خودش در پیشگاه خداوند پاسخگو باشد. اگر با مسأله بی‌حجابی صرفا به عنوان یک جرم برخورد کردیم مجبور هستیم آن را به یک مسأله کیفری تبدیل کنیم که در نهایت نتیجه کافی از آن بدست نخواهد آمد.
از نظر شما چرا بی‌حجابی گناه است؟
از نظر من اگر باعث ناهنجاری در جامعه نشود اختیاری است. به عنوان مثال اگر کسی قصد داشته باشد از طریق بی‌حجابی در جامعه اشاعه فحشا و منکرات کند شرایط متفاوت خواهد بود. با این وجود اگر فردی به این نتیجه رسیده باشد که در اسلام حجاب اجباری نیست و یا اینکه این فرد اصلا مسلمان نیست نباید با واکنش مواجه شود. بی‌حجابی نباید در جامعه سبب بی‌عفتی، ساختار شکنی و هنجارشکنی شود و کسی در این مسأله شک و تردید ندارد. این وضعیت در بسیاری از کشورهای اسلامی مانند پاکستان، ترکیه، عراق و لبنان وجود دارد. در هیچ کدام از این کشورها با کسی که برخورد صورت نمی‌گیرد. از سوی دیگر در اسلام بی‌حجابی جرم و برای آن مجازات در نظر گرفته نشده است. به عنوان مثال اگر فردی نماز نمی‌خواند دچار جرم شده و یا گناه. بدون شک کسی که یک روز نماز نمی‌خواند هیچ جرمی مرتکب نشده و بلکه گناه کرده است. در نتیجه کسی نمی‌تواند با فردی که نماز نمی‌خواند برخورد کند.
در برخورد با معضلات اجتماعی راه درست و تاثیرگذار کدام است؟
به نظر من حرکت این دختران اشتباه بوده است. البته هیچ مشکل اجتماعی با تعزیر و برخورد حل نخواهد شد و بلکه مشکل را پیچیده‌تر خواهد کرد. به عنوان مثال برخورد سلبی و خشن با معتادان و قاچاقچیان مواد مخدر در طول سالیان گذشته مشکل اعتیاد را در جامعه ریشه کن نکرده ، بلکه گسترش نیز داده است. بدون شک اگر از همان ابتدا با رویکرد علمی و منطقی با پدیده اعتیاد برخورد می‌کردیم امروز نیز وضعیت بهتری در زمینه اعتیاد داشتیم. درکشورهای پیشرفته دنیا مبارزه با جرایم اجتماعی، تعلیم و تربیت و نهادینه کردن فرهنگ ضد جرم در سنین پایین و کودکی افراد جامعه است. این در حالی است که هنوز در کشور ما این رویکرد به وجود نیامده و در اغلب مواقع ما به جای ریشه‌یابی و تحلیل عمیق به دنبال برخورد سلبی و قهری با پدیده‌های اجتماعی رفته‌ایم.
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ‏ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا (سوره یونس:12). ما امتهای پیش از شما را، هنگامی كه ظلم كردند، هلاك کردیم.
وَاعْرِضْ‏ عَلَيْهِ‏ أَخْبَارَ الْمَاضِينَ وَذَكِّرْهُ بِمَا أَصَابَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَسِرْ فِي دِيَارِهِمْ وَآثَارِهِمْ فَانْظُرْ فِيمَا فَعَلُوا (نهج البلاغه، نامه 31). امام علی (ع) برای فرزندش امام حسن (ع) سفارش کرد: تاریخ گذشتگان را به  قلبت بیاموز وآن چه بر سر پیشینیان آمده است به یاد بیاور . در دیار و آثار آنان  سیر كن و بنگر آنان چه كردند.
پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم استبدادی شاهنشاهی از حوادث بزرگ و كم نظیر تاریخ ایران است. ملت ایران سی و نه سال پیش در برابر نظامی ایستاد كه سایه سیاه استبداد را بر كشور حاكم كرده و جامعه را به سوی تك صدایی و تك حزبی كشانده و جمله: «چو فرمان یزدان چو فرمان شاه را» مبنای سیاست‌های خودكامه خویش  ساخته بود. نظام حاكم و وابستگان قدرت چنان در لاك خودشیفتگی و فرعونیت  فرو رفته بودند كه واقعیت‌های  زیرپوست جامعه را نمی‌دیدند و اگر فریادی در جهت مبارزه با بیداد بلند می‌شد آن را سر كوب و افراد معترض را روانه زندان می‌کردند و تحت شکنجه قرار می‌دادند.
بنیان‌گذار نظام جمهوری اسلامی، امام خمینی و عده‌ای از ناصحان و ناقدان در دهه چهل، طی سخنرانی‌ها  و بیانیه‌ها به نظام حاكم هشدار می‌دادند و شاه را نصیحت می‌كردند كه دست از ستم فرو شوید و سرنوشت كشور را به دست بیگانگان یا فرصت‌طلبان ندهد؛ ولی غرور دستگاه حاكمیت به ویژه شخص شاه، اجازه شنیدن فریادهای دلسوزانه را نمی‌داد و شخصیتی مانند امام خمینی و افراد نامدار دیگر را روانه زندان و تبعید كرد. ملت ایران با قیام خود در سال 57 شاه را از كشور بیرون و امام خمینی را به عنوان رهبر نظام به كشور باز گردانید و نظام جمهوری اسلامی و حاكمیت مردم بر سرنوشت خویش را تحقق بخشید و میزان و معیار را آرای ملت دانست.
جوهر و گوهر نظامی كه جایگزین نظام شاهنشاهی شد عبارت بود از: حاكمیت ارزش‌های اسلامی، تحقق آزادی‌های مشروع و به حق مردم، عدالت اجتماعی و رفع هرگونه ظلم و ستم بر مردم. بنای نظام جمهوری اسلامی بر این بود که حقوق هر انسانی به عنوان انسان، صَرف نظر از دین، آیین، نژاد و قومیت او، از جمله آزادی‌های مصرح در قانون اساسی پاس داشته و محترم شمرده شود و یك فكر، یك سلیقه یا یك جریان خاصی بر كشور حاكم نشود. ملت بزرگوار ایران 22بهمن را از این جهت پاس می‌دارد كه در این روز توانست عامل ستم‌های اقتصادی و نابرابری‌های اجتماعی را كه موجب صدها فساد در جامعه می‌شد از بن بركند و برای تعیین سرنوشت خود، آزادانه  افراد را بركرسی مسئولیت بنشاند و هر مسئولی را در برابر  اعمالش پاسخگو ببیند.
 به نظر ما از جمله كارهایی كه در آستانه چهلمین سال انقلاب و در دهه فجر باید صورت بگیرد، بازخوانی خواسته‌های مردم و تحقق وعده‌هایی است كه رهبران انقلاب در برقراری نظام اسلامی داده بودند. به یقین كارهای بزرگ، حیاتی و زیربنایی در سال‌های پس از پیروزی در ایران صورت گرفته، دست اجانب از كشور كوتاه و ملت ایران به پاره‌ای از اهداف مهم خود نایل شده است، اما نباید از كژی‌ها و كاستی‌های سیاست داخلی و خارجی و نقدهایی كه بر سیاست‌های گذشته وارد است، چشم پوشید.
در دی‌ماه سال جاری عده‌ای از مردم در بعضی از شهرها به عنوان اعتراض به برخی از سیاست‌های موجود به خیابان‌ها آمدند و نسبت به پاره ای  عملكردها، با سردادن شعار های مختلف، اعتراض کردند. البته بعضی از شعارها خارج از هنجارهای مقبول ملت ایران بود، ولی با كمال تاسف پاره‌ای از مسئولان سیاست سركوب و زندان را مقدم بر حل مشكلات دانستند. اندوه‌ناكتر این كه یكی از خطیبان جمعه به اعتراضات مردم عنوان «بغی» داد و معترضان را باغی خواند و خواستار حكم اعدام برای به اصطلاح باغیان شد؛ غافل از این كه عنوان بغی در قرآن كریم، روایات اسلامی و احكام فقهی هیچ‌گاه شامل كسانی را كه در برابر سیاست‌های موجود، به درست یا غلط اعتراض مسالمت‌آمیز و بدون استفاده از سلاح دارند، نمی‌شود. باغی بر اساس آیه نهم سوره حجرات و روایات، به گروه‌هایی گفته می‌شود كه مسلحانه در برابر هم بایستند و خون همدیگر را بریزند یا در برابر حاكم عادل مسلحانه قیام كنند. هیچ‌گاه به گروه های معترض در برابر حاكم وقت كه مسلح نیستند و تنها شعار می دهند باغی اطلاق نمی شود.
مولای متقیان امیرالمومنین علیه السلام در برابر معترضین علیه خود فرمود: «مادامی که دست به اسلحه نبرده‌اند حق اعتراض و اجتماع دارند و نقدهای آنان شنیده می شود و حقوقشان از بیت المال پرداخت می شود». در نظام جمهوری اسلامی نیز زمانی که گروهایی در اول انقلاب از پادگان ها اسلحه ها دزدیده و غارت کرده بودند یا از بعضی اماکن دولتی غاصبانه سوء استفاده می کردند تا زمانی که در برابر مردم دست به اسلحه و ترور نبردند و اعلام جنگ مسلحانه نکردند، آزاد بودند، روزنامه داشتند و اجتماعات و راهپیمایی ها علیه نظام راه می انداختند؛ ولی نظام با آنان با نصحیت و رأفت برخورد کرد و حضرت امام با آنان ملاقات داشت حتی پس از اعلام جنگ مسلحانه در خرداد سال ۶۰، آیت الله قدوسی، دادستان کل انقلاب وقت، اعلام کرد اگر اسلحه‌ها را تحویل و اماکن دولتی را تخلیه کنند، نظام با آنان رفتار دوستانه خواهد داشت.
اگر در میان یك حركت اعتراضی عده‌ای معدود شیشه‌ای شكستند یا خسارتی وارد كردند، جرم حساب می شود و باید رسیدگی شود؛ اما عنوان بغی دادن به آنان خارج از شرع و قانون است. خطیب محترم و كسانی كه مانند او فكر می‌كنند، باید در دیدگاه خود تجدید نظر نموده و مشكلات مردم را از نگاه علمی و كارشناسی رصد كنند و درصدد حل مشكلات برآیند. این موضعگیری‌های افراطی و تندخویانه جز این كه ناامیدی و نارضایتی را افزایش دهد، سود و ثمر دیگری ندارد.
سزاوار است در ایام دهه فجر برای ایجاد وحدت ملی و امید بخشیدن به جامعه، فرموده حضرت علی (ع) را به یادآوریم که: «جَمالُ السیاسةِ العدلُ فی الإمرةِ والعفوُ معَ القدرةِ؛ زیبایی سیاست، عدالت در حکمرانی و گذشت در جایگاه قدرت است». شایسته است جوانان و افرادی را كه به زعم ما  دچار خطای سیاسی شده‌اند از زندان‌ها آزاد كنیم و سر سفره نظام و انقلاب بنشانیم. دنبال تحقق عدالت اجتماعی باشیم و روحیه امید را به جامعه باز گردانیم. هزاران ایرانی سرگشته در كشورهای خارجی آرزومند بازگشت به كشور هستند ولی به دلایلی هراس دارند؛ باید دستگاه های قضایی و امنیتی برای بازگشت این هموطنان عزیز نیز چاره‌ای بجوید.
حركت‌هایی كه برای حذف یاران انقلاب و امام در چند سال اخیر صورت گرفته و جهتی كه صدا و سیمای ملی كشور به میل خود برگزیده است از عوامل نارضایتی مردم است و از نقدهای  مهم عملكرد برخی از مسئولان به حساب می‌آید. انزوای كشور در سیاست خارجی كه در دولت نهم و دهم صورت گرفته بود آسیب‌های بزرگی بر كشور وارد ساخت. خوشبختانه دولت یازدهم با تدبیر و امید توانست كشور را از خطرهای خارجی نجات دهد و برجام را به رغم غرض‌ورزی‌ها و تخریب‌های داخل و خارج به سرانجام خوبی برساند؛ ولی خطرهای خارجی به ویژه مواضع رییس جمهور فعلی آمریكا با هم‌دستی برخی كشورهای منطقه هر لحظه ما را تهدید می‌كند. ما در این موقعیت باید با ایجاد وحدت ملی و ایجاد اعتماد میان دولت و ملت هرگونه خطر خارجی را دفع کنیم.
ناهمگونی دستگاه اقتصادی كشور و مهارگسیختگی ارز و كاهش پول ملی به گونه‌ای است كه ممكن است در آینده‌ای نه چندان دور گرفتار تورم لجام گسیخته و نارضایتی مردم شویم؛ از این رو، دولت محترم باید چاره‌ای بیاندیشد تا با بحران تازه‌ای مواجه نشویم.   
 اعضای محترم شورای نگهبان و مسئولین محترم قوه قضاییه و سایر نهادهای امنیتی و غیرامنیتی باید نگاهی نقدگونه به عملكرد خود در گذشته داشته باشند. آیا این دستگاه‌ها و مراكز حساس و مهم كشور به اهداف انقلاب و خواسته‌های مردم نزدیك‌تر شده یا از آن ها فاصله گرفته‌اند؟ آیا فساد اداری و رانت خواری كه از ویژگی‌های رژیم پیشین بود، فزونی یافته یا كاهش داشته است؟ و همین طور آمار اعتیاد و سایر مفاسد و آسیب‌های اجتماعی؟ آیا مسأله وحدت و آشتی ملی رو به استحكام و ائتلاف است یا این كه به چند پارگی و سستی و زوال رو كرده است؟ آیا حركت‌های تند و افراطی و پاره‌ای از سخنرانی‌ها و خطبه‌ها به یكپارچگی و آشتی ملی ما آسیبی وارد نكرده است و بعضی از یاران واقعی امام و انقلاب را به انزوا نبرده است؟ آیا بهتر نیست برخی از مواضع تند سیاسی به ویژه در صدا و سیما و مجلس شورا و پاره‌ای از خطبه‌ها به یك موضع معتدل سیاسی تبدیل شود تا وحدت و آشتی ملی و سیاست خارجی ما آسیبی نبیند؟
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن گرامی‌داشت سی و نهمین  سالگرد پیروزی انقلاب، این روز را به ملت ایران، رهبر معزز جمهوری اسلامی آیت الله خامنه‌ای و سایر مسئولان بالاخص خانوادهای محترم شهدا تبریك گفته و از ملت شرافتمند ایران می‌خواهد در راهپیمایی بزرگ این روز مهم شركت کنند و عظمت و یكپارچگی خود را در برابر توطئه های اخیر كه ممكن است در منطقه صورت بگیرد، نشان دهند و از حاکمیت می‌خواهد منتقدان خود را به رسمیت بشناسد، این روز را به عنوان روز آشتی ملی و تألیف قلوب جناح‌ها قلمداد كند و زمینه را برای رفع محدودیت و محصوریت یاران انقلاب و امام فراهم نماید.
در پایان عزت و دوام نظام جمهوری اسلامی را از خداوند متعال خواستاریم.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۱۸/۱۱/۱۳۹۶
سه شنبه, 17 بهمن 1396 17:02

حجاب ؛ و مهمتر از آن ....

هادی سروش
۱.  استادمطهری می گوید:حجاب تاسیسِ اسلام بوده و درجاهلیت از آن خبری نبوده .
۲. حجاب برای صیانت فرد و جامعه است ، نه برای محدودیت .
۳. کسانی که به زن نگاه تفریطی و بسته و دگمی دارند و بر این باورند که زن باید تا آخر عمر در خانه محبوس باشد، نمی توانند در مورد حجاب نظرپردازای معتدل و متکی بر ادله فرا گیر فقهی در این موضوع داشته باشند.
۴. برای مردود شمردن آن نگاه دگم در مورد زن ، کافی است درفقه ، به این موضوعات توجه شود  :
الف) استحباب حضور دختران و زنان در نمازهای عید
ب) جواز حضور زنان در عزاداری ها ، در احقاقِ حق الناس ، در تشییع جنازه ، در عیادت از مریض و...
ج) اجازه فقهاء بر عدم وجوب پوشش دست و صورت زنان. علامه حلی در این موضوع ادعای "اجماع فقهاء امصار" یعنی فقهاء مناطق مختلف شیعه و سنی را ، نموده .
۵. در موضوع حجاب ،  بحث آرایش و یا بحث معاشرت های تحریک آمیز و یا بحث نگاه کردن و یا بحث سخن گفتن  مطرح نیست بلکه فقط سخن در کمّیت و مقدار پوشش زن دراجتماع است.
۶. از آنجا که حجاب یک دستور دینی است پس باید احکام مربوطه را از متون دینی استخراج کرده و باورهای شخصی و یا قومی خویش را به آن تحمیل نکنیم که قرآن فرمود: "لاتقدموا بین یدی الله و رسوله"
۷. طبق نظریه مشهور اهل فقه ؛ غیر از دست و صورت باید مورد پوشش قرار گیرد و البته امکان نظریه؛ استحباب پوشش سر و گردن را برخی محتمل دانسته که در حد تئوری پردازی بوده و نه فتوا .
۸. براساس اصلِ اصیل و متقن " عدم اکراه بر دین" که مستند به آیه "لااکراه فی الدین "  و ادله دیگر می باشد؛ اجبار در احکام و اعتقادات دینی امکان پذیر نمی باشد.
۹. اجبار یعنی الزام نمودن افراد نسبت به رعایت حجاب و درصورت عدم تمکین ، بتوان از راهکار مجازات های روحی و روانی و جسمی، نسبت به متخلفین استفاده کرد.
۱۰. در مقابل عده ای که بر لزوم و الزام و اجبار و نیز مجازات متخلفین از رعایت حجاب صحه گذاشته و بدان معتقدند، دیگرانی از اصحاب فقه و فهم مانند استاد‌ مطهری و آیت الله بهشتی و آیت الله طالقانی و ... بر عدم اجباری بودن حجاب متمرکز شده اند .
جالب قصه اینجاست که امروزه حتی برخی از محافظه کاران بسیار جدی ، که از برگزاری کنسرت ، اباء دارند، اما به عدم اجباری بودن حجاب معترف شده اند !
۱۱. البته ناگفته نماند که ما در این سالها از اجبار بر مسئله حجاب ، نتیجه موفّقی بدست نیاورده ایم.
۱۲. به نظر می رسد باید کار فرهنگی کرد و مقصود از کار فرهنگی تشکیل کلاس و حضور اجباری دختران و زنان نیست . کار فرهنگی به قول علامه طباطبایی؛  کار بر "طریق عقل" است نه "اجبار بر تقلید" که باعث سقوط از انسانیت می شود.
و نقطه شروع خود مسئولان و زمامداران هستند .اگر خدای نخواسته ؛ ادبیات رسانه ای و نیز گفتمان اجتماعی و سیاسی ، بر روش بی ادبانه باشد  و یا عدم توجه به حقوق شهروندان دیده شود و یا خبر دستبرد به بیت المال مخابره شود، دیگر نمی توان انتظار رعایت همه هنجارهای اجتماعی و احکام دینی را از فرد فرد شهروندان انتظار داشت.
۱۳. از این نکته روشن، دست اندرکاران تغافل نفرمایید که برای رعایت حجاب ، باید به خواسته ها و حقوق مشروع و قانونی زنان در مورد تحصیل ، ازدواج و اشتغال و .... بی توجه نبود. خصوصا وضع اقتصادی خانواده ها در موصوعاتی مانند حجاب ، تاثیر انکارناپذیری دارد.
۱۴. ضمنا ؛ دلسوزان پیاده نمودن احکام اسلام خوب است به موضوع عفاف هم توجهی بفرمایند ؛حجاب ، خروجی عفاف است . عفاف خاستگاهش درونی است و هر کسی که بیشتر دارای عفت است می تواند در رعایت حجاب موفق تر باشد .همانطوریکه حجاب بی تاثیر از عفاف نیست ، عفاف فرد هم بی تاثیر از عفاف و اخلاق و خویشتن داری جامعه و مسئولان جامعه نیست .پس نمی توان به رعایت حجاب زنان و دختران حساس بود اما از اخلاق و منشِ زمامداران و روش رفتاری مردان در جامعه ، غافل بود .
۱۵.بنابراین حجاب یک صیانت بزرگ است که در همه جوانب زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار بوده و هیچ منافاتی با فعالیت های زنان نیز ، ندارد وحتی اگر در جامعه ای عقده های اخلاقی و روانی وجود نداشته باشد ، بلکه بالعکس جملگی آراسته به وزانت و شخصیت بوده باشند ، نیاز و ضرورتی برای "اجبار و قانون و جزاء و خشنونت" هم در موضوع حجاب دیده نمی شود.
خلاصه ؛ اگر همه ی ما و همه آقایان ؛ منافذِ فسادهای تعریف شده را بسته و نیز به همه حق و حقوق ملت پای بند باشیم ، سیطره ی معنویت خود به خود در جامعه ظهور نموده و دغدغه حجاب در دینداران مرتفع می شود .
چرا که به قول استادمطهری :"روح بشر و خصوصا روح جوان برای پذیرش مسلمات دینی اگر بصورت زنده عرضه شود ، آماده است و مردم ایران بخصوصه روح دینی دارند" .
محمدجعفر سعیدیان‌فر در گفت‌وگو با ایلنا: اتفاقات اخیر درباره آزادی حجاب یک بحث انحرافی است
عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم می‌گوید: باید با ابزاری که در اختیار حاکمیت وجود دارد، فرهنگ‌سازی کند. اما اینجا یک بحثی هست و آن اینکه هنجارها وقتی تبدیل به قانون می‌شود، باید قانون رعایت شود. منتها ما قانون را باید اصلاح کنیم. یعنی نباید قوانینی را بدون بررسی زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آن، وضع کنیم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، نگاه اسلام به آزادی‌های اجتماعی و جایگاه جبر و اجبار در مسایل دینی ازجمله حجاب در احکام دینی، محور اصلی گفت‌وگو با عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بود. حجت‌الاسلام محمدجعفر سعیدیان‌فر در گفتگوی پیش‌رو با اشاره به بحث دختران معترض به حجاب، اظهار می‌کند: اینکه بیاییم و صرفا روی این مسئله تکیه کنیم که حجاب باشد یا نباشد، مباحث اساسی و اصلی حقوق زنان که بسیار هم جای کار دارد را به حاشیه خواهد برد. موارد مهمی چون تأکید بر نقش‌های حاکمیتی زنان و مشارکت آنان در امور مختلف سیاسی و اجتماعی که واقعا جای بحث و تمرکز دارد.
عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم همچنین می‌گوید: کار رضاخان که با زور و اجبار در بحث کشف حجاب زنان وارد شد، نتیجه نداد چون مردم خواهان حجاب بودند. امروز نباید فراموش کنیم که با زور نمی‌شود کسی را باحجاب کرد. این کار اشتباه است و نتیجه ندارد. متأسفانه امروزه جریانی وجود دارد که کل دین را خلاصه در همین ظواهر دینی ازجمله حجاب و ... می‌کند درحالیکه نسبت به مسائل مهمی که اسلام به آنها تأکید فراوان دارد و ازجمله آنها می‌توان به بحث عدالت و گسترش آن در جامعه اشاره کرد، حساسیتی ندارند.
برخی کارشناسان دینی می‌گویند در دین اسلام برای رعایت حجاب اجباری نیست و زنان در این زمینه آزاد هستند و برخی دیگر معتقدند در جامعه اسلامی رعایت حجاب زنان، اجبار الزامی است و جامعه را نباید عاری از حجاب پذیرفت. در نهایت کدام تفسیر درست است؟ آیا حجاب زنان در اسلام، به اختیار خودشان گذاشته شده و آنها آزاد هستند یا باید بحث اجبار را بستر جامعه اسلامی پذیرفت؟
در ابتدا بگویم؛ به شخصه معتقدم که حجاب از احکام دین اسلام است، اما اینکه آیا حکومت‌ها برای اجرا و پیاده کردن احکام دین در جامعه می‌توانند با قدرت و زور عمل کنند، موضوعی اختلافی بین کارشناسان و صاحب‌نظران است. به اعتقاد بنده نباید با زور و قدرت حکومتی؛ احکام دین همچون حجاب و دیگر مواردی که مربوط به احوال شخصیه آدم‌ها می‌شود را در جامعه اجرا و پیاده‌سازی کنیم. یعنی همانطور که با زور نمی‌توان حجاب را از سر زنان برداشت، از آن طرف هم با زور هم نمی‌توان حجاب بر سر زنان گذاشت.
زور و اجبار در هر دو سوی این مسئله خوب نیست و نتیجه نمی‌دهد بلکه ما باید با فرهنگ‌سازی، حجاب و فواید آن را برای دختران و زنان جامعه تبیین کنیم و درنهایت این خود مردم باشند که با اختیار و آزادی حجاب را انتخاب می‌کنند.
اما در رابطه با بحث جدیدی که اخیرا در کشورمان مطرح شده و جریانی که براساس آن؛ تعداد انگشت شماری از زنان روسری خود را برداشته و به حجاب زنان در جامعه ایران اعتراض می‌کنند، نظر شخص من این است که این بحث، یک بحث انحرافی است. چون در موضوع کرامت زن، مشکل امروز زنان ایران این نیست که حالا روسری به سر داشته باشند یا نداشته باشند. از همین روست که می‌گویم این حرکت، یک حرکت اساسی نیست.
آیا حضرتعالی معتقدید که زنان ایران هنوز باید برای رسیدن به جایگاه اصلی خودشان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی ازجمله ایفای نقش در رده‌های مختلف حاکمیتی و اجرایی و ... تلاش کنند و از این روست که بحث از روسری داشتن یا نداشتن زنان، انحرافی است تا مباحث اصلی را به حاشیه ببرد؟
بله. واقعا مشکل زنان کشورمان روسری به سر داشتن یا نداشتن نیست. ما باید در امور زنان، روی مباحثی همچون توسعه فرهنگی و برابری دانش‌شان کار کنیم. نقش‌های حاکمیتی زنان و مشارکت آنها در امور مختلف سیاسی و اجتماعی. اما اینکه بیاییم و صرفا روی این مسئله تکیه کنیم که حجاب باشد یا نباشد، مباحث اصلی زنان که بسیار هم جای کار دارد را به حاشیه خواهد برد. مضاف بر اینکه موضوع روسری زنان و تمرکز بیش از حد روی آن، هم باعث چنددستگی در جامعه خواهد شد و هم حتما دل متدین‌ها را می‌لرزاند و آنها را رفته رفته نسبت به هر حرکت اصلاح‌طلبانه‌ای در جامعه بدبین می‌کند.
درنهایت به نظرم حرکتی که اخیرا برخی با شکل امروز شروع کرده‌اند، یک حرکت اساسی نیست و عقیده ندارم حرکت صحیحی باشد. من واقعا نمی‌خواهم همچون برخی افراد صاحبِ تریبون، این زنان و دختران را به بی‌دینی و لامذهبی متهم کنم بلکه روی اصل حرکت بحث دارم که حرکت صحیحی نیست و جامعه را از امور اصلی زنان غافل می‌کند.
فکر نمی‌کنید شاید نارضایتی از عدم تحقق برخی حقوق اساسی و اصلی زنان در جامعه امروز ایران، خود را در قالب به دست گرفتن روسری توسط برخی دختران و زنان و اعتراض به داشتن حجاب نشان می‌دهد؟
بالاخره برجسته کردن این موضوع، قطعا مباحث اصلی حقوق زنان در جامعه را به حاشیه می‌برد. موارد مهمی چون تأکید بر نقش‌های حاکمیتی زنان و مشارکت آنها در امور مختلف سیاسی و اجتماعی که واقعا جای بحث و تمرکز خاص خود را دارد.
 اگر در همین شرایط، یک زن یا دختر جوان که فرض می‌کنیم اصلا نگاه سیاسی و جهت‌گیری خاصی هم ندارد؛ به خیابان آمد و روسری خود را از سر برداشت و باز اگر فرض کنیم او فقط خواسته‌ای در همین حد داشته باشد دراین زمینه باید چه کرد؟
اولا باید با ابزاری که در اختیار حاکمیت وجود دارد، فرهنگ‌سازی کند. اما اینجا یک بحثی هست و آن اینکه هنجارها وقتی تبدیل به قانون می‌شود، باید قانون رعایت شود. منتها ما قانون را باید اصلاح کنیم. یعنی نباید قوانینی را بدون بررسی زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آن، وضع کنیم. اینکه شما می‌گویید یک دختر خانم ممکن است با شرایطی که گفتید کشف حجاب کند و ... را نمی‌شود به‌صورت مجزا بحث کرد. ما باید در چارچوب هنجارهای یک جامعه و روی یک مسئله مشخص بحث کنیم. متأسفانه این بحث الان دارد سیاسی می‌شود، وقتی هم سیاسی شد، از حالت طبیعی که مثلا شما می‌گویید الان یک نفر می‌آید و روسری‌اش را درمی‌آورد، خارج می‌شود.
ما باید با این دید نگاه کنیم که زمانی یک نفر مثل رضاخان تمام توسعه کشور را در این می‌بیند که زنان را به بی‌حجابی و اینکه حجاب باید برداشته شود، اجبار می‌کند که خب این جریان موفق نمی‌شود و دیدیم که نشد. از سوی دیگر یک جریان دیگری هم متأسفانه کل دین را خلاصه در همین ظواهر و مسائل می‌کند و می‌خواهد به اجبار  مسئله حجاب را اجرا کند، درصورتی‌که در مسائل مهمِ دین اسلام که روی آنها تأکید بسیاری هم شده، همچون عدالت‌طلبی و اقامه قسط و عدل و ... حساسیتی در جامعه دیده نمی‌شود اما روی حجاب و ظواهر حساسیت به خرج داده می‌شود. خب این کارها اشکال دارد.
ما یک بحث فقهی داریم و یک بحث کلامی و یک بحث کلیت و سیستم حکومتی. این مباحث را به صورت تک و منفرد نمی‌شود به بحث گذاشت بلکه باید مجموعه‌ای به آن نگاه کرد. اینکه در سخنانم اشاره کردم که مباحث اخیر مطرح شده و روسری به دست گرفتن برخی زنان، یک بحث انحرافی است، منظورم اصلا این نیست و نمی‌خواهم بگویم این افراد منحرف هستند بلکه منظورم کلیت کار است. در هر صورت قانون رسمی کشور باید اجرا شود. یعنی در صورت وجود قانون، باید قانون اجرا شود.
یعنی اتفاقات اخیر باعث می‌شود از مباحث اصلی که باید پیگیری هم شود، منحرف شده و دیگر به مسائل اصلی توجه نشود؟
بله. واقعا حقوق زن در حجاب داشتن یا نداشتن حجاب خلاصه نمی‌شود بلکه باید بررسی کنیم چه اشکالی در جامعه ما هست که تا این اندازه مشارکت زنان در امور مختلف سیاسی و اجتماعی کشور و نقش‌های حاکمیتی و اجرایی کم است؟ و اینکه در زمینه احکام حقوقی که حقوق زنان ضایع می‌شود چه تدابیری باید بیاندیشیم که حقوق زنان استیفا شود؟
در عین حال این مباحث را باید مطرح کرد که مسئله حفظ ظاهر و نوع پوشش، در یک بستر فرهنگی سالم جامعه را، باید در اختیار خود شهروندان بگذاریم. اما اینکه بیاییم این موضوع را مسئله اصلی کشور قرار دهیم و یک عده بگویند این کار بی‌دینی است و ...، یک حرکت فرعی و انحرافی است که باعث دور شدن از مسائل اصلی و اساسی می‌شود.
شما حجاب را چگونه تعریف می‌کنید؟
فلسفه حجاب این است که از روابط ناهنجار در جامعه جلوگیری کرده و سلامت جامعه را تضمین کند. البته حجاب هم درباره مرد است و هم درباره زن. یعنی اگر پوشش مرد هم به نحوی باشد که افراد جامعه را تحریک کند، خود جامعه با چنین رویه‌ای برخورد می‌کند و آن را تحمل نمی‌کند. اما وقتی جامعه درست بود و بستر فرهنگی مناسبی هم در جامعه اسلامی حکمفرما بود، قطعا در احکام اسلامی جبر جایگاهی ندارد و همه احکام تابع قانون است و دموکراسی حقیقی هم تکیه بر قانون است. حتی فراتر از حجاب که یک حکم دینی است، به‌صورت کلی جبر در احکام اسلامی جایگاه ندارد. مثلا بحث نماز خواندن، مگر شخصی می‌تواند شخص دیگر را مجبور به نماز خواندن کند؟ نماز که هیچکس شکی ندارد حکم قطعی دین اسلام است، باز با اجبار تناسبی ندارد. فراتر از این موضوع، خود قرآن می‌گوید که در اصل اعتقاد به دین هم اجباری نیست. پس همانطور که گفتم ممکن است یک بحث فرعی مثل حجاب بیاید و مسائل اساسی دیگر را تحت‌الشعاع قرار داده و آنها را بپوشاند.
یعنی شما معتقد هستید که قانون باید اجرا شود و اگر شخصی؛ ایراد به قانون دارد بازهم باید تلاش کند اصلاحات لازم روی آن انجام شود؟
بله. دقیقا. البته در یک جامعه مذهبی مثل جامعه ایران، برای وضع قوانین به مذهب هم توجه دارند. الآن در کشور عراق هم اینگونه است. کلا در اکثریت کشورها به مذهب اکثریت مردم توجه می‌شود اما اینکه با زور بخواهیم احوال شخصی آدم‌ها را تغییر دهیم یا چیزهایی را به آنها تحمیل کنیم، چیزی نیست که اسلام دنبالش باشد.
حجت الاسلام کاملان عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم با تأکید بر اینکه امام جمعه باید بدون وابستگی به جریان‌ها و احزاب، مسایل کشور را برای مردم بیان کند، گفت: از سیاست اولیه‌ی نماز جمعه کاملاً دور شده‌ایم.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان در گفت‌وگو با شفقنا با بیان اینکه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، وقتی قرار شد نماز جمعه در کشور برگزار شود، نام این نماز، «نماز وحدت» بود، اظهار کرد: در آن زمان، نماز جمعه را با عنوان نماز وحدت می‌شناختند و این بود که در زبان سیاسی آن دوره، نماز دشمن‌شکن و امثال آن بود.
او در نقل خاطره‌ای از حدود سال ۱۳۶۲ و دوره‌ی دوم مجلس شورای اسلامی گفت: در آن انتخابات، ائمه‌ی جمعه هم در سراسر کشور کاندیدا داشتند و از افراد خاصی پشتیبانی می‌کردند. در نهایت مشاهده شد که این افراد و کاندیداهای ائمه‌ی جمعه در اکثر مناطق، رأی نیاوردند و این مساله، امام(ره) را نگران کرده بود که این به چه معناست که ائمه‌ی جمعه، کسانی را تأیید کنند و چنین و چنان کنند اما مردم به آن‌ها رأی ندهند. به همین دلیل دستور داده بودند بررسی شود که علت چه بوده است. گروهی تشکیل شده بود و بعضی با من تماس گرفتند که چنین نگرانی برای امام ایجاد شده و داستان هم این است که کاندیداهای مورد نظر ائمه‌ی جمعه در انتخابات، رأی نیاوردند و باید بررسی کنیم که چرا چنین شده است و از من خواستند در همین راستا به شیراز بروم که من به دلیل ناآشنایی با این شهر نپذیرفتم.
کاملان ادامه داد: دوباره از من خواستند به هرمزگان بروم که باز هم به دلیل آشنایی نداشتن با ائمه‌ی جمعه و حوزه‌ی آن منطقه نپذیرفتم و در انتها پیگیری مساله در استان مازندران را به عهده‌ی من گذاشتند. شاید بیش از یک ماه زمان برد و در این مدت با یکی دیگر از همراهان، هر پنج‌شنبه و جمعه که درس‌های حوزه و… بیشتر تعطیل بود برای بررسی وضعیت ائمه‌ی جمعه و اینکه میزان محبوبیت آن‌ها در میان مردم چقدر است، چقدر در نماز جمعه شرکت می‌کنند، نهادهای انقلاب چه رابطه‌ای با امام جمعه دارند و چه موقعیتی در آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها و … دارند، به آن شهرها می‌رفتیم. البته این موارد را به گونه‌ای و با ظرافت خاصی بررسی می‌کردیم که چندان متوجه نشوند که داستان از چه قرار است. من و یکی از دوستان، کل استان مازندران را در این مأموریت بررسی کردیم.
این استاد دانشگاه گفت: به این دلیل این خاطره را به عنون مقدمه بیان کردم که بدانید اصلاً از ابتدا بنا بر این بود که نماز جمعه یک مرکز و یک کانون توحید و وحدت در جامعه‌‌ی آن منطقه اعم از شهرستان و استان و… باشد و همه قشر از افراد در نماز جمعه شرکت کنند. محتوای نمازجمعه و خطبه‌ها باید به گونه‌ای باشد که فرد تحصیل‌کرده، دانشگاهی و حوزوی که در نماز شرکت می‌کند و همچنین فردی عامی یا فردی متوسط، هر کدام به نوعی از خطبه‌ها استفاده کرده باشند. بنا این بود که خطبه‌ها دارای محتوای اخلاقی، معرفتی و امثال آن باشد.
امام جمعه باید بدون وابستگی به جریانی، مسایل کشور را برای مردم بیان کند
هرچه گذشت نماز جمعه از اهداف اولیه‌ی خود دور و دورتر شد
او با بیان اینکه در خطبه‌ی دوم نیز امام جمعه باید بتواند با یک بصیرت تمام و بدون وابستگی به جریان و حزب و گروهی و ملاحظات حزبی، مسایل کشور و مصالح مردم را برای آن‌ها بیان کند، گفت: در دوران اوایل انقلاب هم به هر حال احزاب گوناگون و جریانات چپ و راست و جریانات فکری متفاوتی از جمله انجمن حجتیه وجود داشتند و قرار بر این بود که امام جمعه بدون هیچ وابستگی به این جریانات بتواند مسایل سیاسی و اجتماعی کشور را تحلیل کند. متأسفانه به تدریج  هرچه گذشت نماز جمعه از اهداف اولیه‌ی خود دور و دورتر شد. به گونه‌ای که معمولاً در نماز جمعه یا امام جمعه مطالبی ایراد می‌کرد که به نوعی وحدت‌شکن بود و گروهی را جذب و گروهی را طرد می‌کرد و گاهی نیز اگر او این گونه عمل نمی‌کرد، سخنران قبل از خطبه‌ها  این مسوولیت را به عهده داشت تا مطلبی بیان کند که موجب اختلاف و بروز مشکلاتی در کشور شود.
از سیاست اولیه‌ی نماز جمعه کاملاً دور شده‌ایم
کاملان ادامه داد: این موضوعی بود که به طور مرتب اتفاق می‌افتاد. در عین حال به لحاظ علمی و دینی از محتوای خطبه‌ها هم کم می‌شد. البته این موضوع، کلیت نداشت و با اینکه فشارهای بسیاری از طرف گروه‌ها، احزاب و برخی شخصیت‌ها که وابسته‌ به بعضی  احزاب و گروه‌ها بودند، روی ائمه‌ی جمعه بود، بعضی از ایشان، حالت استقلال فکری و سیاسی خود را کاملاً حفظ کرده بودند و وارد مسایل جزیی و اختلاف‌برانگیز نشدند و نمی‌شدند و در محدوده‌ی کلیات راجع به مسایل کشور  صحبت می‌کردند. در خطبه‌ی اول نیز از مباحث دینی و اخلاقی در خطبه‌های نهج‌البلاغه، صحیفه‌ی سجادیه و قرآن کریم استفاده می‌کردند. این اصل سیاست‌گذاری درباره‌ی نماز جمعه و نهاد نماز جمعه بود اما امروز از این سیاست اولیه کاملاً دور شده‌اند و وضعیت به گونه‌ای دیگر ادامه پیدا کرد که متأسفانه گاهی موجب اختلاف و طرد مردم و خلوت شدن نماز جمعه می‌شود.
او با اشاره به استقبال گسترده‌ی مردم از نماز جمعه‌ها در اوایل انقلاب، اظهار کرد: نمی‌توان یک علت برای این استقبال مردم و بخصوص جوانان بیان کرد که بر فرض امروز به دلیل ضعیف بودن امام جمعه یا داشتن گرایشات حزبی و خطی وی جوانان استقبال نمی‌کنند. یک، این که در آن دوره‌ی اول، اشتیاق و عشقی در جامعه بود برای این که مسایلی را بفهمند که برای مثال قبلاً در رژیم شاه، امکان بیان آن نبود و بیشتر به اسلام انقلابی و آشنا شدن با آن علاقه داشتند که در دوره‌ی شاه نمی‌شد آن را بیان و ترویج کرد. بر این اساس از شخصیت‌هایی مثل آیت‌الله طالقانی که مفسر اسلام انقلابی بود و همچنین آیت‌الله منتظری که به نوعی همینطور بود و بعد از ایشان نیز دیگران استقبال می‌کردند. اکثر ایشان از انقلابیون بودند که  از دین و تشیع، تفسیر انقلابی داشتند. این عطش در میان مردم اما کم کم کمتر شد. به این دلیل که رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها، نهادهای فرهنگی و … دائماً همین اسلام و همین ایده را  ترویج می‌کردند و ایده‌ی طرف مقابل چندان پر و بالی داده نمی‌شد و امکان تبلیغ نداشتند.
عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم تصریح کرد: نزدیک به چهل سال از انقلاب می‌گذرد؛ دیگر افراد انقلابی و طرفداران تشیع انقلابی چقدر می‌توانند این ایده را ترویج کنند؟ طبیعی است که مسایل، تکراری می‌شود. جوان از آن جا مطلبی می‌شنود که از تلویزیون و رادیو شنیده و روزنامه‌ها و مجلات، دیده است و طبعاً آن اثرگذاری را نخواهد داشت. همه‌ی آن را نمی‌توان به پای ناتوانی امام جمعه گذاشت بلکه عطش این سمت ماجرا و آن عشق و علاقه به این مساله هم کم شده است.
او با قرائت این آیه از قرآن که «إذا نودی للصلاه من یوم الجمعه فاسعوا إلى ذکر الله وذروا البیع ذلکم» گفت: نهاد نماز جمعه، همانطور که از اسم آن بر می‌آید، ریشه در قرآن کریم دارد. در سیره‌ی نبوی نیز پیامبر (ص) اقامه‌ی جمعه می‌کرد و بعد از ایشان هم ائمه‌ی اطهار. البته علی ابن ابی‌طالب(ع) در زمان حکومتشان اقامه‌ی جمعه می‌کرد، وگرنه بقیه‌ی ائمه که اصلاً امکان حکومت نداشتند بنابراین نماز جمعه توسط آن‌ها برگزار نشد.
کاملان تصریح کرد: همان مقداری که در سیره‌ی پیامبر و بعد از آن هم در سیره‌ی علوی وجود دارد، مشاهده می‌شود که بیشتر به مباحث دینی و تقویت روح دینی و اینکه مردم چگونه زندگی مومنانه داشته باشند، می‌پرداختند. دستور هم داریم که از تقوا برای مردم بگویید، مردم را به اخلاق اسلامی، آگاه و به سیره‌ی ائمه و سیره‌ی پیامبر آشنا کنید. این موارد، بخشی از دستوراتی است که امام جمعه به چه چیزهایی باید اهتمام ورزد. البته باید  مردم را به حوادث و  وقایع روز هم آگاهی دهند و آشنا کنند اما توجه امام جمعه به این جهت جلب باشد که  وارد جزییات و خط و خطوط سیاسی و گروهی و جناحی نشود.
او یکی از نقاط ضعف نماز جمعه‌های فعلی را برخورد خطی و جریانی بعضی امام جمعه‌ها خواند و افزود: البته این کلی نیست و همه‌ی ائمه‌ی جمعه اینطور نیستند اما نمونه‌هایی از آن در برخی از شهرها قابل دیدن است. امام جمعه‌هایی که به این صورت عمل می‌کنند، وابسته‌ به یک خط فکری خاص و در مقابل یک جریان دیگر هستند و هر هفته این نگاه را در خطبه‌ها مطرح می‌کند و گاهی هم به جنجال کشیده می‌شود. در نتیجه، طیف عظیمی که این تفکر و این خط سیاسی را قبول ندارند، نه تنها جذب نماز جمعه نمی‌شوند بلکه برخی نفرت پیدا می‌کنند. در نماز جمعه‌هایی که چنین افرادی امامت آن را به عهده دارند، گروه خاصی شرکت می‌کنند و مطالب گفته شده نیز تکرار مکررات است. بر فرض مشهد حدود سه میلیون جمعیت دارد، اگر یک دهم این جمعیت نیز به نماز جمعه بیایند، باید سیصد هزار نفر در نماز جمعه‌ی مشهد شرکت کنند، در حالی که اصلاً به این شکل نیست.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه البته آمار و ارقام، بسیار گفته می‌شود، ادامه داد: در همان دوره‌ی سال‌های ۶۲ و ۶۳ که برای بررسی ائمه‌ی جمعه می‌رفتیم، از خود امام جمعه می‌پرسیدیم که نماز جمعه‌ی حضرت عالی چقدر جمعیت حضور پیدا می‌کند. بر فرض می‌فرمودند که چهارصد هزار نفر اما بعد که محل نماز جمعه را از نزدیک می‌دیدیم، مشاهده می‌‌شد که اصلاً امکان اینکه این جمعیت در آن‌جا بنشینند، وجود ندارد. از خادم آن‌جا و از افراد شرکت‌کننده می‌پرسیدیم که چقدر جمعیت در نماز جمعه‌ها جمع می‌شود که بر فرض پاسخ می‌دادند اگر در ماه مبارک رمضان و مخصوصاً شب‌های احیا باشد، این شبستان پر می‌شود وگرنه تقریباً به اندازه‌ی یک سوم شبستان می‌آیند. تفاوت آن آمار با بررسی‌های ما بسیار بالا بود. به همین دلیل نمی‌توان چندان توجهی به آن آمار و ارقامی داشت که گفته می‌شود. باید رفت و دید که چه جمعیتی و چه قشری در آن‌جا حضور یافته‌اند.
نماز جمعه، جایگاهی که باید داشته باشد و قرار بود داشته باشد را ندارد
او تصریح کرد: گاهی بیشتر جمعیت، افراد پنجاه سال به بالا هستند که در حال گذراندن قسمت سوم عمر خود هستند و طبیعی است که در آن ایام به مسجد و حرم و… روی بیاورد و شرکت آن‌ها چندان تأثیرگذار نیست. حضور جوان‌ها، دانشگاهیان و گروه‌های فعال است که می‌تواند اثرگذار باشد. در حالی که این گروه‌ها کمتر در نماز جمعه‌ها دیده می‌شوند. به این دلیل است که عرض می‌کنم متأسفانه امروزه نماز جمعه، آن جایگاهی که باید داشته باشد و قرار بود داشته باشد را ندارد.
کاملان با تأکید بر این که وارد خصوصیات و جریانات سیاسی، گروهی و حزبی شدن امام جمعه به شدت مخل و مضر به نماز جمعه و رونق نماز جمعه است، گفت: اگر می‌خواهند نماز جمعه، اقشار و افکار  مختلف را جذب کند، امام جمعه نباید وابسته به یک جناح و جریان خاص باشد که متاسفانه بعضی از آن‌ها هستند و می‌بینید که این ضرر سنگینی را وارد می‌کند. متأسفانه در بعضی از شهرستان‌ها نیز پس از شنیدن خطبه‌ی اول مشاهده می‌شود که امام جمعه از علمیت و  آگاهی دینی بالایی برخوردار نیست و درس‌های حوزوی او آنچنان قوی نبوده است و مطالعات تفسیری و حدیثی و تاریخی خوبی ندارد. بر این اساس قشرهای فهیم و عاقل به آن‌طور نماز جمعه‌ها جذب نمی‌شوند.
او خاطرنشان کرد: بنابراین هم خطبه‌ی اول باید از محتوای خوبی برخوردار باشد و هم در خطبه‌ی دوم باید درباره‌ی مصالح کلی کشور صحبت شود و مردم را به اتحاد و وحدت دعوت کنند و این که به دشمن بیرونی توجه کنند. وضعیت کشور و اطراف آن را روشن کنند اینکه ما باید چطور همراه هم باشیم و ارتباط دولت و ملت باید چگونه باشد. نمی‌گویم نباید به دولت تذکر بدهند؛ این حق امام جمعه است که به دولت و دولت‌مردان تذکر دهد اما با چه لحن و چه بیانی که بهانه به دست دیگران داده نشود. علاوه بر آن معمولاً اینها جلسات خصوصی دارند، امام جمعه‌ی یک شهرستان با فرماندار، فرمانده‌ی انتظامی، سپاه و… با همدیگر جلساتی دارند و این تذکرات می‌تواند در آنجا داده شود و اگر مورد توجه قرار نگرفت، لازم است با یک اشاره و کنایه‌ی متین در خطبه‌ی نماز جمعه گفته شود.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه با صراحت و برخوردهای چماقی و چکشی با نمایندگان دولت یا نماینده‌ی مجلس آن شهر برخورد کردن، شایسته نیست، اظهار کرد: گاه اختلافی بین نماینده و امام جمعه است و امام جمعه علیه نماینده و نماینده علیه امام جمعه حرف می‌زند. باید به این مسایل توجه شود و ولو نماینده‌ی آن شهر با امام جمعه مخالف است اما امام جمعه نباید از تریبون نماز جمعه چیزی علیه او بگوید. نباید این کار را انجام دهد چرا که نماز جمعه مرکز وحدت و کانون توحید است.
او با اشاره به اینکه در حوزه‌ها افراد بسیار لایق، فهیم و باسوادی وجود دارند اما متأسفانه از آن‌ها برای امامت جمعه استفاده نمی‌شود، گفت: دلیل اینکه استفاده نمی‌شود را باید از شورای ائمه‌ی جمعه پرسید. اگر معتقدند چنین افرادی نیستند، اعلام کنند تا ما اسامی افراد لایق را ردیف کنیم که این فرد با این ویژگی‌ها هم تحصیلات حوزوی بالا و هم تحصیلات دانشگاهی دارد، هم استاد دانشگاه است و هم بیان خوبی دارد، هم دینش خوب است و اهل  بخور و ببر و امثال آن نیست و اهل تقواست. بعد هم تحقیق کنند. یک بررسی در حوزه‌ها انجام دهند، دقیقاً می‌توانند  افرادی مناسب را پیدا کنند. البته آن افرادی که اهل فضل و دیانت هستند، تابع محض نیستند و برای خود، شأنی قایل هستند و مطالبی را می‌گویند که به نظرشان حق می‌آید و برای جامعه  صلاح می‌دانند. این ویژگی برای بعضی‌ها مشکل‌زاست و چندان نمی‌توانند به دنبال این ماجرا روند.
صفحه2 از326
بازگشت به بالا